محمدعلی رجایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محمدعلی رجایی
Mohammad-Ali Rajai.jpg
تصویری از رجایی
دومین رئیس‌جمهور ایران
مشغول به کار
۱۱ مرداد، ۱۳۶۰ – ۸ شهریور، ۱۳۶۰
رهبر سید روح‌الله خمینی
نخست‌وزیر محمدجواد باهنر
پس از ابوالحسن بنی‌صدر
پیش از سید علی خامنه‌ای
نخست‌وزیر ایران
مشغول به کار
۲۱ مرداد، ۱۳۵۹ – ۱۳ مرداد، ۱۳۶۰
رئیس جمهور ابوالحسن بنی‌صدر
پس از مهدی بازرگان
پیش از محمدجواد باهنر
وزیر امور خارجه (سرپرست)
مشغول به کار
۲۰ اسفند، ۱۳۵۹ – ۲۴ مرداد، ۱۳۶۰
رئیس جمهور ابوالحسن بنی‌صدر
نخست‌وزیر خودش
پس از محمدکریم خداپناهی (سرپرست)
پیش از میرحسین موسوی
اطلاعات شخص
زاده ۲۵ خرداد ۱۳۱۲
قزوین، ایران
درگذشت

۸ شهریور ۱۳۶۰

۳۰ اوت ۱۹۸۱ میلادی (۴۸ سال)
تهران، ایران
حزب سیاسی نهضت آزادی ایران
مؤتلفهٔ اسلامی
حزب جمهوری اسلامی
همسر(ان) عاتقه صدیقی
مذهب اسلام
شیعه

محمدعلی رجایی (زاده ۲۵ خرداد ۱۳۱۲ در قزوین - درگذشته ۸ شهریور ۱۳۶۰ در تهران) دومین رئیس‌جمهور ایران بود که در یک بمب‌گذاری ترور شد. وی دارای درجه کارشناسی ارشد ریاضیات از دانشسرای عالی بوده و پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، به حرفه آموزگاری اشتغال داشته‌است. پس از انقلاب در کابینه مهدی بازرگان وزیر آموزش و پرورش بود و با انتخاب ابوالحسن بنی‌صدر به عنوان رئیس‌جمهور، رجایی به عنوان نخست‌وزیر معرفی شد. وی از ۱۱ مرداد ۱۳۶۰ تا ۸ شهریور همان سال، یعنی به مدت ۲۸ روز، رئیس‌جمهور منتخب مردم بود.[۱][۲][۳]

آغاز زندگی[ویرایش]

تولد و خانواده[ویرایش]

محمدعلی رجایی ۲۲ مهر ۱۳۱۲در قزوین متولد شد. پدرش پیشه‌ور بود و در بازار قزوین به کسب خرازی اشتغال داشت. ۴ سال پس از تولدش پدرش درگذشت و برادرش که ۱۰ سال بزرگتر از او بود بیرون از خانه کار می‌کرد و مادرش پنبه پاک می‌کرد و فندق و گردو و بادام می‌شکست تا هزینه‌های زندگی را تأمین کند.

مهاجرت به تهران[ویرایش]

۱۳ ساله بود که کلاس ششم ابتدایی را تمام کرد و به خاطر اینکه قزوین از لحاظ اقتصادی وضعیت خوبی نداشت راهی تهران شد. برادرش از مدتی پیش به تهران نقل مکان کرده بود. ابتدا در بازار آهن فروشان مشغول به کار شد و به علت سنگینی کار چندی بعد به دستفروشی روی آورد. محمدعلی بعد از دستفروشی دوباره به بازار تهران برگشت و در چند حجره به شاگردی پرداخت.

نیروی هوایی[ویرایش]

در سال ۱۳۳۰نیروی هوایی شاهنشاهی ایران جوانانی را که مدرک ششم ابتدایی داشتند با درجه گروهبانی استخدام می‌کرد. رجایی داوطلب خدمت در این نیرو شد. سه ماه از دوره آموزشی گروهبانی را گذرانده بود که گروه فدائیان اسلام را شناخت و در جلسات این گروه شرکت کرد و همکاری‌اش با اعضای این گروه آغاز شد.[نیازمند منبع] او در کلاس‌های شبانه‌ای که وابسته به «مرکز تعلیمات جامعه اسلامی» بود شرکت می‌کرد.

