صفحه نیمه‌حفاظت‌شده

سید حسین طباطبایی بروجردی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

سید حسین طباطبایی بروجردی
Husain Borujerdi (140).jpg
اطلاعات فردی
نام کاملسید حسین طباطبایی بروجردی
لقبآیت الله بروجردی
تاریخ تولد۱۲۵۴ خورشیدی
صفر ۱۲۹۲ قمری
زادگاهبروجرد، ایران
محل تحصیلاصفهان، نجف
محل زندگیبروجرد، نجف
تاریخ وفات۱۰ فروردین ۱۳۴۰ ش
۱۳ شوال ۱۳۸۰ ق
محل دفنمسجد اعظم قم
شهر وفاتقم
اطلاعات علمی
استادانآخوند خراسانی
سید کاظم طباطبایی
شریعت اصفهانی
سید محمدباقر درچه‌ای
میرزا ابوالمعالی کلباسی
شاگردانفهرست شاگردان
اجازه روایت ازآخوند خراسانی
شیخ الشریعه اصفهانی
محمدتقی نجفی اصفهانی
سید ابوالقاسم دهکردی
آقابزرگ تهرانی
علم­‌الهدی ملایری
اجازه اجتهاد ازآخوند خراسانی
شیخ الشریعه اصفهانی
سید ابوالقاسم دهکردی
تالیفاتفهرست تألیفات
سایرمرجع تقلید عامه شیعیان
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسیمخالفت با اصلاحات ارضی
اجتماعیتلاش برای تقریب مذاهب اسلامی
ایجاد بناهای مذهبی و علمی
رونق بخشیدن به حوزه علمیه قم

سید حسین طباطبایی بروجردی (زاده ۳ فروردین ۱۲۵۴ در بروجرد – درگذشته ۱۰ فروردین ۱۳۴۰ در قم) از مراجع شیعه اهل ایران بود. وی به مدت هفده سال مدیر حوزه علمیه قم بود و پس از درگذشت سید حسین طباطبایی قمی مرجعیت عامهٔ شیعیان را به مدت نزدیک به ۱۵ سال بر عهده داشت.

تولد

سید حسین بروجردی در ماه صفر ۱۲۹۲ هجری قمری در شهر بروجرد به دنیا آمد.[۱] پدر وی سیدعلی طباطبایی و مادرش سیده آغابیگم هر دو از سادات طباطبایی بودند. نسب وی با ۳۲ واسطه، به حسن ابن علی (امام دوم شیعیان) می‌رسد.[۲]

تحصیلات

طباطبایی پس از گذراندن مقدمات علوم در هجده سالگی، وارد دارالعلم اصفهان شد و از ابو المعالی، سید مدرس و سید محمدباقر درچه‌ای سطوح فقه و اصول و ادبیات عرب را آموخت. همچنین چندین سال از حکیم قشقائی و حکیم کاشانی حکمت و فلسفه و کلام و منطق آموخت و پس از هشت سال اقامت در اصفهان، به نجف رفت و پس از آن بیش از ۳۰ سال در شهر خود بروجرد، به تحقیق و تدریس پرداخت.

وی همچنین، در جریان قیام قم در زمان رضاشاه، علی‌رغم حساسیت نیروهای امنیتی، در فرصتی مناسب از بروجرد خارج شده و برای همراه کردن مراجع نجف با قیام، به طرف عتبات رفته و سپس با پیام حمایت مراجع آن‌جا به ایران آمد. تجربهٔ قیام نورالله نجفی اصفهانی به عنوان مهمترین حادثهٔ سیاسی زندگی او قبل از مرجعیت عامه تلقی می‌شود.[۳]

بروجردی، سال‌ها در نجف از آخوند خراسانی، سید محمد کاظم یزدی، مرتضی طالقانی و آقا شریعت اصفهانی در رشتهٔ خارج فقه و اصول تحصیل کرد، و خود در علوم عقلی و نقلی به مرتبهٔ اجتهاد و استادی ارتقاء یافت و در سن سی‌سالگی در ردیف استادان حوزهٔ نجف به تدریس پرداخت. بروجردی بعد از ده سال اقامت در عتبات، در سال ۱۳۲۸ از عراق وارد بروجرد شد و مدت چند سال در زادگاه خود به ترویج، تدریس و تألیف مشغول گشت و چند سفر به حوزهٔ قم رفت و آمد نمود که در برههٔ زمان در جملهٔ مدرسین حوزهٔ قم قرار گرفت و دیری نگذشت که پس از فوت حائری، به صورت تدریجی در رأس استادان بزرگ حوزهٔ قم قرار گرفت.

ورود به قم

بعد از درگذشت مؤسس حوزهٔ علمیهٔ قم، عبدالکریم حائری یزدی و محمدحسین نائینی (ساکن نجف) در سال ۱۳۵۵ قمری و نیز، درگذشت آقا ضیاءالدین عراقی در سال ۱۳۶۱ قمری، مرجعیت عامهٔ شیعه تا سال ۱۳۶۵ قمری بر عهدهٔ سید ابوالحسن اصفهانی قرار گرفت. سید ابوالحسن اصفهانی در نجف اشرف ساکن بود و مرجعیت عامهٔ شیعه را بر عهده داشت. همچنین در آن سال‌ها سید حسین طباطبایی قمی در کربلا ساکن بود و مشغول تدریس برای طلاب حوزهٔ کربلا بود.

در سال ۱۳۶۵ قمری سید ابوالحسن اصفهانی در نجف درگذشت و کمتر از ۴ ماه پس از آن سید حسین طباطبایی قمی نیز از دنیا رفت. پس از درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی و سید حسین طباطبایی قمی، سید حسین طباطبایی بروجردی عهده‌دار مرجعیت شیعیان گشت و این موضوع به مدت نزدیک به ۱۵ سال ادامه یافت.[۳][۴][۵]

دیدگاه‌ها

اندیشه تقریب مذاهب اسلامی

سید حسین بروجردی از دارالتقریب که در سال ۱۳۲۷ در قاهره با دبیر کلی شیخ محمد تقی قمی شکل گرفت، حمایت می‌کرد. محمد واعظ‌زاده خراسانی از شاگردانش که با دارالتقریب مصر ارتباط داشت، می‌گوید توجه بروجردی به تقریب مذاهب اسلامی نشانگر اهتمام وی به وحدت و انسجام مسلمانان است.[۶] بروجردی معتقد بود که شیعه در عصر حاضر باید بر مقام علمی اهل بیت تأکید ورزد و اگر شیعه به استناد حدیث ثقلین به مرجعیت علمی اهل بیت اکتفا کند، قادر خواهد بود همهٔ مسلمانان را پیرامون اهل بیت جمع کند.[۷]

سیاست

موضع بروجردی در مورد سیاست کاملاً محافظه‌کارانه بود و او نگران بود که دخالت مرجعیت در سیاست و کارکرد اشتباه آن به نام دین نوشته شود.[۸] وی در مورد جنبش ملی شدن صنعت نفت گفت که «من در قضایایی که وارد نباشم و آغاز و پایان را ندانم و نتوانم پیش‌بینی کنم، وارد نمی‌شوم. قضیهٔ ملی شدن صنعت نفت را نمی‌دانم چیست، چه خواهد شد و در آینده در دست چه کسانی خواهد بود. البته روحانیت نباید به هیچ وجه با این حرکت مخالفت کند، که اگر با این حرکت مردمی مخالفت کند و این حرکت ناکام بماند، در تاریخ ایران ضبط خواهد شد که روحانیت مانع شد؛ لذا به آقای بهبهانی و علمای تهران نوشتم که مخالفت نکنند.»[۹] او همچنین مخالف شرکت طلاب در انتخابات مجلس بود. رابطهٔ بروجردی با اسلام‌گرایان تندرو نیز تیره بود و در بهار ۱۳۳۱ دیدار با نواب صفوی و یارانش را نپذیرفته بود.

