پاسخ به تاریخ
| نویسنده(ها) | هانری بونیه |
|---|---|
| عنوان اصلی | Réponse à l'histoire |
| کشور | بریتانیا |
| زبان | فرانسوی |
| موضوع(ها) | خاطرات شاه اسبق ایران در تبعید پس از انقلاب اسلامی ایران |
| گونه(های) ادبی | خودزندگینامه |
| ناشر | انتشارات استین و دی (سپتامبر ۱۹۸۰) |
انتشار به انگلیسی | ۱۹۸۰ |
| شمار صفحات | ۳۴۵ |
| شابک | شابک ۰−۸۱۲۸−۲۷۵۵−۴ |

کتاب «پاسخ به تاریخ» (به فرانسوی: Réponse à l'histoire) (به انگلیسی: در ترجمه چاپ لندن The Shah's Story، در ترجمه چاپ نیویورک Answer to History)، نام کتاب خاطرات محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران است که در اصل به زبان فرانسوی و پس از وقوع انقلاب ۱۳۵۷ در مراکش نگاشته شده است. این کتاب بعدها به زبان انگلیسی و زبان فارسی برگردانده شد. محمدرضا شاه در پیشگفتار دربارهٔ کتاب میگوید:
در این کتاب قصد دارم نشان بدهم که چرا در راه رسیدن به اهدافم پافشاری میکردم؛ و چرا میخواستم جامعهای بر اساس عدالت اجتماعی، و نه مبارزۀ طبقاتی بنا کنم؛ جامعهای که همه در آن یکپارچه و وابسته به یکدیگر باشند؛ و گفتنی است چون با همه کشورهای جهان _چه دنیای غرب، چه کشورهای بلوک شرق و چه جهان سوم_ حسن تفاهم داشتم، این امکان برایم فراهم آمد که بتوانم در محیطی آکنده از صلح و صفا، کوشش خود را برای رساندن ایران به سوی تمدن بزرگ دنبال کنم.[۱]
بنا به اظهارات امیراصلان افشار که به همراه شاه از ایران خارج شده بود، شاه این کتاب را در مراکش نوشت. افشار نام کتاب را ایدۀ خود شاه یا پیشنهاد پابلیشر فرانسوی کتاب میداند. وی همچنین به کمک شجاعالدین شفا به تنظیم کتاب اشاره میکند.[۲]
دکتر حسین ابوترابیان – مترجم کتاب به فارسی از انگلیسی– در مقدمه کتاب خاطرنشان ساخته است: «کتاب پاسخ به تاریخ اولین بار در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۸) به زبان فرانسوی در پاریس منتشر شد... این کتاب که شاه آن را به کمک یک نویسنده فرانسوی به نام کریستیان مییار نوشته، فقط آن مقدار مسائلی را دربر داشت که تا ۲۵ شهریور ۱۳۵۸ در مکزیک برای شاه پیش آمده بود... چندی بعد در سال ۱۹۸۰ ترجمه انگلیسی کتاب پاسخ به تاریخ که توسط خانم «ترزا وو» صورت گرفته بود، در لندن با عنوان «روایت شاه» و در نیویورک با عنوان «پاسخ به تاریخ» منتشر شد، که این دو کتاب اخیر دارای فصل ضمیمه نیز هست. در فصل ضمیمه «ادامه تبعید»، شاه سرگذشت خود را بعد از آنچه در متن فرانسوی نوشته بود، تا مراحل سفرش به آمریکا و پاناما و سپس مصر شرح میدهد. و در نهایت کتاب را تا جایی ادامه داده (اردیبهشت ۱۳۵۹) که حدود سه ماه بعد از آن مرگش فرا میرسد. کتابی که مورد استفاده برای ترجمه حاضر قرار گرفته همان است که در لندن به چاپ رسیده و شامل فصل ضمیمه (ادامه تبعید) نیز میباشد.» ترجمه آقای ابوترابیان نخستین بار در سال ۱۳۷۱ در تهران به چاپ رسید.[۳]
نسخههای گوناگون
[ویرایش]نسخههای اصلی
[ویرایش]- Pahlavi, Mohammad Reza. Réponse à l’histoire. Texte établi par Christian Millard. Paris: Éditions Albin Michel, 1979
- Pahlavi, Mohammad Reza. The Shah’s Story. Translated from the French by Teresa Waugh. London: Michael Joseph Ltd., 1980.
