اعدام زندانیان سیاسی (تابستان ۱۳۶۷)
اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ١٣۶٧ واقعهای بود که طی آن عده بسیاری از زندانیان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی در ایران در ماههای مرداد و شهریور ١٣۶٧ اعدام شدند. به طور کلی جرم زندانیان همکاری با سازمانهای مخالف جمهوری اسلامی به خصوص سازمان مجاهدین خلق ایران و همچنین طیفهای مختلف گروههای چپ و کمونیست بود.[۱][۲] تعداد قربانیان این واقعه نزد مراجع مختلف متفاوت و بین ۲۵۰۰ تا ۵۰۰۰ نفر است. بیشتر اعدامشدگان زندانهای تهران در گورهای ناشناس گورستان خاوران به خاک سپردهشدند.[نیازمند منبع]
محتویات |
پیشزمینهٔ تاریخی
در مورد علل وقوع واقعهٔ تابستان ۶۷ و پیش زمینههای آن نظرات مختلفی وجود دارد. برخی ایران را ادامهٔ جدال جمهوری اسلامی با سازمان مجاهدین خلق به طور اعم و واکنش به عملیات "فروغ جاویدان" به طور اخص میدانند. برخی آن را ادامهٔ کشتار زندانیان سیاسی میدانند که در سال ۶۰ شروع شده بود[نیازمند منبع] و به دلایل مختلفی در سالهای ۶۳ و ۶۴ متوقف شده بود. نظریات مختلف دیگری نیز وجود دارد.
منتظری در نامه به خمینی و در اعتراض به اعدام محکومین زندانها، مورخه ۹ مرداد ۱۳۶۷ مینویسد:
«پس از عرض سلام و تحیت، به عرض میرساند راجع به دستور اخیر حضرتعالی مبنی بر اعدام منافقین موجود در زندانها، اعدام بازداشت شدگان حادثه اخیر را ملت و جامعه پذیرا است و ظاهراً اثر سویی ندارد ولی اعدام موجودین از سابق در زندان آنها اولاً در شرایط فعلی حمل بر کینه توزی و انتقام جویی میشود.....»[۳]
در کتاب "پاسداشت حقیقت" که در دهه ۸۰ و در جمهوری اسلامی توسط دفتر تدوین تاریخ ایران به چاپ رسید این واقعه بیشتر ادامهٔ درگیری سازمان مجاهدین و جمهوری اسلامی به طور کلی تصویر شده است.
به نوشتهٔ این کتاب: در تابستان ۱۳۶۷ و پس از عملیات مسلحانه فروغ جاویدان از سوی «سازمان مجاهدین خلق» و حمله به خاک ایران از طریق مرزهای غربی ایران و با پشتیبانی رژیم بعث عراق مجاهدین در «قالب یک ارتش متجاوز ظاهر شد، که از پشتیبانی کامل نیروهای نظامی بیگانه برخوردار بود.»(رضایی و سلیمی نمین، پاسداشت حقیقت:۱۴۸)
"همزمان با پیشروی نیروهای سازمان مجاهدین خلق به داخل خاک ایران، بروز تحرکات و تنشهایی در زندان با سردمداری برخی از اعضای سازمان مجادین خلق، آغاز فعالیتهای برخی هواداران سازمان در سطح جامعه و ایجاد حرکتهایی برای برپایی آشوب و شورش در سطح شهرها و انتشار پیامهای مستمر سازمان از طریق رادیو و تحریک مردم به شورش رخ میدهد." (رضایی و سلیمی نمین، پاسداشت حقیقت:۱۴۲)
حسن پویا، از فعالان ضد جمهوری اسلامی در کانون خاوران، در مطلب خود "پروژهٔ قتلعام تابستان ۶۷" این اعدامها را ادامه کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۰ میداند که به دلیل فشارهای بینالمللی در سالهای ۶۳ و ۶۴ متوقف شده بود.[نیازمند منبع]
آغاز ماجرا
حکم روحالله خمینی
عملیات فروغ جاویدان روز ۳ مرداد آغاز شد و ۷ مرداد پایان یافت. اعدامها نیز از روز ۷ مرداد شروع شدند.[نیازمند منبع]
«پس از تهاجم نیروهای سازمان مجاهدین با پشتیبانی ارتش عراق به داخل ایران ... خمینی حکمی را درباره بررسی مجدد پرونده ... [افراد] زندانی که همچنان بر سر موضع خود بودند و صدور حکم محکومیت اعدام برای کسانی که برنامه شورش در زندان همزمان با برنامههای بیرون سازمان داشتند، صادر کردند.»(رضایی و سلیمی نمین، پاسداشت حقیقت:۱۴۲) که متن نامهها در خاطرات حسینعلی منتظری که در آن زمان از مقامات رده بالای جمهوری اسلامی و قائم مقام رهبری بوده است، و با اعدامها مخالف بودهاست، وجود دارند.
