بهاءالله

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
بهاءالله
میرزا حسین‌علی نوری
عکس بهاءالله
زاده میرزا حسینعلی نوری
۱۸۱۷
تهران، ایران
مرگ ۱۸۹۲
عکا، ولایت بیروت، امپراطوری عثمانی (کنونی اسرائیل)
آرامگاه
روضهٔ مبارکه
ملیت ایرانی
دیگر نام‌ها حضرت بهاءالله
سدرة المنتهی[۱]
جمالِ‌مُبارک
هیکلِ اَطهَر
حسینعلی نوری مازندرانی
شغل رهبر دینی و پایه‌گذار آیین بهایی
شناخته‌شده برای پایه‌گذاری دین بهایی
اثر(های) برجسته کتاب اقدس
رساله سؤال و جواب
کتاب عهدی
کتاب ایقان
کلمات مبارکه مکنونه
الواح نقشه ملکوتی
الواح وصایا
جانشین عبدالبهاء
دین مسلمان شیعه (تا پیش از سال ۱۲۲۱)
پیوستن به آیین بابی (از سال ۱۲۲۱)
اعلان عمومی «من‌یظهره‌الله» و دعوت به آیین بهایی (از سال ۱۲۵۲)
همسر(ها) آسیه
فاطمه
گوهر
فرزندان عباس (غُصنِ اَعظَم)
مشهور به عبدالبهاء
بِهیّه (ورقهٔ عُلیا)
میرزا مهدی (غُصنِ اَطهَر)
میرزا محمدعلی (غُصنِ اَکبَر)
ضیائیّه (مادر شوقی افندی)
والدین پدر: میرزا عباس نوری
مادر: خدیجه خانم

آئین بهائی
Bahai star.svg

شخصیت‌های اصلی

بهاءالله
سید علی‌محمد باب · عبدالبهاء
میرزا محمدعلی
شوقی افندی

نوشته‌ها
کتاب اقدس · کتاب ایقان

کلمات مبارکه مکنونه
رساله سوال و جواب
کتاب بیان · هفت وادی
کتاب عهدی · الواح وصایا

مؤسسات

نظم اداری
ولی امرالله
بیت‌العدل اعظم
محافل روحانی

تاریخچه

تاریخچه دیانت بهائی
بابیان · شیخ احمد احسائی

شخصیت‌های بارز

مارثاروت · ایادیان امرالله
بدیع · حروف حی

بیش‌تر

نشانه‌ها · احکام
آموزه‌ها · ادبیات
گاهشماری
· نقد بهائیت· نقد بابیه·بهائی‌ستیزی
فهرست مقالات بهائی

میرزا حسین‌علی نوری (۱۸۱۷، تهران - ۱۸۹۲، عکا) شهرت یافته با لقبِ بَهاءُ الله، رهبر دینی ایرانی، پایه‌گذار آیین بهایی و از پیروان باب بود؛ از ایران همراه علمای دیگر بهائی به عراق کوچید، به استانبول و ادرنه تبعید شد، سپس به عکا که همان‌جا درگذشت.[۲]

پیروان او بهائی خوانده می‌شوند.[۳] بهائیان معتقدند که حسینعلی نوری، بنیانگذار دین بهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی، بودا، زردشت، مسیح و محمّد است و رسالتش برای ایجاد تمدّنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. بهائیان پیامبران را تجلی روح اعظم الهی بر روی زمین می‌دانند.[۴] تا سال ۲۰۱۰ شمار بهائیان بین ۵/۵ تا ۷ میلیون نفر برآورد شده‌است.[۵][۶][۷]

زندگی‌نامه

تولد و کودکی

میرزا حسینعلی نوری از اهالی منطقه نور مازندران، در سال ۱۱۹۵ هجری شمسی در تهران متولد شد. بهائیان نسبت وی را از یک سو به زرتشت و از سوی دیگر به یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی می‌دانند. همچنین به اعتقاد بهائیان، حسینعلی نوری از طریق همسر سوم ابراهیم، (قطوره) به وی منسوب است.[۸] پدرش میرزا بزرگ نوری از رجال دوره فتحعلی شاه و مردی ادیب و خطاط بود و در دربار شاه ایران منصبی عالی داشت. با آغاز دعوت سید علی‌محمد باب ملقب به باب در سال ۱۲۲۱ (۱۸۴۴ میلادی) به او پیوست (۲۷ سالگی) اقدامات و فعالیتهای او در گسترش آیین بابی او را تبدیل به یکی از مهم‌ترین پیروان باب نمود.

