محمدحسن نجفی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
صاحب جواهر
مرجع تقلید شیعه
Saheb-e Javaher kalam.jpg
شناسنامه
نام کامل محمد حسن نجفی
لقب صاحب جواهر
زادروز سال ۱۱۶۶ هجری شمسی
زادگاه سده اصفهان(خمینی شهر کنونی)،
تاریخ مرگ سال ۱۲۲۸ هجری شمسی
محل مرگ نجف، عثمانی
دین اسلام
مذهب شیعه
استادان جعفر کاشف الغطاء
موسی کاشف الغطاء فرزند جعفر کبیر کاشف الغطاء
سید جواد عاملی صاحب مفتاح الکرامة
سید محمد مجاهد صاحب‌مفاتیح
سید بحر العلوم
شاگردان محمدباقر خوانساری
سید حسین کوه کمری
جعفر شوشتری
میرزا صالح فاموری داماد (مشهور به عرب)
میرزا حبیب‌الله رشتی
محمد حسن آل یس
ملا محمد صادق قمی
سید حسن مدرس اصفهانی
محمد حسن مامقانیمیرزا حسین خلیلی
محمد باقر نجفی

محمد حسین کاظمی
عبد الحسین شیخ العراقین تهرانی

محمد حسن نجفی معروف به صاحب جواهر با نام کامل آیةالله شیخ محمد حسن بن شیخ باقر بن شیخ عبد الرحیم بن آقامحمد بن ملا عبد الرحیم شریف اصفهانی (احتمالاً ۱۱۶۶ تا ۱۲۲۸ هجری خورشیدی) از فقهای شیعه و صاحب کتاب جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام که بین روحانیان شیعه از ارزش بالایی برخوردار است.

وی از سال ۱۲۶۲ هجری قمری مرجعیت عامه شیعیان را بر عهده داشت.

ولادت[ویرایش]

تاریخ دقیق زادروز محمد حسن مشخص نیست ولی محمد رضا مظفر با استفاده از دو قرینه تاریخ ولادت ایشان را ۱۲۱۲هجری قمری دانسته‌اند.[۱]ولادت وی بر اساس تخمین بین سال‌های ۱۱۹۲ تا ۱۲۰۲ هجری قمری ذکر شده است.[۲]

خانواده[ویرایش]

نسبش از طرف پدر به یک خانواده مذهبی از ایران و از مادر به بو الحسن فتونی از علمای اطراف حله می‌رسد. نیاکان محمد حسن همگی از علمای برجسته بوده‌اند. جد وی شیخ عبدالرحیم شریف از ایران به نجف هجرت کرده و دارای دو پسر بنام‌های آقا محمد کبیر و آقا محمد صغیر بوده است. عبدالرحیم شریف کبیر جد سوم محمد حسن به شمار می‌رود. وی از اصفهان راهی نجف شده است و در آن جا ساکن می‌شود و از محضر عالمان برجسته‌ای استفاده می‌کند. نیز می می‌تواند مدارج عالی علمی را بگذراند. وی تا ابتدای قرن دوازدهم هجری که درگذشت در نجف باقی مانده است. پدر محمد حسن با بانویی از سادات آل حجاب-که در حوالی حله بنام عذارات سکونت داشته‌اند- ازدواج می‌کند.[۳]دختر آقا محمد کبیر، آمنه، به عقد پسر عمویش فرزند آقا محمد صغیر در می‌آید و حاصل این پیوند شیخ باقر نجفی، پدر محمد حسن بوده است. برادر صاحب جواهر، شیخ محمد حسین نیز از فضلای مشهور نجف بوده است و در ابتدای جوانی به اشتباه به قتل می‌رسد.[۴][۵][۶]

وی هشت پسر و چند دختر داشت که مشهورترین آنها:

  • شیخ محمد، معروف به «حُمیّد» بزرگترین و برجسته‌ترین فرزندان، که مدرس و امام جماعت بود و در زمان حیات پدر در سال ۱۲۱۳ هجری خورشیدی درگذشت
  • شیخ عبدالحسین، فقیه بزرگوار و مشهور به علامه
  • شیخ حسین، ادیب و شاعری ماهر و فاضل
  • شیخ حسن، از علماء و فقهای روزگار خویش بود.