خمینی آنها را «محارب» اعلام میکند و چنین حکم میدهد:
«از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه میگویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کردهاند، با توجه به محارب بودن آنها و جنگ کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاریهای حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنها برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانهٔ آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تا کنون، کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و میکنند، محارب و محکوم به اعدام میباشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجتالاسلام نیری دامت افاضاته (قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نمایندهای از وزارت اطلاعات میباشد، اگر چه احتیاط در اجماع است، و همین طور در زندانهای مراکز استان کشور رای اکثریت آقایان قاضی شرع، دادستان انقلاب و یا دادیار و نماینده وزارت اطلاعات لازم الاتباع میباشد، رحم بر محاربین سادهاندیشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردیدناپذیر نظاماسلامی است، امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید، آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند اشداء علی الکفار باشند. تردید در مسائل قضایی اسلام انقلابی نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا میباشد. والسلام»[۴][۵][۶]
سیداحمد خمینی که در آن زمان رئیس وقت دفتر خمینی بود در نامهای در مورد جزییات این اعدامها میپرسد و تاکید میکند آیا این حکم شامل کسانی که محاکمه شدهاند و دوران زندانشان به زودی تمام میشود هم هست یا نه؟ و در مورد محکومان از شهرستانهایی که استقلال قضایی هم دارند چطور؟ پاسخ روحالله خمینی بدینگونه است که:
بسمه تعالی در تمام موارد فوق هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سریعاً دشمنان اسلام را نابود کنید. در صورت رسیدگی به وضع پروندهها در هر صورت که حکم سریعتر اجرا گردد همان مورد نظر است.[۷][۸]
تشکیک در دستخط خمینی
منتظری در خاطرات خود مینویسد که در آن زمان گفته میشد که نامه اول به خط احمد خمینی نوشته شده است.[۹] و در مورد نامه دوم هم آشکارا دستخط خط سوال کننده و پاسخ دهنده نامه یکسان است.[۱۰]
وقایع در زمان اعدامها
نماز جمعه
هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود مینویسد «با آقای موسوی اردبیلی در باره مطالب خطبه های جمعه (۱۴ مرداد) مذاکره کردیم.» در این روز (یک هفته بعد از شروع اعدامها) موسوی اردبیلی در نماز جمعه گفت: «جمع کثیری از ایران رفتهاند و آنجا[عراق] برای خودشان بساط و دستگاه و سازمان درست کردهاند. یک جمعی هم در ایران در زندان ها هستند... مردم علیه اینها آن چنان آتشی هستند، قوه قضایی در فشار بسیار سخت افکار عمومی است که چرا اینها را محاکمه می کنید؟ اینها که محاکمه ندارند، حکمش معلوم، موضوعش هم معلوم است و جزایش نیز معلوم می باشد. قوه قضایی در فشار است که اینها چرا محاکمه می شوند، قوه قضایی در فشار است که چرا تمام اینها اعدام نمیشوند و یک دستهشان زندانی می شوند (شعار:"منافق زندانی اعدام باید گردد" از سوی نمازگزاران)»[۱۱]
اعتراضات از درون حکومت ایران
حسینعلی منتظری در اعتراض به این اعدامها دو بار به تاریخ ۹ و ۱۳ مرداد به خمینی نامه نوشت و خمینی در تاریخ ۱۵ مرداد به او پاسخ داد. خمینی در نامه عزل منتظری نوشت: «در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند ومیبینید که چه خدمت ارزندهای به استکبار کرده اید.»[۱۲] میرحسین موسوی در تاریخ ۱۵ شهریور استعفا داد که با مخالفت شدید علی خامنهای و روحالله خمینی مواجه گشت. گرچه او در نامه استعفا، اختلاف با مجلس بر سر وزرای پیشنهادی را عامل استعفا دانسته است[۱۳]، امیرارجمند سخنگوی موسوی بی اطلاع گذاشتن او از موضوع اعدامها را عامل استعفا میشمارد و میگوید موسوی خواهان تشکیل هیات تحقیق در این مورد شده بود;[۱۴] هر چند شخص موسوی هرگز اعلام برائت از آن اعدامها نکرد و همواره در مقابل آن سکوت نموده است. موسوی اردبیلی نیز بعدها مدعی شد با این اعدامها مخالف بوده و در مخالفت سه بار به خمینی نامه نوشته است، او میگوید خمینی گفت:«که اینها دروغ می گویند و سر موضع هستند»، من عرض کردم: «من به این مطلب نرسیدم»، فرمودند: «ما رسیدهایم»[۱۱]
پایان اعدامها
بنابر کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی، دو ماه پس از آغاز اعدامها در روز ۵ مهر ۱۳۶۷، روحالله خمینی بررسی وضعیت باقیمانده زندانیان سیاسی را به مجمع تشخیص مصلحت نظام واگذار نمود با تاکید بر اینکه این رسیدگی مطابق روال معمول و قبل از حوادث اخیر انجام شود. وزارت اطلاعات از این امر استقبال کرد ولی برخی قضات اوین مخالفت کردند و نظر تندتری داشتند.[نیازمند منبع]
اعدامها به روایت جمهوری اسلامی
در آستانه عملیات فروغ جاویدان، مسعود رجوی گفت: «براساس تقسیمات انجام شده، ۴۸ ساعته به تهران خواهیم رسید... از پایگاه نوژه هم ترسی نداشته باشید؛ هر سه ساعت به سه ساعت دستور می دهم هواپیماهای عراقی بیایند و آنجا را بمباران کنند. پایگاه هوایی تبریز را هم با هواپیما هر سه ساعت به سه ساعت مورد هدف قرار خواهیم داد... از طرفی درب زندان ها که باز شود آنها هم با ما هستند و با ما همراهی خواهند کرد. نیروهای زندان بالقوه با ما هستند.» این سخنان ۳ روز قبل از آغاز عملیات و یک هفته قبل از آغاز اعدامها در تالار اجتماعات قرارگاه اشرف گفته شد.
مطابق روایت رسمی جمهوری اسلامی، زندانیان مجاهدین از حمله خبر داشته و خشنودی خود را از طریق برپایی جشن و سرودخوانی در زندان اعلام کرده بودند. آنان قرار بود پس از اشغال هر شهر، به ارتش او پیوسته و در فتح تهران شرکت کنند و به همین دلیل، آنها به عنوان مزدوران دشمن متجاوز در زمان جنگ (محاکمه صحرایی) اعدام شدند.
