نقد اسلام
| بخشی از مجموعه مقالههای |
| نقد اسلام |
|---|
| نوشتارهای اصلی |
| منتقدان |
| نوشتارهای مرتبط |
|
| بخشی از مجموعه مقالههای |
| نقد دین |
|---|
| دینها |
| پیشوایان دینی |
| متون |
| منتقدان |
| خشونت |
| موضوعهای مربوط دیگر |
| بخشی از مقالههای مرتبط با |
| نقد اسلامگرایی |
|---|
نقد اسلام به بررسی و ارزیابی انتقادی باورها، آموزهها و اعمال مرتبط با دین اسلام میپردازد؛ این سنت انتقادی سابقهای به درازای خود تاریخ اسلام دارد. نخستین نقدهای مکتوب از سوی متفکران ادیان رقیب همچون مسیحیان و یهودیان، و همچنین اندیشمندان مسلمانی که از دین برگشته بودند، مانند ابن راوندی، تدوین شد. در مراحل اولیه، بهویژه تا پیش از قرن نهم میلادی، برخی ناظران بیرونی، اسلام را نه یک دین مستقل، بلکه نوعی بدعت رادیکال در دل مسیحیت میدانستند.[۱] با گذشت زمان، جهان اسلام و آموزههای بنیادین آن مستقیماً هدف نقد قرار گرفتند.[۲][۳] در قرن بیست و یکم، به دنبال حملات ۱۱ سپتامبر و موجی از عملیاتهای تروریسم اسلامی، نقد اسلام در جوامع غربی با شدتی بیسابقه احیا شد و به گفتمان عمومی راه یافت.[۴] این حساسیتها در حالی است که ساختارهای قانونی در بسیاری از کشورهای اسلامی، فضای نقد را به شدت محدود میکنند. در سال ۲۰۱۴، حدود یکچهارم (۲۶٪) کشورهای جهان دارای قوانین ضدکفرگویی و ۱۳٪ دارای قوانین ضد ارتداد بودند.[۵] تا سال ۲۰۱۷، مجازات اعدام برای ارتداد و کفرگویی در ۱۳ کشور با اکثریت مسلمان به صورت قانونی وجود داشت.[۶]
محورهای اصلی نقد شامل بررسی زندگی شخصیت بنیانگذار اسلام و انطباق اعمال عمومی و خصوصی او با معیارهای اخلاقی است.[۷][۸] همچنین، مسائل مربوط به اصالت تاریخی و سازگاری اخلاقی قرآن، به عنوان کلام وحیانی و کتاب مقدس مسلمانان، از موضوعات بنیادین مورد بحث منتقدان است.[۹] نقدهای دیگر، وضعیت حقوق بشر را در چارچوب قوانین اسلامی، هم در تاریخ و هم در کشورهای مدرن اسلامی، به چالش میکشند. موضوعاتی مانند جایگاه و حقوق زنان، برخورد با اقلیتهای جنسی، و وضعیت اقلیتهای دینی و قومی، از مهمترین دغدغههای این حوزه است.[۱۰] در دوران معاصر و با گسترش مهاجرت، چالشهای مربوط به چندگانگی فرهنگی و میزان سازگاری یا عدم تمایل مهاجران مسلمان برای ادغام در جوامع میزبان در اروپا[۱۱] و کشورهایی مانند هند[۱۲][۱۳][۱۴] و روسیه[۱۵][۱۶] نیز به یکی از محورهای مهم نقد تبدیل شدهاست.
پیشینه و کلیات
[ویرایش]نقد اسلام از همان اولین مرحلههای شکلگیری آن وجود داشته است. اولین نقدهای نوشتاری توسط مسیحیان نوشته شده، تا قبل از قرن نهم میلادی، برخی اسلام را بهعنوان شاخهای رادیکال از بدعتگذاری در مسیحیت میشناختند.[۱] بعدها جهان اسلام مستقیماً مورد نقد قرار گرفت.[۲][۳] نقد اسلام در جوامع غربی بعد از حملات ۱۱ سپتامبر و عملیاتهای تروریستی دیگر مسلمانان در قرن ۲۱م بار دیگر شدت گرفت.[۱۷]
موارد مورد نقد شامل اخلاق محمّد، آخرین پیامبر الهی براساس اسلام، در زندگی عمومی و شخصی اوست.[۷][۸] مسائل مربوط به صحت و اخلاق در قرآن، کتاب مقدس مسلمانان، نیز توسط منتقدان مورد بحث قرار میگیرد.[۹] نقدهای دیگر پرسشهایی را دربارهٔ حقوق بشر در گذشته اسلام و کشورهای اسلامی مدرن مانند رفتار با زنها، دگرباشان جنسی و اقلیتهای دینی و قومی در قوانین اسلامی را بررسی میکند.[۱۸] با روند رو به رشد اخیر چندگانگی فرهنگی، توانایی و خواست مهاجرین مسلمان برای جذب شدن در جوامع غربی[۱۱] و کشورهایی مانند هند[۱۹][۱۳][۱۴] و روسیه[۲۰][۲۱] نیز مورد نقد واقع شدهاست.
از سوی دیگر، پاسخهایی از طرف دین پژوهان و محققان اسلامی به این انتقادات مطرح شده است. مدافعان اسلام اغلب اشکالات وارد شده را ناشی از سوءبرداشت از مفاهیم اسلامی میدانند؛[۲۲] چنان که حسن عسکری (امام یازدهم شیعیان) نیز در مناظرهاش با اسحاق کندی (یک فیلسوف عرب) چنین استدلال کرد: «آيا ممکن است گوينده قرآن از گفتار خود معانی و مقاصدی غير از آن معانی که شما اراده و حس کردهايد، اراده کرده باشد؟ چه میدانی شايد گوينده قرآن معاني و مقاصدي غير از آنچه تو میپنداری اراده کرده باشد و سخنان شما از جايگاه و موضوع اصلی خويش بيرون باشد؟».[۲۳][۲۴][۲۵][۲۶]
درمورد تناقض(ها) یا تضاد(ها) برخی از تفاسیر و برداشتهای قرآن با یکدیگر، سخنی از محمد پیامبر اسلام نقل شده که میگوید: «قرآن، وجوه (ظواهر) گوناگون دارد. پس آن را بر بهترين وجوهش حمل (معنا) كنيد.»؛ و نیز از علی امام اول شیعیان و خلیفه چهارم اهل سنت چنین نقل شده که خطاب به ابن عباس گفت: «با آنان (خوارج) به وسيله قرآن ستيزه مكن؛ زيرا قرآن وجوه گوناگونى دارد. تو چيزى مى گويى و آنها چيزى مى گويند، بلكه با آنان به وسيله سنّت احتجاج كن؛ زيرا كه آنان در برابر سنّت راه گريزى (توجيهى) ندارند.»[۲۷][۲۸][۲۹][۳۰]
برخی دیگر نیز این نقدها را نه یک ارزیابی بیطرفانه، بلکه ناشی از دینستیزی، تقابل سیاسی یا حتی نفرت از اسلام تلقی میکنند.[۳۱]
اخلاق
[ویرایش]محمّد
[ویرایش]شخصیت محمّد به عنوان بنیانگذار اسلام و "اسوه حسنه" (الگوی نیکو) برای مسلمانان، یکی از محورهای اصلی نقد است. منتقدانی چون زیگموند کوئل و ابن وراق استدلال میکنند که برخی از اعمال ثبتشده در منابع اسلامی با معیارهای اخلاقی جهانشمول در تضاد قرار دارند و الگوی رفتاری ارائه شده، قابل دفاع نیست.[۷][۸]
ترور کعب بن اشرف
[ویرایش]کعب بن اشرف شاعری از قبیله بنینضیر بود که از طریق اشعارش به نقد محمد و سیاستهای او میپرداخت. او همچنین اشعاری در وصف زنان مسلمان سروده بود که توهینآمیز تلقی میشد. منابع اسلامی ذکر میکنند که فعالیتهای کعب صرفاً به شعر محدود نبود و او مخالفان اقتصادی مسلمانان را نیز تحریک میکرد.[۳۲] به دلیل تداوم این فعالیتها، محمد از یارانش خواست تا به "شرّ او" پایان دهند.[۳۳] در پاسخ به این درخواست، گروهی از مسلمانان به رهبری محمد بن مسلمه و با حضور ابو نائله، برادر رضاعی کعب، نقشهای برای فریب و ترور او طراحی کردند.[۳۴][۳۵] آنها کعب را شبانه از قلعهاش بیرون کشیدند و به شکلی غافلگیرانه به قتل رساندند.[۳۶][۳۷][۳۸] گزارش شده که محمد پس از شنیدن خبر، با شکرگزاری از خدا، این عمل را تأیید کرد.[۳۹] منتقدان این رویداد را نمونهای از حذف فیزیکی مخالفان سیاسی و سرکوب آزادی بیان از طریق خشونت سازمانیافته توسط بنیانگذار اسلام میدانند.