منابعی اینگونه بیان می‌کنند که حسینعلی نوری از یک خانواده ثروتمند بود. او به مانند دیگر فرزندان چنین خانواده‌هایی آموزش‌هایی چون خواندن، نوشتن، خوشنویسی، خواندن قرآن و اشعار شعرای مشهور ایرانی (چون عطار، حافظ و مولوی) را دریافت کرد. معلمین خصوصی برای تدریس به خانه او می‌آمدند.[۹][۱۰] این درحالی است که خود منکر سواد داشتن (پیش از ادعای پیامبری) بوده و در نامه‌ای خطاب به ناصرالدین‌شاه قاجار می‌نویسد: «من تحصیل علم نکرده‌ام و در مدرسه وارد نشده‌ام، می‌توانید از مردم شهری که در آن ساکن بودم بپرسید.»[۱۱]

ازدواج‌ها

ازدواج‌های حسینعلی نوری همه قبل از اظهار پیامبری او و حتی قبل از کتاب اقدس، کتاب احکام بهائی بوده‌است.[۱۲] او به طور هم‌زمان سه همسر داشته‌است. آسیه‌خانم،[۱۳] فاطمه و گوهر (بنا بر برخی منابع به نظر می‌رسد گوهر خدمتکار همسر اول حسینعلی نوری بود).[۱۴] وی مجموعاً ۱۴ فرزند داشت که تنها ۷ نفر از آنها به سن بلوغ رسیدند و باقی در دوران طفولیت از دنیا رفتند. ۷ نفر از این فرزندان از آسیه‌خانم و ۶ نفر آنها از فاطمه‌خانم بودند. او از گوهر تنها یک فرزند داشت.[۱۲]

اولین تبعید

مسیر تبعید بهاءالله از ایران به عکا

بعد از تیرباران باب به دستور امیرکبیر و درسال ۱۸۵۱ میرزا حسینعلی که در آنوقت بین بابیان به جناب بهاء معروف بود، به کربلا تبعید شد.

امیرکبیر به میرزا حسینعلی پیشنهاد کرد که: در حال حاضر که شاه عازم اصفهان است، بهتر است شما از پایتخت دور باشید.[۱۵]

حسینعلی نوری به کربلا می‌رود و درآنجا ساکن می‌شود و یکسال بعد به ایران بازمی‌گردد. با وجود آنکه امیرکبیر ضربات شدیدی بر پیکر جنبش بابی می‌زند، ولی چون وطن‌خواه و اصلاح‌طلب و درست‌کار بوده‌است در آثار حسینعلی نوری از او به نیکی یاد می‌شود.[۱۶]

در زمان صدارت میرزا آقاخان نوری او از بهاءالله دعوت به بازگشت به ایران می‌کند. او پس از بازگشت ماه‌ها میهمان صدر اعظم بود.[۱۷]

حسینعلی نوری به تازگی وارد تهران شده بود که طوفان تازه‌ای دامنگیر جامعه بابی می‌شود. علت این گرفتاری «منسوبان بی‌اندیشه و عصبانی جامعهٔ بابی بودند» که بعد از اعدام باب، تصمیم به قصاص شاه گرفته و به جان او سوء قصد کردند. بها قبل از سوء قصد به جان شاه در منزل یکی از برادران میرزا آقا خان در شمیران به سر می‌برد. به گفته نبیل زرندی او در آنجا با عظیم پیشوای بابیه ملاقات کرده و او را از نقشه قتل شاه برحذر داشته بود.[۱۷]

