جبهه ملی ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جبههٔ ملّی ایران
سخنگو دکتر داوود هرمیداس باوند
بنیانگذار دکتر محمد مصدق
رئیس هیئت رهبری ادیب برومند
بنیانگذاری ۱۹۴۹
روزنامه پیام جبهه ملی ایران
مرام ملی‌گرا
دموکرات
سکولار
کشور  ایران
وبگاه
jebhe.net
دکتر مصدق نخستین رهبر جبهه ملی ایران

جبهه ملی ایران سازمان سیاسی ملی‌گرای فعال در ایران است.

محتویات

پیدایش[ویرایش]

نهضت ملی‌شدن نفت

دربار

محمدرضاشاه پهلوی
ثریا اسفندیاری
اشرف پهلوی
تاج‌الملوک

نخست‌وزیران

محمدعلی فروغی
علی سهیلی
احمد قوام
محمد ساعد
مرتضی قلی بیات
ابراهیم حکیمی
صدرالاشراف
عبد الحسین هژیر
علی منصور
حاجیعلی رزم‌آرا
حسین علاء
احمد قوام
محمد مصدق
فضل‌الله زاهدی
حسین علا
منوچهر اقبال
علی امینی

چهره های مهم

محمد مصدق
آیت‌الله کاشانی
آیت‌الله بهبهانی
محسن پزشکپور
محمدرضا عاملی تهرانی
نواب صفوی
احمد کسروی
کریم سنجابی
علی شایگان
حسین مکی
عباس خلیلی
اللهیار صالح
داریوش فروهر
سرتیپ افشارطوس
حسین فاطمی
احمد زیرک‌زاده

کاترین لمبتون
تیمور بختیار
خلیل ملکی
مظفر بقائی
اسدالله رشیدیان
اسکندر آزموده
شعبان جعفری
نعمت‌الله نصیری
شاپور ریپورتر
کرمیت روزولت
نورمن شوارتسکف
سیدضیاءالدین طباطبائی

احزاب و گروهها

سیا
ام آی ۶
جبهه ملی ایران
حزب پان ایرانیست
حزب توده ایران
حزب ملت ایران
حزب ایران
حزب سومکا
حزب دموکرات
فدائیان اسلام
شرکت نفت ایران و انگلیس

وقایع مهم

صنعت نفت ایران
ایران جنگ جهانی دوم
کمیسیون مخصوص نفت
ملی شدن صنعت نفت
قرارداد دارسی
قرارداد ۱۹۳۳
قرارداد گس-گلشائیان
قرارداد کنسرسیوم
رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱
رویداد ۹ اسفند ۱۳۳۱
انحلال مجلس
کودتای ۲۸ مرداد

در اسفند ۱۳۲۷ محمد رضا پهلوی با استناد به قانون، مجلس شورای ملی را به منظور پیشبرد اصلاحاتی که در نظر داشت منفصل کرد. سپس اقدام به تشکیل سیستم پارلمانی دومجلسی (علیا و سفلی) که در قانون مشروطه سال ۱۲۸۵ نوشته شده بود اما مجلس سنا (علیا) هرگز تشکیل نشده بود کرد. در مجلس‌های دو مجلسی، سنا اقلیت هستند و انتظار می‌رفت که طرفدار شاه باشند. اما انتخابات عمومی مجلس سفلی که اکثریت هستند در تیر ۱۳۲۸ شروع شد. در پی قالب کاری تصویب شده در قانون مشروطه ۱۲۸۵، شاه شروع به تعیین ۳۰ سناتور از ۶۰ سناتور کرد. در مقابل انتخاب سلطنت طلبان نزدیک به شاه توسط او، و نگرانی‌ها دربارهٔ تقلبش در انتخابات عمومی، محمد مصدق در ۲۴ مهر ۱۳۲۸ (۱۳ اکتبر ۱۹۴۹) از مردم درخواست اعتراض رسمی کرد. هزاران نفر از عمارت مصدق تا باغ کاخ سلطنتی راهپیمایی کردند. در آنجا، در یک نشست با وزیر امور داخله عبدالحسین هژیر، ۲۰ سیاستمدار رادیکال مخالف به رهبری مصدق خواستار توقف مداخله شاه و ممانعت او از انتخابات آزاد شدند. بعد از سه روز تحصن مخالفان، آنها از هژیر قول گرفتند که انتخابات به صورت منصفانه برگزار شود. در آنجا بلافاصله، کمیته ۲۰ نفره از ائتلاف جبهه ملی تشکیل شد یعنی در ۲۷ یا ۲۸ مهر ۱۳۲۸. در چند هفته بعد، انتخابات با تقلب به چالش کشیده شد و در این جریان، هژیر در ۱۳ یا ۱۴ آبان ۱۳۲۸ توسط فدائیان اسلام به قتل رسید.[۱]


هیئت مؤسس جبهه ملی ۱۹ نفر بودند که عبارت‌اند از: محمد مصدق، احمد ملکی (مدیر روزنامه ستاره)، محمدحسن کاویانی، دکتر کریم سنجابی، احمد زیرک‌زاده، عباس خلیلی (مدیر روزنامه اقدام)، عمیدی نوری (مدیر روزنامه داد)، سید علی شایگان، شمس الدین امیر علائی، سید محمود نریمان، ارسلان خلعتبری (شهردار تهران سال ۱۳۳۰)، غروی، ابوالحسن حائری‌زاده، حسین مکی، مظفر بقائی، عبدالقدیر آزاد، محمدرضا جلالی نائینی (مدیر روزنامه کشور)، حسین فاطمی، مشاراعظم. (هنگام کودتای ۲۸ مرداد از این گروه تنها ۳ یا ۴ نفر با مصدق بودند. بقیه یا کنار رفتند و یا آشکارا علیه جنبش ملی ایران قیام کردند و به کودتا پیوستند)

با پیوستن حزب ایران و سازمان پان ایرانیسم، حزب پان ایرانیست به رهبری پزشکپور، نهضت خداپرستان سوسیالیست (جمعیت آزادی مردم ایران) به رهبری حسین راضی و محمد نخشب و حزب ملت ایران به رهبری داریوش فروهر و بعدها برخی از هواداران خلیل ملکی، جبهه ملی به صورت مهم‌ترین سازمان سیاسی ملی‌گرای ایران در جریان نهضت ملی شدن نفت در آمد.[۲][۳]

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و دستگیری رهبران وفادار به دکتر مصدق فعالیت این جبهه متوقف شد. اگرچه بعضی از فعالان آن در نهضت مقاومت ملی به مبارزه با حکومت ادامه دادند.

نهضت مقاومت ملی[ویرایش]

نوشتار اصلی: نهضت مقاومت ملی

شب بعد از کودتا حزب مردم ایران جلسه‌ای تشکیل می‌دهد و از دکتر محمد مصدق اعلام پشتیبانی می‌کند. ایدهٔ اولیه ایجاد تشکلی برای مقابله با کودتا به ذهن محمد نخشب رسید و با مذاکراتی که با آیت الله سیدرضا زنجانی با حضور حسین شاه حسینی و ابراهیم کریم آبادی انجام شد توانستند قدم‌های نخست را در شرایط خفقان پس از کودتا محکم و استوار بردارند. هسته اولیه تشکیل دهنده نهضت مقاومت ملی شامل دکتر محمد نخشب، حسین شاه حسینی و آیت الله سیدرضا زنجانی و ابراهیم کریم آبادی بود.[۴] پس از موافقت آیت الله سید رضا زنجانی بیش از ۲۰۰ نسخه اعلامیه دست‌نویس با عنوان «نهضت ادامه دارد» تهیه و شبانه توسط آیت الله سید رضا زنجانی، حسین شاه حسینی و عباس رادنیا در بازار، خیابان شاپور و فرعی‌های خیابان فرهنگ پخش شد. چند روز بعد آیت الله سیدرضا زنجانی از نمایندگان احزاب سیاسی در خواست نمود تا در جلسه‌ای در منزل ایشان شرکت نمایند.

در آن جلسه برای دعوت از نمایندگان مورد اعتماد احزاب و گروه‌های ملی و مذهبی، برای عضویت در سازمان جدید، مذاکره و تبادل نظر شد. در این جلسه، دکتر محمد نخشب (حزب مردم ایران)، خرگامی (نماینده حزب ایران)، مهندس عظیما (حزب ملت ایران)، حاج حسن قاسمیه، مهندس بازرگان، حسین شاه حسینی، صدر الحفاظی، احمد توانگر و مهندس وفایی حضور داشتند در این جلسه دکتر شاپور بختیار پیشنهاد داد نام نهضت مقاومت که برگرفته از مبارزات فرانسه در جنگ دوم جهانی بود بر آن نهاده شود و در تکمیل آن ناصر صدر الحفاظی پیشنهاد داد نام نهضت مقاومت ملی بر این حرکت نهاده شود.[۵]

پس از چندی به درخواست آیت الله حاج سید رضا زنجانی نظر حقوقی نهضت توسط دکتر عبدالله معظمی تنظیم شده و در منزل آیت الله سیدرضا زنجانی به تصویب اکثریت اعضا می‌رسد. نهضت مقاومت ملی در روزهای بعد توانست با بررسی و تحلیل رویدادهای پیش و پس از کودتای ۲۵ مرداد و نیز روزهای سرنوشت‌ساز ۲۵ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و درک علل شکست نیروهای ملی در کودتای انگلیسی-آمریکایی، قدرت و امکانات خود را برای مبارزه به درستی ارزیابی نماید. این سازمان اعتقاد داشت که استراتژی استعمارگران در زمینه اجرای کودتا مبتنی بر اهداف زیر است:[۶]

  1. اهداف کوتاه مدت براندازی دولت محمد مصدق، بازگردانیدن محمد رضا شاه و دوام سلطنت، تضمین سلطه آمریکا و انگلستان و تصویب قرارداد کنسرسیوم.
  2. اهداف دراز مدت سرکوب نهضت ملی ایران و ریشه کن ساختن آن به نحوی که تجربه ایران در هیچ کشور صادرکننده نفت تکرار نشود تا منافع اقتصادی و استراتژیک نفت در آینده مورد مخاطره قرار نگیرد.

