محمود صالح

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محمود صالح
کل جمعیت
نواحی با بیشترین جمعیت
زبان‌های رایج
گویش بختیاری
ادیان و مذاهب
شیعه

محمودصالح(محمدصالح) ،یکی از پنج بابِ زیرمجموعهٔ چهارلنگ است.محمود صالح، در گویشِ بختیاری، مم صالح خوانده می‌شود.[۱][۲] ایل بختیاری از دو شاخه چهارلنگ و هفت لنگ تشکیل می‌شود[۳] و بر پایه نمودار اجتماعی ایل بختیاری،[۴] که پیشینهٔ آن به میانهٔ قرنِ پانزدهم میلادی بازمی‌گردد،[۵] هفت‌لنگ از چهار باب[۶] و چهارلنگ از پنج باب تشکیل شده است.

نام‌شناسی[ویرایش]

محمودصالح، واژه‌ای برآمده از نام دو شخص حقیقی بنام‌های محمود و صالح که درعصر صفوی میزیسته اند.در دوره حکومت صفویان، محمودآقا به‌عنوان نیا و جد طایفهٔ محمودصالح که معاصر با شاه عباس صفوی، سرپستی بعضی طوایف (چهارلنگ)بختیاری را برعهده داشت ،از طرف حکومت صفوی به منصب ریاست بر ایل چهارلنگ رسید.بر این اساس، محمودصالح؛ به‌معنای محمود، پسرِ صالح است. اما قبل از این و از اواخر قرن هشتم تا اوایل قرن دهم هجری طایفهٔ محمود صالح با وجه تسمیهٔ "خانه اردشیر" شناخته شده است،مثلا در تذکره نامهٔ امام زاده شاه زاده عبدالله(شاه قطب الدین) در قرن نهم هجری، نام اولیهٔ طایفهٔ محمود صالح ، خانه اردشیر بوده است. همچنین در کتاب تاریخ اصفهان نوشته جلال الدین همایی، نیا و جدِّ طوایف محمود صالح وکیان ارثی(کیانرسی یا کِنورسی که در اصل همان اولاد زمان خان میباشند) شخصی بنام اردشیر نام برده شده است، منظور از اردشیر،"ملک اردشیر"آخرین اتابک وحکمران از اتابکان ملوک شبانکاره فارس درسال۷۴۲ تا ۷۵۶ ه.ق(یا بقولی۷۶۵ ه.ق)بوده است. در تذکره نامهٔ شاه قطب الدین،بجز "خانه اردشیر" در جای دیگر از " قائد میصالح وتمامی میصالحان" نام برده شده است. باتوجه به این قرینه بنظر میرسد "اردشیر" خودش از میصالحان بوده و ومنظور از واژه "قائد" در تذکره نامهٔ شاه قطب الدین، رئیس یا بزرگ میصالحان(که نامش ذکر نشده است)پس از اردشیر و در قرن نهم هجری قمری بوده است. اما در یک روایت سینه به سینه(شفاهی) که در بین اعضای طایفهٔ محمود صالح وجود دارد،حکایت از ملاقات جدِّ اعلای آنان(اردشیر) با امام رضا (ع) امام هشتم شیعیان در عهد خلافت مأمون عباسی ( قرن سوم هجری) دارد که امام رضا در مسیر حرکتش بسوی مرو وخراسان ، به خاک بختیاری آمده و به منزل "اردشیر" که آئین زرتشتی داشته وارد شده و اورا از کیش زرتشتی به دین اسلام دعوت نموده ونام "اردشیر"را به "صالح" تغییر داده است(جلال الدین همایی،تاریخ اصفهان)،از آنجا که مَلک اردشیر شبانکاره در نیمهٔ دوم قرن هشتم هجری قمری به سرزمین لر بزرگ وارد شده این روایت از لحاظ زمانی نمیتواند صحیح باشد اما از این جهت که یکی از اجداد واَسلاف ملک اردشیر لقب "صالح" داشته بنظر درست می رسد.(با توجه به واژه های میصالح و میصالحان در تذکره نامهٔ شاه قطب الدین).درضمن با توجه به شواهد واسناد تاریخی از زمان صفویان به بعد ، ایل بختیاری(بطورکلی) با وجه تسمیهٔ "بختیاری" شُهره شده است وقبل از صفویان، ایشان، مردمان وطوایفی از سرزمین لر بزرگ شناخته میشده اند. بنا بَر یک رسمِ عرفی و تاریخی در بین تمام اقوام مختلفِ جهان، بخصوص پادشاهان و بزرگان قبایل و طوایف، نام برخی اشخاص مهّم نسلِ بر نسل تکرار شده ،نام "محمود"(یا محمّد) و"صالح"'در زمان صفویان، هم بنابر این رسمِ رایج ، مانند اجدادشان تکرار شده است. چنانچه یکی از اَجداد مَلک اردشیر شبانکاره بنام نظام الدین"محمود"بن نظام الدین یَحیی سومین اتابک ملوک شبانکاره بوده که در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم ه.ق و بین پدرش نظام الدین یحیی بن حسن و فرزندش قطّب الدین مبارز، بر فارس وملوک شبانکاره حکومت کرده است. این نشانگر تکرارِ نام های مشابه بین یک شجره در طول زمان است.بطور مثال از دوران صفوی به بعد در بین بختیاریان وطوایف مختلف آن، اشخاص زیادی هم دریک بُرههُ مشخصّ وهم در اَدوار مختلف زمانی، دارای نام هَمسان بوده اند.بعنوان نمونه نام عالی(علی)حیدر آقا ناظر پدر علیمردان خان چهارلنگ محمودصالح (نایب السلطنه) که در عهد صفوی میزیسته و نام حیدر خان(حیدر فُقا)پسر علیمرداخان که در عهد کریم خان زند علیه وی شورید وقیام کرد،مشابه است ،یا تشابه نام ابدال خان محمود صالح(رهبر قیام بختیاری علیه آقا محمدخان قاجار) وابدال خان دورکی که هر دو دریک برههٔ زمانی میزیسته اند.ومثال های عدیدهٔ دیگر این چنین...

