مردم بلوچ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بلوچ
کل جمعیت
حدود ۱۵میلیون[نیازمند منبع]
مناطق با جمعیت قابل توجه
 پاکستان ۶۹۰۰۰۰۰ (۲۰۱۳)[۱]
 ایران ۱٬۵۵۷٬۰۰۰(۲۰۱۳)[۲]
 افغانستان ۳۰۰٬۰۰۰ (۲۰۰۹)[۳]
 عمان ۴۳۴٬۰۰۰ (۲۰۰۹)[۴][۵][۶]
 امارات متحده عربی ۲۰۰٬۰۰۰[۷]
 هند ۱۰۰٬۰۰۰[۸]
 ترکمنستان ۳۰٬۰۰۰[۹]
زبان‌ها
بلوچی
زبان دوم: پشتو، فارسی، سرائیکی، سندی و
دین
سنی(حنفی)[۱۰]
گروه‌های قومی مرتبط
پشتون‌ها، سندی‌ها، فارس‌ها، شهنوازی‌ها براهویی‌ها و کردها

مردم بلوچ یکی از اقوام ایرانی‌تبار ساکن در ایران، پاکستان، افغانستان و ترکمنستان هستند. مردم بلوچ به زبان بلوچی سخن می‌گویند، که یکی از زبان‌های شاخه جنوب شرقی زبان‌های ایرانی است. بیشتر مردم بلوچ، مسلمان اهل سنت هستند. بلوچستان در قدیم به دو قسمت «سرحد» شامل شهرستان‌های خاش و میرجاوه و زاهدان و «مکران» شامل شهرستان‌های ایرانشهر و چابهار و سراوان تشکیل شده بوده[۱۱]

برخی منابع جمعیت مردم بلوچ را بیش از ۱۵ میلیون تن برآورد کرده‌اند؛ که به‌طور تخمینی ۹ میلیون تن در پاکستان،[۳][۱۲]، ۴ میلیون تن در ایران،[۱۱] ۵۰۰٬۰۰۰ نفر در افغانستان،[۳] ۱ میلیون تن در عمان، ۵۰۰۰۰۰نفر در امارات، و سایر آنان در هند، سوئد، تاجیکستان، ترکمنستان، زنگبار (تانزانیا) و دیگر کشورها زندگی می‌کنند.[۱۳] همچنین برخی دیگر از منابع جمعیت مردم بلوچ‌ها را۴۰ میلیون تن تخمین زده‌اند.[۱۴]

پیشینه[ویرایش]

نخستین ظهور بلوچان در آثار تاریخی در کتاب حدودالعالم و نیز در مقدسی با نام بلوص است. در شاهنامه ذکر مسکن این قوم در حدود شمال خراسان امروزی آمده‌است. در کتاب‌های جغرافیائی از این قوم (همراه با طایفه کوچ - یا قفص) در حدود کرمان یاد می‌شود. پس از آن بر اثر عوامل تاریخی این قوم به کناره‌های دریای عمان رسیده و در همان‌جا اقامت کردند. در مورد قوم بلوچ بعضی از محققین معتقدند که آن‌ها یکی از شاخ نسل آریا هستند که متعلق به ایران می‌باشند سرهنگ دیمز در نوشته خود The Baloch Race بلوچها را ایرانی النسل می‌داند. در کتاب (ایتهنوگرافی آف افغانستان) دکتر بیلو لفظ بلوچ را از دو لفظ سانسکریتی «بل» و «اوچا» می‌داند که معنی آن (زورآور یا طاقتور) می‌باشد که به گذشت وقت تبدیل به بلوچ شده و بلوچها را به راجپوت‌ها منسلک می‌کند. آقای سرایچ رالنسن(rawlinson)در کتاب خود بنام «پادشاهی قدیم» در مورد بلوچ این نظر را دارد. «لفظ بلوچ از بالوس یا بلوص ایجاد شده که لقب پادشاه بابل بوده». در مکران از زمان‌های قدیم سه قوم چادرنشین سکنی داشته اند یکی همان طایفه بلوچ است که تازیان به آن‌ها «بلوص» گفته اند و هنوز در این ناحیه سکنی دارند و به همین جهت در زمان‌های اخیر مکران را بلوچستان نام گذاشتند.[۱۵]

