میرزا مهدی اصفهانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
میرزا مهدی اصفهانی

محمدمهدی غروی اصفهانی (۱۳۰۳ ق، اصفهان۱۳۶۵ ق) (مشهور به میرزا مهدی اصفهانی) از فقهای معاصر شیعه بوده است. وی را مؤسس مکتب تفکیک یا مکتب معارف خراسان می‌دانند. نام مکتب تفکیک یا مکتب معارف خراسان بعدها توسط شاگردان او بر روش تدریسش تعلق گرفت.

ایشان تلاش در جداسازی علوم بشری (فلسفه و عرفان و تصوف) از معارف اهل بیت داشت.

میرزا مهدی غروی اصفهانی

زندگی‌نامه[ویرایش]

میرزا مهدی اصفهانی در سال ۱۳۰۳ قمری در اصفهان به دنیا آمد؛ و دروس مقدمات و سطوح دروس فقهی را نزد مدرسین اصفهان از جمله پدر خویش، میرزا اسماعیل اصفهانی، فراگرفت.[۱]

ایشان در سن نه سالگی پدر را از دست داد و تحت تکفل علمی حاج آقا رحیم ارباب که از سرشناسان و علمای بنام اصفهان بود، قرار گرفت و سپس رد ۱۲ سالگی برای تحصیلات تکمیلی به نجف رفت.[۲]

مهاجرت به عراق[ویرایش]

وی در حدود سال ۱۳۱۵ هجری قمری و پس از ورود به عراق، برحسب توصیهٔ حاج آقا رحیم ارباب به کربلا رفت تا تحت سرپرستی علمی و عملی سید اسماعیل صدر قرار گیرد.[۳] سید اسماعیل صدر از بزرگان مکتب سامرا و از شاگردان مبرّز میرزای شیرازی بود. وی یکی از ارکان سه گانهٔ فقهی حوزهٔ علمی میرزای شیرازی در سامراء به حساب می‌آمد که در سالهای پایانی حیات میرزا، امور علمی آنجا را اداره می‌کرد.[۴]

سیر و سلوک شرعی[ویرایش]

وی به همراه حاج میرزا حسین نوری، از افرادی محسوب می‌شد که برای امور عرفانی نزد آخوند ملا فتحعلی سلطان آبادی، مشغول تهذیب نفس بود.[۵] میرزای اصفهانی در دوران اقامت در کربلا به جز استفاده‌های علمی از استاد خویش، اصول مکتب سلوکی سامراء را هم از وی آموخت.[۶]

سیر و سلوک اصحاب سامراء که همگی بر مدار آخوند سلطان آبادی گرد آمده بودند، بر طریق شرعی محض دور می‌زد و از هر گونه مسایل جانبی احتراز می‌جست؛ و از همین روی بود که اختلاف نظرهایی میان ایشان و بعضی از بزرگان سلوکی نجف، که به اندیشه‌های عرفانی نیز نظر داشتند، بروز کرده بود.[۷] میرزای اصفهانی نیز تا پایان عمر همین روش سلوکی را پی گرفت و علیرغم برخورد و مؤانست با بزرگان مشرب‌های دیگر، و ترقی در روش سلوکی ایشان، مسلک اصحاب سامراء را پیشهٔ سیر معنوی خویش قرار داد.

تعلیم فقه و اصول در نزد صاحب عروه و صاحب کفایه[ویرایش]

سید اسماعیل صدر از حدود یکسال پیش از مهاجرت میرزای اصفهانی به عراق، به همراه استاد خود، آخوند ملا فتحعلی سلطان آبادی، از سامراء به کربلا آمده و حوزهٔ علمی خویش را در آن شهر برپاداشته بود.[۸]

میرزا مهدی اصفهانی پس از مدتی اقامت در کربلا، به دستور استاد خود، سید اسماعیل صدر، به سوی نجف اشرف عزیمت کرد و بر اساس نظر وی، در محفل اصولی آخوند خراسانی (صاحب کفایه الاصول) حاضر شد.[۹] و یک دورهٔ کامل اصول او را درک کرد.[۱۰] از دیگر اساتید وی در این دوران می‌توان به سید محمد کاظم طباطبایی یزدی و میرزا محمد حسین نائینی اشاره کرد.

از دیگر هم دوره‌های وی در محضر درس نایینی می‌توان به سید جمال الدین گلپایگانی بود.[۱۱] سید محمود شاهرودی اشاره کرد.

شیخ آقا بزرگ تهرانی، او را از قدمای شاگردان محقق نائینی و مورد توجه او یاد کرده است.[۱۲] میرزا مهدی اصفهانی در این خصوص می‌نویسد:

علامه نائینی مسائل مهم فقه و اصول را به من آموخت. من مدت زمانی به تنهایی از او بهره می‌بردم و نخستین کسی که به ما اضافه شد علامه سید جمال الدین گلپایگانی بود. سپس به تدریج کسانی دیگر به آن مجلس وارد شدند تا آن که تعدادمان به هفت تن رسید. وی دورهٔ فقه و اصول را برای ما هفت نفر تمام کرد و ما تا چهارده سال در خدمت او بودیم.[۱۳]

میرزا مهدی اصفهانی حدود پنج سال به تنهایی در محضر میرزای نائینی بوده و بعد از آن حدود پنج سال به همراه شش نفر دیگر به شاگردی استاد خویش مشغول بوده و به او در تدوین مبانی اصولی اش یاری می‌رسانده است.[۱۴] وحید خراسانی می‌گوید:

میرزا از شش یا هفت نفری بود که نائینی در دورهٔ اول، حرف‌های جدید خود را با آنان پخته کرد.[۱۵]

اخذ اجازهٔ اجتهاد مطلق[ویرایش]

میرزای اصفهانی پس از درس آموزی از محضر نائینی، سرانجام در سال ۱۳۳۸ هجری قمری از وی اجازهٔ اجتهاد گرفت و با عناوینی بس در خور ستایش از سوی استاد موصوف گردید. با در نظر گرفتن این اجازهٔ اجتهاد طولانی و مقایسهٔ تعابیر آن با اجازاتی که نائینی در سال‌های بعد برای برخی از شاگردان برجستهٔ خود که از بزرگترین مراجع دهه‌های بعدی عالم شیعه بشمار می‌آیند، و نیز توجه داشتن به این مطلب که نائینی کمتر اجازهٔ اجتهاد می‌داده،[۱۶] مقام بالای فقاهتی میرزا نزد این استاد برجسته مشهود می‌گردد. این اجازه‌نامه به تأیید سه تن از بزرگان آن روزگار یعنی آقایان سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء الدین عراقی و شیخ عبدالکریم حائری نیز رسیده که دو شخص اخیر میرزای اصفهانی را با تعابیری بلند یاد کرده‌اند.

