سید محسن حکیم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سید محسن حکیم
شناسنامه
نام کامل سید محسن طباطبائی حکیم
لقب حکیم
زادروز ۱۳۰۶ ه.ق.
۱۸۸۹ م
زادگاه نجف، عراق
تاریخ مرگ ۲۷ ربیع‌الاول ۱۳۹۰ ه.ق.
۱۳۴۹ ه.ش.
۱۹۷۰ م
محل مرگ نجف، عراق
دین اسلام
مذهب شیعه دوازده‌امامی
اطلاعات سیاسی
پست‌ها رئیس حوزه علمیه نجف
شاگردان سید محمدمهدی بجنوردی
سید محمدهاشم غضنفری خوانساری

سید محسن طباطبائی حکیم (۱۳۰۶ ه.ق./ ۱۸۸۹ م در نجف۲۷ ربیع‌الاول ۱۳۹۰ ه.ق./ ۱۳۴۹ ه.ش./ ۱۹۷۰ م در نجف) فقیه شیعه و رئیس حوزه علمیه نجف بود. حکیم پس از درگذشت حسین بروجردی در سال ۱۳۴۰ به عنوان مرجع تقلید عامه شیعیان جهان مطرح شد.[۱]

سید محسن حکیم فرزند سید مهدی حکیم مرجع تقلید شیعیان بنت جُبَیْل لبنان بود. خانواده حکیم پس از درگذشت او مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق را بنیان نهادند. محمدباقر حکیم و عبدالعزیز حکیم (فرزندان محسن حکیم) رؤسای سابق و عمار حکیم (فرزند عبدالعزیز حکیم) رئیس کنونی مجلس اعلا هستند. وی کتابخانه ای در جنب مسجد هندی در ابتدای خیابان شارع الرسول در نجف تاسیس کرده است و مزار او نیز در همانجاست.

شاگردان[ویرایش]

علمای زیادی در محضر وی تلمذ نموده اند که از جمله آنها:

— پیام امضانشدهٔ قبلی را کاربری نامشخص نوشته‌است.در تاریخ 27 مهر 1344 پس از آنکه امام خمینی نماز مغرب و عشاء را در مدرسه آقای بروجردی ادعا نمودند به همراه جمعی از طلاب و یاران خود جهت عیادت به منزل آیت الله حکیم(ره) رفتند. پس از انجام تعارفات معمولی بین ایشان و آیت الله حکیم(ره)، امام (ره)به آیت الله حکیم(ره) فرمودند: شنیدم کسالت دارید. خوب است به ایران برای مداوا تشریف ببرید و در ضمن قضایای ایران را از نزدیک لمس کنید و مشاهده کنید که بر این ملت مسلمان چه می‌گذرد. در زمان مرحوم بروجردی عدم اقدام ایشان را علیه دولت جابره حمل بر صحت می‌کردم و می‌گفتم: مطالب را به ایشان نمی‌رسانند. نسبت به جنابعالی هم این طور معتقدم که فجایع حکومت ایران را به سمع شما نمی‌رسانند والا شما هم ساکت نمی‌ماندید. در تهران به عنوان بیست و پنج سال سلطنت پهلوی جشن گرفتند و به زور چهارصد هزار دلار از این مردم فقیر برای مصارف جشن گرفتند، ۸۰۰ دختر و ۸۰۰ پسر به عنوان دعا در محلی به جان هم انداختند به عنوان دعا چه کرده‌اند که از گفتنش خجلم.»

آیت الله حکیم (ره): من از تمام قضایا کاملا واقف هستم.

امام خمینی(ره): گمان نمی کنم که از همه قضایا مطلع باشید. چه اگر مطلع بودید در قضایای اخیر ایران شما کوتاه نمی آمدید.

