تات‌های ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تات‌های ایران
Jalallll.PNG
پوران۲.jpg
Aliaboli2012.jpg
Ebrahim-Heshmat.jpg
Iran vs. Angola 2014-05-30 (225).jpg
Darvishkhan.jpg
Abdulmajid.tal.PNG
Yousefalikhani.jpg
Hassan-honarmandi.jpg
کل جمعیت
۴۰۰ هزار[۱]
زبان‌ها
تاتی
دین
زرتشتی، یهودیت (جهود)[۲][۳][۴] و مسلمان
گروه‌های قومی مرتبط
تالش • کرد • گیلک • مازندرانی • بلوچ
نقشه مناطق تات‌نشین

تات‌های ایران (به تاتی: Irune Tâtun، ایرون تاتون‎) یا تات‌های جنوبی[۵] از اقوام ایرانی‌تبار هستند که آریایی تبارند و به شکل پراکنده و نقطه‌ای در شمال ایران (از آذربایجان تا شمال خراسان) زندگی می‌کنند. بیشتر جمعیت تات‌های ایران در استان‌های مرکزی، قزوین، البرز، تهران، اردبیل، گیلان، زنجان و خراسان شمالی یعنی شهرستان‌های زرندیه، تاکستان و بوئین‌زهرا و الموت، اشتهارد و طالقان، دماوند، شاهرود خلخال، رودبار، طارم، جاجرم و اسفراین و شهرستان آران و بیدگل استان اصفهان دیده می‌شوند.

مردم تات ایران زرتشتی، یهودی (جهود)[۴][۲][۳] و مسلمان هستند و به زبان تاتی ایران از گروه زبان‌های ایرانی شمال غربی و زبان تاتی قفقاز از گروه زبان‌های ایرانی جنوب غربی سخن می‌گویند. این زبان متفاوت از فارسی است و به زبان تالشی نزدیک می‌باشد.

تات‌های ساکن قفقاز بنابر عقیده‌ای رایج خود را از اعقاب ایرانی‌هایی می‌شمارند که در عصر ساسانیان به مرزهای شمالی ایران فرستاده شده‌بودند.[۶]

تات‌های ایران، بیشترشان در شهرستان‌های تاکستان، بوئین‌زهرا، طارم و اشتهارد زندگی می‌کنند و این منطقه، بزرگترین منطقهٔ تات‌نشین ایران است. بقیه نیز در استان‌های مرکزی (روستاهای وفس و چهرقان و فرک)، خراسان شمالی، سمنان، زنجان، البرز، آذربایجان شرقی، اردبیل (بخش شاهرود) و همچنین در مناطق برغان، چندار، طالقان، الموت و رودبار به سر می‌برند. عدهٔ زیادی از تات‌های ایران نیز به تهران (به ویژه جنوب غرب شهر) و قم (منطقه نیروگاه) مهاجرت کرده‌اند.

ریشه و کاربرد واژهٔ تات[ویرایش]

تات واژه‌ای است که ترک‌زبانان برای مردم ایرانی‌زبان و ایرانی‌تبار یک‌جانشین به‌کار برده‌اند.[۷] به گفته هونی (۱۹۵۷) فارسی‌زبانان را تات می‌نامیدند.[۸]

قدیمی‌ترین سندی که کلمهٔ تات در آن استفاده شده، کتیبه‌های اورخون است. تات در در این کتیبه‌ها ظاهراً به معنای «اتباع» و «رعایا» استفاده شده‌است. لفظ «تات» علاوه بر این که بر ایرانیان و یکجانشینان اطلاق می‌شده، عنوانی بوده که قبل از حکومت ایلک‌خانی به عناصر خارجی سرزمین‌های ترکان (احتمالاً خارجی‌های یکجانشین ترکستان، بعضی قبایل متمدن ترک، اقوام مغلوب و ساکنان مناطق تحت تصرف ترکان) گفته می‌شده‌است.[۶]

در مثل‌ها و افسانه‌های مردم تبریز «تات» به معنی مرد دانا و باسواد و شهرنشین است.[۹] استعمال کلمهٔ «تات» در بین ترکان ساکن ایران رواج داشته ولی انعکاس آن در ادبیات فارسی بسیار کم است.[۶] همچنین در دیوان لغات ترک کاشغری تات به شکل تَت نیز ضبط شده و به معنای ایرانی، فارسی، فارسی زبان و کافر اویغوری آمده‌است.[۱۰] تاتارهای کریمه نیز مسیحیان یونانی را که در سلطنت کاترین دوم (۱۷۶۲–۱۷۹۶) و در فاصلة ۱۱۸۹–۱۱۹۲/ ۱۷۷۵–۱۷۷۸ به ناحیة ماریوپول (ژدانوف امروزی) واقع در کنار دریای آزوف مهاجرت کرده بودند، تات می‌نامیدند.[۱۱]

قوم تات[ویرایش]

مردمی که امروزه تات نامیده می‌شوند، در نواری منقطع از کوهستان قفقاز تا کوه‌های خراسان پراکنده‌اند. سرنوشت تاریخی مردم تات هرچه بوده در نهایت به این انجامید که تات‌ها در نواحی دور افتاده و روستاهای صعب‌العبور و حاشیه‌ای بقاء خود را بدست آورند. امروزه همانطور که گفته شد این مردم در گستره وسیعی از ایران حضور دارند. با توجه به داده‌های جمعیت‌شناختی موجود و صحبت‌هایی که با اهالی تات‌نشین مناطق مختلف ایران شده، می‌توان به تقریب گفت در حدود بیش از ۴۰۰ هزار نفر تات در ایران زندگی می‌کنند که در گذشته عمدتاً از حضور دیگران آگاهی خاصی نداشتند و عموماً بیشترشان بصورت جزایری مجزا از هم زندگی می‌کردند. امروزه هم اطلاعاتی کلی از یکدیگر دارند که به عنوان مثال تات‌نشین‌های دشت قزوین به ندرت یکی از تات‌نشین‌های اطراف بجنورد را دیده‌اند، چه برسد به اینکه ارتباطی با هم داشته باشند.

در مجموع می‎توان تات‎های ایران را در چند ویژگی مشترک خلاصه کرد: ۱- زبان تاتی، که در تمام مناطق تات‌نشین، وجود دارد. ۲- منشا و تبار مشترک که به مادها بر می گردد (هرچند خودآگاهی کمی نسبت به این مساله در میان تات‌ها وجود دارد). ۳- تاریخ و سرنوشت تاریخی مشترک که سبب شده وضعیت تاریخی مشابهی را داشته باشند. ۴- سنت و میراث فرهنگی مشترک. باید گفت از آنجا که زبان تاتی، یک زبان غیرمکتوب است و فرهنگ آنها نیز یک فرهنگ شفاهی است، لذا مهمترین و اصلی‌ترین محمل فرهنگی آنها، زبان‌شان بوده که سنت فرهنگی‌شان را در طی سالها و قرون متمادی تا به امروز انتقال داده است.

تاتستان ایران[ویرایش]

در ایران پراکندگی تات‌ها دامنه قابل توجهی دارد. تا قرن گذشته، مردمی که در سرزمین‌های میان مانقوطای سراب و نیر اردبیل سکونت داشتند، مخلوطی از تات‌ها و شاهسون‌ها بودند و طول مسیر رودخانه‌های بالق لو و قره‌سو تا رودخانه ارس نیز در دست تا‌ت‌ها بود. اینان در همان زمان مدت‌ها بود که زبان خود را فراموش کرده بودند و به ترکی سخن می‌گفتند. دره شاهرود خلخال، بزرگترین محل تجمع تات‌ها در آذربایجان و اردبیل است. حدود چهل روستا در این دره و یکی دو ناحیه دیگر خلخال، تات‌نشین است. در نیمه قرن سیزدهم، مردم یکجانشین رحمت‌آباد و اهالی رودبار زیتون به زبان‌ تاتی سخن می‌گفتند. در قزوین نیز انبوهی از تات‌ها سکونت دارند. در سال ۱۲۷۶ به دستور علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه، وزیر علوم و صنایع و تجارت، لغات رایج در میان تات‌های بلوک رامند و دیگر روستاهای تات‌نشین جنوب قزوین جمع‌آوری گردید و کتابی تألیف شد با عنوان رساله لغات فرس قدیم که اهل قزوین را از قبایل قدیم ایران و مردمی پهلوی‌زبان معرفی کرده است. شمس‌العلما محمدمهدی عبدالرب آبادی، از مؤلفان نامه دانشوران، از این طایفه بود. امروزه از جنوب غربی تا جنوب شرقی قزوین، گروه‌های بزرگی از مردم بخش‌های رامند شمالی، رامند جنوبی، بخشی از بوئین زهرا، دودانگه، افشاری، دشتابی و اشتهارد، تات نامیده می‌شوند. حضور تات‌ها در مازندران و استرآباد نیز سابقه‌ای طولانی دارد؛ از قرن دهم به بعد، تات‌ها یکی از گروه‌های جمعیتی ولایت استرآباد بوده‌اند. سلطانعلی تات در صفر ۱۰۰۵، استشهادنامه رعایا و مالکان قریه چوپلانی استرآباد را درباره حقابه آن روستا تأیید کرده بود. در دوره نهضت مشروطه، زبان تاتی در ولایت استرآباد رایج بود و گروه‌هایی از تات‌ها در بلوک سدن رستاق استرآباد و شهر اشرف (بهشهر امروزی) سکونت داشتند.

تات‌های ایران که به تات‌های جنوبی شهرت یافته‌اند، در شهرها و روستاهای زیر زندگی می‌کنند:

  • در استان مرکزی (شهرستان کمیجان) نیز روستاهای وفس، چهرقان، گورچان و فرک تات هستند. این روستاها به فاصله ۱۰۰ تا ۱۲۰ کیلومتری شهر اراک و در شمالی‌ترین نقطه استان مرکزی واقع شده‌اند. مناطق کوهستانی و خوش آب و هوا و شغل مردم روستاها کشاورزی، باغداری و دامداری است که به دلیل مواجه شدن با کمبود آب و عدم توجه مسئولین به نیاز مردم و نیروهای انسانی جوان، به شدت روستاها خالی از سکنه می‌شوند و در شهرهای مانند تهران، قم، اراک، کرج و... سکونت می‌نمایند.

اگر جستاری صحیح انجام دهیم می‌بینیم که منطقه تات‌نشین‌ به شکل ماه بوده و از اشتهارد شروع شده و به شمال ایران ختم شده و در آنجا چون مردم از آن سر در نمی‌آوردند آن را پشت کوهی می‌دانستند.

  • طارم علیا

در حدود ۴ روستا به نام‌های سیاه‌رود، گندم‌آباد، قوهیجان و نوکیان تات هستند که این روستاها در طارم علیا-بعد از درام واقع شده‌اند.

در جنوب بجنورد در جلگه شوقان و در شهرستان جاجرم، شهر سنخواست و روستاهای قدیمی مثل طبر، کرف، خراشا و اندقان تات هستند. در این مناطق، زبان تاتی، زبان اصلی مردم است و در برخی روستاها، تات‌ها همراه با سایر اقوام و به ویژه با کردها زندگی می‌کنند. تات‌های ساکن بجنورد شامل طوایف گیفانی، گلیانی، گرمه‌ای، جاجرمی، رازی، سنخواستی، خراشاهی، جربتی، کرفی، طبری، فیروزه‌ای، آساکی (پارتی)، اردغانی، بیدوازی، روئینی، مشهد طراقی و برخی طوایف خاوری است. برخی همچون ملک الشعرای بهار بر این عقیده‌اند که اصطلاح تات در شمال خراسان برگرفته و تغییر یافته اصطلاح «تازیک» یا «تاجیک» است که پس از حمله اعراب به شمال خراسان ابتدا از سوی ایرانیان به اعراب و سپس از سوی اقوام ترک به فارس‌زبانان اطلاق شده است.

نقش زبان تاتی در جنگ ایران و عراق[ویرایش]

