سید محمدتقی خوانساری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از محمدتقی خوانساری)
پرش به: ناوبری، جستجو
سید محمدتقی خوانساری
شناسنامه
نام کامل سید محمدتقی خوانساری
نسب موسی کاظم
تاریخ تولد ۱۲۶۷ خورشیدی (۱۳۰۵ ق)
زادگاه خوانسار ایران
محل تحصیل خوانسار، نجف، قم
محل زندگی قم
محل مرگ ۱۳۳۱ خورشیدی (۱۳۷۱ ق) همدان، ایران
مدفن حرم فاطمه معصومه
اطلاعات علمی
استادان آخوند خراسانی
سید محمدکاظم طباطبایی یزدی
آقا ضیاءالدین عراقی
شیخ الشریعه
شاگردان محمدعلی اراکی
سید مصطفی صفایی خوانساری
سید رضا بهاءالدینی
سید محمدباقر سلطانی
سید محمد مهدی غضنفری خوانساری
مرتضی حائری
محمد تقی جعفری
تالیفات نفایس الفنون فی عرایس العیون کشف الظنون

سید محمدتقی موسوی خوانساری (۱۳۳۱–۱۲۶۷ خورشیدی) از فقهای قرن چهاردهم هجری بود که در اردیبهشت سال ۱۲۶۷ شمسی در خوانسار به دنیا آمد.

تبار[ویرایش]

محمدتقی خوانساری فرزند سید اسدالله و او فرزند سید حسین و او فرزند سید ابوالقاسم خوانساری (میرصغیر)، فرزند سید حسین و او فرزند سید ابوالقاسم خوانساری (میرکبیر)، فرزند سید حسین و او فرزند میرزا قاسم فرزند محب‌الله، از نوادگان سید صالح قصیر (امامزاده سید صالح قصیر) و او نیز از نوادگان موسی بن جعفر است.[۱][۲]

تحصیلات مقدماتی[ویرایش]

تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خویش خوانسار به انجام رسانید. مدتی در خوانسار از درس سید محمود ابن الرضا خوانساری استفاده نمود. در اوایل تحصیل مدتی با سید محمدتقی غضنفری خوانساری و شیخ موسی نجفی خوانساری هم مباحثه بود. هنوز به سن هفده سالگی نرسیده بود که ادبیات عرب و مقدمات علوم اسلامی را به خوبی برگرفته بود.[۲][۳]

تحصلات حوزه[ویرایش]

در سنین نوجوانی رهسپار نجف شد و در دروس آخوند خراسانی، سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، آقا ضیاءالدین عراقی، میرزای نائینی و علی قوچانی حضور یافت. در نجف با عموزاده اش سید احمد خوانساری هم بحث و هم حجره بود.[۴]

آقا ضیاءالدین عراقی بارها در مقام شاگرد خود گفته بود:

حفظ مقام و نگهداری شؤ ونات آقای خوانساری را مانند علمای متاءخر بر خود فرض می‌دانم

هنگامی که به ایران بازگشت، آقا ضیاءالدین عراقی اجازه اجتهاد هم برایش فرستاد.[۴][۵]

شرکت در جنگ و اسارت[ویرایش]

با شروع جنگ جهانی، عثمانی‌ها که با آلمان متحد بودند هم وارد این جنگ علیه متفقین شدند به این دلیل کشور عثمانی هم مورد هجوم نیروهای انگلیس قرار گرفت و بصره و حوالی آن به تصرف آنان در آمد. این شکست باعث شد دولت عثمانی از عالمان آن زمان درخواست کمک کند. در این هنگام جمع بسیاری از مراجع فتوای جهاد دادند، در این میان سید محمدتقی خوانساری نیز کرسی درس و تحقیق را رها کرد و راهی جهاد شد و در کنار همدرسان خود سید ابوالقاسم کاشانی و بختیاری زاده مستقر گشت. با اشغال بغداد که مقارن با پیروزیهای دیگر متفقین بود، پایان جهاد فرارسید.[۲]

دستگیری‌ها آغاز شد و سید محمدتقی خوانساری نیز توسط نیروی انگلیس دستگیر شد و به همراه چهارصد تن دیگر از اسراء به جزیره سنگاپور برده شدند. در آن محیط خشن سید محمدتقی خوانساری به تلاش علمی روی آورد، او علاوه بر تدریس منطق و حکمت، خود نیز به آموختن پرداخت و توانست زبان انگلیسی را از یک هندی بیاموزد.[۲]

زندانبانان در زندان قصد جان ایشان را کردند او خود در این باره گفته است:

روزی همه به بیرون رفته بودند و من تنها بودم. زندانبانان حیوانی وحشی را از آن دم در بر درون زندان ول کردند. حیوان جستی زد و بسرعت به طرف من آمد. خیلی نزدیک شد اما کاری به من نداشت. به دم در رفت و دو مرتبه برگشت. چند دفعه این کار را انجام داد ولی کاری با من نکرد.[۲]