سن پایین عایشه در هنگام ازدواج
[ویرایش]ازدواج محمد با عایشه در سنین کودکی یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای زندگی او و موضوعی است که انتقادات شدیدی را در دوران معاصر برانگیخته است. این ازدواج نه تنها از منظر اخلاق مدرن، بلکه از منظر حقوق بنیادین کودک نیز به شدت زیر سؤال است. بر اساس معتبرترین حدیثهای منابع سنی، عقد عایشه در شش یا هفت سالگی و consummation (تکمیل ازدواج) در نه سالگی او صورت گرفته است.[۴۰][۴۱][۴۲][۴۳][۴۴][۴۵] اگرچه برخی منابع متأخرتر مانند طبری سن او را کمی بالاتر ذکر کردهاند،[۴۳] اما روایات اولیه و متعدد بر سنین پایینتر تأکید دارند.
مدافعان اسلام تلاش میکنند این ازدواج را با توسل به "شرایط فرهنگی و اجتماعی آن زمان" توجیه کنند. استدلالهایی مانند رواج ازدواج دختران جوان در میان بادیهنشینان[۴۶] یا کارکرد سیاسی ازدواج برای ایجاد پیمانهای قبیلهای[۴۷][۴۸] مطرح میشود. همچنین برخی نویسندگان مسلمان در قرن بیستم، با زیر سؤال بردن اعتبار احادیث، تلاش کردهاند سن عایشه را بسیار بالاتر (مثلاً ۱۹ سال) نشان دهند.[۴۹]
با این حال، منتقدان این توجیهات را ناکافی و مغالطهآمیز میدانند. از دیدگاه آنان، ارجاع به "عرف زمانه" نمیتواند عملی را که ذاتاً ناقض حقوق بنیادین یک کودک است، موجه سازد. ازدواج در سنین کودکی به وضوح نقض حقوق کودک و حق انتخاب آزادانه است و میتواند منجر به آسیبهای شدید جسمی، روانی و اجتماعی شود. این ازدواج با استانداردهای اخلاقی و قانونی جهانشمول در تضاد کامل قرار دارد و این پرسش را مطرح میکند که آیا الگوی رفتاری پیامبر اسلام میتواند راهنمای اخلاقی معتبری برای انسان معاصر باشد یا خیر. ناتوانی در ارائه یک پاسخ قانعکننده به این چالش، اعتبار اخلاقی کل سیستم اسلامی را زیر سؤال میبرد.
اخلاق در قرآن
[ویرایش]
منتقدان استدلال میکنند که چارچوب اخلاقی قرآن، در مقایسه با نظامهای اخلاقی پیشین مانند یهودیت و مسیحیت که اسلام خود را مکمل آنها میداند، در موارد متعددی یک پسرفت محسوب میشود. برای مثال، دانشنامه کاتولیک بیان میکند که «اخلاق در اسلام از اخلاق یهودیت پستتر و از اخلاق عهد جدید بسیار پستتر است» و میافزاید «اگرچه بخشهای قابل تحسینی در آن وجود دارد، اما هیچ اصالت یا برتری در آنها دیده نمیشود».[۷]
- خشونت خانگی: یکی از بحثبرانگیزترین آیات، آیه ۳۴ سوره نساء است: [قرآن نساء ۳۴] «... و زنانی را که از نافرمانیشان بیم دارید، پندشان دهید و در خوابگاهها از ایشان دوری کنید و (اگر تأثیر نکرد) آنان را بزنید...». منتقدان این آیه را مجوزی الهی برای تنبیه بدنی زنان توسط شوهرانشان میدانند که خشونت خانگی را عادیسازی و تقدیس میکند.[۵۰] فیلم تسلیم نیز با نمایش این آیه بر بدن زنانی که مورد آزار قرار گرفتهاند، به همین موضوع میپردازد.[۵۱] مفسران مسلمان تلاش کردهاند با تفسیر واژه "ضرب" به معانیای چون "ترک کردن" یا "زدن آرام"، از شدت این حکم بکاهند.[۵۲][۵۳][۵۴][۵۵] اما منتقدان معتقدند که قرائت صریح متن و سابقه تاریخی تفاسیر، چنین برداشتی را تأیید نمیکند و این توجیهات، تلاشی مدرن برای تعدیل یک حکم غیراخلاقی است.
- عدم مدارا با دگراندیشان: قرآن در آیات متعددی به پیروان خود فرمان میدهد تا با کافران و ناباوران بجنگند. آیاتی مانند سوره توبه، آیه ۲۹: [قرآن توبه ۲۹] «با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز جزا ایمان ندارند... پیکار کنید تا زمانی که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند».[۵۶][۵۷] از دید منتقدانی چون سم هریس، این آیات دستورالعملی صریح برای خشونت و subjugation دگراندیشان است.[۵۸] اگرچه مدافعان، جزیه را مالیاتی در ازای حفاظت و معافیت از خدمت نظامی توصیف میکنند،[۵۹][۶۰][۶۱][۶۲] منتقدان آن را نماد تبعیض نهادینهشده و تحقیر شهروندان غیرمسلمان میدانند.
- وعدههای جنسی در بهشت: وعده اعطای حوری به مردان در بهشت، توسط منتقدانی چون هنری مارتین، به عنوان ابزاری برای تهییج و ارضای امیال پیروان مرد و تشویق آنها به جنگیدن تفسیر شده است.[۶۳] این نگاه، معنویت را به پاداشی مادی و شهوانی تقلیل میدهد و جایگاه زنان را نیز به ابزاری برای لذت مردان مؤمن تنزل میبخشد.
مدافعان اسلام استدلال میکنند که فهم قرآن بدون رجوع به تفاسیر اهل بیت یا سنت پیامبر ناقص و گمراهکننده است.[۶۴] آنها آیات جنگ را به شرایط دفاعی خاص زمان نزول محدود میکنند.[۶۵] اما منتقدان پاسخ میدهند که این تفاسیر گزینشی، با قرائت صریح و جهانی متن قرآن که خود را "مبین" (روشن و آشکار) میخواند، در تضاد است و تاریخ خشونتبار اسلامگرایی نشان میدهد که قرائتهای تحتاللفظی و خشن، به همان اندازه (و شاید بیشتر) از دل متن قابل استخراج هستند.
ادعای اعجاز قرآن
[ویرایش]یکی از ادعاهای بنیادین اسلام، اعجاز ادبی و محتوایی قرآن است که از طریق "تحدی" (مبارزهطلبی) دیگران را به آوردن سورهای مانند آن دعوت میکند. این ادعا همواره توسط منتقدان به چالش کشیده شده است.
کتابهایی در رد تحدی و ادعای اعجاز قرآن
[ویرایش]در طول تاریخ، افراد و گروههای مختلفی تلاش کردهاند به این مبارزهطلبی پاسخ دهند و متونی را به سبک و سیاق قرآن بنویسند تا نشان دهند که کلام آن، ماهیتی بشری و قابل تقلید دارد.
- یکی از مشهورترین نمونههای معاصر، کتاب فرقانالحق است که توسط فردی با نام مستعار "الصفی" (انیس شُروش) نوشته شده و شامل ۷۷ سوره است. این کتاب تلاش میکند تا با زبان و سبکی شبیه به قرآن، آموزههایی متفاوت، عمدتاً با گرایش مسیحی، ارائه دهد.[۶۶][۶۷][۶۸][نیازمند منبع][۶۹]
- آثار دیگری مانند «حسن الایجاز» (نوشته نصیرالدین الظافر)، «قرآن شعبی»، «قرآن رابسو» و «قرآن جدید» نیز با همین هدف تألیف شدهاند.[۷۰]
- این سنت هماوردی به صدر اسلام بازمیگردد. ثمامة بن حبیب (مسیلمه)، از اولین کسانی بود که با سرودن آیاتی به سبک قرآن، نبوت محمد را به چالش کشید.[۷۱][۷۲]
- ادیبان بزرگی در تاریخ اسلام، مانند ابن مقفع و ابوالعلاء معری نیز به طور ضمنی یا صریح، برتری ادبی بیچونوچرای قرآن را زیر سؤال برده و آثاری خلق کردند که به باور برخی، از نظر فصاحت با آن رقابت میکرد.[۷۳]
بردهداری
[ویرایش]
نقد اسلام در زمینه بردهداری یکی از جدیترین چالشهای اخلاقی این دین است. منتقدانی چون برنارد لویس استدلال میکنند که اسلام نه تنها بردهداری را منسوخ نکرد، بلکه با تدوین قوانین و مقررات دقیق، آن را نهادینه و تقدیس کرد.[۷۴] به گفته لویس، ممنوعیت به بردگی گرفتن مسلمانان، خود به عاملی برای گسترش بردهداری از طریق واردات گسترده بردگان از سرزمینهای غیراسلامی (بهویژه آفریقا و اروپا) تبدیل شد. پاتریک منینگ نیز معتقد است که اسلام با پذیرش و قانونمند کردن این پدیده، بیش از آنکه در جهت الغای آن باشد، در خدمت تداوم آن بوده است.[۷۵]
یک تفاوت کلیدی میان جهان اسلام و غرب در این زمینه، عدم ظهور جنبشهای بومی و سکولار برای الغای بردهداری در جوامع اسلامی است. در حالی که در غرب، فیلسوفان عصر روشنگری و فعالان اجتماعی خارج از ساختار کلیسا، مبانی اخلاقی بردهداری را به چالش کشیدند، در جهان اسلام به دلیل آنکه بردهداری ریشه در متون مقدس (قرآن و سنت) داشت، چنین جنبشهای انتقادی هرگز شکل نگرفت.[۷۶]
مدافعان اسلام به اقداماتی مانند توصیه به آزادی بردگان به عنوان کفاره گناهان یا تخصیص بخشی از زکات برای این امر اشاره میکنند.[۷۷][۷۸] برخی متفکران مدرن مانند مصطفی محقق داماد نیز بردهداری را یک "حکم امضایی" میدانند که اسلام به دلیل شرایط زمانه آن را تحمل کرد اما مطلوب ذاتی آن نبود.[۷۹][۸۰] با این حال، منتقدان این استدلالها را ناکافی میدانند، زیرا این اقدامات اصلاحی هرگز به سمت الغای کامل و فوری این پدیده حرکت نکرد.
