حکومت خودمختار آذربایجان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
حکومت ملی آذربایجان
آذربایجان میللی حکومتی

۲۱ آذر ۱۳۲۴–۱۹ آذر ۱۳۲۵

پرچم

پایتخت تبریز
زبان‌(ها) ترکی آذربایجانی
دولت دولت سوسیالیستی
نخست‌وزیر
 - ۱۹۴۵ سید جعفر پیشه‌وری
تاریخچه
 - تأسیس ۲۱ آذر ۱۳۲۴
 - انقراض ۱۹ آذر ۱۳۲۵

حکومت خودمختار آذربایجان، با نام رسمی حکومت ملی آذربایجان (به ترکی آذربایجانی: آذربایجان میللی حکومتی ) یک حکومت مورد پشتیبانی اتحاد شوروی[۱] بود که در سال‌های ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ در منطقهٔ آذربایجان ایران به پایتختی تبریز توسط فرقه دمکرات آذربایجان به رهبری جعفر پیشه‌وری تشکیل شد. ماجرای تأسیس و نابودی این حکومت به بحران ایران که یکی از سرآغازهای جنگ سرد بود معروف است.

حمایت شوروی از ایجاد این دولت، در چهارچوب یک پروژهٔ دقیق برنامه‌ریزی‌شده از سوی شوروی برای اشغال و جدا کردن شمال غربی ایران و ضمیمه کردن آن به شوروی انجام شد.[۱] فشارهای شوروی تنها عامل ایجاد جنبش آذربایجان نبود بلکه آذریها ضمن برخورداری از پشتیبانی شوروی، تاحدی به تمرکز برقرار شده در عهد رضاشاه و بی کفایتی، فساد در دولت مرکزی و تبعیض نسبت به این استان واکنش نشان می‌دادند. در نتیجه، پس از اشغال توسط شوروی در ۱۹۴۱ دغدغه‌ای برای هویت در گروههای اجتماعی آذریها برایشان منطقی به نظر می‌رسید. حزب توده با توصیف کردن تفاوتهایی که اساساً اجتماعی و منطقه‌ای بودند به عنوان طبقه در آذربایجان تحت حمایت شوروی محبوبیت پیدا کرد و وقتی تاکتیکهای شوروی تغییری را دیکته کرد، آن چه فرقه دمکرات نامیده شد را با گروهی از هواداران آماده فراهم کرد.[۲]

در اوت سال ۱۹۴۱ دول شوروی و انگلیس به بهانه تامین مایحتاج ارتش شوروی ایران را اشغال کردند و رضاشاه را نیز به تبعید فرستادند.[۳]. اسناد محرمانه‌ای که اکنون پس از پایان قرن در مورد جنگ سرد افشا شده‌است، تشکیل این حکومت را ناشی از دستور مستقیم استالین می‌داند.[۴] برای گسترش بخشیدن بیشتر تجزیه‌طلبی در ایران، استالین حکومت دیگری نیز در بخش کوچکی از کردستان ایران به مرکزیت مهاباد تشکیل داد که به جمهوری مهاباد معروف شد. ارتش شوروی در آن زمان به طور کامل از حکومت پیشه‌وری حمایت کرده و حتی مانع از جابه‌جایی ارتش ایران می‌شدند. مدت کمی پس از خروج ارتش شوروی با حرکت ارتش به سمت تبریز در دسامبر ۱۹۴۶، کابینه حکومت به شوروی متواری شد.[۵][۶]

پیشینه و اقدامات[ویرایش]

یکی از شماره‌های روزنامه آذربایجان، ارگان فرقه با تصویری از میرزا حسن رشدیه
اسکناس یک تومانی حکومت ملی آذربایجان
یک تمبر سورشارژ شده با نام حکومت ملی آذربایجان
سندی رسمی با سربرگ حکومت ملی آذربایجان
یک کارنامه دوره ابتدایی مربوط به حکومت ملی آذربایجان

شوروی‌ها برای انجام پروژه خود در سال ۱۹۴۴ محمد پیشه‌وری را به عنوان رهبر یک حکومت محلی برگزیدند و برای او شاخه‌ای از حزب توده ترتیب دادند که حزب دموکراتیک آذربایجان نامیده‌شد.[۱]

