پرش به محتوا

غرب‌زدگی (کتاب)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
غرب‌زدگی
نویسنده(ها)جلال آل احمد
کشورایران
زبانفارسی
موضوع(ها)تاریخ اسلام
نقد سیاسی-اجتماعی
گونه(های) ادبیغیرداستانی
تاریخ نشر
۱۳۴۱

کتاب غرب‌زدگی اثری غیرداستانی بقلم جلال آل احمد، روشنفکر، مترجم و داستان‌نویس ایرانی است، که اولین بار بخش‌هایی از آن در سال ۱۳۴۱ شمسی منتشر گردیدند. غرب‌زدگی راوی دیدگاه به‌خصوص آل احمد پیرامون غرب‌زدگی و جنگ مداوم چند هزار ساله «غرب شرور» علیه «دیگران نیک» است، که تنها یکسال پس از انتشار چند بخش از آن، توسط ساواک در زمره کتب ممنوعه قرار گرفت.[۱]این کتاب از منتقدان غالباً نقدهای منفی‌ای دریافت کرد.

انتشار

[ویرایش]

نگارش غرب‌زدگی در ۱۳۴۰ به پایان رسید، و اولین بار در مهرماه ۱۳۴۱ بخش‌هایی از آن در مجلات کتاب ماه و کیهان ماه به چاپ رسیدند.[۱][۲]در پی آن، هر دو مجله توقیف شدند، و چاپ دوم کتاب که یکسال بعد با اضافات قرار بود منتشر شود نیز تا انقلاب ۱۳۵۷ توسط ساواک «کتاب ممنوعه» شد.[۱][۲]آر. کَمپبِل در سال ۱۹۸۳ ترجمه انگلیسی کتاب را با عنوان Occidentosis: A Plague from the West (غرب‌زدگی: طاعونی از غرب) به‌همراه مقدمه‌ای از حمید آلگار در دو نسخه چاپی و الکترونیکی از انتشارات میزان در برکلی، کالیفرنیا منتشر کرد.[۳][۴]

خلاصه محتوا

[ویرایش]

کتاب با طعنه‌های تند به غرب‌زدگی شروع می‌شود و آدم غرب‌زده را مورد تمسخر قرار می‌دهد اینکه او «قرتی است، زن‌صفت است به خودش خیلی می‌رسد و به سر و پُزش خیلی وَر می‌رود و حتی گاهی زیر ابرو بر می‌دارد».[۵]سپس به غرب می‌تازد که دیو پلیدی به نام «ماشین» را روانه دنیا کرده است که شرق را ویران می‌کند. وارد اقتصاد و هنر و ادبیات می‌شود و می‌گوید غرب یعنی «همه ممالکی که قادرند به کمک ماشین، موّاد خام را به صورت پیچیده‌تری درآورند و همچون کالایی به بازار عرضه کنند و این موّاد خام، فقط سنگ آهن نیست، یا نفت، یا روده، یا پنبه و کتیرا. اساطیر هم هست، اصول عقاید هم هست، موسیقی هم هست، عوالم عُلوی هم هست».[۶]و در جای دیگر می‌گوید «غرب، یعنی ممالک سیر؛ و شرق، یعنی ممالک گرسنه».[۷]او در کتاب یک روایت تاریخی را جلو می‌برد که غرب حیله‌گر همیشه می‌خواسته شرق را نابود کند. او تمدن اسلامی را شرق می‌داند که در برابر توطئه غرب مسیحی قرار دارد. رنسانس را نتیجه برخورد غرب با تمدن اسلام در جنگ‌های صلیبی می‌داند که باعث گرفتن علم از مسلمانان شد. غرب که زمانی از اندلس تا دروازه وین خود را در محاصره اسلام دیده دست بکار شده و خنجر را از پشت به جهان اسلام زده است.[۱]یکی از این خنجرها را ایران صفوی می‌داند که به همکاری غرب از پشت سر به حکومت عثمانی ضربه زد. او ظهور صفویه و اختلاف با عثمانی را زیر سر غرب دانسته[۸]و تنها سد مقابل غرب‌زدگی را اسلام می‌داند.[۱]

نمونه ای از متن

[ویرایش]

غرب‌زدگی می‌گویم همچون وبازدگی. و اگر به مذاق خوش آیند نیست بگوییم همچون گرمازدگی یا سرمازدگی؛ امّا نه. دست‌کم چیزی است در حدود سن‌زدگی. دیده‌اید که گندم را چه‌طور می‌پوساند؟ از درون. پوسته سالم برجاست؛ امّا فقط پوست است، عین همان پوستی که از پروانه‌ای بر درختی مانده.

غرب‌زدگی. ص. ۱۳.

آدم غرب‌زده، هُرهُری مذهب است. به هیچ چیز اعتقاد ندارد؛ امّا به هیچ چیز هم بی اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است؛ نان به نرخ روزخور است همه چیز برایش علی السویّه است؛ خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است. نه ایمانی دارد، نه مسلکی، نه مرامی، نه اعتقادی، نه به خدا یا به بشریّت؛ نه در بند تحوّل اجتماعی است و نه در بند مذهب و لامذهبی؛ حتّی لامذهب هم نیست، هُرهُری است. گاهی به مسجد هم می‌رود، همان‌طور که به کلوپ می‌رود، یا به سینما؛ امّا همه‌جا فقط تماشاچی است. درست مثل این‌که به تماشای بازی فوتبال رفته؛ همیشه کنار گود است. هیچ وقت از خودش مایه نمی‌گذارد. حتّی به اندازه نم اشکی، در مرگ دوستی، یا توجّهی در زیارتگاهی، یا تفکّری در ساعات تنهایی و اصلاً به تنهایی عادت ندارد، از تنها ماندن می‌گریزد و اصلاً چون از خودش محشت دارد، همیشه در همه جا هست؛ البتّه رأی هم می‌دهد. اگر رأیی باشد – و به خصوص اگر رأی دادن مد باشد – امّا به کسی که امید جلب منفعت بیش‌تری به او می‌رود، هیچ وقت از او فریادی یا اعتراضی یا امّایی یا چون و چرایی نمی‌شنوی. سنگین و رنگین و با طمأنینه‌ای در کلام، همه چیز را توجیه می‌کند و خودش را خوشبین جا می‌زند.

غرب‌زدگی. صص. ۱۲۱–۱۲۰.

بازخورد منتقدان

[ویرایش]

عباس امانت در تاریخ مدرن ایران نظریه غرب‌زدگی آل احمد را شتاب‌زده، جهان‌سوم‌گرا، بی‌دقت، و احتمالاً بدون آنکه نویسنده خواسته باشد، بومی‌گرا، مبهم و حق‌به‌جانب توصیف می‌کند.[۹]امانت ضعیف‌ترین جنبه غرب‌زدگی را «خوانشِ اغلب نادرست و به‌غایت جهت‌دار» از تاریخ ایران می‌داند.[۱۰]وی از این نظر که این کتاب که نگاه تحقیرآمیزی به میراث سیاسی ایران دارد، خوانندگان ساده‌دل و مشتاق دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ هجری شمسی را تحت تأثیر قرار داده، آن را از جمله «زیان‌بارترین» متون فارسی قرن بیستم می‌خواند.[۱۰]وی لحن آل احمد را خودستا و مجادله‌ای،[۱۱]نثر او را گزیده‌گو،[۱۱]و تاریخ‌نگاریش را همراه با بدگمانی وصف می‌کند.[۱۱]

محمد رهبر از بی‌بی‌سی فارسی معتقد است جلال در این کتاب بیشتر به داستان‌نویسی و شخصیت‌پردازی پرداخته تا روایت علمی تاریخ.[۱]وی غرب‌زدگی را نوشته‌ای شتاب‌زده با «تفسیری عصبانی از برهم ریختگی روزگار و عقب‌ماندگی شرق مسلمان و ایران» می‌داند.[۱]داریوش آشوری در نقد خود شجاعت آل احمد در انتقاد از واقعیات را ارزشمند می‌داند، ولی در عین حال علل اقتصادی و تاریخی نویسنده برای ادعاهایش را بیراه می‌خواند.[۱]در نظر آشوری، جلال آل احمد در فرار از جهان غرب، بسوی تحجر و ارتجاع گریخته است.[۱]

محمد ذاکری از روزنامه اعتماد لحن آل احمد در این کتاب را تند و گزنده می‌خواند.[۱۲]وی نظر نویسنده در مورد عقب‌ماندگی جهان شرق از پیشرفت را دیدگاهی چپی می‌داند.[۱۲]ذاکری غرب‌زدگی را تا حدی سطحی‌نگر، و در عین حال نشان‌دهنده شجاعت آل احمد در شنا علیه جریان روشنفکری زمانه خود و انتقاد از حاکمیت پهلوی می‌خواند.[۱۲]به باور ذاکری غرب‌زدگی نه یک تحقیق جامع علمی، که صرفاً بیان مسئله غرب‌زدگی «با صراحت و شجاعت و دلسوزی کامل» است.[۱۲]

جان کمپبل از فارن افرز در نقد خود بر ترجمه انگلیسی کتاب، استدلال‌های آل احمد برای مدعاهایش را «تند و گاه کودکانه» می‌خواند.[۱۳]صادق زیباکلام غرب‌ستیزی منعکس‌یافته آل احمد در این کتاب را برخاسته از حزب توده می‌داند.[۱۴]در نظر احمد شاملو محتوای کتاب پر از مزخرفات است.[۱۵]

محسن قانع‌بصیری نتیجه نظریات مطرح‌شده آل احمد در غرب‌زدگی را «تبدیل شدن لمپن از ضدقهرمان به قهرمان» می‌خواند.[۱۶]به باور او از آنجا که آل احمد جهان غرب را به‌صورت یک کلیت می‌بیند، نمی‌تواند آن را به درستی بشناسد، و مسائل مرتبط با آن و ابعاد گوناگونش را بررسی کند.[۱۶]این کلیت دیدن غرب، باعث آن شده که موضوع مورد بحث کتاب، تبدیل به امری متافیزیکی شود، که اصلاً قابلیت تحلیل و بررسی نداشته باشد.[۱۶]در نظر او کتاب «غرب‌زدگی تکنولوژی و توسعه را از ادبیات روشنفکری ایران خارج و زبان را از یک عنصر ارتباطی به یک نیروی پوشاننده تبدیل کرد».[۱۶]قانع‌بصیری علت آنکه اندیشمندان ایرانی متأثر از این کتاب، نمی‌توانند اتفاقات دهه ۱۳۴۰ تا دهه ۱۳۹۰ شمسی را به درستی نقد کنند را این کتاب می‌داند.[۱۶]

جستارهای مرتبط

[ویرایش]

یادکردها

[ویرایش]

مراجع

[ویرایش]

فارسی

[ویرایش]

انگلیسی

[ویرایش]
  • Amanat, Abbas (2017). Iran: A Modern History [تاریخ مدرن ایران]. New Haven, CT: Yale University Press. ISBN 9780300112542. LCCN 2017942532. OCLC 971223468.
  • Campbell, John (1 March 1985). "Occidentosis: A Plague From the West" [نقد: غرب‌زدگی: طاعونی از غرب]. Foreign Affairs. Vol. 63, no. 4. p. 927 via JSTOR.
  • ICIT (n.d.). "Occidentosis: A Plague From the West". Institute of Contemporary Islamic Thought (ICIT). Retrieved 12 November 2025.
  • WorldCat (n.d.). "Occidentosis: A Plague from the West_formats and editions". WorldCat. Retrieved 12 November 2025.

پیوند به بیرون

[ویرایش]