آموزگاری[ویرایش]

رجایی پس از طی دوره آموزشی و دریافت درجه گروهبانی در کنار کار به تحصیل ادامه داد و در سال ۱۳۳۲ دیپلم گرفت. او چون در شهریور ماه دیپلم گرفته بود نمی‌توانست در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کند. پس راهی بیجار شد و در دبیرستانی مشغول تدریس زبان انگلیسی شد. با تمام شدن سال تحصیلی، به تهران بازگشت و در دانشسرای عالی تربیت بدنی معلم به تحصیل پرداخت و سپس به دانشسرای عالی رفت. پس از ۲ سال، مدرک کارشناسی ریاضی گرفت و به استخدام آموزش و پرورش درآمد. ابتدا به ملایر رفت اما با رئیس آموزش و پرورش اختلاف پیدا کرد و بعد به خوانسار رفت و مشغول تدریس شد و یک سال را با موفقیت گذراند. سال تحصیلی که به پایان رسید رجایی به تهران برگشت و در دوره کارشناسی ارشد در رشته آمار مشغول به تحصیل شد و هم‌زمان در مدرسه کمال تدریس کرد.

ازدواج[ویرایش]

در سال ۱۳۴۱ با عاتقه صدیقی، دختر یکی از بستگانش ازدواج کرد.

فعالیت‌های سیاسی[ویرایش]

نهضت آزادی ایران[ویرایش]

رجایی بعد از انتخاب به ریاست جمهوری طی سخنانی به سوابق سیاسی خود اشاره کرده و می‌گوید: "[در سال ۱۳۴۰] مهدی بازرگان در ماه رمضان ما را دعوت کرد به افطار و نهضت آزادی ایران را اعلام کرد که ما جزء نفرات اولی بودیم که در نهضت ثبت نام کردیم. سپس کم‌کم به عنوان عضو نهضت آزادی در دبیرستان کمال مشغول تدریس بودم."

مجاهدین خلق[ویرایش]

او درباره ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران نیز می‌گوید: "با اکثر بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران از دوره دانشگاه و بعدها هم در جلسات مسجد هدایت که پای تفسیر آقای طالقانی بودیم آشنا شده بودم. در سال ۱۳۴۷ یک بار سعید محسن برای عضوگیری به من مراجعه کرد، ولی به علت اختلافاتی که در برداشتمان نسبت به مبارزه داشتیم من موافقت نکردم به عضویت این سازمان درآیم، منتهی شرعاً تعهد کرده بودم که تماس را به هیچ‌کس نگویم."

اردیبهشت ماه ۱۳۴۲ توسط ساواک بازداشت شد و پس از ۵۰ روز آزاد شد. در سال ۱۳۵۳ به دلیل ارتباط نزدیک با سازمان مجاهدین برای بار دوم بازداشت شد و به زندان منتقل شد. گفته خودش هفته‌ها تحت شکنجه قرار گرفت. سرانجام در روز عید غدیر خم در آبان ۱۳۵۷ پس از چهارسال از زندان آزاد شد. رجایی بلافاصله با تأسیس انحمن اسلامی معلمان به مبارزه علیه دودمان پهلوی پرداخت. عضو «کمیته استقبال» شد و در کنار دیگر انقلابیون مهیای ورود سید روح‌الله خمینی شد.

در سال ۱۳۸۵ خبرگزاری فارس روایتی پرغلط از صحبت‌های رجایی را با عنوان "من محمدعلی رجایی هستم" منتشر کرد. اما ارتباط رجایی با مجاهدین گسترده‌تر بود. وی حتی رابط سازمان با بخشی از نیروهای آن شد و بخشی از جلسات این نیروها در خانه او تشکیل می‌شد. ارتباط رجایی با بخشی از جریان‌های حذف شده در انقلاب ایران گرچه از سال‌ها قبل آغاز شد اما حتی پس از رسیدن به نخست وزیری و بعدها ریاست جمهوری نیز ادامه داشت. [نیازمند منبع]

حزب مؤتلفه اسلامی[ویرایش]

در سال ۱۳۴۶ به حزب مؤتلفه اسلامی پیوست.[نیازمند منبع]

همسر رجایی[ویرایش]

همسر رجایی (عاتقه صدیقی) نیز در فعالیت‌ها سیاسی او همراه بود و برنامه‌ریزی و زمان‌بندی این اقدامات با او بود.

