سید محمود طالقانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
«طالقانی» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای دیگر استفاده‌ها، طالقانی (ابهام‌زدایی) را ببینید.
سید محمود علایی طالقانی
زادروز ۱۳ اسفند ۱۲۸۹ (خورشیدی)
گلیرد، طالقان، ایران
درگذشت ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ (خورشیدی)
تهران، ایران
آرامگاه بهشت زهرای تهران
پیشه از بنیان‌گذاران نهضت آزادی ایران
عضو جبهه ملی ایران
عضو مجلس خبرگان قانون اساسی
رئیس شورای انقلاب
روحانی شیعه
زندانی سیاسی
سیاست‌مدار ملی‌گرا
امام جمعه تهران
لقب آیت‌الله طالقانی، ابوذر زمان، پدر طالقانی
مذهب اسلام، شیعه
آثار پرتوی از قرآن، اسلام و مالکیت، حاشیه بر تنبیه الامه و تنزیه المله، به سوی خدا می‌رویم، ترجمه و توضیح بخشی از نهج البلاغه
همسر بتول اعلایی (درگذشته سال ۱۳۸۶ در سن ۸۳ سالگی)[۱]
فرزندان

بدری طالقانی
وحیده طالقانی
اعظم طالقانی
حسین طالقانی
مجتبی طالقانی
طاهره طالقانی

مهدی طالقانی[۲]
نخستین نماز جمعه بعد انقلاب ۱۳۵۷ به امامت طالقانی در ۲۵ مرداد ۱۳۵۸ در ردیف اول ابراهیم یزدی، هاشم صباغیان، صادق قطب‌زاده و احمد صدر حاج سید جوادی دیده می‌شوند.
طالقانی برسر مزار دکتر محمد مصدق
انقلاب ۱۳۵۷
Iranian Revolution in Shahyad Square.jpg
تظاهرات مردم تهران در اطراف میدان شهیاد (آزادی)، تهران

چهره‌های اصلی انقلاب

احزاب و جریان‌ها

نهادهای انقلابی

رویدادهای مرتبط

مکاتب انقلاب


سید محمود علائی طالقانی معروف به آیت‌الله طالقانی (۱۳ اسفند ۱۲۸۹–۱۹ شهریور ۱۳۵۸) روحانی شیعه ایرانی، فعال سیاسی و اجتماعی، از فعالان نهضت ملی شدن نفت و نهضت مقاومت ملی، از بنیادگذاران جبهه ملی دوم و نهضت آزادی ایران، از رهبران انقلاب ۵۷ و رئیس شورای انقلاب، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و نخستین امام جمعه تهران پس از انقلاب ۵۷ بود. او در بین شاگردان و طرفدارانش به پدر طالقانی و ابوذر زمان معروف بود. وی از محدود روحانیونی بود که از علی شریعتی و محمد مصدق دفاع کرد.

زندگی[ویرایش]

تولد و تحصیلات[ویرایش]

وی در ۱۳ اسفند ۱۲۸۹ خورشیدی (برابر با روز یکشنبه ۴ ربیع‌الاول ۱۳۲۹ قمری) در خانواده‌ای اهل علم و دارای روحیات انقلابی در روستای گلیرد طالقان دیده به جهان گشود. پدرش ابوالحسن علایی طالقانی نخستین استاد وی بود. در اسفند سال ۱۳۱۶ با بتول اعلایی فرد ازدواج کرد.[۳]

تحصیلات ابتدایی را نزد پدر آغاز کرد و پس از آن در مدارس رضویه و فیضیه قم تا سال ۱۳۱۷ تحصیل را تا درجه اجتهاد ادامه داد. در سال ۱۳۱۷ پس از گذران تحصیلات در مدرسه فیضیه و رضویه قم از عبدالکریم حائری یزدی اجازه‌نامه اجتهاد دریافت و در سال ۱۳۱۸ برای تدریس در مدرسه سپهسالار راهی تهران شد.[۴]

