نقد اسلام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

نقد اسلام از همان اولین مرحله‌های شکل‌گیری آن وجود داشته‌است. اولین نقدهای نوشتاری توسط مسیحیان نوشته شده، تا قبل از قرن نهم میلادی، بسیاری اسلام را به‌عنوان شاخه‌ای رادیکال از بدعت‌گذاری در مسیحیت می‌شناختند.[۱] بعدها جهان اسلام مستقیماً مورد نقد قرار گرفت.[۲][۳] نقد اسلام در جوامع غربی بعد از حملات ۱۱ سپتامبر و عملیات‌های تروریستی دیگر مسلمانان در قرن ۲۱م بار دیگر شدت گرفت.[۴]

موارد مورد نقد شامل اخلاقیات محمد، آخرین پیامبر الهی براساس اسلام، در زندگی عمومی و شخصی اوست.[۵][۶] مسائل مربوط به صحت و اخلاق در قرآن، کتاب مقدس مسلمانان، نیز توسط منتقدین مورد بحث قرار می‌گیرد.[۷] نقدهای دیگر پرسش‌هایی را دربارهٔ حقوق بشر در گذشته اسلام و کشورهای اسلامی مدرن مانند رفتار با زن‌ها، دگرباشان جنسی و اقلیت‌های دینی و قومی در قوانین اسلامی را بررسی می‌کند.[۸] با روند رو به رشد اخیر چندگانگی فرهنگی، توانایی و خواست مهاجرین مسلمان برای جذب شدن در جوامع غربی[۹] و کشورهایی مانند هند[۱۰][۱۱][۱۲] و روسیه[۱۳][۱۴] نیز مورد نقد واقع شده‌است.

اخلاق[ویرایش]

محمد[ویرایش]

دانته آلیگیری در بخش نخست کمدی الهی پیامبر اسلام را مورد نقد قرار می‌دهد و در این تصویر شکنجه شدن محمد در جهنم را ترسیم کرده‌است.

محمد یکی از پیامبران الهی و بنیانگذار اسلام است و به‌عنوان یک الگو برای پیروان این دین به حساب می‌آید. منتقدینی مانند زیگموند کوئل و ابن وراق (مسلمان پیشین) برخی از اعمال محمد را غیراخلاقی می‌دانند.[۶][۵]

قتل کعب[ویرایش]

کعب بن اشرف یکی از مخالفین محمد در صدر اسلام بود. کعب در یادبود کشته‌شدگان بزرگ قریش اشعاری سروده‌است و بزرگان قریش را به برخورد با محمد دعوت می‌کرد. او همچنین اشعاری اروتیک دربارهٔ زنان مسلمان سروده بود که موجب توهین به مسلمانان شده بود. محمد از یارانش خواست تا او را به قتل برسانند. یکی از یاران محمد به‌نام محمدبن مَسلَمه داوطلب شد و به‌همراه چندین تن دیگر با فریب کعب او را به قتل رساندند. پس از آنکه محمد خبر قتل کعب را می‌شنود برای قاتلان آرزوی شادی می‌کند و خدا را شکر می‌نماید.[۱۵]

سن پایین عایشه[ویرایش]

براساس حدیث‌های منابع سنی، عایشه در هنگام عقد با محمد شش یا هفت سال داشت و در هنگام ازدواج به سن نه سالگی رسیده بود.[۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰][۲۱]

جریر طبری که ۲۰۰ سال پس از مرگ محمد در ایران به‌دنیا آمده‌است، در کتاب تاریخ طبری، عایشه را در هنگام ازدواج ۱۰ ساله می‌داند.[۱۹] ششصد سال بعد از مرگ محمد ابن خلکان عایشه را در زمان عقد نه ساله و در هنگام ازدواج دوازده ساله توصیف می‌کند.[۲۲]

در قرن بیستم یک نویسنده هندی به‌نام محمدعلی احادیث مربوط به سن کم عایشه را زیر سؤال برد؛ او تفسیر جدید محمد بین عبدالله خطیب تبریزی در کتاب مشکات المصابیح را سند قرار داد که در آن سن عایشه در هنگام ازدواج ۱۹ سال اعلام می‌شود.[۲۳]

کالین ترنر استاد انگلیسی مطالعات اسلامی[۲۴] گفته‌است که چون ازدواج یک مرد مسن با یک دختر جوان در میان بادیه‌نشینان امری رایج بوده‌است، نمی‌توان عمل محمد در آن دوران را نامناسب دانست.[۲۵] کارن آرمسترانگ نویسنده انگلیسی نیز می‌گوید «هیچ عمل زشتی در ازدواج محمد با عایشه وجود ندارد. ازدواج غیابی برای بستن پیمان صلح در آن زمان با دخترانی حتی جوان‌تر از عایشه رایج بوده‌است».[۲۶]

اخلاق در قرآن[ویرایش]

یک قرآن متعلق به قرن نهم میلادی در موزه رضا عباسی.