لطف‌الله میثمی[ویرایش]

لطف‌الله میثمی از دوستان رجایی در جایی گفته است: "آقای رجایی در دوران نخست وزیری به منزل ما می‌آمد. [...] در اولین سخنرانی ریاست جمهوری نیز به نام من اشاره کرد و گفت این آقای میثمی که چشم‌هایش را در مبارزه از دست داده است دوست ماست و من به همراه او و مهندس توسلی با هم جلسات بحث و تحلیل داشتیم اما آن زمان روزنامه‌ها این سخنان رجایی را منعکس نکردند. بعدها هم صداوسیما این سخنرانی را پخش نکرد."

به گفته میثمی: "رجایی یک بار که به منزل ما می‌آمد ماشین را چند خیابان قبل‌تر در آبشار پارک می‌کند و به گونه‌ای به منزل ما می‌آید تا مبادا محافظین خودش، او را ببینند. البته محافظین او را به طرز جالبی تعقیب کرده بودند و به منزل ما آمده و پلاک را هم یادداشت کرده بودند. آن موقع که رجایی می‌آمد ما تعدادی از بچه‌ها را مامور حفاظت از او می‌کردیم که در کوچه و بر روی بام نگهبانی می‌دادند. " (شهروند امروز - شهریور ماه ۱۳۸۷- شماره ۶۱)

پس از پیروزی انقلاب[ویرایش]

نهضت آزادی ایران[ویرایش]

رجایی در سال ۱۳۵۸ عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران بود که در جریان انشعاب پس از گروگانگیری سفارت آمریکا به همراه ۱۲ نفر دیگر از اعضای نهضت آزادی این این سازمان جدا شدند.[۴]

ورود به مجلس[ویرایش]

پس از گذشت چند ماه از انقلاب، در کابینه مهدی بازرگان به سمت وزیر آموزش و پرورش منصوب شد.[۵] مسئولیتش بعد از استعفای بازرگان نیز با حکم آیت‌الله خمینی ادامه یافت[۶]. در انتخابات دوره نخست مجلس شورای اسلامی در ۲۴ اسفند ۱۳۵۸ نام او در لیست فهرست ائتلاف بزرگ، لیست مشترک جامعه روحانیت مبارز و حزب جمهوری اسلامی قرار داشت. او با کسب یک میلیون و دویست و نه هزار و دوازده رأی به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس اول راه یافت.

پوستر تبلیغاتی رجایی در انتخابات ریاست جمهوری

نخست‌وزیری[ویرایش]

نخست‌وزیر رجایی در حالی که خبرنگاران در گرد اویند، وارد دفتر خود می‌شود.

مجلس شورای اسلامی که بیشتر آنرا اعضای حزب جمهوری اسلامی تشکیل می‌دادند، اولین شخصی که ابوالحسن بنی‌صدر برای نخست وزیری انتخاب کرده بود را نپذیرفت.[۷] در ۲۹ تیر ۱۳۵۹ طی یک سخنرانی،[۸] سید روح‌الله خمینی اعلام کرد که: «این اشخاصی که انقلابی نیستند باید در راس وزارتخانه‌ها نباشند و آقای بنی صدر باید امثال اینها را معرفی به مجلس نکند و اگر کرد، مجلس رد بکند و هیچ اعتنایی نکند.»[۹]
این کشمکش حدود یک ماه ادامه یافت و مجلس، بار دیگر کاندیداهای بنی صدر شامل حسن حبیبی، محمدعلی رجایی، علی‌اصغر غروی، موسی کلانتری و حتی سید مصطفی میرسلیم از اعضای حزب جمهوری اسلامی را برای احراز پست نخست‌وزیری نپذیرفت.[۱۰] بنی صدر که از عدم اقبال مجلس به این گزینه‌ها آگاه بود، در اول مرداد از «سید احمد خمینی» به عنوان گزینه نخست‌وزیری نام برد که این موضوع با مخالفت سید روح‌الله خمینی مواجه شد. پس از آن، کمیته‌ای مشترک بین مجلس و دولت تشکیل شد و این هیئت ۳ نفر را به مجلس معرفی کرد. در جلسه غیر علنی هم با رای‌گیری، محمدعلی رجایی به عنوان نخست‌وزیر معرفی شد. در ۱۸ مرداد، رجایی با ۱۵۳ رای موافق، ۲۴ مخالف و ۱۹ ممتنع نخست وزیر شد.[۱۰] حزب جمهوری اسلامی، رجایی را با حمایت سید محمد بهشتی معرفی نمود و بر آن پافشاری کرد.[۱۰][۱۱]