در نهایت، الغای بردهداری در سرزمینهای اسلامی عمدتاً در قرن بیستم و تحت فشار قدرتهای استعماری غربی مانند بریتانیا و فرانسه صورت گرفت و نه از طریق یک تحول فکری درونی.[۸۱] به عقیده موری گوردون، قانونی بودن بردهداری در شریعت، مانع اصلی شکلگیری هرگونه تفکر انتقادی علیه آن در جهان اسلام بود.[۸۲] اگرچه امروزه بسیاری از پژوهشگران مسلمان بردهداری را با اخلاق قرآنی ناسازگار میدانند،[۸۳] اما این بازاندیشی تنها پس از منسوخ شدن عملی این پدیده در جهان رخ داد و همچنان برخی گروههای افراطی مانند داعش با استناد به همان متون مقدس، بردهداری را احیا میکنند. محسن کدیور نیز اشاره میکند که فقه شیعه، بردگی را تنها از طریق اسارت کفار حربی در جهاد مشروع میداند، که خود این حکم نیز از منظر حقوق بشر مدرن به شدت مورد نقد است.[۸۴]

ارتداد
[ویرایش]حکم ارتداد در اسلام یکی از صریحترین موارد تقابل این دین با اصول حقوق بشر و آزادی عقیده است. طبق نظر اکثریت قاطع فقهای مذاهب مختلف اسلامی، مجازات کسی که از دین اسلام رویگردان شود، اعدام است.[۸۵] این حکم مستند به روایات متعدد و سیره عملی رهبران صدر اسلام، از جمله شخص محمّد و علی بن ابیطالب است که در دورههای مختلف اجرا شده است.[۸۶]
مدافعان تلاش کردهاند با تفکیک میان انواع ارتداد (فطری و ملی) یا محدود کردن آن به "ارتداد سیاسی" که به مثابه خیانت به دولت اسلامی تلقی میشود، از شدت این حکم بکاهند.[۸۷][۸۸] آنها استدلال میکنند که این حکم صرفاً برای کسانی است که به صورت علنی با نظام اسلامی دشمنی میکنند و قصد تضعیف جامعه مسلمانان را دارند.[۸۹][۹۰] همچنین گفته میشود تجسس در عقاید شخصی افراد حرام است.[۹۱]
اما منتقدان این تفاسیر را ناکافی و در تضاد با واقعیتهای تاریخی و کنونی میدانند. در عمل، تمایز میان ارتداد "شخصی" و "سیاسی" بسیار مبهم است و هرگونه ابراز عقیده مخالف میتواند به عنوان اقدامی علیه امنیت جامعه اسلامی تفسیر شود. مجازات اعدام برای ارتداد در ۱۳ کشور مسلمان همچنان قانونی است[۹۲] و این قانون مستقیماً ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر را نقض میکند که به صراحت بر حق "تغییر مذهب یا عقیده" تأکید دارد.
هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیدهبانی آن در محیط عمومی یا خصوصی است و هیچ فردی حق اهانت و تعرض به فرد دیگری به لحاظ تمایز و اختلاف اندیشه ندارد.
— اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر، مادهٔ ۱۸
در جوامع اسلامی، حتی اگر حکم اعدام اجرا نشود، مرتد با پیامدهای اجتماعی ویرانگری مانند طرد شدن، از دست دادن شغل، باطل شدن ازدواج و تهدید به خشونت از سوی افراد تندرو مواجه است. این فضای سرکوب، عملاً هرگونه امکان تفکر انتقادی و آزادی عقیده را از بین میبرد. انتقادات بینالمللی از سوی سازمانهای حقوق بشری، این قوانین را ابزاری برای سرکوب آزادیهای فردی و حفظ هژمونی دینی میدانند که با ارزشهای مدرن حقوق بشر در تضاد کامل است. حتی چهرههایی مانند عبدالکریم سروش که تلاش میکنند میان "آزادی بیان" و "توهین" تمایز قائل شوند، در نهایت نمیتوانند از این حقیقت بگریزند که در فقه سنتی، صرف ابراز عقیده مبنی بر ترک اسلام، بدون هیچ توهینی، میتواند مستوجب مرگ باشد.[۹۳]

خشونت و کشتار
[ویرایش]مفهوم جهاد در اسلام یکی از بحثبرانگیزترین آموزههای این دین و از محورهای اصلی نقد آن است. جهاد، که در لغت به معنای "کوشش" است، در ۴۱ آیه از قرآن آمده و اغلب در عبارت جهاد فی سبیل الله (جهاد در راه خدا) به کار رفته است.[۹۴][۹۵][۹۶] در حالی که متکلمان مسلمان مدرن اغلب بر "جهاد اکبر" (مبارزه با نفس) تأکید میکنند، منتقدانی چون برنارد لویس میکنند که در اکثریت قاطع متون کلاسیک فقهی و حدیثی، جهاد به معنای "جهاد اصغر" یعنی جنگ مسلحانه برای گسترش قلمرو اسلام یا دفاع از آن است.[۹۷][۹۸]
قرآن به صراحت مسلمانان را به جنگ علیه کافران، مشرکان و حتی اهل کتاب که به حاکمیت اسلام تن نمیدهند، فرامیخواند.[۹۹][۱۰۰] تاریخ اسلام، از فتوحات اولیه پس از مرگ محمد گرفته تا جهادهای دورههای بعدی علیه امپراتوریهای مسیحی، هندو و جوامع یهودی، گواهی بر این برداشت نظامی است.[۱۰۱]
اگرچه برخی مانند عبدالبهاء معتقدند که جنگهای زمان محمد صرفاً جنبه دفاعی داشتهاند،[۱۰۲] اما این دیدگاه با تاریخ فتوحات گسترده اسلامی که منجر به تشکیل یک امپراتوری عظیم شد، در تضاد است. این فتوحات، مانند حمله اعراب به ایران، نه تنها دفاعی نبودند، بلکه ماهیتی تهاجمی و توسعهطلبانه داشتند و منجر به تغییرات فرهنگی و دینی گسترده و اغلب خشونتآمیز شدند.
اسلام و تروریسم
[ویرایش]ارتباط میان آموزههای اسلامی و تروریسم مدرن یکی از جدیترین چالشهای جهان معاصر است. گروههای افراطی مانند القاعده و داعش با استناد مستقیم به قرآن و سنت، اعمال خشونتبار خود را توجیه کرده و آنها را تجلی "اسلام حقیقی" میدانند. این امر، نقد اسلام را از یک بحث الهیاتی صرف به یک ضرورت امنیتی و اجتماعی تبدیل کرده است.
مبانی doctrinal برای خشونت
[ویرایش]منتقدان استدلال میکنند که اسلام، برخلاف ادعای صلحآمیز بودن، دارای آموزههایی است که به راحتی میتوانند برای توجیه خشونت تفسیر شوند.
- آیات جهاد: آیاتی مانند "هرجا مشرکان را یافتید، آنان را بکشید" (سوره توبه، آیه ۵) و "با کافران بجنگید تا فتنه برچیده شود و دین یکسره از آنِ خدا گردد" (سوره انفال، آیه ۳۹) توسط گروههای تروریستی به عنوان مجوزی الهی برای جنگ بیپایان علیه غیرمسلمانان و حتی مسلمانانِ "مرتد" تلقی میشود.
- مفهوم شهادت: وعده پاداشهای بهشتی، از جمله حوریان، برای کسانی که در راه خدا کشته میشوند، انگیزهای قدرتمند برای انجام عملیات انتحاری فراهم میکند.
- عدم تفکیک دین از سیاست: در اسلام سنتی، دین و دولت از یکدیگر جدا نیستند. این درهمتنیدگی باعث میشود که مخالفت سیاسی به راحتی به "کفر" و "ارتداد" تعبیر شده و با خشونت سرکوب شود.
تأثیرات اجتماعی و سیاسی
[ویرایش]عملکرد جوامع اسلامی که بر پایه شریعت بنا شدهاند، اغلب منجر به نقض سیستماتیک حقوق بشر، سرکوب اقلیتها و تبعیض علیه زنان شده است. قوانینی مانند قطع دست برای دزدی، سنگسار برای زنا و اعدام برای ارتداد که مستقیماً از متون اسلامی استخراج شدهاند، از دیدگاه حقوق بشر مدرن، وحشیانه و غیرقابل قبول هستند. این ساختار قانونی، فرهنگی از خشونت را ترویج میکند که در آن دولت و افراد تندرو برای اجرای "احکام الهی" به خود حق اعمال خشونت میدهند. در نتیجه، نمیتوان تروریسم اسلامی را صرفاً یک "انحراف" از اسلام دانست، بلکه باید آن را محصول بالقوه و خطرناک آموزههایی دانست که در قلب متون مقدس این دین وجود دارند.