به گفته برخی از منتقدین اخلاق در قرآن به نسبت اخلاق در مسیحیت و یهودیت که اسلام ادعای تکمیل آن‌ها را دارد، پسرفت کرده‌است. برای مثال دانشنامه کاتولیک می‌نویسد «اخلاق در اسلام بدتر از اخلاق در یهودیت و بسیار بدتر از اخلاق در کتاب عهد جدید است» و همچنین می‌نویسد «در اخلاق اسلامی قسمت‌های قابل تحسین بسیاری وجود دارد، این قابل انکار نیست، اما هیچ اصالت و برتری در آن‌ها وجود ندارد».[۵]

  • منتقدین اعتقاد دارند که قرآن[قرآن نساء ۳۴] به مردان اجازه می‌دهد تا زنان خود را کتک بزنند.[۲۷] (در ترجمه کلمه «واضربوهن» که در متن اصلی به‌کار رفته‌است، اختلاف نظر وجود دارد. این کلمه به‌صورت «از پیششان رفتن»،[۲۸] «زدن»،[۲۹] «آرام زدن» و «جدا شدن»[۳۰] نیز ترجمه شده‌است) فیلم تسلیم که با قتل کارگردانش پس از ساخت فیلم بیشتر مشهور شد، با نمایش این آیه‌ها بر روی بدن زنان مسلمانی که مورد آزار قرار گرفته‌اند به انتقاد از این آیه و آیه‌های مشابه می‌پردازد.[۳۱]
  • برخی منتقدین اعلام می‌کنند که قرآن با دیگر ادیان سازگاری ندارد. زیرا به آن‌ها حمله کرده و نسبت به پیروان آن ادیان دیگر نفرت پراکنی می‌کند.[۷][۳۲] برای مثال، سم هریس آیه‌هایی از قرآن را به‌صورت جنگیدن با ناباورها و کافران تفسیر می‌کند. قرآن می‌گوید[قرآن توبه ۲۹] «با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا، و نه به روز جزا ایمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده حرام می‌شمرند، و نه آئین حق را می‌پذیرند، پیکار کنید تا زمانی که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند»[۳۳][۳۴] هریس در کتاب پایان ایمان مسلمانان تندرو را حاصل ترجمه صریح قرآن می‌داند و نسبت به امکان وجود اسلام میانه‌رو شکاک است.[۳۵]
  • مکس دیمونت حورالعین اشاره شده در قرآن را فقط برای لذت مردان می‌داند.[۳۶] هنری مارتین ادعا می‌کند که مسئله حوری‌ها به این دلیل مطرح شده‌است تا پیروان محمد را ارضا کند.[۳۷]

برده‌داری[ویرایش]

تجارت برده در قرن ۱۳ میلادی در یمن

برنارد لویس اعتقاد دارد که یکی از تناقض‌های تلخ تاریخ جهان اصلاحات انجام شده توسط اسلام بود که به گسترش و توسعه تجارت برده در داخل و خارج از امپراطوری اسلامی منجر شد. به گفته او دستور اسلام دربارهٔ اینکه یک مسلمان نمی‌تواند برده باشد، باعث شد که این سرزمین‌های اسلامی اقدام به وارد کردن برده از دیگر نقاط دنیا بکنند.[۳۸] پاتریک منینگ می‌گوید اسلام با پذیرش و قانونمند کردن برده‌داری بیشتر در خدمت برده‌داری بوده‌است تا علیه آن.[۳۹]

برخلاف جوامع غربی که در دوره مخالفتشان با برده‌داری حرکت‌های مردمی ضدبرده‌داری در خارج از محیط‌های مدهبی (خارج از کلیسا) شکل گرفت، در جوامع اسلامی هیچ گروهی با این هدف به‌وجود نیامد. در دولت‌های اسلامی، آموزه‌های اسلام بدون هرگونه پرسشی پذیرفته و به‌صورت قانون درمی‌آمدند. اسلام، با قانون‌مند کردن برده‌داری در گسترش تجارت آن نیز نقش ایفا کرد.[۴۰]

تنها در آغاز قرن بیستم میلادی (بعد از جنگ جهانی اول) بود که برده‌داری در سرزمین‌های اسلامی با فشار کشورهای غربی به‌ویژه انگلستان و فرانسه به‌تدریج کم و غیرقانونی شد.[۴۱] به عقیده گوردون عدم شکل‌گیری جنبش‌های محلی ضدبرده‌داری در میان مسلمانان به‌دلیل حضور گسترده و ریشه‌دار برده‌داری در قوانین اسلامی بوده‌است. با قانونی کردن برده‌داری و تجارت آن، اسلام این عمل غیراخلاقی را تا درجه‌ای غیرقابل تحمل بسط و گسترش داد. در نتیجه، در هیچ مکانی از سرزمین‌های اسلامی هیچ تفکر چالشی علیه برده‌داری شکل نگرفت.[۴۲]

مسئله برده‌داری در دنیای اسلام در دوران مدرن بحث‌برانگیز است. منتقدین بر این باورند که دلایل سخت و محکمی دربارهٔ وجود و آثار مخرب آن موجود است. اما در سوی دیگر، مدافعین معتقدند که برده‌داری در اواسط قرن بیستم میلادی در سرزمین‌های اسلامی از بین رفته‌است و گزارش‌های مبتنی بر وجود برده‌داری در سودان و سومالی به‌دلیل وجود جنگ طولانی است و نه به‌خاطر خود اسلام.[۴۳] بسیاری پژوهشگران اسلامی بعد از تعطیل شدن برده‌داری در جهان اسلام در اواسط قرن بیستم میلادی به این نتیجه رسیدند که این عمل با اخلاق قرآنی ناسازگار است.[۴۴]

نقاشی «صحنه اعدام یهودیان مراکش». کشیده‌شده توسط آلفرد دهودنک.

ارتداد[ویرایش]

براساس احکام اسلامی ارتداد به صورت تغییر دین از اسلام تعریف می‌شود و به کسانی گفته می‌شود که پس از اسلام آوردن از این دین روی برمی‌گرداند.[۴۵] مجازات ارتداد در اسلام را گردن زدن، سوزاندن، به صلیب کشیدن یا تبعید شدن اعلام می‌کنند. برخی روایات سنتی اجازه می‌دهند تا شخص مرتد، توبه کند. قوانین شرعی اسلامی موافق جریمه اعدام برای مرد مرتد که داوطلبانه اسلام را انکار می‌کند، هستند. برخی از مکتب‌های اسلامی اجازه می‌دهند تا زنان مرتد را به جای اعدام، زندانی کنند. علاوه‌بر این مجازات‌ها ازدواج انسان مرتد از دید اسلام باطل است. بسیاری از متفکرین مدرنِ مسلمان، امروزه قانون مجازات اعدام برای ارتداد را به چالش کشیده‌اند.[۴۵][۴۶]

قوانینی که تغییر دین را محدود یا غیرقانونی می‌دانند در تناقض صریح با اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر است.[۴۷]

هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده‌بانی آن در محیط عمومی یا خصوصی است و هیچ فردی حق اهانت و تعرض به فرد دیگری به لحاظ تمایز و اختلاف اندیشه ندارد.

براساس تحقیقی در سال ۲۰۱۳ میلادی، ارتداد در ۱۳ کشور مسلمان با اعدام قابل مجازات است. این کشورها شامل افغانستان، ایران، مالزی، مالدیو، موریتانی، نیجریه، پاکستان، قطر، عربستان سعودی، سومالی، سودان، امارات متحده عربی و یمن هستند.[۴۸]

حملات ۱۱ سپتامبر باعث ایجاد بحث درمورد وجود یا عدم وجود خشونت در اسلام شد

خشونت[ویرایش]

حملات ۱۱ سپتامبر در ایالات متحده آمریکا و همچنین فعالیت‌های دیگر مرتبط با تروریسم اسلامی در قرن ۲۱م باعث شده‌است که بسیاری از افراد به دین اسلام اتهام خشونت بزنند.[۴۹] از سوی دیگر، آموزه‌های قرآن در مورد جنگ و صلح بحث‌های زیادی را به‌راه انداخته‌است. منتقدین می‌گویند قرآن در آیات مختلفی به مسلمانان اجازه داده‌است تا با ناباوران به این دین در زمان زندگیِ محمد و بعد از آن در جنگ باشند و آن‌ها را نابود کنند.[۵۰][۳۴][۵۱] از سوی دیگر آیه‌ای هم وجود دارد که مسلمانان را تنها با جنگ با مشرکینی دعوت می‌کند که به آن‌ها حمله کرده‌اند.[۵۲] محققین مدافع اسلام اعتقاد دارند که آیات دعوت به جنگ خارج از زمینه ترجمه شده‌اند و اگر آیه‌ها را در متن ترجمه شوند، مشاهده می‌شود که قرآن با خشونت مخالف است[۵۳][۵۴][۵۵] و جنگ را تنها در حالت دفاع از خود مجاز می‌داند.[۵۶][۵۷]

دیوید مارگلیوث، شرق‌شناس و استاد دانشگاه، غزوه خیبر را نقطه‌ای می‌داند که اسلام از آنجا به بعد به خطری برای همهٔ دنیا بدل شده‌است.[۵۸] به گفته مارگلیوث حملات اولیه مسلمانان به ساکنین مکه و یهودی‌های مدینه (مانند غزوه بنی‌قریطه) می‌تواند به دلیل رفتارهای ناشایست و ظلم‌هایی که آن‌ها به مسلمانان کردند صورت گرفته باشد.[۵۸] اما او اعتقاد دارد که یهودی‌های خیبر هیچ ضرری به محمد و یارانش نرسانده بودند و غزوه خیبر را تنها با هدف غارت می‌توان توجیه کرد. به گفته او محمد در توجیه این حمله گفته‌است «مردم خیبر مسلمان نیستند».[۵۸] به گفته مارگلیوث این بهانه زمینه‌ساز حملات بی‌حد مسلمانان شد.[۵۹]