بخشی از تعبیرات میرزای نائینی اینگونه است:

«... جناب العالم العامل، و التقی الفاضل، العلم العلام، و المهذب الهمام، ذوالقریحة القویمة، و السلیقة المستقیمة، و النظر الصائب و الفکر الثاقب، عماد العلماء و صفوة الفقهاء، الورع التقی و العدل الزکی، جناب الآقا المیرزا مهدی الاصفهانی، ادام الله تعالی تأییده و بلغه الامانی … حصل له قوة الاستنباط و بلغ رتبة الاجتهاد؛ و جاز له العمل بما یستنبطه من الاحکام، علی نهج المعمول بین الاعلام…»

آیه الله وحید خراسانی در خصوص این اجازهٔ اجتهاد می‌فرماید:

کاشف از مطلب است و نشان دهندهٔ درجهٔ بالای علمی میرزای اصفهانی است.[۱۷]

تحصیل کراماتی مانند طی‌الارض و انخلاع[ویرایش]

میرزای اصفهانی گرچه پیرو مشرب سلوکی سامراء بود ولی در دوران اقامت در نجف از دستورات سیر و سلوکی سید احمد کربلایی آموخت. بر اساس‌نامه‌ای که از وی باقی مانده، می‌توان دریافت که میرزا پس از طی مراحل، به قدرت تجرید و خلع بدن دست یافته بود.[۱۸] مقامی که تا آخر حیات خود نگاه داشت و وفات خود را نیز در آخرین انخلاع خود از خداوند درخواست کرد.[۱۹] نیل به این مقام در مکتب سلوکی معاصر نجف گامی بس بلند است چرا که بر اساس گفتهٔ آگاهان، معرفة النفس اساس کار پیروان سلوکی آخوند ملا حسینقلی همدانی بوده و تمامی تلاشهای ایشان در سیر روحانی برای رسیدن به این وادی انجام می‌گرفته است.[۲۰] ایشان حتی جلساتی را برای آموزش خلع بدن تشکیل می‌دادند که افرادی مانند آیه الله حسین حائری، آیه الله علی اکبر نوقانی، میرزا جواد آقای تبریزی و آیه الله مروارید در آن شرکت می‌کردند.[۲۱] همچنین به میرزای اصفهانی طی‌الارض نیز اعطا شده بود. وی گرچه به حسب ظاهر به حج مشرف نشده بود ولی بسیاری از حجاج ایشان را در حج دیده بودند.[۱۹] بر اساس مبانی مکتب سلوکی آن زمان نجف، میرزای اصفهانی در شمار نفوس قدسیهٔ الاهیه بود که توان طی‌الارض تامّ و تمام را واجد شده بود.[۲۲] شواهد انخلاع بدن و طی‌الارض وی بسیار زیاد است که این نوشته مجال آن را ندارد.[۲۳] مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی در مورد میرزای اصفهانی می‌گوید:

هر آنچه من با ریاضت به دست آوردم، میرزا با تقوا به دست آورده بلکه بالاتر از من دارد.[۲۴]

مهاجرت به مشهد[ویرایش]

میرزای اصفهانی سرانجام به دستور استاد خود، میرزای نائینی، برای تدریس در مشهد، عراق را بسوی ایران ترک کرد. وی در مسیر راه مدتی بسیار اندک نیز در بروجرد اقامت جست و پیوندی عمیق با آیة الله سید حسین بروجردی که هنوز به قم نیامده بود، حاصل کرد. پیوندی که موجب شد میان این دو عالم دینی ارتباطی همراه با احترامی بسیار زیاد پدید آید بطوریکه میرزا همواره وسعت اطلاع و عمق دانش وی را می‌ستود و آیة الله بروجردی نیز در سالهای پس از درگذشت میرزا تدبیری برای پی ریزی مکتب وی در قم اندیشیده بود.

سال ورود میرزای اصفهانی را به مشهد، ۱۳۴۰ هجری قمری (حدود ۱۳۰۰ هجری شمسی) ثبت کرده‌اند.[۲۵] آنچه موجبات ابتدایی شهرت میرزا را در مشهد فراهم آورد، اطلاع آیة الله شیخ هاشم مدرس قزوینی از مکانت علمی میرزا بود که داستانی مانند آشنایی شیخ انصاری و سید حسین کوه کمره‌ای دارد؛ بدین ترتیب که شیخ هاشم قزوینی که در آن زمان از مدرسین تراز اول مشهد بشمار می‌رفت، وقتی دانش و اطلاع میرزا را که در محفل درسی وی حاضرشده بود، دریافت، از کرسی درس پایین آمده و خود به همراه شاگردانش، در برابر این عالم تازه‌وارد کمر خم کرد.[۲۶] شیخ هاشم قزوینی را باید از کسانی دانست که از ابتدا تا نهایت، هیچگاه از میرزای اصفهانی جدا نشد و در تمامی سال‌های اقامت میرزا در مشهد پیوسته در ترویج وی می‌کوشید و احترامی از روی اعتقاد معنوی شدید برای او قایل بود و این شاید از آنجا حاصل می‌شد که علاوه بر وقوف بر جایگاه علمی میرزا، حالت مکاشفه‌ای نیز به وی دست داده بود و بر اساس آن مقام معنوی و روحانی بالایی را برای میرزا قایل بود. شیخ هاشم قزوینی مجتهدی بود که از حیث مدارج علمی در زمرهٔ برترین‌های مشهد قرار داشت و به همین جهت برخی از علما از این احترام فوق العادهٔ وی نسبت به میرزا متحیر می‌شدند.[۲۷]

