فقیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

فقیه از واژه «فقه» مشتق شده‌است. و فقه در لغت، به معنای دانستن و فهمیدن، است. اما فقیه در اصطلاح علوم اسلامی، به معنای مجتهد و متخصص در علم فقه به کار رفته‌است. بنا براین، فقیه به کسی می‌گویند که قادر به استنباط احکام شرعی فرعی از منابع فقه اسلامی که عبارتند از قرآن، سنت، اجماع و عقل باشد.[۱]

در متن‌های فارسی کهن تا قرن‌های هفتم و هشتم هجری، معمولاً واژهٔ دانشمند در زبان فارسی به معنای فقیه در زبان عربی استعمال می‌شده‌است. مجتهد کسی است که حداقل دوره‌های سه‌گانه حوزوی را گذرانده و قادر به استنباط احکام فقهی باشد. اما فقیه مجتهدی است که علاوه بر این در علم فقه تسلط دارد و صاحب‌نظر و نوآوراست و مترادف با دانشمند است.

تقسیم‌بندی فقهای شیعه

فقیهان شیعه را گاهی بر اساس زمان حیات و گاهی بر اساس مکتب‌های اجتهادی آن‌ها تقسیم‌بندی کرده‌اند.[۲]

فقهای متقدم و متاخر

در نوشته‌های فقهی شیعه، غالباً به فقیهان پیش از شیخ طوسی قدماء می‌گویند، از شیخ طوسی تا پیش از علامه حلی را متقدمان می‌نامند و از علامه حلی به بعد را فقهاء متأخر می‌خوانند. از فقهاء معاصر هم با نام «متأخرو المتأخرین» یاد می‌شود.[۳]

شرایط فقیه[ویرایش]

فقیه باید علوم یادشده در زیر، آشنایی کافی داشته باشد:

فقیه جامع‌الشرایط[ویرایش]

به مجتهد و فقیهی که علاوه بر بعد فقاهت و تسلط بر علوم مذکور، حائز شرایط دیگری مانند عدالت، مدیریت، آشنایی به وضعیت جهان اسلام و تقوا باشد، فقیه جامع‌الشرایط می‌گویند.[۱]

فقیه مرجع[ویرایش]

از میان فقیهان جامع‌الشرایط، آنکه از دیگران اعلم و متخصص تر در علوم لازم برای اجتهاد باشد، فقیه مرجع، یا مرجع تقلید نامیده می‌شود.[۴]

ولایت فقیه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ اصول فقه دانشگاهی - محمد رضا شب خیز - انتشارات کتاب آوا - چاپ چهارم 1392
  2. گرجی، تاریخ فقه و فقها، ص۱۵.
  3. بدری، معجم مفردات أصول الفقه المقارن، ۱۴۲۸ق، ص۲۲۶.
  4. کتاب دروس القواعد الفقهیة، نگارش آیت‌الله سید رضا حسینی نسب.