دماوند (شهر)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
دماوند
مرکز شهر.jpg
کشور  ایران
استان تهران
شهرستان دماوند
بخش مرکزی
نام(های) قدیمی دوماه‌بند، دنباوند، دمابند
مردم
جمعیت ۴۸٬۳۸۰ نفر[۱]
جغرافیای طبیعی
مساحت ۲۳ کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا ۱۹۶۰ متر
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۷
اطلاعات شهری
ره‌آورد گردو
سیب
حلوالوز
توتک
عسل
پیش‌شماره تلفنی ۰۲۱
وبگاه شهرداری دماوند
تابلوی خوش‌آمد به شهر


دماوند یکی از شهرهای استان تهران و مرکز شهرستان دماوند است. شهرداری دماوند در سال ۱۳۱۲ تأسیس شد.[۲] دماوند و اطراف آن به شماره ۵۶ در آثار ملی ایران در ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ ثبت و همچنین به عنوان شهر نمونه گردشگری ایران نیز برگزیده شده‌است.[۳] این شهر از رشد و توسعه قصبه دماوند به وجود آمده‌است، که به خط مستقیم در فاصله ۲۵ کیلومتری جنوب شرقی کوه دماوند و ۷۴ کیلومتری شرق شهر تهران قرار دارد. ارتفاع این شهر از سطح دریا ۱۹۶۰ متر و توسط چند رود مشروب می‌شود، یکی از مشرق که از دریاچه تار سرچشمه می‌گیرد و دیگری از شمال غربی که از مشا و تیزاب سرچشمه گرفته و پس از پیوستن به یکدیگر رود دماوند را تشکیل می‌دهند.[۲][۴]

نام و ریشه‌شناسی[ویرایش]

نام دماوند نامی کهن است که در طول تاریخ دچار دگرگونی‌های بسیار گشته‌است. در کارنامه اردشیر بابکان به صورت دنباوند و در کتیبه‌های ساسانی چون کتیبهٔ شاپور اول در نقش رستم و کتیبهٔ نرسی در پایکولی به صورت دمباوند و در کتاب جغرافیای موسی خورنی دمباوند آمده که ریشه در نام پهلوی آن دارد.[۵] دماوند در مورد کوه به از دم زبان پهلوی به معنی گرما یا بخار و گاز است و وند که پسوند نسبت است تشکیل شده‌است و دارای معنی ظرفی که دارای گرما یا بخار است می‌باشد اما دربارهٔ نام گذاری شهر می‌توان گفت که دمب، دمبال، دما و دمال به علاوه آوند یا وند به معنای شهری است که دنباله ظرف یا دنباله کوه واقع شده‌است؛ بنابراین اگرچه نام کوه و شهر یکی است ولی دارای بار معنایی متفاوت می‌باشد. دماوند برای کوه به معنی ظرف آتش یا دارنده آتش یا بخار و برای شهر به معنی دنباله ظرف یا دنباله کوه واقع شده می‌باشد. این شهر از گذشته تا به امروز بر دامنه کوه واقع شده‌است.[۶]

دربارهٔ این نام کسروی عقیده دارد که:

«دماوند و نهاوند شباهت زیادی به یکدیگر دارند: هر دو از دو کلمه ترکیب یافته و در کلمه وند در آخر شریک و یکسان می‌باشند، بعلاوه در نام گذاری این دو آبادی دوری و نزدیکی را نسبت به جایی یا شهری میزان گرفته‌اند و آنچه که نزدیک بوده نهاوند و آن دیگری را دماوند گفته‌اند و نها یعنی پیش و روبرو و دما یعنی پشت و دنبال؛ بنابراین نهاوند یعنی شهر و آبادی یا قلعه ایستاده در پیش رو و دماوند یعنی شهر و آبادی یا قلعه ایستاده در دنبال و پشت»[۷]

حمدالله مستوفی در کتاب نزهةالقلوب آورده‌است که دماوند قصبه ای است که آن را پشیان (و یا میشان) خوانند.[۸]

تاریخچه[ویرایش]

دماوند یکی از کهن‌ترین شهرها و اولین شهرهای اسطوره‌ای تاریخ ایران است به صورتی که بنای آن همزمان با اصطخر فارس و بلخ به کیومرث نخستین پادشاه ایران می‌رسد.[۹][۱۰]

پیش از اسلام[ویرایش]