جهاد (به‌عنوان یک واژه اسلامی) یکی از وظایف شرعی مسلمانان است. کلمه «جهاد» در زبان عربی از ریشه جهد و به‌معنی کوشش و مبارزه است. واژه جهاد ۴۱ بار در قرآن به چشم می‌خورد و اکثراً در عبارت رایج جهاد فی سبیل الله (به معنی جهاد در راه الله) به‌کار می‌رود.[۶۰][۶۱][۶۲] جهاد یک وظیفه دینی بسیار مهم است. عده‌ای از پژوهشگران سنی از جهاد به‌عنوان رکن ششم اسلام یاد می‌کنند. هرچند چنین مسئله‌ای به‌صورت رسمی وجود ندارد.[۶۳] در شیعه‌های دوازده‌امامی جهاد به‌عنوان یکی از ۱۰ فروع دین شناخته می‌شود. قرآن، کتاب مقدس مسلمانان، بارها مسلمانان را به جهاد یا جنگ مقدس علیه کافران و ناباوران و در بعضی موارد علیه مسیحیان و یهودیان فرامی‌خواند.[۶۴] برنارد لوئیس، پژوهشگر تاریخ خاورمیانه، ادعا می‌کند که اکثریت قاطع متخصصین الهیات، حقوق‌دان‌ها و سنت‌گراها (به‌ویژه در احادیث) در گذشته ضرورت جهاد را تنها در عملیات نظامی برداشت کرده‌اند.[۶۵] او همچنین ادعا می‌کند در بیشتر تاریخ ثبت‌شده اسلام، چه در زمان زندگی محمد و چه پس از آن واژهٔ جهاد در معنای نظامی به‌کار رفته‌است.[۶۶] به گفتهٔ اندرو بوستوم نیز تعدادی از جهادها مسیحیان، هندوها و یهودیان را هدف قرار داده‌اند.[۶۷]

قرآن در آیه ۱۲ سوره الانفال می‌گوید «... ضربه‌ها را بر بالاتر از گردن (بر سرهای دشمنان) فرود آرید! و همه انگشتانشان را قطع کنید».[قرآن انفال ۱۲][۶۸] این عبارت که به تهدید ناباوران می‌پردازد، بارها در عملیات‌های ترور جهادی به‌عنوان انگیزه مطرح شده‌است.[۶۹]

دنیس پرَگر، نویسنده و مقاله‌نویس آمریکایی، در پاسخ به جنبشی که با شعار «اسلام دین صلح است» فعالیت می‌کند، نوشته:[۷۰]

اسلام هیچگاه دین صلح نبوده‌است. این دین به‌عنوان یک دین جنگی آغاز و در طول تاریخش به همین صورت باقی مانده. هرگاه ممکن بوده علیه نامسلمانان جنگیده‌است؛ از مشرکان شمال آفریقا تا هندوهای مقیم هندوستان، بین ۶۰ تا ۸۰ میلیون نفر در دورهٔ هزارساله حکومت مسلمانان توسط آنان کشته شدند.

سر بریدن[ویرایش]

سر بریدن یکی از روش‌های اعدام در احکام اسلامی است.[۷۱] با اینکه استفاده از این روش برای اعدام در گذشته بسیار گسترده بوده‌است، در اواخر قرن بیستم، در بیشتر کشورهای اسلامی کنار گذاشته شده‌است. در حال حاضر این مجازات تنها در کشور عربستان سعودی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در ایران، قطر و یمن نیز سر بریدن قانونی‌ست اما دیگر از آن استفاده نمی‌شود.[۷۲][۷۳] به گزارش سازمان عفو بین‌الملل این مجازات در ایران برای آخرین بار در سال ۲۰۰۱ میلادی صورت گرفته‌است.[۷۴]

همجنس‌گرایان[ویرایش]

منتقدینی مانند ارشاد منجی، فعال لزبین، احسان جامی، مسلمان پیشین و آیان حریص علی رفتار اسلام نسبت به همجنس‌گرایان را مورد نقد قرار داده‌اند.[۷۵]

در ماه می سال ۲۰۰۸ گروه محافظ حقوق همجنس‌گرایان به نام لاندا استانبول (در استانبول ترکیه) توسط دادگاهی در ترکیه از فعالیت منع شد. در این حکم، دادگاه این گروه را به زیر پا گذاشتن قانون و اخلاق براساس قانون حمایت از خانواده متهم کرد.[۷۶] این حکم بعدها به دادگاه عالی ترکیه منتقل و ممنوعیت فعالیت رفع شد.[۷۷]

براساس تحقیقی در سال ۲۰۱۶، فعالیت همجنس‌گرایان در ۱۰ کشور اسلامی قابل مجازات با مرگ است اگرچه در بعضی از آن‌ها هرگز از این قانون استفاده نشده‌است. این ده کشور عبارتند از یمن، ایران، موریتانی، نیجریه، قطر، عربستان سعودی، افغانستان، سومالی، سودان و امارات متحده عربی.[۷۸]

مسلمان پیشین، ابن وراق، گفته‌است که محکومیت قرآن نسبت به همجنس‌گرایان عموماً در در عمل نادیده گرفته می‌شد و کشورهای اسلامی نسبت به همجنس‌گرایان رفتار بسیار بهتری از کشورهای مسیحی داشتند. اما اخیراً این روند تغییر کرده‌است.[۷۹]

ازدواج موقت[ویرایش]

