پرش به محتوا

فهرست مردم ایرانی باستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

این فهرست مردمان ایرانی‌تبار شامل نام‌های مردمان مردم نیاهندواروپایی است که به زبان‌های ایرانی صحبت می‌کنند یا در منابع از اواخر هزاره اول قبل از میلاد تا اوایل هزاره دوم پس از میلاد از نظر قومی یا زبانی ایرانی به حساب می‌آیند.

ایرانی‌تباران اولین بار در منابع آشوریان در ۹۰۰ سال پیش از میلاد دیده شدند و در طی دوران کلاسیک در سکاها و پارسیان (در اروپای شرقی، مرکز و غرب آسیا) باقی می‌مانند. تقریباً میان سرزمین‌های پارسی و سکایی آنها به ایرانی تباران شرقی و غربی تقسیم شدند.

در اواخر دوران باستان با مهاجرت سکاها و ماساژتهای ایرانی‌تبار به حاشیه رانده شدند و زبانشان تقریباً در قرن ده میلادی تا حدی منقرض شد. البته آسیها (اوستیایی‌ها) در شمال قفقاز و پامیریها در آسیای میانه و باختر چین هنوز باقی‌مانده‌اند. شاهنشاهی پارسیان نیز در اواخر دوران باستان توسط شاهنشاهی ساسانیان اداره می‌شد تا اینکه توسط اعراب مسلمان سرنگون گردید.

این فهرست اقوام باستانی ایرانی شامل نام‌های اقوام هندواروپایی است که به زبان‌های ایرانی سخن می‌گفته‌اند یا از نظر قومی یا زبانی در منابع از اواخر هزارهٔ اول پیش از میلاد تا اوایل هزارهٔ دوم پس از میلاد ایرانی محسوب می‌شوند.

پیشینه

[ویرایش]

اغلب اقوام ایرانی باستان و امروزی را از نیاهندوایرانی‌ها، نیاکان مشترک نیاایرانی‌ها و نیاهندوآریایی‌ها، منشأ می‌گیرند؛ این قوم احتمالاً همان قوم فرهنگ سینتاشتا-پتروکا بوده است. نیاایرانی‌ها در اوایل هزارهٔ دوم پیش از میلاد از هندوآریایی‌ها جدا شدند. این اقوام احتمالاً خود را با نام «آریایی» می‌نامیدند، که مبنای چندین نام قومی ایرانی و مردمان هندوآریایی یا کل گروه اقوامی بود که خویشاوندی و فرهنگ‌های مشابهی دارند.[۱]

اقوام ایرانی برای نخستین بار در سوابق آشور در قرن نهم پیش از میلاد ظاهر می‌شوند. در دوران باستان کلاسیک، آن‌ها عمدتاً در سکاستان (در آسیای مرکزی، اروپای شرقی، بالکان و قفقاز شمالی) و ایران (در آسیای غربی) یافت می‌شدند. آن‌ها از دورهٔ زودهنگام، تقریباً مطابق با سرزمین‌های ایران و سکاستان، به شاخه‌های «غربی» و «شرقی» تقسیم شدند. در هزارهٔ اول پیش از میلاد، مادها، پارسیان، باختری‌ها و پارت در فلات ایران ساکن بودند، در حالی که دیگران مانند سکاها (اسکیث‌ها)، سرمتی‌ها، کیمری‌ها و آلان‌ها در استپ‌های شمال دریای سیاه و دریای خزر، تا دشت بزرگ مجارستان در غرب، سکونت داشتند. قبایل سَکا عمدتاً در خاور دور باقی ماندند و در نهایت تا خاور دور، یعنی بیابان اردوس، گسترش یافتند.[۱]

اقوام ایرانی باستان به زبان‌هایی سخن می‌گفتند که نیاکان زبان‌های ایرانی امروزی بودند؛ این زبان‌ها شاخه‌ای فرعی از خانوادهٔ زبان‌های هندوایرانی را تشکیل می‌دهند، که خود شاخه‌ای از خانوادهٔ بزرگ‌تر زبان‌های هندواروپایی است.[۱]