بلافاصله بعد از سوءقصد نافرجام و درهمان روزهای اول ۳۶ نفر بابی دستگیر می‌شوند. «تفحصی بسزا درکار هر یک بعمل آمده سه چهار نفر نوری چون کفر و ارتداد ایشان به ثبوت شرعی نرسیده به جان امان یافته محبوس شدند. بقیه را بین الناس تقسیم نمودند که عموم بندگان خدا از این فیض عظمی بی نصیب نباشند.»[۱۸]

مهد علیا بها را به همدستی در قتل پدر خود متهم می‌کرد. در برابر این اتهام بها خود را به محل اقامتگاه تابستانی سفارت روسیه در زرگنده رساند چون امید داشت در منزل برادر زن اش، میرزا مجید آهی، منشی آن سفارتخانه، ایمنی یابد.[۱۹]

با این ابتکار دولتیان و روحانیون دو هدف را تعقیب می‌کردند. یکی آلوده کردن دست همه گروه‌های اجتماعی به خون بابیان، و دوم در امان بودن از حمله احتمالی بابیان به عنوان قصاص از عاملین کشتار. از این نظر هر یک از بابیان را به گروهی که متعلق به آن بوده‌اند جهت اعدام می‌سپارند. برای نمونه «میرزا نبی دماوندی که مردی عالم بوده‌است به دست معلمین دارالفنون، ملا شیخ علی که از روحانیون بوده‌است به دست علما و طلاب، محمد تقی شیرازی که کارگری ساده بوده‌است به دست عمله اصطبل و محمد علی نجف آبادی که یک سرباز بوده‌است به دست خمپاره‌چیان می‌سپارند که هرطور میل دارند آنها را بکشند.»[۲۰]

بعد از این واقعه، جامعه بابی تحت فشار قرار می‌گیرد و بابیان، قتل‌عام می‌شوند. حسینعلی نوری با وجود اینکه می‌توانست خود را حفظ کند یا با وساطت شوهر خواهرش در سفارت روس پناه گیرد یا از کشور خارج شود ولی خود را تسلیم مأموران دولتی می‌کند.[۲۱]

بهاءالله را به زندان سیاه‌چال تهران که بعدها تخریب و بر روی بقایای آن تکیه دولت ساخته شد، بردند و مدت چندین ماه وی را در غل و زنجیر نگه داشتند.[۲۲]

آزادی حسینعلی نوری از زندان

میرزا آقاخان در دوران حاج میرزا آقاسی توقیف شد، وی را چوب زدند و محکوم به پرداخت وجهی شد که امکان پرداخت آن را نداشت. حسینعلی نوری به کمک او آمد و پول مورد لزوم را برای او تهیه کرد و همچنین در دورانی که در کاشان در تبعید به سر می‌بُرد و از نظر مالی در مضیقه بود. حسینعلی نوری به او کمک کرد.[۲۳]

با وجود اثبات بی‌گناهی حسینعلی نوری و اقداماتی که از طرف اقوام او و خصوصاً شوهرخواهر او مجید آهی منشی سفارت روسیه و میرزا آقاخان صدراعظم انجام شد، وی بعد از ۴ ماه به دستور شاه از زندان آزاد شد؛ مشروط براینکه ایران را ترک کند. برای ترک ایران یک ماه به او مهلت دادند.[۲۴]

این که او صرفاً به دلیل بی گناه بودن آزاد شده باشد بعید است چرا که بابیان بسیار دیگری کشته یا محبوس شدند. از نظر حکومت جایگاه او در نزد بابیان و ارتباط او با پیشوای آنان، عظیم، برای مجرم بودن اش کافی بود. پیوند او با پرنس دیمیتری دالگوروکی (سفیر روسیه در ایران) و شاید یاری او، موجب نجات او از اعدام شد.[۲۵] سفیر روسیه پیشنهاد اقامت در روسیه را به بهاء حسینعلی نوری ولی او قبول نکرد و در اولین ماه سال ۱۸۵۳ به همراه خانواده و دو برادرش ایران را به قصد عراق ترک کرد. در آن دوران عراق جزو متصرفات دولت عثمانی بود.