ایشان اصالتاً خمینی شهری همان سده سابق هستند واهل محله خوزان[۷][۸]

تحصیلات[ویرایش]

وی تحصیلات ابتدایی خود را نخست نزد اساتیدی چون سید حسین شقرایی عاملی متوفی ۱۲۳۰ هق و شیخ قاسم آل محی الدین متوفی ۱۲۳۸هق و شیخ حسن متوفی ۱۲۵۰ سپری کرد. در حوزه نجف نیز توانست از محضر کسانی چون افراد زیر استفاده کند:

  • سید جواد عاملی
  • شیخ موسی کاشف الغطاء

وی هنگامی که تنها ۲۵ سال داشت نگارش کتاب جواهر الکلام را آغاز کرد و طی ۳۲ سال این کتاب را که به عنوان دائرةالمعارف فقه شیعه محسوب می‌شود نگاشت.[۹]

حرکت علمی در نجف و ریاست حوزه نجف[ویرایش]

با گسترش اندیشه اخباری گری، تفکر مجتهدان اصولی اندک اندک در انزوا و خمول قرار گرفت. با ظهور وحید بهبهانی بار دیگر مکتب اصولی رشد یافت و سید مهدی بحر العلوم و شیخ جعفر کاشف الغطاء به عنوان دو شاگرد بهبهانی، مکتب و اندیشه‌های استاد را گسترش دادند. پس از وفات شیخ جعفر کاشف الغطاء و فرزندانش، ریاست حوزه علمیه در اختیار محمد حسن نجفی قرار گرفت. در این میان بسیاری از علمای شیعه از وی حمایت کردند که در این میان می‌توان از کسانی همچون ملا کتاب، شیخ محسن خنفر، شیخ محسن اعسم، شیخ خضر شلال، شیخ مشکور حولاوی و شیخ حسن صاحب انوار الولایه و فرزند کاشف الغطاء نام برد.[۱۰]

مکتب فقهی صاحب جواهر[ویرایش]

مکتب فقهی که محمد حسن از آن پیروی می‌کرد و تازمان شاگرد برجسته وی، شیخ انصاری نیز کماکان ادامه داشت وارد کرد قواعد اصولی در شیوه استنباط و اجتهاد است. در مقابل مکتب فقهی جواهر اخباری گری قرار داشت که معتقد بود یگانه منبع استنباط فقه شیعه باید کتاب و سنت باشد؛ و وارد کرد قاعده‌های اصولی برای عمل اجتهاد امری باطل است. در دوره‌ای که ایشان می‌زیسته‌اند بتدریج جریان اخباری گری رواج پیدا می‌کند. کتاب جواهر به عنوان نماینده تفکر اصولی و نیز اجتهاد اصولی دقیقاً در مقابل کتاب حدائق الناظره شیخ یوسف بحرانی قرار می‌گیرد. وی از استقلال سیاسی مسلمانان و نفی سلطه کافران بر سرزمین‌های اسلامی بر اساس قواعد فقهی دفاع می‌کند. مثلاً در مورد مرتفع نبودن منازل کفار نسبت به مسلمانان بر این باور است که نباید بنای ساختمان کافر از ساختمان مسلمان بلندتر باشد که مبتنی بر بلندمرتبگی مسلمان است. وی همچنین معتقد است که فروش بنده مسلمان به شخص کافر صحیح نیست. از موارد دیگری که محمد حسن نجفی در فقه سیاسی بدان باور دارد ظلم ستیزی است. در نظر وی وجوب رفع ظلم و حکم کردن بعدل حتی در داوری بین یک مسلمان و غیر مسلمان نیز باید رعایت شود.[۱۱]

فقه سیاسی[ویرایش]

همچنین می‌توان قواعد فقه سیاسی نزد وی را در محورهای زیر بیان کرد:

اسلام، دین سادگی[ویرایش]

وی بر این باور است که اسلام بنای احکام خود را بر سماحت و سهولت نهاده است البته به شرطی که این سادگی سبب تساهل و آسان بینی نشود. چرا که در این صورت سهل انگاری و بی اعتنایی انجام شده است. بنابر این در صورت نبود عسر و حرج، احکامی که متوجه مکلفین است نباید با بی‌توجهی و بی اعتنایی مواجه شود.[۱۲]

حرام بودن کمک به جور و گناه[ویرایش]

یکی از اصول مهم در علم اصول فقه، اصل حرمت اعانت بر اثم و عدوان است.بر اساس روح کلی حاکم بر فقه اسلامی، نه تنها اصل گناه مورد نهی است بلکه کمک به انجام گناه نیز از مصادیق جرم به شمار می آید.بر این اساس صاحب جواهر معتقد است که کمک کردن هر گناهکاری در انجام گناهش دارای حرمت ضروری است و به بیان ساده اگر به گناهکاری در انجام عمل گناه کمک شود این کمک ضرورتاً حرام و نهی شده است.بر همین اساس وی معتقد است که نمی توان به کفار اجازه ساخت معابد در شهرهای اسلامی را داد چرا که عبادت آن ها از نظر اسلام باطل است.[۱۳]

مصلحت اندیشی و تدبیر[ویرایش]

از نظر صاحب جواهر یکی از اموری که سبب پویایی فقه می شود وجود عناصری است که بر خاسته از مصلحت اندیشی و تدبیر است.این عناصر از نظر وی موجب حفظ جامعه شیعه می شود و آن را در شرایط سخت هدایت می کند.با دخالت دادن این امور و عناصر در اجتهاد،فقیه مجتهد همیشه خود را به روز نگاه می داردو بر اساس شرایط زمان و مکان حکم می کند.[۱۴]

رعایت مقتضای زمان و مکان[ویرایش]

رعایت مقتضای زمان و مکان نزد صاحب جواهر را می توان در مسائل مختلفی مشاهده کرد.مثلاً در باب اجبار کردن محتکر به قروش کالای احتکار شده،وی اعتقاد دارد که باید نه تنها محتکر را مجبور به فروش کالا کرد بلکه اجماع نیز بر آن دلالت دارد.این اجبار از مصلحت عامه و عموم مردم ناشی می شود چنان که بر این اساس تسلط فرد بر اموالش که یکی از قواعد مسلم فقه است با مصلحت عامه در تعارض می افتد و تسلط فرد در مقابل مصلحت عامه نادیده انگاشته می شود.[۱۵]

تقیه[ویرایش]

تالیف قلوب[ویرایش]

آثار و تألیفات[ویرایش]

  • الرسالة العملیة: به فارسی نوشته و از کتاب «نجاة العباد» گرفته شده‌است[۱۶]
  • رسالة فی الزکاة والخمس[۱۷]
  • نجاة العباد فی یوم المعا: رساله عملیه و فتواهای فقهی
  • هدایة الناسکین: رساله‌ای دربارهٔ حج[۱۸]
  • جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام[۱۹]
  • آثار الشیعه الامامیه (تألیف نواده ایشان، یعنی عبدالعزیز جواهر کلام است)

شاگردان[ویرایش]

به دلیل صلح میان دولت‌های عثمانی و ایرانی در آن زمان، بسیاری از شاگردان صاحب جواهر ایرانی بوده‌اند. برخی از شاگردان وی از این قرارند:[۲۰]

  • سید ابراهیم شریفی سبزواری
  • سید ابراهیم لواسانی
  • شیخ ابراهیم شیروانی
  • سید ابوطالب حسینی همدانی
  • سید ابوتراب قزوینی
  • شیخ احمد دجیلی
  • شیخ احمد بن محمدبن فیض کاشانی
  • سید اسدالله اصفهانی
  • میرزا باقر شکی
  • شیخ جعفر تهرانی
  • میرزا جعفر تبریزی صاحب شرایع
  • میرزا حبیب‌الله رشتی صاحب بدایع الافکار
  • حسن نجم‌آبادی
  • شیخ حسن ابن جمال الدین فلاحی
  • سید حسین بحرالعلوم طباطبایی
  • میرزا صفا
  • سید زین العابدین حائری
  • عبدالحسین تهرانی مشهور به شیخ‌العراقین[۲۱]
  • ملا عبدالجواد کرمانشاهی

وفات[ویرایش]

وی در تاریخ اول شعبان سال ۱۲۶۶ هجری قمری در گذشت. تاریخ وفات اش را به حروف ابجد «بین الانام یتیمان جواهره» بیان کرده‌اند که طبق حروف ابجد همان ۱۲۶۶ است.[۲۲]

منابع[ویرایش]

  1. انصاری قمی، اختران فقاهت، ج1، ص78
  2. کتاب:صاحب جواهر فقیه جاودانه، ابراهیم اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، چ اول 1373 ش، ص19
  3. صاحب جواهر فقیه جاودانه، ابراهیم اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، چ اول 1373 ش
  4. قمی فوائد الرضویه، صص 455-456
  5. نوری مستدرک الوسائل، ج3، ص385
  6. محمد رضا مظفر، مقدمه جواهر الکلام، ج1، ص 5
  7. حقیقت، عبدالرفیع؛ تاریخ مذهب تشیع ازآغازتاقرن سیزدهم
  8. مدرس، محمدعلی؛ ریحانة الادب
  9. صاحب جواهر فقیه جاودانه، ابراهیم اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، چ اول 1373 ش، صص 21-22
  10. سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج9، ص 149
  11. اندیشه سیاسی صاحب جواهر، سید سجاد ایزدهی، بوستان کتاب قم، چ سوم،1386ش، صصص42-44، ص45-48
  12. اندیشه سیاسی صاحب جواهر، سید سجاد ایزدهی، بوستان کتاب قم، چ سوم،1386ش، ص52
  13. اندیشه سیاسی صاحب جواهر،سید سجاد ایزدهی،بوستان کتاب قم،چ سوم،1386ش،ص53
  14. اندیشه سیاسی صاحب جواهر،سید سجاد ایزدهی،بوستان کتاب قم،چ سوم،1386ش،ص56
  15. اندیشه سیاسی صاحب جواهر،سید سجاد ایزدهی،بوستان کتاب قم،چ سوم،1386ش،صص 56-57
  16. طهرانی، آقابزرگ؛ الذریعه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۳، چاپ دوم، ج ۱۱، ص ۲۱۴
  17. طهرانی، آقابزرگ؛ الذریعه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۳، چاپ دوم، ج ۱۲، ص ۴۳
  18. طهرانی، آقابزرگ؛ الذریعه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۳، چاپ دوم، ج ۲۴، ص ۵۹
  19. طهرانی، آقابزرگ؛ الذریعه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۳، چاپ دوم، ج ۵، ص ۲۷۵
  20. آقابزرگ تهرانی، نقباء البشر و کرام البرره، انصاری قمی، اختران فقاهت، صفحات ۸۴ تا ۹۳
  21. معارف الرجال، محمد حرزالدین نجفی، جلد ۲، صفحهٔ ۳۴
  22. صاحب جواهر فقیه جاودانه، ابراهیم اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، چ اول 1373 ش، ص 105-107

http://ar.wikipedia.org/wiki/محمد_حسن_النجفي