نژادوزبان[ویرایش]

نژاد[ویرایش]

از آثار تاریخی کشف شده دربلوچستان همچون سنگ نگاره‌ها و اتشکده‌ها مربوط به هزاره‌های پیش از میلاد می‌توان به قدمت کهن و چندهزار ساله این قوم پی برد

درزمان هخامنشیان سرزمین منتسب به انان به استان مکران واقع در حنوب شرق کشور ایران یاد، و در رده اقوام اریایی غیر پارس قرار می گرفتند. درشهرستان سراوان واقع دربلوچستان ایران، تپه‌ای سنگی وجود دارد که مردم محلی از قدیم به آن کوه مهرگان می گویند و از اجداد خود نقل می‌کنند درروزهای معینی بالای این تپه اتش می افروختند ومراسم نیایش اهورامزدا به جای می اوردند در محدوده آن نیز سنگ نگاره‌هایی یافت می‌شود که باستان شناسان با توجه به نقوش متنوع آن را مربوط به دوران شکار وقبل از پیدایش زبان می دانند.[۱۶]

سفال گری توسط زنان بلوچ روستای کلپورگان شهرستان سراوان بدون استفاده از چرخ و بسیار ابتدایی از هفت هزار سال پیس تاکنون ساخته شده و می‌شود ،پژوهشگران سفال‌های بلوچستان را مشابه به سفال‌های سومریان در زمان تمدن بین النهرین می دانند[۱۷].

تعداد کمی از مردم بلوچ تباردر چابهار از نظر ظاهری مشابه نژاد افریقایی هستند یعنی پوست بسیار تیره بینی پهن و موهای مجعد از ویژگی های انان است. این گروه ا زمردم اصالتا بلوچ نبوده و دردوران تلاش استعماربرای فتح مکران (بیشتر چابهار به علت موقعیت استراتژیک و دست یابی به اب های ازاد دنیا) توسط انگلیسی ها و پرتغالی ها به عنوان برده از افریقا کوچانده شده اند.

بعداز پیروزی بلوچ ها در نبرد بین انان و انگلیس ها این برده ها در چابهار ماندگار وهویت بلوچ به انان داده شده است. در چابهار هنوز رد پای استعمار باقی مانده است و قلعه پرتغالی ها و انگلیسی ها به عنوان اثار تاریخی ثبت شده است.

زبان[ویرایش]

الفبای زبان بلوچی همان الفبا و حروف فارسی است و کلمات مورد استفاده حاوی حروف پ چ ژ گ فراوان ومتفاوت با الفبای عربی، آنان را خود به خود از اعراب متمایز می‌کنند،

برخی کلمات با حروف اخردر نمونه فارسی، به گ ختم می شود. به طورمثال:

زنده تبدیل به زندگ

آهو تبدیل به آهوگ

ماهی تبدیل به ماهیگ

زبان بلوچی خویشاوندی نزدیک به کردی و گیلکی دارد. برخی کلمات رایج درآن مشابه و یا یکسان به کردی و گیلکی است. بعضا کلمات ان هم فارسی بوده و فقط در نخوه جمله بندی با فارسی متفاوت است . بدون دخالت کلمات انگلیسی و عربی تقریباً این زبان خالص و بدون تغییر مانده‌است. در واقع زبان بلوچی بیشتر در دسته بندی پارتی قرار می‌گیرد تا پارسی.

نمونه تشابه برخی کلمات با کردی

بلوچی مزن mazan وش چم/ چژم بان بیسه بیت/بات شپ هیر دانی/ زانی سور/ سوهر حوشتر اسپ مشک
کردی mezin وش چم بان بیسه بیت شه هیر زانی سور حوشتر ئه سپ مشک
فارسی بزرگ خوش/خوب چشم بام واستا(صبرکن) باد (بودن) شب خیر می دانی سرخ شتر اسب موش

نمونه تشابه برخی کلمات با گیلکی

بلوچی سولاح اسپ همسه هشتن مشتن

میزکرتن

کوش ایشتادن

ایساتن

تی
گیلکی سولاخ اسپ هسه هشتن دیمیزِئن میشتن کوش اشتئن تی
فارسی سوراخ اسب اکنون اجازه دادن ادرار کردن کفش ایستادن تو