آغاز فعالیت سیاسی[ویرایش]

طالقانی یکی از مخالفان فعال حکومت پهلوی بود و در موقعیت‌ها و شرایط مختلف به مخالفت با روندهای جاری در حکومت دودمان پهلوی پرداخت و چندین بار در پی دستگیری روانه زندان شد.[۵] طالقانی از طرفداران دکتر مصدق و از اعضای جبهه ملی بود و در دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد به فعالیت در نهضت مقاومت ملی پرداخت او در سال ۱۳۳۹ جزء هیئت مؤسس جبهه ملی دوم بود و در کنگره ۱۳۴۱ جبهه ملی از سوی شرکت کنندگان در کنگره به عضویت در شورای مرکزی انتخاب شد. طالقانی سخنرانی افتتاحیه کنگره جبهه ملی ایران را انجام داد. او همچنین در سال ۱۳۴۰ به اتفاق مهندس بازرگان و دکتر سحابی نهضت آزادی ایران را بنا نهاد و تا پایان عمر عضو این مجموعه بود.

او در دوره‌های مختلف و شرایط گوناگون نظیر رویداد کشف حجاب و نهضت ملی شدن نفت، نهضت مقاومت ملی، کودتای ۲۸ مرداد، وقایع ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به مخالفت آشکار با رویکردهای جاری حکومت پهلوی پرداخت و همچنین بارها به دلایل مختلف نظیر پناه دادن سید مجتبی نواب صفوی که در آن زمان فراری محسوب می‌شد یا ارائه آموزش‌های مذهبی و مبارزاتی و انتشار اعلامیه‌های اعتراضی در سال ۱۳۵۰ به مدت حدود یک ماه در خانه خود تحت بازداشت خانگی قرار گرفت و پس از آن نیز به زابل و بافت تبعید و زندانی شد.[۶]

انقلاب ۱۳۵۷ ایران[ویرایش]

نوشتار اصلی: انقلاب ۱۳۵۷ ایران

وی بعد از آزادی از زندان در آبان ۱۳۵۷ با بازگشت به مسجد هدایت، سخن‌رانی‌ها و فعالیت‌های خود را از سر گرفت.[۷] در اواخر دی‌ماه ۱۳۵۷ کمی پیش از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، بعد از این که آخرین دسته از زندانیان سیاسی از جمله اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران آزاد می‌شوند، طالقانی به دیدارشان می‌رود. بخشی از صحبت‌های طالقانی در دیدار با آن‌ها:

در مقابل شکنجه‌چی‌ها و بازجویانی که خودتان می‌شناسید، وقتی اسم مجاهدین برده می‌شد، اعصاب این‌ها به‌هم می‌لرزید و کنترلشان را از دست می‌دادند. این دلیل بر قدرت عقیده و ایمان به‌حق است. از اسم مسعود رجوی وحشت داشتند، از اسم موسی خیابانی وحشت داشتند.[۸][۹]

وی در مصاحبه با روزنامه اطلاعات در مورخ ۱۷ بهمن ۱۳۵۷ گفته است: خصوصیت انقلاب اسلامی اینست که ما رهبران مذهبی هیچ داعیه حکومت برای خودمان نداریم و نمی‌خواهیم حاکم باشیم. انقلابی است که از همه مردم شروع شده و برای همه است و هیچ حزب و جمعیت و فردی حق این را ندارد که در این انقلاب سهم بیش تری را برای خود قائل باشد و از این جهت حکومت را در انحصار خودش دربیاورد.