مقامات جمهوری اسلامی گر چه به طور صریح در مورد این واقعه و ابعاد آن سخن نمیگویند اما در موارد متعدد وجود آن را پذیرفتهاند.[۱۱]
اعدامها به روایت زندانیان سیاسی آن دوره و اپوزیسیون جمهوری اسلامی
اعدامهای تابستان ۶٧ پیش زمینههایی تاریخی داشت اما از نظر عملی خیلی ناگهانی آغاز شد و زندانیان به هیچ وجه از جزییات آن خبر نداشتند. در ضمن به طور کلی اعدامها دو ماه طول کشید. در ماه مرداد زندانیان مجاهد (طرفداران سازمان مجاهدین خلق) اعدام شدند و در ماه شهریور زندانیان کمونیست و چپ. در زیر روند با جزییات بیشتری توضیح داده میشود. این روندی است که در تهران و زندانهای گوهردشت و اوین اتفاق افتاده است در مورد جزئیات اعدامها در سایر شهرستانها منابع کافی در دست نیست اما پروسهای مشابه در شهرستانهای دیگر گمان برده میشود.[نیازمند منبع]
آغاز
اکثر مراجع روزهای پنجم تا هفتم مرداد را هنگام آغاز اعدامها میدانند (عملیات فروغ جاویدان سوم مرداد آغاز شد)[۱۱] اما یرواند آبراهامیان این روز را ۱۹ ژوئیه (برابر با ۲۸ تیر) نگاشته است. بهرحال در این روز در سراسر ایران اقدامات خاصی در زندانها صورت گرفت و تلویزیونها و روزنامهها جمع شد و زندانیان محدود شدند.
حسن پویا، از فعالان کانون خاوران، در این مورد میگوید:"از روز جمعه ٧ مرداد ۶٧، به عنوان اولین اقدام، تلویزیون بندها را جمع می کنند و از فردای آن روز زندانیان سیاسی سراسر ایران از ملاقات، رفتن به بهداری، هواخوری و روزنامه محروم می شوند."[نیازمند منبع] و یرواند آبراهامیان مینویسد:" در نخستین ساعات روز جمعه ٢٨ تیرماه ١٣۶٧ (١٩ جولای ١٩٨٨) حصارهای آهنینی بر گرد زندان های اصلی در سرتاسر ایران کشیده شد. دروازهها بسته و تلفنها قطع شد. تلویزیونها را از برق کشیدند و از توزیع نامه ها، روزنامهها و بسته های دارویی (در زندان ها) خودداری ورزیدند. ساعات ملاقات منحل شد و بستگان زندانیان را از حول و حوش زندانها پراکنده ساختند. به زندانیان دستور داده شد که در سلول های خود باقی بمانند و از صحبت با نگهبانان و کارگران افغانی خودداری کنند. رفتوآمد به مکان های عمومی مانند درمانگاه ها، کارگاه ها، قرائت خانه ها، تالارهای تدریس و حیاطها ممنوع شد."
محاکمه و اعدامهای مرداد
ماه مرداد ماه محاکمه و اعدام "منافقین" (اعضای سازمان مجاهدین خلق) بود.[نیازمند منبع]
به دستور روحالله خمینی برای محاکمه کمیسیونی متشکل از نماینده وزیر اطلاعات، قاضی شرع و دادستان ایجاد شده بود. راس این گروه فردی به نام حسینعلی نیری بود. آنها دو بار در هفته با هلیکوپتر بین زندان گوهردشت و زندان اوین رفتوآمد میکرد. این گروه را اپوزیسیون «کمیسیون مرگ» مینامد و نیز نزد آنان به «کمیسیون هوابرد مرگ» هم معروف است.
از روز شنبه ٨ مرداد کمیسیونی به سرپرستی "نیری" در ساختمان دادگاه واقع در طبقه اول زندان گوهر دشت مستقر می گردد و کشتار[نیازمند منبع] را با "محاکمه مجدد" مجاهدین، آنهم از زنان مجاهد آغاز می کند.[نیازمند منبع] به گفتهٔ حسن پویا، یرواند آبراهامیان و گزارشهای متعدد شاهدان واقعه و تمام گزارشهای سازمانهای اپوزیسیون از این واقعه، ابتدا از هر یک از مجاهدین گرایش سیاسیشان سوال میشود و اگر کسی میگفت "مجاهدین" در جا به اعدام محکوم میشد(زیرا جمهوری اسلامی مجاهدین را با نام منافقین میشناسد و نفس ذکر نام مجاهدین به معنی موافقت با آنان و "پافشاری بر نفاق" گرفته شده است). کسانی که پاسخ داده بودند "منافقین" با سوالهای دیگری روبرو میشدند.
"آیا حاضرید در مصاحبه تلویزیونی منافقین را محکوم کنید؟"، "آیا حاضرید طناب دار را به گردن یک عضو فعال منافقین بیندازید؟"، " آیا حاضرید میدانهای مین گذاری شده را برای ارتش اسلام پاکسازی کنید؟" و پاسخ منفی به هریک از این سؤالات به معنی محکومیت به اعدام بود.[نیازمند منبع]
همین پروسه چندروز زودتر در اوین نیز شروع شده بود. به روایت آبراهامیان: "در گوهردشت، زندانیان می توانستند چهره بازجویان خود را ببینند ولی در اوین آنها را با چشم بسته به بازجویی می بردند."