سرزمین[ویرایش]

سرزمین مردم بلوچ، معروف به بلوچستان است که میان کشورهای پاکستان، ایران، و افغانستان و همجوار با دریای مکران تقسیم شده‌است. بیشتر مردم بلوچ در ایالت بلوچستان پاکستان، استان سیستان و بلوچستان ایران، و استان‌های قندهار و نیمروز افغانستان زندگی می‌کنند. جمعیت زیادی از بلوچهای ایران نیز در استان سیستان و بلوچستان کرمان (نرماشیر، ریگان، فهرج، قلعه گنج، منوجان و کهنوج)، خراسان رضوی و خراسان جنوبی (نهبندان و سرخسهرمزگان (جاسک؛ سیریک و بشاگردلارستان زندگی می‌کنند. همچنین بلوچها در کشورهای عربی (به ویژه عمان و امارات) و جنوب غربی پنجاب کراچی سکونت دارند. بعضی مهاجران بلوچ در جستجوی کار و کسب معاش در ده‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی، به گرگان و حتی ترکمنستان و زنگبار (تانزانیا) هم رفته‌اند و در آن نواحی ساکن شده‌اند.

در یک دوره از تاریخ حکومت بلوچستان (ناحیه مکران) در دست سه گروه بود: شیرانی و بارکزهی و میرلاشاری، مبارکی

  • حکومت‌های ایرانشهر، بمپور، در دست اقوام بارکزایی ولاشاردر دست میرلاشاری، مبارکی و نیکشهر سعیدی، بلیده‌ای، فنوج و بنت و مسکوتان در دست شیرانی بوده‌است.
  • حکومت خاش و سرحد بلوچستان تا هشتاد سال پیش یعنی دوره محمد حسن خان کرد به دست خوانین ملوک الطوایفی کرد میربلوچ زهی و سهراب زهی اداره می‌شد و پس از حمله ژنرال ریجنالد ادوارد هری دایر به بلوچستان و تضعیف این سلسله عملاً این زمامداری پایان یافت
  • قبل از حکومت سید خان شیرانی در بمپور حکومت بمپور به دست «ملک‌ها» بوده‌است که وی داماد آخرین حاکم ملک بوده و پس از فوت وی متصرفاتش را بهمراه تنها باجناقش مهراب خان بارکزیی تقسیم می‌نمایند و بمپور سهم شیرانی‌ها و پهره و ایرانشهر سهم بارکزایی‌ها می‌شود
  • حکومت بخش جنوب غربی بلوچستان ایران در دست خانهای سرباز بود که شامل قبیله‌های (بلیده‌ای - بارکزایی)و می‌باشند.
  • حکومت بخش دریای مکران که معروف به گیاوان زمین می‌باشد در دستان قوم میر و طاهرزیی بوده‌است. از سرداران بنامی که تا زمان دوره پهلوی حاکم این خطه از ایران بوده‌اند می‌توان به میر عبدالنبی محمد(جد طایفه میر)،طاهرمحمد گرگیج(جد طاهرزیی ها)، پیردادطاهرطاهرزیی، میر برکت عبدالنبی، علی جلال طاهرزیی، حسن یارمحمدطاهرزیی ،دوست محمد کرمداد طاهرزیی نام برد.

کیانیان[ویرایش]

بلوچستان در عهد باستان جزو سرزمنین دولت کیانی بود درزمان سلطنت کیخسرو قسمتی از سپاهیان این پادشاه را بلوچ‌ها تشکیل می دادند آنان سپاهیانی جنگاور و دلیر بودند که درمیدان نبرد هیچ گاه پشت به دشمن نمی کردند

فردوسی در شاهنامه به قوم بلوچ اشاره می‌کند و مردان آن قوم را در سپاه کیخسرو به شجاعت و مردانگی ستوده است