- Pahlavi, Mohammad Reza. The Shah’s Story. Translated from the French by Teresa Waugh. Delhi: Vikas Publishing House, 1980.
- Pahlavi, Mohammad Reza. Answer to History. Translated from the French by Teresa Waugh. New York: Stein & Day, 1980.
برگردان فارسی
[ویرایش]مشخص نیست که چه کسی نخستین بار این کتاب را به زبان فارسی برگردانده است اما حسین ابوترابیان در مقدمهای که بر ترجمه کتاب آورده نوشته است که در خاطرات احمدعلی مسعود انصاری با نام «من و خاندان پهلوی» چنین آمده:[۴]
وقتی شاه در مکزیک به سر میبرد، سید حسین نصر و هوشنگ نهاوندی برای ترجمۀ کتاب پاسخ به تاریخ به مکزیک فراخوانده شدند. بنا بود نهاوندی ترجمۀ فارسی کتاب و نصر آن را به انگلیسی ترجمه کند…
— مسعود انصاری، احمدعلی (۱۹۹۲)، من و خاندان پهلوی، کالیفرنیا: توکا، ص. ص ۱۳۹
تفاوت نسخ
[ویرایش]برخی تفاوتها در ترجمه انگلیسی چاپ ۱۹۸۰ (ترجمهی ترزا وو، Teresa Waugh) با نسخه اولیهی چاپ پاریس به چشم میخورد. فصل ضمیمه «ادامه تبعید» در نسخه اولیه چاپ پاریس دیده نمیشود چرا که شاه پس از چاپ کتاب در ۱۹۷۹ در پاریس، سرگذشت خود را بعد از آن تا مراحل سفرش به آمریکا و پاناما و سپس مصر بازگو کرد که در ترجمههای انگلیسی ترزا وو و دیرتر بیشتر ترجمههای فارسی لحاظ شده است.
با اینحال نسخه انگلیسی چاپ نیویورک که همچون نسخههای لندن و دهلی تحت نام مترجم ترزا وو (Teresa Waugh) چاپ شده است اختلافاتی با همهی نسخههای دیگر دارد. مهمترین این اختلاف گزارشی است که شاه درباره نخستوزیری بختیار میدهد. این در حالی است که نسخه اصلی چاپ پاریس به فرانسه (عکس صفحه مربوطه ضمیمه شده است) و ترجمههای انگلیسی چاپ لندن و چاپ دهلی در این مورد اختلافی ندارند.
در صفحهی ۱۷۱ ترجمه انگلیسی چاپ نیویورک درباره تفویض نخستوزیری به شاپور بختیار آمده است که محمدرضا شاه با اکراه و تحت فشار بریتانیاییها به آن تن داده است در حالی که چنین پاراگرافی در نسخههای چاپ پاریس، لندن و دهلی نیست[۵]:
It was with some reluctance and under foreign pressure that I agreed to appoint him Prime Minister. I had always considered him an Anglophile and an agent of British Petroleum. His political base lacked depth; he had admitted to me that the entire membership of the National Front consisted of only 27 people
I finally decided to name Bakhtiar Prime Minister after my meeting with Lord George Brown, once Foreign Secretary in Britain’s Labor Government. We were old friends. He took my hand and pleaded with me to leave the country. Just take a two-month vacation, he said. Then he strongly endorsed Bakhtiar. On December 29, Shahpur Bakhtiar was asked to form a civilian
«تنها با تردید و تحت فشار خارجی بود که پذیرفتم او را به نخستوزیری منصوب کنم. من همیشه او را فردی انگلوفیل و عامل شرکت نفت بریتانیا میدانستم. پایگاه سیاسی او بسیار سطحی بود؛ خود او به من اعتراف کرده بود که کل اعضای جبهه ملی تنها ۲۷ نفر هستند.
سرانجام پس از دیدار با لرد جرج براون، وزیر خارجه پیشین بریتانیا در دولت کارگر و دوست قدیمیام، تصمیم گرفتم بختیار را نخستوزیر کنم. او دستم را گرفت و از من تمنا کرد کشور را ترک کنم. گفت: «فقط دو ماه به مرخصی برو.» سپس او حمایت قاطع خود را از بختیار اعلام کرد. در ۲۹ دسامبر، شاپور بختیار مأمور تشکیل یک دولت غیرنظامی شد.»