بنا بر گفتهٔ بسیاری از مورخین هم عصر و ومؤخر، اتابکان شبانکاره یا "اسپهبدان فارس"(جمع واژهٔ اسپهبد) از دودمان قبادساسانی واز اَسباط اردشیر بابکان مؤسس سلسله و پادشاهی ایرانی ساسانی پس از اشکانیان و قبل از ورود اسلام به ایران بودند. اتابکان شبانکاره به مرکزیّت دارابگرد بر تمامیِ فارس وبوشهر کنونی و در زمان اوج قدرت تا کرمان نیز حکومت کرده اند. وجه تسمیهٔ ملوک شبانکاره بنابر کتاب فارسنامه (ابن بلخی) بخاطر شغل رمه داری(گله داری) یا شبانی مردمان سرزمین تحت استیلای این دودمان بوده است. در جای دیگر از فارس‌نامهٔ اِبن بَلخی در خصوص نام این طایفه(اتابکان شبانکاره) آمده است: «نَسَب شاهان شبانکاره به اردشیر بابکان می‌رسد و پیش از استیلای دولت اسلامی بر مملکت، اسلاف شبان‌کاره‌ها را "اسپهبدان فارس" می‌گفتند و گله و رمه های بزرگی داشتند.» پس از قدرت گرفتن مظفریان(آل مظفر) در نیمهٔ دوم قرن هشتم هجری در فارس که سر سلسلهٔ ایشان امیر مبارزالدین محمّد به پشتیبانی پادشاهان متجاوز مغول، بر ملوک شبانکاره غلبه میکنند ،ملک اردشیر آخرین حکمران از اتابکان ملوک شبانکاره ،فارس را به قصد سرزمینِ لر بزرگ تَرک میکند( مهاجرت ملک اردشیر به سرزمین لر بزرگ شاید به دلیل قرابت نسبی اتابکان شبانکاره با اتابکان لر بزرگ بوده باشد،چون در این باره گُمانه زنی های تاریخی،برخلاف کتاب تاریخ گزیده حمدالله مستوفی زده شده است ، از این حیث نیاز به تحقیق بیشتر است) و در زاگرس میانی اقامت میگزیند. امّا در مورد سایر دودمان شبانکاره باید گفت، بخشی از آن ها در همان مُلوک یا سرزمین ماندند وهم اکنون نیز مردمان ومکانهایی در استان فارس وبوشهر با نام شبانکاره وجود دارند:

با توجه به این نکته که در قبل گفته شد: ملک اردشیر آخرین اَتابک از اتابکان مُلوک شبانکاره خود از "میصالحان (تذکره نامهٔ شاه قطب الدین)" بوده واینکه بخشی از دودمان شبانکاره در همان سرزمین یا مُلوک قدیمی خود یعنی حوضه جغرافیایی استان های فارس و بوشهر کنونی ماندگار شدند،باید اضافه کرد درهمین حوضه های جغرافیایی واستان های یاد شده،مردمان، مکانها وحتی طایفه ای با وجه تسمیهٔ "محمّد صالحی" وجود دارد:

- محمدصالحی ، روستایی است از دهستان حیات داوود واز توابع بخش مرکزی شهرستان گناوه در استان بوشهر.

- تنگ محمّد صالح،روستایی از توابع شهرستان رستم در استان فارس است.

- محمّد صالحی، طایفه ای در جوارِ ایل ممسنی بویژه طایفهٔ رستم در شهرستان رستم استان فارس است.

حال همین مردمانی که از مکان ها وطایفهٔ با فرنام "محمّدصالحی" هستند با توجّه به اسناد،کُتب وشفاهیّات تاریخی خود را از همان ملوک و دودمانِ قدیمیِ "شبانکاره" میدانند.

امّا بخش دیگر از دودمان شبانکاره فارس بنابر کُتب و روایات تاریخی به غرب ایران وسرزمینِ کردستان،کرمانشاه وایلام کنونی مهاجرت کرده اند، چون اکنون هم طوایف وهم مکانهایی در سرزمین های یاد شده با نام شبانکاره یا با زبان کردی،"شُوانکاره" وجود دارد. بعنوان نمونه:

  • طایفهٔ شبانکاره(شُوانکاره)، یکی از طوایف ایل ریزه وند(ریزه ون) می باشد.محّل زندگی طوایفِ ایل ریزه وند در بان سول گرمسیر و مناطق گرمسیر ایلام بوده،که بعد از ورود والی این طایفه مجبور به مهاجرت از استان شدند و در ماهیدشت کرمانشاه ساکن شدند.
  • شبانکاره، نام تیره ای است از طایفهٔ گهواره و ایل گوران در کردستان و کرمانشاه. در حدود ۲۰۰ تن سکنه دارد که تابستان در حدود دامنه جنوبی کوه و قلعه قاضی زراعت میکنند و زمستان به گرمسیر ذهاب میروند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).

این نمونه های ذکر شده نشانگر پخش شدن دومان شبانکاره فارس در سرزمینهای مختلف ایران است،حتی برخی براین باورند بخشی از این دودمان به خراسان نیز کوچ کرده اند، اِماره یا دلیل این ادعّا، وجودِ دهی بنام شبانکاره از دهستان میان ولایت در بخش حومهٔ شهرستان مشهد است.

اما بنا بر کتاب جامع التواریخ از رشیدالدین فضل الله همدانی خودِ ملک اردشیر،آخرین اتابک ملوک شبانکاره فارس به سرزمین لرِ بزرگ (بختیاری کنونی)آمده و در آنجا اقامت گزیده است، از این رو وی نیا و جدِّ طایفه محمود صالح و همچنین طایفه کیان ارثی(اولاد زمان خان) چهارلنگ بوده است.لازم به ذکر است که خودِ طایفه کیان ارثی یا اولاد زمان خان هم بعداً و در زمان نادرشاه افشار بر اثر برخی اختلافات درون طایفه ای از پیکرهٔ طایفهٔ محمود صالح(مَمصالح)جدا شده اند و فریدن را به قصدِ قلعه تل و مالمیر (ایذه وباغملک کنونی) ترک کرده اند.