یرواند آبراهامیان پروسهٔ اجرای حکم اعدام مجاهدین را این گونه توصیف میکند:"کسانی که پاسخ های نامساعد می دادند، یا حاضر به زبان آوردن "منافقین" نبودند، بی درنگ به اتاق ویژه ای هدایت می شدند. در آنجا انگشترها و عینک هایشان ضبط و به آنها گفته می شد که وصیت نامه نهایی خود را بنویسید. آن گاه آنها را به سوی چوبه های دار که پنهانی، هم در تالار سخن رانی گوهردشت و هم در حسینیه اوین برپا شده بود می بردند و در گروه های ۶ نفری به دار می آویختند. جان کندن بعضی از آنها تا ١۵ دقیقه به طول می انجامید چون به جای این که دریچه ای پنهانی از زیر پایشان در رود و به پایین بیفتد به همان شیوه قدیمی حلق آویز می شدند. پس از گذشت چند روز، مأموران اعدام که بیش از حد خسته شده بودند تقاضا کردند که محکومین تیرباران شوند ولی با این تقاضا، به این عنوان که طبق حکم شرع مرتدین و دشمنان خدا باید حلق آویز شوند مخالفت به عمل آمد. البته این بهانه ای بیش نبود. چون طی یک دهه محکومین به "فساد فی الارض" به وسیله جوخه های آتش اعدام شده بودند. دلیل اصلی استفاده از طناب حفظ سکوت و پنهان کاری کامل، هم در قبال دنیای خارج و هم در برابر بخشهای دیگر همان زندان بود. به چپ گرایان گفته شد که مجاهدین به زندان های دیگر انتقال یافته اند، اما بعضی از زندانیان با مشاهده کامیون های مجهز به سردخانه و پاسداران ماسک به صورت که به آمفی تئاتر رفتوآمد داشتند جریانات مشکوکی را حدس زدند. با وجود این آنها نمی دانستند که علت استفاده از ماسک توسط پاسداران این است که دستگاه های "فریزر" در مرده شویخانه زندان از کار افتاده است. یکی از پاسداران ادعا کرد که آنها "فقط مشغول تمیز کردن سلول ها هستند."
آبراهامیان هم چنین در شرح گستردگی این اعدامها میگوید:"زنی از گروه های چپ گرا می نویسد که هیچ یک از ۵٠ مجاهدی که با او در یک بخش زندانی بودند به بندهای خود باز نگشتند. به نوشته مردی متعلق به همان گرایش، هیچ کدام ١٩۵ تن از ٢٠٠ مجاهدی که در یکی از بخشهای زندان گوهردشت نگهداری می شدند بازنگشتند. گزارش دیگری حاکی است که حسینعلی نیری مصمم بود حداکثر صدمه را (به مخالفان سیاسی) وارد کند. در حالی که اشراقی با حالتی نه چندان قاطع سعی داشت راه اعتدال بپیماید."
محاکمه و اعدامهای شهریور
شهریور ماه محاکمه و اعدام زندانیان کمونیست و چپ بود.[نیازمند منبع] اینها عمدتاً تعلق سازمانی به یکی از سازمانهای مخالف جمهوری اسلامی داشتند. انشعابات مختلف چریکهای فدایی خلق، سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، حزب توده ایران، سازمان انقلابی کارگران ایران (راه کارگر)، سازمان پیکار، کومهله، حزب کمونیست ایران و دیگر سازمانهای کوچک چپی از این سازمانها بودند.[نیازمند منبع]
در ماه شهریور توجه کمیسیون مرگ به چپیها جلب شد و پرسش و پاسخ از آنها از 5 شهریور و از زندان گوهردشت آغاز گشت. "آیا شما مسلمانید؟"، "آیا به خدا اعتقاد دارید؟"، "آیا به بهشت و جهنم معتقد هستید؟"، "آیا محمد را بهعنوان خاتم انبیاء قبول دارید؟"، "آیا در ماه رمضان روزه می گیرید؟"، "آیا قرآن می خوانید؟"، "آیا هر روز نماز می خوانید؟"، "آیا ترجیح می دهید با یک مسلمان هم بند شوید و یا یک غیرمسلمان؟"، "آیا حاضرید زیر ورقه ای را دایر بر اینکه به خدا، به پیغمبر، به قرآن و به روز رستاخیز ایمان دارید امضا کنید؟" و پر معناتر از همه: "آیا در خانواده ای بزرگ شده اید که پدر در آن نماز می خواند، روزه می گرفت و قرآن می خواند؟"[نیازمند منبع]
به ادعای بازماندگان واقعهٔ ۶۷[چه کسی؟] و سازمان عفو بینالملل و تاریخنویسانی همچون آبراهامیان، تنها یک جواب غلط به این سوالها میتوانست به اعدام شخص مربوطه منتهی شود. بخصوص سوال آخر که جواب مثبت به آن به معنی اعدام بود زیرا بر "ارتداد" فرد تاکید میکرد زیرا طبق موازین فقهی، فقط کسی را میتوان مرتد شناخت که در یک خانواده معتقد مسلمان و در سایه پدری که به طور مرتب نماز و قرآن می خوانده و در ماه رمضان روزه می گرفته نشو و نما کرده باشد.[نیازمند منبع]
در ضمن اگر کسی بر مسلمانی خود تاکید میکرد اما میگفت نماز نخوانده است تنها به شلاق محکوم میشد. برای هر وعده نماز ۱۰ ضربه و روزی حداکثر ۵۰ ضربه.[نیازمند منبع]
در مورد زنان کمونیست، به حکم شرع در مورد زن مرتد یعنی «توبه یا مرگ زیر شلاق» عمل میشده است و از همین رو زنان کمونیست یا زیر شلاق میمردند یا اسلام را میپذیرفتند.[نیازمند منبع]
اعتراضهایی از طرف زندانیان به این محاکمهها صورت میگیرد و بعضاً کسانی اعتصاب غذا میکنند که شلاق میخورند و بعضاً زیر شلاق کشته میشوند. سرور درویش کهن و جلیل شهبازی از کسانی هستند که اینگونه کشته میشوند.[نیازمند منبع]
آبراهامیان روند اعدامها را اینگونه توصیف کرده است:"این بازجوئی ها که به مدت سه ماه ادامه یافت، در اوین و گوهردشت در تالار اصلی دادگاه صورت گرفت. بخشی از بازجویی ها حالت شفاهی داشت، و بخش دیگر به شکل پرسش نامه های ماشین شده انجام پذیرفت. بعضی از زندانیان می توانستند بازجویان خود را ببینند ولی دیگران در پشت پاراوان های بلند پنهان شده بودند. کسانی که جوابهایشان پذیرفتنی بود به سوی راست تالار دادگاه و آنها که پاسخ هایشان غیرقابل قبول بود به سمت چپ تالار هدایت می شدند، دسته نخست را به بندهای خود باز می گرداندند و به آنها دستور نماز خواندن می دادند اگر زندانی از خواندن یک نوبت نماز خودداری می کرد از بابت آن ده ضربه تازیانه به او می نواختند و مجازات کسی که در روز از به جا آوردن هر پنج نوبت نماز خودداری می ورزید، پنجاه ضربه شلاق بود. آنهایی که نتوانسته بودند با موفقیت به پرسش ها پاسخ گویند و مردود شناخته شده بودند، بعد از یک وقفه ی کوتاه برای تحویل مایملک مختصر و نوشتن آخرین وصایای خود به سوی چوبه های دار برده می شدند. بعضی از آنها به گفته خود توانستند جان سالم به در ببرند، چون در ازدحامی که به وجود آمده بود به طور اشتباه به سمت دری که نمی بایست هدایت شدند. جان به در بردگان به یاد می آورند که چگونه صحبت مربوط به نوشتن آخرین وصیت نامه را شوخی می پنداشتند چون نمی توانستند تصور کنند که چنان پرسش هایی ممکن است سرنوشت مرگ و زندگی یک نفر را تعیین کند.
