مرتضی شمس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
مرتضی شمس
مرتضی شمس
مرتضی شمس
نام اصلی
مرتضی شمس (پزشکی)
زاده۱۵ اردیبهشت ۱۳۰۷
خوی
محل زندگیخوی، شیراز، تهران
درگذشته۷ اسفند ۱۳۹۱ (۸۴ سال)
تهران
آرامگاهآرامستان خوی
تخلص
آفتاب
پیشه
  • پزشک
  • شاعر
  • منتقد
  • مترجم
  • پژوهشگر
زمینه کاریپزشکی و ادبیات فارسی
ملیتایرانی
تحصیلاتدکتری پزشکی، متخصص اطفال
بنیانگذاردانشکده پرستاری و بهداشت خوی
تأثیرپذیرفته ازنیما یوشیج
همسر(ها)اکرم طلوعی
فرزند(ان)حبیب، شهریار، محمد، علی، امیر و آناهیتا
پدر و مادرمیرزا حبیب و شمسی خانم

مرتضی شمس پزشک، پژوهشگر، مترجم و شاعر ایرانی بود. او فرزند «میرزا حبیب شمس» و نوهٔ بزرگ «آقا مرتضی شمس الاطباء» از پزشکان بنام خوی بود.

او پس از اتمام تحصیلات در طب به خوی عزیمت کرد و برای اولین بار رشتهٔ طبیعی و دانشکدهٔ پرستاری و بهداشت را در این شهر پایه‌گذاری کرد. وی در دانشکدهٔ پرستاری و بهداشت خوی تدریس می‌کرد و بیش از چهل سال به طبابت، همچون پدرانش، در آن شهر پرداخت.

شمس، با تخلص آفتاب، اولین شاعر خویی بود که به سبک نیمایی شعر سرود و آثار شاعران اروپایی از جمله بودلر را به فارسی ترجمه کرد.[۱] وی در دههٔ ۳۰ خورشیدی، با ترجمهٔ گل‌های رنج اثر شارل بودلر، آثار سمبولیستی را به جامعهٔ ادبی ایران شناساند.[۱]

چهار جلد کتاب شعر (از جمله سقوط[۲] و حماسهٔ جاودانگی[۳])، سه جلد کتاب در زمینهٔ پزشکی و یک جلد ترجمه از او به چاپ رسیده‌است.

شمس صرف‌نظر از مقالات علمی و پزشکی منتشره در مجلاتی نظیر «آخرین اطلاعات پزشکی»،[۴] دو کتاب با نام‌های: "درمان بیماری‌های کودکان"، "ویتامین ب آ" و "کهیر مالاریایی" تألیف کرده‌ است.

او پس از مدت‌ها اقامت و طبابت در زادگاهش سرانجام به تهران رفت و در آنجا ساکن شد. وی با شاعران مطرح دوران خود همچون شهریار، فریدون مشیری و سیمین بهبهانی و نویسندگانی همچون غلامحسین ساعدی و عباس زریاب خویی حشر و نشر داشت.[۵]

شهریار در دیوان غزلیات خود، غزل شمارهٔ ۵۳، سرود ساربان، را برای وی سروده‌است:[۶]

بهار آمد که بازم گل به باغ و بوستان خواند

به گوشم ناله بلبل هزاران داستان خواند

به مرغان بهاری گو که این مرغ خزان دیده

دگر سازش غم‌انگیز است و آواز خزان خواند

دل وامانده ام بس همرهانش کاروانی شد

اگر خواند به آهنگ درای کاروان خواند

چه ناز آهنگ ساز دل که هم دلها به وجد آرد

اگر از تازه‌ها گوید و گر از باستان خواند

اگر تار دل و مضراب سوز جادوان داری

به‌سازی پنجه کن جانا که سیمش جاودان خواند

دلا ما را به خوی خوانده ست دکتر مرتضای شمس

نه آخر شمس ملا را به آذربایجان خواند

به پشت اشتران کن شهریارا بار مولانا

که شمست مرحبا گویان سرود ساربان خواند

یحیی رحیمی، نویسنده و روزنامه‌نگار خویی،[۷] در مقاله‌ای از او به عنوان «شاعری از خوی برای هزارهٔ ابد» نام می‌برد.[۵]

او سرانجام در ۷ اسفند ماه سال ۱۳۹۱ خورشیدی در تهران درگذشت و به وصیت خود به شهر زادگاهش منتقل و در آرامسرای خوی به خاک سپرده شد.[۸]

نه مجموعهٔ شعر از او به نام‌های «تقدیر، تقدیر»، «آهوان»، «غزل‌نامه»، «آناهیتا»، «در زیر صنوبرها»، «پاره‌ها»، «قصهٔ بویلاپوش»، «از دور و از نزدیک» و «دردنامه» به چاپ رسیده که این اشعار هم در قالب‌های کلاسیک و هم آزاد [موزون و بی‌وزن (منثور) چون: غزل، غزل‌واره، مثنوی، رباعی، دوبیتی، سه‌پاره، پنج‌پاره (ابتکاری) و دوپاره] سروده شده‌اند.

«فرهنگ ادبیات جهان» در چهار جلد و دو مجلد باقی‌مانده از مجموعهٔ اشعار حماسی («حماسهٔ بابک» و «حماسهٔ زریر») و ترجمهٔ «دمتریوس‌های دروغین» اثر «پروسپه مریمه» نویسندهٔ فرانسوی نیز از دیگر آثار چاپ نشدهٔ او است.[۵]

شعر ذیل بر سنگ مزار او نقش بسته‌ است:

نشکنید آینه را

برکهٔ خلوت آرامم را چین ندهید

نه صدایی، پاره‌سنگی، نه دعایی… بگذارید بخوابم

… بگذارید بخوابم

منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ مرتضی شمس (بهار ۱۳۳۵). «قطعه‌هائی از گلهای رنج». سازمان اسناد و کتابخانه ملی.
  2. مرتضی شمس (بهار ۱۳۴۸). «سقوط :مجموعه شعر». سازمان اسناد و کتابخانه ملی.
  3. مرتضی شمس. «حماسه جاودانگی».
  4. مرتضی شمس (بهار ۱۳۳۱). «مقالات مجلهٔ آخرین اطلاعات پزشکی». سازمان اسناد و کتابخانه ملی.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ فصلنامه خوی نگار. به کوشش یحیی رحیمی.
  6. «گنجور» شهریار» گزیدهٔ غزلیات» غزل شمارهٔ ۵۳ - سرود ساربان». گنجور. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۱-۱۴.
  7. 10 (۲۰۱۳-۰۴-۲۷). «' یحیی رحیمی 'شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار خویی به دیار حق شتافت». ایرنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۱-۱۵.
  8. 10 (۲۰۱۳-۰۱-۳۱). «مرتضی شمس، طبیب و شاعر خویی در جوار رحمت حق آرمید». ایرنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۱-۱۶.