حرکت بعدی شوروی‌ها در سال ۱۹۴۵ انجام شد و آن حمله نیروهای کمونیست شوروی به یک مرکز کشاورزی در میانه بود. شوروی‌ها در آن‌جا سربازان ایرانی را خلع سلاح کردند. پس از آن شوروی‌ها همین کار را در دیگر نقاط آذربایجان نیز ادامه دادند. در منطقهٔ دریاچه ارومیه نیروهای پیشه‌وری که از ارمنی‌ها، آشوری‌ها و کردهای کمونیست تشکیل می‌شد در جنگ خود در برابر مقاومت مردم ایرانی شیعه منطقه موفق نبودند و شوروی گروه نظامی تمرین‌دیده‌ای را برای سرکوب ایرانیان به ارومیه فرستاد.[۱]

در اردبیل ایل شاهسون برای جنگ با نیروهای پیشه‌وری به کمک ژاندارمری ایران آمد و روس‌ها که پیش از این سعی می‌کردند برای مخفی ماندن برنامه‌شان در سطح جهانی بیشتر از نیروهای آشوری، ارمنی و غیره استفاده کنند این بار ناچار شدند خودشان برای سرکوب ایرانیان وارد صحنه بشوند.[۱]

حکومت شوروی‌ها در شمال غربی ایران از طریق فرقه پیشه‌وری یک سال دوام آورد. آن‌ها در این یک سال در آغاز برای جلب مردم، اصلاحاتی اقتصادی انجام دادند از جمله تقسیم زمین میان کشاورزان. ولی پس از این‌که این اقدامات در جلب حمایت مردمی آذربایجانیان شکست خورد، سیاست این فرقه نیز عوض شد و این بار برای جلب حمایت زمینداران ضد کمونیست به همکاری با آن‌ها پرداخت.[۱]

فرقه دموکرات ناچار شد برای جلب مردم بیسواد در منطقه خود را به عنوان یک حزب ملی‌گرای ایرانی معرفی کند که قرار است حکومت ضد ایرانی را در تهران براندازد و یک حکومت ایران‌دوستانه و دموکراتیک در تهران برقرار کند. گروهی از مردم عامی با این شعارها جذب این فرقه شدند. ولی باسوادان منطقه که از نقشه شوروی آگاه بودند دست به مقاومت زدند. طی آن یک سال میان ملی‌گرایان ایرانی آذربایجانی و نیروهای فرقه دموکرات درگیری‌های خونینی رخ داد. در نتیجه نارضایتی مردم آذربایجان از حکومت فرقه پیشه‌وری در آن یک سال، صد هزار نفر از آذربایجان مهاجرت کردند.[۱]

پس از شکست خوردن پروژه روس‌ها و رها ساختن پیشه‌وری ارتش ایران به منطقه بازگشت و با استقبال بسیار پرشور مردم آذربایجان روبه‌رو شد. کریستوفر سایکس که خود شاهد ماجرا بوده می‌نویسد: «به جز در فرانسه سال ۱۹۴۴، در هیچ جای دیگر چنین شور و شوقی را در مردم ندیده بودم.»[۱]

نقل‌قول‌ها[ویرایش]

از پروفسور سوایتوسکی

مشخص شد که ایده‌های شوروی در مورد ایران نارس بودند. مسئله آذربایجان ایران تبدیل به یکی از کشمکش‌های جنگ سرد شده بود، و بیشتر به خاطر فشار دول غربی شوروی ناچار شد که خاک ایران را در سال ۱۹۴۶ ترک کند. دولت مستقل به سرعت سقوط کرد و اعضای فرقه دمکرات از ترس انتقام به شوروی پناهنده شدند. در تبریز همان مردمی که فرقه را تشویق کردند، به استقبال ارتش ایران رفتند و دانش‌آموزان کتاب‌های درسی را که به زبان مادریشان نوشته شده‌بود به طور آشکار به آتش کشیدند. توده‌های مردم به وضوح برای حتی یک حکومت خودمختار محلی نیز آمادگی نداشتند چه برسد به جدایی. [۷]

