بحث الگو:مراجع تقلید شیعه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

نهاد مرجعیت تقلید به لحاظ تاریخی بسیار جدید است و از زمان قاجاریه و بعد از غلبه اصولیون رواج یافته است. در تاریخ شیعه از سده چهارم مجتهدانی بوده‌اند که شیعیان به فتوای آنها عمل می‌کرده‌اند و به آنها وجوهات می‌پرداخته‌اند و منصب قضا و رهبری دینی و علمی جامعه شیعه را بر عهده داشته‌اند اما عنوان مرجع تقلید نداشته‌اند. --سید (بحث) ‏۲۵ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۰۹ (UTC)

بله مرجعیت با سازوکار فعلی و با عنوان معمول جدید است اما حقیقت مرجعیت خواه با این عنوان یا با عنوان مجتهد جامع یا مفتی یا شیخ الاسلام یا ریاست یا زعامت شیعه و یا هر چیز دیگر با ساز و کاری کلی تر از زمان غیبت کبری وجود داشته است و فهرست حاضر در این الگو مستند به بعضی منابع می‌باشد. پس حقیقت مرجعیت ضمن تطور عنوانی از قدیم تا کنون موضوعیت دارد. -- Hamedvahid (بحث) ‏۲۵ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۵۹ (UTC)

سید عبدالاعلی سبزواری[ویرایش]

ایشان بعداز آقای خویی دقیقاً به مدت یکسال و هشت روز مرجعیت عامه داشتند لطف بفرمایید تحقیق کنید متشکرمsarsm

ایشان فقط ریاست حوزه را داشتند و مرجعیت عام قابل اشتهار نداشتند. Hamedvahid (بحث) ‏۵ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۱۵ (UTC)

آقایان صادقی تهرانی و موحد ابطحی مرجعیت عام داشتند! کافی است به نشریات ان دوره توجه شود اگر منبع لازم استsarsm

بله آندو نسبتاً مرجعیت عام داشتند و سرشناس بودند لااقل مرجع تقلید بودند، وآنگهی سید عبدالاعلی سبزواری صرفاً یکسالی ریاست حوزه علمیه نجف بر عهده داشتند، حتی بعنوان یک روحانی در حد بالایی شناخته شده نیستند و اصلاً مرجع تقلید نبودند که عام بوده باشند یا غیرعام. -- Hamedvahid (بحث) ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۱۱ (UTC)

مرجعیت تقلید[ویرایش]

@کاربر:Hamedvahid مرجعیت عامه یک نهاد اجتماعی جدید است که حداکثر قدمتش به حدود دویست سال پیش نزدیک به زمان صاحب جواهر و وحید بهبهانی می‌رسد؛ بنابراین اطلاق آن بر علمای قدیم تر اشتباه است. هرچند آنها نیز عمدتاً مجتهد بوده و شیعیان از فتوایشان تبعیت می‌کردند، اما مرجع تقلید محسوب نمی‌شدند. --سید (بحث) ‏۱۳ اوت ۲۰۱۵، ساعت ۱۴:۱۳ (UTC)

این یه اختلاط لفظی است. مرجعیت یا ریاست شیعه در همه ادوار غیبت کبری از همان آغاز تا کنون با عناوین گوناگونی بوده است. پس از نیابت خاص با عناوینی چون نایب عام، مفتی، ریاست شیعه، حاکم شرع، شیخ الاسلام و مرجع و با کمی تفاوت در سازوکار (مطابق با واقعیات جامعه و عرف زمانه و مصالح) حقیقت اصلی همه آنها یکی است و در دو قرن اخیر با لفظ مرجع تقلید و منطبق با واقعیات و عرف زمانه شناخته می‌شود. بنابرین اختلاف تنها در لفظ است و امروزه هم باید این حقیقت واحد را با لفظ امروزی آن معرفی کرد. در این زمینه منابع قابل توجهی وجود دارد (مانند کتاب مشهور و معتبر: مرجعیت از طالقانی) که در الگوی مذکور و مقاله مرتبطه مراجع بسیار مشهور تقلید را (با عنوان مرجع تقلید) از غیبت کبری تا کنون فهرست کرده است. -- Hamedvahid (بحث) ‏۱۳ اوت ۲۰۱۵، ساعت ۱۴:۴۳ (UTC)
درست می‌فرمایید. اما دقیقاً چون اختلاف در لفظ سبب سوء تفاهم می‌شود من پیشنهاد می‌کنم ما از تعبیر علما استفاده کنیم. مرجعیت به نظر من بیشتر یک شأن اجتماعی است اما عالم بودن یک شأن شخصی است و بیشتر به کار می‌آید. با این حال خیلی اصرار ندارم. --سید (بحث) ‏۱۳ اوت ۲۰۱۵، ساعت ۱۵:۰۱ (UTC)
متوجه نکته نظر شما هستم. موضوع اینه که مصادیق الگو علمایی هستند که بشکل خاصی در راس امور دینی مردم بودند و ریاست علمی یا دینی داشتند نه هر عالمی یا هر عالم بزرگی. اصل بحث تقلید و بشکلی رجوع دینی از ابتدا بوده است اگر چه در لفظ ابتدا عنوان متفاوتی داشته و کارکرد آن بیشتر احکام اولیه دینی بوده است بعدها که متطور و عام شده و امور دنیوی و حتی سیاسی را هم شامل شده این ریاست با عبارت مرجعیت تقلید همراه شده. خمیره مایه اولی یکیه و عبارت علما عمومی تره و همپوشانی این مصداق رو نداره. با این حال سعی خواهم کرد در زمینه تاریخ مرجعیت مقالات مرتبط را با منابع مهم و معتبر بهبود دهم تا موجب استیضاح محتوای این الگو هم شود. همچنین هر بهبود دیگری که نیاز و بجا باشد. -- Hamedvahid (بحث) ‏۱۳ اوت ۲۰۱۵، ساعت ۱۹:۲۵ (UTC)