رفتاری که با زنان صورت گرفت تا اندازه ای پیچیده تر بود. در حالی که زنان مجاهد به عنوان "محارب خدا" به دار آویخته شدند، به زن های متعلق به سازمان های چپ، حتا اگر در خانوادههای مذهبی هم پرورش یافته بودند، فرصت دیگری ارزانی شد چون آنها (بهعنوان زن) بطور کامل مسئول اعمال خود شناخته نمیشدند. زن بودن در جمهوری اسلامی برای خود امتیازاتی دارد! آن ها در قبال هر نوبت نمازی که نخوانده بودند، ۵ ضربه شلاق "تغزیر" می شدند. بعد از مدتی، بسیاری از آنها پذیرفتند که نماز بخوانند. یکی از آنها دچار کابوس می شود. برخی از زنان دست به اعتصاب غذا زدند و حتا از نوشیدن آب خودداری ورزیدند. یکی از آنها بعداز ٢٢ روز اعتصاب غذا و تحمل ۵۵٠ ضربه شلاق درگذشت. مقامات زندان برای او بهعنوان خودکشی گواهی مرگ صادر کردند. چون در هر حال "او بود که تصمیم مربوط به خودداری از گزاردن نماز را اتخاذ کرده بود."
به این ترتیب پس از محاکمه و اعدام مجاهدین، چپها و کمونیستها نیز محاکمه و اعدام شدند.[نیازمند منبع]
مخالفتها با روایت بازماندگان از آن واقعه
با توجه به این که محاکمهها برای این اعدامها شدیداً شخصی و خصوصی صورت میگرفته است منابع جمهوری اسلامی روایت بازماندگان آن واقعه (که روایت آبراهامیان، تاریخ دان، نیز با آن مطابق است) را دارای نواقصی میدانند و معتقد به وجود اغراق در آن هستند. در کتاب پاسداشت حقیقت که در دهه ۸۰ شمسی در جمهوری اسلامی منتشر شده است، نویسندگان میگویند:" «در این گونه مدعیات مطرح شده ... بسیار میتوان مناقشه کرد. بر فرض یکی دو نفر به خاطر آنکه نمیدانند قضیه از چه قرار است نمیگویند حاضریم روی مین برویم یا حاضر به انجام مصاحبه تلویزیونی نمیشوند، یا در پاسخ به این سوال که تو سر موضعی؟ بلافاصله میگویند بله و خلاصه به این دلایل فوری او را میبرند و اعدام میکنند. اما مگر بقیه تا این حد ساده لوح و ابلهند که بلافاصله نفهمند قضیه از چه قرار است و مثلاً در مقابل این سوال که آیا حاضری روی مین بروی یا خیر؟ در حالی که نه اصلاً مینی موجود در آنجا موجود است که فرد مزبور ناچار باشد عملاً هم گفته خود را ثابت کند و نه به دلیل پذیرش قطعنامه از سوی ایران قرار به ادامه جنگ است که او را به جبهه بفرستند و خواستار وفای به عهدش شوند، . طبعاً پاسخ مقتضی را برای دچار نشدن به سرنوشت نفر قبلی میدهند. به هر حال این گونه مدعیات چندان ارزش پاسخ گویی ندارند و با توجه به محتوای خود آنها و همچنین روال پیش گرفته شده ... برای دستیابی به اهداف خاص، وضعیت آنها روشن است... در واقع آن گونه که ... درباره این قضیه سخن گفته شده... و با چنان روشهایی که به اجرا درآمد قاعدتاً دیگر نمیبایست حتی یک نفر از زندانیان این سازمان در زندانها باقی بماند.»(رضایی و سلیمی نمین، پاسداشت حقیقت: ۱۴۹)
پس از اعدامها
آبراهامیان مینویسد:"به خویشاوندان قربانیان تا بعد از تاریخ ۴ آذر ماه (٢۵ نوامبر) هیچ اطلاعی درباره ی اعدام آنها داده نشد. بعضی از آنها با تلفن، به کمیتهها و معدودی نیز به خود زندان اوین احضار شدند تا اثاثیه شخصی و یا آخرین وصیتنامه های اعدام شدگان را، در مواردی که این وصیتنامهها بی زیان تشخیص داده شده بود، تحویل بگیرند. برای آنکه از ازدحام جلوگیری شود آنها را در گروه های جدا از هم و طی چندین هفته به مراکز مورد نظر فراخواندند. به بستگان اعدام شدگان صریحا اعلام شد که حق برگزاری مراسم چهلمین روز درگذشت آنها و گرد آمدن در گورستان های بهشت زهرا و گلزار خاوران را ندارند. در این گورستان ها، مارکسیستها را به این عنوان که "نجس" هستند جدا از دیگران به خاک سپردند. به این ترتیب احکام مربوط به ارتداد درباره مردگان نیز به مرحله ی اجرا گذاشته شد."[نیازمند منبع]
تعداد اعدامیان
به علت اینکه جمهوری اسلامی ایران همچنان بر سر کار است تعداد دقیق اعدامها هرگز فاش نشده است و بین مراجع مختلف در مورد آنها اختلاف وجود دارد. عموماً کمتر از هزار نفر حداقل و ۱۲ هزار نفر حداکثر شمرده میشود.[تحقیق دستاول؟] در اینجا سعی میشود ابتدا به اعداد اعلامشدهٔ منابع مختلف رجوع میشود و سپس به لیستهای مختلفی که از کشتهشدگان منتشر شده اشاره میشود.