سپاهی زگردان کوچ و بلوچ/ سگالیده جنگ مانند قوچ

که کس در جهان پشت ایشان ندید/برهنه یک تنگشت ایشان ندید

نگه کرد کیخسرو از پشت پیل/ رده آن سپه را زده بر دو میل پسند

امدش وسخت آفرین/ بران بخت بیدارو فرخ زمین

در هنگام حمله لشکر اسکندر برای  فتح بلوچستان به سرکردگی سردار لئن ناتوس پا به این سرزمین  گذاشت انچنان در برابر دلاوران بلوچ درمانده شد که سردار اسکند تاب نیاورد و لشکریانش تارومار شدند[۱۸]

مادها[ویرایش]

سرزمین بلوچستان در دوره ماد یکی از ساتراپیپ‌های (والی نشین یا استان) شرقی آن دولت بوده‌است و به نام سرزمین پاریکانیان ازآن یاد شده است(1) ص 89[۱۹]

هخامنشیان[ویرایش]

در سال‌های 540-545 ایالات شرقی ایران از جمله بلوچستان بوسیله کوروش بزرگ فتح گردید. داریوش بزرگ درزمان حکومت خود برای جلوگیری ازتمرکز قدرت در دست یک نفر کشور را به چندین استان یا والی نشین تقسیم نمود ماکا یا مکران (اسم قدیم بلوچستان) یکی از ان استان‌ها بود.ص [۲۰]89

سلوکیان و اشکانیان[ویرایش]

رومیان به بهانه حمایت از دولت مصر با سلوکیان وارد جنگ شدند و در سال 190 ق.م در ماگنزی واقغ در آسیای صغیر سلوکیان را شکست سختی دادند در این زمان پارس وخوزستان متحد شدند و از دولت نرکزی جدا گردیدند بلوچستان هم به همراه سیستان و رخج جزو دولت باختر( پارت یا اشکانی) شد. ص95[۲۱]

ساسانیان[ویرایش]

شاپور اول در کتیبه کعبه زرتشت که به سال 262 نقل گردیده است از حدود مرزهای ایرانشهر خود یاد کرده‌است:"من خدایگان ایرانشهر این شهرها را زیر فرمان دارم: پارس پارت خوزستان..... مرو هرات کرمان سکستان  مکران(بلوچستان)، پاراوان...........و.....و..."ص 101[۲۲]

فرهنگ و هنر[ویرایش]

چند ویژگی شاخص که قوم بلوچ را متمایز می‌سازند عبارتند از:

۱ـ میارچاری (پناهنده پذیری) پناه دادن مظلوم و محافظت تمام و کمال از او ۲ـ قول و قرار چنان به خوش قولی معروف هست که حاضر است سرش برود ولی قولش برقرار بماند ۳ـ مهمان نوازی یکی از مشهورترین ویژگی‌های این قوم آریایی هست ۴ـ حشر و مدد کمک و یاری همسایه و دوست و غریبه به بهترین نحو به‌طوری‌که همه اهالی منطقه جمع شدع و به صورت مجانی برای کسی کاری انجام می‌دهند ۵ـ بجار ۶ـ چَنَدء درصورت نیاز مادی کسی همه مردم جمع شده و برای او چیزهای نقدی و غیر نقدی جمع اوری می‌کنند ۷ـ بْیـِر یا انتقام همیشه زبانزد خاص و عام بوده که هیچ وقت اجازه نمیدهند کسی به انها ظلم روا بدارد و انها انتقام خودرا نگیرند ۸ـ جن طلاق (نوعی قسم است که فرد برای اثبات ادعایی آن را یاد می‌کند) این نوع قسم انتهای خوش قولی را ثابت می‌کند که مرد برای اینکه ثابت کند که کاری را انجام می‌دهد یا اینکه اآن کار را نمیکند قسم میخورد که در صورتی که خلافش واقع شود همسر ش را طلاق می‌دهد ۹ـ دیوّان نشان از اتحاد دارد که همیشه مجالس هم فکری و اتحاد دارند۱۰ ـ پتّر ۱۱ـ پوشاک

سوزن‌دوزی از جمله آثار فرهنگی و محصولات هنری زنان بلوچ است.[۲۳]

یکی از پیراهن‌های فرح دیبا که در موزه پوشاک سلطنتی در موزه سعد آباد تهران در معرض نمایش عموم است محصول سوزن دوزی زیبای زنان بلوچ بر روی آن است.