مرجعیت[ویرایش]

پس از رهایی از چهار سال در اسارت، ایشان به شهر خوانسار بازگشتند. پس از آن به حوزه سلطان آباد اراک مهاجرت کرده و در دروس عبدالکریم حائری شرکت کرده و خود نیز جداگانه به تدریس فقه، اصول و حکمت پرداخت. دیری نگذشت که او توجه عبدالکریم حائری را به خود برانگیخت. سید محمدتقی خوانساری در زمره یاران نزدیک و مشاوران برجسته (هیات استفتایی) عبدالکریم حائری قرار گرفت.[۶]

ایشان در پی این نزدیکیها نقش ‍ برجسته‌ای در شکل گیری حوزه علمیه قم ایفا کرد و مشوقی در هجرت عبدالکریم حائری به قم بود.[۶] پس از فوت عبدالکریم حائری با تلاش و پیگیری محمد صدوقی و مجتبی عراقی و تنی چند از دوستانشان در پاگیری مرجعیت ایشان تلاش ورزیدند، درس خارج برای ایشان تدارک گردید و قرار شد ادامه درس استادش حائری را بگوید. رفته رفته ایشان مورد اقبال جامعه ایرانی قرار گرفت و با طرح جواز رجوع در مسائل احتیاطی به ایشان از طرف سید ابوالحسن اصفهانی دامنه مرجعیت او گسترش یافت.[۶]

نگهداری از حوزه[ویرایش]

سید محمدتقی خوانساری در شرائط بحرانی و حساس پس از عبدالکریم حائری که کوچک‌ترین غفلت و بی‌توجهی موجب از هم پاشیدن حوزه نوبنیاد حائری می‌گشت و دشمنان داخلی و خارجی تلاش در این امر حساس داشتند، به همراه سید محمدحجت و سید صدر الدین صدر، با مجاهدات و تلاش‌های خداپسندانه در حفظ و نگهداری این یادگار کوشیدند، به حدی که تا ورود سید حسین بروجردی و در کنار و همراه او نیز به انجام این امر مهم ادامه دادند و در این باره لحظه‌ای را به غفلت و تسامح نگذراندند.[۷]

برقراری نماز جمعه[ویرایش]

سید محمدتقی خوانساری در مورد نمازش چنین گفت:

در نماز که می‌ایستم مثل این که است که با خدا شفاهی صحبت می‌کنم و انگار رخ به رخ هستم[۴]

در حوالی سال ۱۳۲۰ بعد از سالیان سال که نماز جمعه متروک و مهجور مانده بود، هم بحث و یار دیرینه اش سید محمدتقی غضنفری خوانساری در خوانسار شروع به اقامه نماز جمعه کرد، و پس از آن از سوی سید محمدتقی خوانساری در مدرسه فیضیه نماز جمعه بپا شد، بعدها که مدرسه فیضیه گنجایش جمعیت را نداشت مکان نماز به مسجد " امام حسن عسکری علیه السلام " انتقال یافت.[۶] برگزاری این نماز چنان تأثیرگذار شد که به دنبال آن در بیشتر شهرها نماز جمعه جانی تازه گرفت.[۲]

نماز باران[ویرایش]

در بهار سال ۱۳۲۳ در هنگام حضور متفقین در ایران، به دلیل عدم بارش باران، زمین‌های مساعد اطراف قم که به صورت دیم کشت می‌شد دچار خشکسالی شده بود، مردم قم که چاره‌ای جز خواندن نماز باران ندیدند به سراغ آقایان حجت، صدر و خوانساری رفتند که دو نفر اول در پاسخ مردم گفتند " اگر شما وظیفه‌های شرعی خود را بجا آورید، آسمان و زمین دستهایشان بر شما گشوده خواهد بود ."

در روز جمعه، جمعیت از گوشه و کنار شهر روانه شدند تا به صحرای خاکفرج که در نیم کیلومتری شهر قرار داشت و مصلای آن محسوب می‌شد، سید محمدتقی خوانساری پابرهنه به همراه عده‌ای به سمت آن نقطه حرکت کردند. جمعیت بیش از بیست هزارنفر بود. آن روز نماز خوانده شد اما بارانی نیامد. سید محمدتقی خوانساری برای بار دوم پس از کلاس درس، همراه با شاگردانش از جمله:

در باغهای پشت قبرستان نو نماز باران خواندند. گزارش هواشناسان غربی که در پادگان خاکفرج بودند گویای این بود که بارشی روی نخواهد داد.[۸]

آقای رسولی در خاطره خود می‌گوید:

آن روز گذشت و ما مطابق معمول به نماز جماعت آیه الله خوانساری در مدرسه فیضیه رفتیم. اکنون یادم نیست که به چه مناسبتی شبها در مدرسه فیضیه بعد از نماز جلسه روضه خوانی و سخنرانی بود. مرحوم حاج محمدتقی اشراقی به منبر رفت و هنوز اوایل سخنرانی ایشان بود که باران شروع شد ... آن شب باران مفصلی آمد.[۹]