اقلیتهای جنسی
[ویرایش]موضع اسلام در قبال اقلیتهای جنسی یکی از تاریکترین و غیرقابلدفاعترین جنبههای این دین از منظر حقوق بشر مدرن است. فقه اسلامی، با استناد به تفسیرهای رایج از قرآن (بهویژه داستان قوم لوط) و احادیث، هرگونه رابطه همجنسگرایانه را گناه کبیره و جرمی بزرگ تلقی میکند که مستوجب مجازاتهای شدید دنیوی است.
سرکوب سیستماتیک و قانونی
[ویرایش]در بسیاری از کشورهایی که قوانین خود را بر شریعت استوار کردهاند، همجنسگرایی یک جرم است. در کشورهایی مانند ایران، عربستان سعودی، یمن و سودان، مجازات این "جرم" میتواند از شلاق و حبس تا اعدام متغیر باشد.[۱۰۳] این قوانین، که توسط نهادهای حقوق بشری به عنوان نقض آشکار حق حیات و کرامت انسانی محکوم شدهاند، فضایی از ترس و وحشت را برای اقلیتهای جنسی ایجاد کردهاند. این افراد نه تنها از حمایت قانونی محرومند، بلکه توسط خود قانون نیز هدف قرار میگیرند.
تبعیض اجتماعی و فرهنگی
[ویرایش]فراتر از قوانین کیفری، فرهنگ ریشهدار همجنسگراهراسی که از طریق منابر دینی، نظام آموزشی و رسانهها ترویج میشود، زندگی را برای این افراد غیرقابل تحمل میکند. اقلیتهای جنسی در جوامع اسلامی با طرد از خانواده، آزار و اذیت در محیط کار و تحصیل، و خشونت فیزیکی و روانی مواجه هستند. این فشارها منجر به نرخ بالای افسردگی، اضطراب و خودکشی در میان این افراد میشود. بسیاری از آنها برای حفظ جان و سلامت روان خود، مجبور به پنهان کردن هویت واقعیشان یا مهاجرت به کشورهای دیگر میشوند.
ناتوانی در تطبیق با علم
[ویرایش]نقد اصلی بر موضع اسلام در این زمینه، عدم انعطافپذیری و تقابل آن با یافتههای علمی مدرن است. علم روانشناسی و زیستشناسی امروز، همجنسگرایی را نه یک "انحراف" یا "بیماری"، بلکه یکی از گرایشهای طبیعی انسانی میداند. اصرار نهادهای دینی اسلامی بر دیدگاههای قرون وسطایی و نادیده گرفتن کامل پیشرفتهای علمی، نشاندهنده یک بحران معرفتی عمیق در این دین است. این سرکوب سیستماتیک، که توسط چهرههایی چون ارشاد منجی و آیان حرصی علی به شدت نقد شده،[۱۰۴] اسلام را در تقابل مستقیم با ارزشهای جهانشمول کرامت انسانی، آزادی فردی و پیشرفت علمی قرار میدهد.
نقد اسلام در زمینه حقوق حیوانات
[ویرایش]اگرچه در متون اسلامی به مهربانی با حیوانات توصیه شده، اما منتقدان استدلال میکنند که رویههای عملی و قوانین فقهی در اسلام، بهویژه در زمینه ذبح و مالکیت حیوانات، با استانداردهای مدرن رفاه حیوانات در تضاد عمیق قرار دارد.
بیرحمی در ذبح اسلامی (حلال)
[ویرایش]روش ذبح اسلامی (ذبیحه) که مستلزم قطع رگهای گردن حیوان در حالت هوشیاری کامل و بدون بیحسی است، یکی از اصلیترین محورهای نقد است. پژوهشهای علمی متعدد نشان دادهاند که حیوانات در این فرایند، درد و استرس شدیدی را برای دقایقی تا زمان از دست دادن کامل هوشیاری تجربه میکنند. این روش در تضاد کامل با قوانین بسیاری از کشورهای پیشرفته قرار دارد که بیحس کردن حیوان قبل از ذبح را برای به حداقل رساندن رنج آن، الزامی میدانند. اصرار بر حفظ این سنت، نشاندهنده اولویت دادن به مناسک مذهبی بر اخلاق مبتنی بر شواهد علمی و کاهش درد موجودات زنده است. ادعای مسلمانان مبنی بر اینکه این روش "سریع و بدون درد" است، توسط یافتههای علمی به طور گسترده رد شده است.
عدم اصلاحپذیری و تعصب مذهبی
[ویرایش]مخالفت شدید بسیاری از نهادهای اسلامی با اصلاح روشهای ذبح و پذیرش بیحسی، نمونهای از ناتوانی این دین در تطبیق با پیشرفتهای اخلاقی و علمی است. این مقاومت در برابر تغییر، اسلام را به عنوان یک سیستم انعطافناپذیر معرفی میکند که به سنتهای باستانی، حتی اگر بیرحمانه باشند، پایبند است. این مسئله به شدت به اعتبار اخلاقی اسلام در دنیای معاصر لطمه میزند.
نگاه ابزاری و مالکانه به حیوانات
[ویرایش]در فقه اسلامی، حیوانات عمدتاً به عنوان مال و دارایی انسان در نظر گرفته میشوند. این دیدگاه ابزاری، ارزش ذاتی حیوانات به عنوان موجودات زنده و حساس را نادیده میگیرد و راه را برای بهرهکشی و سوءاستفاده از آنها هموار میکند. مسائلی مانند استفاده از حیوانات در رویدادهای خشونتآمیز (مانند جنگاندن حیوانات) یا بهرهکشی از آنها در مراسم مذهبی (مانند قربانی کردن میلیونی در عید قربان بدون نظارت کافی بر رفاه آنها)، از نتایج این نگاه مالکانه است.
شکار و محیط زیست
[ویرایش]در حالی که جهان با بحران انقراض گونهها و تخریب محیط زیست روبرو است، قوانین سنتی اسلامی در مورد شکار، فاقد هرگونه حساسیت نسبت به حفاظت از حیات وحش است. این قوانین که در زمانی با جمعیت انسانی و حیوانی متفاوت تدوین شدهاند، امروزه میتوانند به تخریب بیشتر محیط زیست کمک کنند و این دین را در تقابل با اخلاق زیستمحیطی مدرن قرار دهند.
اسلام و تفکیک جنسیتی
[ویرایش]زن در اسلام
[ویرایش]خشونت خانگی
[ویرایش]کتک زدن همسر
[ویرایش]ازدواج موقت
[ویرایش]ازدواج موقت یا "نکاح متعه" که در فقه شیعه جایز شمرده میشود، یکی از بحثبرانگیزترین احکام اسلامی است. این نوع ازدواج که در آن عقد برای یک مدت زمان مشخص (از یک ساعت تا دهها سال) خوانده میشود، توسط منتقدان به عنوان یک پوشش شرعی برای تنفروشی و بهرهکشی جنسی از زنان نقد میشود.[۱۰۵][۱۰۶] از آنجا که در این نوع رابطه، مرد معمولاً تعهدات مالی و اجتماعی ازدواج دائم را ندارد و زن نیز از حقوقی مانند ارث محروم است، این رابطه به شدت به نابرابری جنسیتی دامن میزند. مدافعان شیعه آن را راهکاری برای جلوگیری از روابط نامشروع برای کسانی میدانند که امکان ازدواج دائم را ندارند.[۱۰۷] آنها استدلال میکنند که این ازدواج دارای چارچوب شرعی است. با این حال، منتقدان معتقدند که این "چارچوب" صرفاً یک ظاهرسازی برای مشروعیت بخشیدن به رابطهای است که در ماهیت خود با تنفروشی تفاوت چندانی ندارد و کرامت انسانی زن را به یک کالای موقتی قابل معامله تقلیل میدهد. اهل سنت این نوع ازدواج را حرام میدانند و معتقدند که محمد آن را نسخ کرده است، در حالی که شیعیان با استناد به آیه ۲۴ سوره نساء بر جواز آن تأکید دارند.[۱۰۸][۱۰۹] این اختلاف خود نشاندهنده ابهام و تزلزل مبانی اخلاقی این حکم است.
حق ارث
[ویرایش]قوانین ارث در اسلام نمونه بارز دیگری از تبعیض نهادینهشده علیه زنان است. بر اساس آیه ۱۱ سوره نساء، سهم ارث پسر دو برابر سهم ارث دختر است: [قرآن نساء ۱۱]. این قانون، که در قرآن به صراحت بیان شده، بر این پیشفرض استوار است که مردان مسئولیت مالی خانواده را بر عهده دارند. اما منتقدان استدلال میکنند که این توجیه در دنیای مدرن که زنان نیز به طور گسترده در تأمین معاش خانواده مشارکت دارند، اعتبار خود را از دست داده است. این قانون در عمل، زنان را از نظر اقتصادی در موقعیتی فرودست و وابسته به مردان قرار میدهد و نابرابری جنسیتی را تداوم میبخشد.[۱۱۰][۱۱۱]
نقض حقوق کودکان در اسلام
[ویرایش]فقه اسلامی، با نادیده گرفتن مفهوم مدرن "کودکی"، مجموعهای از احکام را تدوین کرده که به طور سیستماتیک حقوق بنیادین کودکان را نقض میکند. این احکام که بر اساس متون مقدس و سنت شکل گرفتهاند، با اسناد بینالمللی حقوق کودک در تضاد کامل قرار دارند.