اوج استفاده از هنرهای ایرانی در دهه‌های چهل و پنجاه رخ داد. در این راستا مهر منیر جهانبانی به واسطه آشنایی با سرزمین بلوچستان و هنر سوزندوزی آن، نقش بیشتری را ایفا کرد. او باعث آشنایی فرح دیبا با هنرسوزن دوزی بلوچ شد و بازدید وی از سیستان و بلوچستان را رقم زد. فرح علاقه زیادی به هنرهای دستی ایرانی داشت قبل از برگزاری جشن‌های 2500 ساله پارچه‌ها و نخ‌های زیادی که در میان آنها گلابتون‌هایی از نوع زرین و سیمین نیز موجود بود، به سمت ایرندگان ( شهری که به واسطه برخی از دوخت‌های پرکار سوزندوزی بلوچ بسیار معروف شد) سرازیر شد و خانم جهانبانی آنها را بین اساتید معروف سوزندوزی همچون مهتاب نوروزی و مهناز جمالزهی و .... تقسیم کرد تا بین شاگردان خود توزیع کنند و ماحصل آن تولید چند دست لباس فاخر برای تمام اعضای درجه یک خاندان پهلوی و هدایایی برای مهمانان جشن‌های 2500 ساله همچون کراوات،کوسن دستمال سفره و ..... بود که به مجموعه رویال معروف شدند[۲۴].

مهتاب نوروزی، زن فقید هنرمند بلوچ خیاط و سوزندوز و طراح لباس های زیبای دست دوز فرح بود.

دین و مذهب[ویرایش]

اثار تاریخی به جای مانده همچون کوره مهرگان در سراوان بلوچستان، نشانه هایی از ایین زرتشت را دربین مردم بلوچستان هویدا می سازد . بااین حال بعد از آمدن دین اسلام همه مردم بلوچ مسلمان با اکثریت مسلمانان سنی حنفی و اقلیت شیعه دوازده امامی بوده د و فرقه، مذهب و دین دیگری بین انان وجود ندارد. البته نمی توان منکر تلاش های زیاد کشورهای عربی برای ترویج تفکرات وهابی و سلفی در مراکز دینی بلوچستان شد بااین حال مذهب سنی حنفی همچنان به عنوان مذهب رایج دربین مردم به صورت محکم پایدار مانده است.

تعداد کم و اقلیت بلوچ های شیعه ایرانی بیشتر در مناطق و توابع شهرستان ایرانشهر و نزدیک به کرمان ساکن هستند.

طوایفی که از سادات هستند هم در بین بلوچ ها وجود دارند. سادات سنی مذهب را طوایف سیدزاده، ساداتی، دهواری، حسینی، حسین بر در سراوان تشکیل می دهند. و چون معمولا در شناسنامه پیشوند سید یا سیده ذکر نمی شود اینطور رایج شده که اهل سنت سادات ندارند و این اشتباه هست.

خواجه مرشد از نوادگان امام موسی کاظم می‌باشد که در تصوف به طریقه نقشبندی منتسب بود ه است. این عارف بزرگوار در حدود ۲۵۰تا ۳۰۰سال گذشته می‌زیست. نوادگان خواجه مرشد راجمعی از طایفه دهواری و سیدزاده تشکیل می دهندکه در منطقه سکونت دارند.این مقبره یکی اززیارتگاه‌ها ومقبره‌های شهرستان سراوان می‌باشد. در شهر محمدی از توابع بخش مرکزی این شهرستان واقع است و به صورت گنبدی از خشت خام وگل ساخته شده‌است[۲۵].

طایفه ریگی هم منتسب به امام حسن مجتبی هستند.

نژاد مردم بلوچ[ویرایش]

خوانین بلوچ در دوره قاجار، ۱۳۲۰ ه‍.ق (حدود ۱۹۰۲ میلادی)

پژوهش‌گران[نیازمند منبع] بر این باورند که دراویدیها در روزگاری بسیار کهن در جنوب آسیا زندگی می‌کرده‌اند. بعدها یعنی حدود ۴۰۰۰سال پیش از میلاد، در اثر زیادشدن جمعیت یا برخی علت‌های دیگر، از این سرزمین‌ها به مهاجرت پرداخته و هر دسته از آنان به‌جانبی رهسپار شده و در آن اقامت گزیدند. گروهی از این قبیله‌ها از راه خوارزم به‌سوی بلخ و پیرامون آن سرازیر شده و در حدود شرقی و شمال‌شرقی ایران کنونی ساکن گردید. بعدها همین گروه به‌سوی غرب پیش‌آمد و به شعب و قبایل گوناگون بخش شدند. شاهان هخامنشی، بخش اعظم این سرزمین‌ها و اقوامی را که در آن زندگی می‌کرده‌اند به زیر فرمان خود درآوردند. در برخی از کتیبه‌های داریوش از جمله کتیبهٔ بیستون که در آغاز سال ۵۲۰ پیش از زایش به فرمان وی در صخره‌ای از کوه بیستون کنده شده از ایالت‌های ۲۳گانهٔ هخامنشی از جمله ماکا (بلوچستان) نام برده شده‌است بی‌تردید قوم سخت‌کوش بلوچ نیز از همین اقوام دراویدی جدا شده و پس از گذشتن از بخش‌های شمالی به ناحیهٔ جنوب آمده‌است.[نیازمند منبع] تأثیرگذاری فرهنگ بلوچستان بر دیگر ملل دنیا: به دلیل همجوار بودن بلوچستان با کشورهای پاکستان و هند و افغانستان و اینکه بخش اعظم پاکستان و. افغانستان در روزگار قدیم متعلق به بلوچستان بوده‌است فرهنگ و آداب و رسوم بلوچستان تأثیر زیادی بر این سه کشور و کشورهای دیگر گذاشته‌است.[نیازمند منبع] از همان زمان که اشرف افغان قصد گریختن به افغانستان داشت و بدست یکی از سرداران بلوچ در کوه‌های تفتان کشته شد سپس نادر شاه حکومت را بدست گرفت و برای حمله به هند از بلوچها کمک طلبید و سپاه عظیمی از بلوچها و سواران بلوچ تشکیل داد که منجر به فتح هند گشت و همین موجب تأثیر فرهنگ بلوچستان بر هند بود. در گویشهای هندی و افغانی از واگان بلوچی و ترکیبهای وصفی بلوچی استفاده می‌شود و فرهنگ هند و پاکستان نزدیک به فرهنگ بلوچستان است.[نیازمند منبع] گدروزیا مکانی که بیش از پنج هزار سال قدمت دارد. گدروزی (به یونانی: گدروزیا)، نامی که یونانیان به بلوچستان می‌داده‌اند.[نیازمند منبع] هرودت تاریخ‌دان یونانی گدروزی را یکی از ساتراپی‌های هخامنشیان برشمرده است. بلوچ مردم بلوچ یکی از اقوام ایرانی‌تبار ساکن در پاکستان، ایران، و افغانستان هستند. مردم بلوچ به زبان بلوچی سخن می‌گویند، که یکی از زبان‌های شاخه شمال غربی زبان‌های ایرانی است. بیشتر مردم بلوچ، مسلمان اهل سنت هستند. جمعیت مردم بلوچ در حدود ۴۳ میلیون تن برآورد شده‌است؛ که به‌طور تخمینی۱۷میلیون تن در پاکستان، ۱۱ میلیون تن در ایران، ۵ میلیون تن در افغانستان، ۳ میلیون تن در عمان، ۱ میلیون تن در امارات، و سایر آنان در دیگر کشورهای مثل هند، ترکمنستان، تانزانیا، اروپا و آمریکا زندگی می‌کنند. نخستین ظهور بلوچان در آثار تاریخی در کتاب حدودالعالم (۹۸۲م/۳۷۲ق) و نیز در مقدسی (حدود ۹۸۵/م/۳۷۵ق) با نام بلوص است. در شاهنامه ذکر مسکن این قوم در حدود شمال خراسان امروزی آمده‌است. در کتاب‌های جغرافیائی از این قوم ایرانی (همراه با طایفه کوچ - یا قفص) در حدود کرمان یاد می‌شود. پس از آن بر اثر عوامل تاریخی این قوم بلوچ به کناره‌های دریای عمان رسیده و در همان‌جا اقامت کردند. بلوچ اصیل‌ترین قوم آریایی است که با تسلط بر هند و پاکستان و افغانستان بر فرهنگ این سه کشور تأثیر عظیمی داشته که اکنون هر سه کشور از لباس بلوها تبعیت می‌کنند و تنها نحوه دوخت لباسهای این سه کشور با لباس محلی بلوچ تفاوت دارد.[۲۶]