ازدواج موقت یا نکاح متعه (در لغت به‌معنای ازدواج لذت‌بخش) یک نوع ازدواج قراردادی در میان مسلمانان شیعه است. زمان این نوع ازدواج در هنگام عقد مشخص است و پس از پایان زمان مشخص‌شده خود به خود باطل می‌شود. به همین دلیل این نوع ازدواج همواره به‌عنوان پوشش مذهبیِ تن‌فروشی مورد نقد قرار می‌گیرد.[۸۰][۸۱] میسیونر مسیحی، توماس پاتریک هیوز، این نوع ازدواج را به‌عنوان ادامهٔ یک رسم منحرف از عربستان قدیم نقد می‌کند.[۸۲] شیعه و سنی هر دو در قانونی بودن ازدواج موقت در ابتدا توافق دارند. سنی‌ها معتقدند این نوع ازدواج بعدها لغو شد. ابن کثیر معتقد است که در آغاز اسلام، ازدواج موقت بدون شک شرعی بوده‌است.[۸۳] اما در حال حاضر، ازدواج موقت تنها در فقه امامیه مورد قبول و در انواع دیگر فقه ممنوع است. براساس گفته جعفر صادق، امام ششم شیعیان، یکی از مسایلی که نباید هیچگاه در مورد آن تقیه کرد، ازدواج موقت است.[۸۴] علامه طباطبایی در کتاب تفسیر المیزان از دیدگاه شیعه در مورد ازدواج موقت دفاع می‌کند و ادعا دارد براساس گفته‌های امامان شیعه، ازدواج موقت مجاز است.[۸۵] سنی‌ها باور دارند که محمد در چندین اتفاق بزرگ، ازدواج موقت را لغو کرده که مهم‌ترین آن‌ها در واقعه فتح خیبر (سال ۷ هجری) و پیروزی مکه (سال ۸ هجری) است. بیشتر سنی‌ها اعتقاد دارند که عمر، خلیفهٔ دوم مسلمانان، ازدواج موقت را با توجه به ممنوعیت آن در زمان محمد منع کرده‌است.[۸۶]

زن در اسلام[ویرایش]

خشونت خانگی[ویرایش]

بسیاری از پژوهشگران[۸۷][۸۸] ادعا می‌کنند که در شرایطی که شوهر به نشوز (تمکین نکردن و نافرمانی) مشکوک است، قوانین شریعت خشونت خانگی علیه زنان را ترویج می‌دهند.[۸۹] پژوهشگران دیگر ادعا دارند که کتک زدن زن‌ها با دیدگاه‌های جدید از قرآن ناسازگاری دارد.[۹۰]

یکی از آیه‌های قرآن که خشونت خانگی را مجاز می‌داند، آیه ۳۴ سورهٔ نساء است.[قرآن نساء ۳۴][۹۱][۹۲] بسیاری از کشورهایی که با قوانین اسلام اداره می‌شوند با اشاره به همین آیه، خشونت خانگی را مورد پیگرد قرار نمی‌دهند.[۹۳][۹۴][۹۵][۹۶] نادیده گرفتن حقوق زن در موارد مربوط به خشونت خانگی باعث انتقادهای بسیاری از اسلام شده‌است.[۹۷][۹۸][۹۹][۱۰۰] جنبش مساواه، کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان، کافا (KAFA) و گروه‌های دیگر روش‌هایی را برای ویرایش احکام شریعت در کشورهای اسلامی ارائه داده‌اند تا از زنان در مقابل خشونت خانگی حمایت شود.[۱۰۱][۱۰۲][۱۰۳][۱۰۴]

قوانین فردی و ازدواج کودکان[ویرایش]

حق ارث[ویرایش]

در سورهٔ نساء آیهٔ ۱۱ قرآن صراحتاً حق ارث پسران را دو برابر دختران اعلام کرده‌است، در همین آیه حق ارثِ تنها فرزندِ دختر نیز نصف اموال متوفی ذکر شده است؛

ارثی که به فرزندان می رسد : یُوصِیکمُ‏ُ اللَّهُ فىِ أَوْلَادِکُمْ

اگر میت دارای فرزندان پسر و دختر است : لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَیَینْ ( پسر دو برابر دختر )

 اگر میت دارای دو دختر یا بیشتر از دو دختر است : فَإِن کُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَینْ‏ِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَکَ ( سهمشان دو ثلث است )

 اگر میت فقط یک دختر دارد : وَ إِن کاَنَتْ وَاحِدَهً فَلَهَا النِّصْفُ  ( سهمش نصف اموال میت است )