اقوام ایرانی باستان در مناطق بسیاری زندگی می‌کردند و در حدود ۲۰۰ پیش از میلاد، دورترین نقاط جغرافیایی سکونت آن‌ها از غرب دشت بزرگ مجارستان (آلفولد)، شرق رود دانوب (جایی که آن‌ها یک محصورگاه از اقوام ایرانی را تشکیل دادند)، سبزدشت پونتی‌خزری در اوکراین جنوبی امروزی، روسیه و دورترین مناطق غربی قزاقستان، و از شرق دامنه‌ها و دامنه‌های غربی و شمال غربی کوه‌های آلتای و همچنین غرب گانسو، بیابان اردوس و غرب مغولستان داخلی، در شمال غربی چین (سین‌کیانگ)، از شمال جنوب سیبری غربی و جنوب کوه‌های اورال (کوه‌های ریفین؟) و از جنوب سواحل شمالی خلیج فارس و دریای عرب بوده است.[۱][۲]: 348  بنابراین، منطقهٔ جغرافیایی سکونت اقوام ایرانی باستان بسیار وسیع بود (در پایان هزارهٔ اول پیش از میلاد، آن‌ها در منطقه‌ای به وسعت چندین میلیون کیلومتر مربع یا مایل مربع سکونت داشتند که تقریباً معادل نیمی یا کمی کمتر از نیمی از مساحت جغرافیایی بود که تمام هندواروپایی‌ها در اوراسیا در آن سکونت داشتند).[۱]

در دوران متأخر باستان، در فرایندی که تا قرون وسطی به طول انجامید، جمعیت‌های ایرانی سکاستان و سرمتیا، در مناطق غربی (استپ پونتیک-کاسپین) و مرکزی (استپ قزاق) استپ اوراسیا و بیشتر آسیای مرکزی (که زمانی منطقهٔ جغرافیایی وسیعی بود که اقوام ایرانی در آن سکونت داشتند)، شروع به تسخیر شدن توسط اقوام غیرایرانی کردند و عمدتاً در نتیجهٔ فتوحات و مهاجرت‌های اقوام ترک که منجر به ترک‌سازی گروه‌های قومی ایرانی باقی‌مانده در آسیای مرکزی و استپ غربی اوراسیا شد، به حاشیه رانده، جذب یا اخراج شدند. فتوحات و مهاجرت‌های اقوام ژرمن، اقوام اسلاو و بعدها مغول‌ها نیز به انحطاط اقوام ایرانی در این مناطق کمک کرد. تا قرن دهم، زبان‌های ایرانی شرقی در بسیاری از مناطقی که زمانی در آن‌ها صحبت می‌شد، دیگر تکلم نمی‌شد، به استثنای زبان پشتو در آسیای مرکزی، زبان آسی در قفقاز شمالی و زبان‌های پامیری در بدخشان. بیشتر آسیای مرکزی و استپ غربی اوراسیا تقریباً به‌طور کامل ترک‌سازی شده بود. با این حال، در بیشتر مناطق جنوبی، مطابق با فلات ایران و کوه‌ها، که پرجمعیت‌تر بودند، اقوام ایرانی همچنان بیشتر جمعیت را تشکیل می‌دادند و تا دوران مدرن نیز چنین باقی ماندند.[۱] امپراتوری‌های مختلف ایران در سراسر تاریخ باستان شکوفا شدند، با این حال، آن‌ها در قرن هفتم میلادی در پی فتح اسلامی سقوط کردند، اگرچه امپراتوری‌های ایرانی دیگر بعداً دوباره شکل گرفتند.

نیاکان

[ویرایش]
نقشه ۱: مهاجرت‌های هندواروپاییان آن‌طور که در کتاب اسب، چرخ و زبان اثر دیوید دبلیو. آنتونی توصیف شده است.
توزیع اقوام ایرانی آسیای میانه در عصر آهن.
نقشه ۳: نقشهٔ فرهنگ سینتاشتا-پتروکا (قرمز)، گسترش آن به فرهنگ آندرونوو (نارنجی) در هزارهٔ دوم پیش از میلاد، نشان دادن همپوشانی با مجموعهٔ باستان‌شناسی باختر-مرو (سبز لیمویی) در جنوب و همچنین با فرهنگ آفاناسیو در شرق. محل اولین ارابه‌ها با رنگ سرخابی نشان داده شده است. چندین پژوهشگر هندوایرانی را با فرهنگ سینتاشتا-پتروکا مرتبط می‌دانند.[۱] این پژوهشگران همچنین ممکن است برخی از اشارات در اوستا (نوشته‌های مقدس زرتشتی‌گری)، مانند ایران‌ویج - «سرزمین آریایی‌ها»، را به عنوان خاطرات دوری که توسط سنت شفاهی از این سرزمین باستانی منشأ حفظ شده است، مرتبط بدانند.[۳] همچنین اشاراتی به آریاورته - «سرزمین آریایی‌ها» (در نوشته‌های مقدس هندو مانند دارما شاسترا و سوترا)، همتای هندوی ایران‌ویج وجود دارد، اگرچه به شمال هند اشاره دارد و آن‌ها متاخرتر هستند.
نقشه ۴: وسعت مجموعهٔ باستان‌شناسی باختر-مرو (BMAC)، بر اساس دانشنامه فرهنگ هندواروپایی. فرهنگ و اقوام BMAC بر مردمان هندوایرانی که از شمال آمده بودند، تأثیر گذاشتند.