درگیری با بنی صدر[ویرایش]

سرانجام در مرداد ۱۳۵۹ و دو ماه پس از انتخابات مجلس، بنی صدر از سر اجبار، رجایی را که مورد تأیید او نبود به سمت نخست وزیری دولت خویش انتخاب کرد. اما بنی صدر با سه نفر که توسط رجایی برای کابینه نامزد شده بودند شامل میرحسین موسوی به عنوان وزیر امور خارجه به دلیل «خودسر» بودن، محسن نوربخش به عنوان وزیر اقتصاد و بهزاد نبوی به عنوان وزیر امور اجرایی به دلیل چپ‌گرایی و عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بودن که امروزه جناح اصلاح‌طلبان جمهوری اسلامی ایران را هدایت می‌کند مخالفت کرد. پس از مذاکره‌های بسیار، نهایتاً بهزاد نبوی توسط بنی صدر پذیرفته شد و محسن نوربخش به عنوان قائم مقام وزیر اقتصاد منصوب شد.[۱۲] با عدم پذیرش نامزدهای منتخب رجایی برای کابینه دولت توسط بنی صدر، روابط این دو به تیرگی گرایید. در این باره بنی‌صدر نامه‌ای به سید روح‌الله خمینی نوشت و کابینه دوباره معرفی شده رجایی را شامل افرادی که صلاحیت ندارند معرفی کرد که شامل کسانی می‌شد که گزارش دروغ درباره اطرافیان بنی‌صدر به سید روح‌الله خمینی داده بودند. سید روح‌الله خمینی پاسخ داد که: «اینجانب دخالتی در امور نمی‌کنم، موازین همان بود که کراراً گفته‌ام و سفارش من آن است که آقایان تفاهم کنند و اشخاص مؤمن به انقلاب و مدیر و مدبر و فعال انتخاب نمایند.»[۱۳][۱۴] دولت بنی صدر اما عمر چندانی نداشت، از ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ فرایند بررسی کفایت سیاسی رئیس جمهور در غیاب وی آغاز شد و تا ۳۱ خرداد همان سال به طول انجامید. در این روز مجلس شورای اسلامی با اکثریت ۱۷۷ نفر در مقابل ۱۲ رای ممتنع و یک رای مخالف رأی بر عدم کفایت بنی‌صدر داد. حکم مجلس یک روز بعد به امضای سید روح‌الله خمینی که از همراهی بنی‌صدر با سازمان مجاهدین خلق ایران برآشفته بود، رسید.[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]

ابولحسن بنی‌صدر و محمدعلی رجایی

ریاست جمهوری[ویرایش]

پس از عزل بنی صدر، دومین انتخابات ریاست جمهوری، در ۲ مرداد ۱۳۶۰ برگزار شد و رجایی در رقابت با سید علی‌اکبر پرورش، عباس شیبانی و حبیب‌الله عسگراولادی مسلمان موفق شد با کسب ۱۲ میلیون و ۷۷۰ هزار و ۵۰ رای (۹۰٪) از مجموع ۱۴ میلیون و ۵۷۳ هزار و ۸۰۳ رای دریافتی، رئیس‌جمهور ایران شود. میزان مشارکت در این دوره ۶۴٫۲ درصد بود.[۱۹][۲۰][۲۱] و ۱۱ مرداد ۱۳۶۰ مراسم تنفیذ او توسط سید روح‌الله خمینی[۲۲] برگزار شد.

