سید محمدصادق روحانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سید صادق روحانی
AyatollahRohani.jpg
شناسنامه
نام کامل سید محمدصادق حسینی روحانی
لقب سیدالعلماء،عمادالعلماء،فقیه العصر
نسب حسینی
تاریخ تولد ۱۳۰۵ خورشیدی (۹۱ سال)
زادگاه قم ایران
محل تحصیل نجف
محل زندگی قم
اطلاعات علمی
شاگردان ایت الله العظمی مدنی تبریزی
ایت الله العظمی رستگاری جویباری
ایت الله العظمی دوستی زنجانی
ایت الله العظمی مالکی
ایت الله سید مرتضی شیرازی
ایت الله موسوی جزائزی
علامه مصری عاملی
علامه سیدهادی روحانی
علامه سیدضیاء خباز
تالیفات فقه الصادق41
وبگاه رسمی http://www.rohani.ir

سید محمدصادق حسینی روحانی (زادهٔ ۱۳۰۵ در قم) در سن 15 سالگی به درجه اجتهاد رسید واز مراجع تقلید شیعه است[نیازمند منبع]. او هم‌اینک در شهر قم سکونت دارد.

وی به همراه آیت الله سیستانی و آیت الله وحید خراسانی از شاگردان برجسته و مشهور سید ابوالقاسم خوئی میباشد.

خانواده[ویرایش]

سید محمدصادق حسینی روحانی در محرم سال ۱۳۴۵ قمری (برابر با ۱۳۰۵ خورشیدی، و تابستان ۱۹۲۶ میلادی) در شهر قم زاده شد.

پدرش سید محمود روحانی قمی از اساتید صاحب‌نام حوزهٔ علمیه قم است که در سال ۱۳۰۷ (قمری) در قم به‌دنیا آمد. مادر محمدصادق روحانی، از سادات حسنی و فرزند سید احمد طباطبایی قمی است که وی سالیان متمادی در صحن حضرت معصومه اقامه نماز جماعت داشت.

سید محمود روحانی قمی در سال ۱۳۳۰(قمری) وارد نجف شد تا از درس سید ابوالحسن اصفهانی و میرزای نائینی استفاده کند. مدتی در مشهد از شاگردان حسین طباطبایی قمی بود. بعد از آن به حوزهٔ علمیه قم آمد. برخی معتقدند که با تلاش وی عبدالکریم حائری به قم آمد و تدریس علوم حوزوی را شروع کرد و او را از شاگردان خاص و مورد توجه عبدالکریم حائری می‌دانند.

سید محمود روحانی قمی در ۱۸ شعبان ۱۳۸۱ (قمری) بعد از یک بیماری طولانی درگذشت. با پخش خبر فوت ایشان، شهرستان قم، بازار، درس‌ها و اداره‌ها تعطیل گردید. پس از اقامهٔ نماز میت توسط فرزندشان سید محمدصادق روحانی، در مسجد بالای مقبرهٔ حضرت معصومه به خاک سپرده شد.

سید صادق روحانی بعد از فوت پدرش سال‌ها در مسجد ضمن اقامهٔ نماز جماعت، پاسخگوی مسائل شرعی و رسیدگی به امور مردم بود. دعوت و تلاش برای ورود حائری به قم، زمینه‌سازی برای تدریس وی و همکاری، همفکری و یاری جهت تأسیس حوزهٔ علمیه قم و… را از اقدامات وی نام می‌برند.

سیدکاظم روحانی فرزند محمدصادق روحانی همسر نفیسه اشراقی نوهٔ دختری روح‌الله خمینی بوده است که طبق گفته بیت اشراقی در آبان ۱۳۷۴ از همدیگر جدا شدند.[نیازمند منبع]

تحصیلات و تدریس[ویرایش]

وی دروس پایهٔ ادبیات عرب را در قم نزد پدرش فراگرفت. سپس در سال ۱۳۵۵ (قمری) در سن ۱۰ سالگی به همراه برادربزرگترش برای استفاده از اساتید بزرگ و نام‌آور حوزهٔ علمیه نجف، راهی نجف شد و دورهٔ چند سالهٔ دروس «سطح» را در مدت یک سال به اتمام رساند و به امتحان و توصیهٔ آیت‌الله خویی در سن ۱۱ سالگی وارد درس خارج فقه و اصول شد.وی به همراه سید علی سیستانی از جمله کسانی هستند که از سنین پایین شاگرد سید ابوالقاسم خویی بودند. روحانی پس از مدت کوتاهی که در دروس آیت‌الله خویی شرکت کرد، با خواندن دروس اصول و فقه، آنان را برای عده‌ای از طلاب و علاقه‌مندان به دروس حوزوی، تدریس می‌کرد.[نیازمند منبع] او در اواخر سال ۱۳۲۹ (خورشیدی) وارد قم شد و در اوایل سال ۱۳۳۰ (خورشیدی) به تدریس دروس خارج فقه و اصول در صحن مطهر معصومه پرداخت. بیش از نیم قرن است که او به تدریس علوم شیعه می‌پردازد.

مرجعیت[ویرایش]

بعد از ورودش از حوزه علمیه نجف و شروع به تدریس درس خارج فقه و اصول و با توجه به نگارش کتاب عظیم فقه‌الصادق بعد از مرگ سید حسین طباطبایی بروجردی به پیشنهاد مدرسین، رسالهٔ عملیه‌اش منتشر شد. طبق آنچه در کتابخانه ملی ایران موجود است، اولین چاپ رسالهٔ توضیح‌المسائل او مربوط به سال ۱۳۴۰(خورشیدی) است. در حوزویان معروف است که دو بار سید حسین طباطبایی بروجردی در درس خارجش از کتاب فقه الصادق نقل قول کرده است. نظریاتی از ایشان راجع به اعلمیت در بین مراجع هست من جمله گفته شده که وی استادش آیت الله سید ابوالقاسم خویی را اعلم فقهای عصر غیبت میداند و دلیل این گفته را مضمون کتب و درجه علمی استادش میداند...

اساتید[ویرایش]

وی به دلیل علاقهٔ فراوانش، هر روز در چندین درس مراجع حوزهٔ علمیه شرکت می‌کرد. عمدهٔ اساتید او عبارت‌اند از:

  1. کاظم شیرازی (۱۲۹۰–۱۳۶۷)
  2. محمدحسین غروی اصفهانی (ت ۱۳۶۱)
  3. آقا ضیاءالدین عراقی
  4. سید ابوالحسن اصفهانی (۱۲۸۴–۱۳۶۵)
  5. محمدرضا آل یاسین
  6. سید ابوالقاسم خویی (۱۳۱۷–۱۴۱۳)
  7. سید حسین طباطبایی بروجردی (۱۲۹۲–۱۳۸۰)

حصر خانگی[ویرایش]