اصطلاح "شُو کور"که در گویشِ بختیاری به طایفه محمودصالح(مَمصالح) نسبت داده میشود نیز سیقل یافته یا دگرگونش شدهٔ لقب یا پسوند "شبانکاره" در طولِ زمان بوده است. چونانکه بسیاری از اسامی، اَلقاب و واژه ها به دلایلی همچون گذشت زمان ،تداخل یا وامگیری زبانی(مثلا اِختلاط زبانهای فارسی ، عربی ، ترکی وغیره در ایران)و شرایط محیطی، هم به لحاظ تلفّظ و ساختارِ نوشتاری وهم به لحاظ بارِ معنایی تغییر پیدا کرده اند .

پیشینه[ویرایش]

در زمان شکل‌گیری طایفهٔ محمودصالح، هنوز ایل بختیاری به دو شاخهٔ چهارلنگ و هفت لنگ، تقسیم نشده بود، لذا بر خلاف تمامی باب‌های بختیاری، که طوایف زیرمجموعه آنها نیای مشترکی با هم ندارند، ولی شش تیره زیرمجموعه محمودصالح که در ذیل بخش تقسیم بندی ذکر خواهد شد، از لحاظ فامیلی از یک ریشه‌اند.

مهرزاد بختیاری سردار اکبری در این باره چنین می‌گبوید:

برخی از قبایلی که به طایفه محمودصالح پیوستندو بعداً محمودصالح باب خوانده شدند، در واقع چهارلنگانِ متحدِ علیمردان خان بودند، که در سپاه نادرشاه افشار، وی از سوی شاه، فرماندهی آنان وطوایفی دیگر را بر عهده داشت که با مرگ نادر، برای جدایی و سرپیچی از جانشین وی،یعنی عادل شاه، علیمردان خان را رهبر خود ساختند.[۷]

از طایفهٔ هارونی در تألیفات قرن هفتم هجری قمری به عنوان یکی از طوایف بیست‌وشش‌گانه که از جبل السماق شام به سرزمینِ لر بزرگ مهاجرت کرده و به اتابکِ لرِ بزرگ؛ نصرت‌الدین هزار اسب ملحق شدند،یاد شده است.نصرت الدین هزار اسب دوّمین فرمانروا از سلسله اتابکان لرستان مشهور به هزاراسپیان در اواخر قرن پنچم و اوایل قرن ششم هجری قمری است. نام طایفه هارونی، در کتاب تاریخ گزیده نوشتهٔ حمدالله مستوفی[۸] و همچنین در کتاب شرف نامه نوشتهٔ شرف خان بدلیسی، در زمرهٔ طوایف ملحق شده به اتابکان لرستان، اشاره شده است.[۹] طایفه هارونی مدتها پس از استقرار در سرزمین لر بزرگ، به ابواب جمعی طایفه محمودصالح پیوست. نمونه دیگر نیز طایفهٔ ممزایی است که در اسناد قبل از زمان صفویان یعنی از قرن دهم به قبل، جدای از طایفهٔ محمود صالح بوده است،بعنوان نمونه در تذکره نامهٔ امام زاده شاه زاده عبدالله(شاه قطب الدین) طایفهٔ ممزایی با نامِ"مومزایی محتشم(مُمحسن یا محمد حسن)"آمده است وهمچنین دیگر طوایف بختیاری که در ایل چهارلنگ بعنوان ابواب جمعی به طایفهٔ محمود صالح ملحق شده اند، که بنظر می رسد در اواخر حکومتِ صفویان واویل حکومتِ افشاریان ودر زمان علیمردان خان چهارلنگ نایب السلطنه این اتحاد صورت گفته است وطوایف چهارلنگی زیر مجموعهٔ بابِ محمود صالح قرار گرفته اند.

محمودصالح بزرگ‌ترین باب ایل چهارلنگ به شمار می‌رود و بر اساس نظام طبقاتی ایلی در بختیاری در رده «بزرگ طوایف ایل چهارلنگ» نیز محسوب می‌شود. در اواخر قرن دوازدهم هجری (در فاصلهٔ دو سلسهٔ افشار و زند) علیمردان خان چهارلنگ فرزند عالی حیدر آقا ملقب به "ناظر"( آقا وناظر دو لقب ایلیاتی و حکومتی از طرف پادشاهان صفوی قبل از رواج لقبِ "خان" بوده اند) از طایفه محمودصالح یکی از سرکردگان ایل بختیاری، پس از تصرف غرب، جنوب و مرکز ایران، حاکمیت بخش عمده‌ای از کشور را تا قبل از روی کار آمدن کریم خان زند در دست داشت.[۱۰]کریم خان زند بعد از پیروزی‌های متعدد و کسب شهرت با علیمردان خان بختیاری متحد شد و بنا بر پیشنهاد علیمردان خان، تصمیم گرفتند به ابوالفتح خان بختیاری حاکم اصفهان که منصوب شاهرخ‌میرزا افشار بود، حمله کرده و او را شکست دهند. متحدین توانستند ابوالفتح‌خان را شکست دهند، اما آن‌ها بعد از این پیروزی پیمان اتحاد سه جانبه‌ای منعقد نمودند تا برای نجات ایران از هرج و مرج چاره‌ای بیندیشند. متحدین ابوتراب نوهٔ مادری شاه سلطان حسین را با نام شاه اسماعیل سوم بر تخت نشاندند و مناصب را بین خود تقسیم کردند. علیمردان خان به علت سن کم شاه جدید، نایب السلطنه او شد، کریم خان زند سردار کل سپاه و ابوالفتح خان نیز حاکم اصفهان شد. بعد از این پیمان کریم خان عازم فتح نواحی غربی ایران شد. هنگامی که وی مشغول فتوحات بود، اختلافاتی بین دو خان بختیاری ایجاد شد و ابدال خان عموزاده علیمردان خان ، ابوالفتح خان حاکم اصفهان را مقتول نمود ،پس از آن علیمردان خان پسر عمویش حاجی باباخان بختیاری را حاکم اصفهان کرد و خود عازم دفع صالح‌خان بیات، حاکم شیراز شد. در واقع علیمردان خان پادشاه واقعی ایران بود و شاه اسماعیل سوم تحتُ الاَمر او قرار داشت.