— Source: Mohammad Reza Pahlavi. Answer to History. New York: Stein and Day, 1980. 204 pp, p171
نقلقول از شاه در نسخه چاپ نیویورک بدینصورت آمده که جرج براون از او خواست کشور را ترک کند. این درحالیست که نقلقول از شاه در نسخههای چاپ پاریس، لندن و دهلی متفاوتاند: «بعضی از اطرافیان به منظور آرام سازی محیط، به من توصیه میکردند چند هفته ای از ایران دور شوم.»[۶] به گفتهی شاپور بختیار، خروج شاه از کشور یکی از شروط اصلی پذیرش نخستوزیری خود وی بوده است. بختیار دلیل این شرط را اینگونه بیان کرده که تا زمانی که شاه در ایران باشد، مردم معترض و انقلابی به هیچ دولتی اعتماد نخواهند کرد و او شانسی برای آرامکردن اوضاع ندارد. بختیار گفته است: «نوشته بودم و اضافه کرده بودم که برای فرونشاندن این التهاب و این وضعیتی که اکنون پیدا شده است توصیه اینجانب مؤدبانه این است که اعلیحضرت مسافرتی نسبتاً طولانی به خارج بکنید و یک شورای سلطنتی را مأمور بکنید که این کار وظائف شاه را انجام دهند. ایشان تمام شرایط را قبول کرد، البته با بحثهای خیلی طولانی در یکی دو جلسه».[۷] همچنین هوشنگ نهاوندی در کتاب "آخرین روزها: پایان سلطنت و مرگ شاه"در شرح دیدار خود با شاه از قول او نوشته است: «از همه سو، به من اندرز میدهند که بروم، و بختیار، نخست وزیر، نخستین آنهاست. او میگوید که رفتن من کارها را آسان میکند و موجب برقراری آرامش میشود. گویا من به مانعی برای به سامان آمدن کارها تبدیل شدهام.»[۸]
در برخی صفحات اینترنتی آمده است که هوشنگ نهاوندی، تفاوت نسخه چاپ نیویورک با سایر نسخهها را چنین توضیح داده که چون ترجمهی نسخه انگلیسی بعد از نسخه فرانسوی آماده شده و شاه در روزهای پایانی عمر نظری منفی نسبت به بریتانیا و آمریکا به خاطر عدم حمایت از وی پیدا کرده بود، این مطالب منفی را درباره بختیار بعدا به کتاب اضافه کرده است؛ اما این ادعاهای اینترنتی بدون ذکر دقیق منبع هستند. آنچه در این کتاب آمده چنین است: «با این حال او [شاه] به نوشتن نکتههای دقیقی در روایت آمریکایی «پاسخ به تاریخ» ادامه میداد. صدای او کم و کمتر شنیده میشد. او را به بخش مراقبتهای ویژه انتقال دادند. دکتر «فلاندرن» و پزشکان مصری از او دیدار میکردند.».[۹] همچنین هوشنگ نهاوندی در دیباچهی چاپ اول فرانسهی کتاب (بروکسل، اکتبر ۲۰۰۲) ذکر کرده که یکی از منابعاش برای نوشتن «آخرین روزها» نسخه فرانسهی کتاب «پاسخ به تاریخ» بوده است؛ که روایت متاخر در نسخهی نیویورک−نظر منفی شاه نسبت به بختیار −در آن مفقود است.[۱۰] در عین حال روایت خود آقای نهاوندی از نخستوزیری بختیار چنین است: «این شخص، هیچ گذشتهی قابل توجهی نداشت ... و گذاشتنش در بالاترین جایگاه کشور، بسیاری را شگفتزده کرد. واقعیت آن بود که چنان که پیداست، برگزیدن او نتیجهی یک بازی پیچیده میان چهار قدرت بود». نهاوندی این چهار قدرت را شاه، شهبانو، واشنگتن و لندن و پاریس، و در نهایت خود بختیار معرفی میکند.[۱۱]
عباس میلانی در مقالهای که درباره شاهپور بختیار در بیبیسی فارسی منتشر کرده است نسخه چاپ نیویورک را ملاک گرفته و نظر منفی شاه به بختیار و فشار خارجی برای انتصاب وی به نخستوزیری را ملاک گرفته است.[۱۲]
تئوری توطئه