پرچم بلوچستان[ویرایش]

ایالت بلوچستان پاکستان که منطقه خودمختاری در کشور پاکستان است دارای پرچمی متعلق به بلوچستان است.[نیازمند منبع] پرچم جدایی طلبان بلوچ نیز از سه رنگ فیروزه‌ای که در کنار میله قرار می‌گیرد و به صورت مثلث است و ستارهٔ سفید رنگی نیز در آن وجود دارد و بالای پرچم نیز رنگ قرمز دارد و پایین پرچم نیز سبز رنگ می‌باشد که این پرچم توسط احزاب جدایی طلب بلوچ مورد استفاده قرار می‌گیرد.

لبته لازم به ذکر است که فردوسی در کتاب جاودانه شاهنامه از وجود درفشی منتسب به قوم کوچ و بلوچ سخن به میان می آورد که دارای نشان پلنگ و جنگ بوده است و چنین میسراید:

درفشی بر آورد پیکر پلنگ

همی از درفشش ببارید جنگ

این موضوع نشان دهنده این است که بلوچها در زمان اشکش بلوچ که فرمانده قوای کوچ و بلوچ و بعدها پادشاه مکران بود دارای درفشی بودند که نشان اصالت و جنگاوریشان بود ؛در دوران قدیم هر قوم اصیلی نشان مخصوص به خود را داشتند که این نشان ها معمولا از حیوانان و دیگر اجسام زنده انتخاب میشدند به عنوان مثال درفش ایرانی دارای یک خورشید طلایی و یک شیر نر دارای شمشیر بوده است که بزرگان نیز از آن یاد کرده اند در این میان قوم بلوچ برای خود نماد درفش پیکرپلنگ را برگزیدند که نشان جنگاوری و چالاکی آنها بوده است.

معنی واژه بلوچ[ویرایش]

درواژه نامه‌های فارسی (برهان قاطع وفرهنگ عمید) واژه بلوچ را به معنی تاج خروس آمده‌است چون برخی از بلوچان یک سر دستار خود را مانند تاج خروس برکلاه خود می‌نشانند. پژوهشگران خارجی معانی متفاوتی برای بلوچ ذکر کرده‌اند برخی ازآنان نوشته‌اند بلوچ یک تیره از راجبوتان هند و بالیچا هستند دیگری این واژه را دیگر گشته ملیچه سانسکریت دانسته که هندوان به بیگانگان و دون دینان می‌گفتند و برخی کوتاه شده بدروچ یا کسانی که دچار روز و روزگار بد بودند می‌دانند نظر دیگر این است که ریشه بلوچ از بل و بعل خدای اکدی و بابلی است و دستاویز اوهم شکل یونانی شده آن بلوس است که بسیار مانند عربی شده آن بلوص است. بل همان پهل فارسی است واوچ دراوستا از(uz)آمده و معنی بلند را دارد. پس بلوچ پهلوان برزو بلند و بلند را نامند شاید این نام را جتان که بسی پیش از بلوچان شاید درزمان ساسانیان یا ازآن هم پیشتر به مکران و کرمان و تا فارس و خوزستان راه یافته بودند به آنان داده‌اند و چون بابلوچان بالابلندتر و نیرومندتر از خود روبرو شدند و زبون آنان گشتند آنان را پهلوانان بالا بلند خواندند. علاوه براین ما به نام بلوچ هنگامی برمی‌خوریم که آنان را در همسایگی جتان و کوچان می‌یابیم. ساده‌ترین معنی بلوچ همان است که خودشان می‌گویند آن را سرهم شده دو واژه می‌دانند یکی «بر» به معنی بر، بیرون، دشت و دیگری «لچ» که معنی آن لخت وعوراست نه تنها این معنی با زندگی امروزین بلوچ درست می‌آید بلکه اگر تاریخ را بنگریم برای نخستین بار با نام بلوچ هنگامی برمی‌خوریم که آنان رادر سده چهارم هجری (نهم مسیحی) دردشت جنوبی کرمان دردامان کوهستان بشکرد می‌یابیم آنان دردشت بلوچ و مردمی دیگر در کوهستان کوچ هم آوردان یک دیگر بودند و تا سده‌ها کوچ و بلوچ به گفته بهار مترادف یکدیگر بودند تا آنکه سرکوبی‌های سلطان محمود ودیگران ازیک طرف و نبردهای پیاپی با بلوچان نام کوچ را ازمیان برداشت (جعفری، سخن ش. ۸ و۹ ص ۷۷۱)