صادق طباطبایی به نقل از پدرش می‌گوید که: «چند روز بعد که اصحاب آیت‌الله بروجردی، از جمله پدرم در محضر ایشان بودند، یکی از بزرگان و از مدرسین حوزه که ظاهراً پدر همین آیت‌الله فاضل لنکرانی، مرجع معاصر، علت این رفتار را از آقای بروجردی سؤال کرده و می‌پرسد چرا این افراد را که خواهان حکومت اسلامی هستند، نپذیرفتید؟ ایشان در جواب می‌گویند: این آقایان می‌خواهند شاه را بردارند ولی امثال شما را به جای او بگذارند. شخصی دیگری که ظاهراً مرحوم آیت الله کبیر، از علمای بزرگ و فقهای برجسته بوده‌است می‌پرسد، مگر چه اشکالی دارد؟ آیت الله بروجردی در جواب می‌گویند، اشکال بزرگ این امر در این‌جا است که شاه با اسلحه، توپ و تفنگ به جان مردم می‌افتد، با این اسلحه می‌شود مقابله کرد ولی اگر شما به جای او نشستید، اسلحهٔ شما، ایمان و عقاید مردم است که به جان مردم می‌اندازید. با این اسلحه نمی‌توان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته می‌شود».[۱۰][۱۱] حسینعلی منتظری نیز می‌گوید که «کسانی همچون مرحوم ربانی شیرازی، آ شیخ علی لر و آقای شیخ اسماعیل ملایری مبعوث شدند که به این غائله (فدائیان اسلام) خاتمه دهند. کار به جایی رسید که یک شب بعد از نماز مغرب و عشا طرفداران مرحوم نواب آمدند در مدرسه فیضیه شعار بدهند، آقایان تعقیبشان کردند و آن‌ها رفتند تهران».[۱۲]

بنا به گفتهٔ صادق خلخالی، سید روح‌الله خمینی موضع سیاسی بروجردی را نمی‌پسندید و اعدام فدائیان خلق، نقطهٔ جدایی آن‌ها شد. خلخالی در کتاب خاطرات خود نوشت: «همین کارها نیز باعث شد که امام از بیت آقای بروجردی فاصله گرفت و دیگر رفت و آمد خود را عملاً قطع کرد.»[۱۳] از سوی دیگر بروجردی نیز این حمایت روح‌الله خمینی از فدائیان را نمی‌پسندید و می‌گفت «من نمی‌دانم چرا بعضی از عقلای قم از این‌ها حمایت می‌کردند».[۱۲] مرتضی مطهری نیز به همین دلیل با نوشتن نامه‌ای، از قم به تهران رفت. منتظری نقل می‌کند که «من رفتم خدمت ایشان [بروجردی] و گفتم آقای مطهری این نامه را دادند خدمت شما و خداحافظی هم کردند. آقای بروجردی نامه را نگرفت، گفتم بالأخره ایشان گفته… با ناراحتی نامه را کنار زد».[۱۲]

اصلاحات ارضی

بروجردی یکی از مخالفان سرسخت اصلاحات ارضی بود. این مخالفت در حدی بود که محمدرضا پهلوی طرح اصلاحات ارضی را تا زمان فوت وی عملیاتی نکرد. البته وی شاه را تهدید کرده بود که اگر اصلاحات ارضی را عملیاتی کند، زمین به‌دست آمده از اصلاحات اراضی را حرام یا نجس اعلام خواهد کرد. در همان دوران، بروجردی فتوای حرام بودن رادیو و تلویزیون و پپسی کولا را نیز اعلام کرد.[۱۴]

درگذشت

وی در ۱۰ فروردین ۱۳۴۰ (شوال ۱۳۸۰ قمری) در سن ۸۶ سالگی بر اثر بیماری قلبی درگذشت و در حرم فاطمه معصومه در قم به خاک سپرده شد. با این حال که او مقامی سیاسی و حزبی نداشت و به جز عراق و حجاز جای دیگری نرفته بود، خبر فوت او بازتابی وسیعی داشت، و دولت نیز تعطیل و راهی قم شد و سه روز عزای عمومی اعلام شد. شهربانی کافه‌ها را بست. در عراق و پاکستان سه روز عزای عمومی، و در سوریه، لبنان و کویت عزاداری شد. بازار تهران نیز تعطیل شد. سفیر شوروی پیام تسلیت فرستاد و بیشتر سفارتخانه‌های خارجی در تهران، در آن روز با پرچم‌های نیمه افراشته تعطیل شدند.[۱۵]

روش اجتهادی

او همچون علمای سلف خود مثل شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی، شیخ طبرسی و سید محمدمهدی بحرالعلوم دارای جامعیتی در علوم اسلامی است. وی در فقه شیوه‌ای استنباطی را به کار برد.[نیازمند منبع]

شیوه او در فقه بر چند محور استوار است:

  1. اهمیت به آراء قدماء
  2. اهمیت به روایات و فتاوای
  3. تکیه بر ادله و روایات اولیه
  4. ریشه یابی مسائل

تألیفات

سید حسین طباطبایی بروجردی بر کتاب‌های فقیه شیخ صدوق، تهذیب الاحکام و استبصار شیخ طوسی، خصال و رجال و آمالی و علل الشرایع اسانیدی ضمیمه نمود. وی حاشیه بر کفایه آخوند خراسانی و نهایه طوسی نگاشت.