از پروفسور گری هس

در ۱۱ دسامبر نیروهای ایرانی وارد تبریز شدند و دولت پیشه‌وری به سرعت سقوط کرد. در واقع آذربایجانیان به طور کامل از نیروهای ایران استقبال کردند و قویاً تهران را به مسکو ترجیح دادند. احتمالاً عقب‌نشینی شوروی از آذربایجان ایران می‌تواند به چند دلیل زیر باشد: فهمیدن این مطلب که احساسات استقلال‌طلبانه اغراق شده‌بودند و اینکه قراردادهای نفتی را در درازمدت به نفع بیشتر خود می‌دید..[۸]

سرانجام[ویرایش]

با فرمان پادشاه ایران محمد رضا پهلوی، ارتش شاهنشاهی به سمت آذربایجان حرکت کرد. پیش از رسیدن ارتش به آذربایجان، مردم آذربایجان بسیاری از عوامل فرقه را دستگیر کردند و بقیه اعضای فرقه به اتحاد جماهیر شوروی گریختند. بنابراین ارتش که از حمایت مردمی نیز برخوردار بود، در روز 21 آذر سال 1325 وارد تبریز شد و حکومت خودسرانه ی پیشه وری برچیده شد. این روز به نام روز نجات آذربایجان نامگذاری شد. بسیاری از رهبران فرقه از جمله پیشه‌وری به شوروی پناهنده شدند. پیشه‌وری که هیچ‌گاه اعتماد کامل استالین را کسب نکرده‌بود چند ماه بعد در یک تصادف رانندگی در باکو درگذشت. در مورد پیامدهای انسانی سقوط حکومت خودمختار دو دیدگاه وجود دارد، منابع حزب توده و طرفداران فرقه از هزاران نفر[۹] کشته و آواره یاد کرده‌اند.جمیل حسنلی (عضو آکادمی ملی علوم آذربایجان)، می‌نویسد «در اوضاع نا به سامان پس از فروپاشی هزاران نفر از هواداران فرقه کشته و زندانی شدند و نزدیک به ده هزار نفر به آنسوی مرز گریختند». [۱۰]در صورتی که بنا به نظر حمید احمدی (دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تهران)، بسیاری از این اظهارات مبتنی بر داده‌های مستند و تاریخی نیست، اما به دلایل سیاسی و استراتژیک یعنی به منظور بسیج احساسات افراد متعلق به گروهای قومی بیان می‌شود .[۱۱]. اسناد سفارت آمریکا تعداد کشته شدگان در حملات عوام به طرفداران فرقه را که در فاصله ورود ارتش به تبریز پیش آمده بود ۴۲۱ نفر اعلام کرده‌اند.[۱۲] منابع دولت ایران از ۲۰ نفر اعدام[۱۳]و روزنامه‌های آن زمان از عددهایی در حدود ۲۰۰ نفر کشته یاد می‌کنند[۱۴][۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]

در ادبیات[ویرایش]

  • رمان مردگان باغ سبز نوشته محمدرضا بایرامی بر اساس خاطره‌ای از مادرش درباره خبرنگاری به نام بالاش است که ابتدا در بازار تبریز دوره گرد بوده و در عین حال شعر هم می سروده که با شاعر مشهوری آشنا می‌شود و به رادیو راه پیدا می‌کند و در روزنامه هم به کار خبرنگاری مشغول می‌شود. این رمان وقایع خودمختاری آذربایجان در دوره محمد رضا پهلوی و مبارزه بین قشون شاه و حزب توده را برسر مسئله آذربایجان و انتخابات دوره پانزدهم مجلس را روایت می‌کند. بالاش که حس خبرنگاری و کنجکاوی اش برانگیخته می‌خواهد از آذربایجان به زنجان و از آنجا به قزوین برود تا از اوضاع و احوال و پیشروی قشون با خبر شود. در میان راه اتفاقاتی می‌افتد که مانع رسیدن او به قزوین می‌شود.[۱۹]

منابع[ویرایش]