حج نمونه[ویرایش]

تا سال ۱۳۲۸، مدت هفت سال بود که مردم ایران از حج محروم بودند، طبعاً در حج آن سال حضور روحانیون بسیار پررنگ می‌نمود. . سید محمدتقی خوانساری هم به دعوت یکی از بازاریان تهران به این کاروان پیوست. زمانی که جمعی از شیعیان از او تقاضای برپایی جماعت نمودند، او بی‌اعتنا به درخواست ایشان، به نماز جماعت برادران اهل سنت رفت.

در آن حج هیأتی از علمای مصر به سرپرستی شیخ حسن البناء، مرشد عام جمعیت اخوان المسلمین حضور داشتند که در نتیجه صحبتهایی که بین سید محمدتقی خوانساری و علمای مصر اتفاق افتاد منجر به تفاهم بیشتر و در پاسخ آن خطبای مصری هم با او، همصدا گردیدند.[۹][۱۰]

فتواها[ویرایش]

ملی شدن صنعت نفت[ویرایش]

در هنگام برگزاری انتخابات مجلس هفدهم که پس از پیروزی نهضت ملی انجام گرفت، ایشان بار دیگر به یاری رهبری نهضت سید ابوالقاسم کاشانی شتافت و در فتوایی مهم شرکت در انتخابات را ادای وظیفه شرعی دانست و سستی در این راه را عملی مسؤولیت آفرین در پیشگاه خدا قلمداد نمود. انتشار این فتوا، تأثیر بسزایی در انتخابات مزبور گذاشت؛ و در تهران تأثیر آن شگفت آورتر بود.[۱۱][۱۲]

مبارزه با کشف حجاب[ویرایش]

سید محمدتقی خوانساری همگام با حسین قمی، پیشگام مبارزه علیه کشف حجاب، در این مبارزه شرکت نمود و در آن جو پر اختناق در فتوای روشنگرانه بر ضروری بودن حجاب پای فشرد.[۱۳]

مبارزه با اشغال فلسطین[ویرایش]

سید محمدتقی خوانساری با فریاد سید ابوالقاسم کاشانی همنوا بود. او در فتوایی فداکاری و کمک مسلمانان را در قضیه فلسطین واجب شمرد.[۱۴]

وفات[ویرایش]

سال ۱۳۳۱ ش. علما و مردم شهر همدان که از حال نامساعد سید محمدتقی خوانساری با خبر بودند، از او خواستند تابستان را در هوای ییلاقی همدان سپری کند. با قبول این درخواست، ایشان با همراهانش محسن اراکی، آخوند ملاعلی همدانی، سید روح‌الله خمینی و فرزند بزرگشان سید محمدباقر و مجتبی عراقی راهی آنجا گردید.[۶]

در یکی از روزهایی که او برای برپایی نماز به مسجد می‌رفت، در بین راه دچار حمله قلبی گشت و سرانجام نزدیکیهای ظهر هفتم ذیحجه ۱۳۳۱ شمسی فوت کرد.[۲] قبر او اینک در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه در کنار استادش ‍عبدالکریم حائری قرار دارد.[۴]

رؤیای سید حسین بروجردی[ویرایش]

سید حسین بروجردی در رؤیایی در همان شبهای قبل از وفات سید محمدتقی خوانساری دیده بود که سید مرتضی رحلت کرده و او را به شهر قم می‌آورند.[۱۵]

شاگردان[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. خاندان خوانساری، دانشنامه جهان اسلام
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ ۲٫۶ "بر چشمه ساران حضور". پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه. 
  3. "مجله مجموعه حکمت جلد دوم صفحات 12 تا 17". 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ "آیت الله خوانساری بر پاکننده نماز باران". سایت تبیان. 
  5. تاریخ قم. pp. صفحه 252. 
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ۶٫۳ ۶٫۴ "زندگی نامه علمای نامدار". مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم. 
  7. "آیت الله سید محمد تقی خوانساری". پایگاه جامع استاد شهید مرتضی مطهری. 
  8. "مجله حوزه شماره 12 صفحه 28". 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ "نماز بارانی که به دعوت آیت‌الله آمد". پایگاه خبری فرهنگ انقلاب اسلامی. 
  10. آثار الحجه. pp. جلد اول صفحات 153 و 154. 
  11. روحانیت و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت. pp. صفحات 88 تا 90. 
  12. "تاریخ و فرهنگ معاصر شماره 5". 
  13. آثار الحجه. pp. جلد اول صفحه 155. 
  14. "مجموعه حکمت صفحه 9". 
  15. رازی, محمد شریف. گنجینه دانشمندان. pp. جلد اول صفحه 326. 

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]