تاریخ یهودیان در ایران
|
|
منابع یادشده در این مقاله بهصورت دقیق ارجاع داده نشدهاند. میتوانید با اصلاح نحوهٔ ارجاع به منابع بر طبق شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. |
تاریخ یهودیان در ایران به زمان عهد عتیق باز میگردد. در کتابهای اشعیا، دانیال، عزرا و نهمیا مطالب زیادی در مورد زندگی یهودیان در سرزمین پارس وجود دارد. در کتاب عزرا شاهان ایرانی به دلیل اجازه دادن به یهودیان برای بازگشت به اورشلیم و بازسازی معبد مورد احترام قرار گرفتهاند. بازسازی معبد بنا به دستور کورش، داریوش و خشایارشا انجام شد (عزرا ۶:۱۴). این اتفاق مهم در تاریخ یهودیان در قرن ۶ پیش از میلاد رخ داد که در آن زمان گروههای یهودی پابرجا و بسیار بانفوذ در ایران وجود داشتند.
یهودیان در سرزمین ایران فعلی از ۲۷۰۰ سال پیش زندگی کردهاند. اولین مهاجرت آنها به ایران از زمان شلمانصر پنجم و تسلط او بر پادشاهی اسرائیل (۷۲۲ پیش از میلاد) و اخراج یهودیان (۱۰ قبیله گم شده) به سمت خراسان است. در ۵۸۶ قبل از میلاد، بابلیان بر یهودیان چیره شدند و آنها را در بابل به اسارت گرفتند.
یهودیان ایران معمولا فقط در جوامع خود زندگی میکردند. یهودیان ایران قدیم امروزه جزئی کوچکتر از یهودیان کشورهای ایران بزرگ نظیر افغانستان، آذربایجان، شمال هند، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان هستند.
بعضی از این جوامع از جوامع دیگر به دور بودند و با آنها در ارتباط نبودند. در زمان اوج قدرت امپراتوری هخامنشی، تخمین زده میشود که یهودیان حدود ۲۰ درصد جمعیت ایران را تشکیل میدادند.
محتویات |
یهودیان در زمان کورش [ویرایش]
در قرن شش پیش از میلاد یهودیان سه بار از سرزمین اسرائیل اخراج شده و در بابل توسط نبوشادنذر به اسارت گرفته شدند. این اتفاقات در کتاب ارمیا (۵۲:۲۸-۳۰) تعریف شدهاند. در اولین اخراج در زمان جهویاشین در ۵۹۷ قبل از میلاد بخشی از معبد سلیمان تخریب شد و بعضی نخبگان اخراج شدند. بعد از ۱۱ سال یهودیان شورش کردند و شهر غارت شد و اخراجهای بیشتری شکل گرفت. پنج سال بعد ارمیا به یک اخراج دیگر اشاره میکند. بعد از اینکه هخامنشیان توسط کورش بر بابلیان پیروز شدند، یهودیان اجازه بازگشت به سرزمینشان را پیدا کردند (۵۳۷ قبل از میلاد). کورش به آنها اجازه داد که دین خود را آزادانه پیروی کنند که اینکار بر خلاف حکمرانان آشوری و بابلی قبلی بود.
معبد دوم [ویرایش]
کورش دستور با ساخت معبد دوم در مکان معبد اول داد، ولیکن قبل از پایان آن از دنیا رفت. داریوش، بعد از حکومت کوتاه کامبیز، بر امپراتوری ایران حاکم شد و دستور پایان معبد را داد. این کار با مشاوره پیامبران یهودیان هگای و زکریا انجام شد. بنای معبد در ۵۱۵ قبل از میلاد به پایان رسید که این زمان ۲۰ سال بعد از بازگشت یهودیان از اخراج بود.
هامان و یهودیان [ویرایش]
در کتاب استر، هامان یک اشراف زاده و وزیر در دربار شاه ایرانی اهاسئوروس است که معمولا توسط محققان با خشایار یکی دانسته میشود. هامان و همسر او زرش تصمیم میگیرند که یهودیان ایران را به قتل برسانند. این برنامه توسط ملکه یهودی خشایار، استر و عمویش موردخای خنثی میشود و در نتیجههامان و ده پسر او به دار آویخته میشوند. در کتاب استر نقل شدهاست که در سه روز بعد از این ماجرا یهودیان از دشمنان خود در سرتاسر امپراتوری ایران انتقام گرفته و ۷۵۰۰۰ نفر از دشمنان خود را نابود میکنند. این اتفاق همه ساله در عید پوریم جشن گرفته میشود.
حکومت پارتیان [ویرایش]
در کتابهای یهودی در مورد پارتیان مطالب کمی وجود دارد و لغت پارتی در آنها نقل نشدهاست. شاهزاده ارمنی، ساناتروسس به عنوان یکی از جانشینان اسکندر مقدونی یاد شدهاست. در زمانی بعد از تشکیل حکومت پارتیان، ارتش پارتی - بابلی توسط یهودیان مورد حمله قرار گرفت. شاه سوریه، آنتیوکوس سیداتس نیز بر علیه پارتیان اعلام جنگ کرد. بعد از اینکه ارتش آنها بر پارتیان چیره شد(۱۲۹ قبل از میلاد)، شاه دستور داد که دو روز آتش بس برای شبات یهودیان و شووت انجام شود. در ۴۰ قبل از میلاد، هیرکانوس دوم که در دست یهودیان بود، توسط پارتیان دستگیر شد و آنها گوش او را بریدند تا اورا برای حکومت نامشروع جلوه دهند.
حکومت پارتیان یک حکومت مرکزی قدرتمند نبود و از شاهان کوچکنر متعددی تشکیل میشد. این عدم مرکزی بودن دارای مشکلاتی بود که یکی از آنها ایجاد گروههای راهزن یهودی در نهاردیا بود. با این وجود شاهان پارتی به خصوص آرساسیدیان نسبت به دینهای دیگر بسیار با مدارا برخورد میکردند. حتی گزارشهایی نیز از اینکه بعضی از شاهان پارتی به یهودیت گرویدند وجود دارد. شاهان پارتی از یهودیان بسیار محافظت میکردند.
شاهان ساسانی [ویرایش]
در حدود قرن سوم بعد از میلاد، پارسیان دوباره قدرت گرفتند. در زمستان ۲۲۶ اردشیر اول آخرین شاه پارتی را سرنگون کرد و سلسله ساسانیان را جایگزین سلسله پارتیان کرد. با اینکه در زمان پارتیان اثرات یونانی تاثیر زیادی گذاشته بود، شاهان ساسانی تصمیم به گسترش فرهنگ ایرانی گرفتند و زبان پهلوی را به عنوان زبان رسمی و دین زرتشتی را به عنوان دین رسمی برگزیدند. این باعث شد که دینهای دیگر مورد فشار قرار بگیرند. یک کتیبه زرتشتی از موبدان در زمان شاه بهرام دوم دارای لیستی از دینهای دیگر (شامل یهودیت، مسیحیت، بوداییت،...) است که شاهان ساسانی از بین بردند است.
ولیکن شاپور اول با یهودیان بسیار دوستانه بود. او دارای دوستی با نام شموئل بود که به وسیله او یهودیان امتیازات بسیاری گرفتند. بر اساس نوشتههای ربیها، مادر شاپور دوم یهودی بود و از این رو بر اساس قوانین یهودیت خود او نیز یهودی محسوب میشود. این باعث شد که یهودیان امتیازات زیادی بگیرند و در انجام فرائض دینی خود کاملا آزاد باشند. او همچنین با یکی از ربیهای تلمودی به نام ربا بسیار روابط صمیمی داشت. دوستی ربا با شاپور دوم باعث شد بیشتر قوانین ضد یهودی لغو شود.
مسیحیان و یهودیان در زمان ساسانیان گاها مورد آزار قرار میگرفتند ولیکن این مطلب در مورد یهودیان که جوامع گستردهای به خصوص در شهرهایی مثل اصفهان داشتند بسیار کمتر از مسیحیان بود که تاثیر و قدرت کمی داشتند. در قرن پنجم و در زمان یزدگرد دوم و پیروز یهودیان دوباره تحت فشار قرار گرفتند.
ابتدای اسلام در ایران [ویرایش]
بعد از پیروز شدن مسلمانان در ایران، یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان دارای شرایط ذمی شدند. ذمیها دارای اجازه برای انجام دین خود بودند ولیکن باید مالیات اضافهای به نام جزیه پرداخت میکردند و از شرکت در جنگ نیز معاف بودند. ذمیهای همچنین دارای محدودیتهای اجتماعی نظیر حمل اسلحه، سوار شدن بر اسب، شهادت دادن در دادگاه بر علیه مسلمانان بودند و معمولا باید لباسی میپوشیدند که آنها را از مسلمانان متمایز کند. با اینکه بعضی از این قوانین به سختی اعمال نمیشد بیشتر آنها تا زمان حمله مغولها پابرجا بود.
مغولها [ویرایش]
حمله مغولها به ایران وضعیت یهودیان را بسیار بهبود بخشید. در سال ۱۲۵۵ میلادی مغولها به فرماندهی هولاکوخان به ایران حمله کردند و بغداد را گرفتند و حکومت عباسیان را پایان دادند. مغولها یک زیر شاخه از امپراتوری مغولی به نام ایلخانیان را مستقر کردند. ایلخانیان تمامی دینها را یکسان میدانستند و شاهان مغولی مالیات ذمیها را لغو کردند. یکی از شاهان ایلخانی، ارغون خان، حتی یهودیان را به بقیه ترجیح میداد و یک یهودی به نام سعدالدوله را به عنوان وزیر انتخاب کرد. این انتخاب شدیدا از طرف روحانیون مسلمان مورد انتقاد قرار گرفت و بعد از مرگ ارغون مسلمانان بر علیه یهودیان شوریدند.
بعد از اینکه غازان پسر ارغون در سال ۱۲۹۵ به دین اسلام گروید وضعیت یهودیان دوباره به ذمی بازگشت. محمد خدابنده الجایتو، جانشین غازان خان بعضی یهودیان را مجبور کرد که مسلمان شوند. معروفترین این افراد، رشیدالدین همدانی است که پزشک، تاریخدان و بازرگان بود و برای پیشرفت در دربار به دین اسلام گروید. ولیکن در سال ۱۳۱۸ او متهم به مسموم کردن محمد خدابنده الجایتو شد و اعدام گردید. سر او توسط مردم تا چند روز در شهر حمل میشد و مردم میگفتند:"این سر یهودی ای است که از نام خدا سوء استفاده کرد. خدا او را لعنت کند."حدود ۱۰۰ سال بعد جلالالدین میرانشاه تیموری قبر رشیدالدین همدانی را نابود کرد و بازمانده او به قبرستان یهودیان منتقل شد. در ایران بر خلاف دیگر کشورهای اسلامی که یهودیان بعد از گرویدن به اسلام مورد استقبال قرار میگرفتند، آنها همچنان مورد شک و سوءظن به دلیل نژاد یهودی خود تا چندین نسل بودند.
حکومت صفوی و قاجار [ویرایش]
در زمانی که مذهب شیعه توسط شاهان صفوی به دین رسمی ایران تبدیل گشت وضعیت یهودیان بدتر شد. اسلام شیعه توجه بسیار زیادی به مساله پاکی و نجاست داشت و یهودیان را نجس میدانست. از این رو هرگونه ارتباط بین یهودیان و مسلمانان باعث نجس شدن آنان و نیاز به غسل برای نماز خواندن میشد. از این رو شاهان صفوی و بیشتر مردم معاشرت بین یهودیان و مسلمانان را بسیار کم میکردند. یهودیان اجازه نداشتند به گرمابههای عمومی بروند و یا در زیر باران و برف از خانه خارج شوند زیرا ممکن بود نجاست آنان به مسلمانان سرایت کند.
در زمان شاه عباس اول ابتدا روابط با یهودیان بهبود یافت. او یهودیان از سراسر ایران را در اصفهان پایتخت جدید خود سکنی گزاند. ولیکن در اواخر حکومت او روابطش با یهودیان بد شد و بنا به توصیه یک یهودی مسلمان شده تصمیم گرفت که یهودیان را مجبور کند نشان و لباس خاصی بپوشند. در سال ۱۶۵۶ میلادی تمام یهودیان از اصفهان اخراج شده و مجبور به گرویدن به دین اسلام شدند. ولیکن بعد از اینکه معلوم شد که این مسلمانان تازه در خفی یهودی بودند و تنها دلیل مسلمان شدن آنها ندادن جزیه بود دوباره اجازه بازگشت به یهودیت را یافتند. ولیکن آنها همچنان مجبور بودند لباسهای مشخص داشته باشند.
در زمان نادرشاه افشار که سنی مذهب بود یهودیان دوباره قدرت یافتند و اجازه یافتند در شهر مشهد که برای شیعیان مقدس بود ساکن شوند. ولیکن با قدرت گرفتن شاهان قاجار که شیعه بودند دوباره وضعیت یهودیان بد شد. در قرن ۱۹ ج. ج. بنجامین در مورد وضعیت یهودیان ایران مینویسد:" آنها مجبورند در بخش مشخصی از شهر ساکن شوند، زیرا آنها موجوداتی کثیف محسوب میشوند. آنها با شدت بدرفتاری میبینند و اگر در خیابانی که مسلمانان در آن هستند وارد شوند مردم به آنها سنگ و خاک میزنند. به همین دلیل آنها اجازه ندارند در باران بیرون روند زیرا باران نجاست آنها را شسته و ممکن است به مسلمانان منتقل کند. اگر یهودی در خیابان شناخته شود مورد بدترین دشنامها قرار میگیرد. عابرین به صورت او تف کرده و بعضی وقتها او را به شدت کتک میزنند. اگر یهودی وارد یک مغازه شود حق ندارد اجناس را بازرسی کند. اگر دست او با هر جنسی برخورد کند باید بدون بحث و به هر قیمتی آن را خریداری کند. بعضی وقتها ایرانیان به محله یهودیها وارد شده و هر چیزی را که دوست داشتند با خود میبرند. اگر صاحب این اجناس شروع به دفاع از اموال خود کند ممکن است جانش را از دست بدهد. اگر یهودی در روزهای عاشورا در ماه محرم از خانه خود خارج شود حتما به قتل میرسد."
لرد کرزون در مورد تفاوت برخورد با یهودیان در نقاط مختلف در قرن ۱۹ چنین نوشتهاست:"در اصفهان که حدود ۳۷۰۰ یهودی در آن ساکن هستند وضعیت آنان بهتر از جاهای دیگر است. با اینکه آنها اجازه ندارند کلاه به سر بگذارند، مغاره در بازار داشته باشند، دیواری بلندتر از همسایه مسلمان خود بکشند و یا اسب سواری کنند. در تهران و کاشان نیز تعداد آنها زیاد است و وضعیت نسبتا خوبی دارند. در شیراز وضعیت آنان بسیار بد است. در بوشهر آنها فراوان هستند و نسبتا وضعیت خوبی دارند."
یک اروپایی دیگر نیز در مورد وضعیت یهودیان نوشتهاست:"در هر جشن عمومی، حتی در دربار و در برابر پادشاه، یهودیان جمع شده و بعضی از آنان به درون حوض انداخته میشوند، شاه و مردم از دیدن صحنه تلاش کردن آنان برای بیرون آمدن از حوض لذت میبرند. این برنامه هر وقت که یک استاندار جشن دارد نیز تکرار میشود، آتش بازی و یهودیان جزء همیشگی این برنامه هستند."
در قرن ۱۹ اتفاقات بسیاری نظیر قتل و یا مجبور کردن به مسلمان شدن به دستور روحانیون شیعه رخ داد. یکی از نمایندگان اتحاد جهانی آلیانس، که یک برنامه یهودی در کشورهای مختلف بود، از تهران در سال ۱۸۹۴ نوشتهاست:"هر زمانی که یک روحانی میخواهد معروف شده و از ناشناس بودن در آید به تبلیغ جنگ بر علیه یهودیان مشغول میشود." در سال ۱۸۳۰ یهودیان تبریز کشته شدند و در همان سال یهودیان شیراز نیز با زور به اسلام گرویدند. در سال ۱۸۳۹ یهودیان در مشهد کشته شده و مجبور شدند به دین اسلام بگروند. ولیکن اروپاییانی که به ایران مسافرت کردند گزارش میدهند که یهودیان در خفی همچنان به دین یهودیت پایبند بوده و در واقع مسلمان نشده بودند. یهودیان بارفروش در سال ۱۸۶۶ به زور مسلمان شدند. ولیکن بعد از دخالت سفیرهای انگلستان و فرانسه اجازه بازگشت به یهودیت را یافتند با اینکه ۱۸ یهودی کشته شده که دو تن از آنان زنده زنده سوزانده شدند. در سال ۱۹۱۰ یهودیان شیراز متهم شدند که در مراسم مذهبی خود یک دختر مسلمان را به قتل رسانده و از خون او برای پختن نان استفاده کردند. مسلمانان بسیار خشمگین شده و به محله یهودیان حمله کردند. در حالی که دولت سربازان را برای دفاع از یهودیان فرستاد. دوازده یهودی کشته شده و بسیاری زخمی شدند. اتحاد جهانی آلیانس بسیاری گزارشات دیگر نیز در مورد برخوردهای بین مسلمانان و یهودیان ثبت کردهاست. بسیاری از یهودیان در این زمان به فلسطین مهاجرت کردند.
حکومت پهلوی [ویرایش]
حکومت پهلوی برنامههایی پیش گرفت که زندگی یهودیان را بسیار بهبود داد. قدرت روحانیون شیعه کم شد و محدودیتها بر یهودیان برداشته شد. رضا شاه مجبور کردن یهودیان برای گرویدن به اسلام را ممنوع کرده و قانون نجاست یهودیان را لغو کرد. عبری در مدارس یهودی تدریس شد و برای اولین بار روزنامههای یهودی منتشر شد. یهودیان اجازه پیدا کردند که پستهای دولتی داشته باشند. ولیکن در سال ۱۹۲۰ مدارس یهودی تعطیل شد. به علاوه رضا شاه تمایلات زیادی نسبت به آلمان نازی پیدا کرد و یهودیان از اینکه مورد آزار قرار بگیرند نگران بودند. اکثریت مردم ایران در این زمان به شدت با یهودیان مخالف بودند.
در زمان تشکیل دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ احساسات ضد یهودی شدت یافت و این مسائل تا سال ۱۹۵۳ که دکتر محمد مصدق قدرت داشت ادامه یافت. شخص مصدق نیز با تشکیل دولت اسرائیل مخالف بود و آنرا نشانهای از امپریالیسم میدانست. در این زمان روحانیون شیعه قدرت یافتند و احساسات ضد یهودی افزایش یافت. در این زمان حدود ۱/۳ جمعیت یهودیان ایران به اسرائیل مهاجرت کردند. دیوید لیتمان نوشتهاست که جمعیت مهاجران یهودی ایرانی به اسرائیل بین سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۷۸ حدود ۷۰۰۰۰ نفر بودهاست.
بعد از اینکه دولت محمد مصدق سرنگون شد و محمدرضا شاه پهلوی سرکار آمد یهودیان بهترین شرایط خود را در ایران تجربه کردند. در سال ۱۹۷۰ فقط ۱۰ در صد از یهودیان فقیر محسوب میشدند. ۸۰ درصد طبقه متوسط و ۱۰ درصد بسیار ثروتمند بودند. با اینکه یهودیان فقط درصد بسیار کمی از جمعیت ایران را تشکیل میدادند در سال ۱۹۷۹ دو عضو از ۱۸ عضو آکادمی علوم ایران، ۸۰ نفر از ۴۰۰۰ استاد دانشگاه و ۶۰۰ نفر از ۱۰۰۰۰ پزشک ایران یهودی بودند.
قبل از انقلاب اسلامی در ایران ۸۰۰۰۰ نفر یهودی زندگی میکردند. از این تعداد ۶۰۰۰۰ نفر در تهران، ۸۰۰۰ نفر در شیراز، ۴۰۰۰ نفر در کرمانشاه، ۳۰۰۰ نفر در اصفهان، شهرهای خوزستان، علاوه بر کاشان، تبریز و همدان بودند.
در زمان انقلاب اسلامی بیشتر ایرانیان یهودی علی الخصوص ثروتمندان آنان در تهران و اصفهان و کرمان مهاجرت کردند. جمعیت مهاجران چیزی حدود ۵۰۰۰۰ تا ۹۰۰۰۰ نفر تخمین زده میشود.
قبل از تشکیل کشور اسرائیل ارومیه دارای ۷۰۰ یهودی آرامی زبان بود. در سال ۲۰۰۶ فقط دو خواهر یهودی در ارومیه وجود دارند.
جمهوری اسلامی [ویرایش]
در زمان تشکیل کشور اسرائیل حدود ۱۴۰۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰۰ نفر یهودی در ایران ساکن بودند. بیشتر از ۸۵ درصد این افراد به اسرائیل و یا آمریکا مهاجرت کردند. بعد از انقلاب اسلامی این مهاجرت شدت یافت و جمعیت یهودیان از ۱۰۰۰۰۰ به ۴۰۰۰۰ نفر کاهش یافت. در اوائل انقلاب یکی از تجار یهودی به نام حبیب القانیان که رهبر جامعه یهودیان بود دستگیر شده و به جرم فساد، ارتباط با اسرائیل و صهیونیسم، دوستی با دشمنان خدا و امپریالیسم اقتصادی اعدام شد. او یکی از ۱۷ یهودی است که از زمان انقلاب تاکنون به جرم جاسوسی اعدام شدهاند.
در مورد جمعیت کنونی یهودیان در ایران اختلاف نظر وجود دارد. در دهه ۸۰ این جمعیت چیزی حدود ۲۰۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ نفر تخمین زده میشد و در دهه ۹۰ به ۳۵۰۰۰ نفر افزایش یافت. در حال حاضر این جمعیت چیزی حدود ۴۰۰۰۰ نفر است که ۲۵۰۰۰ نفر از آنها در تهران ساکن هستند.
نظرها در مورد کیفیت زندگی یهودیان در ایران متفاوت است. هارون یشیایی از رهبران یهودیان ایران اعتقاد دارد که ایران یهودیت و صهیونیسم را دو مطلب جدا میداند. در خفی بسیاری از ایرانیان یهودی از تبعیض به مصاحبه کنندگان اروپایی شکایت میکنند. دولت ایران مدیر مدارس یهودی را منصوب میکند و این مدیران اکثرا مسلمان هستند. این مدارس در روز شبات یهودیان نیز باز هستند. آخرین روزنامه یهودی در سال ۱۹۹۱ بعد از اینکه از دولت انتقاد کرد بسته شد.
منابع [ویرایش]
- رومن گیرشمن، ایران از ابتدای تاریخ تا فتح اسلامی.
- دایره المعارف جودایکا، ایران.
- برنارد لوئیس، یهودیان اسلام.
- دیوید لیتمان، یهودیان تحت حکومت مسلمانان: در ایران.
- سبار شلوم، فرزندان استر: پرتره یهودیان ایران.
- هومن سرشار، فرزندان استر: پرتره یهودیان ایران.
- مشارکت کنندگان ویکیپدیای انگلیسی، History of Jews in Iran، بارگرفته شده در ۲۰ مرداد 1391.