مشروعیتبخشی به ازدواج با کودکان
[ویرایش]شریعت اسلامی ازدواج را نه بر اساس سن تقویمی، بلکه بر مبنای بلوغ جنسی تعریف میکند. این امر به طور مستقیم به جواز ازدواج با کودکان، بهویژه دختران نابالغ، منجر شده است.
- مستندات فقهی: آیه ۴ سوره طلاق، با تعیین "عده" برای دخترانی که "هنوز حیض ندیدهاند"، به طور ضمنی ازدواج با آنها را مجاز میشمارد. همچنین، ازدواج خود پیامبر اسلام با عایشه در سن ۹ سالگی، به عنوان یک سنت غیرقابل نقد، راه را برای تداوم این رویه باز گذاشته است.
- پیامدهای ویرانگر: ازدواج زودهنگام، به گواهی سازمانهای بهداشتی و حقوق بشری، منجر به خطرات جانی برای مادر و نوزاد، توقف تحصیل، افزایش خشونت خانگی و سلب کامل استقلال و آینده کودک میشود. این عمل، مصداق بارز کودکآزاری نهادینهشده است.
مسئولیت کیفری زودهنگام
[ویرایش]در فقه اسلامی، سن بلوغ شرعی (۹ سال قمری برای دختران و ۱۵ سال برای پسران) سن آغاز مسئولیت کیفری کامل است. این بدان معناست که یک کودک ۹ ساله میتواند برای جرائمی مانند سرقت یا زنا، به مجازاتهای خشونتباری مانند قطع دست یا شلاق محکوم شود. این رویکرد در تضاد کامل با اصول حقوق کیفری مدرن است که بر عدم رشد کامل شناختی و اخلاقی کودکان و نوجوانان و لزوم عدالت ترمیمی به جای تنبیهی تأکید دارد.
جواز تنبیه بدنی کودکان
[ویرایش]منابع فقهی و روایی، تنبیه بدنی کودک را به عنوان ابزاری مشروع برای "تربیت" جایز شمردهاند. حدیث مشهور "فرزندان خود را در دهسالگی برای نماز بزنید" نمونهای از این دیدگاه است. از منظر روانشناسی مدرن، تنبیه بدنی نه تنها بیاثر، بلکه مخرب است و منجر به اضطراب، افسردگی، پرخاشگری و الگوسازی خشونت در کودک میشود.
نابرابری جنسیتی از کودکی
[ویرایش]تبعیض جنسیتی در اسلام از همان دوران کودکی آغاز میشود. احکامی مانند نصف بودن دیه و ارث دختر نسبت به پسر، و اعتبار کمتر شهادت او در دادگاه، این پیام را از کودکی به دختران منتقل میکند که آنها انسانهایی درجه دوم هستند و حقوقی نابرابر با مردان دارند.
این احکام در کشورهایی مانند ایران، یمن و عربستان سعودی به قوانین رسمی تبدیل شده و نقض سیستماتیک حقوق کودکان را به دنبال داشته است.
لذت جنسی از نوزادان
[ویرایش]یکی از تکاندهندهترین احکام در فقه شیعه، جواز "استمتاع" یا لذت جنسی (به جز دخول) از همسر شیرخوار است. فقیهانی برجسته، از جمله سید روحالله خمینی در کتاب تحریرالوسیله، این عمل را جایز شمردهاند.[۱۱۲][۱۱۳][۱۱۴] این فتوا که از منظر اخلاق مدرن مصداق بارز پدوفیلی و کودکآزاری است، عمق بحران اخلاقی در فقه سنتی را به نمایش میگذارد و نشان میدهد که چگونه میتوان با استدلالهای فقهی، شنیعترین اعمال را توجیه کرد.[۱۱۵][۱۱۶][۱۱۷][۱۱۸]
مقایسه با کمونیسم و فاشیسم
[ویرایش]برخی از تحلیلگران، اسلامگرایی سیاسی را با ایدئولوژیهای توتالیتر قرن بیستم، یعنی فاشیسم و کمونیسم، مقایسه کردهاند. نویسندگانی مانند استفان سلیمان شوارتز[۱۱۹] و کریستوفر هیچنز[۱۲۰] از اصطلاح "فاشیسم اسلامی" برای توصیف جنبشهایی مانند القاعده و داعش استفاده میکنند. شباهتهای کلیدی عبارتند از:
- تمامیتخواهی: تلاش برای کنترل تمام جنبههای زندگی فردی و اجتماعی بر اساس یک ایدئولوژی واحد.
- کیش شخصیت: تقدیس و اطاعت بیچونوچرا از یک رهبر (خلیفه، امام، پیشوا).
- دشمنسازی: تعریف یک "دشمن" خارجی (غرب، یهودیان) و داخلی (مرتدان، سکولارها) برای بسیج تودهها.
- استفاده از خشونت: توجیه و تقدیس خشونت به عنوان ابزاری مشروع برای رسیدن به اهداف سیاسی.
- وعده آرمانشهر: وعده برقراری یک خلافت آرمانی و پاک که تمام مشکلات را حل خواهد کرد.
اگرچه این مقایسه مخالفانی دارد که بر تفاوتهای الهیاتی تأکید میکنند،[۱۲۱] اما تحلیلگرانی چون الکساندر دل واله در نظریه اتحاد قرمز-سبز-قهوهای، بر اتحادهای استراتژیک و شباهتهای ساختاری میان این سه ایدئولوژی ضدلیبرال تأکید میکنند.[۱۲۲]
منتقدان اسلام
[ویرایش]
سنت نقد اسلام در میان ایرانیان سابقهای طولانی دارد و متفکران متعددی با به چالش کشیدن مبانی این دین، آثار مهمی را خلق کردهاند.
- علی دشتی: در کتاب مشهور «۲۳ سال»، دشتی با رویکردی تاریخنگارانه و انتقادی، ادعای وحیانی بودن قرآن را رد میکند. او استدلال میکند که قرآن مجموعهای از آموزههای برگرفته از ادیان و فرهنگهای دیگر (عمدتاً یهودی و مسیحی) است که با تجربیات شخصی محمد آمیخته شده و هیچ عنصر فراطبیعی در آن وجود ندارد.[۱۲۳] دشتی به دلیل همین دیدگاهها پس از انقلاب ۱۳۵۷ زندانی، شکنجه و به اعدام محکوم شد.[۱۲۴]
- شجاعالدین شفا: در آثار خود، به ویژه «پس از ۱۴۰۰ سال» و «تولدی دیگر»، شفا با نگاهی تمدنی، اسلام را به عنوان یک ایدئولوژی بیابانگرد و ضدایرانی نقد میکند که باعث انحطاط فکری و فرهنگی ایران شده است.
- احمد کسروی: کسروی، اگرچه منتقد تمام ادیان بود، اما نقد او بر تشیع در کتاب «شیعیگری» بسیار تند و بنیادین است. او خرافات، امامپرستی و عزاداری را به عنوان انحرافاتی میدید که عقلانیت و پیشرفت را در جامعه ایران از بین برده است.[۱۲۵]
- مسعود انصاری: این نویسنده معاصر در کتابهای متعددی مانند «بازشناسی قرآن» و «الله اکبر»، با رویکردی روانشناختی و تاریخی، به نقد بنیادهای اسلام و شخصیت پیامبر آن پرداخته است.[۱۲۶][۱۲۷][۱۲۸]
- سها: در کتاب مفصل «نقد قرآن»، نویسنده با بررسی جزء به جزء آیات قرآن، به استخراج تناقضات، خطاهای علمی و مشکلات اخلاقی متن مقدس اسلام میپردازد.[۱۲۹]
تاریخچه یهود ستیزی در اسلام
[ویرایش]یهودستیزی در اسلام ریشههای عمیق و انکارناپذیری در متون مقدس و تاریخ این دین دارد. این پدیده صرفاً یک محصول مدرن یا واکنشی به منازعه اسرائیل و فلسطین نیست، بلکه از آموزههایی نشأت میگیرد که از صدر اسلام وجود داشتهاند.
آموزههای یهودستیزانه در قرآن و حدیث
[ویرایش]قرآن کریم در آیات متعددی یهودیان را با صفاتی منفی توصیف میکند که به پایهای برای قرنها نفرت و تبعیض تبدیل شده است. یهودیان به عنوان قومی که "عهد خود را شکستند" (بقره: ۱۰۰)، "پیامبران را کشتند" (آل عمران: ۱۱۲)، "کلام خدا را تحریف کردند" (نساء: ۴۶) و "دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان" (مائده: ۸۲) معرفی میشوند. این تصویرسازی منفی، یک چارچوب الهیاتی برای تحقیر و بیاعتمادی به یهودیان فراهم کرده است. احادیث نیز این نگرش را تقویت میکنند. حدیث مشهور "غرقد" که در صحیح مسلم و بخاری آمده، پیشبینی میکند که در آخرالزمان مسلمانان با یهودیان خواهند جنگید و درختان و سنگها فریاد خواهند زد: "ای مسلمان، این یهودی در پشت من پنهان شده، بیا و او را بکش!" این حدیث به طور گسترده توسط گروههای اسلامگرای افراطی برای توجیه نسلکشی یهودیان استفاده میشود.