آیت الله حکیم(ره): آنچه وظیفه شرعی بود به‌جا آوردم، و شما هنوز از اوضاع سیاسی جهان باخبر نیستید. یک عده افراد سودجو این قضایا را ایجاد می کنند که خود سود ببرند، و باید خیلی متوجه و بیدار باشیم. امام خمینی (ره): شاید مطلع نباشید که آمریکا و انگلستان می‌خواهند دول اسلامی را محو و نابود کنند و فعلا از ایران شروع کردند. تمام منافع ایران را می‌برند و می‌خواهند خون این ملت ها را بمکند. باید متوجه بود و بیدار شد و ما بدین جهت قیام کردیم، و محمد رضا شاه پهلوی اصلا معتقد به اسلام نیست.


آیت الله حکیم(ره): بلی آن طور که شما می گویید صحیح است، ولی راه ایستادگی و مقاومت با آن ها آن طور که شما اقدام کردید درست نبود. چون ما که سلاح و قدرت نداریم. سلاح و قدرت ما همین مردم هستند. اینها هم حرکتشان از طرف باد است (یعنی با باد می آیند و با باد می روند.). ما تجاربی از انقلاب 1920 عراق داریم و می دانیم که چگونه با ما انگلیسی ها رفتار کردند و نتیجه قیام و انقلاب ما به کجا منتهی شد. خیلی محتاطانه باید حرکت کرد و به اندک غفلت ممکن است مسلمان‌ها ذلیل و نابود گردند؛ و من خود را در مقابل این مسائل مسئول می دانم. بعضی از قضایا را که شما بیان کردید ما تحقیق کردیم آن طور نیست. امام خمینی (ره): البته من بدون تحقیق و تتبع اقدام نکردم و من مدارک مستدل دارم. آیت الله حکیم(ره): وانگهی چه می‌شود کرد چه اثر دارد؟ امام خمینی(ره): قطعا اثر دارد. ما با همین قیام تصمیمات خطرناک دولت را متوقف کردیم، چطور اثر ندارد اگر علما اتحاد داشته باشند قطعا موثر است.


آیت الله حکیم(ره): اگر احتمال عقلایی نیز داشته باشد و از طریق عقلایی اقدام شود خوب است. امام خمینی(ره): قطعا تأثیر دارد چنانچه اثر هم دیدیم و منظور ما از اقدام، اقدام عاقلانه است و اقدام غیر عاقلانه اصلا مورد بحث نیست. مقصود اقدام علما و عقلای ملت است. آیت الله حکیم(ره): اقدام حاد کنیم مردم از ما تبعیت نمی‌کنند، آن‌ها برای دین سینه چاک نمی‌کنند. امام خمینی(ره): چطور مردم دروغ می‌گویند، این مردم جان دادند، زجر دیدند، حبس کشیدند، تبعید شدند، اموالشان به غارت رفت. چطور مردم بقال و عطار سرمحل که سینه جلو گلوله دارند دروغ می‌گویند؟ آیت الله حکیم(ره): تبعیت نمی‌کنند، مرید اغراض مادیه هستند. امام خمینی(ره): عرض کردم که مردم در پانزده خرداد جوانمردی و صداقت خود را نشان دادند. آیت الله حکیم(ره): اگر قیام کنیم و خونی از بینی کسی بریزد، سر و صدایی بشود مردم به ما ناسزا می‌گویند و سر و صدا راه می‌اندازند. امام خمینی(ره): ما که قیام کردیم از احدی به جز مزید احترام و سلام و دست‌بوسی ندیدیم و هر که کوتاهی کرد حرف سرد شنید و مورد بی‌ارادتی مردم واقع شد. در تبعید ترکیه، به یکی از دهات ترکیه اسمش یادم نیست رفتم اهالی آن ده گفتند: وقتی آتاتورک مشغول عملیات ضد دینی خود شد علمای ترکیه جمع شدند و به اتفاق مشغول فعالیت علیه تصمیمات آتاتورک شدند، آتاتورک ده را محاصره و چهل نفر از علمای ترکیه به قتل رسانید. من شرمنده شدم. پیش خود فکر کردم که آن‌ها سنی می‌باشند، وقتی خطر را به دین اسلام نزدیک می‌بینند، چهل نفر کشته می‌دهند، ولی علمای شیعه در این خطر عظیمی که [به] دیانتمان وارد آمده خون از دماغمان نیامد (نه از بینی من و نه شما و نه دیگری). واقعا جای خجالت است. آیت الله حکیم(ره): چه باید کرد؟ بایستی احتمال اثر بدهیم، کشته دادن چه اثر دارد. امام خمینی(ره): عملیات ضد دینی دو جور است: یکی مثل رضاخان بی‌دینی می‌کرد و می‌گفت: من می‌‌کنم و نسبت به شرع نمی‌داد، البته موضوع اقدام علیه او از باب نهی از منکر بود ولی شاه فعلی هر عملی ضد قرآن و مذهب می‌کند و می‌گوید: از دین است. نظر قرآن چنین است، من از قرآن کریم می‌گویم، این بدعت عظیم که بر اساس دیانت لطمه وارد می‌کند قابل تحمل نیست، باید جان‌بازی کرد، بگذارید تاریخ ثبت کند که وقتی دین مورد حمله واقع شد عده‌ای از علمای شیعه قیام کردند و دسته‌هایی از آن‌ها کشته شدند. آیت الله حکیم(ره): تاریخ چه فایده‌ای دارد باید اثر داشته باشد. امام خمینی(ره): چطور فایده ندارد؟ مگر قیام حسین بن علی (ع) به تاریخ خدمت مؤثری نکرد؟ و چه بهره بزرگی از قیام آن حضرت می‌گیریم؟