[ویرایش]به گفتۀ یرواند آبراهامیان، آخرین وصیت سیاسی محمدرضا شاه یعنی کتاب پاسخ به تاریخ عجیب است. شاه مدعی شده هدف اصلی بریتانیاییها از حمله به ایران در سال ۱۳۲۰، رهایی از شر پدرش بود چون به واسطۀ لغو امتیاز نفتی، خشم آنان برانگیخته شده بود. به باور محمدرضا شاه، بریتانیاییها همراه با شرکتهای نفتی و «روحانیون مرتجع» عملاً انقلاب اسلامی را به تلافی دفاع او از اوپک و آرمان فلسطینیها طراحی کرده بودند. هم فلسطینیها و هم اسرائیلیها از شنیدن چنین سخنانی شگفت زده میشدند. شاه به هنگام مرگ مدعی شد که سیا به همراه امآی۶ انقلاب ۱۳۵۷ را طراحی کردند. او لفاظانه میپرسد: «چه کسی پول تظاهراتی را داده که شرکتکنندگانش زلف سیاه و بلوند داشتهاند؟ این هیبت به ندرت در ایران دیده میشود». وی پیدایش و گسترش حزب توده و نیز ترور ناموفق خودش توسط فداییان اسلام را به بریتانیا مربوط میداند و مینویسد «ما همیشه مشکوک بودیم که مصدق مأمور انگلیسی هاست».[۱۳]
شاه در این کتاب بیان میدارد که ملغمهای عجیب از روحانیون شیعه، چپگراها، رسانههای غربی، شرکتهای عمدۀ نفتی و دولتهای بریتانیایی و آمریکایی شروع به تخریب کشور -در حال توسعۀ سریع- ایران نمودند.[۱۴]
پیوند به بیرون
[ویرایش]پانویس
[ویرایش]- ↑ «پیشگفتار»، پاسخ به تاریخ، ترجمهٔ حسین ابوترابیان، ص. ص ۳۳
- ↑ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران مصاحبه با امیراصلان افشار دقیقه ۱۶۸
- ↑ «نقد کتاب «پاسخ به تاریخ» نوشته محمد رضا پهلوی». rasekhoon.net. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۹-۳۰.
- ↑ «مقدمه مترجم»، پاسخ به تاریخ، ترجمهٔ حسین ابوترابیان، ص. ص ۱۴
- ↑ Mohammad Reza Pahlavi. Answer to History. New York: Stein and Day, 1980. 204 pp, p171.
- ↑ Mohammad Reza Pahlavi. Shah's Story. Delhi: Vikas Publishing House, 1980. 240 pp, p185.
- ↑ خاطرات شاپور بختیار: نخستوزیر ایران (۱۳۵۷). بهکوشش حبیب لاجوردی. مجموعهٔ تاریخ شفاهی ایران، ۵. چاپ دوم. تهران: طرح تاریخ شفاهی ایران، مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد، ۱۳۸۶، ص۱۰۲.
- ↑ هوشنگ نهاوندی، آخرین روزها، پایان سلطنت و درگذشت شاه، چاپ دوم، لسآنجلس: شرکت کتاب، ۱۳۸۴، ص. ۳۴۰.
- ↑ هوشنگ نهاوندی، آخرین روزها، پایان سلطنت و درگذشت شاه، چاپ دوم، لسآنجلس: شرکت کتاب، ۱۳۸۴، فصل شانزدهم، ص. ۴۴۵.
- ↑ هوشنگ نهاوندی، آخرین روزها، پایان سلطنت و درگذشت شاه، چاپ دوم، لسآنجلس: شرکت کتاب، ۱۳۸۴، ص. ۴.
- ↑ هوشنگ نهاوندی، آخرین روزها، پایان سلطنت و درگذشت شاه، چاپ دوم، لسآنجلس: شرکت کتاب، ۱۳۸۴، ص. ۳۱۵−۳۱۶.
- ↑ «شاپور بختیار؛ سیاستمداری که بختیار نبود». BBC News فارسی. ۲۰۱۱-۰۸-۰۶. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۹-۲۹.
- ↑ Abrahamian، The Coup: 1953, the CIA, and the Roots of Modern U.S. -Iranian Relations، 221.
- ↑ Ashraf، CONSPIRACY THEORIES، 138-147.
منابع
[ویرایش]- پهلوی، محمدرضا (۱۳۷۱)، پاسخ به تاریخ، ترجمهٔ حسین ابوترابیان، تهران
- Abrahamian, Ervand (2013). The Coup: 1953, the CIA, and the Roots of Modern U.S. -Iranian Relations (به انگلیسی). The New Press.
- Ashraf, Ahmad (1993). "CONSPIRACY THEORIES". Encyclopædia Iranica (به انگلیسی). Vol. VI. p. ۱۳۸–۱۴۷. Retrieved 23 June 2015.