چند مورد از کتاب‌های او عبارت است از:

نخستین بار از روی رسالهٔ عملیهٔ او کتاب توضیح المسائل نوشته شد که در زمان حیات و به تأیید خودش به چاپ رسید.[۱۶]

در هنر

سال ۱۳۸۱ تله تئاتر از سبز تا فیروزه در صدا و سیمای مرکز اصفهان تولید شد که در این اثر حسن علیرضایی نقش جوانی آیت الله بروجردی را بازی کرد.

شاگردان

صفحه اول روزنامه اطلاعات، پنجشنبه دهم فروردین ۱۳۴۰ شمسی، شماره ۱۰۴۶۶

منابع

  1. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲ اوت ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۷ ژوئیه ۲۰۱۷.
  2. «زندگینامه آیت الله بروجردی». سایت آیت الله بروجردی. بایگانی‌شده از اصلی در ۲ اوت ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۸ آبان ۱۳۹۷.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ موسی نجفی (۱۳۸۴اندیشه سیاسی و تاریخ نهضت حاج آقا نورالله اصفهانی، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ص. ۴۰۴، شابک ۹۷۸۹۶۴۶۳۵۷۷۱۶
  4. «آیت الله العظمی سید حسین طباطبایی قمی». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ مه ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۸ آوریل ۲۰۱۷.
  5. عباس حاجیانی دشتی (۱۳۷۲عنصر فضیلت و تقوی حضرت آیت‌الله العظمی قمی (قدس‌سره)، مفید (محلاتی)، ص. ۳۵
  6. محمد واعظ زاده خراسانی (اسفند ۱۳۸۶). «وحدت و انسجام اسلامی از نگاه آیت‌الله بروجردی». پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ نوامبر ۲۰۱۱.
  7. علامه واعظ زاده خراسانی. ندای وحدت. مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی. ص. ۲۷۵.
  8. «نظر آیت الله بروجردی در مورد ولایت فقیه و انقلاب مشروطه».
  9. چشم و چراغ مرجعیت، به نقل از آیت الله سلطانی طباطبائی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ص 42.
  10. «آیت الله بروجردی و حکومت اسلامی».
  11. صادق طباطبایی – خاطرات سیاسی، اجتماعی (۱) – نشر عروج (وابسته به مؤسسه نشر و تنظیم آثار امام) – تهران – ۱۳۸۷- صفحه ۲۷.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ خاطرات آیت الله منتظری، ۱۳۷۹، ص ۱۴۳.
  13. خاطرات آیت الله خلخالی، نشر سایه، ۱۳۸۰، ص ۴۸.
  14. هرانا: ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حسن یوسفی اشکوری: روحانیت، مدافع نظام ارباب و رعیتی بود، گفت‌وگو از سیمین روزگرد، نوشته‌شده در ۲۱ امرداد ۱۳۹۵؛ بازدید در ۲۸ مرداد ۱۳۹۵.
  15. «جزئیات رحلت آیت‌الله بروجردی از زبان رسانه‌های نیم قرن پیش + عکس».
  16. «broujerdi.ir & org || پورتال حضرت آیت الله العظمی سید حسین بروجردی قدس سره - تدوین رسالهٔ توضیح المسائل». www.broujerdi.ir. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۴ آوریل ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۴-۱۴.
  17. ۱۷٫۰۰ ۱۷٫۰۱ ۱۷٫۰۲ ۱۷٫۰۳ ۱۷٫۰۴ ۱۷٫۰۵ ۱۷٫۰۶ ۱۷٫۰۷ ۱۷٫۰۸ ۱۷٫۰۹ ۱۷٫۱۰ ۱۷٫۱۱ ۱۷٫۱۲ ۱۷٫۱۳ ۱۷٫۱۴ ۱۷٫۱۵ ۱۷٫۱۶ ۱۷٫۱۷ «شاگردان». پورتال حضرت آیت الله العظمی سید حسین طباطبایی بروجردی.[پیوند مرده]
  18. صادقی تهرانی: «... در دروس ایشان [بروجردی]، شرکتی فعال داشتم.»

    ؛ فقه گویا، زندگی‌نامه مؤلف، ص ۱۱۳

پیوند به بیرون