کمی بعد از پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن، در اسفند ۱۳۵۷ طالقانی راهی قلعه احمدآباد و مزار محمد مصدق شد و به سخن‌رانی و دفاع از مصدق پرداخت.[۱۰][۱۱][۱۲] این در حالی بود که سایر روحانیون و به ویژه روح‌الله خمینی، از مخالفین سرسخت مصدق بودند.[۱۳]

محمود طالقانی پس از انقلاب ایران از مخالفان اعمال پوشش و حجاب اجباری برای زنان بود و استفاده از آن را اختیاری عنوان می‌کرد.[۱۴] وی در مصاحبه‌ای که در اطلاعات ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ منتشر شد نظر خود را چنین شرح داد:

اجباری حتی برای زن‌های مسلمان هم نیست. چه اجباری؟ حضرت آیت‌الله خمینی نصیحتی کردند مانند پدری که به فرزندش نصیحت می‌کند راهنمایی اش می‌کند که شما این جور باشید به این سبک باشی بهتر می‌توانی روح اسلام و سنت ایرانی‌ات را متجلی کنی.[۱۵][۱۶]

مصاحبه با طالقانی در صفحه اول روزنامه اطلاعات ۲۰ اسفند ۱۳۵۷، دربارهٔ حجاب

طالقانی یکی از افرادی بود که از نزدیک شاهد غائله کردستان در فروردین ۱۳۵۸ بود و در حل کردن ماجراهای کردها از افراد پیشرو بود. در یک مصاحبه در شب رفراندوم ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ پیرامون این رفراندوم توضیحاتی داد. وی پس از پیروزی انقلاب ایران در بهمن ۱۳۵۷ سمت‌های مختلفی را بر عهده گرفت. نخست، پس از ترور مرتضی مطهری، ریاست شورای انقلاب اسلامی را عهده دار شد و پس از آن، با رای مردم تهران در ۱۲ مرداد ۱۳۵۸ به عنوان نماینده این شهر راهی مجلس خبرگان قانون اساسی شد. طالقانی در جلسه افتتاحیه مجلس خبرگان در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ هنگامی که با کمی تأخیر وارد مجلس شد در میان تعجب حاضرین به جای نشستن روی صندلی‌های مجلس روی زمین نشست.[نیازمند منبع] در جلد نخست کتاب «خاطرات» حسینعلی منتظری وی از جمله مخالفان گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی شمرده شده است.[۱۷]

در اردی‌بهشت ۱۳۵۸ در دانشگاه تهران در یک سخن‌رانی از علی شریعتی دفاع کرد. وی تنهاترین روحانی بود که از شریعتی دفاع کرد.[۱۸]

در مرداد همان سال از سوی سید روح‌الله خمینی به عنوان امام جمعه تهران منصوب شد و تا قبل از مرگ ۵ نماز جمعه را برگزار کرد.[۱۹]

مرگ[ویرایش]

وی در ۱۶ شهریور ۱۳۵۸ در بهشت زهرای تهران، آخرین نماز جمعه خود را برگزار و در آن اعتراض خود نسبت به وضعیت کشور را بیان کرد. بیش‌ترین تأکید طالقانی در این خطبه‌ها بر مسئلهٔ شورا و عدم توجه به آن‌ها در مجلس خبرگان قانون اساسی بود. در بخشی از این خطبه‌ها گفت:

یعنی گروه‌هایی و افرادی دست اندرکار شاید این‌طور تشخیص بدهند که اگر شورا باشد دیگر ما چه کاره‌ایم؟ شما هیچ! بروید دنبال کارتان! بگذارید مردم مسئولیت پیدا کنند. این مردمند که کشته دادند. این‌هایی که این جا خوابیدند از همین توده‌های جنوب شهر بودند.[۲۰][۲۱]

طالقانی در تاریخ ۱۹ شهریور ۱۳۵۸، سه روز بعد نماز جمعهٔ ۱۶ شهریور در گذشت. دربارهٔ درگذشت ایشان ابتدا ولادیمیر کوزیچکین (مأمور سازمان اطلاعات و جاسوسی شوروی سابق کا گ ب در ایران طی سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۲) مرگ وی را مشکوک خواند و سال‌ها بعد فرزند وی مجتبی طالقانی، طی مصاحبه‌ای با برنامهٔ بی‌پرده، بی‌تعارف بخش فارسی صدای آمریکا، مرگ پدرش را مشکوک اعلام کرد.[۲۲]

