جمهوری اسلامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

جمهوری اسلامی نام حکومت سیاسی حاکم بر کشورهای پاکستان، موریتانی، ایران و افغانستان است ؛نام جمهوری اسلامی برای اولین بار در سال ۱۹۵۶ (میلادی) به عنوان نوع رسمی حکومت در پاکستان به کاربرده شد.

کشور سال آغاز چگونگی آغاز سال پایان چگونگی پایان
پاکستان ۱۹۵۶ پیشنهاد اقبال لاهوری برای جدایی پاکستان از هند به علت مسلمانی مردم تاکنون نامعلوم
موریتانی ۱۹۶۰ قیام رهبران قبایل و از جمله سیدی ولد مولای الزین و احمد العیده تاکنون نامعلوم
ایران ۱۹۷۹ انقلاب ۵۷ به رهبری خمینی و برگزیدن نوع رژیم سیاسی به پیشنهاد خمینی در همه‌پرسی تاکنون نامعلوم
افغانستان ۲۰۰۴ پیشنهاد رهبران مذهبی افغانی پس از حمله آمریکا تاکنون نامعلوم


ویژگی‌ها[ویرایش]

جمهوری اسلامی در هر یک از این چهار کشور به گونه‌های گوناگون از دیگری است و بر این پایه این نوع حکومت تعریف دقیق و یکسانی ندارد. از نگاه ترکیب واژگانی مفهوم این واژه مانند ترکیب جمهوری عربی (رژیم سیاسی بیشتر کشورهای عربی) دارای ابهام‌هایی است. با توجه به تعریف جمهوری که حکومت بر پایه نگرش بیشتر مردم اداره می شود نه پیروان مذهبی ویژه؛ به کاربردن واژه اسلامی هنگامی درست است که بیشتر مردم کشور مسلمان باشند و هنگامی نادرست است که بیشتر مردم کشور مسلمان نباشند . اما در بعد عملی، جمهوری اسلامی را می‌توان یک جمهوری‌ دانست که پایه های جمهوری را تا جایی که با پایه های اسلام ناسازگار نباشد عملی می‌کند واین هم در قوانین این کشورها پیش بینی‌ شده‌است برای نمونه در ایران نهادی به نام شورای نگهبان این کار را انجام می‌دهد و در قانون اساسی افغانستان هم آشکارا یاد شده که هیچ قانونی نباید با دین اسلام ناسازگار باشد.

جمهوری‌های اسلامی با سبز نشان داده شده‌اند.

جمهوری اسلامی پاکستان[ویرایش]

واژه جمهوری اسلامی برای اولین بار بسان نوع رسمی حکومت در پاکستان به کاربرده شد. در متن اولین قانون اساسی پاکستان (آئین پاکستان) که در سال ۱۹۵۶ (میلادی) به اتمام رسیده آشکارا آمده نوع حکومت در این کشور جمهوری اسلامی (اسلامی جمهوریه پاکستان Islāmī Jomhuri-ye Pākistān)است. پس ازآن این ترکیب به نام پاکستان افزوده و نام جاافتاده بلند آن جمهوری اسلامی پاکستان[۱] است.

جمهوری اسلامی موریتانی[ویرایش]

در قرن هفدهم فرانسویان بر ساحل این سرزمین پا گذاشتند، ولی تا ۱۹۰۳ امیرنشین‌های دور از ساحل را ضمیمه نکردند. موریتانی در ۱۹۶۰ استقلال یافت. در ۱۹۷۶ وقتی اسپانیا از صحرای غربی دست کشید، مراکش و موریتانی این سرزمین را بین خود تقسیم کردند، ولی موریتانی نتوانست چریک‌های پولیساریو را، که برای استقلال صحرای غربی می‌جنگند، شکست دهد و از ادعای خود منصرف شد (۱۹۷۹). در ۱۹۸۹، تنش میان اعراب مسلط شمال و سیاهپوستان افریقای جنوبی به خشونت انجامید. این کشور پس از ۱۹۷۶ تحت حاکمیت نظامیان بود و در ۱۹۷۹ تک‌حزبی گردید. در ۱۹۹۲ انتخابات چندحزبی برگزار شد.

جمهوری اسلامی ایران[ویرایش]

نوشتار اصلی: نظام جمهوری اسلامی ایران


اساس پیدایش جمهوری اسلامی ایران بر پایه نظریه ولایت فقیه است. حسینعلی منتظری در کتابی به روشن سازی این نظریه پرداخت. بر پایه این نظریه در زمان غیبت امام دوازدهم، فقیه واجد شرایط به عنوان ولی فقیه انتخاب می‌شود که وظایف امام غایب در زمان غیبت را به عهده دارد. نظریه ولایت مطلقه فقیه در سال‌های اخیر توسط خمینی مطرح شده و نظریات مشابهی نیز در آثار فقیهان پیشین نیز هست.[۲][۳]

بر پایه قانون اساسی ایران، پایه حکومت جمهوری اسلامی ایران بر پایه جمهوری و اسلام بنا شده‌است.

در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ به رفراندم گذاشته شد، که ۹۸٫۲ درصد شرکت‌کنندگان به آن رأی آری دادند.

هر چند پس از آن انتخابات‌ها و همه پرسی‌های گوناگونی برگزار شد که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به همه پرسی قانون اساسی سال ۱۳۵۸ اشاره کرد که با رأی بیشتر مردم به عنوان قانون اساسی ایران برگزیده شد. البته پس از آن در سال ۱۳۶۸ این قانون بهسازی شد. هر چنداین قانون اساسی هم، مخالفان و موافقانی را هم در داخل و هم در خارج ایران دارد.

ساختار سیاسی ایران شامل اشخاص حقیقی و حقوقی زیر است. رهبر در راس هرم قدرت قرار دارد. پس از رهبر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بر پایه سه نیرو است: ۱.نیروی کارگزار ۲.نیروی قانون گزار ۳.نیروی دادرسی

در کنار این نهادها، مجلس خبرگان، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز هستند.

در کنار این،اختیارات رهبر به حدی است که می‌تواند شش نفر از اعضای شورای نگهبان، تمامی اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام (که این نهاد در برخی کارها به کمک رهبر می‌آید)، رئیس قوهٔ قضائیه (بالاترین مقام قضائی کشور)، البته او علاوه بر انتخاب افراد بر نحوهٔ کار آن‌ها هم نظارت و در برخی موارد دخالت می‌کند. البته این دخالت بر اساس قانون است. البته تمامی این اختیارات گوشه‌ای از اختیاراتی است که فقط قانون به رهبر می‌دهد. اکنون رهبر جمهوری اسلامی ایران خامنه‌ای است که پس از مرگ خمینی مجلس خبرگان رهبری در خرداد سال ۱۳۶۸ خورشیدی این مقام را به وی واگذار کرد.

به طور کلی می‌توان گفت که حکومت جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر بیش از حکومت‌های مشابه خود در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی قدرت دارد که به علت دارا بودن منابع اقتصادی عظیم، قرار گرفتن در منطقهٔ خاورمیانه و در کنارهٔ ساحل خلیج فارس و عوامل دیگر است.

جمهوری اسلامی افغانستان[ویرایش]

با شکست طالبان توسط ائتلاف جهانی ضد تروریسم به رهبری آمریکا لویه جرگهٔ اضطراری برای تشکیل دولت انتقالی تشکیل شد. در این لویه جرگه ۲ تن از رهبران سیاسی و مذهبی شیعه و سنی افغانستان به نام‌های آیت‌الله آصف محسنی و عبدالرب سیاف خواهان افزودن کلمهٔ اسلامی به دولت انتقالی شدند. این کار انجام شد و دولت انتقالی اسلامی افغانستان بر سر کار آمد. تأثیر افزایش این کلمه ماندگار بود و نویسندگان قانون اساسی جدید افغانستان هم نام رژیم سیاسی افغانستان را جمهوری اسلامی نامیدند. در جمهوری اسلامی افغانستان رئیس جمهوری با رای مستقیم مردم برای ۵ سال انتخاب می‌شود. دو دستگاه قانون گذاری به نام‌های ولسی جرگه (پارلمان) و مشرانو جرگه (مجلس سنا) وجود دارد. نیروی دادگستری آزادانه عمل می‌کند. رئیس جمهور رئیس آنرا انتخاب می‌کند و ولسی جرگه به آنها رأی می‌دهد.[نیازمند منبع]

منابع[ویرایش]

  1. با استناد به CIA factbook
  2. حکومت اسلامی-حسینعلی منتظری
  3. کتاب ولایت فقیه-آیت‌الله منتظری: روزنامه جام جم

جستارهای وابسته[ویرایش]