نکتهٔ دیگری که شناخت علمای مشهد را نسبت به مقام علمی میرزای اصفهانی قوت بخشید، شروع درس‌های اصولی او بود که بر مبنای اصول میرزای نائینی استوار شده بود. میرزای نائینی از مجددین علم اصول بود و با برخی از آرای استادش، آخوند خراسانی، توافق نداشت و گذشته از این، خود نظراتی بدیع در این علم ارائه کرده بود. این نظرات توسط میرزای اصفهانی که پیشکسوت شاگردان نائینی به شمار می‌رفت، به ایران انتقال یافت و موجب شد که علمای مشهد با آنها آشنایی یابند.[۲۸] آیت الله خامنه ای در این خصوص می نویسد: «در حدود سال 1340 ه . ق يكى از شاگردان ممتاز ميرزاى نائينى مدرس بزرگ حوزه علميه نجف و مرجع تقليد معروف دوره قبل ( متوفى در 1355 ه . ق ) به نام ميرزا مهدى اصفهانى به مشهد آمد . ابتدا به تدريس سطوح عاليه و سپس خارج فقه و اصول مشغول شد و چون بر مبانى اصولى ميرزاى نائينى تسلط كامل داشت و اين مبانى در حد خود تازه و بى سابقه بود مورد توجه فضلا و طلاب مشهد قرار گرفت .»[۲۹]

این چنین شد که میرزای اصفهانی در کنار بزرگانی چون آیة الله حاج آقا حسین قمی و آیة الله میرزا محمد آقا زاده (فرزند آخوند خراسانی) در صدر مدرسین حوزهٔ علمیهٔ مشهد قرار گرفت.

میرزا در خلال اقامت بیست و پنج سالهٔ خود در مشهد، سه دوره درس اصول گفت. دورهٔ نخست را همانند آنچه مرسوم است، در مدتی طولانی برگزار کرد. در دورهٔ دوم به بیان آرای شخصی خود پرداخت و دورهٔ سوم را نیز به اشاره به قواعد مهم اصولی با شکلی مختصر اختصاص داد.[۳۰]

بعد دیگر تأثیرگذاری میرزای اصفهانی در مشهد که شهرت اصلی مکتب او نیز بیشتر بدان وابسته است، ساختار نظام مندی است که او در مبانی اصول اعتقادات بنا نهاده و به انتقال آن به شاگردان خود پرداخته است. آنچه در زندگی میرزای اصفهانی بیش از هر نکتهٔ دیگر مورد توجه قرار گرفته و موافقین و مخالفین پرشماری را در برابر وی بپاداشته، موضع او در بیان معارف الهی است که در آن توجهی تام و تمام به مبانی رسیده از امامان معصوم علیهم الصلوة و السلام دارد و بسیاری از مبانی و نتایج علوم رایج فلسفی و عرفانی را در تضاد با آن اساس و ساختار معرفی می‌کند.

دیدار باامام زمان و تحول فکری میرزا مهدی[ویرایش]

نقطهٔ آغاز این کوشش فکری را باید به زمان اقامت میرزا در نجف و معاشرت با سالکین آن دیار بازگرداند.[۳۱] او پس از غور و غوص در مطالب فلسفی و تسلط بر آن نفس خود را قانع نیافت و به سبب وجود معضلاتی در فلسف رو به سوی عرفان نمود. بر همین اساس بود که به درس مربّی بزرگ اخلاق و عرفان آن روز، آقا سیّد احمد کربلایی رفت و سرانجام توانست زیر نظر او و دیگر عالم بزرگ آن وادی، شیخ محمد بهاری همدانی به مقام کمال در تجرید و خلع بدن نایل بشود.[۳۲] با این وجود هنوز میرزا به آرامش کامل نرسیده بود. چرا که او بر این امر واقف شده بود که در عرفان استفادهٔ وسیع از «عنصر تأویل» شده و آموزه‌های آن موافق با مسائل و مفاهیم یاد شده در کتاب و سنت نیست. همچنین پرداختن عرفا به توجیه و تفسیر رأیی و تأویل آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السلام، نوعی تشویش درونی در وی پدیدآورد.[۳۳] این موضوع موجب شد تا وی به انجام توسلاتی بس طاقت فرسا روی آورد و برای بدست آوردن حقیقت، به تمسک به حبل متین الهی و حجت او در زمین بپردازد و تا دیرزمانی این امر را فراسوی خویش قرار دهد. برخی شاگردان وی داستان‌هایی در خور عبرت را از این حالات روحی استادشان نقل کرده‌اند که حکایت از روح طلب و صداقت تام او در این راه دارد و تا اندازه‌ای بزرگ جلوه می‌نماید که در نگاه نخست انسان را با ناباوری مواجه می‌سازد.[۳۴] از قول میرزا نقل شده که در یکی از جلسات درس، برای برخی از شاگردان فاضلش گفته بود:

با این که به مطالب فلسفه و عرفان کاملاً آشنا و وارد بودم، نفس خود را قانع به این معارف نمی‌دیدم. به علاوه، آنچه بر من گران می‌آمد، عدم مطابقت بین قرآن و روایات مبارکات با مطالب فلسفه و عرفان بود که آموخته بودن و این امر، مشکلی بود برای من. ناچار، متوسّل به حضرت بقیةالله حجة بن الحسن العسکری علیهماالسلام شدم و در مورد متعددّه، به مسجد سهله می‌رفتم و استغاثه و التجا و تضرّع به حضرتش داشتم و از آن حضرت استمداد می‌طلبیدم. آخر الامر، عنایات و الطاف خاصهٔ آن حضرت شامل حالم شد و طریق وصول به معارف قرآن برای من آشکار گردید. چون به برکت ولیّ عصر عجل الله تعالی فرجه حقیقت مطلب بر من ظاهر گشت، تمام جزواتی که در مدّت اشتغال به فلسفه و عرفان نوشته بودم، از همهٔ آن‌ها اعراض کرده، در شطّ کوفه انداختم و با خود عهد کردم در معارف قرآن، غیر از کلمات عترت طاهره که مفسّران قرآن هستند نظر احدی را قبول نکنم و دست از آیات و روایات برندارم و متشابهات آن‌ها را بر محکمات حمل نمایم و مانند کسانی نباشم که مطالبی را به رأی و قیاس می‌پرورانند و چون خود را منتسب به شرع می‌دانند، برای بافته‌های فکری خود، به متشابهات آیات و روایات متمسّک می‌شوند و با نظر خود، آن را تأویل و توجیه می‌کنند.[۳۵]