حسینعلی نوری در بغداد معاون و کارگزار میرزا یحیی نوری برادر دیگرش بود که باب به او لقب صبح ازل داده بود میرزا یحیی در بغداد دستگاهی پدیدآورد و ۱۰ سال در آنجا به ریاست و دعوت پرداخت اما غالب امور را برادرش حسینعلی اداره می‌کرد.[۲۶]

پس از گذشت ۱۰ سال از تبعید حسینعلی نوری در بغداد، وی از بغداد به شهر استانبول تبعید گردید. وی قبل از خروج از بغداد اعلان نمود که همان موعود یا من یظهره‌الله است که باب به ظهور او بشارت داده و پیروان خویش را به ایمان به او سفارش نموده بود. بعدها این تاریخ در بین بهائیان به عید رضوان مشهور شد.[۲۷] در بغداد وی عادت داشته مدتی از هر روز را در قهوه‌خانه سید حبیب در بخش قدیمی شهر سپری کند و در آنجا با اعضای دیگر مکاتب، بزرگان، علما و دیگران ملاقات می‌کرده و به گفته نویسندگان هشت بهشت او با هر طائفه و هر مشربی از جمله لوطی‌ها، دراویش، امناء دولت و شعرا معاشرت داشته‌است.[۲۸] حسینعلی نوری پس از مدت چهار ماه اقامت در استانبول به شهر ادرنه تبعید گردید. وی در آنجا نامه‌هایی به سران ممالک نوشت که می‌توان از آن جمله نامه‌ای به ناپلئون و پاپ و هم چنین ناصرالدین شاه پادشاه ایران اشاره نمود. وی در آن نامه‌ها، سران ممالک را با تعالیم خویش آشنا نمود.[۲۹] پس از تیرباران باب، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق بیانات باب در کتاب بیان به دنبال مظهر ظهور بعدی که در این کتاب به «ظهور من یظهره الله» اشاره شده‌است، گشتند. در سال ۱۸۶۳ بود که حسینعلی نوری خود را من یظهره الله موعود در کتاب بیان معرفی کرد. اکثر بابیان به او ایمان آورده و بهائی نامیده شدند. لازم است ذکر شود که نابرادری کوچک او یحیی صبح ازل، ادعای رهبری بابیان را داشت و کسانی که به ازل گرویدند ازلی نامیده می‌شوند.

مرگ

آرامگاه میرزا حسین‌علی نوری

پس از ۵ سال اقامت در ادرنه، حسینعلی نوری به زندان دولت عثمانی یعنی «عکا» واقع در اراضی فلسطین تبعید گردید. صادق سجادی علت این تبعید را ترس از جنگ دو فرقه بهائی به رهبری این دو برادر می‌داند که سخت به دشمنی می‌پرداختند.[۲۶] او در قلعه‌ای زندانی شد و پس از زندان عکا بالاخره این امکان را یافت که ادامه زندگی را در خانه‌ای به نام بیت عبود و سپس قصر بهجی به سر بَرَد. وی در سال ۱۸۹۲ میلادی و در سن ۷۵ سالگی به مرگ طبیعی درگذشت.[۳۰] گور او در شهر عکا به نام «روضه مبارکه» قبله بهائیان می‌باشد. بنا به کتاب عهدی، وصیت‌نامهٔ حسینعلی نوری، فرزند ارشدش عبدالبهاء جانشین او برای تبیین آثار در امور بهائی شد.[۳۱][۳۲]

جانشین

بنا به کتاب عهدی، وصیت‌نامهٔ حسینعلی نوری، فرزند ارشدش عبدالبهاء جانشین او پس از مرگش شد.[۳۳][۳۴][۳۵][۳۶] او میرزا محمد علی را به عنوان نفر دوم و زیردست حسینعلی نوری تعیین کرده بود.[۳۷]