اقوام ایرانی باستان ذکر شده در اوستا

[ویرایش]

منبع:[۴]

اقوام ایرانی شمال شرقی باستان

[ویرایش]
نقشه ۶: آسیا در سال ۳۲۳ پیش از میلاد، نشان دادن چندین قوم ایرانی واقع در آسیای مرکزی و اروپا.
نقشه ۷: فرهنگ‌های سکایی از سکاها، سرمتی‌ها و سکا اقوام ایرانی واقع در استپ اوراسیا غربی (آسیای مرکزی و اروپا) از حدود ۹۰۰ پیش از میلاد - ۲۰۰ پس از میلاد
نقشه ۸: کنفدراسیون قبیله‌ای داهه
نقشه ۹: رخش‌آلان‌ها، سیراک‌ها و ارسی‌ها در قرن چهارم پیش از میلاد.
نقشه ۱۰: مهاجرت‌های آلان در زمینهٔ دوره مهاجرت‌ها.
نقشه ۱۱: یازیگ‌ها در سال ۱۲۵ پس از میلاد در غرب داکیه رومی، در دشت پانونی شرقی، آلفولد امروزی، دشت بزرگ مجارستان شرقی.

اقوام ایرانی جنوب شرقی باستان

[ویرایش]
نقشه ۱۲: شاهنشاهی هخامنشی در دوران هخامنشی، قرن ششم پیش از میلاد، نشان دادن نام‌های اقوام ایرانی باستان در فلات ایران و جنوب آسیای مرکزی در سمت راست نقشه
نقشه ۱۳: مناطق باستانی فلات ایران و بخشی از جنوب آسیای مرکزی نشان دادن اقوام و قبایل باستانی ایرانی؛ این نقشه همچنین اقوام باستانی دره سند در شمال غربی هند باستان را نشان می‌دهد.

ایرانی‌های شمال غربی (ایرانی‌های غربی شمالی)

[ویرایش]

ایرانی‌های جنوب غربی (ایرانی‌های غربی جنوبی)

[ویرایش]

اقوام باستانی با منشأ نامشخص با پیشینه احتمالی ایرانی یا تا حدودی ایرانی

[ویرایش]

عمدتاً پیشینه ایرانی

[ویرایش]

ایرانی‌ها آمیخته با دیگر اقوام غیر ایرانی

[ویرایش]

داسیایی-ایرانی

[ویرایش]

یونانی-ایرانی

[ویرایش]

قفقازی شمال غربی-ایرانی

[ویرایش]

اسلاوی-ایرانی

[ویرایش]
  • آنتس، ممکن است یک قوم اسلاوی بوده باشند و نه ایرانی یا یک قوم مختلط ایرانی و اسلاوی.

اسلاوی-ایرانی یا تراکیه‌ای-ایرانی

[ویرایش]
  • آروترها،[۳۱][۳۲] یک قبیله پروتو-اسلاوی یا تراکیه‌ای با یک طبقه حاکم ایرانی که در استپ‌های جنگلی از دنیپر تا وینیتسا زندگی می‌کردند.

تراکیه‌ای-ایرانی

[ویرایش]
  • کیمری‌ها،[۳۳] آن‌ها می‌توانستند مردمی با منشأ تراکیایی-داکیایی با یک سیادت ایرانی، ترکیبی از تراکیایی‌ها و ایرانی یا یک حلقه گمشده بین هند و ایرانی و تراکیایی‌ها و داکیایی‌ها باشند.
  • آلازون‌ها،[۳۴] یک قبیله نیمه عشایری سکایی-تراکیه‌ای که بین رودخانه‌های اینگول و دنیستر زندگی می‌کردند.
  • کالیپیدا،[۳۲] یک قبیله هلنیزه شده سکایی-تراکیه‌ای که از مصب دنیستر تا بوگ جنوبی زندگی می‌کردند.
  • جورجوی،[۳۲] قبیله سکایی-تراکیه‌ای که در سرزمین گیلا در اطراف دنیپر پایین زندگی می‌کردند و یک سبک زندگی بی‌تحرک داشتند.

اقوام مختلطی که دارای برخی از اجزای ایرانی بودند

[ویرایش]

سلتی-ژرمنی-ایرانی

[ویرایش]

اقوام احتمالی ایرانی یا غیر ایرانی

[ویرایش]

ایرانی یا دیگر اقوام هندواروپایی

[ویرایش]

ایرانی یا آناتولیایی (هندواروپایی)

[ویرایش]

ایرانی یا ژرمنی

[ویرایش]
ایرانی یا هند و آریایی
[ویرایش]

ایرانی یا نورستانی

[ویرایش]

ایرانی یا اسلاوها

[ویرایش]

ایرانی یا تراکیه‌ای

[ویرایش]

ایرانی یا تراکیه‌ای-ایرانی (کیمری) یا قفقازی شمال غربی

[ویرایش]

ایرانی یا تخاری

[ویرایش]

نظرات مختلف یا متضادی در بین محققان در مورد خویشاوندی قومی و زبانی اقوام شناخته شده توسط چینی‌های هان به عنوان ووسون و یوئه‌ژی و همچنین دیگر اقوام کمتر شناخته شده وجود دارد (اقلیتی از محققان استدلال می‌کنند که آن‌ها تخاری‌ها بوده‌اند، بر اساس، از جمله موارد دیگر، بر شباهت نام‌هایی مانند «کوشان» و نام بومی «کوچا» (کوشی) و نام بومی «کوشی» و نام چینی «گوشی» یا نام «آرسی» و «آسی»،[۵۱] با این حال بیشتر محققان استدلال می‌کنند که آن‌ها احتمالاً شمال شرقی اقوام ایرانی)[۵۲][۵۳]

ایرانی، تخاری یا ترک

[ویرایش]

ایرانی یا اقوام غیرا هندواروپایی

[ویرایش]

ایرانی یا قفقازی شمال شرقی

[ویرایش]
ایرانی یا ترک
[ویرایش]

ایرانی یا اوگری

[ویرایش]

اقوام نیمه‌افسانه‌ای (الهام گرفته از اقوام واقعی ایرانی)

[ویرایش]
  • آمازون‌ها، یک قوم یا قبیله نیمه‌افسانه‌ای از زنان جنگجو (یک قبیله تمام زنانه) که نویسندگان یونانی مانند هرودوت و استرابون می‌گفتند با سکاها و سرمتی‌ها مرتبط هستند، با این حال، ممکن است پیشینه تاریخی برای یک قوم واقعی با ریشه‌شناسی ایرانی (*ها-مازان- "جنگجویان") که در سکاییه و سرمتیه زندگی می‌کردند وجود داشته باشد، اما بعداً موضوع اغراق‌های وحشیانه و اسطوره‌ها شد. نویسندگان باستان می‌گفتند که آن‌ها تداوم خود را از طریق تولید مثل با گارگارن‌ها (یک قبیله تمام مردانه) تضمین می‌کردند.
  • گارگارن‌ها، یک قوم یا قبیله نیمه‌افسانه‌ای که فقط از مردان تشکیل شده بود (یک قبیله تمام مردانه)، با این حال، ممکن است پیشینه تاریخی برای یک قوم واقعی وجود داشته باشد، اما بعداً موضوع اغراق‌های وحشیانه و اسطوره‌ها شد. نویسندگان باستان می‌گفتند که آن‌ها تداوم خود را از طریق تولید مثل با آمازون‌ها (یک قبیله تمام زنانه) تضمین می‌کردند.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

پانویس

[ویرایش]
  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ مالوری، ج.پی. داگلاس کیو. آدامز (۱۹۹۷). دانشنامهٔ فرهنگ هند و اروپایی. لندن: فیتزروی دیربورن پابلیشرز. شابک ۹۷۸-۱-۸۸۴۹۶۴-۹۸-۵.
  2. Harmatta, János (1992). "The Emergence of the Indo-Iranians: The Indo-Iranian Languages" (PDF). In Dani, A. H.; Masson, V. M. (eds.). History of Civilizations of Central Asia: The Dawn of Civilization: Earliest Times to 700 B. C. UNESCO. pp. 346–370. ISBN 978-92-3-102719-2. Retrieved 29 May 2015. From the first millennium b.c. , we have abundant historical, archaeological and linguistic sources for the location of the territory inhabited by the Iranian peoples. In this period the territory of the northern Iranians, they being equestrian nomads, extended over the whole zone of the steppes and the wooded steppes and even the semi-deserts from the Great Hungarian Plain to the Ordos region in northern China.
  3. آنتونی، دیوید دبلیو. (۲۰۰۷). اسب، چرخ و زبان. پرینستون، نیوجرسی: انتشارات دانشگاه پرینستون. شابک ۹۷۸-۰-۶۹۱-۰۵۸۸۷-۰.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ گنولی، گراردو (۱۹۸۰). زمان و سرزمین زرتشت. ناپل: انستیتو یونیو. اورینتال. OCLC 07307436. قبایل ایرانی که در یشت نیز مکرراً تکرار می‌شوند، ایریاس، تویرییاس، سایرماس، ساینوس و داهیس
  5. آلورث، ادوارد آ. (۱۹۹۴). آسیای مرکزی: یک دیدگاه تاریخی. انتشارات دانشگاه دوک. ص. ۸۶. شابک ۹۷۸-۰-۸۲۲۳-۱۵۲۱-۶.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ دایاکونوف، ای.ام. (۱۹۹۹). مسیرهای تاریخ. انتشارات دانشگاه کمبریج. ص. ۱۰۰. شابک ۹۷۸-۰-۵۲۱-۶۴۳۴۸-۱. توران یکی از قبایل کوچ‌نشین ایرانی بود که در اوستا ذکر شده است. با این حال، در شعر فردوسی، و در سنت ایرانی بعدی به‌طور کلی، اصطلاح توران به عنوان نشان‌دهندهٔ «سرزمین‌های مسکونی قبایل ترک‌زبان» تلقی می‌شود.
  7. سیمپسون، سنت جان (۲۰۱۷). «سکاها. کشف جنگجویان کوچ‌نشین سیبری». باستان‌شناسی جهان کنونی. ۸۴: ۱۶–۲۱. «مردم کوچ‌نشینی که از قبایل مختلف تشکیل شده بودند، در منطقهٔ وسیعی که از مرزهای شمال چین و مغولستان، از طریق سیبری جنوبی و قزاقستان شمالی، تا شمالی‌ترین مناطق دریای سیاه امتداد داشت، شکوفا شدند. آن‌ها به‌طور جمعی با نام یونانی خود شناخته می‌شدند: سکاها. آن‌ها به زبان‌های ایرانی سخن می‌گفتند…»
  8. موزه‌های سلطنتی هنر و تاریخ (۲۰۰۰). کوچ‌نشینان باستانی کوه‌های آلتای: تحقیقات باستان‌شناسی چندرشته‌ای بلژیکی-روسی در مورد فرهنگ سکایی-سیبری. «هخامنشیان سکاها را «ساکا» می‌نامیدند که گاهی در ادبیات باعث سردرگمی می‌شود. اصطلاح «سکاها» به‌ویژه برای نمایندگان این فرهنگ که در بخش اروپایی منطقهٔ استپ زندگی می‌کردند، استفاده می‌شود. کسانی که در آسیای مرکزی زندگی می‌کردند اغلب سارومات یا ساکا نامیده می‌شوند و در منطقهٔ آلتای، عموماً به عنوان سکایی-سیبریایی شناخته می‌شوند.»
  9. داندامایف ۱۹۹۴، ص. ۳۷ «در پژوهش مدرن، نام «ساکا» برای قبایل باستانی شمال و شرق آسیای مرکزی و ترکستان شرقی محفوظ است تا آن‌ها را از ماساژت‌های مرتبط منطقهٔ آرال و سکاهای استپ‌های پونتیک متمایز کند. این قبایل به زبان‌های ایرانی سخن می‌گفتند و شغل اصلی آن‌ها دامداری کوچ‌نشینی بود.»
  10. گلدن ۲۰۰۹.
  11. آبایف و بیلی ۱۹۸۵، صص. ۸۰۱–۸۰۳.
  12. آلمانی ۲۰۰۰، ص. ۳.
  13. مایر, آنتون (آوریل ۱۹۳۵). "یاسی". مجله موزه باستان‌شناسی زاگرب. زاگرب، کرواسی: موزه باستان‌شناسی. ۱۶ (۱). ISSN 0350-7165.
  14. شجبال, بریسلاو (2004). "مونیچیپیوم یاسوروم (آکوا بالیسه)". سیتولا - رساله‌های موزه ملی اسلوونی. لیوبلیانا، اسلوونی: موزه ملی اسلوونی. ۲: ۹۹–۱۲۹. ISSN 0583-4554.
  15. آمیانوس XVII.13.1
  16. مینز, الیس هاول (۲۰۱۱-۰۱-۱۳). سکاها و یونانیان: بررسی تاریخ باستان و باستان‌شناسی در ساحل شمالی اوکسین از دانوب تا قفقاز. ISBN 978-1-108-02487-7.
  17. سینور, دنیس (۱ مارس ۱۹۹۰). تاریخ اولیه آسیای داخلی کمبریج، جلد ۱. انتشارات دانشگاه کمبریج. p. ۱۵۳. ISBN 0-521-24304-1. Retrieved 29 May 2015. ... کانگ-چیی که احتمالاً سغدی‌های‌تبار ایرانی بودند…
  18. مک‌دانل، آ.آ. و کیت، آ.ب. ۱۹۱۲. فهرست ودیک نام‌ها و موضوعات.
  19. نقشه شاهنشاهی ماد، نشان دادن قلمرو پکتیان در آنچه اکنون افغانستان و پاکستان است…پیوند
  20. "تاریخ هرودوت فصل ۷، نوشته شده ۴۴۰ پیش از میلاد، ترجمه شده توسط جورج راولینسون". Piney.com. Archived from the original on 2012-02-05. Retrieved 2012-09-21.
  21. "مقدمه‌ای بر ایرانی باستان". Archived from the original on 2018-09-24. Retrieved 2006-11-18.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ ۲۲٫۲ ۲۲٫۳ "پارس | منطقه باستانی، ایران".
  23. "پارس | منطقه باستانی، ایران". دانشنامه بریتانیکا (به انگلیسی). Retrieved 2017-08-07.
  24. "GÖBL, ROBERT". Encyclopaedia Iranica. Retrieved 2017-08-10.
  25. Turko-Persia in Historical Perspective, Robert L. Canfield, Cambridge University Press, 2002 p.49
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ Macartney, C. A. (1944). "On the Greek Sources for the History of the Turks in the Sixth Century". Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London. School of Oriental and African Studies. 11 (2): 266–75. doi:10.1017/S0041977X00072451. ISSN 1474-0699. JSTOR 609313. "the name "Chyon", originally that of an unrelated people, was "transferred later to the Huns owing to the similarity of sound".
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ Richard Nelson Frye, "Pre-Islamic and early Islamic cultures in Central Asia" in "Turko-Persia in historical perspective", edited by Robert L. Canfield, Cambridge University Press, 1991. pg 49. "Just as later nomadic empires were confederations of many peoples, we may tentatively propose that the ruling groups of these invaders were, or at least included, Turkic-speaking tribesmen from the east and north, although most probably the bulk of the people in the confederation of Chionites... spoke an Iranian language.... This was the last time in the history of Central Asia that Iranian-speaking nomads played any role; hereafter all nomads would speak Turkic languages".
  28. Sinor, Denis (1 March 1990). The Cambridge History of Early Inner Asia, Volume 1. Cambridge University Press. p. 300. ISBN 0-521-24304-1. Retrieved 29 May 2015. There is no consensus concerning the Hephthalite language, though most scholars seem to think that it was Iranian.
  29. Felix, Wolfgang. "CHIONITES". Encyclopædia Iranica. Bibliotheca Persica Press. Retrieved 29 May 2015. CHIONITES... a tribe of probable Iranian origin that was prominent in Bactria and Transoxania in late antiquity.
  30. Prichard Cowles, James (1841). "Ethnography of Europe. 3d ed. p433.1841". 17 January 2015. Houlston & Stoneman, 1841. Retrieved 17 January 2015.
  31. Melyukova, A. I. (1990). "The Scythians and Sarmatians". In Sinor, Denis (ed.). The Cambridge History of Early Inner Asia. Cambridge, United Kingdom: Cambridge University Press. pp. 97–117. ISBN 978-0-521-24304-9.
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ ۳۲٫۲ Sulimirski 1985, p. 150–174.
  33. "Cimmerian". Encyclopædia Britannica Online. Encyclopædia Britannica, Inc. Retrieved 29 May 2015. The origin of the Cimmerians is obscure. Linguistically they are usually regarded as Thracian or as Iranian, or at least to have had an Iranian ruling class.
  34. Sulimirski, T. (1985). "The Scyths". In Gershevitch, I. (ed.). The Median and Achaemenian Periods. The Cambridge History of Iran. Vol. 2. Cambridge, United Kingdom: Cambridge University Press. pp. 149–199. ISBN 978-1-139-05493-5.
  35. Jayarava Attwood, Possible Iranian Origins for the Śākyas and Aspects of Buddhism. Journal of the Oxford Centre for Buddhist Studies 2012 (3): 47-69
  36. Christopher I. Beckwith, "Greek Buddha: Pyrrho's Encounter with Early Buddhism in Central Asia", 2016, pp 1-21
  37. See also: Indian Antiquaries, 52, part 2, 1923; Indian Antiquaries, 203, 1923, p 54.
  38. Prācīna Kamboja, Jana aura Janapada Ancient Kamboja, people and country, 1981, pp 44, Dr Jiyālāla Kāmboja, Dr Satyavrat Śāstrī; cf also: Dr J. W. McCrindle, Ptolemy, p 268.
  39. Scholars like V. S. Aggarwala etc locate the Kamboja country in Pamirs and Badakshan (Ref: A Grammatical Dictionary of Sanskrit (Vedic): 700 Complete Reviews.. , 1953, p 48, Vasudeva Sharana Agrawala, Surya Kanta, Jacob Wackernagel, Arthur Anthony Macdonell, Peggy Melcher – India; India as Known to Pāṇini: A Study of the Cultural Material in the Ashṭādhyāyī, 1963, p 38, Vasudeva Sharana Agrawala – India; The North-west India of the Second Century B.C. , 1974, p 40, Mehta Vasishtha Dev Mohan – Greeks in India; The Greco-Shunga period of Indian history, or, the North-West India of the second century B.C, 1973, p 40, India) and the پاراما کامبوجا بیشتر در شمال، در سرزمین‌های فراپامیری (See: The Deeds of Harsha: Being a Cultural Study of Bāṇa's Harshacharita, 1969, p 199, Vasudeva Sharana Agrawala).
  40. Dr مایکل ویتزل also extends Kamboja including Kapisa/Kabul valleys to Arachosia/Kandahar (See: Persica-9, p 92, fn 81. Michael Witzel).
  41. Cf: "Zoroastrian religion had probably originated in Kamboja-land (Bacteria-Badakshan)....and the Kambojas spoke Avestan language" (Ref: Bharatiya Itihaas Ki Rup Rekha, p 229-231, Jaychandra Vidyalankar; Bhartrya Itihaas ki Mimansa, p 229-301, J. C. Vidyalankar; Ancient Kamboja, People and the Country, 1981, p 217, 221, J. L. Kamboj)
  42. The Greeks in Bactria and India 1966 p 170, 461, Dr William Woodthorpe Tarn.
  43. The Indian Historical Quarterly, 1963, p 291; Indian historical quarterly, Vol XXV-3, 1949, pp 190-92.
  44. Prācīna Kamboja, Jana aura Janapada Ancient Kamboja, people and country, 1981, p 44, 147, 155, Dr Jiyālāla Kāmboja, Dr Satyavrat Śāstrī.
  45. "The name Afghan has evidently been derived from Asvakan, the Assakenoi of Arrian..." (Megasthenes and Arrian, p 180. See also: Alexander's Invasion of India, p 38; J. W. McCrindle)
  46. "Even the name Afghan is Aryan being derived from Asvakayana, an important clan of the Asvakas or horsemen who must have derived this title from their handling of celebrated breeds of horses" (See: Imprints of Indian Thought and Culture abroad, p 124, Vivekananda Kendra Prakashan)
  47. "Afghans are Assakani of the Greeks; this word being the Sanskrit Ashvaka meaning 'horsemen" (Ref: Sva, 1915, p 113, Christopher Molesworth Birdwood)
  48. Mahabharata 2.27.25.
  49. Ammianus XVII.13.1
  50. Vernadsky 1959, p. 24.
  51. Žhivko Voynikov (Bulgaria). SOME ANCIENT CHINESE NAMES IN EAST TURKESTAN AND CENTRAL ASIA AND THE TOCHARIAN QUESTION [۱]
  52. Wei Lan-Hai; Li Hui; Xu Wenkan (2013). "The separate origins of the Tocharians and the Yuezhi: Results from recent advances in archaeology and genetics" in Research Gate
  53. A dictionary of Tocharian B by Douglas Q. Adams (Leiden Studies in Indo-European 10), xxxiv, 830 pp. , Rodopi: Amsterdam – Atlanta, 1999. [۲]
  54. Sinor, Denis (1997). Aspects of Altaic Civilization III. Psychology Press. p. 237. ISBN 0-7007-0380-2. Retrieved 29 May 2015. ...it seems likely, the Wu-sun were an Indo-European, perhaps Iranian people...
  55. Fan Ye, Chronicle on the 'Western Regions' from the Hou Hanshu. (transl. John E. Hill), 2011] "Based on a report by General Ban Yong to Emperor An (107–125 CE) near the end of his reign, with a few later additions." (20 December 2015)
  56. "History of Central Asia: Early Eastern Peoples". Encyclopædia Britannica Online. Encyclopædia Britannica, Inc. Retrieved 1 June 2015. ... in the second half of the 2nd century bce the Xiongnu, at the height of their power, had expelled from their homeland in western Gansu (China) a people probably of Iranian stock, known to the Chinese as the Yuezhi and called Tokharians in Greek sources.
  57. "Ancient Iran: The movement of Iranian peoples". Encyclopædia Britannica Online. Encyclopædia Britannica, Inc. Retrieved 29 May 2015. At the end of the 3rd century, there began in Chinese Turkistan a long migration of the Yuezhi, an Iranian people who invaded Bactria about 130 bc, putting an end to the Greco-Bactrian kingdom there. (In the 1st century bc they created the Kushān dynasty, whose rule extended from Afghanistan to the Ganges River and from Russian Turkistan to the estuary of the Indus.)
  58. Wei Lan-Hai; Li Hui; Xu Wenkan (2013). "The separate origins of the Tocharians and the Yuezhi: Results from recent advances in archaeology and genetics" in Research Gate [۳]
  59. Lebedynsky, Yaroslav (2007). Les nomades. Éditions Errance. p. 131. ISBN 9782877723466.
  60. Macmillan Education (2016). Macmillan Dictionary of Archaeology. Macmillan International Higher Education. p. 369. ISBN 978-1-349-07589-8.[پیوند مرده] "From that time until the HAN dynasty the Ordos steppe was the home of semi-nomadic Indo-European peoples whose culture can be regarded as an eastern province of a vast Eurasian continuum of Scytho-Siberian cultures."
  61. (Harmatta 1992، ص. 348): "From the first millennium b.c. , we have abundant historical, archaeological and linguistic sources for the location of the territory inhabited by the Iranian peoples. In this period the territory of the northern Iranians, they being equestrian nomads, extended over the whole zone of the steppes and the wooded steppes and even the semi-deserts from the Great Hungarian Plain to the Ordos in northern China."
  62. https://en.unesco.org/silkroad/sites/silkroad/files/knowledge-bank-article/4%20Indo-European%20indications%20of%20Turkic%20ancestral%20home%20-%20Copy.pdf [پیوند مرده]
  63. "IRAN v. PEOPLES OF IRAN (2) Pre-Islamic – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2020-01-23.
  64. üdiger Schmitt in Encyclopædia Iranica, s.v. "Caspians"
  65. Harmatta, János (January 1, 1994). History of Civilizations of Central Asia: History of Civilizations of Central Asia: The Development of Sedentary and Nomadic Civilizations, 700 B. C. to A.D 250: Conclusion. UNESCO. p. 488. ISBN 9231028464. Retrieved 29 May 2015. Their royal tribes and kings (shan-yii) bore Iranian names and all the Hsiung-nu words noted by the Chinese can be explained from an Iranian language of Saka type. It is therefore clear that the majority of Hsiung-nu tribes spoke an Eastern Iranian language.

منابع

[ویرایش]