در دستخطی که از میرزا بجای مانده، وی بر ضرورت توسل به حجت الهی در زمان حاضر برای نیل به معارف دینی تأکید کرده و همین موضوع را دلیل پیگیری توسل به ساحت قدس مهدوی دانسته است. میرزا گفته بود:

بر ریگ‌های مسجد سهله، اشک‌ها ریختم و در آن جا و جاهای دیگر، مکرّر به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه تضرّع و استغاثه و التجا کردم و اگر ادّعا کنم که در مسجد سهله جایی نیست که اشک من بر آن نریخته باشد، خلاف نگفته‌ام![۳۶]

در پایان این مسیر، میرزای اصفهانی به کمال مطلوب خویش نایل شد و در تشرّفی که خدمت حضرت مهدی ارواحنافداه در قبرستان وادی السلام نجف حاصل نمود. در این تشرف حضرت نوشته‌ای را به وی نشان دادند که در آن نوشته بود:

طلب المعارف من غیر طریقنا اهل البیت مساوق لإنکارهم و قد اقامنی الله و أنا الحجة بن الحسن[۳۷]

پس از این رویداد، میرزا تمامی نوشته‌های فلسفی و عرفانی خود را به رودخانه افکند و تنظیم ساختار فکری خویش را آغاز نمود.[۳۸] ساختاری که پس مهاجرت و اقامت او در مشهد به یکی از تأثیرگذارترین مکاتب فکری معاصر در جهان تشیع بدل گردید.

همچنین آیت الله شیخ عبدالله واعظ یزدی (یکی از شاگردان نزدیک مرحوم میرزای اصفهانی) نقل کرده است:

یک روز که به درس مرحوم میرزا مهدی اصفهانی می‌رفتم، میان راه، مرحوم آقا سید هاشم نجف آبادی میردامادی (جد مادری رهبر انقلاب) را دیدم. گفت: کجا می‌روی؟ گفتم: می‌روم درس فقه میرزا. به من گفت: قدر میرزا را خیلی بدان! او مشمول عنایات حضرت ولی عصر علیه السلام است. من و میرزا در نجف در مدرسه سید محمد کاظم یزدی طلبه و هم اتاق بودیم. آن وقت، مذاق ایشان فلسفی و عرفانی بود. طوری در آن مباحث، قوی و طرفدار و حامی بود که گاهی، از فلتات لسانش استفاده می‌شد که تقریباً هر چه حق است، در آن است. از فلسفه و عرفان نمی‌توان گذشت و از مبانی محکمی که دارند نمی‌توان اعراض کرد. میرزا شب‌های چهارشنبه در مسجد سهله بیتوته می‌کرد. در آن هنگام که ایشان این حالات را داشت، من هم مقداری متأسف بودم که چرا این طور[معتقد به مبانی فلسفه و عرفان] شده است؟! یک شب چهارشنبه که ایشان نبود و به مسجد سهله رفته بود، من در مدرسه خوابیده بودم. خواب دیدم که کسی آمد، به من گفت: حضرت حجت بن الحسن علیه السلام تشریف دارند و میرزا را می‌طلبند. من آمدم در ایوان جلوی اتاق نگاه کردم دیدم آقای بزرگواری وسط مدرسه ایستاده‌اند. ایشان فرمودند: میرزا کجاست؟ یک وقت دیدم که میرزا بلند شد و نعلین‌هایش را پا کرد و تند تند از پله‌ها رفت پایین و در حیاط مدرسه با امام علیه السلام گلاویز شد! او، کشید و ایشان کشیدند! بالاخره امام علیه السلام میرزا را بلند کردند و به زمین زدند و دهان مبارکشان را روی دهان میرزا گذاشتند. میرزا هم مانند کسی که از یک مشک آب می‌خورد و چون حجم آب زیاد است گلوگیر می‌شود، جرعه جرعه می‌گرفت. در همین اوقات بود که امام بلند شدند و من هم وحشت زده از خواب بیدار شدم. دیدم نزدیک اذان صبح است. خیلی پریشان بودم. هوا کم‌کم روشن شد. دیدم میرزا از مسجد سهله آمد در حالی که بسیار پریشان خاطر بود! فقط می‌گفت: آقا غلط کردم! آقا ندانستم! هرچه دارم از شما دارم! هرکس هرچه دارد از شما دارد! پابرهنه می‌دوید به سوی حرم امیرالمؤمنین علیه السلام. حالی داشت که من نتوانستم اوضاع را جویا شوم. می‌رفت سرش را به ضریح می‌کوبید و برمی‌گشت و دوباره می‌رفت. بعد از این جریان، میرزا تغییر کرد و مدتی بعد، به ایران و مشهد رفت. من هم بعدها به مشهد آمدم و دیدم وضع میرزا عوض شده و آن چنان تسلطی پیدا کرده که همه بزرگان مشهد را زیر بال گرفته است. در شأن اهل بیت علیهم السلام آنچه می‌داند، می‌گوید و هرکس را که در مقام مباحثه با اوست، محکوم می‌کند. وضع طلاب مشهد هم که در مبانی فلسفه و عرفان دست داشتند، عوض شده است.[۳۹]

تحول حوزه مشهد با ورود میرزا مهدی[ویرایش]

حوزهٔ مشهد تا پیش از مهاجرت میرزا به آن دیار، در دو موضوع ادبیات عرب و علوم فلسفی شهرتی بسزا داشت و شاید بتوان گفت که در میان حوزه‌های علمی آن روزگار کم مانند بود. حاجی فاضل خراسانی و حکیم آقا بزرگ شهیدی رضوی دوتن از بزرگان فلسفی سدهٔ گذشته، تدریس علوم فلسفی را در مشهد برعهده داشتند و در این مقام نیز شهرتی درخور ستایش بدست آورده بودند. حکیم شهیدی از مدارس فلسفی تهران خوشه اندوخته بود و از محضر فیلسوفان نامدار دار العلم تهران عصر ناصری، میرزا ابوالحسن جلوه، میرزا حسن کرمانشاهی و میرزا هاشم اشکوری بهره‌مند گردیده بود.[۴۰]

با ورود میرزا به مشهد و القای اندیشه‌های او که در بخشهای متعددی با دیدگاه‌های فلسفی و عرفانی در تضاد بود، انقلابی فکری در مشهد پدید آمد و بسیاری از فضلای آن روز مشهد را به موضع گیری واداشت و حتی برخی از آنان به بحثهای چندین ماهه با میرزا پرداختند تا از دیدگاه فلسفی خویش دفاع کنند.[۴۱] آیت الله خامنه ای در این باره می نویسد: «پس از چندى حوزه درس ديگرى به عنوان درس معارف كه در حقيقت تدريس علم كلام و رد مطالب فلسفى و عرفانى بود تشكيل داد و بنيانگذار مكتب علمى ضد فلسفه و عرفان در مشهد شد و در ظرف 20 سال در اين رشته شاگردانى تربيت كرد كه برخى از آنان تا هم اكنون نيز مبانى وى را ترويج و تدريس مى كنند . بر اثر اشاعه مبانى وى بود كه تدريس فلسفه در حوزه مشهد منسوخ شد و طرز فكر نيمه كلامى و نيمه عرفانى وى كه به ظواهر احاديث و روايات واراده از اهل بيت و اوصياى پيامبر عليهم السلام متكى بود جاى طرز فكر حكمى و عرفان بشرى را در اين حوزه گرفت .» [۴۲]

یکی از حاضرین درسهای میرزای اصفهانی در باب نقدهای او بر فلسفه چنین گفته است:

«... ایشان با فلسفه مخالف بود و همهٔ اینها [یعنی فضلای برجسته ی حوزه ی مشهد] را از فلسفه برگرداند. مردی بسیار باتقوا و شریف و دانشمند بود. وقتی فلسفه را رد می‌کرد، این طور نبود که بی جهت بگوید که فلسفه مردود، بلکه تمام مباحث فلسفی را جزء به جزء نقل می‌کرد، و به شاگردانش می‌گفت که شما که اینجا نشسته‌اید، همه فلسفه خوانده هستید، ببینید من درست فهمیده‌ام یا نه؟ اگر من بد فهمیده‌ام، مرا راهنمایی کنید، و مطلب بزرگان فلسفه مثل ملا صدرا یا ابن رشد یا ابن سینا را نقل می‌کرد و بعد از تصدیق آقایان فضلا، آن وقت از روی مبانی صحیح علمی و با استفاده از احادیث و روایاتی که از ائمه رسیده، که با فلسفه مخالفت کرده‌اند، آن مطلب را رد می‌کرد…»[۴۳]

آیة الله میرزا احمد کفایی، فرزند کوچکتر آخوند خراسانی، هم که در عمل ریاست سازمانی و رسمی حوزهٔ مشهد را بر عهده داشت و به مکتب میرزا گرایش نیافته بود، خود از علاقه مندان وی به حساب می‌آمد و مراحل کمالی میرزا از جمله قدرت وی بر تجرید را نقل می‌نمود.[۴۴]

با گسترش مبانی فکری میرزای اصفهانی، حوزهٔ علمیهٔ مشهد رنگ و بوی فلسفی خود را از دست داد و برخی از مدرسین فلسفه که به ارائهٔ آن می‌پرداختند، در اقلیت قرار گرفتند.

آنچه دربارهٔ روش میرزا در این زمینه باید مد نظر قرار گیرد، اینست که وی تنها به کناره جویی از نظام فکری فلسفی و عرفانی بسنده نکرد و در کنار آن، خود به تدوین یک ساختار نظام مند که بر اساس روایات صادرشده از امامان شیعه علیهم السلام استوار گردیده، پرداخت و همین تفکرات علمی بود که فضای فلسفی مشهد را دگرگون کرد.

بیشتر آثار علمی میرزای اصفهانی هنوز خطی است و نسبت و انتشار وسیع آنها اقدام نشده است و مجموعهٔ آنها اعم از تألیفات یا تقریرات، در کتابخانهٔ آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود.

زعامت حوزه ی علمیه ی مشهد[ویرایش]

بعد از خفقانی که در زمان رضاخان شکل گرفت، میرزا مهدی اصفهانی از جمله کسانی بود که به احیاء مجدد حوزه ی مشهد همت گماشت و از زعمای آن گردید. آیت الله خامنه ای در این باره می نویسند: «پس از شهريور 1320 شمسى 1360 ه . ق كه با تغييرات عمده در دستگاه حكومت فشار بر روى مظاهر دينى و روحانى هم برداشته شد زعامت حوزه را دو عالم بزرگ و معروف يعنى حاج شيخ مرتضى آشتيانى و آقاميرزا مهدى اصفهانى در دست گرفته و بار ديگر به بازسازى بنيادهاى روحانى در اين شهر مقدس پرداختند . فقه و اصول و معارف در حلقه درس اين دو مدرس بزرگ طلابى را گرد آورد و دوباره حوزه علميه با زعامت آنان رو به رشد رفت . ليكن اين دو عالم متشخص در سال 1365 ه . ق بدرود زندگى گفتند و حوزه علميه مشهد با درگذشت آن دو آخرين مدرسان بزرگ خود را از دست داد و درس خارج در اين حوزه مجددا دچار ركود شد.» [۴۵]

وفات[ویرایش]

میرزای اصفهانی پس از اقامتی تأثیرگذار در مشهد، سرانجام در روز پنج شنبه، ۱۹ ذی الحجة الحرام سال ۱۳۶۵ هجری قمری (۱۹ آبان ماه ۱۳۲۵ هجری شمسی) در مشهد درگذشت. دربارهٔ درگذشت او چنین آورده‌اند که در آخرین تجریدی که برای وی دست داد، در خواست انتقال از این جهان را مسئلت نمود و اندکی بعد رخت از دنیای فانی برکشید.[۴۶]

پیکر وی با شکوهی چشم گیر در مشهد تشییع شد و پس از اقامهٔ نماز توسط آیة الله سید یونس اردبیلی در دارالضیافهٔ حرم مطهر رضوی به خاک سپرده شد. آیة الله اردبیلی که در این مراسم حالتی منقلب داشت، به سبب بزرگداشت میرزا، حادثه‌ای را که طی آن میرزای اصفهانی او را به عتبات عراق سیر داده و به مشهد بازگردانده بود، برای حاضرین بیان داشت.

مدتی پس از درگذشت میرزا، یادداشتی از وی بدست آمد که در آن حدود ۱۹ سال پیش از مرگ، زمان فوت خویش را پیش بینی کرده بود.

شاگردان[ویرایش]

در میان کسانی که از مطالب اصولی وی استفاده کرده‌اند، علاوه بر شیخ هاشم قزوینی، می‌توان به آیة الله سید صدرالدین صدر، فرزند استاد و راهنمای میرزا، اشاره کرد که در سالهای بعد به ادارهٔ حوزهٔ علمیهٔ قم پرداخت.[۴۷]آیة الله شیخ محمد باقر ملکی نیز که در سالهای بعد محفل درسی خود را در قم برپا داشت و مورد تکریم آیة الله بروجردی قرار گرفت، از بهره مندان میرزا در مشهد بود که به تحصیل اجازهٔ اجتهاد از وی نایل گردیده بود.[۴۸]آیة الله سید علی سیستانی و آیة الله شیخ حسین وحید خراسانی هم که اکنون در ردیف مراجع تقلید شیعه قرار دارند، در سنیین جوانی مجلس درس میرزای اصفهانی را درک کرده‌اند.

سید اسماعیل صدر از حدود یکسال پیش از مهاجرت میرزای اصفهانی به عراق، به همراه استاد خود، آخوند ملا فتحعلی سلطان آبادی، از سامراء به کربلا آمده و حوزهٔ علمی خویش را در آن شهر برپاداشته بود.

میرزا مهدی اصفهانی پس از مدتی اقامت در کربلا، به دستور استاد خود، سید اسماعیل صدر، به سوی نجف اشرف عزیمت کرد و بر اساس نظر وی، در محفل اصولی آیه الله آخوند ملامحمد کاظم خراسانی (صاحب کفایه الاصول) حاضر گردید؛ و یک دورهٔ کامل اصول او را درک کرد. هم چنین سال‌ها در مجالس فقهی فقیه بزرگ آن عصر، آیه الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی (صاحب العروه الوثقی) حاضر می‌شد. وی را از بهترین شاگردان صاحب عروه یاد کرده‌اند.

دورهٔ اول (۱۸ سال) از مهاجرت ایشان به نجف آغاز می‌شود و شامل شرکت در دروس میرزای نائینی می‌شود. در این دوران به سیر و سلوک عرفانی اشتغال دارد و شاگرد سید احمد کربلایی است.

در این دوره در نجف اصول را نزد آخوند خراسانی (صاحب کفایة الاصول) و فقه را نیز نزد سید محمدکاظم یزدی (صاحب عروة الوثقی) خواند. وی همچنین سید اسماعیل صدر ارتباط پیدا می‌کند و به‌راهنمایی او سلوک خود را پیش می‌گیرد. به‌واسطهٔ صدر با شیخ محمد بهاری همدانی، سید علی قاضی و سید جمال گلپایگانی آشنا می‌شود.[۴۹]

هم‌زمان با انقلاب مشروطه در ایران، اولین جلسه درس میرزای نائینی را تشکیل می‌دهند که در آن قریب ۷ نفر از جمله سید جمال‌الدین گلپایگانی، سید محمود حسینی‌شاهرودی شرکت می‌کردند. در این جلسات مطالب مکتب اصول شیخ انصاری مورد بررسی قرار می‌گرفت. این درس نزدیک به ۵ سال طول کشید. در این مدت استاد سلوک میرزا، سید احمد کربلایی بود.[۵۰]

نقدها[ویرایش]

سید محمدحسین حسینی طهرانی از شاگردان سید محمدحسین طباطبایی و منتقدین مکتب معارف خراسان، آراء میرزا مهدی را با آراء شیخ احمد احسائی مشابهت داده و معتقد است رد عرفان و فلسفه از طرف میرزا مهدی، در اثر «وازدگی نفس» و به‌واسطهٔ «عدم تحمل و عدم وصول» در سلوک و از سر کین است.[۵۱]

البته باید توجه داشت که این ادعای قابل پذیرش نیست. اولاً میرزا مهدی اصفهانی به شدت با آراء شیخه مخالفت داشته و در این خصوص کتابی به نام «الصوارم العقلیه فی الرد علی الشیخیه» را نگاشته‌اند. علاوه بر این مخالفت‌های میرزا مهدی اصفهانی با فلسفه و عرفان کاملاً بر مبنای علمی بوده و اشکالات علمی ایشان به این دو دیدگاه، مکتوب و قابل پیگیری است؛ لذا این انتساب ناروا که منحصر در بیان یکی از مخالفان میرزا مهدی اصفهانی می‌باشد، از نظر تاریخی و علمی قابل قبول نیست.

متأسفانه برخی از مخالفان مرحوم میرزا مهدی اصفهانی و کسانی که معارف ایشان را تلقی نکرده‌اند به ایشان تهمت‌های دیگری نیز زده‌اند. مثلاً یکی از مخالفان مرحوم میرزا ایشان را متهم به جنون کرده و گفته که مرحوم میرزا به سبب شدت ریاضت‌هایی که در عراق کشیده بودند دچار جنون شده و میرزای نائینی برای اینکه بیماری ایشان کاهش یابد ایشان را به ایران فرستاده‌اند! این ادعا فقط از طرف این مخالف مطرح شده و کذب بودن این مطلب واضح است. چرا که مرحوم میرزا در طول سکونت حدود ۲۰ سالهٔ خود در مشهد از بزرگان حوزهٔ علمیهٔ آن دیار شد و تدریس یکی از مهمترین درس‌های خارج آن زمان را به عهده داشت. چطور می‌شود کسی که دچار اختلال ذهنی است بزرگان مشهد را مقهور سلطهٔ علمی خود نماید و به تدریس خارج فقه و اصول بپردازد!! امیدواریم که در فضای بحث‌های علمی دیگر شاهد این گونه برخوردهای غیر علمی نباشیم.

شاگردان[ویرایش]

آثار مرحوم میرزا مهدی اصفهانی[ویرایش]

آثار چاپ شده[ویرایش]

  • ابواب الهدی، به مقدمهٔ حسین مفید، انتشارات منیر، تهران: ۱۳۸۷[۵۸]
  • ترجمه ابواب الهدی، ترجمه و مقدمهٔ حسین مفید، انتشارات منیر، تهران: ۱۳۸۹
  • رسائل شناخت قرآن، تصحیح و مقدمهٔ حسین مفید، انتشارات منیر، تهران: ۱۳۸۸
  • ابواب الهدی، به تصحیح و مقدمهٔ حسن جمشیدی، بوستان کتاب، چاپ دوم، قم: ۱۳۸۶، (متأسفانه نسخه های تصحیح شده توسط اقای جمشیدی به علت اشتباهات مهم و زیاد، ارزش علمی قابل قبولی ندارد.)
  • مصباح الهدی، به کوشش حسن جمشیدی، بوستان کتاب قم، قم: ۱۳۸۷ [۵۹][۶۰]

آثار خطی[ویرایش]

آثار قرآن شناختی[ویرایش]

  • رساله‌ی شاهزاده افسر
  • رساله فی وجه اعجاز کلام الله المجید
  • رساله‌ی تبارک
  • فی بیان وجه اعجاز القران و أنه کلام الله
  • رساله‌ی جمع و تحریف قرآن

آثار حدیث شناختی[ویرایش]

  • رساله‌ی الصوارم العقلیه علی تأویل الاحادیث المرویه و المقامع العلمیه علی مفارق الشیخیه
  • رساله‌ی المواهب السنیه و العنایات الرضویه فی المعاریض و التوریه
  • رساله‌ی خاتمه اصول الرسول و آل الرسول فی التعارض
  • رساله‌ی افتاء و التقلید

آثار معارفی[ویرایش]

  • ابواب الهدی
  • معارف القرآن
  • انورالهدایه
  • مکتوبات معارفی
  • معرفه العوالم
  • رساله جبر و تفویض
  • رساله فی البداء

آثار اصولی[ویرایش]

  • مصباح الهدی
  • مکتوبات اصولی
  • رساله‌ی اصول وسیط

آثار فقهی[ویرایش]

  • رساله فی الکر
  • حجیه فتوی الفقیه
  • الصلاة
  • الافتاء و التقلید

آثار اخلاقی[ویرایش]

  • رساله‌ی غایة المنی و معراج القرب و اللقاء
  • رساله‌ی معرفت نفس

غیره[ویرایش]

  • الجنات الرضویه
  • کشکول و ...

تقریرات شاگردان[ویرایش]

مراد از تقریرات، درس گفتار های مرحوم میرزا بوده، که توسّط شاگردان ایشان به رشته ی تحریر در آمده است.

  • تقریرات اصول آیت الله حلبی تولایی
  • تقریرات اصول عسکری
  • تقریرات اصول آیت الله ملکی میانجی
  • تقریرات اعتقادات عسکری
  • تقریرات شیخ علی اکبر صدر زاده دامغانی
  • تقریرات محمّد شیخ حسن بروجردی
  • حجیّة القرآن، آیت الله حلبی تولایی
  • مناصب النبی صلی الله علیه و آله، آیت الله حلبی تولایی
  • هناک المطالب الثلاثه، آیت الله حلبی تولایی
  • مشهدین، آیت الله حلبی تولایی 

تالیفات شاگردان[ویرایش]

  • اسماء و صفات
  • بدائع الكلام في تفسير ايات الاحكام، آیت الله ملکی میانجی
  • بیان الفرقان، آیت الله شیخ مجتبی قزوینی
  • تلخیص فصل الخطاب، آیت الله حلبی تولایی
  • تنبیهات، آیت الله مروارید
  • حجية القرآن و براهينه، آیت الله حلبی تولایی
  • ختام الاصول، آیت الله حلبی تولایی
  • ختام خاتمه الاصول في حجيه فتوي الفقيه، آیت الله حلبی تولایی
  • دروس معارف الهیّۀ، آیت الله حلبی تولایی
  • صوره العالم
  • عارف و صوفی چه می‌گویند؟، آیت الله میرزا جواد تهرانی
  • فی خاتمه علم الاصول، آیت الله حلبی تولایی
  • ماده العالم التشریع و صورته، آیت الله حلبی تولایی
  • مستدرک سفینه البحار، آیت الله نمازی شاهرودی
  • مناهج البیان، آیت الله محمدباقر ملکی میانجی

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. گنجینهٔ دانشمندان، ج 7، ص 116. 
  2. گنجینهٔ دانشمندان، ج 7، ص 114. 
  3. گنجینهٔ دانشمندان، ج 7، ص 114 و مکتب تفکیک، ص 212. 
  4. تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج 1، صص 270 و 271. 
  5. ر. ک. بغیة الراغبین، صص 209 تا 211. 
  6. مکتب تفکیک، ص 213. 
  7. تاریخ حکماء و عرفای متأخر، ص 239. 
  8. بغیة الراغبین فی سلسلة آل شرف الدین، ص 195. 
  9. گنجینهٔ دانشمندان:7:114 – احیاگر:151. 
  10. احیاگر حوزهٔ خراسان، 152. 
  11. مستدرک سفینة البحار، ج 1، ص 10. 
  12. نقباء البشر/5/417. 
  13. مستدرک سفینه البحار/1/10. 
  14. احیاگر حوزهٔ خراسان، 163. 
  15. احیاگر حوزهٔ خراسان، 163 به نقل از فایل صوتی سخنرانی معظم‌له. 
  16. مکتب تفکیک، ص 219. 
  17. احیاگر حوزهٔ خراسان، 166 به نقل از مصاحبهٔ با معظم‌له. 
  18. مستدرک سفینة البحار، ج 1، ص10، گنجینهٔ دانشمندان، ج 7، ص 116 و مکتب تفکیک، ص 214 و احیاگر حوزهٔ خراسان، 186. 
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ احیاگر حوزهٔ خراسان، 187. 
  20. مهر تابان، ص 19. 
  21. احیاگر حوزهٔ خراسان، 194 به نقل از گفتگو با علی ملکی میانجی. 
  22. احیاگر حوزهٔ خراسان، 188. 
  23. نک: احیاگر حوزهٔ خراسان. 
  24. ما سمعت ممن رأیت/634. 
  25. مکتب تفکیک، ص 219
  26. تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی، ص 75
  27. گنجینه ی دانشمندان، ج 7، ص 156
  28. مکتب تفکیک، صصص 220 و 221
  29. گزارشی از سابقه تاریخی و اوضاع کنونی حوزه علمیه مشهد، ص30
  30. گنجینه ی دانشمندان، ج 7، ص 118
  31. مستدرک سفینة البحار، ج 1، ص 10
  32. احیاگر حوزه ی خراسان، 203
  33. مکتب تفکیک، ص 215
  34. مکتب تفکیک، ص 234
  35. دین و فطرت1 (مقدمه)، 4-5 و احیاگر حوزه ی خراسان، 205
  36. احیاگر حوزه ی خراسان، 207 به نقل از افراد و منابع متعدد
  37. احیاگر حوزه ی خراسان، 211
  38. گنجینه ی دانشمندان، ج 7، ص 117
  39. خبرگزاری تسنیم، شناسه خبر: 915732 - آبان ۱۳۹۴
  40. تاریخ حکماء و عرفای متأخر، صص 352 و 354
  41. مکتب تفکیک، ص 414، پ 1 و اندیشه ی حوزه، شماره 19، ص 148 و تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی، ص 76
  42. گزارشی از سابقه تاریخی و اوضاع کنونی حوزه علمیه مشهد، ص 30 و 31
  43. مکتب تفکیک صص 410 و 411 به نقل از کیهان فرهنگی، سال 1، شماره ی 11، بهمن 1363. گفته های استاد محمد تقی شریعتی، پدر دکتر علی شریعتی
  44. مکتب تفکیک، ص 412، پ 1
  45. گزارشی از سابقه تاریخی و اوضاع کنونی حوزه علمیه مشهد، ص 32
  46. گنجینه ی دانشمندان، ج 7، ص 115
  47. مکتب تفکیک، ص 224
  48. فصلنامه ی سفینه، شماره ی یکم، ص 81
  49. حکیمی: ۱۳۸۳، ص ۲۱۳
  50. حکیمی: ۱۳۸۳، ص ۲۱۴
  51. طهرانی: ص ۸۲
  52. اکثر موارد زیر علاوه بر منابع یادشده، در حکیمی: ۱۳۸۳، صص ۲۲۴—۵ ذکر شده است.
  53. آیت‌الله حاج شیخ مجتبی قزوینی قدس‌سره
  54. Ayatulah al-Uzma Sistani's Bio
  55. عالم ربانی، متاله قرآنی و استاد مکتب معارف اهل بیت علیهم السلام آیت‌الله حاج میرزا حسنعلی مرواید
  56. سیره و آثار میرزا مهدی الهی قمشه‌ای
  57. آیت‌الله حاج شیخ محمدباقر ملکی میانجی
  58. آدینه بوک: ابواب الهدی مهدی اصفهانی، حسین مفید (مقدمه)
  59. MehrNews.com - Iran, Iranian, Nuclear, political, world, sport, Cultural, economic, SocialAndOccations news and headlines
  60. معرفی کتاب: مصباح الهدی

کتابنامه[ویرایش]

  1. ابواب الهدی، میرزا مهدی اصفهانی، مقدمه ی سید محمدباقر نجفی یزدی، مشهد، انتشارات شیعه، 1364.
  2. احیاگر حوزه ی خراسان، جمعی از نویسندگان، انتشارات آفاق، تهران، 1394.
  3. اندیشه ی حوزه، شماره ی 19، ویژه ی مکتب تفکیک، دانشگاه علوم رضوی، مشهد، 1378.
  4. بغیة الراغبین فی سلسلة آل شرف الدین، سید عبدالحسین شرف الدین، الجزء الاول، الدار الاسلامیة، بیروت، 1411 ق.
  5. تاریخ حکماء و عرفای متأخر، تحریر ثانی، منوچهر صدوقی سها، انتشارات حکمت، تهران، 1381.
  6. تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی (تاریخ حوزه ی علمیه ی قم)، غلامرضا کرباسچی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1380.
  7. تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، سید مصلح الدین مهدوی، نشر الهدایه، قم، 1367.
  8. خبرگزاری تسنیم، شناسه خبر: 915732.
  9. دین و فطرت، علی رضا مدرّس غروی، بی جا، چاپ خانه ی خراسان، بی تا.
  10. سفینه، فصلنامه ی تخصصی علوم قرآن و حدیث، شماره 1، مؤسسه ی فرهنگی نبأ مبین، تهران، 1382.
  11. گنجینه ی دانشمندان، شیخ محمد شریف رازی، چاپخانه ی پیروز، قم، 1354.
  12. ما سمعت ممن رأیت آنچه شنیده ام از آنان که دیده ام، سید مجتبی بحرینی، مشهد، نشر آفتاب عالم تاب، 1392.
  13. مستدرک سفینة البحار، شیخ علی نمازی شاهرودی، مؤسسه ی بعثت، تهران، 1409.
  14. مکتب تفکیک، محمد رضا حکیمی، انتشارات دلیل ما، قم، 1382.
  15. مهر تابان، سید محمد حسین حسینی طهرانی، انتشارات باقرالعلوم علیه السلام، بی جا، بی تا.
  16. نقباء البشر فی قرن الرابع عشر، الشیخ آغا بزرگ الطهرانی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1430.