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. De Haeresibus by John of Damascus. See Migne. Patrologia Graeca, vol. 94, 1864, cols 763–73. An English translation by the Reverend John W Voorhis appeared in The Moslem World for October 1954, pp. 392–98.
  2. Warraq, Ibn (2003). Leaving Islam: Apostates Speak Out. Prometheus Books. p. 67. ISBN 1-59102-068-9. 
  3. Ibn Kammuna, Examination of the Three Faiths, trans. Moshe Perlmann (Berkeley and Los Angeles, 1971), pp. 148–49
  4. Akyol, Mustafa (13 January 2015). "Islam's Problem With Blasphemy". The New York Times. Retrieved 16 January 2015. 
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ Mohammed and Mohammedanism, by Gabriel Oussani, Catholic Encyclopedia. Retrieved April 16, 2006.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ Ibn Warraq, The Quest for Historical Muhammad (Amherst, Mass. :Prometheus, 2000), 103.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ Bible in Mohammedian Literature., by Kaufmann Kohler Duncan B. McDonald, Jewish Encyclopedia. Retrieved April 22, 2006.
  8. "Saudi Arabia". 
  9. Tariq Modood (2006-04-06). Multiculturalism, Muslims and Citizenship: A European Approach (1st ed.). Routledge. p. 29. ISBN 978-0-415-35515-5. 
  10. "Indian Nepalis: Issues and Perspectives", pp. 355–56, Tanka Bahadur Subba, Concept Publishing Company, 2009, 9788180694462
  11. "India's 'Mexican' Problem: Illegal Immigration from Bangladesh". Ibtimes. 6 February 2012. Ghosh claimed Muslim immigrants in India are now attacking Hindus and forcibly seeking to convert Hindu girls to Islam. He has demanded that the Indian government halt illegal immigration from Bangladesh and deport undocumented Muslims back to Bangladesh. 
  12. "Illegal immigration from Bangladesh has turned Assam explosive". Niticentral. 2012-10-31. 
  13. "Tatarstan: The Battle over Islam in Russia's Heartland". 2013. 
  14. Russia and Islam: State, Society and Radicalism. Taylor & Francis. 2010. p. 94.  by Roland Dannreuther, Luke March
  15. William Montgomery Watt. "Ka'b ibn al-Ashraf". In P.J. Bearman; Th. Bianquis; C.E. Bosworth; E. van Donzel; W.P. Heinrichs. Encyclopaedia of Islam Online. Brill Academic Publishers. ISSN 1573-3912. 
  16. Armstrong 1992, p. 157
  17. صحیح بخاری, 5:58:234, 5:58:236, 7:62:64, 7:62:65, 7:62:88, صحیح مسلم, 8:3309, 8:3310, 8:3311, 41:4915, Sunnan Abu Dawud, 41:4917
  18. "Mountain Rigger". اکونومیست. November 11, 2006. 
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ Spellberg 1994, p. 40
  20. Watt 1960
  21. Barlas 2002, pp. 125–26
  22. Afsaruddin 2014
  23. Ali 1997, p. 150
  24. "Dr CP Turner - Durham University". 
  25. C. (Colin) Turner, Islam: The Basics, Routledge Press, p.34–35
  26. Karen Armstrong, Muhammad: Prophet for Our Time, HarperPress, 2006, p. 167 ISBN 0-00-723245-4
  27. Kathir, Ibn, "Tafsir of Ibn Kathir", Al-Firdous Ltd. , London, 2000, 50–53 – Ibn Kathir states "dharbun ghayru nubrah" strike/admonish lightly
  28. Laleh Bakhtiar, The Sublime Quran, 2007 translation
  29. "The Holy Quran: Text, Translation and Commentary", Abdullah Yusuf Ali, Amana Corporation, Brentwood, MD, 1989. ISBN 0-915957-03-5, passage was quoted from commentary on 4:34 – Abdullah Yusuf Ali
  30. Ammar, Nawal H. (May 2007). "Wife Battery in Islam: A Comprehensive Understanding of Interpretations". Violence Against Women 13 (5): 519–23
  31. "Welkom bij Opzij". 
  32. "Anti-Semitism". Encyclopaedia Judaica
  33. مکارم شیرازی. «سوره توبه / آیه ۲۹». 
  34. ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ Sam Harris Who Are the Moderate Muslims?
  35. Harris, Sam (2005). The End of Faith: Religion, Terror, and the Future of Reason. W. W. Norton; Reprint edition. pp. 31, 149. ISBN 0-393-32765-5. 
  36. The Indestructible Jews, by Max I. Dimont, p. 134
  37. Controversial Tracts on Christianity and Mohammedanism, by Henry Martyn, p. 131
  38. Lewis, Bernard (1990). Race and Slavery in the Middle East. New York: Oxford University Press. شابک: ‎۰-۱۹-۵۰۵۳۲۶-۵, p. 10.
  39. Manning, Patrick (1990). Slavery and African Life: Occidental, Oriental, and African Slave Trades. Cambridge University Press. شابک: ‎۰-۵۲۱-۳۴۸۶۷-۶, p. 28
  40. Murray Gordon, "Slavery in the Arab World." New Amsterdam Press, New York, 1989. Originally published in French by Editions Robert Laffont, S.A. Paris, 1987, p. 21.
  41. Brunschvig. 'Abd; Encyclopedia of Islam
  42. Murray Gordon, "Slavery in the Arab World." New Amsterdam Press, New York, 1989. Originally published in French by Editions Robert Laffont, S.A. Paris, 1987, pp. 44–45.
