ایل افشار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ترک‌های افشار
کل جمعیت

۳۵۵٬۰۰۰ نفر[۱]

نواحی با بیشترین جمعیت
ایران، ترکیه و افغانستان
زبان‌های رایج
ترکی افشاری و ترکی آذربایجانی[۲]
ادیان و مذاهب
اسلام شیعه

افشارها (به ترکی آذربایجانی: Avşarlar) طایفه‌ای از ترک‌های اغوز هستند[۳] که در ایران، ترکیه و افغانستان پراکنده‌اند.[۴] مراکز اصلی سکونت آنان در ایران استانهای فارس، کرمان و خراسان و آذربایجان غربی است؛ اما تیره‌هایی از آنان را در استانهای آذربایجان، زنجان، قزوین، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد و همدان می‌توان یافت.[۵]

معرفی[ویرایش]

اَفشار یا اوشار یکی از ایل‌های ترکمان[۲][۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱] جزء گروه قومی ترک‌های آذربایجانی هستند.[۱۲][۱۳][۱۴] که در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایه‌های دودمان صفوی را بنیاد گذاردند. این ایل به دو شعبهٔ بزرگ تقسیم می‌شد: یکی قاسملو و دیگری ارخلو یا قرخلو؛ نادرشاه افشار از شعبهٔ اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و درهٔ گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمن‌ها مهاجم سدی باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند.[۱۵]

وجه تسمیه نام[ویرایش]

اوشر یا اوشار را یکی از 4 فرزند یولدوزخان پسر سوم آغوز و به معنی چالاک آورده اند.[۱۶] قوم افشار ظاهر نام خود را از نام سر دودمان قومی خود اوشر گرفته است.[۱۷]

کوچ ایل افشار به ارومیه[ویرایش]

در پی خاتمه نبرد دیمدیم در دوره شاه عباس صفوی و تبعید کرمانجها به خراسان ایل افشار به ارومیه کوچانده شدند.

افشارها در صحنهٔ تاریخ[ویرایش]

افشارها تحت ادارهٔ آق‌سنقرْ اتابکان موصل را تشکیل دادند و اینها در فتح آناطولی نقش مهمی ایفا نمودند. از طرف ملکشاه، آق‌سنقرْ «قاسم‌الدوله» لقب گرفت و ولایت حلب یافت. عمادالدین زنگی حکومت اتابکان موصل را تشکیل داد (۱۱۴۶ - ۱۱۲۸) و از طرف خلیفه لقب «فاتح» گرفت و در جنگهای صلیبی شرکت کرد. پسر و جانشین نورالدین محمود به علم و ادبیات علاقه داشت. شیرکوه (ابوحارث اسدالدین) و صلاح‌الدین ایوبی تحت لوای او بودند و به کمک او در ۱۱۷۱ حکومت فاطمی را برانداختند. بعد از صلاح‌الدین، فرزندش نتوانست قدرت پدر را پیدا کند و در قرن سیزده میلادی تابع مغولها شدند. در نتیجه، افشارها به جنوب آناطولی کوچ کردند و به کمک دیگر ترکمنان حکومت خانی قره‌مان را تشکیل دادند.

افشارهای آناطولی بیشتر از احفاد سه خانواده‌اند که از حلب آمده‌اند و عبارتند از: قوت بیگلی اوغوللاری، گؤندؤز اوغوللاری، کويک اوغوللاری.

تیره‌های مستقل ایل افشار[ویرایش]

صفی قلی اولادی، پورممشالو،غفراني، پیرمرادلو، آقاجان‌لو، ولی‌پور، قرایی، میرحسینی، فارسی‌مدان، میرجانی، قره‌قویونلو، قره‌گزلو، حمزه‌خانی، برآوردی، عمویی، غنچه‌ا، صادقی، رایینی، شهسواری، جامع‌بزرگی، مرادی، ساوندر، خبری.[۱۸]

فرهنگ و رسوم[ویرایش]

قالیچه‌های افشار[ویرایش]

از نظر قالی‌بافی، چادرنشینان افشار گرهٔ تُرکی و روستائیان گرهٔ فارسی به کار می‌برند. در واقع اصالت قالیچه‌های کرمان را در کارهای ایلات افشار باید جستجو کرد که نقشه و طرز بافت آنها وجه مشترکی از هنر مردم آذربایجان و کرمان است که به خوبی با هم آمیخته شده است.[۱۹]

افشارهای ایران[ویرایش]

افشارهای ایران عبارتند از: قره حسنلو، قره گوزلو، گندزلو، بکیشلو، سعیدلو، قرالرلو، بدیرلو، عربلو، غفراني، طرزیلو، شاملو، اصانلو، قاسملو، ایناللو، آراشلو، گؤندؤزلو، تکشلو، کهگیلولو، قرخلو، تکه‌لو و ایمیرلوو ... این طایفه‌ها از قبیله‌های گؤندؤزلو و کؤپک‌لو و افشارهایی که از آسیای میانه آمده‌اند، تشکیل یافته‌است.[۲۰] تیره شول هم جز تیره های ایل ترک افشار میباشند که در کرمان و داراب فارس زندگی میکنند

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Joshua Project - Azerbaijani People Cluster Great Commission Status
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Looklex encyclopaedia - Afshars
  3. «AFŠĀR» در دانشنامهٔ ایرانیکا
  4. ایران تاریخ، فرهنگ، هنر زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1385
  5. ایران تاریخ، فرهنگ، هنر، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۸۵(بخش زبان و خط)
  6. http://www.loghatnaameh.com/dehkhodaworddetail-c3e1a26362c34adebd653ebfb3bf2dad-fa.html
  7. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی - افشار
  8. Joshua Project - Ethnic People Groups of the Turkic Peoples Affinity Bloc
  9. Tapper, Richard (1997). «Frontier Nomads of Iran: A Political and Social History of the Shahsevan.» Cambridge University Press, ISBN 0-521-58336-5, 9780521583367, Page 44
  10. Reid,.J. J. (2000). «Crisis of the Ottoman Empire: Prelude to Collapse 1839-1878.» Franz Steiner Verlag, ISBN 3-515-07687-5, 9783515076876, Page 210
  11. Peter Malcolm Holt, Ann Katherine Swynford Lambton, Bernard Lewis (1977). «The Cambridge History of Islam» Cambridge University Press, ISBN 0-521-29135-6, 9780521291354, Page 430
  12. Richard V. Weekes. Muslim peoples: a world ethnographic survey. AZERI. — Greenwood Press, 1978 — p. 56 — ISBN 978-0-8371-9880-4
  13. Российский этнографический музей. Афшары.
  14. «Азербайджанцы». در Great Soviet Encyclopedia. بازبینی‌شده در Sep 13, 2013. 
  15. شهرداری کرمان
  16. فضل الاه همدانی، رشیدالدین. مجمع التواریخ.
  17. لاکهارت، لارنس. نادرشاه. تهران:1331.
  18. شهرداری کرمان
  19. استان کرمان
  20. تورک دؤنیاسی ال کتابی، آنکارا، ۱۹۷۶، ص. ۸۴۳