مراسم تنفیذ محمدعلی رجایی

ترور[ویرایش]

رجایی در ساعت ۱۴:۳۰ روز ۸ شهریور ۱۳۶۰ از اتاق کارش خارج شد و به محل جلسه فوق‌العاده دولت رفت. در ساعت ۱۵:۰۰ صدای انفجار مهیبی از ساختمان نخست‌وزیری برخاست. در این حمله، او و محمدجواد باهنر، نخست‌وزیر وقت جان باختند.[۲۳] در این هنگام کمتر از یک ماه از ریاست‌جمهوری او می‌گذشت.

رژیم حاکم، این ترور را مانند موارد مشابه دیگر به سازمان مجاهدین خلق نسبت داد. اما پرونده این ترور همچنان در پرده‌ای از ابهام قرار دارد و برخی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را عامل این ترور معرفی می‌کنند.[۲۴]

تیتراژ روزنامه اطلاعات در ۹ شهریور ۱۳۶۰

پس از درگذشت رجایی و باهنر، شورای موقت ریاست‌جمهوری متشکل از اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای ملی و سید عبدالکریم موسوی اردبیلی رئیس دیوان عالی کشور تشکیل شد و به پیشنهاد این شورا و تصویب مجلس، در ۱۱ شهریور محمدرضا مهدوی کنی به نخست‌وزیری رسید.[۲۵] تا اینکه با برگزاری انتخابات دوباره در مهر ۱۳۶۰ (انتخابات ریاست جمهوری دوره سوم) سید علی خامنه‌ای به ریاست جمهوری برگزیده شد.

مصادره به نفع یک جریان خاص[ویرایش]

محمدعلی رجایی از جمله شخصیت‌هایی است که تاریخ‌سازی رسمی درباره او مسیرهای مختلفی را طی کرده است.

پس از مرگ سید روح‌الله خمینی حذف نیروهای چپ مذهبی از حکومت آغاز شد. در حالی که تریبون‌های رسمی سالی یک بار یادی از رجایی می‌کردند، نزدیکان او از جمله همسرش عاتقه صدیقی و دوست نزدیکش بهزاد نبوی اجازه شرکت در انتخابات مجلس را نیافتند و تصاویر و سخنان آنها از تریبون‌های رسمی حذف شدند. تلاش این نیروها در سال‌های پایانی دهه هفتاد و آغاز دهه هشتاد برای تغییر توازن قدرت در ایران ناکام ماند و نهایتاً بار دیگر و این بار به صورتی غیرمحترمانه حذف شدند.

در سال ۱۳۸۸ و با دستگیری و محاکمه بخش بزرگی از بدنه مدیریتی چپ جمهوری اسلامی به اتهام براندازی و صدور احکام زندان‌های طولانی برای مدیران سابق، بهزاد نبوی علناً در برخی رسانه‌ها متهم به مشارکت در قتل محمد علی رجایی شد. این اتهام پس از واقعه هشتم شهریور از سوی عده‌ای از منسوبان جناح راست سنتی مطرح و اتهام با دخالت مستقیم سید روح‌الله خمینی بررسی و رد شده بود.

در زمان رهبری سید علی خامنه‌ای، هر از گاه عده‌ای از منتقدان سر سخت بهزاد نبوی همین اتهام را تکرار کرده بودند و همین منتقدان بعد از انتخابات ۱۳۸۸ به گونه‌ای بی‌سابقه به تأکید بر اتهام خود پرداختند. به نظر می‌رسد قابل انکار نبودن روابط نزدیک محمدعلی رجایی با محذوفان حکومت ایران، در مواردی حتی برخی از سخنگویان جناح محافظه کار را به نوعی تعیین تکلیف با شخص او هم متمایل کرده است.

در همین ارتباط، مهدی طائب رئیس قرارگاه عمار در سال ۱۳۹۲ گفت: "رجایی دو تا ویژگی داشت، که اگر شهادت به کمکش نمی‌آمد، جلوی امام می‌آمد به میدان. یکی اینکه اعتماد به نفسش بالا بود، دیگر اینکه بهزاد [نبوی] را خیلی قبول داشت. بهزاد رو ایشون آورد در گردونه اجرا."[۲۶] وی افزوده است: "من معاون اطلاعات نخست‌وزیر بودم، وقتی ایشون بهزاد رو آورد، ما پرونده بهزاد رو دیدیم، عجب چیز خطرناکی بود. وقتی به رجایی گفتیم، قبول نکرد، گفت من بهزاد رو می‌شناسم… شدت اعتقاد رجایی به بهزاد، اگر شهادت به کمکش نمی‌آمد، باعث می‌شد که رجایی بهزاد رو جلوی امام به میدان بیاره." (پارسینه – ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۲)[۲۷]