ولادیمیر کوزیچکین نقل می‌کند: «... ملاقات با سفیر شوروی هنگام صبح صورت گرفت. پس از خاتمه ملاقات، طالقانی مانند معمول سرخوش بود؛ ولی شب هنگام پس از صرف شام ناگهان حالش به هم خورد. نگهبانان شخصی‌اش به سوی تلفن هجوم بردند تا به دکتر خبر بدهند ولی خط قطع بود. کوشیدند به او آب بخورانند ولی جریان آب هم قطع شده بود. پیرمرد شانسی نداشت. مخالفانش همه چیز را تا آخرین جزئیات حساب کرده بودند.»[۲۳]

سید روح‌الله خمینی در نامه‌ای که به مناسبت وفات سید محمود علایی طالقانی منتشر کرد از او و پدرش چنین یاد می‌کند:[۲۴]

مجاهد عظیم الشأن و برادر بسیار عزیز حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای طالقانی از بین ما رفت و به ابدیت پیوست و به ملأ اعلی با اجداد گرامش محشور شد. برای آن بزرگوار، سعادت و راحت و برای ما و امت ما، تأسف و تأثر و اندوه... رحمت خداوند بر پدر بزرگوار او که در رأس پرهیزگاران بود و بر روان خودش که بازوی توانای اسلام.[۲۵][۲۶]

پیام سازمان مجاهدین خلق ایران به مناسبت درگذشت سید محمود علایی طالقانی:

مجاهدین خلق ایران که از جمیع جهات فقدان مجاهد اول را جبران ناپذیر و دردناک می‌دانند، این فقدان عظیم را به همه مسلمانان و آزادگان و انقلابیون جهان تسلیت گفته و در سوگ آن گرامی پدر یک هفته در سراسر کشور عزادار خواهیم بود.[۲۷]

از دیدگاه دیگران[ویرایش]

  • سید علی اصغر غروی: دین را مدافع آزادی و شخص دین‌دار را آزادی خواه‌ترین انسان بشمار می‌آورد. امروز طالقانی به عنوان کسی که برای آزادی ملت و اجراء قانون و برقرای عدالت، یک عمر زجر کشیده و زندانهای سخت و شکنجه‌های کشنده را تحمل کرده، از این جهت مهم است که او از جایگاه یک رجل دین و یک روحانی، از آزادی‌های فطری، مشروع و قانونی آحاد ملت دفاع کرد، و سپهر اندیشگی خود را بر این مدار به چرخش آورد که «دین ضد هرگونه خودکامگی، استبداد و استکبار است». طالقانی حتی آخرین نمازجمعهٔ خود را، در بهشت زهرا، به مناسبت سالگرد هفده شهریور، در واقع در اظهار نگرانی از سوگ آزادی اقامه نمود، و جان تازه‌ای که در کالبد نیمه جان استبداد دمیده شده بود. وی بیمناکی خود را از ظهور یک استبداد جدید، و قطعاً خطرناک‌تر، تحت عنوان استبداد دینی، پنهان نساخت، و به صراحت و وضوح هرچه تمام‌تر، از علائم و نشانه‌هایش پرده برداشت.[۲۸]
  • محمد حسین دانایی، محقق تاریخ معاصر نیز در کتاب خاطرات خود به نام دو برادر، ضمن شرح احوال و افکار و آثار جلال آل احمد و شمس آل احمد، به اوضاع و احوال اهالی طالقان، از جمله اهالی روستاهای اورازان و گِلیَرد و همچنین به روابط بین خاندان آل احمد و خاندان علایی طالقانی که متعلق به روستاهای مزبور هستند، پرداخته و علاوه بر ارایه اطلاعاتی دربارهٔ جایگاه اجتماعی روحانیون و فعالیت‌های سیاسی آنان در سال‌های قبل از انقلاب، برخی از مناسبات و همکاری‌های خاص بین سید محمود طالقانی با جلال آل احمد را شرح داده است.[۲۹]
  • محمود دولت‌آبادی: «طالقانی در ردیف افرادی است که در تاریخ ما قربانی شفقت خود شدند»، می‌گوید: «من با همه آقایان روحانی و غیرروحانی سلام و علیک داشتم ولی آقای طالقانی را دوست داشتم چون احساسی که به من منتقل کرده بود احساس بی‌طرفی بود و اینکه همه مردم ایران را در برابر پدیده‌ای می‌دید که فکر می‌کرد به ضرر همه است و آن هم دیکتاتوری و جهل بود.»[۳۰]
مدفن طالقانی در بهشت زهرا

