ایران و استعمار سرخ و سیاه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ایران و استعمار سرخ و سیاه
Ettelaat.svg
مقاله ایران و استعمار سرخ و سیاه در ۱۷ دی ۱۳۵۶ در روزنامه اطلاعات چاپ شد
نویسنده احمد رشیدی مطلق (مستعار)
ناشر روزنامه اطلاعات
محل نشر تهران
تاریخ نشر ۱۷ دی ۱۳۵۶
زبان فارسی
نوع رسانه روزنامه

«ایران و استعمار سرخ و سیاه» عنوان مقاله‌ای بود که در شمارهٔ شنبه ۱۷ دی ۱۳۵۶ (۷ ژانویه ۱۹۷۸م) روزنامه اطلاعات با نام مستعار احمد رشیدی مطلق منتشر شد. در این مقاله به همکاری نیروهای مذهبی و چپ در مقابله با اهداف انقلاب سفید انتقاد شده بود و توهین‌های تندی را متوجه شخص آیت‌الله خمینی کرده بود. در مورد نویسنده این مقاله اتفاق نظر وجود ندارد. بسیاری انتشار این مقاله را یکی از اصلی‌ترین دلایل اوج گرفتن اعتراضاتی می‌دانند که در کمتر از ۴۰۰ روز بعد به فروپاشی سلطنت در ایران انجامید.[۱][۲]

پیش زمینه[ویرایش]

مقاله ایران و استعمار سرخ و سیاه به خواست شاه و در وزارت دربار تهیه شد و برای انتشار در اختیار داریوش همایون قرار گرفت

مقاله ایران و استعمار سرخ و سیاه در وزارت دربار تهیه می‌شود و متن آن قبل از انتشار برای تأمین نظر محمدرضا شاه چند بار تغییر می‌کند. نخستین اطلاعات مربوط به این مقاله به ۱۴ دی ۱۳۵۶ برمی‌گردد که مقاله از طرف امیر عباس هویدا و وزارت دربار در اختیار داریوش همایون وزیر وقت اطلاعات و جهانگردی و دبیر کل حزب رستاخیز قرار می‌گیرد، با این قید که به دستور شخص شاه یا نخست وزیر (جمشید آموزگار) مقاله باید به سرعت در نشریات چاپ شود.[۳] آن طور که هوشنگ نهاوندی یکی از رجال دوره پهلوی می‌گوید این مقاله به پیشنهاد امیر عباس هویدا و موافقت شاه در پاسخ به سخنرانی‌های آیت الله خمینی به صورت نوار کاست در کشور منتشر می‌شد نوشته شد.[۴]

انتشار[ویرایش]

عصر روز ۱۶ دی ۱۳۵۶ نامه‌های لاک و مهر شده محتوی مقاله ایران و استعمار سرخ و سیاه از وزارت اطلاعات و جهانگردی به دو روزنامه اطلاعات و کیهان می‌رسد تا در شماره روز بعد به مناسبت سالگرد کشف حجاب به چاپ برسد. وقتی که قائم مقام روزنامه اطلاعات از محتوای مقاله آگاهی می‌یابد با داریوش همایون (وزیر وقت اطلاعات) تماس گرفته و در مورد تبعات انتشار مقاله‌ای تا این حد تحریک کننده هشدار می‌دهد که با تهدید همایون مجبور به چاپ و انتشار این مقاله در صفحه هفتم (صفحه نظرها و اندیشه‌ها) می‌شود. اما در مورد روزنامه کیهان وقایع مسیری متفاوت پیدا می‌کند در غیاب سردبیر و معاون ارشد وی در روز ۱۶ دی ماه هوشنگ اسدی از اعضای تحریریه نامه را تحویل می‌گیرد و بعد از چند تماس تلفنی موفق به یافتن مصطفی مصباح زاده (سردبیر) می‌شود و متن مقاله را برای وی می‌خواند، هر دو نفر تصمیم می‌گیرند به رغم فشارها از انتشار مقاله خودداری کنند و حتی اگر لازم است استعفا دهند، به این ترتیب مقاله در ۱۷ دی در روزنامه کیهان چاپ نمی‌شود.[۵][۶]

نویسنده[ویرایش]

مقاله با نام مستعار احمد رشیدی مطلق نوشته شده بود و از نخستین روزهای پس از انتشار در مورد نویسنده اصلی آن ابهام وجود داشت، ابهامی که تا امروز نیز ادامه دارد و از افراد مختلفی به عنوان نویسنده این مقاله اسم برده می‌شود.

  • فرهاد نیکوخواه: به گفته اردشیر زاهدی، فرهاد نیکو خواه که معاون مطبوعاتی امیر عباس هویدا بود مقاله را به خواست شاه و هویدا تهیه کرده است.
  • داریوش همایون: وی شخصاً این مسئله را تکذیب کرده و عنوان داشته بدون اطلاع از محتویات صرفاً پاکت نامه را در اختیار دو روزنامه کیهان و اطلاعات قرار داده است.[۷]
  • محمدرضا شاه: بعضی رسانه‌ها هم از شخص شاه به عنوان نویسنده مقاله یاد کردند، هر چند منابع معتبری این ادعا را تأیید نمی‌کنند ولی اتفاق نظر بر سر اطلاع شاه از محتوای مقاله و دستور مستقیم دربار وجود دارد.[۸][۹]

محتوا[ویرایش]

مالکان که برای ادامه تسلط خود همواره از ژاندارم تا وزیر و از روضه‌خوان تا چاقوکش را در اختیار داشتند، وقتی با عدم توجه عالم روحانیت و درنتیجه مشکل ایجاد هرج و مرج علیه انقلاب روبرو شدند و روحانیون برجسته حاضر به همکاری با آنها نشدند، در صدد یافتن یک «روحانی» برآمدند که مردی ماجراجو و بی اعتقاد و وابسته و سرسپرده به مراکز استعماری و بخصوص جاه‌طلب باشد و بتواند مقصود آن‌ها را تأمین نماید و چنین مردی را آسان یافتند.

متن مقاله ایران و استعمار سرخ و سیاه

نویسنده با یادآوری رویدادهای ۱۵ و ۱۶ خرداد ۱۳۴۲ آن را تلاش مشترک عناصر مذهبی (استعمار سیاه) و چپ (استعمار سرخ) برای مقابله با طرح‌های انقلاب سفید معرفی می‌کند، در این مقاله‌ها عناصر حزب توده ورشکستگان سیاسی نامیده می‌شوند که تلاش دارند نظر علمای برجسته مذهبی را به خود جلب کنند که با ناکام ماندن در این امر به سراغ یک روحانی ماجرا جو، بی اعتقاد، سرسپرده به مراکز استعماری و جاه طلب یعنی آیت الله خمینی می‌روند و او را با اهداف خود ضد انقلاب سفید همراه می‌کنند.

در ادامه آیت‌الله خمینی فردی معرفی می‌شود که با وجود حمایت‌های خاص در سلسله مراتب مذهبی جایگاهی به دست نیاورده و در نتیجه در پی شهرت تلاش دارد خود را وارد سیاست کند، در این مقاله ادعا می‌شود روح‌الله خمینی مدتی در هندوستان به سر برده و با مراکز استعماری انگلیس ارتباطاتی داشته و حمایت مادی و معنوی هم دریافت می‌کرده.

پیامدها[ویرایش]

تصویرسازی تبلیغاتی با موضوع تظاهرات ۱۹ دی ماه ۱۳۵۶ در شهر قم

فردای انتشار مقاله جو غالب حوزه‌های علمیه در قم متشنج بود و کلاس‌های درس به تعطیلی کشیده شد در روز نوزده دی بازار قم هم به حوزه پیوست هواداران آیت‌الله خمینی به دفتر حزب رستاخیز، دفتر روزنامه اطلاعات و روزنامه فروشی‌ها حمله کردند، با دخالت نیروهای دولتی خشونت بالا گرفت و در تیراندازی نیروهای نظامی بر اساس گزارش ساواک ۶ نفر[۱۰][۱۱] کشته شدند. اعتراضات و درگیری‌ها در روز ۲۰ دی هم در شهرهای تبریز، اصفهان و مشهد با شدت کمتری ادامه یافت.[۱۲][۱۳] از نظر بسیاری اعتراضات به انتشار این مقاله نخستین جرقه برای شعله‌ور شدن انقلابی بود که در بهمن ۱۳۵۷ به فروپاشی رژیم پهلوی و انقراض سلطنت در ایران انجامید.[۱۴]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]