به علت مطالعات باستانشناسی اندک در این شهر اطلاعات کمی در مورد تاریخ این خطه در دوران مادها و هخامنشیان وجود دارد. آنچه از منابع تاریخی بدست بدست می‌آید در زمان هخامنشیان مواد تجاری دماوند، شمشاد و آهن بوده‌است.[۱۱] در کاوشهای باستان‌شناسی اخیر در منطقه ولیران دماوند تعدادی گور با شیوه‌های تدفین متفاوت متعلق به اوایل دوران اشکانیان و چهار ریتون سفالی و همچنین سکه‌هایی متعلق به مهرداد دوم(۱۲۴ تا ۸۷ پیش از میلاد)، اردوان دوم، سنتروک، ارد اول از دوران اشکانی کشف شده و همچنین در بخش غربی محوطه بقایای قلعه‌ای متعلق به دوران ساسانیان و چند سکه نقره از زمان خسرو دوم کشف شد.[۱۲] در کتیبهٔ شاپور اول در کعبه زردشت (۲۴۰–۲۷۰ میلادی) و کتیبهٔ پایکولی از زمان نرسی (۲۹۳–۳۰۲ میلادی) از ساتراپ‌های دماوند نام برده شده‌است.[۱۳] همچنین روی یک مهر ساسانی که در دماوند کشف شد، نام دمباوند حک شده‌است. این مهر اکنون در موزهٔ کلکته نگهداری می‌شود.[۱۴]

پس از اسلام[ویرایش]

جستار وابسته: مسمغان دماوند

پس از حمله اعراب به ایران و در سال ۲۲ هجری هنگام رسیدن لشکر اعراب به اطراف ری، فرمانروای ری سیاوخش پسر مهران پسر بهرام چوبین از مردم دنباوند، طبرستان، گرگان و قومس برای رویارویی با اعراب کمک خواست اما نهایتاً در جنگ شکست خورد. پس از سقوط ری و برافتادن خاندان بهرام، مسمغان مردان‌شاه از نعیم بن مقرن فرمانده سپاه اعراب درخواست صلح کرد که فدیه‌ای بدهد و نیازی به یاور و حفاظ ندارد و نعیم پذیرفت. طبری متن این صلح‌نامه را به این صورت آورده‌است:[۱۵]

«بنام خدای رحمان رحیم. این مکتوب نعیم بن مقرن است برای مردانشاه مسمغان دنباوند و مردم دنباوند و خوار و لارز و شرز: تو و هر که در بازماندن همانند تو باشد در امانید، که مردم سرزمین خود را بازداری و هر ساله دویست هزار درم، از وزن هفت، بدهی و از عامل مرز مصون مانی. مادام که چنین باشی کس بر تو هجوم نیارد و بی اجازه به تو وارد نشود مگر آنکه دگرگونی آری و هر که پیمان ندارد و هر که از تسلیم وی ابا کند، نیز.»

از این زمان تا اواخر بنی امیه و قیام ابومسلم خراسانی اطلاعاتی از این خاندان دردست نیست. در اواخر بنی امیه ابومسلم از مسمغان درخواست کرد تا خراجی که قبول کرده‌است بپردازد اما مسمغان این درخواست را رد می‌کند؛ در مقابل ابومسلم سپاهی را به سوی مسمغان می‌فرستد که کاری از پیش نمی‌برد و به مسمغان تا دوران خلافت منصور عباسی گزندی نمی‌رسد. در زمان منصور بین مسمغان و برادش ابرویز اختلاف و رنجش پیش می‌آید و ابرویز به نزد خلیفه می‌رود که مصادف می‌شود وقایع قیام راوندیه و خلیفه را در سرکوب قیام همراهی کرده و اعتماد او را جلب می‌کند. در سال ۱۴۱ هجری خلیفه پسرش مهدی را با سپاهی که ابرویز هم ان را همراهی می‌کند به سمت ری گسیل می‌کند، در این ایام مسمغان و اسپهبد خورشید که در حال جنگ بودند چون از حرکت سپاه خلیفه آگاه شدند با یکدیگر صلح کرده و به مقابله با سپاه اعراب برمی‌خیزند در این جنگ مسمغان نیز مانند اسپهبد خورشید کشته می‌شود و همسر و دخترش به اسارت می‌رود و بدین ترتیب طبرستان و ناحیه دماوند به‌طور کامل فتح می‌گردد، اگرچه حکومت محلی مسمغان توسط ابرویز که ادعای وراثت از برادر را داشت با تبعیت از دربار خلیفه در ناحیه دماوند ادامه می‌یابد چنان‌که در سال ۲۵۰ قمری در واقعه اتحاد امراء دیلم و رویان برای حمایت از داعی کبیر و مخالفت با سلطه حکام طاهریان در طبرستان مسمغان دماوند نیز شرکت داشت. مقارن با ایام ظهور آل زیار و آل بویه نام و نشان این خاندان نیز که به سطح حکومت محلی کوچکی و تابعی از خلیفه نزول کرده بود از بین رفت.[۱۶][۱۷][۱۸]

ابوبکر شبلی صوفی که پدرش از نزدیکان خلیفه بود نیز مدتی در این ناحیه حکومت داشته‌است و پس از مرگش برج یادمانی که امروزه موسوم به برج شبلی است به پاس خدمات او در ایام حکومتش بنا شده‌است.

چندی از جغرافیدانان پیش از عصر صفوی، کوه دماوند و کوهپایه‌های آن را جزو جبال و عراق عجم به‌شمار آورده‌اند. مستوفی بافقی در اواخر دوره صفوی دماوند، سمنان و دامغان را جزو طبرستان به‌شمار آورده‌است درحالی که در گزارش‌های به جا مانده از عصر قاجار دماوند در محدوده عراق عجم قرار داشته‌است و به نوشته میرزا فضل‌الله از بهترین مناطق عراق شمرده شده‌است.[۱۹] جیمز موریه و هاینریش بروگش در سفرنامه‌های خود در مورد مراسمی در اواخر ماه آگوست (اوایل شهریور ماه) اشاره کرده‌اند که توسط مردم این منطقه به مناسبت شکست ضحاک پرداخته‌اند.[۲۰] این شهر پس از گزیدن تهران به عنوان پایتخت روند رشد بیشتری به خود گرفت و تبدیل به ییلاقی برای مردم و حکومتیان و درباریان شد. محصولات کشاورزی فراوانی در دماوند کشت می‌شده‌است و مهمترین محصول باغی دماوند در دوران قاجار را قیسی دانسته‌اند که به روسیه صادر می‌شده‌است و درآمد بسیاری داشته‌است. جان ویشارد در اواخر دوره قاجار در خاطرات خود نوشته:[۲۱]

«... این میوه را خشک می‌کنند و به میزان زیادی به روسیه حمل می‌شود. مقدار صادرات به قدری زیاد است که می‌گفتند پولی که از بابت آن پرداخت می‌شود نرخ مبادلهٔ ارز را تغییر می‌دهد.»

جمعیت‌شناسی[ویرایش]

جمعیت این شهر براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ ایران، ۴۸٬۳۸۰ نفر می‌باشد.[۱] زبان مردم شهر دماوند تاتی است و در ۴ محله اصلی شهر (درویش، قاضی، چالکا و فرامه) به زبان تاتی صحبت می‌شود.[۲۲][۲۳][۲۴] از محله‌های دیگری که در محدوده شهر دماوند قرار گرفته‌اند می‌توان به جیلارد (گیلیارد)، گیلاوند، مشا، ولیران، روح‌افزا، چنار شرق، شلمبه، حصار بالا، اصطلک، احمدآباد، و اوره اشاره کرد.[۲۵] که همگی تات زبان[۲۶][۲۷][۲۸][۲۹][۳۰][۳۱][۳۲] و در محلات شمالی شهر از جمله دشتبان، دشتک، دشتمزار و چشمه‌علا به زبان مازندرانی نیز صحبت می‌شود.[۳۳][۳۴] دماوند دومین شهر بزرگ و پرجمعیت تات‌نشین در ایران است.[۳۵] مناطق اطراف دماوند از دیرباز محل سکونت گروهی از کلیمیان ایران بوده که امروزه از ایشان به علت مهاجرت به اسرائیل و آمریکا و تعداد کمی به تهران کسی در این شهر باقی نمانده‌است.[۳۶] عیسوی در گزارشی تعداد یهودیان دماوند را در سال ۱۸۶۷ میلادی ۱۵۰ نفر نوشته‌است و پس از ۱۵ سال، اعتمادالسلطنه نیز از حضور بیست خانوار یهودی در دماوند خبر داده‌است.[۳۷] گورستان کلیمیان گیلیارد از مکان‌های مقدس کلیمیان ایرانی است.[۳۸]

دانشگاه‌ها[ویرایش]

جاذبه‌های گردشگری[ویرایش]

دماوند، اثر کمال‌الملک

همچنین منطقه زیبای دشت مشا و منطقه ولیران بسیار دیدنی می‌باشند.




پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ نتایج سرشماری ۱۳۹۵ وبگاه مرکز آمار ایران
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ شهرداری دماوند
  3. خبرگزاری مهر
  4. کانون دیدبانان زمین
  5. نصرتی، کیهان فرهنگی شماره ۱۴۹، ۴۰.
  6. نصرتی، کیهان فرهنگی شماره ۱۴۹، ۴۰.
  7. نصرتی، کیهان فرهنگی شماره ۱۴۹، ۴۱.
  8. حمدالله مستوفی، محمد دبیرسیاقی. نزهةالقلوب. ۲۰۱. 
  9. محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ۱:‎ ۷۳.
  10. قاضی احمد غفاری قزوینی، تاریخ جهان‌آرا، ۲۸.
  11. حسن پیرنیا، تاریخ ایران باستان، 1234.
  12. نعمتی، مطالعات باستان‌شناسی شماره ۲، ۱۰۳ تا ۱۳۱.
  13. عنایت الله رضا، تمدن ایران ساسانی، ۱۸۶ و ۱۸۷.
  14. همشهری آنلاین
  15. محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ۵:‎ ۲۰۵ تا ۲۰۶.
  16. دانشنامه رشد
  17. محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ۱۱:‎ ۸۲.
  18. محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ۱۰:‎ ۲۱۲.
  19. خسروبیگی و غلامپور. ۳۰. 
  20. خسروبیگی و غلامپور. ۳۵. 
  21. خسروبیگی و غلامپور. ۳۹. 
  22. زبان مردم بومی در ۴ محله اصلی دماوند گویش تات می‌باشد
  23. معرفی محله چالکا
  24. استان تهران
  25. نقشه شهر دماوند
  26. رزم آرا، فرهنگ جغرافیایی ایران، استان مرکزی، جلد ١، ص ٢٣٤
  27. رزم آرا، فرهنگ جغرافیایی ایران، استان مرکزی، جلد ١، ص ۱۳۰
  28. رزم آرا، فرهنگ جغرافیایی ایران، استان مرکزی، جلد ١، ص ۱۰۰
  29. رزم آرا، فرهنگ جغرافیایی ایران، استان مرکزی، جلد ١، ص ۲۱۰
  30. رزم آرا، فرهنگ جغرافیایی ایران، استان مرکزی، جلد ١، ص ۲۶
  31. رزم آرا، فرهنگ جغرافیایی ایران، استان مرکزی، جلد ١، ص ۱۴
  32. رزم آرا، فرهنگ جغرافیایی ایران، استان مرکزی، جلد ١، ص ۵
  33. رزم آرا، فرهنگ جغرافیایی ایران، استان مرکزی، جلد ١، ص ۸۹
  34. رزم آرا، فرهنگ جغرافیایی ایران، استان مرکزی، جلد ١، ص ۵۸
  35. آداب و رسوم تهران: زبان تاتی منطقه دماوند
  36. دماوندنامه
  37. خسروبیگی و غلامپور. ۳۵. 
  38. ژان پایاب، داوود گوهریان. «گورستان گیلیارد پاره‌ای از تاریخ و تمدن ایران»(فارسی)‎. انجمن کلیمیان تهران، ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در ۲۳ دی ۱۳۸۸. 

منابع[ویرایش]

  • خسروبیگی، هوشنگ و میثم غلامپور. «اوضاع اجتماعی و اقتصادی دماوند در دوره قاجار». پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ش. دوم (پاییز و زمستان ۱۳۹۲): ۲۹ تا ۴۶. 
  • محمدرضا نعمتی و علی صدرایی. پاییز و زمستان. «بررسی شیوه‌های تدفین دوره اشکانی در گورستان ولیران دماوند». مطالعات باستان‌شناسی ۴، ش. ۲ (۱۳۹۱): ۱۰۳ تا ۱۳۱. 
  • و.گ. لوکونین. تمدن ایران ساسانی. ترجمهٔ عنایت‌الله رضا. بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۰. 
  • نصرتی، مسعود. تاریخ دماوند و آثار تاریخی آن. فیض کاشانی، ۱۳۸۱. 
  • الحموی، یاقوت. معجم البلدان. دار صادر، ۱۹۷۷. (به عربی)
  • محمد بن جریر طبری. تاریخ الرسل و الملوک. ج. اول و پنجم و دهم و یازدهم. ترجمهٔ ابوالقاسم پاینده. بنیاد فرهنگ، ۱۳۵۲. 
  • قاضی احمد غفاری قزوینی. تاریخ جهان‌آرا. ترجمهٔ مجتبی مینوی. حافظ، ۱۳۴۳. 
  • حسن پیرنیا. تاریخ ایران باستان. انتشارات نگاه، ۱۳۹۱. 
  • نصرتی، مسعود. کیهان فرهنگی، ش. ۱۴۹ (بهمن ۱۳۷۷): ۴۰ تا ۴۲. 
  • اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، تهران: ۱۳۸۳خ.
  • رزم‌آرا. فرهنگ جغرافیایی ایران. دائره جغرافیایی ارتش، ۱۳۲۸. 

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]