پرش به محتوا

خسی در میقات

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

خَسی در میقات سفرنامه‌ای از جلال آل احمد است که در آن به روایت سفر حج سال ۱۳۴۳ خود می‌پردازد.[۱]این سفرنامه ابتدا با عنوان بَدَویَت - بدویت موتوریزه نوشته شد، اما پس از حذفیاتی، از سال ۱۳۴۵ با نام کنونی از انتشارات نیل منتشر گردید.[۱]آل احمد در این اثر، جزئیات زندگی روزمره مردم عربستان و حجاج آن دوره را با نثری خواندنی ثبت کرده است.[۱]اگرچه متن نهایی به‌ظاهر رویکردی مثبت به سفر حج دارد، اما بخش‌های حذف‌شده نشان می‌دهند که او از این سفر ناخرسند بوده است.[۱]آل احمد در نسخه اصلی، از وضعیت بهداشتی مکه و مدینه انتقاد تندی کرده و مکه را «کثافت‌کده‌ای نمودار از ظاهر و باطن مردمی که به این قبله نماز می‌گذارند» توصیف نموده است.[۱]به نظر می‌رسد تجربه نامطلوب حج، آل احمد را از دستیابی به انگیزه دینی مورد نظرش بازداشته است.[۱]این اثر از جنبه ادبی و مستندنگاری، به‌ویژه در ثبت جزئیات اجتماعی و فرهنگی، کم‌مانند است.[۱]خسی در میقات از منتقدین غالباً نقدهای مثبتی دریافت کرد.

خَسی در میقات
روی جلد (راست) و پشت جلد (چپ) کتاب از نشر به‌سخن
نویسنده(ها)جلال آل احمد
زبانفارسی
موضوع(ها)سفرنامه حج
گونه(های) ادبیسفرنامه
ناشراین کتاب در طول سال‌ها، توسط ناشرین مختلف منتشر شده است.
تاریخ نشر
۱۳۴۵

معنی عنوان کتاب

[ویرایش]

لغتنامه دهخدا برای کلمات «خَس» و «میقات» معانی مختلفی آورده، که از میان آنها نزدیکترینشان به معنای عنوان کتاب با توجه به محتوای آن، از این قرار است: «خَس» به معنی مردم فُرومایه، و «میقات» به معنی جایی است که حجاج پوشش اِحرام می‌بندند.[۲][۳]لذا عبارت خَسی در میقات، سخن از آن دارد که جلال در مراسم حج، خود را موجود بی ارزشی می‌دید، که به نوعی حاکی از دیدگاه عرفانی وی به این مراسم مذهبی می‌باشد.

خلاصه محتوا

[ویرایش]

خسی در میقات بدون پیشگفتار، دیباچه و مؤخره، مجموعه یادداشت‌های روزانه جلال در سفر حج خود در بازه ۲۴ روزه جمعه ۲۱ فروردین تا یکشنبه ۱۳ اردیبهشت سال ۱۳۴۳ است. این کتاب فصل‌بندی و بخش‌بندی ندارد، و نویسنده محتوای خود را ذیل عناوین روزهای مختلف نگاشته، گاهی نیز در یک روز چند بار به نوشتن پرداخته و مثلا با عنوان «ظهر همان روز» به نگارش سفرنامه‌اش ادامه داده است.

سفرنامه که از فرودگاه مهرآباد آغاز می‌شود، جزء به جزء سفر را روایت کرده، و از اوضاع داخل هواپیما تا رسیدن به جده، و از آنجا تا اقامتگاه حجاج و ماجراهایشان، و کنجکاوی‌های جلال ادامه می‌یابد. آل احمد که گاهی از دقت نظر مجتهد گروهشان در اعمال دینی حج می‌گوید، و گاهی به‌تنهایی به مساجد و دیگر اماکن مکه و مدینه می‌رود، گاه داستان حاجی‌ای را روایت می‌کند که در آن گرمای عربستان، پیراهن پشمی خود را از تن در نمی‌آورده، و به همین علت همه گمان می‌کرده‌اند که در پیراهنش پول قایم کرده، گاه از آرامکو و قراردادهای نفتی عربستان و آمریکا می‌گوید، و در جایی هم از کوچکی انسان در هستی سخن به میان می‌آورد. آل احمد تا پایان ساختار بخصوص سفرنامه‌اش را حفظ می‌کند، و در یکشنبه ۱۳ اردیبهشت در تجریش با نگاشتن آخرین یادداشت، آنرا به پایان می‌رساند.

بخشی از متن کتاب

[ویرایش]

جمعه ۴ اردیبهشت ۴۳
هنوز در «مِنیٰ»

امروز از چهار صبح بیدارمان کردند، یعنی «وَ لَا الضّالّین» محدث بیدارم کرد. دیدم که باز دارند قبل از اذان صبح نماز می‌خوانند. روشنایی خیابان‌ها و عمارات مرکز دره را، که تازه سمت غربی خیمه‌های ماست، سپیده گمان کرده‌اند و نماز خوانده‌اند. تابحال دو سه بار اینجوری شده، یکی بی‌خوابی به سرش می‌زند، بر می‌خیزد، لابد به نماز شب، دیگران خیال می‌کنند صبح شده، همه بلند می‌شوند و می‌ایستند به نماز. داشتند می‌خوابیدند که من بیدار شدم و قُری زدم که این هم فایده سفر با عوام‌الناس، و آبی زدم به صورتم و راه افتادم بطرف مسجد خَیف، برای شرکت در نماز صبح که هنوز نیم‌ساعتی مهلت داشت. در راه سه تا دختر خوشگل می‌رفتند. با پدرشان. سحرخیز باش تا... و اِلَخ. هر سه هم‌قد و هم‌شکل. عین سه‌قلوها. صورت‌ها ریزنقش، و ابزار صورت جمع‌وجور، و لب‌ها قلوه‌ای و رنگ گندم‌گون، و قدها بلند. دیدم که برای دختر شوهردادن هم می‌شود به حج آمد. پدر جلو می‌رفت و دخترها پشت سرش. خنده‌ای کردیم و گذشتیم. بعد دوتا سبد سیب قَندَک بود در یک دکان. صبح به آن زودی. گمان نمی‌کنم دکانداران در این مراسم شب و روزی هم داشته باشند. در مکه هم این سیب را دیده بودم، یا شاید گمان کردم؟ به اندازه گوجه کالک.[۴]

گفتمان پسااستعماری

[ویرایش]

جلال آل احمد در کتاب خسی در میقات با رویکردی تحلیلی به بررسی پیامدهای استعمار در جوامع شرقی می‌پردازد.[۵]این اثر فراتر از یک سفرنامه معمولی است و ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تحت سلطه استعمار را به شکلی عمیق تحلیل می‌کند.[۵]

در حوزه اقتصادی، نویسنده به اختلاف قیمت‌ها و نرخ ارز بین ایران و عربستان اشاره می‌کند که نشانگر نفوذ نظام سرمایه‌داری غرب در کشورهای اسلامی است.[۵]از نگاه وی، وابستگی اقتصادی جوامع شرقی به قدرت‌های خارجی از مسائل بنیادین محسوب می‌شود.[۵]در عرصه سیاسی، آل احمد حکومت عربستان سعودی و مدیریت ناکارآمد مراسم حج را نمونه‌ای از نظام‌های سیاسی وابسته می‌داند که با وجود استقلال صوری، در چارچوب روابط ناعادلانه قدرت عمل می‌کنند.[۵]

در بخش فرهنگی و آموزشی، مشاهدات وی از مدارس و کتابخانه‌ها، دگرگونی‌های عمیق نظام‌های فکری تحت تأثیر استعمار را آشکار می‌سازد.[۵]تفاوت‌های رفتاری زائران از کشورهای مختلف نیز بازتابی از سوابق استعماری متفاوت هر جامعه است.[۵]

محور اصلی تحلیل آل احمد، تداوم ساختارهای استعماری حتی پس از پایان دوره رسمی استعمار می‌باشد.[۵]او نشان می‌دهد که چگونه الگوهای رفتاری، روش‌های مدیریتی و روابط اجتماعی در جوامع شرقی همچنان متأثر از همان روابط نابرابر قدرت باقی مانده‌اند.[۵]

خسی در میقات از جمله معدود آثار فارسی است که با تلفیق مشاهدات عینی و تحلیل‌های نظری، تصویری روشن از پیچیدگی‌های جوامع پسااستعماری ترسیم می‌کند.[۵]آل احمد با این شیوه، مخاطب را به تأملی ژرف درباره مفهوم واقعی استقلال در جهان سوم دعوت می‌کند.[۵]

طراحی‌های منسوب به جلال

[ویرایش]

محمدحسین دانایی، تدوین‌گر و محقق کتاب راز حج جلال، که در آن به بررسی نسخه دست‌نوشت سفرنامه، و نامه‌ها و یادداشت‌های پیرامونی آن می‌پردازد، در قسمت «تصاویر» این کتاب، پیش‌طرح‌هایی از بناهای تاریخی–مذهبی مدینه و مکه آورده، که در نوع خود جالب است. با وجود اینکه توضیحی مَبنی بر اینکه این طرح‌ها را جلال کشیده، آورده نشده است، اما طرح‌ها باید کار خود او باشند.[۱]

بازخورد منتقدین

[ویرایش]

دون رافات از نیویورک تایمز در نقد خود بر ترجمه انگلیسی کتاب که با عنوان Lost in the Crowd (گمگشته در ازدحام) منتشر شد، این کتاب را از بهترین آثار آل احمد خواند.[۶]محمدحسین دانایی از روزنامه همشهری کتاب خسی در میقات را از آثار برجسته آل احمد برمی‌شمارد، و متن آنرا شفاف و سلیس توصیف می‌کند.[۷]وی یکی از ویژگی‌های سبک نگارش جلال در این کتاب را کوتاهی عبارات و حذف اضافات نگارشی و حتی افعال می‌داند، و تصویرسازی نویسنده از اتفاقات سفرش را دقیق وصف می‌کند.[۷]

احمد میرزاده از روزنامه خراسان سراسری معتقد است سبک نوشتار آل احمد در خسی در میقات به بلوغ رسیده؛ به باور او نویسنده با این کتاب «جانی نو» در سبک سفرنامه‌نویسی دمیده است.[۸]علی شریعتی در کتاب حج خود به جزئی‌نگری آل احمد در خسی در میقات اشاره می‌کند.[۹]در نظر شریعتی سفرنامه به قسمت روایت سعی آل احمد بین دو کوه صفا و مروه که می‌رسد، «خسی در میقاتش کسی در میعاد می‌شود».[۹]شریعتی قسمت مذکور را با الفاظی عرفانی توصیف می‌کند.[۹]

جستار مرتبط

[ویرایش]

سفرنامه ناصر خسرو

یادکردها

[ویرایش]

مراجع

[ویرایش]

فارسی

[ویرایش]

انگلیسی

[ویرایش]
  • Raffat, Donne (13 April 1986). "A Skeptic in Mecca" [یک شکاک در مکه]. New York Times (به انگلیسی). Retrieved 14 November 2025.

پیوند به بیرون

[ویرایش]

{{subst:saved_book}}

{{subst:saved_book}}