کریم خان زند که به دنبال فرصت مناسب برای تصاحب قدرت بود،بعد از اطلاع از موضوع ،چون علی مردان خان را اصفهان دور دید در یک شورای مشورتی با سرداران خود تصمیم گرفت با علیمردان‌خان بجنگد. او با ۳۰٬۰۰۰ نفر سپاه به اصفهان حمله برد و شهر را تصرف کرد. علیمردان‌خان که شورشهای فارس وکهگیلویه و بنادر را سرکوب کرده بود ، بعد از أَخذ مالیاتهای فارس و بنادر و مناطق بحرین و عمان، در شیراز مستقر شد. او بعد از اطلاع از این وقایع برای رویاروی با کریم خان زند به سوی اصفهان حرکت کرد که در حین حرکت برخی از سپاهیان او شبانه از اردوی وی فرار کرده و به سپاه کریم خان زند پیوستند. کریم خان زند نیز با سپاه خود راهی جنوب شد که در چهارمحال و بختیاری رو به روی هم صف آراستند. درحین آن نبرد که سه روز به طول انجامید، به علت نامعلومی ابوتراب(شاه اسمائیل سوم)از علیمردان خان جدا و به لشکر کریم خان زند پیوست که این اتفاق موجب تضعیف روحیه سپاهیان علیمردان خان شد که نهایتا علیمردان خان در این نبرد مغلوب گشت .[۱۱] اما این جنگ پایانِ کار علیمردان خان نبود پس از این نبرد، علیمردان خان برای تهیه سپاه و تجدید قواه به خوزستان و سپس به کرمانشاه روانه شد، وی بعد از تهیه لشکر به جنگهای در کرمانشاه و عراق عجم(اراک)با کریم خان زند پرداخت،اما پس از آن ناگهان در منطقه دربند لرستان ،توسط محمد خان زند (نیروی نفوذی کریم خان) که ظاهراً از دست کریم خان زند فرار نموده و هم پیمان علیمردان خان شده بود،در یک مهمانی غافلگیرانه ترور شد.

پس از قتل علیمردان خان نایب السلطنه به عنوان مدعی تاج و تخت و اولین رقیب کریم خان زند،اگرچه بختیاریها نتوانستند قدرت را از کریم خان زند تصاحب نمایند اما به فرماندهی حیدرخان محمودصالح فرزند علیمردان خان به جنگهای پراکنده ای در کوهستانهای بختیاری بر علیه حکومت زندیه ادامه دادند که سرانجام، با وساطت علی محمد خان سردار سپاه کریم خان زند و با پیشنهاد صلح به حیدر خان و دادن تضمین به هم ، به اختلافات پایان دادند.

یکی دیگر از خوانین محمودصالح، ابدال خان عموزاده و داماد علیمردان خان که هم عصر زندیه و اوایل تشکیل حکومت قاجاریه بود، علیه آقامحمدخان قاجار شورید و دعوی حکومت نمود؛ وی در ابتدا به پیروزیهایی دست یافت و در جنگ بزرگی آقامحمدخان قاجار را شکست سنگینی داد و سپاهیان او را متواری کرد و سپس توانست گلپایگان و خوانسار را متصرف شود و عده ای از مردم این شهرها را با خود همراهی کند. اما باز در سال۱۱۹۹ ه.ق ، در جایی بنام اَلوَر در منطقهٔ کَهیز(قَهیز) ، (بین عسگران(در شهرستان تیران و کرونداران(مرکزِشهرستان فریدن )کنونی در استان اصفهان ) نبردِ دیگری بین بختیاریها به فرماندهی ابدال خان محمود صالح و سپاه آقا محمد خان قاجار رخ داد. این نبرد به جنگِ "اَلوَر" مشهور شد که علی رغم دلاوریهای ابدال خان، به دلایلی چون اختلاف در سپاه بختیاری به دلیل تَطمیع برخی خوانین توسط عاملین آقا محمدخان قاجار و همچنین تجهیزات نظامی وانبوه سپاه قاجار، ابدال خان کشته و پیروزی نصیب آقامحمدخان قاجارشد.

بین سالهای ۱۲۶۷ تا ۱۲۷۱ه.ق نیز بختیاری ها مبارزاتی به سرکردگی محمدعلی خان اوّل محمودصالح (نوه ابدال خان معروف)علیه حکومت قاجاری در زمان پادشاهی ناصر الدین شاه در منطقه سردشت دزفول انجام دادند.

ازدیگر تحّرکاتِ سیاسی سران طایفه محمودصالح درسطح ملّی و در قرن گذشته، می توان به حضور پر رنگ مبارزان این طایفه در قیام مشروطه خواهان بختیاری به فرمانده ای علیقلی خان سرداراسعد که برعلیه استبداد محمدعلی شاه قاجار بپا خواستند، اشاره نمود و همچنین، قیام مسلحانه ومشهورِ علیمردان خان( دوّم) محمودصالح درسال ۱۳۰۸ بر علیه حکومت پهلوی که بعد از نبردهایی بین علیمردان خان بختیاری و قوای دولتی در چهارمحال و میانکوه بختیاری،سرانجام با وساطت برخی خوانین و دادن قسمنامه توسط سرهنگ صادق خان فرستاده رضاشاه ، منجر به دستگیری و سپس اعدام علیمردان خان وچند تن از همراهانش به سال۱۳۱۳ ه.ش.در زندان قصرتهران شد، نام برد.

طوایف[ویرایش]

براساس پژوهش‌ها، طایفه محمود صالح فقط منحصر به ۶ تیره به نامهای: اورش، آدگار ،عالی داوود(آل دویت)،قلی،کافلی و محمدجلال الدین(ممجلاردین) است و بقیهٔ طوایف، ابوابِ جمعیِ این طایفه هستند که با توجه به تفاوت‌های تبارنامه‌ها، طوایف موصوف بر ۵۸ تیره بالغ اند[۱۲] اما در برخی مقاله ها ،کتاب ها،وبلاگ ها و وبگاه های اینترنتی و همچنین نمودارهای تقسیم‌بندی طوایف، به غلط برخی تش ‌ها، تیره محسوب شده یا طی خِلط‌های به وجود آمده در دسته‌بندی‌ها ، برخی تیره‌های مستقل به عنوان زیر مجموعهٔ تیره‌های دیگر درج شده اند‌ و یا اینکه بطور کل در تقسیم بندی ها نامشان به حساب نیامده‌ است، در جاهایی نیز تیره‌ هایی که متعلق به طوایف وابوابِ دیگر چهارلنگ هستند، به اشتباه بعنوان زیر مجموعهٔ بابِ محمود صالح ذکر شده اند.[۱۲] همانطور که در قبل ذکر شده، طایفه کیان ارثی(کیانرسی یا کِنورسی) ومشخّصا اولاد زمان خان(جد محمدتقی خان کیانرسی ایلخانی بختیاری درعصر فتحعلیشاه ومحمدشاه قاجاریه)،قرابت خونی ونسبی با طایفه محمودصالح دارند(از یک تبار بوده اند)که در دوران افشاریه از باب محمودصالح جدا و از منطقهٔ فریدن اصفهان به مالمیر و قلعه تل کوچ نمودند و پس از ملحق شدن طوایفی دیگر مانند جانکی ،سه هونی وغیره به ایشان،باب مستقلی از ایل چهارلنگ را تشکیل دادند.

تقسیماتِ بابِ محمودصالح[ویرایش]

بابِ محمودصالحِ چهارلنگ;[ویرایش]

۱.طایفهٔ محمودصالح ۶ تیره شامل:[ویرایش]

*اُورَش
*آدِگار
*مُمجِلاردین(محمد جلال الدین)
*آل دَویت(عالی داوود)
*کافِلی
*قُلی
  • ﺧﻮﺍﻧﯿﻦ ﻃﺎیفهٔ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺻﺎﻟﺢ ﮐﻪ ﻗﺪرت ایل ﭼﻬﺎﺭﻟﻨﮓ را در ﺩﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻧَﺴﺒﺎً ﺍﺯ ﺗﯿﺮﻩٔ ﺁﻝ ﺩﻭﯾﺖ‏( ﻋﺎﻟﯽ ﺩﺍﻭﻭﺩ) ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﺡ ﮐﻪ " ﺩﺍﻭﻭﺩ " ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺁﻗﺎ ‏(ﻧﯿﺎﯼ ﻃﺎﯾﻔﻪٔ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺻﺎﻟﺢ) ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺩﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺑﻨﺎﻡ ﻫﺎﯼ : ۱- ﻋﺎﻟﯽ(ﻋﻠﯽ)ﺣﯿﺪﺭ ﺁﻗﺎ ‏ﻧﺎﻇﺮ و ۲-حیدر آقاﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻋﻠﯽ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺧﺎﻥ ‏( ﻧﺎﯾﺐ ﺍﻟﺴﻠﻄﻨﻪ ‏)،ﺣﺎﺝ ﭘﺮﻭﯾﺰ ﺧﺎﻥ ﻭﺑﻄﻮﺭ ﮐﻞ ﺗﯿﺮﻩٔ ﻋﺎﻟﯽ ﺩﺍﻭﻭﺩ ‏(ﺁﻝﺩَﻭﯾﺖ) ﺍﺯ ﻧﺴﻞِ ﻋﺎﻟﯽ ﺣﯿﺪﺭ ﺁﻗﺎﯼ ﻧﺎﻇﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺯﻣﺎﻥ، ﺩﺭ ﮔﻮﯾﺶِ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﺩﺭﺑﯿﻦِ ﻃﺎﯾﻔﻪٔ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺻﺎﻟﺢ ، ﺗﯿﺮﻩٔ " ﻋﺎﻟﯽ ﺣﯿﺪﺭ ﺩَﻭﯾﺖ " ﺑﻪ " ﻋﺎﻟﯽ ﺩَﻭﯾﺖ " ﻭﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ " ﺁﻝ ﺩَﻭﯾﺖ " دگرگونش ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭِ ﺩﯾﮕﺮ ﻋﺎﻟﯽ ﺣﯿﺪﺭ ﺁﻗﺎ ﻧﺎﻇﺮ، ﯾﻌﻨﯽ "ﺣﯿﺪﺭ ﺁﻗﺎ " ، ﮐﻪ ﺍﻭﻻﺩﺵ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﻪ " ﺍﻭﻻﺩ ﺣﯿﺪﺭِ ﺩَﻭﯾﺖ ‏( ﺣﯿﺪﺭِ ﺩﺍﻭﻭﺩ ) " ﺍِﺷﺘﻬﺎﺭ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ، ﻓﺮﺯﻧﺪﯼ ﺑﻨﺎﻡ " ﺍَﺑﺪﺍﻝ ﺁﻗﺎ " ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ " ﺣﺎﺟﯽ ﺑﺎﺑﺎﺧﺎﻥ ‏(ﺧﺎﻥ ﺑﺎﺑﺎ ﺧﺎﻥ) " (ﺣﺎﮐﻢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥِ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﺘﺢ ﺧﺎﻥ بختیاری ‏) ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻭﯼ ﺑﻮﺩ . (بنابَر برخی روایات وشجره نامه ها، ابدال آقا فرزند دیگری هم به نام عبدالله خان داشته است) ﺣﺎﺟﯽ ﺑﺎﺑﺎ ﺧﺎﻥ ﻧﯿﺰ ۷پسر داشت که شاخص ترین آن ها ، " ﺍَﺑﺪﺍﻝ ﺧﺎﻥ " نام ﺩﺍﺷﺖ، ﺍﻭ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺪﺭﺵ ‏( ﺣﺎﺟﯽ ﺑﺎﺑﺎﺧﺎﻥ ‏) ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻋﻤﻮﺯﺍﺩِﯾﺸﺎﻥ ﻋﻠﯿﻤﺮﺍﺩﻥ ﺧﺎﻥ ﻧﺎﯾﺐ ﺍﻟﺴﻠﻄﻨﻪ ﺩﺭ ﻓﺘﺢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺷﺮﮐﺖ ﺩﺍشت ‏( ﺍﺑﺪﺍﻝ ﺧﺎﻥ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﻋﻠﯿﻤﺮﺩﺍﻥ ﺧﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺑﻮﺩ ‏).ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻥ محمود صالح ﺭﻫﺒﺮﯼ ﻗﯿﺎﻡ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻫﺎ ﻋﻠﯿﻪ ﺁﻗﺎ ﻣﺤﻤﺪ ﺧﺎﻥ ﻗﺎﺟﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺍﯾﻦ ﻗﯿﺎﻡ ﺩﺭﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺫﮐﺮ ﺷﺪ .

  • ابدال خان " ﺟﺪِّ ﺧﻮﺍﻧﯿﻦ ﻣﻌﺎﺻﺮِ ﻃﺎﯾﻔﻪٔ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺻﺎﻟﺢ " ﺍﺳﺖ.

۲.طوایف چهارلنگی که درتقسیمات ایلی، زیر مجموعه باب محمودصالح میباشند;[ویرایش]

ابوابِ جمعیِ محمودصالح متشکل است از:[ویرایش]

  1. ممزایی(مُمزایی،مومزایی یا مون زایی) شامل: ۱.جیله(هَلیل{گنجعلی وند،محمّدوندوامیدعلی وند}،ایسپَّره(عیسی پَره)،نِساروندوچارپِروند)۲.محمدحسنی یا مُمَدحَسِنی(دره بالایی،جمالوند،فرخوند،دَویتوند(داوودوند))۳.سه قُمه(گشول،خانه بابا(حونه باوا)،اُوستا)۴.بِدَررَفته(بَدِرَهدِه)
  2. آرپناهی چهارلنگ:(این طایفه با طایفه آرپناهی هفت لنگ دارای یک ریشه میباشد،اما بعد از جدایی، به ایل چهارلنگ ملحق شده است و از ابوابِ جمعی محمود صالح محسوب میشود.)
  3. دودانگه
  4. کُتُکی(کوتوکی)
  5. شیخ سلیمان احمد(شیخ کاردان)
  6. سادات شاهزاده عبدالله(پیر شاه قطب الدین)
  7. لیوِسی
  8. شیخ برهان عالی

۳.دیگر طوایفِ وابسته به باب محمودصالح، شامل:[ویرایش]

۱.هارونی (هارِینی) (ذکر شده در کتاب تاریخ گزیده از حمدالله مستوفی و کتاب شرف نامه از شرف خان بدلیسی )

۲.اُورَک(اُورِک)

۳.موزَرمِنی(موزَرمویی یا موزَرمی)

(طوایف اُورَک وموزَرمِنی در اصل ریشه در طایفه اورک از باب دینارانی هفت لنگ دارند.)

۴.باوا(بابا)

(با توجه به وجه تسمیه، باوا (بابِ محمودصالح چهارلنگ )و باوا عیسوند(بابِ میوند چهارلنگ) باهم یک ریشه دارند.)

۵.گوروی (طوایف گورویِ چهارلنگ(باب محمودصالح)،گورویِ عیسوند(باب میوند)در اصل ریشه در طایفه گوروی و بابِ دینارانی هفت لنگ دارند)

۶.بِرون ( طایفه برون در اصل یکی از طوایف ابوابِ جمعیِ باب کیان ارثی چهارلنگ است اما در زمان مهاجرت اولاد زمان خان کیانرثی از فریدن به قلعه تُل ومالِمیر، بخش کثیری از طایفه بِرون همراه با اولاد زمان خان به قلعه تُل رفتند و بخش کمتری نیز در فردین ماندگار شدند و اکنون از ابوابِ جمعیِ محمود صالح محسوب میشوند.)

محل زندگی[ویرایش]

سردسیر[ویرایش]

سردسیر ایل محمود صالح حدود یکصد روستا در اطراف و بخش مرکزی شهرستان‌های فریدن و بخش چنارود ، فریدون شهر ، چادگان، همچنین شهرهای، فولادشهر، شاهین شهر، خمینی شهر، یزدان‌شهر، امیرآباد، ویلا شهر،زرین شهر،نجف آباد، جوی‌آباد،اصفهان در استان اصفهان و کوهرنگ ،بازفت ٫لبد کوهرنگ در استان چهارمحال و بختیاری.

گرمسیر[ویرایش]

گرمسیر آن‌ها در روستاهای حومه شهرستان‌های: شهرستان مسجد سلیمان ,اندیکا,شیمبار ،کتک ، گتوند و دزفول، شوشتر و جلگهٔ سردشت در استان خوزستان است.

شخصیت های تاریخی سرشناس[ویرایش]

  • عالی(علی)حیدرآقا ناظر: از سردمداران بختیاری در عهد صفویه وپدرعلی مردان خان نایب السلطنه.
  • علیمردان خان چهارلنگ:از سرداران ایران در اواخر دوره صفوی ودوره افشار وهمچنین نایب السلطه ایران بعد از مرگ نادرشاه افشار تا قبل از به قدرت رسیدن کریم خان زند.
  • حیدرخان محمودصالح: پسر علی مردان خان نایب السلطنه ورهبر شورش ایل بختیاری علیه کریم خان زند
  • اَلقاص آقا محمود صالح: از سرداران بختیاری در دوره نادرشاه افشار.
  • مُلّا آدینه مستوفی (چهارلنگ) : از فاتحِان قلعه قندهاردر عصر نادرشاه.
  • اَبدال خان محمود صالح: فرمانده ایل بختیاری در جنگ با آقا محمدخان قاجار.
  • محمدحسین خان محمودصالح: فرزند ابدالخان که (دلی) محمدحسین خان در اندیکا به نام وی مشهور است.
  • محمد مهدی خان محمود صالح: ایلخانی چهارلنگ بعد از محمدتقی خان کیانرسی چهارلنگ.
  • فتح الله خان محمودصالح:ایلخان چهارلنگ در عهد ناصر الدین شاه قاجار.
  • الهیار خان محمودصالح:از خوانین محبوب بختیاری و مبارز علیه حکومت ناصرالدین شاه قاجار.
  • محمدعلی خان(اول)محمودصالح:رهبر قیام بختیاری علیه احتشام الدوله حاکم لرستان،خوزستان وبروجرد در زمان ناصر الدین شاه قاجار.
  • علی مردان خان مردانی یاعلیمردان خان (معاصر)محمودصالح: رهبر قیام بختیاری علیه سلطنت پهلوی در سال ۱۳۰۸.
  • آ ابراهیم محمودصالح: از سرداران وهمرزمان علیمردانخان مردانی که در جنگ سفید دشت کشته شد.
  • محمد ولی خان برد شاهی(محمودصالح): از سواران بختیاری در فتح تهران.
  • چراغ علی خان چهارلنگ: رهبر ایل چهارلنگ درعصر مشروطه (پیش از تفکیک منصب ایلخانی چهارلنگ از هفت لنگ).
  • آغفور(کَلی غفور) محمودصالح:از کلانتران بنام چهارلنگ در دوره قاجار که برج منتسب به وی که آثار مخروبه آن با نام برج کلی غفور در شهرستان لالی خوزستان هنوز پا برجاست.
  • محمد علی خان(دوم)مردانی محمودصالح: ایل بیگ چهارلنگ بختیاری واز سران قیام بختیاری علیه حکومت پهلوی.
  • محمدتقی خان شجاع‌المَمالک محمودصالح: ایلخان چهارلنگ عصر پهلوی.
  • آ امیر(کَلی امیر) محمود صالح:سرکوبگر بسیاری از راهزنان ویاغیان اطراف واکناف ایران در عصر قاجار که خسرو خان سردار ظفر در کتاب خاطراتش وی را مورد ستایش قرار داده است.
  • عبّاس خان محمود صالح:از مبارزین عصر مشروطه که بسیاری از هرج و مرج ها را به همراه کلی امیر محمود صالح مهار کرد وهمراه با وی قلعهٔ موسوم به گنجعلی خان در کرمان را که بدست یاغیان بود را تصَرف کردند،سردار ظفر در کتاب خاطراتش از وی نیز ستایش کرده است.
  • محمدجواد خان سالار شجاع(شجاعی)محموصالح: آخرین ایلخانی طوایف چهارلنگ.
  • امیر خان محمود صالح: از سرداران بختیاری در انقلاب مشروطه وایل بیگ چهارلنگ قبل از علیمردان خان دوم.[۱۳][۱۴]
  • آمحمدباقر محمودصالح:از کلانتران ایل چهارلنگ در عصر پهلوی.
  • آیاور(کَلی یاور) محمودصالح: ازکلانتران ایل چهارلنگ در عصر پهلوی.

برخی از شخصیتهای سرشناس معاصر[ویرایش]

ﺩﮐﺘﺮ ﺟﺎﻧﻌﻠﯽ ﻣﺤﻤﻮﺩﺻﺎﻟﺤﯽ:

- ﺣﻘﻮﻕ ﺩﺍﻥ ، ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺱ ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺱ ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭ ﻋﻀﻮ ﻫﯿﺌﺖ ﻣﺪﯾﺮﻩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺪﻩ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ، ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ،ﺷﺎﻋﺮ ﻭﻣﻮﺭﺥ.

- ﺑﻨﯿﺎﻥ ﮔﺰﺍﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺯﯾﺎﻥ ﺩﯾﺪﮔﺎﻥ ﻭﻣﻮﻟﻒ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﯿﻤﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ .

- ﻣﺒﺘﮑﺮ ﻭﻃﺮﺍﺡ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺑﯿﻤﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯﺟﻤﻠﻪ ﺑﯿﻤﻪ ﺷﺨﺺ ﺛﺎﻟﺚ .

- ﭼﻬﺮﻩ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ ﻭ ﻓﺮﺯﺍﻧﻪ ﺻﻨﻌﺖ ﺑﯿﻤﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭﺳﺎﻝ۱۳۹۳ .

- ﻣﻮﻟﻒ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﻭﻣﻘﺎﻟﻪ ﻋﻠﻤﯽ ﺑﺎﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺕ ﻣﺨﺘﻠﻒ : ﺣﻘﻮﻗﯽ،ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ،ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ،ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ،ﺍﺩﺑﯽ ‏( ﻧﻈﻢ ﻭﻧﺜﺮ ‏) .

- ﺑﻨﯿﺎﻥ ﮔﺰﺍﺭ ﻣﺠﻠﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ " ﭘﮋﻭﺍﮎ ﺯﺭﺩﮐﻮﻩ " .

- ﻣﻮﺳﺲ ﺑﻨﯿﺎﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺩﮐﺘﺮ ﺟﺎﻧﻌﻠﯽ ﻣﺤﻤﻮﺩﺻﺎﻟﺤﯽ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﻧﺠﻒ ﺁﺑﺎﺩ ‏( ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ‏) .

ﺩﮐﺘﺮ ﻣﻬﺮﺩﺍﺩ ﻣﺤﻤﻮﺩﺻﺎﻟﺤﯽ:

- ﻓﻮﻕ ﺗﺨﺼﺺ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﻗﻠﺐ ﻋﺮﻭﻕ ﻭ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺟﺮﺍﺣﺎﻥ ﻗﻠﺐ ﻋﺮﻭﻕ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭﺧﺎﻭﺭ ﻣﯿﺎﻧﻪ .

- ﻋﻀﻮ ﻫﻴﺌﺖ ﻋﻠﻤﻲ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﺮﻭﻩ ﺟﺮﺍﺣﻲ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺟﺮﺍﺣﻲ ﻗﻠﺐ ﻭﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ ﺗﻬﺮﺍﻥ .


دکتر فریدون الهیاری:

- دکترای تاریخ و عضو هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه تاریخ در دانشگاه اصفهان.

- مدیرکل میراث فرهنگی استان اصفهان


ﺭﺿﺎ ﺻﺎﻟﺤﯽ:

- ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﺳﺮﺷﻨﺎﺱ ﻭﻣﻮﻓﻖ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻣﺤﻠﯽ‏( ﻓﻮﻟﮑﻠﻮﺭ ‏) ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ .

منابع[ویرایش]

- اِبن بلخی،فارسنامه.

- حمدالله مستوفی قزوینی،تاریخ گزیده.

- معین الدّین نطنزی،منتخب التواریخ.

- محّمدبن علی شبانکاره ای،مَجمَع الَانساب شبانکاره.

- رشید الدّین فضل الله همدانی ،جامع التَواریخ.

- ابنِ فضل‌الله عمری(شهاب الدین العمری) ،مَسالک الأبصار فی مَمالک الأمصار( المَسالک والمَمالک)

- اِبن حوُقل،سفرنامه.

- محمود کتبی،تاریخ آل مظفّر.

- شرف خان بَدلیسی،شرفنامه

- پرویزی،شوانکاره(ریزوند)

- محمدامین زَکی بیگ، زبدهٔ تاریخ کردو کردستان.

- جلال الدین هُمایی،تاریخ اصفهان.

- امام زاده شاهزاده عبدالله(شاه قطب الدین)،تذکره نامه.

- قاضی احمد غفّاری قزوینی،تاریخ جهان آرا.

- ﻻﻧﺮِﻧﺲ ﻟِﮑﻬﺎﺭﺕ،ﻧﺎﺩﺷﺎﻩ.

- ﺑﺎﺯِﻥ ﻃﺒﯿﺐ ﻣﺨﺼﻮﺹنادر،نامه ها.

- ﺍَﺑﻮﺍﻟﺤﺴﻦ ﺑﻦ ﻣﺤﻤﺪﺍﻣﯿﻦ ﮔﻠﺴﺘﺎﻧﻪ،ﻣُﺠﻤَﻞ ﺍﻟﺘَﻮﺍﺭﯾﺦ ﮔﻠﺴﺘﺎﻧﻪ ‏( ﺍﻓﺸﺎﺭﯾﻪ ﻭﺯﻧﺪ ‏).

- ﺳﯿﺪ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪﺑﻦ ﺳﯿﺪ ﻧﻮﺭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺑﻦ ﺳﯿﺪ ﻧﻌﻤﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﺟﺰﺍﯾﺮﯼ،ﺗﺬﮐﺮﻩ ﺷﻮﺷﺘﺮ.

- میرزا فتاح خان گرمرودی،سفرنامه

- کلمنت اوگاستس دو بُد(بارون دبُد)،سفرنامهٔ لرستان وخوزستان

- ﻋﻠﯿﻘﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﻭﻋﺒﺪﺍﻟﺤﺴﯿﻦ خان ﻟﺴﺎﻥ ﺍﻟﺴﻠﻄﻨﻪ ﺳﭙﻬﺮ ‏( ﻣَﻠﮏ ﺍﻟﻤﻮَﺭﺧﯿﻦ ‏) ،ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ‏( ﺧُﻼﺻﺔ ﺍﻻَﻋﺼﺎﺭ ﻓﯽ ﺗﺎﺭﯾﺦِ ﺍﻟﺒَﺨﺘﯿﺎﺭ ‏).

- ﺧﺴﺮﻭﺧﺎﻥ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﻇﻔﺮ،ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﻇﻔﺮ.

- عبدالرزاق بیگ دُنبُلی(مفتون)،ﻣﺂﺛﺮ ﺳﻠﻄﺎﻧﯿﻪ

- ﺟﻬﺎﻧﮕﯿﺮ ﺣﺎﺟﯿﭙﻮﺭ،ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺳﺎﺯﺍﻥ ﺍﯾﻞ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻣﺤﻤﺪﺗﻘﯽ ﺍﻟﺴﺎﺭﻭﯼ،ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﺤﻤﺪﯼ ‏( ﺍﺣﺴﻦ ﺍﻟﺘﻮﺍﺭﯾﺦ ‏).

- ﻣﻬﺮﺍﺏ ﺍﻣﯿﺮﯼ،ﺣﮑﻮﻣﺘﮕﺮﺍﻥ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ.

- ﺭﺍﺑﺮﺕ ﮔِﺮﺍﻧﺖ ﻭﺍﺗﺴﻮﻥ،ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻗﺎﺟﺎﺭ ﺍﺯ ﻗﺮﻥ ﻧﻮﺯﺩﻩ ﺗﺎ ﺳﺎﻝ۱۸۵۸.

- ﭘﺮﻭﯾﺰ ﺭﺟﺒﯽ،ﮐﺮﯾﻢ ﺧﺎﻥ ﺯﻧﺪ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﻭ.

- محمدحسن خان اِعتماد السلطنه،مرآت البلدان.

- روایت فرمانهای ناصرالدین شاه، مُکاتبات امیرکبیر و میرزا آقاخان نوری با اِحتشام الدوله،خوزستان و لرستان در عصر ناصری.

  1. «Iran Almanac and the Book of Facts». Echo of Iran، 1970. 
  2. Carl Skutsch. «Encyclopedia of the World's Minorities page.176». 
  3. «Bakhtyārī». دانشنامه بریتانیکا. بازبینی‌شده در 3-25-2014. 
  4. «نمودار اجتماعی طوایف بختیاری». دانشنامه ایرانیکا. 
  5. Arash Khazen. «Tribes and Empire on the Margins of Nineteenth-Century Iran p.22». دانشگاه واشینگتن، ۲۰۰۹. بازبینی‌شده در ۲۰۱۴. 
  6. «BAḴTĪĀRĪ TRIBE». Encyclopaedia Iranica. بازبینی‌شده در ۸ ژانویه ۲۰۱۴. 
  7. قنبری سردار اکبری، مهرزاد. سرگذشت ایل چهارلنگ صفحهٔ ۷۳
  8. مستوفی، حمدالله. تاریخ گزیده. صفحهٔ ۵۴۱
  9. بدلیسی، شرف خان. شرف نامه صفحهٔ ۴۵
  10. سرگذشت ایل چهارلنگ صفحهٔ ۶۶
  11. رجبی، کریم خان زند و زمان او، ۲۰–۴۴.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ سرگذشت ایل چهارلنگ صفحات ۶۸–۷۰
  13. قنبری، مهرزاد. سرگذشت ایل چهارلنگ، صفحه۸۸تا۹۹
  14. سواران بختیاری ص۱۱۲تا۱۴۰