در جنگ هشت ساله ایران و عراق زبان تاتی نقش تعیین کننده ایی در پیروزی اطلاعاتی ایران ایفا نمود؛ ضداطلاعات ارتش عراق با شنود مکالمات بیسیم چی‌های ایرانی متوجه تحرکات و برنامه‌های عملیاتی ارتش و سپاه ایران می‌شدند و نیروهای ایرانی از هر کدام از گویشها و زبانهای ایرانی برای مکالمات بیسیم چی‌ها استفاده می‌نمودند، توسط استخبارات و ضد اطلاعات ارتش بعث عراق شنود و ترجمه می‌شد؛ تا اینکه از گویشوران زبان تاتی در دو سوی بیسیم‌های نیروهای ایرانی استفاده شد و ارتش بعث عراق و هیچ‌یک از همپیمانانش تا پایان جنگ نتوانستند هیچ‌کدام از مکالمات اطلاعاتی عملیاتی ایران را رمزگشایی نمایند این بیسیم چی‌ها از دو روستای وفس و چهرقان استان مرکزی انتخاب شده بودند؛ در سال ۱۳۷۰ و سه سال بعد از پایان جنگ، سپهبد امیر صیاد شیرازی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش ایران با حضور در این دو روستا و افشای این موضوع، از مردم و شهدای این دو روستا قدردانی کرد[۱۴]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Ethnologue, Languages of the World: Tati people including Alviri-Vidari, Eshtehardi, Gozarkhani, Harzani (Population: 28.100 in 2000), Kabatei, Kajali, Karingani (Population: 17.600 in 2000), Kho’ini, Koresh-e Rostam, Maraghei, Razajerdi, Rudbari, Shahrudi, Takestani (Population: 220,000) and Taromi, Upper ethnic groups.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ John M. Clifton, Gabriela Deckinga, Laura Lucht, Calvin Tiessen, “Sociolinguistic Situation of the Tat and Mountain Jews in Azerbaijan,” In Clifton, ed., Studies in Languages of Azerbaijan, vol. 2 (Azerbaijan & St Petersburg, Russia: Academy of Sciences of Azerbaijan & SIL International 2005).
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ «Горские евреи — жертвы Холокоста - Горские евреи. История, этнография, культура». بازبینی‌شده در 29 آوریل 2016. «В фашистской Германии перед вторжением в СССР серьезно изучали проблему происхождения горских евреев. Это было связано с тем, что после оккупации Франции, когда нацисты проводили там уничтожение евреев, несколько сот живших там евреев из Грузии, Средней Азии, Ирана и Афганистана выдали себя за неевреев, заявляя, что по происхождению они «грузины и джугуты», придерживающиеся религии Моисея. Их доводы убедили командование оккупационных войск — и таким образом несколько сот евреев сумели спасти свои жизни — их не отправили в лагеря уничтожения. (....) В 1942 г. немецкий МИД получил мнение проф. Эйлера, который утверждал, что иудеи Кавказа, Ирана и Афганистана не являются евреями по происхождению. Но учреждения, на которые было возложено решение еврейской проблемы, категорически отвергли это мнение профессора. Им казалась более верной точка зрения вышеназванного института. Свой вывод они обосновывали тем, что и советские власти относят эти народности к евреям. Проф. Г. Киттель, к которому также обратились за консультацией, ответил, что вопрос сложный и ответить на него можно только проведя исследование на месте.» 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ «Mussulman Tat in Iran». بازبینی‌شده در 29 آوریل 2016. «The Mussulman (Muslim) Tat live in northwestern Iran, in the mountain valleys along the Azerbaijani border. They are part of two distinct religious communities that fall into a category known as "tats." The two groups include the Jewish Tats (known as "mountain Jews") and the Mussulman or Muslim Tats.» 
  5. کتاب «دستور زبان لهجه‌های تاتی جنوبی»، احسان یارشاطر، لاهه - پاریس ١٩۶٩
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ تات، دانشنامهٔ جهان اسلام
  7. صفرزاده، حبیب، پژوهشی در گویش تاتی شمال خراسان و کاربرد آن در تصحیح و شرح متون ادب فارسی مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد (علمی- پژوهشی)، شماره ۱۵۹- زمستان ۱۳۸۶.
  8. Mohammad-Reza Djalili, Alessandro Monsutti, Anna Neubauer Le monde turco-iranien en question KARTHALA Editions, 2008 pg 72
  9. همان.
  10. کاشغری، ذیل «تات»، «تَتْ»، نیز رجوع کنید به ذیل «اُس»، «سُملِم تَتْ»
  11. دانشنامه جهان اسلام
  12. تات نشین‌های بلوک زهرا، جلال آل احمد، چاپ سوم- امیرکبیر،1353
  13. دوبرادر، محمد حسین دانایی، انتشارات اطلاعات، چاپ اول، 1392
  14. یادمان شهید سپهبد امیر صیاد شیرازی- عروج