تعدادی از فعالان جوان جبهه ملی در سازمان مخفی و نوبنیاد نهضت مقاومت ملی با همگامی اعضای حزب مردم ایران (دکتر محمد نخشب) عضویت داشتند و پس از اندک مدتی حزب ایران و حزب پان ایرانیست بدان پیوستند و نمایندگان احزاب ملی (حزب ایران، حزب مردم ایران، حزب ملت ایران و حزب سوسیالیست - دکتر محمدعلی خنجی و دکترمسعود حجازی) و نمایندگان بازار و دانشگاه تهران اعضای کمیته مرکزی را انتخاب کرده و سپس ساختار تشکیلاتی نهضت را به تصویب رسانید.[۷] این نهضت که در برنامه‌های تبلیغاتی خود پیروی از راه مصدق و آرمان‌های او را عامل تعیین کننده اتحاد و همبستگی مردم در جهت ادامه مبارزه علیه رژیم کودتا می‌دانست اهدافش را به شرح زیر اعلام نمود:[۸]

  • ادامه نهضت ملی و اعاده حیثیت استقلال ایران و برقراری حکومت ملی
  • مبارزه با حکومتهای دست نشانده خارجی اعم از انگلیس و روس و آمریکا
  • مبارزه با حکومتهای دست نشانده خارجی و عمال فساد

جبهه ملی دوم[ویرایش]

تصویر جمعی از اعضای شورای مرکزی جبهه ملی دوم

با رشد نارضایتی‌ها و گشایش نسبی فضای سیاسی ایران در سال ۱۳۳۹ رهبران و اعضا و هواداران جبهه ملی دوباره فعالیت سیاسی خود را از سر گرفتند. جبهه ملی در سال ۱۳۴۱ نخستین و بزرگترین کنگره خود را برگزار نمود. ریاست کنگره با الله‌یار صالح بود. از برگزیدگان این کنگره می‌توان به کاظم حسیبی، الله‌یار صالح، کریم سنجابی، شاپور بختیار، غلامحسین صدیقی، داریوش فروهر، مهدی بازرگان و آیت الله محمود طالقانی اشاره داشت. پس از تلاش فعالان جبهه ملی برای برگزاری تظاهرات اعتراض آمیز در روز ششم بهمن ماه سال ۱۳۴۱ در اعتراض به برنامه همه‌پرسی انقلاب سفید شاه و ملت، جمعی از اعضای جبهه ملی دستگیر شدند.[۹]

در بهمن ماه ۱۳۴۲ و در پی صدور اعلامیه «اصلاحات آری، دیکتاتوری نه»، اکثریت اعضای شورای مرکزی و تمامی هیئت اجرایی در اعتراض به اصلاحات معروف به «انقلاب سفید» از سوی محمدرضا شاه به زندان افتادند. این دستگیری‌ها با ممنوعیت فعالیت جبههٔ ملی همراه گردید. از اوایل سال ۱۳۴۳ مبادله نامه‌هایی بین دکتر مصدق و رهبران جبهه ملی بر سر ساختار تشکیلاتی جبهه، به استعفای شورای مرکزی و اعلام انحلال جبهه ملی دوم انجامید.

جبهه ملی سوم[ویرایش]

پس از آن کوشش‌هایی برای احیای جبهه ملی صورت گرفت که گاه به جبهه ملی سوم معروف است. دکتر مصدق با ادامه تماس با نیروها و احزاب نهضت ملی تصمیم گرفت به آنان در برپایی جبهه جدیدی به رهبری خودش یاری دهد. به سبب تحت نظر بودن دکتر مصدق در احمدآباد و زندانی بودن تعدادی از رهبران نهضت مقاومت ملی مثل بازرگان، سحابی، طالقانی و... و مراقبتهای شدید امنیتی، انجام ملاقات برای سازماندهی و تدوین اساسنامه جبهه ملی سوم با مشکلات فراوانی مواجه بود با همه این دشواری‌ها اساسنامه جبهه ملی سوم در اوایل سال ۱۳۴۴ ه. ش. تدوین و مورد موافقت دکتر مصدق قرار گرفت. سید باقر کاظمی از سوی دکتر مصدق مأمور شد اساسنامه تهیه شده برای جبهه ملی را اجرایی نماید. بدین ترتیب جبهه ملی سوم در هفتم مرداد ماه ۱۳۴۴ با شرکت نهضت آزادی ایران، جامعه سوسیالیست‌ها، حزب ملت ایران و حزب مردم ایران تشکیل شد و موجودیتش را رسماً اعلام کرد و مصمم گردید با رفع نقایص گذشته بار دیگر به فعالیت سیاسی اپوزیسیون در ایران تحرکی دوباره ببخشد. اما سه هفته بعد از آن گروه خلیل ملکی و اعضای رهبری حزب سوسیالیست دکتر محمدعلی خنجی و دکتر مسعود حجازی، مهدی بازرگان، و جمعی از یارانش، داریوش فروهر از حزب ملت ایران، دکتر سامی و حسین راضی از حزب مردم ایران پس از برگزاری سومین جلسه جبهه ملی سوم دستگیر و روانه زندان شدند و بدین سان جبهه ملی سوم پیش از تولد از دنیا رفت.

ملیون به رهبری ادیب برومند و دکتر کریم سنجابی با همگامی داریوش فروهر و مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی و حسین راضی به منظور داشتن حداقل هماهنگی جلساتی را به ظاهر برای صرف نهار و یا شام در رستوران‌ها برگزار می‌کردند که عموماً بیش از ۵۰ نفر از افراد مؤثر سیاسی در آن حضور پیدا می‌نمودند. این جلسات در حقیقت متصل کننده جبهه ملی دوم و سوم به جبهه ملی چهارم در زمان انقلاب بود.

نامه سه امضایی و آغاز حرکت جبهه ملی چهارم[ویرایش]

در خرداد ۱۳۵۶ سه تن از سران جبهه ملی یعنی دکتر کریم سنجابی، داریوش فروهر و دکتر شاپور بختیار نامه‌ای به شاه نوشته و از او خواستند که برای نجات کشور به حکومت استبدادی پایان داده، به اصول مشروطیت تمکین کند.[۱۰][۱۱]

متن نامه سه امضایی ۲۲ خرداد ۱۳۵۶ به شاه:

پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی

فزایندگی تنگناها و نابسامانیهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشورچنان دورنمای خطرناکی را در برابر دیدگان هر ایرانی قرار داده که امضاء کنندگان زیر بنابر وظیفه ملی و دینی در برابرخدا و خلق خدا با توجه به اینکه در مقامات پارلمانی و قضایی و دولتی کشور کسی را که صاحب تشخیص و تصمیم بوده، مسئولیت و مأموریتی غیر از پیروی از «منویات ملوکانه» داشته باشد نمی‌شناسیم و در حالی که تمام امور مملکت از طریق صدور فرمانها انجام می‌شود و انتخاب نمایندگان ملت و انشاء قوانین و تأسیس حزب و حتی انقلاب در کف اقتدار شخص اعلیحضرت قرار دارد که همه اختیارات و افتخارات و بنابراین مسئولیتها را منحصر و متوجه به خود فرموده‌اند این مشروحه را علی‌رغم خطرات سنگین تقدیم حضور می‌نماییم.

... بنابراین تنها راه بازگشت و رشد ایمان و شخصیت فردی و همکاری ملی و خلاصی از تنگناها و دشواریهائی که آینده ایران را تهدید می‌کند ترک حکومت استبدادی، تمکین مطلق به اصول مشروطیت، احیاء حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، انصراف از حزب واحد، آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان و تبعید شدگان سیاسی و استقرار حکومتی است که متکی براکثریت نمایندگان منتخب از طرف ملت باشد و خود را بر طبق قانون اساسی مسئول اداره مملکت بداند.

بیست و دوم خرداد ۱۳۵۶

دکتر کریم سنجابی، دکتر شاپور بختیار، داریوش فروهر[۱۲]

پس از آن شاپور بختیار در ۶ شهریور ماه ۱۳۵۶ نامه‌ای به آیت‌الله خمینی (از طریق دکتر ابوالحسن بنی صدر) نوشت و در آن از ایشان در خواست حمایت و راهنمایی می‌کند.[۱۳] این نامه بعد از انقلاب در میتینگ ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ برای بار اول توسط دکتر بنی صدر خوانده می‌شود و دکتر شاپور بختیار در کتاب خاطراتش ان را تصدیق می‌کند.

اتحاد نیروهای جبهه ملی چهارم[ویرایش]

فعالیت‌های اولیه برای حضور و تشکیل اتحادنیروهای ملی با حضورنهضت آزادی، حزب مردم ایران، سوسیالیست‌های نهضت ملی ایران، حزب ایران و حزب ملت ایران آغاز گردید اما به دلیل برخی ازاختلافات باقی‌مانده از کنگره و دیدگاه‌ها به نتیجه نرسید. سرانجام جبهه ملی فعالیتهایش را در۲ آبان ۱۳۵۶ بصورت رسمی از سر گرفت و روز بیست و هشتم آبان ماه، اتحاد نیروهای جبهه ملی طی صدور بیانیه‌ای اعلام موجودیت کرد. به موجب این اعلامیه سوسیالیست‌های نهضت ملی ایران، حزب ایران و حزب ملت ایران عناصر متشکله جبهه ملی چهارم بودند.

اعضای اولیه شورای جبهه ملی چهارم عبارت بودند از:احمد مدنی، کریم سنجابی، ادیب برومند، شاپور بختیار، داریوش فروهر، ابوالفضل قاسمی، حسین شاه حسینی، رحیم شریفی لطف آبادی، حبیب‌الله ذوالقدر، عبدالرحمن برومند، کاظم حسیبی، مهدی آذر، یحیی صادق وزیری، شهاب فردوس، قاسم لباسچی، خسرو سیف، کشاورز صدر، ابوالفضل تولیت، اسدالله مبشری کاظم حسیبی، جهانگیر حقشناس، احمد زیرک‌زاده، محمود مانیان، شانه چی، شمس‌الدین امیرعلائی.[۱۴][۱۵] مهندس کاظم حسیبی بعنوان رئیس شورای مرکزی انتخاب شد و هیئت اجرایی عبارت بودند از: دکتر کریم سنجابی رئیس و دبیر هیئت اجرایی، دکتر شاپور بختیار رئیس تشکیلات، داریوش فروهر مسوول تبلیغات و انتشارات و سخنگو، رضا شایان مسوول مالی واسدالله مبشری مسوول بازرسی بعنوان اعضای کمیته مرکزی انتخاب شدند.[۱۶][۱۷] [۱])[۱۸]

با توجه به گذشت زمان و پیشرفت وضعیت جبهه ملی و انقلاب در ۳۰ تیر ۱۳۵۷ «اتحاد نیروهای ملی» به «جبهه ملی چهارم» تغییر نام یافت.[۱۹]

جبهه ملی ایران در جلسه شورای مرکزی خود تصویب نمود که دریافت هر گونه حکم نخست وزیری از شاه برای اعضا ممنوع می‌باشد. با توجه به موقعیت خاص کشور، دکترکریم سنجابی در آبان ۱۳۵۷ از سوی شورای مرکزی مأموریت یافت که به کنگره جهانی حقوق بشر در کانادا اعزام شود اما در توقفی که در پاریس داشت به دیدار آیت الله خمینی در پاریس رفت و از ادامه سفر منصرف شدو پس از دیدار با آیت‌الله خمینی خواستار تغییر رژِم بر اساس همه پرسی گردید. این بیانیه در هیئت اجرایی با رای مثبت سنجابی، دکتر مبشری و فروهر در برابر ۲رای منفی بختیار و شایان به تصویب رسید.

متن بیانیه اعلام مواضع دکتر سنجابی بدین شرح است:

بسمه تعالی

یکشنبه چهارم ذیحجه ۱۳۹۸ مطابق با چهاردهم آبانماه ۱۳۵۷

  1. سلطنت کنونی ایران با نقض مداوم قوانین اساسی و اعمال ظلم و ستم و ترویج فساد و تسلیم در برابر سیاست بیگانه فاقد پایگاه قانونی و شرعی است.
  2. جنبش ملی اسلامی ایران با وجود بقای نظام سلطنتی غیرقانونی، با هیچ ترکیب حکومتی موافقت نخواهد کرد.
  3. نظام حکومت ملی ایران باید بر اساس موازین اسلام و دموکراسی و استقلال به وسیله مراجعه به آراء عمومی تعیین گردد.