اعتبارنامه ریاست جمهوری محمدعلی رجایی

سال‌شمار زندگی[ویرایش]

  • ۱۳۱۲ تولد در قزوین
  • ۱۳۱۹ ورود به دبستان
  • ۱۳۲۷ اخذ مدرک ششم ابتدایی، کار در بازار قزوین
  • ۱۳۲۸ عزیمت به تهران، شاگردی در بازار، دستفروشی در سبزه میدان
  • ۱۳۳۰ استخدام در نیروی هوایی
  • ۱۳۳۴ اخذ مدرک دیپلم، استعفا از نیروی هوایی، تدریس در شهرستان بیجار
  • ۱۳۳۵ ورود به دانشسرای عالی تربیت معلم
  • ۱۳۳۸ اخذ لیسانس ریاضی از دانشسرای عالی، تدریس در شهرستان خوانسار
  • ۱۳۳۹ بازگشت به تهران، تدریس در مدرسه کمال
  • ۱۳۴۰ عضویت در نهضت آزادی
  • ۱۳۴۱ ازدواج با خانم عاتقه صدیقی (رجایی)
  • ۱۳۴۲ دستگیری توسط ساواک، آزادی پس از ۵۰ روز، تدریس در مدارس مختلف تهران
  • ۱۳۴۶ همکاری با جمعیت هیئت‌های مؤتلفه
  • ۱۳۵۰ مسافرت به فرانسه، ترکیه و سوریه
  • ۱۳۵۳ دستگیری توسط ساواک
  • ۱۳۵۷ آزادی از زندان پس از چهار سال اسارت، پیوستن به صفوف مبارزان
  • ۱۳۵۸ تصدی کفالت آموزش و پرورش و سپس وزارت آموزش و پرورش
  • استعفا از شورای مرکزی نهضت آزادی
  • ۱۳۵۹ انتخاب به عنوان نماینده مجلس شورای اسلامی از سوی مردم تهران
  • ۱۳۶۰ انتخاب شدن از سوی مردم ایران به عنوان ریاست جمهوری اسلامی ایران
  • ۱۳۶۰/۶/۸ کشته شدن بر اثر انفجار بمب در ساختمان نخست‌وزیری توسط مجاهدین خلق (بر اساس روایات رسمی)[۱][۲][۳]

کابینه[ویرایش]