اقوام بلوچ ترکمنستان[ویرایش]

طوایف مختلفی از جمله کردی، سارانی، کرم زهی و مرادزهی و کبدانی از طوایف بزرگ ساکن در ترکمنستان می‌باشند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Ethnic Groups (Pakistan), CIA World Factbook
  2. Iran, Library of Congress, Country Profile. Retrieved December 5, 2009.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ Afghanistan, CIA World Factbook. Retrieved December 5, 2009. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «CIA Afghanistan» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  4. Joshua Project (2006-10-28). "Baloch, Southern of Oman Ethnic People Profile". Joshuaproject.net. Retrieved 2012-08-01. 
  5. Languages of Oman, Ethnologue.com. Retrieved December 5, 2009.
  6. Oman, CIA World Factbook. Retrieved December 5, 2009.
  7. Languages of United Arab Emirates, Ethnologue.com (retrieved 5 December 2009)
  8. http://www.joshuaproject.net/people-profile.php?peo3=11684&rog3=IN
  9. KOKAISLOVÁ, Pavla, KOKAISL Petr. Ethnic Identity of The Baloch People. Central Asia and The Caucasus. Journal of Social and Political Studies. Volume 13, Issue 3, 2012, p. 45-55., ISSN 1404-6091
  10. دانشنامه جهان اسلام:بلوچ و بلوچستان- قوم‌شناسی (2)
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ فرهنگ لغت دهخدا، حرف ب، بلوچستان خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «ir» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  12. Eastern Baloch, Ethnologue.com (retrieved 25 Oktober 2009)
  13. Baloch in Turkmenistan, Ethnologue.com(retrieved ۷ ژوئن ۲۰۰۶)
  14. Joshua Project - Great Commission Status of the Baloch People Cluster
  15. نفیسی، سعید. تاریخ تمدن ایران ساسانی. تهران: اساطیر، مرکز بین‌المللی گفتگوی تمدن‌ها، 1383. 367. 
  16. بلوچستان وتمدن دیرینه آن، ایرج افشار سیستانی ص 233
  17. بلوچستان و تمدن دیرینه آن. ایرج افشار سیستانی
  18. تمدن بلوچستان ایرج افشار سیستانی ص 90
  19. بلوچستان و تمدن دیرینه آن ایرج افشار سیستانی ص
  20. بلوچستان و تمدن دیرینه آن ایرج افشار سیستانی
  21. بلوچستان و تمدن دیرینه آن ایرج افشار سیستانی
  22. بلوچستان و تمدن دیرینه آن ایرج افشار سیستانی
  23. مهتاب نوروزی؛ نماد نیم قرن سوزن دوزی در بلوچستان، بی‌بی‌سی فارسی
  24. http://tn.ai/fa/news/1396/05/03/1474153/%D8%B3%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1?ref=tnews
  25. http://siba.ivo.ir/portal/home/?generaltext/561355/562222/562421/%D9%85%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%B2-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86
  26. ایرنا

^ اِلفِنباین، یوزف، بلوچی در راهنمای زبان‌های ایرانی، جلد دوم، زبان‌های ایرانی نو، ویراستار اشمیت رودیگر، تهران: انتشارات ققنوس، ۱۳۸۲–۱۳۸۳، ص۵۷۷.