  1. از زندان رضا خان تا صدر فرقه دمکرات آذربایجان، بررسی زندگی و آراء سید جعفر پیشه وری. علی مرادی مراغه‌ای، نشر اوحدی. ۱۳۸۲
  2. دکتر م. سببی در سایت گویا «۲۱ آذر، روز فجر و شکست» (با حق استفاده عادلانه از جزء کوچک مقاله)
  3. رحیم رئیس نیا: آذربایجان در سیر تاریخ ایران، بخش اول.
  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ Cottam, Richard W. 1964. Nationalism in Iran. [Pittsburgh]: University of Pittsburgh Press. pp.124-128.
  2. Encyclopædia Iranica: The Azerbaijan movement, one must keep in mind, was not created solely by Soviet pressures. While benefiting from Soviet support, the Azeris were partly reacting to the process of centralization instituted under Reżā Shah and to the central government’s incompetence, corruption, and discrimination against the province; the Kurds opposed, among other things, the government’s attempts at detribalization. Thus, a concern for identity within their own communal groups seemed logical to both Kurds and Azeris in the aftermath of the Soviet occupation in 1941. Characterizing in terms of class what were primarily communal and regional differences (Azerbaijan had only twelve towns with a population of 10,000 or more and there was a substantial number of factory workers only in Tabrīz), the Tūda Party gained support in Azerbaijan under the aegis of the Soviet occupation and, when Soviet tactics dictated a shift, provided what became the Democratic Party with a ready group of supporters (although only one of nine cabinet ministers were former Tūda members).
  3. Reza Shah Pahlavi (shah of Iran) - Britannica Online Encyclopedia
  4. "Cold War International History Project 1945-46 Iranian Crisis"”. 
  5. Azerbaijan Crisis (1947-1948)
  6. Iran in World War II
  7. Swietochowski, Tadeusz 1989. «Islam and the Growth of National Identity in Soviet Azerbaijan», Kappeler, Andreas, Gerhard Simon, Georg Brunner eds. Muslim Communities Reemerge: Historical Perspective on Nationality, Politics, and Opposition in the Former Soviet Union and Yugoslavia. Durham: Duke University Press, pp. 46-60.
  8. Gary. R. Hess Political Science Quarterly, Vol. 89, No. 1 (March. , 1974) [۱]
  9. نشریه یول، ویژه نامه پنجاه و شش سالگرد 21 آذر، 11 آذر 1381، ص 11.
  10. http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/10/051020_aa_fergheh.shtml
  11. “دولت مدرن و اقوام ایرانی: شالوده شکنی پارادایم‌های رایج” دکتر حمید احمدی
  12. Nat. Arch. 891.00/1-1547, 15 January 1947. Touraj Atabaki, Azerbaijan: Ethnicity and the Struggle for Power in Iran. [Revised Edition of Azerbaijan, Ethnicity and Autonomy in the Twentieth-Century Iran] London: I.B.Tauris, 2000. pg 227. "A British source cited by the US Embassy in Tehran gives the number of killed Democrats as 421. The American Embass’s report has been classified under wash."
  13. روزنامه شیکاگو تریبیون به نقل از مقام نظامی ایران
  14. "[No heading].". The Mercury (Hobart, Tas. : 1860 - 1954) (Hobart, Tas.: National Library of Australia). 16 December 1946. p. 8. Retrieved 22 October 2013. 
  15. Swietochowski، Tadeusz. Russia and Azerbaijan: A Borderland in Transition. New York: Columbia. University Press، 1995.  صفحه ۱۵۴

    Rossow conservatively estimated 500 killed during the lawless interregnum that preceded the coming of the Iranian troops. Hundreds of others were tried and jailed, and scores were hanged.

  16. نقل قول از رادیوی مسکو اینکه ۶۰۰ نفر کشته و سیصد نفر دستگیر شده‌اند
  17. معرفی کتاب کاوه بیات، " روایت اسناد انگلیسی از بحران آذربایجان "
  18. ذبیح، سپهر. Communist Movement in Iran. Univ of California Pr، June 1966. ISBN-13: 978-0520013773، صفحه ۱۱۷
  19. مردگان باغ سبز چه ماجرایی دارد؟

پیوند به بیرون[ویرایش]