پرش به محتوا

ایل بچاقچی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از بچاقچی)
بچاقچی
کل جمعیت
نامشخص
مناطق با جمعیت چشمگیر
بخش بلورد در استان کرمان  ایران
زبان‌ها
ترکی بچاقچی، فارسی
دین
اسلام

بچاقچی، یا همان بیچاقچی یکی از بزرگ‌ترین ایلات در جنوب ایران و به ویژه در استان کرمان است. بچاقچی از ایلات ترک استان کرمان است. ایشان در گذشته از منطقه آذربایجان به جنوب تبعید شده و به گویش قره‌داغی از زبان ترکی صحبت می‌کردند ولی امروزه اکثراً به فارسی صحبت می‌کنند. مهم‌ترین طوایف اصلی این ایل شامل ۶ طایفه ترک زبان همچون ساره سعدلو (نادری نسب ، حیدری )و قره سعدلو (شجاع پور، اسفندیار پور) عباسلو و خرسلو (اسدی پور، خان آقایی، خالویی ) ، ارشلو ( شهسواری ، غضنفرپور ، حلوایی ، جهانشاهی ) و انکلو ( آذرپیکان ، زینلی ، بنیات پور، پورحسینعلی ) و همچنین طوایف دیگر غیر ترک زبان که به ایل پیوسته اند مانند ؛ معصومی ( پورمعصومی ، اکبری نسب ، پاشیب ) و رایئنی ( قاسمی نژاد ، محبی ، موسی پور ، عوض پور ) و دیگر طوایف می باشند .

پیشینه

[ویرایش]

بچاقچی‌ها در گذشته به دامپروری و پرورش اسب مشغول بودند و در سوارکاری شهره بودند. حتی در دورهٔ رضاشاه واحدهای سواره‌نظام ارتش در کرمان را تشکیل می‌دادند. امروزه اما به واسطه نبوغ و استعداد و هوش ذاتی ، بسیاری از پست ها و‌مناسب اداری و دولتی را دارا می باشند و افراد تحصیل کرده بسیاری از این ایل در سراسر کشور به عنوان استاد دانشگاه ، پزشک و مهندس مشغول بکار می باشند .در روستا مردان به دامپروری و باغداری و کار در معادن مشغول‌اند و زن‌ها قالی، جاجیم و گلیم می‌بافند. غیر از آن بز معروف فارسی راینی نیز پرورش می‌دهند. ایشان به تدریج شهرنشین شده‌اند و امروزه بیشترشان در شهرستان سیرجان و همچنین شهرهای بافت و بردسیر و حاجی‌آباد هرمزگان ساکن می‌باشند. در سال ۱۹۱۶ در جریان جنگ جهانی اول بچاقچی‌ها به رهبری حسین‌خان بچاقچی با انگلیسی‌ها جنگیدند و با نیروهای پلیس جنوب درگیر شدند. وی در سال بعد به آلمانی‌هایی که از دست ژنرال سایکس گریخته بودند پناه داد. در تابستان سال ۱۳۲۴ اختلاف بین حسین خان و یکی از افراد ایل بنام جهانگیر که یاغی گردیده بود منجر به مداخله قشون دولتی و جنگ میان ایلی شد که در اثر آن دو نفر کشته و بقیه همراهان جهانگیر دستگیر و به زندانهای طویل مدت محکوم گردیدند. جهانگیر موفق به فرار شد و کوهیار از طایفه خرسلو به دست رحمت از طایفه لک کشته شد، ابراهیم (نادری)جوانی از طایفه سارسعدلو پایش تیر می‌خورد و دستگیر می‌شود، پدر ابراهیم، امیرقلی نادری که از نزدیکان حسین خان بود چون موفق به آزادی پسر خود نمی‌شود حسین خان را مقصر دانسته و به تهران رفته و چون در آن زمان کشور در اشغال نیروهای روس و انگلیس بود در دادگاه نظامی علیه حسین خان کیفر خواست صادر می‌شود داستان این جنگ و نزاع بین ایلی حتی در قالب شعر به زبان‌های ترکی و فارسی هنوز دربین مردم ایل رواج دارد.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

ترک‌های کرمان

منابع

[ویرایش]
    • خسروی، خسرو. «جبال بارزی». [[دانشنامه جهان اسلام]]. دریافت‌شده در ۲۹ مارس ۲۰۱۳. تداخل پیوند خارجی و ویکی‌پیوند (کمک)