وضعیت یهودیان به عنوان اهل ذمه
[ویرایش]در خلافتهای اسلامی، یهودیان به عنوان "اهل ذمه" از نظر قانونی شهروندان درجه دوم محسوب میشدند. آنها در ازای پرداخت مالیات تحقیرآمیز "جزیه"، اجازه داشتند زنده بمانند، اما با محدودیتهای شدیدی مواجه بودند: ممنوعیت ساخت عبادتگاههای جدید، اجبار به پوشیدن لباسهای متمایز، ممنوعیت تصدی مناصب بالا و اعتبار کمتر شهادتشان در دادگاه. این قوانین، تبعیض را نهادینه و به صورت سیستماتیک یهودیان را در موقعیت فرودست قرار میداد. کشتارها و اخراجهای دستهجمعی یهودیان نیز در تاریخ اسلام بیسابقه نبوده است، مانند کشتار یهودیان گرانادا در سال ۱۰۶۶ میلادی.
یهودستیزی مدرن در جهان اسلام
[ویرایش]در دوران مدرن، یهودستیزی اسلامی با واردات تئوریهای توطئه اروپایی مانند «پروتکلهای بزرگان صهیون» تشدید شد. این متن جعلی در سراسر جهان عرب و اسلام به طور گسترده منتشر و به عنوان یک حقیقت تاریخی پذیرفته شد. منازعه اسرائیل و فلسطین نیز بهانهای جدید برای ابراز همان نفرت قدیمی فراهم کرد. جریانهای اسلامگرا مانند اخوانالمسلمین و حماس، با استفاده از ادبیات قرآنی و حدیثی، این منازعه سیاسی را به یک جنگ مقدس دینی علیه کل قوم یهود تبدیل کردهاند.
نقد معرفتشناختی اسلام
[ویرایش]فراتر از نقدهای اخلاقی و تاریخی، مبانی معرفتشناختی اسلام نیز به طور جدی قابل پرسش است. این نقد، اعتبار خودِ ادعای "دانش" دینی و وحیانی را به چالش میکشد.
ماهیت غیرقابل اثبات وحی
[ویرایش]بنیاد اسلام بر تجربه شخصی فردی به نام محمد استوار است که ادعا کرد از طریق فرشتهای به نام جبرئیل، وحی دریافت کرده است. این تجربه، ذاتاً شخصی، تکرارناپذیر و غیرقابل راستیآزمایی است. از منظر معرفتشناسی مدرن، یک ادعای خارقالعاده نیازمند شواهد خارقالعاده است. اما تنها شاهد بر تجربه وحی، خود مدعی آن است. این یک دور منطقی است: ما باید به قرآن ایمان بیاوریم چون کلام خداست، و میدانیم که کلام خداست چون قرآن این را میگوید. این ساختار بسته، هیچ راهی برای ارزیابی مستقل و عقلانی باقی نمیگذارد.
فقدان ابطالپذیری
[ویرایش]به گفته فیلسوف علم، کارل پوپر، یکی از معیارهای اصلی یک نظریه علمی یا یک گزاره معرفتی معتبر، ابطال پذیری آن است. یعنی باید بتوان شرایطی را تصور کرد که در آن، آن گزاره نادرست از آب دربیاید. گزارههای دینی مانند "خدا وجود دارد" یا "قرآن وحی الهی است" ذاتاً ابطالناپذیر هستند. هیچ مشاهده یا آزمایشی نمیتواند آنها را رد کند. بنابراین، این گزارهها در حوزه "باور" و "ایمان" قرار میگیرند، نه در حوزه "دانش" و "معرفت".
ادعای حقیقت مطلق و معرفت بسته
[ویرایش]اسلام ادعا میکند که حقیقت نهایی و کامل را در اختیار دارد و قرآن کلام بیخطای خدا و راهنمای کامل برای تمام زمانها و مکانهاست. این موضع معرفتشناختی، ذاتاً ضدپیشرفت است. در حالی که دانش بشری (علمی، فلسفی، اخلاقی) بر پایه شک، نقد، آزمون و تصحیح مداوم خطاها پیشرفت میکند، اسلام سنتی یک سیستم معرفتی بسته ارائه میدهد که در آن، پاسخ تمام سوالات از قبل داده شده و هرگونه بازنگری بنیادین، کفر و ارتداد تلقی میشود. این جزماندیشی، مانع اصلی رشد فکری و اخلاقی در جوامع اسلامی بوده است.
حجیت تجربه شخصی در برابر علم عمومی
[ویرایش]عرفان و تصوف اسلامی، تجربه درونی و کشف و شهود را به عنوان راهی برای رسیدن به حقیقت معرفی میکنند. اما از دیدگاه معرفتشناسی، تجربیات شخصی (مانند مکاشفه، رؤیا یا حتی تجربه محمد در غار حرا) به دلیل ذهنیتگرایی افراطی، غیرقابل انتقال بودن و آسیبپذیری در برابر خطای شناختی و توهم، نمیتوانند مبنای دانش عمومی و قابل اتکا قرار گیرند. علم بر مشاهدات عمومی، تکرارپذیر و مستقل از شخص استوار است، در حالی که بنیان دین بر تجربهای است که قابل اشتراکگذاری و ارزیابی عینی نیست.
جستارهای وابسته
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ De Haeresibus by John of Damascus. See Migne. Patrologia Graeca, vol. 94, 1864, cols 763–73. An English translation by the Reverend John W Voorhis appeared in The Moslem World for October 1954, pp. 392–98.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ Warraq, Ibn (2003). Leaving Islam: Apostates Speak Out. Prometheus Books. p. 67. ISBN 1-59102-068-9.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ Ibn Kammuna, Examination of the Three Faiths, trans. Moshe Perlmann (Berkeley and Los Angeles, 1971), pp. 148–49
- ↑ Akyol, Mustafa (13 January 2015). "Islam's Problem With Blasphemy". The New York Times. Retrieved 16 January 2015.
- ↑ Which countries still outlaw apostasy and blasphemy?, Pew Research Center, 29 July 2016.
- ↑ Doré, Louis (May 2017). "The countries where apostasy is punishable by death". The Independent. Retrieved 15 March 2018.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ Mohammed and Mohammedanism, by Gabriel Oussani, Catholic Encyclopedia. Retrieved April 16, 2006.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ Ibn Warraq, The Quest for Historical Muhammad (Amherst, Mass. :Prometheus, 2000), 103.
- ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ Bible in Mohammedian Literature., by Kaufmann Kohler Duncan B. McDonald, Jewish Encyclopedia. Retrieved April 22, 2006.
- ↑ "Saudi Arabia". Archived from the original on 9 November 2011. Retrieved 16 August 2008.
- ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ Tariq Modood (2006-04-06). Multiculturalism, Muslims and Citizenship: A European Approach (1st ed.). Routledge. p. 29. ISBN 978-0-415-35515-5.
- ↑ "Indian Nepalis: Issues and Perspectives", pp. 355–56, Tanka Bahadur Subba, Concept Publishing Company, 2009, 9788180694462
- ↑ ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ "India's 'Mexican' Problem: Illegal Immigration from Bangladesh". Ibtimes. 6 February 2012.
Ghosh claimed Muslim immigrants in India are now attacking Hindus and forcibly seeking to convert Hindu girls to Islam. He has demanded that the Indian government halt illegal immigration from Bangladesh and deport undocumented Muslims back to Bangladesh.
- ↑ ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ "Illegal immigration from Bangladesh has turned Assam explosive". Niticentral. 2012-10-31. Archived from the original on 15 December 2013. Retrieved 9 November 2017.
- ↑ "Tatarstan: The Battle over Islam in Russia's Heartland". 2013. Archived from the original on 25 December 2013. Retrieved 9 November 2017.
- ↑ Russia and Islam: State, Society and Radicalism. Taylor & Francis. 2010. p. 94. by Roland Dannreuther, Luke March
- ↑ Akyol, Mustafa (13 January 2015). "Islam's Problem With Blasphemy". The New York Times. Retrieved 16 January 2015.
- ↑ "Saudi Arabia". Archived from the original on 9 November 2011. Retrieved 16 August 2008.
- ↑ "Indian Nepalis: Issues and Perspectives", pp. 355–56, Tanka Bahadur Subba, Concept Publishing Company, 2009, 9788180694462
- ↑ "Tatarstan: The Battle over Islam in Russia's Heartland". 2013. Archived from the original on 25 December 2013. Retrieved 9 November 2017.
- ↑ Russia and Islam: State, Society and Radicalism. Taylor & Francis. 2010. p. 94. by Roland Dannreuther, Luke March
- ↑ «سوء برداشت از دین ریشه بسیاری از مشکلات میان پیروان ادیان است». خبرگزاری ایکنا. ۱۹ آذر ۱۳۹۶. دریافتشده در ۳۰ اوت ۲۰۱۹.