دکتر کریم سنجابی[۲۰]

موضع گیری جبهه ملی ایران در خصوص نخست وزیر شدن شاپور بختیار[ویرایش]

پس از اعلامیه سه ماده‌ای دکتر کریم سنجابی شورای مرکزی جبهه ملی بیانیه‌ای به شرح ذیل صادر کرده و اعلام می‌دارد که در هیچ ترکیب حکومتی شرکت نمی‌کند:

اطلاعیه

به نام خدا - هم میهنان:

استقرار حاکمیت ملی هدف جبهه ملی ایران است

ساعت شش بعد از ظهر دیروز رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور به خانه کریم سنجابی رئیس و دبیر کل هیئت اجرایی جبهه ملی ایران مراجعه کردند و ایشان را به کاخ نیاوران برای دیدار پادشاه بردند. دکتر کریم سنجابی در این دیدار ضمن تشریح اعلامیه چهارم آبان ماه ۱۳۵۷ صادر شده در پاریس تأکید نمودند که بنا بر بند دو اعلامیه مذکور در اوضاع کنونی، جبهه ملی ایران در هیچ ترکیب حکومتی شرکت نخواهد کرد. این دیدار مدت یکساعت به طول انجامید و کریم سنجابی ساعت هفت بعد از ظهر به خانه خود مراجعت کردند. پنجشنبه ۲۳ آذر ماه ۱۳۵۷ جبهه ملی ایران

در طی ماه‌های مهر الی آذر محمد رضا شاه علاوه بر دکتر کریم سنجابی بصورت جداگانه با سایر ملیون مانند دکتر غلامحسین صدیقی و دکتر شاپوربختیار برای تصدی نخست وزیری تماس می‌گیرد. پس از عدم پذیرش درخواست دکتر غلامحسین صدیقی مبنی بر باقی‌ماندن شاه در ایران و تشکیل شورای سلطنت، دکتر شاپور بختیار بدون اطلاع اعضای جبهه ملی حکم نخست وزیری خود را از شاه دریافت کرده و به مجلسین برده تا مورد تأیید قرار گیرد.

هیچ‌کدام از اعضای جبهه ملی با توجه به این موضوع و تخلف آشکار حاضر به همکاری با دکتر شاپور بختیار نشدند.[۲۱] بختیار علی‌رغم مخالفت جبهه ملی ایران و او بدون توجه به مصوبه قبلی شورای مرکزی مبنی بر خودداری اعضای جبهه ملی ایران از پذیرش پست نخست وزیری، این پست را قبول می‌نماید[۲۲]

پس از آن برای رسیدگی به این موضوع جلسهٔ شورای مرکزی جبهه ملی ایران که با حضور تمامی اعضای قدیمی و ذی‌نفوذ مانند: اللهیار صالح، دکتر مهدی آذر، دکتر غلامحسین صدیقی، مهندس کاظم حسیبی، دکتر مسعود حجازی، دکتر کریم سنجابی، حمید ذوالنور، اصغر پارسا، احمد زیرک زاده، دکتر شمس الدین امیر علائی، دکتر پرویز ورجاوند، ادیب برومند، حسین شاه حسینی و... برگزار می‌گردد.[۲۳][۲۴] در مورد ماده ۳ گانه اعلامی دکتر کریم سنجابی بحث شده و چون در هیئت اجرایی مورد پذیرش قرارگرفته بود در شورای مرکزی هم عدم تمکین به این موصوضوع باعث گردید که در مورد عدم همکاری جبهه ملی بادکتر شاپور بختیار رای گیری به عمل آورده و در پایان رای گیری تمامی افراد حتی بدون رای ممتنع برکناری دکتر شاپور بختیار از عضویت در جبهه ملی رای مثبت دادند.[۲۵] همچنین در حزب ایران طی بیانیه از تصمیم دکتر کریم سنجابی حمایت کرده و دکترشاپور بختیار را از مسوولیت‌های حزبی برکنار کرده ولی ادامه عضویت او در حزب ایران موکول به پلنوم حزب ایران گردید.[۲۶]

بیانیه حزب ایران در خصوص برکناری دکترشاپور بختیار از سمت‌های حزبی:

هم میهنان!

چون بر خلاف مفاد قطعنامه پلنوم روز پنج شنبه هفتم دی ماه ۱۳۵۷ حزب ایران، مشعر به اینکه با پذیرش این واقعیت عینی که بافت انقلاب عظیم و گسترده ایران اسلامی و ملهم از رهنمودهای پیشوای بزرگ روحانیت آیت الله العظمی خمینی می‌باشد و بخصوص مفهوم مواد یک و سه این قطعنامه که عیناً نقل می‌گردد.

۱- مشی سیاسی حزب ایران در جبهه ملی، اصول سه‌گانه اعلامیه ۱۴ آبان پاریس (مورد توافق آیت الله العظمی خمینی و دکتر کریم سنجابی) می‌باشد که کادر رهبری حزب همواره باید در چارچوب آن عمل نماید.

۲- حزب ایران نه تنها باید از هر گوه گروه بندی و اندیشه فرقه گرایی در داخل جبهه ملی احتراز جوید، بلکه باید با هر نوع پندار تکروی و دسته‌بندی بشدت مبارزه کند و مانند یک سازمان متعهد تابع اکثریت آراء جبهه ملی باشد و نشان دهد که از حیث وحدت خواهی و جانبداری از جبهه ملی ایران و دبیر کل دکترکریم سنجابی در صف اول مبارزه قرار دارد.

شاپور بختیار بدون هیچگونه مأموریتی از طرف حزب اقدام به قبول زمامداری کرده‌اند، لذا بدین وسیله اعلام می‌شود که ایشان از کلیه سمت‌هایی که در حزب داشتند برکنار می‌گردند و اتخاذ تصمیم در مورد ایشان موکول به پلنوم آینده حزب ایران خواهد بود.

یک شنبه ۱۰ دیماه، هیئت اجرائیه حزب ایران

[۲۷]

در بیانیه جبهه ملی ایران در خصوص برکناری شاپور بختیار چنین آمده‌است:

طبق گزارشهای رسیده شاپور بختیار عضو جبهه ملی ایران بدون رعایت انضباط سازمانی مأموریت تشکیل دولت را پذیرفته‌اند. جبهه ملی ایران به آن سان که اعلام داشته‌است نمی‌تواند با وجود نظام سلطنتی غیرقانونی با هیچ ترکیب حکومتی موافقت نماید.

شورای مرکزی جبهه ملی ضمن مخالفت شدید با اقدام شاپور بختیار به آگاهی همگان می‌رساند که در این شرایط تشکیل دولت از طرف ایشان به هیچ روی با مصوبات آرمانی و سازمانی جبهه ملی ایران سازگاری ندارد و به این دلیل از عضویت جبهه ملی ایران برکنار می‌شود"[۲۸] [۲]

انقلاب[ویرایش]

در جریان انقلاب جبهه ملی فعالیت خود را از سر گرفت. دیدار دکتر کریم سنجابی از رهبران جبهه ملی با آیت‌الله خمینی در فرانسه اگرچه بعدها با انتقادات زیادی روبرو شد اما نشانگر عزم راسخ جبهه ملی برای شرکت در آینده سیاسی ایران بود.

در ۲۲ اسفند ۱۳۵۷ با توجه به فضای باز به وجود آمده ناشی از انقلاب، دکتر کریم سنجابی به همراه مهندس کاظم حسیبی طی اعلامیه از عموم مردم برای مشارکت در بازسازی جبهه ملی ایران دعوت به مشارکت نمودند و خواستار حضور احزاب ملی‌گرا در جبهه ملی ایران شدند. مهندس کاظم حسیبی در اولین جلسه شورای مرکزی جبهه ملی به اتفاق آرا به سمت رئیس شورای مرکزی انتخاب شد. او این سمت را تا پایان دوره جبهه ملی چهارم بر عهده داشت.

اعضای جبهه ملی ایران مانند سایر گروه‌های اپوزیسیون غیر مذهبی در شورای انقلاب عضویت نیافتند. دکتر کریم سنجابی در این مورد می‌گوید: آیت‌الله مطهری و آیت‌الله بهشتی از طرف آیت‌الله خمینی از او برای شرکت در شورای انقلاب دعوت کردند ولی وی نپذیرفت.[۳][۲۹]

اما جبهه ملی ایران در کابینه مهندس مهدی بازرگان شرکت جست و دکتر کریم سنجابی، علی اردلان، داریوش فروهر و دکتر احمد مدنی (به ترتیب وزیر امور خارجه، وزیر اقتصاد، وزیر کار، وزیر دفاع) به عنوان وزرای کابینه حضور داشتند[۳۰] و حسین شاه حسینی نیز مسوولیت سازمان تربیت بدنی را پذیرفت اما پس از مدت کوتاهی دکتر کریم سنجابی (۱۳۵۸/۱/۲۷) از کابینه کناره گیری نمود.

انشعاب و ائتلاف[ویرایش]

در۳۱ خرداد ۱۳۵۸ حزب ملت ایران به دبیر کلی داریوش فروهر مصاحبه‌ای ترتیب داده و اعلام می‌دارد که: حزب ملت ایران بر پایه پان ایرانیسم از جبهه ملی خارج می‌شود.[۴]

پس از استعفای دکترکریم سنجابی از سمت وزارت خارجه دولت موقت، دکتر غلامحسین صدیقی همکاری خود را با جبهه ملی دوباره آغاز می‌کند و یکی از شروط اصلی دکتر غلامحسین صدیقی تشکیل هیئت رهبری (به منظور حذف سمت دبیرکل) وایجاد هیئت اجرائی جداگانه بود که با اصلاح اساسنامه این شروط محقق می‌گردد. در ۱۷ خرداد ۱۳۵۸ دکتر غلامحسین صدیقی در جلسه شورای مرکزی جبهه ملی حضور می‌یابد و بعد از اندک زمانی شورای مرکزی چندین نفر دیگر را نیز جهت تقویت خود و تکمیل به عضویت انتخاب می‌کند.[۳۱] یکی دیگر از افرادی که در اردیبهشت ۱۳۵۸ دوباره به جبهه ملی پیوست اصغر پارسا بود او شرط اصلی خود را برای حضور دوباره در جبهه ملی کناره گیری جبهه ملی از حکومت و برگشتن به خط مشی جبهه ملی یعنی جدایی دین از حکومت اعلام نمود.[۵]

اصغر پارسا در این مورد چنین می‌گوید:

جبهه ملی ایران از ابتدای تشکیل، دین و حکومت را جدای از یکدیگر می‌دانسته و من پیوسته چه در زندان‌های دوران محمدرضا شاه و یا جمهوری اسلامی و چه سال‌هایی که آزاد بودم به این امر مهم توجه داشتم. جوانانی که امروزه سن و سالی از آنها گذشته اگر دوران زندان قصر را در سالهای ۴۱ و ۴۲ بخاطر آورند اعتقاد مرا به این موضوع خوب می‌دانند و در زندان هم با بعضی از اعضای جبهه ملی چون مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی اختلاف عقیده‌ای که داشتم در موضوع حکومت و دیانت بود و حکومت ملی و حکومت دینی را دو مقوله متفاوت می‌دانستم. در دوران انقلاب من با شرکت کردن جبهه ملی در دولت موقت انتخاب شده از سوی آیت‌الله خمینی مخالف بودم و در حضور مرحوم الله یار صالح به مرحوم دکتر کریم سنجابی گفتم من با حکومت شاه مخالف بوده و هستم و تا شما که دبیرکل جبهه ملی هستید لااقل از دولت موقت خارج نشوید کاری با فعالیت‌های شما بنام جبهه ملی ندارم و مدتی بعد در اردیبهشت ۱۳۵۸ روزی به مرکز تشکیلات جبهه ملی واقع در خیابان کارگر پای نهادم که چند روزی از استعفای دکتر کریم سنجابی از دولت می‌گذشت و جبهه ملی در خصوص گرایش بقدرت رسیدگان به استبداد با نگاهی انتقادی می‌نگریست و نظر غالب در شورای جبهه ملی این بود که حکومت دینی راه حل مشکلات جامعه نیست.[۶]

هیئت رهبری اولیه جبهه ملی منتخب شورای مرکزی عبارت بودند از: دکتر کریم سنجابی، ادیب برومند، اصغر پارسا، دکتر غلامحسین صدیقی و دکتر یوسف جلالی موسوی. اصغر پارسا نیز در سمت سخنگوی جبهه ملی ایران انتخاب می‌گردد.[۳۲]

اما اختلافات در جبهه ملی ادامه یافت و دکتر غلامحسین صدیقی با ۶ نفر از اعضا (خازنی، فرهنگ، کریم آبادی، کشاورز صدر و مولوی) در بهمن ۱۳۵۸ از شورای مرکزی جبهه ملی و هیئت رهبری استعفاء دادند. این انشعابات و خروج‌ها باعث می‌گردد جبهه ملی که شدیداً از سوی حاکمیت تحت فشار بوده دارای موقعیتی ضعیف تر گردد.