سید محمدصادق روحانی در آذر ماه ۱۳۶۴ در جلسهٔ درسش دو نوبت به نحوهٔ تعیین حسینعلی منتظری به‌عنوان قائم مقام رهبری توسط مجلس خبرگان رهبری اعتراض کرد، و متعاقب آن ۱۵ سال در حبس خانگی در قم به سر برد.[۱] در مقابل، حسینعلی منتظری در کتاب خاطراتش که در سال ۱۳۷۹ منتشر شده نوشته که اولا تعطیل درس و حصر آقای روحانی بدون اطلاع وی بوده، ثانیاً او بلافاصله به محمد محمدی ری‌شهری وزیر اطلاعات اعتراض و صریحاً مخالفت خود را با حصر روحانی اعلام کرده، از حق اظهار نظر او دفاع نموده است. اما ری‌شهری به مخالفت منتظری توجهی نکرده است. منتظری علاوه بر آن نادرست بودن حصر حسن قمی و صادق روحانی را از طریق احمد خمینی به روح‌الله خمینی تذکر داده است.[۲] منتظری در پاسخ به سؤالات فرزندش سعید منتظری در سال ۱۳۸۵ که پس از درگذشتش و در سال ۱۳۹۰ منتشر گردید انتساب این مسئله به خودش را اکیداً رد کرده نوشته است: «آقای روحانی حدود سیزده سال در حصر خانگی قرار داشت، که حدود سه سال و نیم آن در زمان قائم مقامی من بود. جای این سؤال باقی است که اگر حصر ایشان به دستور من بوده، چرا پس از کنار رفتن و خانه نشین شدن من، حصر ایشان برطرف نگردید و ایشان نزدیک به ده سال دیگر در حصر قرار داشتند؟ اگر ایشان به صرف مخالفت با قائم مقامی اینجانب محصور شدند، پس آقایان -مطابق دیدگاه خودشان- باید به ایشان جایزه می‌دادند، چرا که در نهایت با ایشان هم نظرشدند بلکه ایشان زودتر به این نتیجه رسیده و مخالفت خود را اظهار کرده بود؛ نه این که ده سال دیگر حصر او را ادامه دهند! من فکر می‌کنم مسئله مخالفت ایشان با قائم مقامی من دستاویزی بود تا کسانی که برای رسیدن به قدرت پس از امام نقشه می‌کشیدند، یک مانع و رقیب را به نام و هزینه یک مانع و مزاحم دیگر از سر راه خود بردارند.»[۳] اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطراتش تأیید کرده که حصر روحانی توسط ری‌شهری صورت گرفته است: «شب آقای ری‏‌شهری [وزیر اطلاعات] به منزل آمد… در مورد آقای سید صادق روحانی که با قائم مقامی رهبری آیت‏‌الله منتظری مخالفت کرده، تصمیم به تعقیب محدود او گرفته‌اند. گفتم صلاح نیست.»[۴] او دربارهٔ مرجع عالی تصمیم‌گیری دربارهٔ حصر روحانی سکوت کرده است.

برخی نظرات[ویرایش]

متن پاسخ آیت الله روحانی در رابطه با آزار حیوانات: در کتاب فقه الصادق ج(۳۳) ص ۴۹۰ فصلی را عنوان کرده‌ایم تبعالروایات مرویه از ائمه اطهار اولین مطلب نفقه حیوان مملوک بر صاحبش واجب است و حیوان اگر رها شود خودش نفقه را پیدا می‌کند در صورتیکه کافی نباشد بر مالکش واجب است حتی زنبور عسل که بمقتضای روایات باید مقداری از عسل در محل باقی بگذارند برای تغذیه آنها در روایات نبوی روایتی است از پیامبر اسلام فرمود در آتش جهنم دیدم یک گربه‌ای را که به صاحبش حمله می‌کند و او را چنگ می‌زند گفتند این گربه در خانه او بوده طعام به او نداده گرسنه مانده است و رها هم نمی‌کرده است آن را تا از جای دیگر خوراک تهیه کند. باز فرموده است پیغمبر اکرم برای دابه [جنبنده، ستور] بر صاحبش حقوقی است هروقت از او پیاده شد ابتدا علف به او بدهد و آب به او نشان دهد تا بیاشامد و با تازیانه به صورت آن نزند و حدی فوق طاقت به آن تحمیل [نکند] و روایات خیلی زیاد است که مستفاد از آنها است که به هر عنوان (سیرک) یا غیر آن اذیت آنها و کشتنشان جایز نیست و کوتاهی در خوراک آنها از محرمات مسلم است و چنانچه مایل به بیشتر باشید به فقه الصادق رجوع کنید.

او عقیده دارد که از مرجع تقلید فوت شده نمی‌توان تقلید کرد. بدین معنا که با فوت یک مرجع تقلید، مقلدین آن مرجع باید به یک مرجع تقلید اعلم آن‌زمان مراجعه و در مسائل شرعی از او تقلید کنند.

وی در رابطه با ازدواج «دختر باکره» اجازه و اذن پدر را شرط نمی‌دانند و معتقد است که دختر «بالغه و رشیده» می‌تواند بدون اذن پدر ازدواج دائم یا موقت داشته باشد.[۵][۶]

همچنین در خصوص لطمه زدن به صورت، خود را مجروح کردن و قمه زدن در عزاداری محرم، وی آن را جائز و مستحسن دانسته است.[۷]

تألیفات[ویرایش]

از تألیفات روحانی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:[۸]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]