- ↑ «ماجرای مناظره امام حسن عسكری(ع) و اسحاق كندی در مورد قرآن». hawzah.net. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۱.
- ↑ شفقنا (۲۰۱۸-۱۱-۱۵). «ماجرای مناظره امام حسن عسکری(ع) و اسحاق کندی در مورد قرآن کریم». خبرگزاری بینالمللی شفقنا | خبرگزاری شیعیان، فتاوای آیتالله سیستانی و مرجعیت، آخرین اخبار ایران و جهان. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۱.
- ↑ «داستانهای ائمه: امام حسن عسکری (ع): شبهه کندی». موسسه تحقیقات و نشر معارف اهلالبیت علیهمالسلام. ۲۰۱۵-۰۹-۰۷. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۱.
- ↑ «مناظره امام حسن عسگري(علیه السلام) با اسحاق كندي- تناقض در قرآن؟». al-falah.ir. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۱.
- ↑ [كنز العمّال : 2469.]
- ↑ منبع حدیث دوم: [نهج البلاغة : الكتاب 77.]
- ↑ «حديث و آيات:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قرآن، وجوه گوناگون دارد. پس آن را بر بهترين وجوهش حم...». www.hadithlib.com. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۳.
- ↑ «حديث و آيات:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قرآن، وجوه گوناگون دارد. پس آن را بر بهترين وجوهش حم...». www.hadithlib.com. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۳.
- ↑ «نقد دین با دین ستیزی فرق دارد». خبرگزاری عصر ایران. ۲۶ تیر ۱۳۹۱. دریافتشده در ۳۰ اوت ۲۰۱۹.
- ↑ فاطمه احمدوند (۱۰ دی ۱۳۸۷). «کَعْببن اَشرف». www.webcitation.org. بایگانیشده از اصلی در ۲۵ آوریل ۲۰۲۱. دریافتشده در ۱ اوت ۲۰۱۹.
- ↑ محمد مهدی شیرمحمدی (۲۲ دی ۱۳۹۲). «اعدام "کعب ابن اشرف" نمونه برخورد با هنرمند ضدارزش». www.mashreghnews.ir. دریافتشده در ۱ اوت ۲۰۱۹.
- ↑ واقدی. کتاب المغازی. ج۱، ص۱۸۷: اعلمی.
- ↑ ابنسعد، محمد. الطبقات الکبری. ج۲، ص۳۲: دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون.
- ↑ ابنسعد، محمد. الطبقات الکبری. ج۲، ص۳۲۳۳: دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون.
- ↑ بن حبیب، محمد. اسماءالمغتالین. ص۱۴۴–۱۴۶: دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون.
- ↑ طبری، محمد بن جریر. تاریخ طبری. ج۲، ص۴۹۰: موسسه عزالدین.
- ↑ William Montgomery Watt. "Ka'b ibn al-Ashraf". In P.J. Bearman; Th. Bianquis; C.E. Bosworth; E. van Donzel; W.P. Heinrichs (eds.). Encyclopaedia of Islam Online. Brill Academic Publishers. ISSN 1573-3912.
- ↑ (Armstrong 1992، ص. 157)
- ↑ صحیح بخاری, 5:58:234, 5:58:236, 7:62:64, 7:62:65, 7:62:88, صحیح مسلم, 8:3309, 8:3310, 8:3311, 41:4915, Sunnan Abu Dawud, 41:4917
- ↑ "Mountain Rigger". اکونومیست. November 11, 2006.
- ↑ ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ (Spellberg 1994، ص. 40)
- ↑ (Watt 1960)
- ↑ (Barlas 2002، صص. 125–26)
- ↑ C. (Colin) Turner, Islam: The Basics, Routledge Press, p.34–35
- ↑ Karen Armstrong, Muhammad: Prophet for Our Time, HarperPress, 2006, p. 167 شابک ۰−۰۰−۷۲۳۲۴۵−۴
- ↑ Yahiya Emerick (2014). Critical Lives: Muhammad. Alpha Books. p. 136. ISBN 0-02-864371-2. Retrieved 2015-03-22.
- ↑ (Ali 1997، ص. 150)
- ↑ Kathir, Ibn, "Tafsir of Ibn Kathir", Al-Firdous Ltd. , London, 2000, 50–53 – Ibn Kathir states "dharbun ghayru nubrah" strike/admonish lightly
- ↑ "Welkom bij Opzij". Archived from the original on 27 September 2007. Retrieved 10 November 2017.
- ↑ «تنبیه زنان در سوره نساء، آیه ۳۴». www.porseman.com. ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷. بایگانیشده از اصلی در ۱ اوت ۲۰۱۹. دریافتشده در ۱ اوت ۲۰۱۹.
- ↑ Laleh Bakhtiar, The Sublime Quran, 2007 translation
- ↑ "The Holy Quran: Text, Translation and Commentary", Abdullah Yusuf Ali, Amana Corporation, Brentwood, MD, 1989. شابک ۰−۹۱۵۹۵۷−۰۳−۵, passage was quoted from commentary on 4:34 – Abdullah Yusuf Ali
- ↑ Ammar, Nawal H. (May 2007). "Wife Battery in Islam: A Comprehensive Understanding of Interpretations". Violence Against Women 13 (5): 519–23
- ↑ مکارم شیرازی. «سوره توبه / آیه ۲۹».
- ↑ Sam Harris Who Are the Moderate Muslims?
- ↑ Harris, Sam (2005). The End of Faith: Religion, Terror, and the Future of Reason. W. W. Norton; Reprint edition. pp. 31, 149. ISBN 0-393-32765-5.
- ↑ Anver M. Emon, Religious Pluralism and Islamic Law: Dhimmis and Others in the Empire of Law, Oxford University Press, شابک ۹۷۸−۰۱۹۹۶۶۱۶۳۳, pp. 99–109.
- ↑ Walker Arnold, Thomas (1913). Preaching of Islam: A History of the Propagation of the Muslim Faith. Constable & Robinson Ltd. pp. 60–1.
This tax was not imposed on the Christians, as some would have us think, as a penalty for their refusal to accept the Muslim faith, but was paid by them in common with the other dhimmīs or non-Muslim subjects of the state whose religion precluded them from serving in the army, in return for the protection secured for them by the arms of the Musalmans.
(online) - ↑ Esposito 1998, p. 34. "They replaced the conquered countries, indigenous rulers and armies, but preserved much of their government, bureaucracy, and culture. For many in the conquered territories, it was no more than an exchange of masters, one that brought peace to peoples demoralized and disaffected by the casualties and heavy taxation that resulted from the years of Byzantine-Persian warfare. Local communities were free to continue to follow their own way of life in internal, domestic affairs. In many ways, local populations found Muslim rule more flexible and tolerant than that of Byzantium and Persia. Religious communities were free to practice their faith to worship and be governed by their religious leaders and laws in such areas as marriage, divorce, and inheritance. In exchange, they were required to pay tribute, a poll tax (jizya) that entitled them to Muslim protection from outside aggression and exempted them from military service. Thus, they were called the "protected ones" (dhimmi). In effect, this often meant lower taxes, greater local autonomy, rule by fellow Semites with closer linguistic and cultural ties than the hellenized, Greco-Roman élites of Byzantium, and greater religious freedom for Jews and indigenous Christians."
- ↑ نجفی، محمدحسن. جواهرالکلام، ج۲۱،. ص. ۲۲۷.
- ↑ Controversial Tracts on Christianity and Mohammedanism, by Henry Martyn, p. 131
- ↑ علی اکبر حاج مؤمنی. «رابطه مهجوریت قرآن و مهجوریت اهل بیت (ع)». ensani.ir. دریافتشده در ۱ اوت ۲۰۱۹.
- ↑ «تفسیر آیه 29 سورهٔ توبه». tadabbor.org. دریافتشده در ۱ اوت ۲۰۱۹.
- ↑ فرقان الحق(The True Furqan)، الصفی، نشر: واین و امگا.
- ↑ صادقی تهرانی، محمد. حق الفرقان ردا علی الفرقان الحق.
- ↑ «حق الفرقان ردا علی الفرقان الحق». کتابخانه دیجیتال نور.
- ↑ Brian Whitaker (۸ فوریه ۲۰۰۷). «The Nashville Qur'an». The Guardian. بایگانیشده از روی نسخه اصلی در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۰. دریافتشده در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۰.
- ↑ «کتاب بررسی آثار هماوردنمایان با قرآن در قرن اخیر، مورد نقد قرار گرفت». hawzahnews.
- ↑ مظاهری، علیاکبر. «مسیلمه کذاب و هماوردی با قرآن».
- ↑ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و معجزه ماندگار(۲) پدید آورنده: محمدباقر شریعتی سبزواری، صفحه ۶۴
- ↑ اخوان صراف، زهرا (۱۳۹۶). «باز تقریر تحدی به مثابه استدلالی عقلی به جای آزمونی تجربی (شبهشناسی در زمینه اعجاز قرآن)». مجله پرتو وحی، سال چهارم شماره ۱.
- ↑ Lewis, Bernard (1990). Race and Slavery in the Middle East. New York: Oxford University Press. شابک ۰−۱۹−۵۰۵۳۲۶−۵, p. 10.
- ↑ Manning, Patrick (1990). Slavery and African Life: Occidental, Oriental, and African Slave Trades. Cambridge University Press. شابک ۰−۵۲۱−۳۴۸۶۷−۶, p. 28
- ↑ Murray Gordon, "Slavery in the Arab World." New Amsterdam Press, New York, 1989. Originally published in French by Editions Robert Laffont, S.A. Paris, 1987, p. 21.
- ↑ علامه طباطبایی. المیزان. ترجمه موسوی همدانی، ج 6. رجأ. ص. ۵۴۴.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر. «تفسیر نمونه، جلد 21، صفحه 412 تا 423». پارامتر
|پیوند=ناموجود یا خالی (کمک) - ↑ سید مصطفی محقق داماد، قواعد فقه: بخش مدنی (مالکیت - مسئولیت)، تهران: مرکز نشر علوم اسلامی، چاپ سیزدهم، ۱۳۸۵، ص ۶، شابک ۹۶۴−۶۵۶۷−۲۲−۳
- ↑ نماز جمعه یا قیام توحیدی هفته، دفتر نشر جمعه، ۱۳۵۷
- ↑ Brunschvig. 'Abd; Encyclopedia of Islam
- ↑ Murray Gordon, "Slavery in the Arab World." New Amsterdam Press, New York, 1989. Originally published in French by Editions Robert Laffont, S.A. Paris, 1987, pp. 44–45.
- ↑ Abou el Fadl, Great Theft, HarperSanFrancisco, 2005.
- ↑ محسن کدیور (۱۳۸۷)، «مسئله بردهداری در اسلام معاصر»، حقالناس، تهران: تهران کویر، ص. ۳۴۴ تا ۳۴۸ و ۳۶۲ تا ۳۷۸، شابک ۹۶۴-۸۱۶۱-۸۲-۸
- ↑ «حبس و اعدام در انتظار شیطان پرستان». khabaronline.
- ↑ «پاسخ محمدجواد فاضل لنکرانی به شبهات حکم فقهی ارتداد». mehrnews.
- ↑ Asma Afsaruddin (2013), Striving in the Path of God: Jihad and Martyrdom in Islamic Thought, p. 242. Oxford University Press. شابک ۰۱۹۹۷۳۰۹۳۸.
- ↑ Wael, B. Hallaq (2009). Sharī'a: Theory, Practice and Transformations. Cambridge University Press. p. 319. ISBN 978-0-521-86147-2.
{{cite book}}: Check|first1=value (help) - ↑ دایرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۶۸
- ↑ کلام فلسفی، محمدحسن قدردان قراملکی، ص۵۱۲
- ↑ مصباح یزدی، محمد تقی. دین وآزادی. صص. ۱۰۵و۱۰۶.
- ↑ "Atheists Face Death Penalty In 13 Countries, Discrimination Around The World According To Freethought Report". The Huffington Post. 12 October 2013. Retrieved 2017-11-14.
- ↑ سخنرانی 21 آبان 81 در آمریکا – چاپ شده در شماره 24 (فروردین 82) مجله «آفتاب» زیر عنوان «آزادی بیان»
- ↑ Morgan, Diane (2010). Essential Islam: a comprehensive guide to belief and practice. ABC-CLIO. p. 87. ISBN 0-313-36025-1. Retrieved 5 January 2011.
- ↑ Wendy Doniger, ed. (1999). Merriam-Webster's Encyclopedia of World Religions. Merriam-Webster. ISBN 0-87779-044-2.
{{cite encyclopedia}}: Missing or empty|title=(help), Jihad, p. 571 - ↑ Josef W. Meri, ed. (2005). Medieval Islamic Civilization: An Encyclopedia. Routledge. ISBN 0-415-96690-6.
{{cite encyclopedia}}: Missing or empty|title=(help), Jihad, p. 419 - ↑ Bernard Lewis, The Political Language of Islam (Chicago: University of Chicago Press, 1988), p. 72.
- ↑ Lewis, Bernard, The Crisis of Islam, 2001 Chapter 2
- ↑ سید علی خامنه ای (۲ مهر ۱۳۹۷). «جهاد». khamenei.ir. دریافتشده در ۱ اوت ۲۰۱۹.
- ↑ Ember, Melvin; Ember, Carol R.; Skoggard, Ian (2005). Encyclopedia of diasporas: immigrant and refugee cultures around the world. Diaspora communities. Vol. 2. Springer. ISBN 0-306-48321-1.
- ↑ Bostom, Andrew G.; Ibn Warraq (2008). The Legacy of Jihad: Islamic Holy War and the Fate of Non-Muslims. p. 391. ISBN 978-1-59102-602-0.
- ↑ «Baha'i Reference Library: حضرت عبدالبهاء». reference.bahai.org. دریافتشده در ۲۰۲۱-۱۰-۰۲.
- ↑ "Here are the 10 countries where homosexuality may be punished by death". The Washington Post. 16 June 2016.
- ↑ هله یپهسن (۱۶ ژوئن ۲۰۰۸). «اسلام از پایین - جنبش نوآوری زنان مسلمان». دویچهوله. دریافتشده در ۵ دسامبر ۲۰۱۷.
- ↑ Iran talks up temporary marriages, by Frances Harrison, BBC News, Last Updated: 2 June 2007.
- Temporary 'Enjoyment Marriages' In Vogue Again With Some Iraqis, by Nancy Trejos, The Washington Post, 20 January 2007.
- ↑ Law of desire: temporary marriage in Shi'i Iran, by Shahla Haeri, p. 6.
- Islam For Dummies, by Malcolm Clark.
- Islam: a very short introduction, by Malise Ruthven.
- ↑ «تفاوت ازدواج موقت با روسپی گری». www.tanzimekhanevadeh.com. دریافتشده در ۱ اوت ۲۰۱۹.
- ↑ سید حسین هاشمی (۱۳۸۶). «نقدی بر ازدواج موقت در فقه عامه». ensani.ir. دریافتشده در ۲ اوت ۲۰۱۹.
- ↑ Motahhari, Morteza. "The rights of woman in Islam, Fixed-Term marriage and the problem of the harem". al-islam.org. Retrieved 2011-01-10.
- ↑ David Powers (1993), "Islamic Inheritance System: A Socio-Historical Approach", The Arab Law Quarterly, 8, p. 13
- ↑ David Powers (1993), "Islamic Inheritance System: A Socio-Historical Approach", The Arab Law Quarterly, 8, p. 13
- ↑ http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_129444/کتاب تحریر_الوسیلة_فتاوی_الامام_الخمینی_س_ج_۲_/کتاب_النکاح
- ↑ ترجمه تحریرالوسیله امام خمینی جلد چهارم - 1 - «مسئله 12 کتاب نکاح» بایگانیشده در ۲۰۲۰-۱۰-۰۸ توسط Wayback Machine مرکز تعلیمات اسلامی واشینگتن
- ↑ «کتاب نکاح». www.imam-khomeini.ir. دریافتشده در ۲۰۱۸-۱۱-۰۴.
- ↑ «قوانین جمهوری اسلامی کودکهمسری را تشویق میکند». independentpersian.
- ↑ «ازدواج دختر ۹ ساله و تأملی بر چند رای فقهی». ensafnews.
- ↑ ««کودک همسری» و شبهه امکان ازدواج با نوزاد». nasimonline.[پیوند مرده]
- ↑ «مراجع نامدار شیعه و سکس لاپائی با دختر شیرخواره». نقد اسلام. بایگانیشده از اصلی در ۳ اکتبر ۲۰۲۰.
- ↑ Schwartz, Stephen. "What Is 'Islamofascism'?". TCS Daily. Archived from the original on 2006-09-24. Retrieved 2006-09-14.
- ↑ Hitchens, Christopher: Defending Islamofascism: It's a valid term. Here's why, Slate, 2007-10-22
- ↑ A Fury For God, Malise Ruthven, Granta, 2002, pp. 207–08
- ↑ Alexandre del Valle. "The Reds, The Browns and the Greens". alexandredelvalle.com. Archived from the original on 7 July 2011. Retrieved June 6, 2011.
- ↑ ر. ک. کتاب «بیست و سه سال»، از کتابهای ممنوعه در ایران
- ↑ احسان نراقی؛ آن که ملامت کشید و خوش ماند، بیبیسی فارسی
- ↑ ر. ک. به کتابهای «شیعیگری»، «ورجاوند بنیاد» و «پندارها»، نوشته احمد کسروی
- ↑ «نسخه آرشیو شده». بایگانیشده از اصلی در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۸. دریافتشده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۹.
- ↑ «نسخه آرشیو شده». بایگانیشده از اصلی در ۲ اكتبر ۲۰۱۸. دریافتشده در ۱ نوامبر ۲۰۱۸. تاریخ وارد شده در
|archive-date=را بررسی کنید (کمک) - ↑ «نسخه آرشیو شده» (PDF). بایگانیشده از اصلی (PDF) در ۲۱ اکتبر ۲۰۱۸. دریافتشده در ۱ نوامبر ۲۰۱۸.
- ↑ نقد قرآن، دکتر سها، ویرایش دوم
پیوند به بیرون
[ویرایش]
پروندههای رسانهای مربوط به Criticism of Islam در ویکیانبار