سازمان عفو بینالملل "بیش از ۲۵۰۰ نفر" را اعلام کرده است. در ضمن لیست و نامهای مشخص حداقل پنج هزار نفر توسط سازمانهای مختلف اعلام شده است.[نیازمند منبع]
لیست کشته شدگان
اولین لیستی که از کشته شدگان انتشار یافت توسط سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) بود که تا حد امکان وابستگی سازمانی و محل مرگ را نیز تعیین میکرد. این لیست که نام ۶۱۵ نفر را در برداشت تنها مربوط به اوین و گوهردشت بود و به هیچ وجه کامل نبود.[تحقیق دستاول؟] در این لیست از ۶۱۵ نفر، ۱۳۷ نفر به مجاهدین، ۱۰۸ نفر به اکثریت، ۹۰ نفر به حزب توده، ۴۱ نفر به انشعابات دیگر فدایی، ۳۰ نفر به کومهله، ۱۲ نفر به راه کارگر، ۳ نفر به پیکار و بقیه به سایر تشکیلات چپی تعلق داشتند.
در سالهای پس از آن تلاشهای زیادی برای تهیه لیستی از قربانیان بوده که حاصلش جمع نامهای حدود پنج هزار نفر است.
کمیته موقت دفاع از زندانیان سیاسی ایران، کانون ایرانیان لندن، کانون حمایت از زندانیان سیاسی (در آخن، آلمان)، سازمان انقلابی کارگران ایران (راه کارگر)، سازمان اتحاد فداییان خلق ایران، حزب توده ایران، سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، کانون حمایت از زندانیان سیاسی ایران (داخل کشور) در سال ۶۷، حزب دموکرات کردستان ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، سازمان فداییان خلق (اقلیت) و دیگر انشعابات فدایی از جمله تشکلهایی هستند که تا بحال لیستی از قربانیان ارائه کردهاند. تعداد و جزییات هر کدام از این لیستها با دیگری متفاوت است.آیتالله منتظری در کتاب خاطرات خود، اظهار می کند که طبق گزارش هایی که به او دادهاند بین ۲۸۰۰ یا ۳۸۰۰ نفر را اعدام کردهاند.[۱۵]
کاملترین لیست این زمینه لیست سایر عصر نو است که از جمع تمامی لیستهای فوقالذکر حاصل شدهاست. این لیست که به همت ب.آزاده و ب.آذرکلاه جمعآوری شده جمعاً شامل ۴۴۸۱ نفر است.[۱۶]
مسئولان اعدامها
در زمان این اعدامها خمینی بالاترین مقام کشور بود و از طرفی بخش عمدهٔ اینها به دستور شخص او (نامه در بالا موجود است) و البته طبق ساز و کار مشخصی (محاکمه توسط هیأت سه نفره و صدور رأی بنابر رأی اکثریت که در مورد اعدام توصیه کرده بود، بنا را بر اجماع بگذارند) صورت گرفته بود. حسینعلی منتظری در این باره نامهای به خمینی نوشت و شخص روحالله خمینی را مسئول این اعدامها دانست و از او انتقاد کرد.[۱۷][۱۸][۱۹]
از دیگر افراد رده بالای آن زمان که در هنگام قتلعام زندانیان دارای مسئولیتهای مرتبطی بودند میتوان به این افراد اشاره کرد:
- حسینعلی نیری، عضو کمیسیون مرگ منصوب از طرف خمینی
- مرتضی اشراقی، عضو کمیسیون مرگ منصوب از طرف خمینی[۸]
- مصطفی پورمحمدی، نمایندهٔ وزارت اطلاعات در کمیسیون مرگ[۲۰]
اطلاعات نادرست در مورد مسئولان اعدامها
خمینی نام کوچک افراد منصوب را در نامه خود ذکر نکرده است و از همین رو اشتباهاتی در بسیاری منابع به وجود آمده است. نام حسینعلی نیری در بسیاری منابع خصوصاً در مطالب مجاهدین خلق به اشتباه ایرج نیری ذکر شده است.[۲۱] یرواند آبراهامیان، مرتضی اشراقی را رییس هیات و آیتالله میخواند در حالی که او اساساً روحانی نبوده است و در نامه خمینی هم، بر خلاف نیری که حجتالاسلام خوانده شده، هیچ لقبی ندارد. مسعود انصاری هم، در کتاب خود به نام کشتار، عکسی از آیتالله شهابالدین اشراقی (داماد خمینی) منتشر و او را مرتضی اشراقی معرفی نمودهاست.[۲۲]
محل دفن
معروفترین مزار اعدامیان تابستان ۶۷، گورستان خاوران در نزدیکیهای تهران است، گر چه آنها در گورهای دسته جمعی مختلفی در سراسر ایران دفن شدهاند.