آیت الله حکیم(ره): شما جواب خدا را در این خون ریزی چه می دهید؟ امام خمینی (ره): امام حسین (علیه السلام) که قیام کرد و خود و عده ای شهید شدند برای چه بود؟ برای حفظ اسلام بود. پس باید این اعتراض را هم به او بنماییم.

در این بین آیت الله حکیم(ره) عصبانی شده و با عصبانیت فرمودند: ای آقا! شما خود را با امام حسین قیاس می کنید؟ امام حسین(علیه السلام) امام مفترض الطاعه و عالم و مأمور از جانب خداوند بود. شما چرا امام حسن (علیه السلام) را نمی گویید. هر کاری که می خواهید بکنید و هر خونی که می خواهید ریخته شود امام حسین(علیه السلام) را در میان می آورید. ریختن یک قطره خون بی گناه در نزد خداوند مسئولیت عظیم دارد. امام خمینی(ره): اگر امام حسن (ع) هم به اندازه شما مرید داشت قیام می‌کرد. در اول امر قیام کرد دید مرید‌ها فروخته شده‌اند، لذا فتح نکرد، اما شما در تمام ممالک اسلامی مقلد و مرید دارید. آیت الله حکیم(ره): من که نمی‌بینم کسی را داشته باشم که اگر اقدامی کردیم تبعیت نماید. امام خمینی(ره): شما اقدام کنید و قیام نمایید، من اولین کسی خواهم بود که از شما تبعیت خواهم کرد. آیت الله حکیم(ره): لبخند و سکوت.


چند لحظه بعد امام خمینی (ره) بلند شدند و آیت الله حکیم(ره) تا در اتاق از ایشان مشایعت کردند و از منزل خارج شدند.این دیدار حدود بیست دقیقه به طور انجامید. در خلال این مدت آقای سید یوسف حکیم(ره) و بعضی از آقازادگان و حواشی آیت الله حکیم(ره) حضور داشتند.

منبع:کتاب کوثر ج 2 – ص 125== مناظره ایشان با آیت‌الله خمینی == آیت‌الله حکیم: شما جواب خدا را در این خونریزی چه می دهید؟ امام خمینی: امام حسین(ع) هم قیتم کرد

تألیفات[ویرایش]

از تألیفات وی، حواشی بر کتاب عروةالوثقی تألیف آقاسید محمدکاظم یزدی است و همچنین کتاب مستمسک العروةالوثقی در دوازده مجلد، از آثار اوست.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. آیت‌الله سید محسن حکیم محمدحسن رجبی، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی