شفایی اصفهانی
شفایی اصفهانی | |
|---|---|
پرتره شفایی اثر رضا عباسی، بهتاریخ ۱۶۲۸ یا ۱۶۲۹ | |
| زاده | ۱۵۴۹ یا ۱۵۵۸/۵۹ اصفهان، ایران |
| درگذشته | ۹ مه ۱۶۲۸ اصفهان، ایران |
| آرامگاه | کربلا |
| پیشه | پزشک، شاعر |
| زبان(ها) | |
| کار(های) برجسته | نمکدان حقیقت دیدهٔ بیدار مهر و محبت مجمع البحرین |
شرفالدین حسن اصفهانی (۱۵۴۹ یا ۱۵۵۸/۵۹ – ۹ مه ۱۶۲۸)، متخلص به شفایی، شاعر و پزشک ایرانی در سدههای شانزدهم و هفدهم میلادی بود که ملکالشعرای شاه عباس بزرگ (حک. ۱۵۸۷–۱۶۲۹) بوده است. مثنوی تعلیمی نمکدان حقیقت را بهترین اثر او دانستهاند؛ اثری که به تقلید از حدیقةالحقیقه اثر سنایی سروده شده است. هرچند نویسندگان همعصرش طنز تند و گاه طعنهآمیز شفایی را مورد انتقاد قرار میدادند، با این حال او را از بزرگترین شاعران دوران خود میشمردند.
زندگی و فعالیت
[ویرایش]او که زادهٔ اصفهان بود، در سال ۹۹۶ قمری (۱۵۴۹ یا ۱۵۵۸/۵۹ میلادی) در خانوادهای پزشک به دنیا آمد.[۱] پدرش، حکیم ملا، نزد عالم غیاثالدین منصور دشتکی، تحصیل کرده بود و در مسجد جامع اصفهان به حرفهٔ پزشکی اشتغال داشت. شفایی دانش پزشکی و علوم دیگر را ابتدا نزد پدر و سپس زیر نظر برادرش، حکیم ناصر، فرا گرفت.[۲] افزون بر این، به عرفان نیز علاقهمند بود، اما آوازهاش بیشتر به سبب سرودههای شاعرانهاش بود.[۱] او هرگز شعر را وسیلهای برای کسب درآمد نمیدانست، بلکه آن را سرگرمیای خلاقانه میپنداشت. درآمد اصلیاش از راه طبابت تأمین میشد.[۲]
هنگام سرودن غزلها، شفایی به سبک بابا فغانی شیرازی مینوشت و گاه از حافظ و سعدی نیز الهام میگرفت.[۲] قصیدههای او بر پایه سبک خاقانی شکل گرفته بودند. افزون بر این، در قالب مثنوی و دیگر سبکهای شعری نیز طبعآزمایی کرده است. مثنوی تعلیمی نمکدان حقیقت را بهترین اثر او دانستهاند؛ اثری که با هدف شباهت به حدیقةالحقیقه اثر سنایی سروده شد، هرچند گاه به اشتباه، سنایی را مؤلف آن دانستهاند.[۱] او سه مثنوی دیگر نیز سروده است: دیدار بیدار و مهر و محبت (یا محبتنامه) که به ترتیب از مخزنالاسرار و خسرو و شیرین نظامی گنجوی الهام گرفتهاند.[۱][۲] سومین مثنوی او «مجمعالبحرین» (یا مطلعالانوار) نام دارد که از تحفةالعراقین خاقانی تأثیر پذیرفته است. همچنین، وی مؤلف یک ساقینامه است که احمد گلچین معانی در سال ۱۹۶۱ در تهران منتشر کرد. مجموعهای از اشعار شفایی، شامل پنج هزار بیت، در زمان حیاتش به هند منتقل شد. در سال ۱۶۳۰/۳۱، میرزا محمد تقی دولتآبادی مجموعهای مفصل از اشعار او را گردآوری کرد که شامل بیست هزار بیت بود.[۱] در دوران زندگی شفایی، مهاجرت ایرانیان به هند امری رایج بود؛ اما او با روحیهای وطندوستانه، این روند را مورد انتقاد قرار میداد. با آنکه زبان و تصویرسازیهای غزلهایش فاقد اغراقهای رایج در سبک هندی بود، با این حال آثارش را بخشی از آن سنت میدانند.[۲] شفایی افزون بر سبک هندی، در قیاس با همعصران خود، در سبکهای متنوعتری شعر میسرود؛ چرا که با آثار بسیاری از شاعران برجسته فارسی آشنایی داشت و حتی در پاسخ به برخی از اشعار مشهور آنان نیز شعر سروده بود.[۲]
شفایی همنشین، پزشک و ملکالشعرای دربار شاه عباس بزرگ (حکومت: ۱۵۸۷–۱۶۲۹) بود[۳] و شاه عباس او را بسیار گرامی میداشت و لقب «ملکالشعرای ممتاز ایران» را به وی اعطا کرد.[۱] با وجود مقام ملکالشعرایی، شفایی هرگز این جایگاه را در اشعارش ذکر نکرد و همچون شاعران درباری که در پی جلب نظر درباریان بودند، رفتار نمیکرد. با این حال، ادب و احترام لازم را نسبت به دربار رعایت مینمود؛ چنانکه پس از دعوت شاه عباس به مازندران رفت و در آنجا از اقدامات او در فرحآباد ستایش کرد..[۲]
گرچه نویسندگان معاصر، طنز تلخ و گاه طعنهآمیز شفایی را مورد انتقاد قرار میدادند، اما او را یکی از بزرگترین شاعران عصر خود میدانستند. شفایی در قالب شعری کوتاه از شاه عباس بابت طنزهایش پوزش خواست و بیان کرد که این ویژگی بخشی از ذات اوست، «چنانکه نمیتوان کشش کاه را از کهربا زدود».[۱] طنزهای شفایی لزوماً خصمانه نبودند؛ چنانکه او و اوحدی بلیانی اشعار طنزآمیز تندی دربارهٔ یکدیگر مینوشتند، اما همچنان دوستان نزدیک و همسفر بودند.[۲] شفایی رابطه نزدیکی با داماد شاه عباس، شاعر اسیر شهرستانی داشت؛ این نزدیکی ناشی از خلقوخوی شاد و گاه بیپروای شفایی بود. همچنین با نویسندهای به نام فصیحی انصاری نیز روابط دوستانهای داشت.[۳]
گرچه برخی منابع جدید در اینباره تردید کردهاند، اما گفته میشود شفایی و مسعود مسیح کاشانی استادان شاعر قرن هفدهم، صائب تبریزی بودهاند.[۴] دیگر شاگردان شفایی عبارتاند از: فضلی جربزقانی، تابعی قزوینی، ملا افضل همتی و باقیه مصنف.[۲] شفایی بیشتر عمر خود را در اصفهان گذراند[۲] و در ۹ مه ۱۶۲۸ درگذشت و در کربلا دفن شد.[۱] او پسری به نام محمد رقیب داشت که همچون پدر، پزشک بود.[۲]
بازخورد عموم
[ویرایش]
دانشمندان همدورهاش نیز شاعری را دون مقامات معنوی او میدانستند. صائب تبریزی، در بیتی او را نبضشناس سخن نامیده است.[نیازمند منبع]
شفایی اصفهانی، گذشته از مهارتی که در بیان معانی عرفانی داشت، در طنز و شوخطبعی و هجو و بدیهه پردازی نیز از نام آوران شعر فارسی بوده است. شاه عباس صفوی نیز به شاعران طنزگو و نکته پرداز توجه خاصی داشت و شفایی گذشته از آن که پزشک مخصوص شاه بود، به شیرینی سخن هم در نزد وی مشهور بود. از این روی پیوسته محترم میزیست. با این همه آگاهی و دانش شفایی شناختهترین شاعر هجوپرداز ایران در روزگار صفویان است.[نیازمند منبع]
از شاعران گذشته تأثیر کسانی چون انوری، خاقانی، جمال الدین اصفهانی، حافظ و سعدی آشکارا در شعر شفایی پیداست و بیشتر غزلهای بابافغانی را استقبال کرده است. در شعر شفایی، پس از دانش پزشکی اصطلاحات فلسفی به وفور یافت میشود.[۵]
برخی منابع، شفایی اصفهانی را با مظفر بن محمد حسینی شفایی کاشانی اصفهانی، پزشک دیگر عصر صفوی و مؤلف قرابادین، اشتباه گرفتهاند.[۲]
آثار
[ویرایش]از تألیفات او بیست باب در طب، مثنوی دیدهٔ بیدار، مثنوی مهر و محبت و نمکدان را میتوان نام برد. او در انواع نظم، در قصیده و غزل و مثنوی، طبعآزمایی کرده است. کلیات آثار وی در حدود ۱۵٬۰۰۰ بیت است
خاندان شفایی، همه پزشک بودند و او نیز از دانش آنان بهره برده بود. شفایی، حکمت نظری آموخت و گذشته از این، مردی با همت بلند و پرتلاش بود که صفویان، به پاس خلقیات و دانشش، او را احترام میکردند، چنانکه باری شاه عباس، به احترام او، از اسب پیاده شده است.[۵]
نمونه اشعار
[ویرایش]| ای سرو روان تشنگی از جوی که داری؟ | افتادگی از قامت دلجوی که داری؟ | |
| آن سر که نزد تکیه بر آغوش ملایک | بالین طلب از خاک سر کوی که داری؟ | |
| سر تا به قدم چشمی و بر خود نگرانی | در دیده دل نقش گل روی که داری؟ |
| مستم از ته شیشه غم، باده گلفام چیست | همچو دل پیمانه ای در دست دارم، جام چیست | |
| نامسلمانی که در پا ریزمش ایمان، کجاست | تا به دینداران نمایم حاصل اسلام چیست |
| به حشرم وعدهٔ دیدار اگر دادی نمیرنجم | وصال چون تویی را صبر این مقدار میباید |
منابع
[ویرایش]منابع چاپی
[ویرایش]- de Bruijn, J.T.P. (1960–2005). "S̲h̲ifāʾī Iṣfahānī". The Encyclopaedia of Islam, New Edition (12 vols.). Leiden: E. J. Brill.
- Rahman, Munibur (1960–2005). "Ṣāʾib". The Encyclopaedia of Islam, New Edition (12 vols.). Leiden: E. J. Brill.
- Rypka, Jan (1968). History of Iranian Literature. Springer Netherlands. ISBN 978-9401034814.
- Shafieioun, Saeed (2009). "Shafaei Isfahanis status in Hindi (Indian) style". Research on Mystical Literature. 3 (3): 109–130.
- اهالی اصفهان
- اهالی ایران صفوی در سده ۱۶ (میلادی)
- اهالی ایران صفوی در سده ۱۷ (میلادی)
- پزشکان ایرانی سده ۱۶ (میلادی)
- پزشکان ایرانی سده ۱۷ (میلادی)
- درگذشتگان ۱۶۲۸ (میلادی)
- زادگان ۹۳۷
- زادگان ۹۶۶ (قمری)
- زادگان سده ۱۶ (میلادی)
- شاعران سده ۱۶ (میلادی) اهل ایران
- شاعران سده ۱۷ (میلادی) اهل ایران
- شاعران مرد اهل ایران
- ملکالشعراها