اعضای کابینه محمد علی رجایی
قبور رجایی و باهنر در آرامگاه شهدای هفتم تیر

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ شصت و پنجمین وزیر آموزش و پرورش ایران کیست؟ آموزش نیوز
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ زندگی‌نامه محمدعلی رجایی شبکه ملی مدارس
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ زندگی‌نامه شهید رجایی راسخون
  4. همگام با آزادی- خاطرات شفاهی دکتر سید محمدمهدی جعفری -978-964-8635-57-7 -- دو جلد-1389-انتشارات صحیفه خرد
  5. «حکم انتصاب آقای محمد علی رجایی به سمت کفالت وزارت آموزش و پرورش». سایت جامع امام خمینی. 
  6. «حکم انتصاب آقای محمد علی رجایی به سمت وزیر آموزش و پرورش‌». سایت جامع امام خمینی. 
  7. «The Cornell Daily Sun, Volume XCVII, Number 3, 29 August 1980 PDF». 
  8. «سخنرانی در جمع اعضای شورای عالی قضایی (رسمیت مجلس- معرفی دولت جدید)». سایت جامع امام خمینی. 
  9. همان، ص51
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ چگونگی رسیدن شهید رجایی به مسند ریاست‌جمهوری ایران اکونومیست
  11. انتخابات ریاست جمهوری (اول و هفتم) در وبگاه روزنامه ایران، شماره ۲۱۴۷ - سال هشتم - دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۱
  12. «The Political Evolution of Mousavi». کالج اجتماعی‌ها هیوستن ‏(en). 
  13. صحیفه امام، ج13، ص 175
  14. «معرفی اعضای کابینه توسط آقای رجایی». وبگاه امام خمینی، 11 شهریور 1359. بازبینی‌شده در 16 آبان 1394. «نامه بنی‌صدر به خمینی: بسمه‌تعالی. بعرض می‌رساند، امروز بعدازظهر آقای رجائی آمد فهرست وزرا را آورد غیر از یکی ـ دو تغییر غیراساسی همان فهرست قبلی است حتی دو مورد وزارت بازرگانی و کشور را نیز دو نفر گذاشته که مجلس رأی بدهد نامه‌ای هم نوشته شده است که به نظر می‌رسانم به این ترتیب بنابر همان فهرست است و در آن فهرست اسامی که در جلوی آنها علامت گذاشته‌ام همانها هستند که صلاحیتشان برای اینجانب محرز نیست برای اینکه نمونه‌ای معروض کرده باشم به عنوان وزیر، همان کسی معرفی شده است که گزارش کذایی را دربارهٔ اطرافیان من تهیه و به خدمت شما آورده است و تقاضای مصرانه کرده بودم رسیدگی و دروغ و راستش معلوم شود با آقای رجائی بسیار صحبت کردم و فرمایشات صبح شما را که باید با هم تفاهم کنید و همه خدمتگزار اسلام باشید و تضعیف هیچ ارگانی نه رئیس جمهوری و نه مجلس به سود کشور نیست را گفتم معلوم شد اعضای هیئت وزیران مثل خود نخست‌وزیر لایتغیرند با هم در متن نامهٔ ضمیمه موافقت کردیم که به مجلس بنویسم می‌فرستم هر طور می‌فرمایید عمل می‌کنم خود مصلحت کشور و ثبات کشور را در اجرا شدن تام و تمام قانون اساسی می‌دانم اما همان‌طور که صبح عرض کردم و همواره نشان داده‌ام تصمیم شما هر چه باشد اجرا می‌کنم. ابوالحسن بنی صدر» 
  15. عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر در قاب تصویر
  16. چهارده دلیل برای اثبات عدم کفایت بنی‌صدر،نطق در مجلس شورای اسلامی در جلسه بررسی کفایت سیاسی بنی‌صدر
  17. خبرآنلاین - کدام یک از نمایندگان در جلسه عدم کفایت رئیس جمهور حضور نیافتند؟
  18. خبرآنلاین - سخنان عزت‌الله سحابی در جلسه بررسی عدم کفایت بنی صدر و پاسخ صریح آیت‌الله خامنه‌ای
  19. بررسی آماری ۹ دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران ،فرارو
  20. نگاهی به انتخابات ریاست جمهوری ایران ،مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی
  21. نامزدهای ریاست جمهوری در ۳۰ سال گذشته ،بی‌بی‌سی فارسی
  22. «حکم تنفیذ ریاست جمهوری آقای محمد علی رجایی». سایت جامع امام خمینی. 
  23. چگونگی رسیدن شهید رجایی به مسند ریاست‌جمهوری ایران اکونومیست
  24. . http://ir.voanews.com/content/rajaei-second-president/1655347.html. بازبینی‌شده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۴. 
  25. «رجایی و باهنر در انفجار دفتر نخست‌وزیری به شهادت رسیدند»(فارسی)‎. تاریخ ایرانی. بازبینی‌شده در ۸ شهریور ۱۳۹۱. 
  26. محمد حیدری-روزنامه نگار. «سنت منازعه در جمهوری اسلامی: این‌بار خامنه‌ای و روحانی». بی‌بی‌سی فارسی. ۱۱ مرداد ۱۳۹۶. 
  27. رجایی اگر می‌ماند جلوی آیت‌الله خمینی می‌ایستاد (بی‌بی‌سی فارسی)

پیوند به بیرون[ویرایش]

پیشین:
مهدی بازرگان
نخست وزیر ایران
۱۳۵۹–۱۳۶۰
پسین:
محمدجواد باهنر
پیشین:
کریم خداپناهی (سرپرست)
وزیر امورخارجه ایران (سرپرست)
۱۳۶۰
پسین:
میرحسین موسوی
پیشین:
ابوالحسن بنی صدر
رئیس‌جمهور ایران
۱۳۶۰
پسین:
علی خامنه‌ای