آثار[ویرایش]

آثار مکتوب سید محمود علایی طالقانی عبارت‌اند از:

  • پرتوی از قرآن (۶جلد تفسیر قرآن. مرگ طالقانی مانع از تکمیل کتاب شد)
  • حاشیه بر تنبیه الامه و تنزیه المله
  • اسلام و مالکیت (دربارهٔ مسائل اقتصادی)
  • به سوی خدا می‌رویم (دربارهٔ سفر حج)
  • ترجمه و توضیح بخشی از نهج البلاغه

هم‌چنین متن سخن‌رانی‌ها و خطبه‌های نماز و مصاحبه‌های طالقانی در کتاب‌های مختلفی منتشر شده از جمله:

  • از آزادی تا شهادت
  • روزها و خطبه‌ها

سال‌شمار زندگی[ویرایش]

۱۲۸۹ (۱۳ اسفند): تولد در روستای گلیرد، طالقان

۱۲۹۴: ورود به مکتبخانه روستای گلیرد

۱۲۹۸: هجرت به تهران و سکونت در محلهٔ قنات آباد

۱۳۰۰: تحصیل در مدرسه رضویه و مدرسه فیضیه قم

۱۳۱۰: فوت پدر

۱۳۱۰: هجرت به نجف اشرف و ادامهٔ تحصیل نزد علمای بزرگ نجف

۱۳۱۶: کسب درجهٔ اجتهاد از آیت‌الله اصفهانی و عبدالکریم حائری یزدی در قم

۱۳۱۶: اقامت در تهران، آغاز تدریس در مدرسهٔ سپهسالار (شهیدمرتضی مطهری) و ازدواج در همین سال

۱۳۱۸: آغاز مبارزه علیه حکومت پهلوی، دستگیری و حبس به مدت شش ماه

۱۳۲۰: تشکیل کانون اسلام، انتشار مجلهٔ دانش‌آموز، همکاری با گروه‌های مبارز

۱۳۲۷: آغاز فعالیت در مسجد هدایت (پایگاه مبارزان) و امام جماعت شدن در آن مسجد

۱۳۳۰: فعالیت در نهضت ملی شدن نفت و همکاری و حمایت از گروه‌های مختلف مبارز مثل «جبههٔ ملی» ۱۳۳۴: پیوستن به نهضت مقاومت ملی

۱۳۳۸: مسافرت به مصر بهمراهی آیت‌الله حاج میرزا خلیل کمره‌ای به نمایندگی از طرف آیت‌الله بروجردی و رساندن پیام ایشان به شیخ شلتوت که شیخ دانشگاه الازهر و مفتی مصر بود، شرکت در کنگرهٔ اسلامی دارالتقریب قاهره

۱۳۳۹: هیئت مؤسس و عضویت در شورای مرکزی جبهه ملی دوم

۱۳۴۰: سفر به بیت‌المقدس به منظور شرکت در برنامهٔ مؤتر الاسلامی، آشنا شدن با مشکلات و رنج‌های مردم آواره و ستمدیده فلسطین

۱۳۴۰: تأسیس نهضت آزادی به همراه مهندس بازرگان و دکتر سحابی و … انتخاب توسط نمایندگان کنگره جبهه ملی جهت شورای مرکزی جبهه ملی ایران