ارتباط روسیه و میرزا حسین‌علی نوری

در کتاب خاطرات دیمیتری دلگروکف سفیر و جاسوس روسیه تزاری در ایران، به همکاری و مصاحبت با میرزا حسین علی نوری اشاره شده‌است، آنطور که در بخشهایی از این کتاب آمده‌است، سفیر روس میرزا حسین علی نوری را به تأسیس یک مذهب جدید دعوت می‌کند.[۳۸][۳۹] در بخشهایی از این کتاب آمده‌است: البته اوست که می‌تواند حضرت خضر و صاحب الزمان و امثال آنها را سالهای دراز عمر ببخشد گفتم حضرت باب عالم، حقیقت بر من معلوم شد و از این بیا نات شما یقین من افزوده شد و فهمیدم که تو صاحب الا مری و اگر خود او نباشی می‌شوی سید گفت نه و الله من به تو چندین مرتبه گفته‌ام پسر یک سید بزاز شیرازی هستم و از ابتدای طفولیت هر چه را به من گذشت همه را به خاطر دارم وانگهی من یک بیچاره ای بیشتر نیستم و دلخوشی من ریا ضت کشیدم و سرم به گریبان خودم است دست از این حرف‌ها بر دار چرا مرا دست انداخته‌ای.

از او انکار و از من اصرار باری به هر وسیله ای بود رگ جاه طلبی او را پیدا کردم و او را به حدی تحریک کردم که کم‌کم دعوی این کار براو آسان آمد من فکر می‌کردم چگونه است که این یک عدة قلیل شیعه به تمام طوایف سنی و بریک دولتی مثل عثما نی غلبه کرده‌اند و چگونه همین جماعت با یک عدة قلیل جنگهائی با روسیه نموده و یک لشکر انبوه را از میان برداشته اند آن وقت دانستم که به واسطة اتحاد مذهبی و عقیده و ایمان راسخی است که به دین اسلام دارابوده و هیچ اختلاف مذهبی نداشته‌اند گرچه از صفویه هم نادر به خیال اتحاد آنان افتاده ولی پس از او هم کا ر شکنی بعضی از جهال و سیا ست‌های خارجی باعث شد که مسلمانها در هر قسمت شعبه و طریقه ای به نام صوفی ای به نام صوفی شیخی شش امامی ایجاد کردند و شیعه همچون سنی‌ها به شعبات مختلفه درآمده من هم در صدد دین تا زة دیگری افتادم که این دین وطن نداشته باشد زیرا فتوحات ایران بواسطه وطندوستی و اتحاد مذهبی است .[۴۰][۴۱]

جایگاه بهاءالله در آثار بهائی و در باب ادعای خدایی

بهائیان، بهاءالله را «مظهر ظهور الهی» و «محل تجلی الهی» در این زمان می‌دانند. آنها معتقدند که حسینعلی نوری، بنیانگذار دین بهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و محمّد است و رسالتش برای ایجاد تمدّنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. بهائیان پیامبران را تجلی روح اعظم الهی بروی زمین می‌دانند.[۴]

در این میان این دیدگاه که باب و حسینعلی نوری ادعای خدایی کرده‌اند و بهائیان آنان را خدا می‌دانند بیش از هر اتهامی توسط برخی منتقدین مطرح می‌شود. آن‌ها برخی گفته‌های او را مستند خود قرار داده‌اند:[۴۲][۴۳] حسینعلی نوری در دعایی که برای شب ولادتش تعلیم داده می‌گوید: «و فیه ولد من لم یلد و لم یولد»[۴۴] (یعنی در آن کسی که نه می‌زاید و نه زاده می‌شود، زاده شده‌است) و در کتاب مبین در ایام زندانی بودنش می‌نویسد:... «انه لا اله الا انا المسجون الفرید»[۴۵] (یعنی… که خدایی جز من زندانی تنها نیست) و در جای دیگر با اشاره به سکونتش در بدترین شرایط می‌گوید: «انّ الّذی خُلِقَ العالمُ لِنَفسِه حُبِسَ فی اَخرَبِ البِلاد»[۴۶] (یعنی همان که عالم برای او آفریده شد در خراب‌ترین بلاد زندانی شده‌است)

دنیس مک‌ایون بهایی پژوه و از بهائیان سابق می‌گوید، عده‌ای از بهائیان در کرمان اعتقاد به خدایی حسینعلی نوری داشته‌اند.[۴۷]

امّا شوقی افندی جانشین رسمی عبدالبهاء در کتاب THE DISPENSATION OF BAHÁ’U’LLÁH که به فارسی با عنوان «دور بهائی» منتشر شده، توضیح داده منظور از این قبیل بیانات فوق ادعای الوهیّت نیست. «ذکر مقام الوهیّت بر آن نفس اعظم و اطلاق جمیع اسماء و صفات الهیّه بر آن ذات مکرّم نباید بهیچوجه به خطا تفسیر شود و در فهم آن اشتباهی حاصل گردد. زیرا بر طبق معتقدات اهل بهاء هیکل عنصری که جلوه‌گاه چنین ظهور مهیمنی است کاملاً از کینونت آن روح الارواح و جوهر الجواهر متمایز است و آن خدای غیبی که وجود او ثابت و الوهیّت مظاهر مقدّسه‌اش مورد ستایش اهل ارض است هرگز حقیقت نامتناهی محیطهٔ ازلیّهٔ لا یدرک خود را در قالب فانی عنصری محدود تجسّم ندهد و فی الحقیقه خدائی که ذات خویش را در هیکل بشری مجسّم سازد بر وفق تعالیم حضرت بهآءاللّه فی الحین نسبت خدائی از او منقطع می‌گردد.» (ترجمه) http://reference.bahai.org/en/t/se/WOB/wob-37.html

http://reference.bahai.org/fa/t/se/

آثار

بگفته جان والبریج، استاد دانشکده فرهنگ و زبان‌های خاور نزدیک دانشگاه ایندیانا در بلومینگتون، اگرچه بیشتر آثار بهاءالله به فارسی است، اما بسیاری از آثار مهم او به عربی است و فقرات عربی اغلب در الواحی که مخاطب آنها افراد تحصیل کرده ایرانی بوده، یافت می‌شود –عربی بیشتر رسمی بود و فارسی بیشتر خودمانی- بهاءالله بیشتر زمانی که مخاطبش تمام دنیا یا مطلبی در ارتباط با جهان بود از عربی استفاده می‌کرد: کتاب اقدس به زبان عربی است همان‌طور که الواحی چون الواح ملوک، صلوه سه‌گانه، آیات عقد و ادعیه صوم و نماز میت به عربی است.[۴۸]

به اعتقاد او بهاءالله عربی بی‌عیب و زیبایی استفاده می‌کند، نسبتاً بدون مشخصه‌های نامتعارف باب و تزئینات مفرط عربی ادبی معاصر آن (این در مورد آثار فارسی او نیز صادق است). او عموماً نثری قافیه دار دارد (سجع) به سبکی که یادآور قرآن است اما تاحدی آسان‌تر و بدون عناصر منسوخ. سبک او سخت، موجز و متعالی است. دستور زبان بهاءالله و نحوه استفاده آن گاهی اوقات تحت تأثیر فارسی است همان‌طور که گاهی اوقات مکتوبات عربی ایرانیان اینگونه‌است. به همین دلیل بهاءالله گاه‌وبیگاه مورد انتقاد قرار می‌گرفت که عربی خالص نمی‌نویسد. در اواخر زندگی او پروژه‌ای را مبنی بر جمع‌آوری و ویرایش دوباره مکتوبات خود آغاز کرد. یکی از کارهایی که انجام شد حذف کردن برخی مشخصه‌های بابی در مکتوبات عربی‌اش بود.[۴۸]

عموماً بهاءالله، خود را با عباراتی آشنا برای خوانندگانش توصیف می‌کند و اغلب از عبارات تخصصی از علوم مذهبی اسلام، قرآن و فلسفه عرفانی اسلام استفاده می‌کند.[۴۸]

  • کتاب اقدس ام‌الکتاب دین بهائی که شامل احکام و تعالیم اصلی دین بهائی می‌باشد.
  • کتاب ایقان که در پاسخ به سؤالات فردی در مورد ظهور قائم و متشابهات قرآن می‌باشد.
  • کلمات مبارکه مکنونه، که روش و نحوه زندگی برای افراد بشر در آن ذکر گردیده‌است از اصلی‌ترین آثار بهاءالله می‌باشد.
    از دیگر آثار حسینعلی نوری می‌توان به مکتوباتی که برای پیروانش می‌فرستاد اشاره کرد وی در خلال این مکتوبات تعالیم دیانت بهائی را برای پیروانش تشریح می‌نمود. این مکتوبات در میان بهائیان به «لوح» مشهورند و تعداد آنها بیش از شانزده هزار لوح می‌باشد؛ که از آن جمله می‌توان به مکتوباتی خطاب به سلاطین وقت اشاره نمود. (هم چون ناپلئون، پاپ و…)

دیگر آثار او: جواهر الاسرار، هفت وادی، چهار وادی، الواح سلاطین و…[۴۹]

دیدگاه بهائیان دربارهٔ تصویر حسینعلی نوری

بهائیان معتقدند تصویر مظاهر ظهور باید با نهایت احتیاط و حفظ احترام شایسته نمایانده شود. از این قرار تصویر وی تنها در هنگام نیایش در مقام اعلی به نمایش گذاشته می‌شود و بهائیان در صورتی که مطمئن نباشند که شرایط مورد نظر برای نشان دادن تصویر مهیا نیست از نمایاندن آن در معرض عموم خودداری می‌ورزند. بنیادهای بهائی نیز همواره از رسانه‌ها می‌خواهند تا از چاپ تصویر حسینعلی نوری خودداری کنند.[نیازمند منبع]

پانویس

  1. به معنای درختی که عبوری فرای آن نیست
  2. بعلبکی, منیر. «بهاءالله». در فرهنگ‌زندگی‌نامهٔ المورد. بیروت: دارالعلم للملایین, 1992. 113. ISBN ‎9953901163. 
  3. مرکز جهانی بهائی دپارتمان آمار. «آمار جهانی بهائی سال ۲۰۰۱». bahai-library.org، ۲۰۰۱–۰۸. بازبینی‌شده در ۲۰۰۷-۰۳-۱۶. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ موهبت سبحانی. «الوهیت و پیامبران». در آموزه‌های نظم نوین جهانی بهائی. دهلی نو، هندوستان: مؤسسه چاپ و انتشارات مرآت. ۴۵. شابک ‎۸۱-۹۰۲۶۶۲-۶-۸. 
  5. Darrell J. Turner. «Religion: Year In Review 2010 WORLDWIDE ADHERENTS OF ALL RELIGIONS». Encyclopædia Britannica, Inc.. 2-3-2011. 
  6. «Statistics - Media Information - Bahá’í World News Service». Bahá’í International Community. news.bahai.org. بازبینی‌شده در 2016-11-20. 
  7. David Langness. «How Many Baha’is?». Baha’i teachings. October 2, 2013. 
  8. نفحات ظهور بهاءالله، صفحهٔ ۱۵
  9. The Story of Baha'u'llah: Promised One of All Religions نوشته Druzelle Cederquist، صفحهٔ ۸
  10. بهاءالله مظهر خدا
  11. مقاله شخصی سیاح، مؤسسه مطبوعات امری آلمان، ۲۰۰۱، ص ۶۲.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ For Department of the Secreriat. «Wives of Baha'u'llah, by Universal House of Justice»(انگلیسی)‎. ۱۹۹۵-۱۰-۲۳. بازبینی‌شده در ۲۷ ژوئیه ۲۰۰۷. 
  13. Smith, Peter. A Concise Encyclopedia of the Bahá'í Faith. Oxford, UK: Oneworld Publications, 1999. ISBN ‎1-85168-184-1. 
  14. Juan R.I. Cole. «A Brief Biography of Baha'u'llah»(انگلیسی)‎. Department of History, University of Michigan، ۸-۱۴-۹۶. بازبینی‌شده در ۲۷ ژوئیه ۲۰۰۷. 
  15. بهاءالله شمس حقیقت، ح.م. بالیوزی، ترجمه از انگلیسی، مینو ثابت. م George Roland Publisher ۱۹۸۰، ص ۸۷
  16. بهاءالله شمس حقیقت… یاد شده، ص ۹۶–۹۵
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ قبله عالم، عباس امانت، نشر کارنامه، ص ۲۸۸
  18. حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، ص ۱۱۶
  19. قبله عالم، عباس امانت، نشر کارنامه، ص ۲۸۹
  20. حقایق الاخبار ناصری… یاد شده، ص ۱۱۶
  21. Cole، BAHĀʾ-ALLĀH، 422-429.
  22. حقایق الاخبار ناصری، محمد جعفر خورموجی نشر نی ۱۳۶۳، صفحهٔ ۱۱۹