  43. The Oxford Dictionary of Islam, slavery, p. 298
  44. Abou el Fadl, Great Theft, HarperSanFrancisco, 2005.
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ Oxford Islamic Studies. “Apostasy”. 
  46. Oxford Islamic Studies. “Murtadd”. 
  47. "The Universal Declaration of Human Rights". United Nations. September 22, 2012. 
  48. "Atheists Face Death Penalty In 13 Countries, Discrimination Around The World According To Freethought Report". The Huffington Post. 12 October 2013. Retrieved 2017-11-14. 
  49. Puniyani, Ram (2005). Religion, power & violence: expression of politics in contemporary times. SAGE. pp. 97–98. ISBN 978-0-7619-3338-0. 
  50. The Religion of Peace. “The Quran's Verses of Violence”. 
  51. [قرآن توبه ۱۲۳][قرآن محمد ۴][قرآن انفال ۳۹][قرآن احزاب ۶۱][قرآن مائده ۳۳]
  52. [قرآن بقره ۱۹۰]
  53. Ali, Maulana Muhammad; The Religion of Islam (6th Edition), Ch V "Jihad" p. 414 "When shall war cease". Published by The Lahore Ahmadiyya Movement
  54. Sadr-u-Din, Maulvi. Qur'an and War. The Muslim Book Society, Lahore, Pakistan. p. 8. 
  55. Article on Jihad by Dr. G. W. Leitner (founder of The Oriental Institute, UK) published in Asiatic Quarterly Review, 1886. ("Jihad, even when explained as a righteous effort of waging war in self-defense against the grossest outrage on one's religion, is strictly limited..")
  56. The Qur'anic Commandments Regarding War/Jihad An English rendering of an Urdu article appearing in Basharat-e-Ahmadiyya Vol. I, pp. 228–32, by Dr. Basharat Ahmad; published by the Lahore Ahmadiyya Movement for the Propagation of Islam
  57. Maulana Muhammad, Ali. The Religion of Islam (6th Edition), Ch V "Jihad". The Lahore Ahmadiyya Movement. pp. 411–13. 
  58. ۵۸٫۰ ۵۸٫۱ ۵۸٫۲ Margoliouth, D. S. (1905). Mohammed and the Rise of Islam (Third Edition. , pp. 362–63). New York; London: G. P. Putnam’s Sons; The Knickerbocker Press.
  59. "That plea would cover attacks on the whole world outside Medinah and its neighbourhood: and on leaving Khaibar the Prophet seemed to see the world already in his grasp. This was a great advance from the early days of Medinah, when the Jews were to be tolerated as equals, and even idolators to be left unmolested, so long as they manifested no open hostility. Now the fact that a community was idolatrous, or Jewish, or anything but Mohammedan, warranted a murderous attack upon it: the passion for fresh conquests dominated the Prophet as it dominated an Alexander before him or a Napoleon after him." David Margoliouth (1905). Mohammed and the Rise of Islam (Third Edition. , p. 363). New York; London: G. P. Putnam’s Sons; The Knickerbocker Press.
  60. Morgan, Diane (2010). Essential Islam: a comprehensive guide to belief and practice. ABC-CLIO. p. 87. ISBN 0-313-36025-1. Retrieved 5 January 2011. 
  61. Wendy Doniger, ed. (1999). Merriam-Webster's Encyclopedia of World Religions. Merriam-Webster. ISBN 0-87779-044-2. , Jihad, p. 571
  62. Josef W. Meri, ed. (2005). Medieval Islamic Civilization: An Encyclopedia. Routledge. ISBN 0-415-96690-6. , Jihad, p. 419
  63. John Esposito (2005), Islam: The Straight Path, p. 93
  64. Ember, Melvin; Ember, Carol R.; Skoggard, Ian (2005). Encyclopedia of diasporas: immigrant and refugee cultures around the world. Diaspora communities. 2. Springer. ISBN 0-306-48321-1. 
  65. Bernard Lewis, The Political Language of Islam (Chicago: University of Chicago Press, 1988), p. 72.
  66. Lewis, Bernard, The Crisis of Islam, 2001 Chapter 2
  67. Bostom, Andrew G.; Ibn Warraq (2008). The Legacy of Jihad: Islamic Holy War and the Fate of Non-Muslims. p. 391. ISBN 978-1-59102-602-0. 
  68. مکارم شیرازی. «مشاهده و تدبر آیه ۱۲ سوره الانفال». 
  69. The Osama bin Laden I know: an oral history of al-Qaeda's leader, p. 303, Peter L. Bergen, 2006
  70. Dennis Prager. “What If the Orlando Murderer Had Been a Christian?”. June 14, 2016. Retrieved 2017-12-03. 
  71. Rudolph Peters (2006). Crime and Punishment in Islamic Law: Theory and Practice from the Sixteenth to the Twenty-First Century. Cambridge University Press. p. 36. 
  72. Hood, Roger; Hoyle, Carolyn (2015). The Death Penalty: A Worldwide Perspective. Oxford University Press. p. 178. ISBN 978-0-19-870173-6. 
  73. Kronenwetter, Michael. Capital Punishment: A Reference Handbook (in انگلیسی). ABC-CLIO. ISBN 978-1-57607-432-9. 
  74. "Beheading was last used as a method of execution in 2001....beheading is no longer in use." Cornell Center on the Death Penalty Worldwide, Death Penalty Worldwide: Iran
  75. هله یپه‌سن. «اسلام از پایین - جنبش نوآوری زنان مسلمان». دویچه‌وله، ۱۶ ژوئن ۲۰۰۸. بازبینی‌شده در ۵ دسامبر ۲۰۱۷. 
  76. AFP (30 May 2008). "Turkish court slaps ban on homosexual group". Retrieved 2017-12-04. 
  77. "Dava Bitti: Kapatılmadı!". 
  78. "Here are the 10 countries where homosexuality may be punished by death". The Washington Post. 16 June 2016. 
  79. Ibn Warraq, Why I Am Not A Muslim, pp. 340–44, Prometheus, New York, 1995
  80. Iran talks up temporary marriages, by Frances Harrison, BBC News, Last Updated: 2 June 2007.
  81. Law of desire: temporary marriage in Shi'i Iran, by Shahla Haeri, p. 6.
  82. In permitting these usufructuary marriages Muḥammad appears but to have given Divine (?) sanction to one of the abominable practices of ancient Arabia, for Burckhardt (vol. ii. p. 378) says, it was a custom of their forefathers to assign to a traveller who became their guest for the night, some female of the family, most commonly the host’s own wife!" Hughes, T. P. (1885). In A Dictionary of Islam: Being a Cyclopædia of the Doctrines, Rites, Ceremonies, and Customs, together with the Technical and Theological Terms, of the Muhammadan Religion. London: W. H. Allen & Co. p. 424. Hughes also says "[t]hese temporary marriages are undoubtedly the greatest blot in Muḥammad’s moral legislation, and admit of no satisfactory apology." Hughes, T. P. (1885). In A Dictionary of Islam: Being a Cyclopædia of the Doctrines, Rites, Ceremonies, and Customs, together with the Technical and Theological Terms, of the Muhammadan Religion. London: W. H. Allen & Co. p. 314.
  83. Tafsir al-Qur'an al-Azim, Volume 1 p. 74 answering-ansar.org Archived May 2, 2012, at the Wayback Machine.
  84. Motahhari, Morteza. "The rights of woman in Islam, Fixed-Term marriage and the problem of the harem". al-islam.org. Retrieved 2011-01-10. 
  85. Tabatabaei, Sayyid Mohammad Hosayn. "Tafsir al-Mizan, Vol 4, Surah an-Nisa, Verses 23–28". almizan.org. Retrieved 2011-01-10. 
  86. "ZAWAJ.COM: Articles and Essays". 
  87. Hajjar, Lisa. "Religion, state power, and domestic violence in Muslim societies: A framework for comparative analysis." Law & Social Inquiry 29.1 (2004); see pp. 1–38
  88. Treacher, Amal. "Reading the Other Women, Feminism, and Islam." Studies in Gender and Sexuality 4.1 (2003); pp. 59–71
  89. John C. Raines & Daniel C. Maguire (Ed), Farid Esack, What Men Owe to Women: Men's Voices from World Religions, State University of New York (2001), see pp. 201–03
  90. Jackson, Nicky Ali, ed. Encyclopedia of domestic violence. CRC Press, 2007. (see chapter on Quranic perspectives on wife abuse)
  91. "Surah 4:34 (An-Nisaa), Alim — Translated by Mohammad Asad, Gibraltar (1980)". 
  92. Salhi and Grami (2011), Gender and Violence in the Middle East and North Africa, Florence (Italy), European University Institute
  93. Fluehr-Lobban, Carolyn, and Lois Bardsley-Sirois. "Obedience (Ta'a) in Muslim Marriage: Religious Interpretation and Applied Law in Egypt." Journal of Comparative Family Studies 21.1 (1990): 39-53.
  94. Maghraoui, Abdeslam. "Political authority in crisis: Mohammed VI's Morocco."Middle East Report 218 (2001): 12-17.
  95. Critelli, Filomena M. "Women's rights= Human rights: Pakistani women against gender violence." J. Soc. & Soc. Welfare 37 (2010), pp. 135–42
  96. Oweis, Arwa, et al. "Violence Against Women Unveiling the Suffering of Women with a Low Income in Jordan." Journal of Transcultural Nursing 20.1 (2009): 69–76.
  97. Rohe, Mathias. "Shari’a in a European context" Legal practice and cultural diversity, Farnham: Ashgate (2009); see pp. 93–114.
  98. Funder, Anna. "De Minimis Non Curat Lex: The Clitoris, Culture and the Law."Transnat'l L. & Contemp. Probs. 3 (1993): 417.
  99. Anwar, Zainah. "Law-making in the name of Islam: implications for democratic governance." Islam in Southeast Asia: Political, Social and Strategic Challenges for the 21 (2005); see pp. 121–34
  100. Natasha Bakht, Law, Family Arbitration Using Sharia. Muslim World Journal of Human Right, Issue 1 (2004).
  101. "CEDAW and Muslim Family Laws, Sisters in Islam, Malaysia" (PDF). musawah.org. 2011. 
  102. Brandt, Michele, and Jeffrey A. Kaplan. "The Tension between Women's Rights and Religious Rights: Reservations to Cedaw by Egypt, Bangladesh and Tunisia." Journal of Law and Religion 12.1 (1995): 105-142.
  103. "Lebanon - IRIN, United Nations Office of Humanitarian Affairs (2009)". IRINnews. 
  104. "UAE: Spousal Abuse never a Right, Human Rights Watch (2010)".