شورای مرکزی به دنبال خروج حزب ملت ایران و استعفای دکتر غلامحسین صدیقی و یارانش که به گروه بشارت موسوم شده بودند خود را ترمیم نموده و شورای مرکزی خود را به ۳۵ نفر ارتقاء داد. در این دوران اعضای هیئت رهبری عبارت بودند از: کریم سنجابی، ادیب برومند، اصغر پارسا، دکتر علی اردلان و دکتر یوسف جلالی موسوی. جبهه ملی هفت نفر را تحت عنوان هیئت اجرایی به ریاست دکتر مسعود حجازی انتخاب می‌نماید و اصغر پارسا نیز به عنوان سخنگوی جبهه ملی و مدیر مسوول روزنامه پیام جبهه ملی ایران اعلام می‌گردد. هیئت اجرائیه جبهه ملی شامل مهدی آذر، مسعود حجازی، پرویز ورجاوند، حاج قاسم لباسچی، مهدی غضنفری، علی اکبر محمودیان و سید حسین موسویان بود. پرویز ورجاوند در هفته آخر اسفند ۵۹ از هیئت اجرائیه استعفاء داده بود و تا زمان بازداشت در دی ماه سال ۱۳۶۰ در هیچ‌یک از جلسات حاضر نمی‌شد. هر دو هیئت مشترکاً امور جبهه ملی را اداره می‌کردند.[۳۳][۳۴]

صاحب امتیاز نشریه پیام جبهه ملی (ارگان رسمی جبهه ملی) که هفته‌ای سه شماره منتشر می‌شد مهدی آذر وزیر فرهنگ کابینه محمد مصدق بود. اصغر پارسا نیز به عنوان مدیر مسوول روزنامه پیام جبهه ملی معرفی گردیده بود. این نشریه در آن زمان به تیراژ حدود ۲۰۰۰۰۰ نسخه در هر شماره رسیده بود که نشان از مقبولیت و حرفه‌ای بودن نوشتار آن داشت.

جبهه ملی و قانون اساسی[ویرایش]

جبهه ملی ایران پس از خروج دکتر کریم سنجابی و دکتر علی اردلان از هیئت دولت بصورت محسوسی از مذهبیون حاکم بر ایران فاصله گرفت و خط مشی انتقادی اصلاحی خود را ادامه داد و در مخالفت با قانون اساسی تهیه شده توسط مجلس خبرگان قانون اساسی اقدام به نشر بیانیه نمود. در همه پرسی مربوط به تأیید قانون اساسی شرکت نکرد.[۳۵][۳۶] همچنین در مورخ ۷/۹/۱۳۵۸ طی بیانیه‌ای جبهه ملی ایران نسبت به ایجاد زمینه برای سلطه استبداد در صورت اجرای قانون اساسی تهیه شده توسط مجلس خبرگان اعلام می‌نماید و مخالفت خود را با قانون اساسی اعلام می‌دارد.[۳۷] حزب ایران به عنوان یکی از احزاب مؤثر در جبهه ملی در مورخ ۶/۹/۱۳۵۸ ضمن رد نمودن قانون اساسی تهیه شده، خواستار تحریم همه پرسی تصویب قانون اساسی می‌شود.[۳۸]

گروگانگیری و تسخیر سفارت آمریکا[ویرایش]

جبهه ملی با گروگانگیری و تسخیر سفارت مخالفت نمود و پس از نشر اسناد منسوب به سفارت آن را توطئه‌ای برای انحراف انقلاب و حذف نیروهای مخالف دانست.[۳۹]

درقسمت‌هایی از مقاله تحلیلی پیام جبهه ملی در شماره ۴۹ ملی مورخه پنجم بهمن ماه ۱۳۵۹ تحت عنوان " آزادی گروگانها هدیه جمهوری اسلامی به ریگان " آمده‌است:

سرانجام دولت ایران آنچه را که بر سر جیمی کارتر به صورت چماق کوفته بود بعنوان هدیه نخستین روز آغاز ریاست جمهوری به رونالد ریگان... تقدیم نمود... هر روز به افشارگری، به پخش شایعات پرداختند و تیرهای تهمت و افتراء را بی‌دریغ و بدون فرصت و مجال دفاع به سی افراد پرتاب کردند... " تاریخ آینه ایران و آنچه از رهگذر این دروغها و فریبها نصیب مردم مظلوم ما خواهد شد نشان خواهد داد که اشغال سفارت آمریکا و گرگانگیری جز یک خیانت و خیانت آشکار به انقلاب ایران و هدفهای مردم ایران نبود...

[۷]

در سال‌های بعد نیز جبهه ملی ایران همواره گروگانگیری و تسخیر سفارت آمریکا در ایران را عملی نادرست دانسته و آن را دارای اثراتی زیانبار خوانده که غیرقابل جبران بوده‌است.[۴۰]

انتخابات اولین مجلس شورای ملی پس از انقلاب[ویرایش]

اعضای جبهه ملی در اولین دوره انتخابات شورای ملی پس از انقلاب شرکت نمودند و برخی از آنان که رای آورده بودند، یا در مجلس اعتبارنامه هایشان مورد تصویب قرار نگرفت و یا انتخابات باطل شد و یااعتبارنامه هایشان از سوی وزیر کشور صادر نشد. کاندیداهای جبهه ملی ایران در شهر تهران عبارت بودند از: کاظم حسیبی، اصغر پارسا، اسدالله مبشری، پرویز ورجاوند، عبدالکریم انواری، محمود مانیان، حسن لباسچی، عبدالعلی ادیب برومند، حسن شهیدی، ابراهیم کریم​آبادی و عبدالحسین خلیلی[۴۱]

اعضای جبهه ملی که اعتبار نامه‌های آنان مورد تأیید قرار نگرفت و یا انتخابات در حوزه آنان باطل شد عبارت بودند از: دکتر علی اردلان از حوزه انتخاباتی تویسرکان، خسرو قشقایی از حوزه انتخاباتی شیراز، دکتر احمد مدنی از حوزه انتخاباتی کرمان، دکتر کریم سنجابی از حوزه انتخاباتی کرمانشاه، ابوالفضل قاسمی از حوزه انتخاباتی درگز.[۴۲]

از میان افراد فوق دکتر علی اردلان در سوم شهریور ۱۳۶۰ به زندان افتاد و چون زیر بار مصاحبهٔ تحمیلی نمی‌رفت، تا اسفند ۱۳۶۲ به مدت دو سال و نیم در زندان ماند. دکتر علی اردلان یک بار دیگر به مدت ۳۳۳ روز در سال ۱۳۶۹ به زندان افتاد و سرانجام در ۲۱ بهمن ماه ۱۳۷۸ از دنیا رفت. خسرو قشقایی اعدام شد و دکتر مدنی و دکتر کریم سنجابی مجبور به ترک ایران شدند. ابوالفضل قاسمی نیز به حبس ابد محکوم شد ولی پس از شش سال زندان به علت کهولت سن و ناراحتی‌های قلبی و ... از زندان آزاد شد و در نهایت در اول آذر ۱۳۷۲ فوت کرد.

همچنین دکتر احمد سلامتیان از حوزه اصفهان به نمایندگی اولین دوره مجلس شورا ملی پس از انقلاب انتخاب شد اما پس از وقایع سال ۱۳۶۰ و به دنبال صدور حکم ارتداد جبهه ملی و حمایت از دکتر بنی صدر و مخالفت با آیت الله خمینی مجبور به ترک ایران گردید.

اعتراض علیه لایحه قصاص و حکم ارتداد[ویرایش]

پس از انقلاب، جبهه ملی در جهت برپایی یک نظام لیبرال دموکراسی گام بر می‌دارد، اما رویدادهایی که در سالهای پس از انقلاب رخ داد کاملاً در تضاد با مشی و آرمان جبهه ملی قرار داشت. بسیاری از یاران سابق جبهه ملی در برابر آرمان‌های جبهه یعنی برقراری حکومت سکولار قرار گرفتند که از آن جمله می‌توان به داریوش فروهر، اعضای گروه متین دفتری، نهضت آزادی، و افرادی ماند مهندس سحابی و افرادی که اکنون به گروه ملی مذهبی معروفند نام برد.[۴۳]

این طرفداری از حکومت روحانیون دوره کوتاهی برای جداشدگان از جبهه ملی داشت زیرا پس از تضعیف تنها تشکل سکولار دموکرات دیگر به راحتی می‌توانستند نسبت به حذف رقیب خود اقدام نهایی را شروع نمایند.[نیازمند منبع]

این رویارویی هنگام تقدیم لایحه قصاص برگرفته از احکام شرع به مجلس به اوج خود رسید. در آن هنگام جبهه ملی در اعلامیه‌ای چنین عنوان کرد:

... هموطنان شرافتمند مردم غیور و آزادیخواه ایران. در شرایطی که همه آزادیهای فردی و اجتماعی توسط هیئت حاکمه مستبد و انحصارگر زیر پا نهاده شده و استقلال مملکت در معرض خطرات جدی قرار دارد... و بالاخره در شرایطی که انقلاب بزرگ ملت را از کلیه هدفهای بنیادی خود منحرف کرده‌اند از شما دعوت می‌کنیم که ساعت ۴ بعد از ظهر روز دوشنبه بیست و پنجم خرداد ماه در گردهمایی و راهپیمایی جبهه ملی بانگ اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانیم.[۴۴]

و مردم را به راهپیمایی بر ضد سیاستهای غیرانسانی حاکمیت دعوت نمود. راهپیمایی با استقبال مردم در روزهای پایانی خرداد ۱۳۶۰ انجام شد که با درگیری‌هایی همراه بود. از صبح روز راهپیمایی آیت‌الله خمینی در برابر آن موضع گرفت و سران جبهه ملی را با فتوایی بی‌سابقه به ارتداد متهم ساخت.[۴۵] حکمی که حتی در مورد کمونیست‌ها و گروه‌های ماتریالیست هم صادر نشده بود. پس از این حکم رهبران و اعضای جبهه ملی سالها زیر بدترین فشارها، توهین‌ها و شکنجه‌ها قرار گرفتند.

متن سخنان آیت‌الله روح‌الله خمینی در مورد جبهه ملی در ۲۵ خرداد ۱۳۶۰:

من می‌خواهم ببینم که این راهپیمایی که امروز اعلام شده‌است، اساس این راهپیمایی چه هست. من دو تا اعلامیه از «جبهه ملی»، که دعوت به راهپیمایی کرده‌است، دیدم. در یکی از این دو اعلامیه، جز انگیزه‌ای که برای راهپیمایی قرار داده‌اند، «لایحه قصاص» است. یعنی مردم ایران را دعوت کردند که مقابل لایحه قصاص بایستند. در اعلامیه دیگری که منتشر کرده بودند تعبیر این بود که «لایحه غیرانسانی» ملت مسلمان را دعوت می‌کنند که در مقابل لایحه قصاص راهپیمایی کنند، یعنی چه؟ یعنی در مقابل نص قرآن کریم راهپیمایی کنند! شما را دعوت به قیام و استقامت و راهپیمایی می‌کنند در مقابل قرآن کریم. نص قرآن کریم آقایان تمام تکلیف‌ها را به جا آوردند و عمل کردند، فقط یک تکلیف مانده و آن جمهوری اسلامی را به هم زدن؟! تمام تکلیف‌هایی که بر ما و شما متوجه‌است، چه از قشر نویسندگان و روشنفکران و جبهه‌ها و نهضت‌ها و سایرین، تمام تکالیف فقط منحصر به این شده‌است که این جمهوری اسلامی را در خارج از کشورطور دیگری که هست نمایش بدهید ومردم را دعوت کنید که بر خلاف جمهوری اسلامی شورش کنند؟! دیگر همه چیز درست شده‌است، فقط این یکی مانده؟ !... من باید متأسف باشم، من باید بسیار متأسف باشم، از اینکه غیب نمی‌دانم! نمی‌دانستم در چنته اینها چه هست. من بعضی از اینها را می‌پذیرفتم؛ به ایشان هم محبت می‌کردم؛ لیکن نمی‌دانستم که اینها بر ضد قرآن هم قیام می‌کنند. او در نهایت تصریح کرد: «اینها مرتدند. جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است. بله، جبهه ملی هم ممکن است بگویند که ما این اعلامیه را نداده‌ایم. اگر آمدند در رادیو امروز بعد از ظهر آمدند در رادیو اعلام کردند به اینکه این اعلامیه‌ای که حکم ضروری مسلمین، جمیع مسلمین، را غیرانسانی خوانده، این اطلاعیه از ما نبوده؛ اگر اینها اعلام کنند که از ما نبوده، از آنها هم ما می‌پذیریم.

اتهام ارتداد تا کنون نیز در تمامی بازجویی در مورد افرادی که ارتباط خود را با جبهه ملی ایران تکذیب و از عضویت در آن اعلام انزجار و کنار گیری نکنند پابرجا بود و در کیفر خواست بیان می‌گردد.[نیازمند منبع]

دکتر مهدی مویدزاده عضو هیئت اجرایی که در ان سال‌ها مسوول سازمان جوانان بوده در جزوه جبهه ملی ایران در دهه ۶۰ در این مورد چنین می‌نویسد:

بنا برآن بود که در صورت اجتماع در میدان فردوسی سخنران اصلی کریم سنجابی باشد و در پایان قطعنامه بوسیله دکتر سید حسین موسویان عضو هیئت اجرائی و مسئول تدارکات میتینگ خوانده شود و سپس جمعیت با تکرار شعارهای از پیش تنظیم و تصویب شده بسوی دانشگاه تهران برود و در آنجا تظاهرات خاتمه یابد. از بامداد روز بیست و پنجم خرداد گروه گروه از علاقه‌مندان به جبهه ملی به سوی میدان فردوسی به حرکت درآمدند و از طرف دیگر همه نیروهای کمیته‌ها و افراد مسلح معروف به حزب‌اللهی‌ها مراکز مختلف تهران را در کنترل خود گرفتند و با شدت هرچه تمامتر افرادی را که عازم خیابانهای منتهی به میدان فردوسی بود مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند. صدها نفر بازداشت و بیمارستانها مملو از مجروحین بود. خبرگزاریهای جهانی اجتماع کنندگان در مرکز تهران و بازار را بیش از یک میلیون گزارش کردند. هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود می‌نویسد که فقط حزب‌اللهی‌ها که برای سرکوب ملی‌گراها آمده بودند پانصد هزار تن می‌شدند. میدان فردوسی صحنه جنگ و گریز بود هواداران و اعضای جبهه ملی که توانسته بودند به میدان برسند با گروهی به رهبری هادی غفاری، روحانی مشهور و قاضی خشن دادگاه‌های انقلاب مواجه شدند. او در حالی که سلاح گرمی برشال کمر خود داشت با ماشین ژیانی به میدان فردوسی آمد و بر بالای سکوئی ایستاد و به حمله بر شرکت کنندگان در تظاهرات جبهه ملی فرمان می‌داد و مکرر بر ارتداد جبهه ملی حکم می‌راند. بسیاری از جوانان و دانشجویان وابسته به جبهه ملی که مسئولیت انتظامات را در صورت برگزاری تظاهرات داشتند از سوی اطرافیان هادی غفاری مورد بازرسی بدنی قرار گرفته و در صورت کوچکترین تردید به شدت کتک خورده و توسط چند مأمور با لباس شخصی به محلی که کمیته‌ها در انتهای خیابان فردوسی آماده کرده بودند منتقل شده و پس از اذیت و آزار بسیار به بازداشتگاهها فرستاده می‌شدند. شامگاه ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ کم نبودند خانواده‌هایی که به علت به خانه برنگشتن فرزندان خود، سرگردان شده بودند و کسی پاسخگوی آنان نبود.

جبهه ملی در دهه شصت[ویرایش]

پس از اعلام حکم ارتداد، رژیم دستگیری سران و مسوولین جبهه ملی را آغاز نمود و طی یک سال اکثریت اعضای هیئت اجرایی و هیئت رهبری و شورای مرکزی جبهه ملی دستگیر شدند. سایر اعضا نیز مجبور به زندگی مخفی و یا ترک ایران شدند. در گزارش در دهه ۶۰ چه گذشت در این زمینه چنین آمده‌است:

شخصیت‌های ملی و رهبرانی که ناچار به ترک ایران شدند

در سال ۱۳۶۰ عده‌ای از اعضاء شورای جبهه ملی و مسئولین آن بازداشت شدند. در اوضاع ویژه‌ای که برجامعه حاکم بود دستگیری‌ها ادامه داشت. تنی چند از رهبران تراز اول جبهه ملی مانند دکتر سنجابی، دکتر آذر، دکتر حجازی، قاسم لباسچی، ادیب برومند و اصغر پارسا که زندگی مخفی را برگزیده بودند هر روز احتمال گرفتار شدن آنان وجود داشت. خسرو قشقایی عضو باسابقه جبهه ملی و از یاران نزدیک دکتر مصدق در سال ۱۳۶۱ به اتهام ارتباط با دولت آمریکا اعدام شد.

عده‌ای هم به زندان افتاده بودند که نامهای برخی از آنان چنین بود: علی اردلان عضو هیئت رهبری؛ منوچهر اطمینانی ازسازمان اصناف؛ هوشنگ اعتصامی فر از کارگران؛ فرهاد اعرابی از کرج؛ حسین بیک زاده از اصناف کرج؛ ابوالفضل قاسمی دبیرکل حزب ایران که قبل از ۲۵ خرداد بازداشت شده بود؛ عباس عابدی تجریشی دبیر دبیرستانها و عضو کمیته شمیران؛ محمد شاهدی ازسازمان کارمندان؛ فرهاد بیشه‌ای از سازمان جوانان؛ حسن خرمشاهی مسئول کمیته اصناف و عضو شورای مرکزی جبهه ملی (او اولین فردی بود که روز ۲۷ خرداد در میدان انقلاب بازداشت گردید)؛ مهدی غضنفری از اصناف و عضو هیئت اجرائیه جبهه ملی؛ صادق طوسی از اصناف؛ علیقلی سوزنی از بازار؛ اسدالله مبشری عضو شورای مرکزی جبهه ملی؛ سرهنگ بازنشسته ناصر مجللی عضو شورای مرکزی جبهه ملی؛ حسین نایب حسینی از کمیته اصناف؛ محمد یگانه مسئول کمیته کَن و از اصناف؛ صمد ملکی از کارمندان؛ کریم دستمالچی از بازار؛ پرویز ورجاوند عضو شورای مرکزی و هیئت اجرائیه. یادآوری می‌شود که در همان روز ۲۵ خرداد ۶۰ صدها نفر از اعضا و طرفداران جبهه ملی درکوچه و خیابان و بازار دستگیر شدند. زندانیان جبهه ملی محدود به نامبردگان نبودند و در شهرستانها هم گرو ه کثیری در زندان بسر می‌بردند، و با پژوهشهایی که در جریان است امید می‌رود که لیست اسامی همه زندانیان جبهه ملی در دهه شصت پیوست این گزارش گردد. درسالهای بعد (تاپایان سال ۶۳) دستگیری‌ها ادامه یافت و کریم سنجابی و مهدی آذر و قاسم لباسچی، مهدی مقدس‌زاده، و احمد مدنی ناچار به مهاجرت از ایران شدند. اصغر پارسا و مسعود حجازی نیز دستگیر گردیدند. [۸]

با وجود تمامی فشارها و دستگیری‌های افراد و اعضای جبهه ملی در دههه ۶۰ فعالیت جبهه ملی هرگز تعطیل نشد. در دهه ۶۰ سازمان‌های جبهه ملی ایران تحت هدایت دکتر مهدی مؤیدزاده (نماینده منتخب شورای رهبری و شورای اجرائی) بصورت غیر علنی و مخفی فعالیت نموده و همچنین ارتباط با اعضا حفظ گردید؛ اما به دلیل فشارهای وارده جبهه ملی قادر به فعالیت‌های دارای نمود خارجی نبود.[۴۶] جبهه ملی که هجوم حکومت و تعطیلی خود را قطعی می‌دانست در بیست و چهارم خرداد شصت در جلسه مشترک هیئت‌های رهبری و اجرائی جبهه ملی ایران تمامی اختیارات سیاسی و تشکیلاتی جبهه ملی را به اصغر پارسا، قائم مقام هیئت رهبری و دکتر مسعود حجازی، قائم مقام هیئت اجرائیه تفویض می‌نماید تا ضمن حذف تشکیلات و ساختار جبهه ملی در برابر سرکوبی که در راه بود راهکاری اندیشیده شود.[۴۷]

متن جزوه جبهه ملی ایران در دهه ۶۰

در مورد فعالیت‌های دهه شصت جبهه ملی منبع مستقلی وجود ندارد دکتر سید حسین موسویان رئیس هیئت اجرایی و مسوول تشکیلات جبهه ملی در نامه سرگشاده خود به شورای مرکزی در مورد فعالیت‌های علنی و آخرین نشست شورای مرکزی در دهه ۶۰ چنین می‌نویسد:

... در تابستان سال ۶۴ اعضای باقی‌مانده شورای مرکزی در جلسه‌ای که به دعوت دانشپور نایب رئیس شورا و در منزل حسین شاه حسینی تشکیل گردید گرد هم آمدند و پس از بحث و گفتگوی طولانی به این جمع‌بندی رسیدند که جبهه ملی در آن شرایط که کشور درگیر جنگ گسترده با دشمن تجاوزگر خارجی است باید فقط به کار تشکیلاتی خود ادامه دهد و تا پایان یافتن جنگ برای شروع کار سیاسی منتظر بماند.[۴۸]

جبهه ملی پنجم[ویرایش]

در حال حاضر جبهه ملی ایران درداخل کشور به ریاست ادیب برومند فعالیت دارد. جبهه ملی پنجم به دعوت ادیب برومند از سال ۱۳۷۳ مجدداً فعالیت خود را آغاز نمود. ادیب برومند به دنبال چندین ماه فعالیت برای تشکیل جلسه شورای مرکزی جبهه ملی و علی‌رغم احضار مکرر به وزارت اطلاعات جهت عدم برگزاری جلسه، سرانجام اعضا و افراد باقی‌مانده از جبهه ملی چهارم را جهت تشکیل جلسه شورای مرکزی دعوت نموده و رسماً آغاز فعالیت‌های مجدد جبهه ملی را اعلام نمود. اعضای شورای مرکزی در زمان آغاز فعالیت‌های علنی جبهه ملی (پنجم) ۱۲ نفر به شرح زیر بودند: ادیب برومند، دکتر علی اردلان، پرویز ورجاوند ناصری، دکتر سید حسین موسویان، حسین شاه حسینی، حسن لباسچی، دکتر مهدی مویدزاده، غلامرضا رحیم، منوچهرملک قاسمی، فرشید افشار، حسن خرمشاهی، اصغر فنی پور.[۴۹]

پس از گفتگوهای مفصل مقرر گردید که برای اداره امور جبهه ملی ۲ نفر از اعضای باقی‌مانده هیئت رهبری ادیب برومند و دکتر علی اردلان، ۲ نفر از اعضای هیئت اجرایی دکتر پرویز ورجاوند ناصری و دکتر سید حسین موسویان و ۲ نفر از شورای مرکزی حسین شاه حسینی و حسن لباسچی هیئت اجرایی را بصورت مشترک تشکیل دهند.[۵۰]

اندکی بعد مطابق با ساختاراساسنامه سال ۱۳۵۸ شورای مرکزی جبهه ملی اقدام به انتخاب هیئت رهبری جبهه ملی شامل:استاد ادیب برومند، مهندس نظام الدین موحد، دکتر علی اردلان و هیئت اجرایی شامل: دکترپرویز ورجاوند ناصری، دکتر سید حسین موسویان، دکترمسعود حجازی، غلامرضا رحیم و حسن لباسچی نمود. درهیات اجرایی دکتر سید حسین موسویان مسوول تشکیلات، دکتر پرویز ورجاوند سخنگوی جبهه ملی و دکترمسعود حجازی رئیس هیئت اجرایی گردیدند.[۵۱][۵۲][۵۳]

جبهه ملی و فعالیت‌های سیاسی در دهه ۷۰[ویرایش]

انتخابات مجلس پنجم[ویرایش]

جبهه ملی پنجم در سال۱۳۷۴ در نخستین مواجهه خود با انتخابات طی بیانیه‌ای خواستار آزادی احزاب -آزادی بیان و آزادی مطبوعات مخالف را پیش شرط‌های برگزاری انتخابات دانست و خواستار تحقق یافتن ان از سوی رژیم جمهوری اسلامی ایران در جهت برگزاری یک انتخابات سالم و آزاد گردید. شروط جبهه ملی ایران برای شرکت در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای اسلامی:

  • آزادی احزاب و جمعیت‌ها
  • آزادی مطبوعات موافق و مخالف
  • آزادی سخنرانی در انجمن‌ها و مجامع عمومی مانند پارک‌ها
  • آزادی پخش اطلاعیه و اوراق انتخاباتی و عکس نامزدها
  • آزادی استفاده از بلندگوهای متحرک
  • امنیت برای حضور در پای صندوق رای گیری
  • تشکیل انجمنهای اصلی و فرعی نظارت از معتمدان محلی غیر وابسته به حکومت[۵۴][۵۵]

سپس جبهه ملی در بیانیه‌های آبان ماه ۱۳۷۴ و سوم دی ماه ۱۳۷۴ نیز به دلیل عدم تحقق شروط ذکر شده امکان برگزاری یک انتخابات آزاد را منتفی دانست و اعلام نمود که در انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره پنجم شرکت نمی‌کند و به همین علت هیچ‌یک از اعضای جبهه ملی برای انتخابات ثبت نام نمی‌کنند.[۵۶][۵۷] جبهه ملی مجدداً در بیانیه‌ای انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره پنجم را تحریم کرده و اعلام نمود که نه تنها در این انتخابات شرکت نمی‌کند بلکه هیچ‌کدام از کاندیداها نیزمورد تأیید جبهه ملی ایران نمی‌باشند.[۵۸]

انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم[ویرایش]

جبهه ملی درراستای سیاست انتقادی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶نیز شرکت نکرد اما پس از آن با نوشتن نامه و نشر بیانیه خواسته‌های خود را بصورت شفاف با رئیس جمهور منتخب یعنی سید محمد خاتمی در میان گذاشت. در بهمن ۱۳۷۶ شورای مرکزی جبهه ملی طی یک نامه سرگشاده خواستار استقرار حکومت قانون، اصلاح قوانین حتی قانون اساسی در جهت استقرار حاکمیت ملی، صراحت و صداقت با مردم و گزارش امور به آنان، تأمین آزادی بیان و نشر عقاید و افکار و آزادی‌های سیاسی و اجتماعی مبارزه با سانسور، اصلاح قوانین دادگاه‌ها، تصویب قوانین حمایتی از حقوق و موقعیت زنان و اصلاحات در وزارتخانه‌ها می‌گردد. در این بیانیه ۱۲ صفحه‌ای جبهه ملی در ۹ بند به شرح مشکلات و راه کارهای ان می‌پردازد و در زمینه اقتصاد، سیاست خارجی نیروهای انتظامی و امنیتی، رادیو وتلویزیون، آزادی احزاب و... نظرات خود را بیان می‌کند.[۵۹]

انتخابات مجلس دوره ششم[ویرایش]

اما جبهه ملی در انتخابات مجلس شورای اسلامی (دوره ششم) ۱۳۷۸ روشی متفاوت را درپیش می‌گیرد و با شعار همه جا - یک نفر- یک رای - یک قدم خواستار حضور مردم در پای صندوق‌های رای می‌گردد اگرچه خودش برای این انتخابات نامزدی را اعلام نمی‌کند.[۶۰][۶۱]

ترمیم شورا و تغییرات در هیئت رهبری و هیئت اجرایی[ویرایش]

جبهه ملی در سال‌های پایانی دهه ۷۰ با درگذشت دکتر علی اردلان، حشمت الله خیاط زاده، دکتر ایرج وامقی و از دست دادن نفراتش نیاز به ترمیم در شورای مرکزی را حس کرده و طی ۲ جلسه در مورخ‌های ۲۶ و ۲۷ آبان ماه ۱۳۷۹ که به ترتیب در منزل حسین شاه حسینی و دکتر علی اردلان برگزار می‌گردد، داوود هرمیداس باوند، زعیمی، مرتضی بدیعی، ابوالفضل میر شهشهانی، غلامحسین خیر، را به سمت عضویت در شورای مرکزی انتخاب می‌کند. به این ترتیب نفرات شورای مرکزی به ۲۷ نفر ارتقاء می‌یابد.[۶۲] مدتی پس از این ترمیم انتخابات شورای رهبری، هیئت ریسه شورای مرکزی، و هیئت اجرایی برگزار می‌گردد که در انتخابت جدید اعضای هیئت رهبری به شرح زیر انتخاب می‌شوند: ادیب برومند، دکترپرویز ورجاوند، مهندس نظام الدین موحد، دکترداوود هرمیداس باوند، عباس امیر انتظام هیئت اجرایی: دکترمسعود حجازی، دکترمهدی موید زاده، غلامرضارحیم، حسن خرمشاهی، مهندس کوروش زعیمی، دکتر سید حسین موسویان،[۶۳]

پلنوم الله‌یار صالح[ویرایش]

جبهه ملی ایران در سال ۱۳۸۲ توانست پلنوم خود را تحت عنوان عنوان پلنوم شادروان الله‌یار صالح برگزار نماید.[۶۴] در این پلنوم اساس‌نامه جدید جبهه ملی ایران، اصول ۷ گانه، خط مشی جبهه ملی مشخص گردید. برای برگزاری این انتخابات هیأتی مرکب از حسین راضی، حسین شاه حسینی و دکتر خسرو سعیدی از سوی اعضای شورای مرکزی انتخاب شدند تا مقدمات برگزاری پلنوم را فراهم آورند. پس از نزدیک به یک سال تلاش، سرانجام در ۲ آبان ۱۳۸۲ پلنوم الله‌یار صالح با حضور ۸۶ نفر از منتخبین برگزار می‌گردد. پلنوم توسط ادیب برومند رئیس شورای مرکزی افتتاح گردید. ریاست سنی جلسه بر عهده حسن شهیدی قرار داشت که با توجه به عدم حضور ایشان مهندس نظام الدّین موحّد به اتفاق جوان‌ترین افراد حاضر در جلسه یعنی احمد عبدالحسنیان و رامین ناصح مسئولیت اداره جلسه تا برگزاری انتخابات هیئت رئیسه رابرعهده گرفتند. در انتخابات هیئت رئیسه ادیب برومند به سمت رئیس و مهندس موحد نایب رئیس اول و تیمسار ناصر فربد به سمت نایب رئیس دوم انتخاب شدند و خانم فرشید افشار و دکتر عباسعلی صحافیان به سمت منشی‌های جلسه انتخاب گردیدند. دراین پلنوم دکتر سید حسین موسویان رئیس هیئت اجرایی و تشکیلات گزارشی از روند فعالیت‌های جبهه ملی در چند سال اخیر داد و سپس مشترکین در پلنوم در مورد مسایل گوناگون نظرات خود رابیان کردند.

در انتهای برای سه کمسیون بازنگری در منشور، بازنگری در اساسنامه و تدوین بیانیه سیاسی پلنوم رای گیری به عمل آمد که در کمسیون بازنگری در منشور (پرویز ورجاوند، داوود هرمیداس باوند، ادیب برومند، هرمز ممیزی، منوچهر ملک قاسمی)؛ کمسیون بازنگری در اساسنامه (ادیب برومند، دکتر سید حسین موسویان، محسن فرشاد، مهندس موحد، کوروش زعیمی و کمسیون تدوین بیانیه سیاسی پلنوم (ادیب برومند، دکتر باوند، دکتر محسن فرشاد، مهندس موحد، دکتر ورجاوند) انتخاب شدند. پس از ان برای عضویت در شورای مرکزی رای گیری شد که از میان داوطلبان ترتیب آرای مأخوذه به این شرح بود:

  1. داوود هرمیداس باوند
  2. نظام الدین موحد
  3. ادیب برومند
  4. علی رشیدی
  5. مه‌لقا اردلان
  6. پرویز ورجاوند (ناصری)
  7. حسین شاه حسینی
  8. خسرو سعیدی
  9. پریچهر مبشری
  10. عباس امیر انتظام
  11. سید حسین موسویان
  12. هرمز ممیزی
  13. ناصر فربد
  14. فرشید افشار
  15. باقر قدیری اصلی
  16. منوچهر ملک قاسمی
  17. مرتضی بدیعی
  18. محسن فرشاد
  19. جمال درودی
  20. غلامرضارحیم
  21. حسین راضی
  22. حسن خرمشاهی
  23. مهدی مؤیدزاده
  24. علی اکبر نقی‌پور
  25. پرویز دبیری
  26. حسن قدیانی
  27. رامین ناصح
  28. عباسعلی صحافیان
  29. حسن شهیدی
  30. اصغر فنی پور
  31. جهانشاه برومند
  32. عیسی حاتمی
  33. اسماعیل حاجی قاسمعلی
  34. کورش زعیم
  35. ابوالفضل نیماوری
  36. محمّدحسین عزت زاده

شورای مرکزی در اولین جلسه خود پس از تشکیل ادیب برومند را به سمت رئیس و منوچهر ملک قاسمی را به سمت نایب رئیس نخست و حسین شاه حسینی را به سمت نایب رئیس دوم انتخاب نمود و همچنین فرشید افشار و حسین عزت زاده به سمت منشی جلسات انتخاب شدند. شورای مرکزی هیئت رهبری جبهه ملی را به شمول ادیب برومند (رئیس هیئت رهبری)، عباس امیرانتظام، داوودهرمیداس باوند، پرویز ورجاوند (سخنگو)، نظام الدین موحد، تیمسار ناصر فربد انتخاب نمود.

اعضای هیئت اجرائی منتخب شورا عبارت بودند از: دکتر سید حسین موسویان، مهدی مؤید زاده، کوروش زعیمی، خسرو سعیدی، مه لقا اردلان، اصغر فنی پور، غلامرضارحیم.

ترکیب فعلی سازمانی جبهه ملی ایران[ویرایش]

جبهه ملی پنجم اکنون دارای یک هیئت رهبری چهار نفره شامل (ادیب برومند، دکتر داوود هرمیداس باوند، تیمسار ناصر فربد، دکتر علی رشیدی) می‌باشد. در انتخابات نخستین دکتر ورجاوند و مهندس موحد در هیئت رهبری عضویت داشتند.[۶۵] پس از درگذشت دکتر ورجاوند، دکتر باوند به سمت سخنگویی جبهه ملی ایران انتخاب شد.

مهندس عباس امیر انتظام نیز در جلسات هیئت رهبری به عنوان مشاور حضور می‌یابند. ایشان در جریان پلنوم ۱۳۸۲ به عضویت شورای مرکزی و پس ازآن به عضویت هیئت رهبری انتخاب شدند؛ اما به دلیل برخی از از مشکلات ناشی از بیماری، با محدود کردن فعالیت‌های خویش به عنوان مشاور جبهه ملی فعالیت خود را ادامه دادند. مهندس عباس امیر انتظام در بیانیه‌ای در سال ۱۳۸۸ اعلام نمودند که در هیچ گونه حزب و گروهی عضویت ندارند.[۶۶]

جبهه ملی دارای یک هیئت اجرائیه ۳ نفره به ریاست دکتر سید حسین موسویان است؛ که دکتر مهدی موید زاده، اصغر فنی پور، دکتر سید حسین موسویان اعضای این هیئت را تشکیل می‌دهند. از اعضای اولیه هیئت اجرایی بانو مه لقا اردلان و کوروش زعیمی استعفاء و غلامرضا رحیم و خسور سعیدی فوت نموده‌اند. در حال حاضر جبهه ملی ایران دارای شانزده سازمان وابسته در داخل کشور می‌باشد که مهمترین آنان عبارتند از: سازمان مهندسان؛ سازمان پزشکان؛ سازمان زنان؛ سازمان جوانان؛ سازمان دانشجویان و...

نگارخانه جبهه ملی ایران

جلسه عمومی جبهه ملی ایران نوروز ۱۳۸۸ - سرای عبدالعلی ادیب برومند
جلسه عمومی جبهه ملی ایران نوروز ۱۳۸۸ - سرای عبدالعلی ادیب برومند

ترمیم شورای مرکزی جبهه ملی ایران[ویرایش]

در۲۸مهرماه ۱۳۹۰ سرانجام شورای مرکزی جبهه ملی ایران بر اساس اساسنامه خود اقدام به ترمیم شورای مرکزی نمود و پوریا میر مطهری، نصراله جمشیدی، جمشید وحیدا، جمشید میرعمادی، محمد ملک‌خانی، محمد اولیائی فرد و علی محمدی از اعضای سازمان‌های جبهه ملی ایران را به عضویت در شورای مرکزی جبهه ملی ایران انتخاب نمودند.[۶۷]

اعضای در شورای مرکزی ایران در سال ۱۳۹۳[ویرایش]

اعضای شورای مرکزی جبهه ملی: ادیب برومند؛ ابوالفضل نیماوری؛ اصغر فنی پور؛ پریچهر مبشری؛ ناصر فربد؛ جمال درودی؛ جواد شرف الدین؛ حسن قدیانی؛ حسین شاه حسینی؛ مه‌لقا اردلان؛ فرشید افشار؛ جهانشاه برومند؛ دکتر سید حسین موسویان؛ دکتر شاهین سپنتا؛ دکتر علی رشیدی؛ محسن فرشاد؛ محمد صادق مسرت؛ دکتر داوود هرمیداس باوند؛ باقر قدیری اصلی؛ ضیا مصباح؛ عیسی حاتمی؛ منوچهر ملک قاسمی؛ محمدحسین عزت زاده؛ کوروش زعیمی؛ مرتضی بدیعی؛ هرمز ممیزی؛ دکتر پوریا میر مطهری؛ دکترنصراله جمشیدی؛ دکتر جمشیدوحیدا؛ جمشیدمیرعمادی؛ محمدملک خانی؛ محمد اولیائی فرد؛ مهندس علی محمدی

(ازمیان منتخبین در پلنوم اللهیار صالح ۱۳۸۲ به سمت عضویت در شورای مرکزی مهندس نظام الدین موحد، دکتر پرویز ورجاوند (ناصری)، حسین راضی، غلامرضارحیم پیش از سال ۱۳۹۰و دکترخسرو سعیدی و دکتر پرویز دبیری و حسن شهیدی و دیگر اعضای شورای مرکزی در سال ۱۳۹۱ و دکترمهدی مویدزاده و مهندس اسماعیل حاج قاسم علی در سال ۱۳۹۲فوت نمودند)

در سال ۱۳۸۸ برای برگزاری پلنوم جبهه ملی، انتخابات داخلی سازمان‌ها برگزار شد و نزدیک به ۱۰۰ نفر از اعضای سازمان‌ها جهت شرکت در گنگره جبهه ملی انتخاب شدند ولی با ممانعت وزارت اطلاعات این کنگره برگزار نگردید.
در بیست و یکم اردیبهشت ماه 1394 جلسه شورای مرکزی تشکیل و هیات های سه گانه انتخاب شدند.
هیات رهبری شامل: ادیب برومند، دکتر هرمیداس باوند، حسین شاه حسینی، دکتر علی رشیدی و مهندس مرتضی بدیعی.
نواب هیات رئیسه:منوچهر ملک قاسمی و محمد صادق مسرت.
منشی ها: ضیاء مصباح و ابوالفضل نیماوری.
هیات اجرائیه: دکتر سید حسین موسویان،دکتر محسن فرشاد، دکتر جمشیدوحیدا، مه‌لقا اردلان، محمد ملک خانی، جمشید میرعمادی و حسن قدیانی.
در این جلسه مهندس هوشنگ خیراندیش، مهندس هوتن دولتی، دکتر علی حاج قاسمعلی، دکتر حسین مجتهدی، فرهاد بیشه ای و دکتر رضا گل نراقی از کاندیداهای عضویت در شورای مرکزی به عضویت شورا درآمدند.
در نخستین نشست هیات اجرائیه در تاریخ 10 خرداد 1394 انتخابات داخلی این هیات برگزار شد و دکتر سید حسین موسویان به عنوان رئیس هیات اجرائیه و مسئول تشکیلات، مه لقا اردلان به عنوان نایب رئیس، محمد ملک خانی به عنوان مسئول مالی و تدارکات، جمشید میرعمادی به عنوان مسئول بازرسی، دکتر محسن فرشاد به عنوان مسئول انتشارات و تبلیغات، دکتر جمشید وحیدا به عنوان مسئول تعلیمات و حسن قدیانی به عنوان مسئول روابط عمومی جبهه ملی ایران برگزیده شدند.[۶۸]

اصول هفت‌گانه جبهه ملی ایران[ویرایش]

اصل یکم: حفظ تمامیت ارضی، استقرار حاکمیت ملی و استقلال سیاسی برخاسته از اراده عمومی ملت ایران در نظام جمهوری مبتنی بر اصول دموکراسی، حقوق بشر و حاکمیت قانون.

اصل دوم: تأکید بر تأمین و حفظ حقوق و آزادی‌های اساسی مردم ایران به ویژه آزادی حزب‌ها، انتخابات و مطبوعات و برابری حقوق زن و مرد و مبارزه با هرگونه تجاوز به حقوق بشر.

اصل سوم: جبهه ملی ایران برای حفظ احترام به دین مبین اسلام، و همچنین فراهم شدن امکان بهره‌گیری از تمامی‌توان ملی و مردمی، بر اصل جدایی دین از حکومت تأکید می‌کند.

اصل چهارم: استقرار عدالت اجتماعی و بالا بردن سطح رفاه عمومی بر اساس جهان بینی علمی، رشد تولید، افزایش اشتغال و توزیع عادلانه درآمد ملی.

اصل پنجم: احترام به حقوق شهروندی برابر و اعتقادات دینی و آداب و رسوم و زبانها و گویش‌های تمامی مردم سرزمین ایران.

اصل ششم: تقویت و پاسداری و گسترش زبان ملی و مشترک فارسی و فرهنگ و هنرهای ملی ایران.

اصل هفتم: اتخاذ سیاست خارجی مستقل ایرانی بر پایه حفظ مصالح و منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور، پشتیبانی از اصول و هدفهای منشور ملل متحد، دوستی واحترام متقابل با همه ملت‌ها و کشورها بویژه کشورهای منطقه و مبارزه با هرگونه تروریسم فردی، گروهی و دولتی.[۶۹]

جبهه ملی در خارج از کشور[ویرایش]

تشکیل گروه‌های مختلف تحت عنوان نام جبهه ملی که برخی از آنان تحت این نام مواضعی مخالف با اهداف جبهه ملی را بیان داشته بودند جبهه ملی را واداشت که در زمان‌های گوناگون و طی بیانیه‌های مختلف اعلام نماید هیچگونه همبستگی و پیوندی با سازمان‌ها و گروه‌ها و دسته جاتی که در خارج از کشور به نام جبهه ملی تشکیل می‌شوند، ندارد و اساسااین جبهه در خارج از کشور فاقد نماینده و تشکیلات می‌باشد در این مورد در ۲۸ شهریور ماه ۱۳۷۸ در بیانیه‌ای که توسط هیئت رهبری نشر یافته بود چنین می‌خوانیم:

... هر چند گاهی افرادی در خارج کشور تصمیم به تشکیل یک سازمان سیاسی می‌گیرند، بدون سابقه شناسایی و ارتباط با جبهه ملی ایران سازمان خود را با خط مشی و هدفهایی که ناسازگار با اهداف ومبارزات قانونی این جبهه می‌باشد به نام جبهه ملی ایران اعلام می‌دارند از این برای آگاهی عموم لازم گردید خاطر نشان شود که این نوع سازمان‌ها هیچ گونه همبستگی و پیوندی با جبهه ملی ندارند و اساساً جبهه ملی در خارج کشور نمایندگی و تشکیلاتی ندارد...[۷۰]

به دنبال برخی از اظهار نظرها و مسایل پیش آمده مجدداً در دی ماه سال ۱۳۸۹ اعلام شد که جبهه ملی ایران دارای نماینده و یا سخنگو و منبع خبری خاصی در خارج از کشور نمی‌باشد.[۷۱]

ادیب برومند رئیس هیئت رهبری جبهه ملی ایران در مورد سازمان‌های جبهه ملی ایران در خارج از کشور نظر رسمی جبهه ملی را به این شرح بیان می‌دارد:

جبهه ملی ایران خود در خارج از کشور هیچ تشکیلاتی ندارد، ولی هواداران جبهه در کشورهای مختلف به تشکیل سازمان‌هایی به نام جبهه ملی دست زده‌اند که چون ما در تهران هیچ گونه وسیله‌ای برای شناسایی و کنترل سازمانی آنان نداریم، نمی‌توانیم رابطه تشکیلاتی با آنها برقرار کنیم. در هر حال، ما از همه سازمان‌هایی که در خارج از کشور به نام جبهه ملی ایران فعالیت می‌کنند انتظار داریم که منشور جبهه ملی ایران را سرلوحه اقدامات خود قرار دهند و مواضع و سیاستگذاری‌های خود را در راستای مواضع و سیاستگذاری‌های جبهه ملی ایران در تهران انجام دهند.

[۷۲] [۹]

شخصیت‌ها[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Ervand Abrahamian مارس و آوریل ۱۹۷۹. «Iran in Revolution: The Opposition Forces».  MERIP Reports (Middle East Research and Information Project (MERIP)) (75–76 Iran in Revolution): 3–8.
  2. حزب پان ایرانیسم - به روایت اسناد- شهلا بختیاری -- مرکز اسناد انقلاب اسلامی ۱۳۸۵
  3. ناسیونالیسم در ایران -ریچارد کاتم -انتشارات کویر مترجم احمد تدین
  4. Iran National Front
  5. Iran National Front
  6. اسناد نهضت مقامت ملی - انتشارت نهضت آزادی - بدون تاریخ - جلد ۱ الی ۵
  7. اسناد نهضت مقامت ملی - انتشارت نهضت آزادی - بدون تاریخ - جلد ۱ الی ۵
  8. اسناد نهضت مقامت ملی - انتشارت نهضت آزادی - بدون تاریخ - جلد ۱ الی ۵
  9. فرزند خصال خویشتن - خاطرات اصغر پارسا - نشر نی - ۱۳۸۸
  10. چهاردهم مرداد، سالگرد انقلاب مشروطه
  11. بیانیه جبهه ملی ایران- اروپا به‌مناسبت ۲۲ بهمن
  12. http://iran-egold.com/forum/archive/index.php/t-9097.html
  13. http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/08/110729_l10_bakhtiar_20th_anniv_banisadr.shtml%20BBC
  14. جبهه ملی ایران به روایت ساواک -مرکز بررسی تاریخی اسناد -ص 237 - ISBN964-5798-11-6
  15. http://saaleh110.parsiblog.com/category/جبهه+ملی/
  16. جبهه ملی ایران به روایت ساواک - مرکز اسناد تاریخی - 1379 - ISBN964-5798-11-6
  17. علی کریمی مله، «تاریخ چهل سالة جبهه ملی»، فصلنامه ۱۵ خرداد، ش ۲۱ (بهار ۱۳۷۵)‎
  18. حزب ایران به روایت اسناد ساواک - ص۳۸۹-مرکز اسناد انقلاب اسلامی - سیاوش یاری۱۳۸۴
  19. http://saaleh110.parsiblog.com/category/جبهه+ملی/
  20. خاطرات دکتر سنجابی - تاریخ شفاهی هارواد -امیدها و ناامیدی ها
  21. امیدها و ناامیدی‌ها - تاریخ شفاهی ماروارد - دکتر کریم سنجابی
  22. ۳۷ سال پس از ۳۷ روز -- دکتر شاپور بختیار - فرانسه
  23. یک رنگی -- شاپور بختیار به اهتمام مهشید امیر شاه
  24. در راه انقلاب و مأموریت دشوار من در فرانسه -- دکتر اسدالله مبشری - نشر دهخدا - ۱۳۶۲
  25. راه انقلاب و مأموریت دشوار من در فرانسه -- دکتر اسدالله مبشری - نشر دهخدا - ۱۳۶۲
  26. یک رنگی -- شاپور بختیار به اهتمام مهشید امیر شاه
  27. روزنامه کیهان مورخ ۱۳۵۷/۱۰/۱۶
  28. بیانیه جبهه ملی ایران ۹ دی ۱۳۵۷ در خصوص دکتر شاپور بختیار و پذیرش نخست وزیری توسط ایشان - ۱۳۵۷
  29. امیدها و ناامیدی‌ها - خاطرات دکتر سنجابی -تاریخ شفاهی هاروارد
  30. امیدها و ناامیدی‌ها - خاطرات دکتر سنجابی -تاریخ شفاهی هاروارد - نوار ۲۶
  31. همه هستی من نثار ایران -ص۴۸-چاپخش- ۱۳۷۲- گردآوری پرویز ورجاوند
  32. زندگی نامه ادیب برومند - تاریخ شفاهی جبهه ملی ایران
  33. نامه سرگشاده دکتر موسویان به اعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران ۱۳۸۹
  34. جبهه ملی ایران در دهه ۶۰ - مهدی موید زاده
  35. امیدها و ناامیدی‌ها - خاطرات دکتر سنجابی -تاریخ شفاهی هاروارد -۲۶
  36. روزنامه اطلاعات ۳/۷/۱۳۵۸
  37. روزنامه اطلاعات مورخ ۱۳۵۸/۹/۷
  38. روزنامه اطلاعات - بیانیه حزب ایران - ۶/۹/۱۳۵۸
  39. نشریه پیام جبهه ملی مقالات " مروری بر جریان گروگان گیری و بررسی نتایج آن در شماره‌های ۴۹ و ۵۰ در بهمن ماه ۱۳۵۹
  40. بیانیه جبهه ملی ایران به مناسبت سال روز گروگانگیری ۱۳ آبان ۱۳۸۸ - و بیانیه ۱۳ آبان ۱۳۸۹
  41. http://ipe9.com/majles90/?pageID=2360
  42. روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۶/۱۲/۱۳۵۸، صص ۴و۹
  43. امیدها و ناامیدی‌ها - خاطرات دکتر سنجابی -تاریخ شفاهی هاروارد - نوار ۲۶
  44. بیانیه جبهه ملی ایران - اعتراض به لایحه ضد انسانی قصاص -خرداد ۱۳۶۰
  45. جبههٔ ملی و خروج از اسلام انقلابی
  46. جبهه ملی ایران در دهه ۶۰ - دکتر مهدی موید زاده - مسوول کمیته تعلیمات و عضوهایت اجرایی و شورای مرکزی جبهه ملی ایران
  47. جبهه ملی ایران در دهه ۶۰ - دکتر مهدی موید زاده - مسوول کمیته تعلیمات و عضوهایت اجرایی و شورای مرکزی جبهه ملی ایران
  48. نامه سرگشاده دکتر موسویان به اعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران ۱۳۸۹
  49. بیانیه مورخ ۲۲/۱۱/۱۳۷۴ جبهه ملی ایران - هیئت اجرائی
  50. بیانیه مورخ ۲۲/۱۱/۱۳۷۴ جبهه ملی ایران - هیئت اجرائی
  51. پیام جبهه ملی ایران شماره ۶۴–۲۳/۱۲/۱۳۷۸
  52. بیانیه ۲۸/۶/۱۳۷۸ -جبهه ملی ایران
  53. پیام جبهه ملی ایران شماره ۵۲–۱۷/۷/۱۳۷۸
  54. بیانیه مهر ماه ۱۳۷۴ - جبهه ملی ایران -شروط انتخاباتی جبهه ملی ایران
  55. خبرنامه داخلی جامعه روحانیت مبارز -مهرماه ۱۳۷۴- شماره ۲۳ -ص ۴۶
  56. جبهه ملی ایران - بیانیه مورخ سوم دی ماه ۱۳۷۴
  57. جبهه ملی ایران بیانیه آبان ماه ۱۳۷۴
  58. بیانیه ۲۲ بهمن ماه ۱۳۷۴ - جبهه ملی ایران
  59. نامه سرگشاده شورای مرکزی جبهه ملی ایران به سید محمد خاتمی ریاست‌جمهور محترم-بهمن ماه ۱۳۷۶
  60. پیام جبهه ملی ایران -ش۶۰–۱۹/۱۱/۱۳۷۸
  61. پیام جبهه ملی ایران -ش ۶۱- مورخ۲۳ بهمن ماه ۱۳۷۸
  62. پیام جبهه ملی شماره ۸۰–۱۲/۹/۱۳۷۹
  63. پیام جبهه ملی شماره ۸۰–۱۲/۹/۱۳۷۹
  64. گزارش پلنوم صالح ۱۳۸۲- جبهه ملی ایران
  65. گزارش پلنوم الله یار صالح - جبهه ملی ایران ۱۳۸۴
  66. اطلاعیه | وب سایت رسمی مهندس عباس امیرانتظام | Abbas Amirentezam | Amir entezam | دولت موقت | بازرگان | عباس امیر انتظام | امیرانتظام
  67. بیانیه تهران- روابط عمومی هیئت اجرائیه جبهه ملی ایران ۲۸/۷/۱۳۹۰
  68. صورتجلسه شورای مرکزی و هیات اجرائیه
  69. اساسنامه جبهه ملی ایران - مصوب شورای مرکزی منتخب پلنوم ۱۳۸۲ (پلنوم اللهیار صالح) - نشر جبهه ملی ایران امرداد ۱۳۸۳
  70. بیانیه ۲۸ شهریویر ماه ۱۳۷۸ - هیئت رهبری جبهه ملی ایران (استاد ادیب برومند - دکتر علی اردلان - مهندس نظام الدین موحد)
  71. بیانیه دی ماه ۱۳۸۹ - ادیب برومند - جبهه ملی ایران
  72. مصاحبه استاد ادیب برومند با سایت کوروش -

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

۱۸عکس منتشرنشده از راه‌پیمایی مصدق و همراهان‌اش به کاخ مرمر

دانلود کتاب امیدها و ناامیدیها، دکتر کریم سنجابی

دانلود کتاب امیدها و ناامیدی‌ها دکتر کریم سنجابی

چگونگی شکل گرفتن تشکیلات «جبهه ملی ایران در اروپا» بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به قلم دکتر منصور بیات زاده.