  23. بهاءالله، شمس حقیقت، بالیوزی، صفحهٔ ۱۲۹
  24. بهاءالله، شمس حقیقت، بالیوزی، صفحهٔ ۱۳۰
  25. قبله عالم، عباس امانت، نشر کارنامه، ص ۲۹۷
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ سجادی، صادق؛ بابیه، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۱۱
  27. Manfred Hutter. Bahā'īs. . Encyclopedia of Religion 2nd ed، ش. شابک: ‎۰-۰۲-۸۶۵۷۳۳-۰ (۲۰۰۵): ۷۳۷–۷۴۰. 
  28. Denis MacEoin. Divisions and Authority Claims in Babism (1850-1866). . Studia Iranica ۱۸، ش. ۱ (۱۹۸۹): ۱۱۷. 
  29. Taherzadeh, A. (1977). The Revelation of Bahá'u'lláh, Volume 2: Adrianople 1863-68. Oxford, UK: George Ronald. ISBN 0853980713 (help). 
  30. «MuslimHope.com». ۲۰۰۶ August. بازبینی‌شده در ۴/۲۷/۲۰۰۷. 
  31. بریتانیکا، مدخل بهاءالله
  32. 30. ↑ Taherzadeh, Adib (2000). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. ISBN: 0-85398-439-5. 265
  33. Taherzadeh, Adib (2000). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. ISBN: 0-85398-439-5. 265
  34. سیری در کتابهای بهائیان، سلطانزاده، ج۱، ص۵۹
  35. ماجرای باب و بهاء، ص۲۱۸
  36. ادعیه حضرت محبوب، بهاءالله، صفحه ۴۱۸
  37. Smith, Peter (2008). An Introduction to the Baha'i Faith. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 0-521-86251-5. http://books.google.com/books?id=z7zdDFTzNr0C. pp. 43–44
  38. http://www.shia-news.com/fa/news/33893/یادداشتهای-کینیاز-دالگورکی
  39. http://www.bookshopnews.com/view/288/خاطرات-دالگورکی-جاسوس-روسیه-در-ایران
  40. http://www.shia-news.com/fa/news/33893/یادداشتهای-کینیاز-دالگورکی
  41. http://www.bookshopnews.com/view/288/خاطرات-دالگورکی-جاسوس-روسیه-در-ایران
  42. خدای عصر ارتباط، محمد رضا حسینی، انتشارات گوی، ص ۲۵ تا ۳۵
  43. ماجرای باب و بهاء، ص ۱۴۷
  44. اشراق خاوری، رساله ایام تسعه، ص۲۵
  45. میرزا حسینعلی نوری، آثار قلم اعلی، ج۱، ص ۲۲۹
  46. لوح ابن الذئب، صفحهٔ ۴۲
  47. Denis MacEoin, "Divisions and Authority Claims in Babism (۱۸۵۰–۱۸۶۶),» Studia Iranica ۱۸:۱ (۱۹۸۹), p. 127.
  48. ۴۸٫۰ ۴۸٫۱ ۴۸٫۲ John Walbridge. «Appendices». در Essays and Notes on babi and Bahai History. H-Bahai Digital Library. ۲۰۴–۲۰۵. 
  49. گفتاری کوتاه در مورد آئین بهائی، موژان مؤمن

منابع

  • براون، ادوارد. ترسیمی از واقعهٔ باب بروایت یک مسافر. انگلستان: دانشگاه کمبریج، ۱۸۹۱. 
  • کسروی، احمد. بهائیگری. تهران، ۱۳۲۲ خورشیدی. 
  • تاریخ نبیل زرندی
  • قرن بدیع

پیوند به بیرون

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد بهاءالله اطلاعات بیشتری بیابید.


Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Wikisource در میان متون از ویکی‌نبشته
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار