مردم گرجی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
گرجی‌ها
ქართველები
کارْتْوِلِبی
Pharnavaz I (face).jpg
რადამისტი.jpg
Pharasmanes II relief (3).jpg
King Mirian III of Iberia.jpg
Peter the Iberian.jpg
Tsurtaveli.jpg
Vakhtang I face.jpg
Archil of Kakheti.jpg
St. Grigol Khandzteli (18th century miniature).JPG
Sabinin. St. Konstanti-Kakha.jpg
თორნიკე ერისთავი.jpg
Giorgi Mtatsmindeli face.jpg
Maria of Alania (crop).jpg
Arsen of Iqalto (18th c. miniature).jpg
John Petritsi.jpg
David IV (crop) repaired.jpg
Shota rustaveli qartuli.jpg
Tamar icon.jpg
Simeon prencipe de Giorgiani cropped.jpg
Queen Ketevan (face).jpg
Giorgi Saakadze the Grand Mouravi crop.jpg
Saint Anthim portrait.jpg
სულხან-საბა ორბელიანი.jpg
Vakhtang VI of Kartli (Eastern Georgia).jpg
Besik Gabashvili.jpg
Prince Pyotr Bagration.JPG
Solomon dodashvili.jpg
Borodin.jpg
Iliachavchavadze.jpg
I.gogebashvili.jpg
AkakiTsereteli.jpg
ვაჟა-ფშაველა. ალექსანდრე როინაშვილი cropped.png
Niko Pirosmani.JPG
Stalin.jpg
Konstantine Gamsakhurdia.jpg
Alexander Kartveli.jpg
George Balanchine portrait taken by Tanaquil LeClerq.jpg
Eduard shevardnadze.jpg
Ilia II a.jpg
Otar Ioseliani (3).jpg
General John Shalikashvili military portrait, 1993.JPEG
Nona Gaprindaschwili 1982 Kissingen.jpg
Boris Akunin 2012.jpg
Grigory Leps.jpg
Kakha Kaladze.jpg
Giorgi Latsabidze.jpg
Lisa Batiashvili00.jpg
Katie Melua - Apple Store Berlin - Germany - 25 Nov. 2013.jpg
کل جمعیت
۷ میلیون
مناطق با جمعیت قابل توجه
 گرجستان ۴ میلیون[۱]
زبان‌ها
گرجی و دیگر زبان‌های کارتولی
دین
اکثراً ارتدکس گرجی

گرجی‌ها (به گرجی: ქართველები کارْتْوِلِبی) یک گروه قومی و ملت بومی قفقاز هستند.

گرجی‌ها ۸۳ درصد جمعیت گرجستان را تشکیل می‌دهند و همچنین عده از آنها در ترکیه عده‌ای دیگر از آنها در آذربایجان بومی هستند. عده‌ای گرجی‌ها هم از ۴۰۰ سال پیش تا کنون در ایران حضور دارند. کشورهای دیگری که جمعیتی قابل توجه از گرجی‌ها در آن هستند، عبارت اند از: بعضی کشورهای اروپا، ایالات متحده آمریکا، روسیه و فلسطین.

گرجی‌ها اکثراً مسیحی ارتدکس و پیرو کلیسای ارتدکس گرجی هستند و همچنین گرجی‌های ترکیه مسلمان سنی، گرجی‌های ایران مسلمان شیعه و گرجی‌های فلسطین پیرو دین یهود هستند.

گرجی‌ها به زبان مادری خود زبان گرجی سخن می‌گویند که زبان رسمی کشور گرجستان بوده و با خط گرجی نوشته می‌شود که یکی از ۱۶ سیستم نوشتاری موجود در جهان است.

گرجی‌ها به سبب جغرافیای سرزمین خود، همواره در حال دفاع در مقابل حملات بیگانگان بوده‌اند که مهم‌ترین و مخرب‌ترین آنها حملهٔ مغول و حملات ایرانیان به گرجستان بوده است.

گرجی‌ها خود را از نسل کارتلوس می‌دانند و خود را «کارْتْوِلی» (kartveli) می‌خوانند همانگونه که ارمنی‌ها خود را از نسل هایک می‌دانند و خود را «هایْ» (hay) می‌خوانند.

وجه تسمیه[ویرایش]

یونانیان باستان، زمانی که ثروت گرجی‌ها آن‌ها را جلب نموده بود، پس از آشنا شدن با مردم کشاورز گرجستان، آن‌ها را "گئورگوس" (به معنای "کشاورز") و سرزمینشان را "گئورگیا" (به معنای "کشاورزی") نامیدند؛ و اکثر قریب به اتفاق نام‌های امروزی برای گرجی‌ها و گرجستان، از نامی که یونانی‌ها برای گرجی‌ها انتخاب کردند، نشأت می‌گیرد.[۲]

گرجی‌ها خود را کارتوِلی (کارتوِل - ی) می‌نامند زیرا خاستگاه آن‌ها به کارتلی شهرت دارد، که این نام‌ها به یک خدای نیمه اساطیری معروف به کارتلوس - نیای مردم گرجی - مربوط است. اما همانگونه که در مورد اصطلاحات نژادی معمول است، ملت‌های دیگر برای گرجی‌ها از نام‌هایی استفاده کرده‌اند که هیچ ربطی به کلمهٔ کارتولی ندارد. با اشتقاق از کلمهٔ ایوری (ایبری یا همان ایبریا - نام باستانی گرجستان)، ایرانی‌ها و ارمنی‌های باستان، آن‌ها را ویرسهن می‌نامیدند، عرب‌ها و ایرانی‌های زمان حال، آن‌ها را جورجی و گرجی، و غربی‌ها، جرجن،[۳] و روس‌ها گروزن می‌نامند.

گرجستان وطن اقوام گرجی نیز در منابع و ملل مختلف به صور متفاوتی نامیده شده‌است، همانند: آبخاز، ورژن، ورغن، ایبری، گرزن، جورزان، الکرج، پراکانو، جورجیا،[۴] وراچستان و گروزیا، اما گرجی‌ها آن را ساکارتْوِلُ (سا - کارتوِل - ـُ) یعنی محل زندگی گرجی‌ها می‌خوانند.

ایرانیان در زمان قدیم، به این سرزمین گردستان گفته‌اند و سپس در در دوره بعد آن را گرجستان نامیده‌اند.[۵] (گرد یعنی پهلوان).

نژاد[ویرایش]

گرجی‌ها از نژاد قفقازی هستند. (کلمهٔ «قفقازی» به عنوان نژاد، به تمام سفیدپوست‌ها گفته می‌شود).

از نظر انسان‌شناسی گرجی‌ها به گروه پونتوزاگرس تعلق دارند، (نیاکان گرجی‌ها در ما قبل تاریخ به طور پراکنده در «زاگرس» می‌زیسته‌اند)، گرجی‌ها که یکی از اقوام منحصر به فرد آسیا به شمار می‌آیند، امروزه مورد توجه تاریخ نویسان و باستان شناسان قرار گرفته‌اند. این امر نتیجهٔ غنا و تنوع فرهنگ باستانی آن‌ها و تداوم اجتماعی به هم پیوستهٔ آنان می‌باشد.[۶]

زبان[ویرایش]

زبان گرجی زبان رایج و رسمی گرجستان است، که در زمرهٔ زبان‌های قفقازی بوده و به طور کلی از زبان‌های هندواروپایی متمایز است. زبان گرجی، زبانی پیچیده و صرفی و مورد علاقهٔ زبان شناسان می‌باشد.[۷] این زبان دارای سیستم نوشتاری مخصوص می‌باشد، که خط گرجی نامیده می‌شود و شامل سه الفبای هم ارز است که عبارت اند از: آسُمْتاوْرولی، نوسْخوری و مْخِدْرولی، که امروزه فقط مخدرولی مورد استفاده رسمی و وسیع قرار دارد. الفبای گرجی کنونی از ۳۳ حرف تشکیل یافته است (و هیچ‌یک از اشکال صوتی یا نوشتاری در آن تکرار نمی‌شود) که در طول حیات خود سه مرحله تغییر و تکامل را طی کرده است.[۸]

توصیفات جهانگردان کهن[ویرایش]

شاردن می‌نویسد:

«گرجی‌ها به طبع هوشمند، مستعد و لایق می‌باشند و اگر در تعلیم و تربیت آنان اهتمام به عمل آید از میان آنان صنعتگران، استادان، دانشمندان و پژوهشگران بزرگ در همهٔ رشته‌ها و زمینه‌ها پدید می‌آید. گرجی‌ها مقتدر، عظیم، پرهیبت، مغرور و متکبر اند... گرجی‌ها مردمانی سخت کوش، سرکش، بی باک و چالاک اند...»[۹][۱۰]

«گرجی‌ها در رفتار انفرادی و زندگی اجتماعی خود طی قرن‌ها یک سری ویژگی‌های منحصر به فردی یافته‌اند که در بعضی از آن‌ها با همسایگان خود از لحاظ میراث قفقازی در مورد شرافت، مهمان نوازی، وفاداری قبیله‌ای و... مشترک اند و بعضی دیگر از این ویژگی‌ها مربوط به احساسات ملی و سنت‌های باستانی ملت گرج است، در مقایسه با همسایگان روس و مسلمان خویش ازلحاظ غرور و حتی رفتار متکی بر برتری‌های فرهنگی، متمایز هستند. در گرجستان هر فرد روستایی مانند یک شاهزاده رفتار می‌کند، در عقاید شخصی خود اصرار می‌ورزند، سخنرانان ماهری هستند و به بحث علاقهٔ وافر دارند. در اسب سواری، تیراندازی، جنگ‌های چریکی و همچنین به عنوان گله دار و پرورش دهندگان و نوشندگان شراب ناب مشهورند... از هوش و ذکاوت بسیار، بذله گویی و حاضرجوابی بهره مندند».[۱۱][۱۲]

ژان باتیست تاورنیه در سفرنامهٔ خود چنین می‌نویسد:

«گرجی‌ها مسافرت را خیلی دوست می‌دارند و تجّار بزرگ ماهری هستند. در فن تیروکمان مهارتشان حیرت انگیز است و معروف اند به این که بهترین سربازان و جنگجویان تمام آسیا هستند».[۱۳][۱۴]

گرجی‌های ایران[ویرایش]

گرجی‌های ایران نوادگان گرجی‌هایی هستند که عمدتاً به دلیل مقاومت در برابر حملات امپراتوری‌های حاکم بر ایران، از وطن خود گرجستان، به ایران تبعید می‌شدند. به طوری که در طول حکومت سلسله‌های صفویه، افشاریه و قاجاریه حدود سیصد هزار گرجی در: قزوین، گیلان، مازندران، گلستان، اصفهان، فارس، خراسان و تهران ساکن شده‌اند و امروزه پس از گذشت حدود سه قرن، فقط صد هزار تَن از آنان قابل شناسایی هستند که از این میان برخی از گرجی‌های مناطقِ ساحلیِ شمالِ ایران با حفظ برخی از عناصر فرهنگی خود یعنی: لباس، رقص، موسیقی، آشپزی و معماری شناخته می‌شوند و همچنین بعضی از گرجی‌های مناطقِ کوهستانیِ غربِ اصفهان به واسطهٔ تکلّم به زبان مادری خود قابل شناسایی هستند.[۱۵]

پانویس[ویرایش]

  1. Central Intelligence Agency of United States (May 17, 2011). "CIA World Factbook:Georgia". The World Factbook (CIA). Retrieved May 27, 2011. 
  2. شاردن، سفرنامهٔ شاردن، ۳۲۷–۳۲۸.
  3. مارشال لانگ، گرجی‌ها، ۳–۴.
  4. مشکور، جغرافیای تاریخی ایران باستان، ۲۸۲.
  5. نفیسی، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران، ۵۹.
  6. مارشال لانگ، گرجی‌ها، ۳–۴.
  7. روستاولی، پلنگینه پوش، ۴۱.
  8. مارشال لانگ، گرجی‌ها، ۱۰.
  9. شاردن، سفرنامهٔ شاردن، ۳۰۵–۳۳۳.
  10. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۳۷.
  11. مارشال لانگ، گرجی‌ها، ۱۵.
  12. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۳۷.
  13. باتیست تاورنیه، سفرنامهٔ تاورنیه، ۳۳۰.
  14. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۳۸.
  15. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، صفحات متعدد.

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Georgians»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۳ ژوئن ۲۰۱۴).
  • مولیانی، سعید. جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران. اصفهان: یکتا، ۱۳۷۹ ISBN 964-7016-26-3. خانهٔ کتاب.
  • شاردن، ژان. سفرنامهٔ شاردن. تهران: انتشارات توس، ۱۳۷۲.
  • مارشال لانگ، دیوید. گرجی‌ها. تهران: نشر وزارت امور خارجه، ۱۳۷۳.
  • مشکور، محمدجواد. جغرافیای تاریخی ایران باستان. تهران: انتشارات دنیای کتاب، ۱۳۷۲.
  • نفیسی، سعید. تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران. تهران: نشر بنیاد، ۱۳۶۱.
  • روستاولی، شوتا. پلنگینه پوش. تهران: نشر ایران جام، ۱۳۷۷.
  • باتیست تاورنیه، ژان. سفرنامهٔ تاورنیه. تهران: نشر سنایی و تأیید، ۱۳۶۳.