اظهارات مقامات جمهوری اسلامی درباره اعدامها
آیت الله خمینی در آخرین نامه خود به آقای منتظری در بخشی از نامه چنین می نویسد: «مثلاً در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و میبینید که چه خدمت ارزندهای به استکبار کردهاید.»[۲۳][۲۴]
مجید انصاری رئیس سابق سازمان زندانها، رئیس فراکسیون «اصلاحطلبها» در مجلس پنجم و ششم و از گردانندگان مجمع روحانیون مبارز میگوید:
«عدهای از زندانیان در زندان تشکیلات داشتند که پس از عملیات مرصاد کشف شد. لذا اینان که تعداد بسیار کمی بودند پس از عملیات اعدام شدند».[۲۵]
علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه، از زندانیان اعدامی را افرادی دانست که در تلاش برای پیشروی به خاک ایران و یا قتل شخصیتهای سیاسی بودند، او خاطر نشان کرد:
«در این کشور کسانی که (اقدام به مبارزهٔ مسلحانه میکنند) باید کشته شوند و این قانون است... زندانیانی که در این ماههای اخیر اعدام شدهاند مجاهدین خلق بودهاند که سعی داشتند به داخل ایران پیشروی کنند. سایر اعدام شدگان نیز به قتل شخصیتهای سیاسی اعتراف کرده بودند.»[۲۶]
نظر محمد جواد لاریجانی معاون سابق وزیر خارجه، در مصاحبه با کانال ۲ بی بی سی چنین بود:
خبرنگار: «چند اعدام از این نوع (قتلعام پس از آتش بس) وجود داشته است؟»
لاریجانی: «من دقیقاً نمیدانم. فکر نمیکنم تعداد زیادی باشد.... هزار نفر دو هزار نفر چیز زیادی نیست. ما دو میلیون افغانی و بیش از نیم میلیون عراقی را غذا میدهیم.»
خبرنگار: «آیا شما میخواهید بگویید که از زمان آتش بس هیچ گونه اعدام سیاسی در ایران انجام نگرفته است؟»
لاریجانی: «من نمیتوانم آن را بگویم. چون ما افرادی را در زندان داشتیم که متهم به فعالیت مسلحانه علیه کشور بودهاند. آنها در انتظار بودهاند و هنوز هم هستند تا به درستی محاکمه شوند و ممکن است که مجازاتشان اعدام باشد.» (۲۴ بهمن ۱۳۶۷)
با این وجود، منتظری، قائم مقام سابق بیت رهبری، ضمن انتقاد از نحوه محاکمات در خاطرات خود چنین نوشت:
«بالاخره این مطالب را من برایشان( نیری- اشراقی- پورمحمدی و رئیسی) خواندم بعد یک نسخه از آن را هم به آنها دادم و شفاهی به آنها گفتم:
الان دهه محرم است، یک مقدار دست نگه دارید»، بعد به آنها گفتم: « اگر امام اصرار دارند شما یک عده از آنها را که در زندان شیطنت میکنند و تبلیغ و فعالیت دارند مجدداً با روش صحیح بازجویی کنید و آنها را درست محاکمه کنید و پس از محاکمه اگر محکوم به اعدام شدند اعدامشان کنید، در این صورت لااقل کسی نمیگوید کسی را که به پنج سال زندان محکوم شده است جمهوری اسلامی اعدام کرده است».[۲۷]
سیدمحمد موسوی خوئینیها دادستانکل کشور وقت در تأیید اعدامهای انجام گرفته در کشور اعم از سیاسی و غیرسیاسی گفت:
«ما از بالا رفتن آمار اعدامها واهمهای نداریم.»[۲۸]
علی خامنهای در مقام ریاست جمهوری وقت با ادعای همکاری افراد دربند با افرادی که اقدام مسلحانه در تجاوز به مرزرهای جمهوری اسلامی نمودند، در دیدار با دانشجویان گفت:
«مگر ما مجازات اعدام را لغو کردیم؟ نه! ما در جمهوری اسلامی مجازات اعدام را داریم برای کسانی که مستحق اعدامند... این آدمی که توی زندان، از داخل زندان با حرکات منافقین که حملهٔ مسلحانه کردند به داخل مرزهای جمهوری اسلامی ... ارتباط دارد، او را به نظر شما باید برایش نقل و نبات ببرند؟ اگر ارتباطش با آن دستگاه مشخص شده، باید چه کارش کرد؟ او محکوم به اعدام است و اعدامش هم میکنیم. با این مسئله شوخی که نمیکنیم» [۲۹]
بازتاب واقعه در بیرون از ایران
دادگاه لاهه
در روزهای ۲۵، ۲۶ و ۲۷ اکتبر ۲۰۱۲، کاخ صلح در لاهه میزبان بازماندگان اعدامهای دهه شصت در ایران بود. این کارزار جهانی از سوی یک نهاد مستقل به نام ایران تریبونال تشکیل شدهاست. هدف، تحت پیگرد قرار دادن عاملان کشتار گسترده زندانیان سیاسی در ایران است. شماری از وکیلان و فعالان جهانی حقوق بشر با این نهاد همکاری دارند. پس از نخستین جلسه شنود بازماندگان در لندن در ژوئیه ۲۰۱۲، دومین جلسه شنود در کاخ صلح لاهه در هلند برگزار شد. به گزارش شبکه ایرانیان هلند صدها نفر در جلسات شنود در لاهه شرکت کردند. [۳۰] این دادگاه موسوم به دادگاه مردمی به تقاضای عده ای از ایرانیان، علیه حکومت جمهوری اسلامی در لاهه تشکیل شده و براساس خبری که از سوی دست اندرکاران دادگاه انتشار یافته، قضات دادگاه، در رای مقدماتی خود، در تاریخ ششم آبانماه ۱۳۹۱ خورشیدی، ۲۷ اکتبر ۲۰۱۲ میلادی، حکومت ایران را به جنایت علیه بشریت متهم کردهاند.
در اعلامیه ای که به همین مناسبت از سوی برگزارکنندگان دادگاه انتشار یافته، گفته می شود:
این نخستین بار است که جمهوری اسلامی، در یک دادگاه بی طرف و باتفاق آرای قضات مستقل آن، به جنایت علیه بشریت محکوم شده است.
در این اعلامیه اضافه شده که دادگاه لاهه، از دولت ایران نیز دعوت کرده بود که برای پاسخگویی به اتهام های وارده، در جلسه های دادرسی حضور یابد ولی جمهوری اسلامی از شرکت در دادگاه خودداری کرد. [۳۱]
منابع
- ↑ فهرست ۱۴۳۲ نفر از قربانیان کشتار سال ١٣۶٧ در زندانهای جمهوری اسلامی (جنایت مقدس)
- ↑ گورستان خاوران؛ مدفن بی نام و نشان اعدامیان (بیبیسی فارسی)
- ↑ متن کامل خاطرات آیتالله حسینعلی منتظری به همراه پیوستها صفحه ۵۲۰ چاپ اتحاد ناشران ایرانی در اروپا
- ↑ (محسن رضایی و عباس سلیمی نمین، پاسداشت حقیقت، صفحه 147)
- ↑ .متن نامه خمینی در ارتباط با اعدام منافقین سرموضع در زندانها (خاطرات آیتالله منتظری صفحه ۶۲۴ در (سایت آیت الله العظمی منتظری)
- ↑ .متن نامه اسکن شده منسوب به روحالله خمینی در ارتباط با اعدام منافقین سرموضع در زندانها (خاطرات آیتالله منتظری صفحه ۶۲۶ در (سایت آیت الله العظمی منتظری)
- ↑ .ذیل متن نامه خمینی در ارتباط با اعدام منافقین سرموضع در زندانها (خاطرات آیتالله منتظری صفحه ۶۲۵ در (سایت آیت الله العظمی منتظری)
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ .اسکن ذیل متن نامه خمینی در ارتباط با اعدام منافقین سرموضع در زندانها (خاطرات آیتالله منتظری صفحه ۶۲۷ در (سایت آیت الله العظمی منتظری)
- ↑ خاطرات آیتالله منتظری
- ↑ کپی نامه در خاطرات آیتالله منتظری
- ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ ۱۱٫۳ بی بی سی
- ↑ صحیفه نور
- ↑ رجا نیوز
- ↑ بی بی سی
- ↑ اعتراض به اعدامهای بیرویه صفحه ۶۳۸(سایت آیت الله العظمی منتظری)
- ↑ اسامی قربانیان کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در وبگاه عصر نو
- ↑ نامه به حضرت امام در اعتراض به اعدام محکومین در زندانها، (خاطرات منتظری صفحه 629) در سایت آیت الله العظمی منتظری
- ↑ BBC Persian
- ↑ BBCPersian.com
- ↑ میهن
- ↑ تصحیح یک اشتباه بزرگ و پوزش از روح بزرگ قتلعام شدگان تابستان ۶۷- کانون خاوران
- ↑ کانون خاوران
- ↑ (جلد 21 صحیفه نور - صفحه 330 )
- ↑ مرکز اسناد انقلاب اسلامی - جناب آقای منتظری!
- ↑ کیهان ۲۸ اردیبهشت ۶۸
- ↑ روزنامه فرانسوی لوپوئن ۱۷ بهمن ۶۷
- ↑ متن کامل خاطرات آیتالله حسینعلی منتظری به همراه پیوستها صفحه ۳۴۷ چاپ اتحاد ناشران ایرانی در اروپا
- ↑ ۲۰ دیماه ۱۳۶۷
- ↑ رادیو سراسری ۱۵ آذر و روزنامه رسالت ۱۶ آذر
- ↑ «Court Hearing in The Hague for 1980s Massacre in Persia».
- ↑ [www.radiofarda.com/articleprintview/24752903.html «جمهوری اسلامی در دادگاه مردمی لاهه، به جنایت علیه بشریت محکوم شد»].
- پروژه قتلعام در تابستان ۶٧، حسن پویا
- کشتار تابستان ۱۳۶۷، یرواند آبراهامیان
- عبور از بحران، کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی
- کشتار تابستان ۶۷، مصاحبهٔ تلویزیون کانال جدید با بابک یزدی
- کتاب زندان، به ویراستاری ناصر مهاجر
- خاطرات آیتالله منتظری، اتحاد ناشرین ایرانی در اروپا
- فصل طنابکشی، حسن پویا
- کابوس وحشت، سازمان راه کارگر
- اعدامهای جمعی به روایت شاهد عینی، راه توده
- رضایی، مسعود و عباس سلیمی نمین، پاسداشت حقیقت، تهران:دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، 1381
پیوند به بیرون
- ویدیوی مصاحبه آیتالله منتظری با رادیو زمانه
- سکوت روشنفکران داخل کشور در برابر کشتار ۶۷ مقاله تحلیلی از فرج سرکوهی (وبگاه گذار)
- آیت الله منتظری نقش پورمحمدی در اعدامهای سال ۶۷ را تأیید کرد
- راه توده در مورد اعدام های زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷
- گزارش سازمان عفو بینالملل در مورد اعدامهای زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷
- خاطرات آیتالله منتظری: قتلعام زندانیان سیاسی در شهریور ١٣٦٧ بدستور شخص خمینی
- خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی و حذف روایت کشتار ۶۷ نوشته اکبر گنجی
- کتاب «فتوای مرگبار» تالیف «مرکز اسناد حقوق بشر ایران» درباره کشتار ۱۳۶۷
|
||||||||||||||
- همه مقالههایی که ممکن است تحقیق دستاول داشته باشند
- مقالههایی که ممکن است تحقیق دستاول داشته باشند
- اعدامشدگان اهل ایران
- افراد اعدامشده توسط ایران
- ایران در ۱۹۸۸ (میلادی)
- تاریخ جمهوری اسلامی ایران
- حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران
- کشتار جمعی در ۱۹۸۸ (میلادی)
- کشتارها در ایران
- محاکمهها
- نقض حقوق بشر در ایران
- کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