۱۳۴۱: (۳ بهمن) بازداشت توسط مأموران شاه در منزل

۱۳۴۲: شرکت در قیام مردمی پانزدهم خرداد، انتشار اعلامیهٔ معروف و مهیج و افشا کنندهٔ «دیکتاتور خون می‌ریزد!» دستگیری مجدد او ۱۳۴۲: محاکمه سران نهضت آزادی (مهندس بازرگان - دکتر سحابی - آیت الله طالقانی) و صدور رای محکومیت ۱۰ ساله به همراه تبعید

۱۳۴۶: (۹ آبان) آزادی از زندان

۱۳۵۰: تبعید به زابل و بافت به مدت یک سال و نیم به علت حمایت از مردم فلسطین

۱۳۵۷: (۸ آبان) آزادی از زندان قصر

۱۳۵۷؛ سازماندهی و راه‌اندازی راهپیمایی میلیونی تاسوعا و عاشورا، عضویت در شورای انقلاب

۱۳۵۸: (فروردین) خروج موقت از تهران در پی بازداشت فرزندش مجتبی[۳۱]

۱۳۵۸: نخستین روحانی ای بود که مخاطب خود را جوانان و روشنفکران قرار داد و باب گفتگو با آنان را گشود

۱۳۵۸: تنها روحانی ای بود که پس از انقلاب در مجالس رسمی، از شریعتی، مصدق و دیگر روشنفکران دفاع کرد

۱۳۵۸: (۵ مرداد) منصوب شدن به عنوان اولین امام جمعه تهران از طرف خمینی و خواندن اولین نماز جمعه در دانشگاه تهران

۱۳۵۸: (۱۶ مرداد) انتخاب شدن به عنوان نمایندهٔ مجلس خبرگان از سوی مردم تهران

۱۳۵۸: (۱۹ شهریور) درگذشت

نگارخانه[ویرایش]


کابینهٔ موقت شورای انقلاب
رؤسا
ر. رئیس نوبت ریاست ر. رئیس نوبت ریاست
۱ مطهری اولین رئیس ۳ بهشتی سومین رئیس
۲ طالقانی دومین رئیس ۴ بنی‌صدر چهارمین رئیس
وزیران
ر. وزیر وزارت‌خانه ر. وزیر وزارت‌خانه
۱ باهنر آموزش‌وپرورش ۱۰ قزوینی راه وترابری
۲ قندی ارتباطات ۱۱ احمدزاده صنایع ومعاون
۳ نمازی اقتصاد ۱۲ حبیبی علوم
۴ بنی‌صدرقطب‌زاده امورخارجه ۱۳ میناچی ارشاد
۵ صدر بازرگانی ۱۴ فروهر کار
۶ سامی بهداشت ۱۵ هاشمی کشور
۷ شیبانی کشاورزی ۱۶ کتیرایی مسکن
۸ مهدوی کنی دادگستری ۱۷ معین‌فر نفت
۹ خامنه‌ای دفاع ۱۸ تاج نیرو


جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «همسر آیت‌الله طالقانی درگذشت». رادیو زمانه. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  2. «خاطرات منتشر نشده مرحومه بتول علائی فرد همسر آیت‌الله طالقانی». انتشارات شاهد. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. Icons-mini-file acrobat.gif
  3. دربارهٔ طالقانی
  4. سالنامه کشور ایران، محمدرضا میرزازمانی، ۱۳۲۹
  5. «به مناسبت سالگرد آیت‌الله طالقانی؛ مبارزی نستوه و جهادگری خستگی ناپذیر». حیات. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  6. «زندگینامه:آیت‌الله سید محمود طالقانی(۱۲۸۹–۱۳۵۸)». همشهری آن لاین. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  7. طالقانی، محمود. تبیین رسالت برای قیام به قسط. بنیاد آیت الله طالقانی، 1358. 
  8. .. «زندان، رزمگاه می‌شود». سازمان مجاهدین خلق ایران، 29 دی 1393. بازبینی‌شده در 1 تیر 1394.  - .. «19 شهریور سالروز درگذشت پدر طالقانی». سازمان مجاهدین خلق ایران. بازبینی‌شده در 1 تیر 1394.  صدای طالقانی در این دیدار در این فیلم پخش می‌شود
  9. «سخنرانی پدر طالقانی در روز آزادی مسعود رجوی». این نوار صوتی توسط مجاهدین خلق منتشر شده. بازبینی‌شده در 9 تیر 1394.  - در این جا صدای سید محمود طالقانی در دیدار با مجاهدین خلق موجود است
  10. .. «سخنرانی معروف آیت الله طالقانی بر سر مزار مصدق/14 اسفند 1357/عکس». پارسینه، بازنشر: جمهوریت. بازبینی‌شده در 1 تیر 1394. 
  11. کتاب از آزادی تا شهادت
  12. علایی طالقانی، سید محمود. از تاریخ بیاموزیم. انتشارات ناس، 1358. 
  13. سخنان امام خمینی در مورد اسلام ستیزی مصدق - فیلم صحبت‌های روح‌الله خمینی دربارهٔ محمد مصدق
  14. «آیت‌الله خمینی و آیت‌الله طالقانی حجاب را اختباری بیان کردند». خبرنامه گویا. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  15. صمدبیگی، بهروز. «حجاب چگونه در ایران اجباری شد». روزآنلاین. بازبینی‌شده در {{جا:تاریخ}}. 
  16. «همه چیز دربارهٔ حجاب اجباری». حیات برتر. بازبینی‌شده در {{جا:تاریخ}}. 
  17. خاطرات آیت‌الله منتظری، ج 1 ص ۴۵۶ "در رابطه با گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی، من و آقای بهشتی و ربانی شیرازی و حسن آیت اصرار داشتیم. البته بعضی‌ها هم مثل طالقانی و بنی صدر مخالف بودند."
  18. .. «سخنرانی آیت الله طالقانی ۱۳۵۸». بنیاد دکتر علی شریعتی. بازبینی‌شده در 1 تیر 1394. 
  19. «آیت‌الله سید محمود طالقانی (۱۲۸۹-۱۳۵۸)». آفتاب. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  20. علایی طالقانی، سید محمود. خطبه‌های نماز. انتشارات ناس، 1358. 
  21. «اگر شورا باشد دیگر ما چه کاره هستیم؟». مشکین سلام، جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴. بازبینی‌شده در 9 تیر 1394.  - کد خبر: 6999
  22. .. «بی پرده، بی تعارف با مجتبی طالقانی، بخش دوم، ۲۱ ژوئیه». بخش فارسی صدای آمریکا. بازبینی‌شده در 1 تیر 1394. 
  23. http://tarikhirani.ir/fa/news/30/bodyView/3540/آیا.درگذشت.آیت‌الله.طالقانی.مشکوک.بود؟.html
  24. «به مناسبت سالگرد آیت‌الله طالقانی؛ مبارزی نستوه و جهادگری خستگی ناپذیر». کتابخانه اینترنتی تبیان. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  25. «زندگی و آرای آیت‌الله سید محمود طالقانی». حیات. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  26. .. «روزنگار/ پیام تسلیت امام به مناسبت رحلت آیت الله طالقانی». مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 19 شهریور 1391. بازبینی‌شده در 1 تیر 1394. 
  27. .. «خرداد ۱۳۶۰ به روایت مجاهدین خلق». بخش فارسی بی‌بی‌سی، دوشنبه 20 ژوئن 2011 - 30 خرداد 1390. بازبینی‌شده در 1 تیر 1394. 
  28. «طالقانی آموزگار بزرگ ازادی». 
  29. دو برادر، خاطرات محمد حسین دانایی، انتشارات اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۹۲
  30. [خاطرات دولت‌آبادی از آیت‌الله طالقانی، سایت کلمه، ۱۳۹۲]
  31. «طالقانی و مشی مسلحانه و قهرآمیز». شرق، ۱۹ شهریور ۱۳۹۰. 

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]