ایل بیرانوند

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ایل بیرانوند یکی از طوایف لک ایران[۱][۲] و از طوایف پیشکوه است.[۳] تمرکز سکونت بیرانوندها در استان‌های لرستان، خوزستان و ایلام است که در خرم‌آباد، بروجرد، دهلران، دره شهر و قسمت‌هایی از خوزستان متمرکزتر از سایر مناطق هستند.[۱]

تاریخ[ویرایش]

تبارشناسی[ویرایش]

منشأ مکانی و قومی بیرانوندها به طور دقیق مشخص نیست.[۴] دانشنامه جهان اسلام بیرانوند را یکی از ایلات لک زبان لرستان دانسته است.[۵] ویلسون بیرانوند‌ها را قوی ترین ایل لر دانسته است.[۶] دانشنامه ایرانیکا بیرانوندها را به عنوان یکی از ایلات لر معرفی می‌کند.[۷] هنری فیلد نیز آن‌ها را لر دانسته است.[۸][۹] البته او از نظر رابینو نیز که بیرانوندها را لک دانسته استفاده کرده است.[۱۰] راولینسون و علی‌اکبر دهخدا بیرانوندها را به عنوان یکی از ایلات کرد معرفی می‌کنند..[۱۱][۱۲][۱۳][۱۴] البته علی‌اکبر دهخدا تمام لرهای دیگر را نیز کرد دانسته است.[۱۵] اسکار مان نیز بیرانوند ها را از مردم لک دانسته است.[۱۶] بر اساس گفته‌های محلی که از اساس نادرست است، بیرانوندها از نسل مردی عرب از ساکنان حجاز هستند. این فرد پس از سکونت در لرستان و ازدواج با دختر یک خان دارای دو فرزند پسر به نام‌های بیران و باجول شد که از نسل آنها ایل‌های باجلوند و بیرانوند به وجود آمده است.[۱۷] با توجه به سفر راولینسون به لرستان در حالی که تنها پنج نسل پس از بیران (جد بزرگ بیرانوندها) می‌گذشته این گفته‌های محلی از اساس نادرست است.[۱۷]
هنری راولینسون از قول میرزا بزرگ، حاکم لرستان، خاستگاه باجلوندها (سگوندها) و بیرانوندها را موصل عراق می‌داند و معتقد است بیرانوندها و باجلوندها در قرن دوازدهم هجری یعنی در اواخر صفویه یا در زمان افشاریه از نواحی موصل به لرستان آمدند.[۱۸][۱۹]. البته این نظر مورد تردید است زیرا «معین الدین نطنزی» در سال ۸۱۶ قمری (حدود ۳ قرن قبل از تاریخ مهاجرتی که هنری راولینسون از آن خبر می‌دهد) در کتاب "منتخب التواریخ" از وجود ایل بیرانوند در ایران خبر می‌دهد و می‌نویسد:

چون قوم لر در آن موضع (مانرود) بسیار شدند و بعد از آن هر قبیله به جهت علفخواری (چرای احشام) رو به موضعی نهادند، بعضی به لقب و بعضی به اسم موضعی که قرار گرفتند نام قبیله بدان مشهور شد، مثل روزبهانی، فضلی، داود عباسی، ایازکی، عبدالمالکی و ابوالعباسی که به نام پدر موسوم اند و سلوزی، جنگروی، لک، هسته، کوشکی، کارند، سنوبدی، الانی، زخوارکی، براوند (بیرانوند)، زنگنه، مانکره‌ای، رازی، سلگی و جودکی که به اسم مواضع خود مشهورند.[۲۰]

حمدالله مستوفی نیز در کتاب تاریخ گزیده که در سال ۷۳۰ هجری قمری نگاشته شده (حدود ۴ قرن قبل از تاریخ مهاجرتی که هنری راولینسون از آن خبر می‌دهد) طایفه‌ای به نام ویراوند را یکی از طوایف لر ساکن ایران معرفی می‌کند.[۲۱] بنابر نظر ایرج کاظمی دلفانی (نویسنده لک زبان) در کتاب "مشاهیر لر" براوند و ویراوند همان طایفه بیرانوند هستند.[۲۲] اما سکندر امان اللهی در دائرة المعارف بزرگ اسلامی نظر راولینسون را اصل قرار داده و معتقد است براوند معادل بیرانوند نیست.[۲۳]کارل ریتر زبان شناس المانی بیرانوند را از ایلات لک به شماره اورده است [۲۴][۲۵][۲۶] لیدی شل محقق انگلیسی در کتاب Glimpses of life and manners in Persia از بیرانوند نام میبرد و ان هارا از قوم لک میداند [۲۷] [۲۸] [۲۹] [۳۰][۳۱]

تاریخچه ایل بیرانوند[ویرایش]

افشاریه[ویرایش]

با بررسی زمین های که هم اکنون در مالکیت بیرانوند و باجلان هست حاکی از ان است این اراضی متعلق به ایلات لر زبان همچون چگنی ساکی کوشکی و غیره بوده است این اراضی از زمان افشاریه به تدریج در لرستان به تصرف ایلات لک همچون بیرانوند و باجلان درامده است. [۳۲]

دوره زندیه[ویرایش]

بیرانوندها به همراه باجلوندها از جمله ایل‌های لرستان بودند که در شکل گیری حکومت زندیان، به کریم‌خان زند کمک کرده و همراه وی به شیراز رفتند اما پس از انقراض سلسله زندیه به لرستان برگشتند و در هرج و مرج اوایل حکومت قاجار به تصرف املاک سایر ایل‌ها پرداختند.[۱۷][۳۳] پس از شکست دادن مخالفان توسط کریم خان با کمک و همراهی طایفه بیرانوند،ازدواجی بین فرزند شمس الدین یاراحمد به نام میرزا احمد ( میرزا احمد یا میرزامه که همراه کریم خان در جنگ علیه مخالفان حضور داشت) و زینب دختر کریم خان زند صورت گرفت. نتیجه این ازدواج انتقال خانی و کدخدایی از تیره کر به تیره زینبی (زینو یا همان زینب دختر کریم خان) بود. از جمله طوایفی که حاصل این ازدواج هستند میتوان به خوانین شمسین شامل: 1- عزیز 2- مرادی 3- سپهوند 4- حسین علیخانی ( اعظمی، اسدیان، حیدری، خسروی، رستمی ) اشاره داشت. انتخاب نام اعظمی به معنای بزرگ به دلیل همین وجود خون کریم خان زند در رگ های آن ها است.

دوره قاجار[ویرایش]

آغاز حکومت قاجارها
پس از انقراض سلسله زندیه بیرانوندها به لرستان بازگشتند و چون در آن زمان آقامحمدخان قاجار، چگنی‌ها را از منطقه هرو به نواحی قزوین تبعید کرده بود. ایل همراه با سگوندها به تصرف املاک سایر ایل‌ها پرداختند.
دوره ناصرالدین شاه

این دوره سرآغاز نقش آفرینی ایل بیرانوند در منطقه لرستان است. دوران حکومت خانلر میرزا بر خوزستان و لرستان که مصادف با نخستین سالهای پادشاهی ناصرالدین شاه بود. حسنیعلی خان بیرانوند جد خوانین زینبی و حیدری توسط حتشام الدوله به دستور امیر کبیر اعدام شد.[۳۴] یکی از وقایع مهم تاریخ ایل بیرانوند و تاریخ لرستان در عصر قاجار فرومانروایی مسعود میرزا ظل‌السلطان پسر ناصرالدین بر ولایت خوزستان و لرستان است. خان‌های لرستان طی تلگرافی به ناصرالدین شاه از وی درخواست می‌کنند که از حکومت ظل السطان بر ولایت خوزستان و لرستان صرف نظر کند. همین تلگراف سبب خشم ظل السطان می‌شود و وی به این موضوع در کتاب خود تاریخ مسعودی اشاره می‌کند. ظل السطان با لشکر عظیم خود به لرستان می‌آید و خوانین لرستان که در بین‌شان اختلاف افتاده به دو دسته تقسیم می‌شوند. گروهی که رهبری آن‌ها بر عهده اسدخان فیلی بیرانوند است. مورد غضب ظل السطان قرار می‌گیرند و چندین تن از خوانین بیرانوند و سگوند رحیم خانی که شاخص‌ترین آنها اسدخان بیرانوند و سردارخان سگوند هستند. اعدام می‌شوند.[۳۵][۳۶] در همین زمان نیروهای عشایر بیرانوند و سگوند رحیم خانی به اردو ظل السطان حمله‌ور می‌شوند ولی بدیل برتری نیروهای ظل السطان در کمیت و کیفیت شکست خورده و عقب‌نشینی می‌کند.[۳۷][۳۸] مهمترین واقعه دیگر در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و حکمرانی نظام الملک بر خوزستان و لرستان اعدام مهرعلی خان فرزند اسدخان بیرانوند و پدر علی مردان خان بود. در دوران حکومت نظالم السطنه مافی بر خوزستان و لرستان مردم لرستان به سبب ناراضیتی از حکومت وی دست به شورش می‌زند. ایل بیرانوند در این شورش و شکست نیروهای نظام السطنه نقش کلیدی داشتند. در درگیری که در حسن‌آباد بین مردم خرم‌آباد و نیروهای نظام السطنه مافی روی می‌دهد. اردوی وی توسط شیخ علی خان بیرانوند شکست می‌خورد و همین اوضاع سبب خلع نظام السطان از حکومت لرستان و خوزستان می‌شود. جنگ سراب دارا از وقایع مهم عصر قاجار است. این جنگ مابین نظام السطنه مافی و قوای والی پشتکوه و نیروهای عشایر سلسله و سگوند و خوانین علی محمدی بیرانوند و حیدری از یک سو و قوای ایل بیرانوند از سوی دیگر در منطقه سراب دارا هرو رخ داد. تنها نتیجه این جنگ صلح بین دو طرف بود. از آغاز جنگ جهانی دوم تا کودتا رضاخان را می‌توان اوج قدرت ایل بیرانوند در پیشکوه و پشتکوه دانست.[۳۹]

دوره پهلوی[ویرایش]

نوشتار اصلی: تاریخ لرستان

بیرانوندها در کنار سگوندها، پاپی‌ها و چگنی‌ها در شورش سال ۱۳۰۲ علیه نیروهای دولتی حکومت پهلوی شرکت داشتند که نتیجه شورش سرکوب و شکست عشایر لر بود.[۴۰]

جغرافیای سکونت[ویرایش]

سکونتگاه مرکزی ایل، بخش بیرانوند و بخش مرکزی شهرستان خرم‌آباد است اما مردمان بیرانوند علاوه بر این بخش‌ها، در مناطق دیگری نیز پراکنده‌اند، از جمله شهرستان دوره، بخش الوار گرمسیری، بخش زاغه، شهرستان دره شهر، شهرستان دهلران، آبدانان، اندیمشک و دشت سیلاخور.[۱۳]
عده‌ای از بیرانوندها را حدود سال ۱۳۰۵ شمسی به قم، ساوه و اطراف کاشان برای شهرنشینی کوچ داده‌اند.

افراد سرشناس بیرانوند[ویرایش]

تیره‌ها[ویرایش]

ایل بیرانوند به دو شاخه اصلی آلاهینان (آلاینان) و دشائینان (دشی نو) تقسیم می‌شود که این دو شاخه خود دارای تیره‌های مختلف است.[۳][۱۷]

خوانین[ویرایش]

  1. سپهوند
  2. حسین علیخانی (اعظمی، اسدیان، حیدری، خسروی و رستمی)
  3. عزیز
  4. مرادی[۱۳]

دشائینان[ویرایش]

  1. پیرداده(نایب زاده)
  2. چغلوند
  3. رش
  4. شلکه
  5. شعبان
  6. شاهوردی
  7. لری
  8. دیوکان
  9. دلیران
  10. سندقدیمی
    پیرداده .علیراست خان. به استناد قدیمی ترین سند تاریخ بیرانوند این سند تاریخی متعلق به سال 1185هجری قمری مطابق با 1150 شمسی(معاصردوره زندیه) از قدیمی ترین اسناد تاریخی مکتوب لرستان به شمار می رود که حاکی از اقتدار واستیلای طایفه پیرداده بوده ونام علیراست خان فرزند ارشدپیرداده وسایر فرزندانش بنام های طهماس، الماس،مرید،روات وقمربگ درآن ذکرشده نشانگر آنست که مرحوم پیرداده وفرزندانش مالکین منطقه ودرزمره اولین خوانین لرستان به شمار می رفته اند.این سند ازنظرمحققین ومورخین قابل توجه و تفسیر وتحلیل می باشد. به گفته بزرگان بیران وهمچنین طایفه پیرداده،نوادگان علیراست خان از نسل مراسل به نامهای طاهرخان،علی اکبرمعروف به قروسوار،عزیزاله خان و امیدعلی باحاکم وقت قاجاردرتعارض بوده وازدستورات حکومت سرپیچی واز پرداخت باج به حکومت خودداری کرده اند وهمین امر سبب مبارزه با عوامل حکومت ووقوع جنگ باقشون حکومتی گردیده، که منجربه قتل عام،زندانی  (زندانی جمعی از علیراسهاازجمله جهانشاه فرزندطاهرخان درقلعه فلک الافلاک که جهانشاه موفق به فرارازقلعه شده) وتبعیدوکوچ باقیمانده علیراسها وکوچ جمعی طایفه پیرداده به استانهای همجوار،ازجمله خوزستان وهمدان گردید. پس از گذشت سالیان طولانی ،طایفه پیرداده مجددا به چغلوندی (بیرانشهر)مراجعت نمودند.ولی تیره علیراس در استانهای خوزستان و همدان(ملایر) ودراستان لرستان، در شهر خرم آبادودر بروجرد در منطقه سیلاخور سکونت گزیدند.از جمله پیرداده خانی های روستای کارانه وکپرگه از نسل طاهرخان و پیرزاده های روستای درب آستانه ودردینارآبادوگچینه از نسل مراسل و فیروزپورهای روستای حسن آبادکمالوند ازنسل الیاس ودر مرکز بیرانشهر خانواده های طهماسبی فرد،آتش زر وفرزانه از نسل مراسل وهمچنین در منطقه ده پیرودر قلعه رزه پلدختر ازنسل صفربگ ودر معمولان ودر حومه سپیددشت  واطراف شهرک اباذر الیگودرز سکونت دارند.علیراسها که خارج از منطقه بیرانوندنشین زندگی می کنند با گذشت زمان وفاصله ارتباطی با طایفه از سرنوشت اجداد خود اطلاع چندانی نداشته وخود را منتسب به مرحوم حاج قمر پیرداده مرد فهیم ونامی قبیله بیران می دانند.لازم به ذکر است که مراسل فرزند ارشدعلیراست خان چهارده زن داشته که با توجه به این دارای فرزندان متعددی بوده است که به علت کشتار وتبعید تاکنون اطلاع دقیقی از نام آنان بدست نیامده و فقط می توان به چند نفر آز آنها از جمله طاهرخان،علی اکبر،عزیزاله خان ،امیدعلی ویک دختر بنام نازیه اشاره کردکه مادرایشان فرزندحاج خداداد سگوند بوده است.نازیه مادرباقرخسروخان از سرداران نامی ودلیر خسروخانی بیرانوندبود که پس از کشته شدن وی شعر معروف ((نازیه تو سی بکو جومه ورته))در وصف رشادت ودلاوریهای باقرخسروخان سروده شده که توسط زنده یاداستاد رضا سقایی اجرا شده است
    ترجمه سند
    تبارنامه

آلائینان[ویرایش]

به دو دسته مال اسد، اصل مرز و مال قباد تقسیم می‌شوند.[۱۳]

  • مال اسد:
  1. مهراب
  2. کر
  3. بارانی
  4. زید علی
  • مهراب:
  1. میخک
  2. چرمارن
  3. کوسه
  4. زنجفیل
  5. صفر
  6. دارچین
  • کر:
  1. گلاب
  2. عودعلی
  3. یاسم
  4. کرسیاه
  5. ایمانقلی
  6. مازیم
  7. کاظم بگ
  8. کر الانی
  • مال قباد:
  1. یاراحمد
  2. شمس الدین
  3. سبزعلی
  4. جوجه‌وند
  5. چلوی
  • بارانی:
  1. شفیع
  2. جغافری
  3. حافظ
  4. شرفبگ
  5. برجه
  6. بایمدر
  7. هنی
  8. هراتی
  9. درگسان
  • زیدعلی:
  1. گنجعلی
  2. چراغعلی
  3. محمدعلی
  4. عینعلی
  5. کرمعلی
  • یاراحمد:
  1. متش
  2. مصطفی‌وند
  3. بور
  4. تاری
  5. نقی
  6. حسین بگ
  7. بزن
  8. اصل مرز
  • متش:
  1. نصیر
  2. سلطان ویس
  3. رشید
  4. باله
  5. حسنی
  6. مطا
  7. ممصارم
  8. فراش
  • مصطفی وند:
  1. پیغمبری
  2. بهرام قلی (خله‌وند)
  3. شیخه
  4. سیزده
  5. شهولی
  6. شمس الدین:
  7. سوزوار
  8. باقر
  9. علی قدم
  10. میمون
  11. سوخته
  12. اصل مرز
  13. دره چی
  14. کدخدا علی‌پناه
  15. میرحیاتی
  16. زارعلی
  17. کدخدا محمدجعفر
  18. کدخدا الله
  19. کدخدا بردعلی کر (بردعلی الماس)
  20. سبزعلی
  21. کدخدا ملااسدالله
  22. منسها
  23. جوجه وند
  24. شمس‌الدین
  25. رادل
  26. تاری‌ها
  27. بی‌بی طلایی
  28. چغلوند
  29. شیخه
  30. عباس‌قلی خان
  31. خسروخان
  32. جمشیدخانی
  33. سهراب
  34. زیدعلی
  35. کتر
  36. کدخدا ابوطالب
  37. محمد قلیجان
  38. محمدخان
  39. مس‌وند
  40. علی محمدخانی
  41. شبان
  42. سیاهوردی
  43. حور مردای
  44. میرزا خان

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ مسعود کیهان. جغرافیای مفصل ایران. ۱۳۱۱. 
  2. «بیرانوند». دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. بازبینی‌شده در ۲۶ مارس ۲۰۱۶. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ «بیرانوند». لغتنامه دهخدا. بازبینی‌شده در ۳۱ مه ۲۰۱۳. 
  4. «بِیْرانْوَن (بِیْرِنْوَن)». دانشنامه جهان اسلام. بازبینی‌شده در ۳۱ مه ۲۰۱۳. 
  5. «بِیْرانْوَن (بِیْرِنْوَن)». دانشنامه جهان اسلام. بازبینی‌شده در ۳۱ مه ۲۰۱۳. 
  6. «BAYRĀNAVAND». دانشنامه ایرانیکا. بازبینی‌شده در ۱ دسامبر ۲۰۱۴. 
  7. «BAYRĀNAVAND». دانشنامه ایرانیکا. بازبینی‌شده در ۱ دسامبر ۲۰۱۴. 
  8. هنری، فیلد. مردم شناسی ایران. تهران: انتشارات کتابخانه ابن سینا، 1343. صفحه 216 و 217. 
  9. https://archive.org/stream/contributionstoa291fiel#page/182/mode/2up/search/bairanawand
  10. https://archive.org/stream/contributionstoa291fiel#page/174/mode/2up/search/bairanawand
  11. بیرانوند. [ ب َ ن َ وَ ] (اِخ ) یکی از ایلات کرد ایران از طوایف ایل پیشکوه است و تقریباً ده هزار خانوار و 60000تن سکنه دارد. دارای دو قسمت است بیرانوند یاراحمد و بیرانوند مال اسد و از تیره های ذیل تشکیل میشود: دره چی 70 خانوار، کدخدا علی پناه 80 خانوار، میرحیاتی 60 خانوار، زارعلی 40 خانوار، کدخدا محمد جعغر 70 خانوار، کدخدااﷲ 100 خانوار. کدخدا مرد علی و کدخدا ملااسداﷲ 70 خانوار. منسها 30 خانوار، جوبه وند و شمس الدین و رادل 200 خانوار، تاریها 1000 خانوار، بی بی طلائی 2000 خانوار، چغولوند 300 خانوار، شیخه 500 خانوار، تیره ٔ عباسقلی خان 1000 خانوار، بالای کامیان طوایف خسروخان و جمشیدخانی 650 خانوار، تیره ٔ سهراب 1300 خانوار، تیره ٔ زید علی 500 خانوار، جوقه ٔ کدخدا ابوطالب 500 خانوار، شعبه ٔ محمد قلیخان ، نجفقلی خان 200 خانوار، جوقه ٔ محمدخان 1000 خانوار، تیره ٔ مس وند 400 خانوار، ساکی 100 خانوار، خوانین علی محمدخانی 1000 خانوار، تیره ٔ شبان 400 خانوار، سیاهوردی 350 خانوارو حور مرادی 300 خانوار. مسکن این طوایف در دره ٔ چینی ، هود، تنگ عزیر، تنگ دینار و بزدل است . قسمتی از ایل بیرانوند را اخیراً بقم ، ساوه و اطراف کاشان برای شهرنشینی کوچ داده اند. (یادداشت مؤلف ). شاخه ای ازتیره ٔ عبدالوند هیهاوند از طایفه ٔ چهارلنگ بختیاری .(جغرافیای سیاسی کیهان ص 76). و رجوع به طایفه ٔ عبدالوند و نیز رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص 66 شود.
  12. https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF-2
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ ۱۳٫۲ ۱۳٫۳ ۱۳٫۴ «فهرست طایفه‌های لرستان»(فارسی)‎. اداره کل امور عشایر استان لرستان. بازبینی‌شده در ۱۰ آبان ۱۳۹۳. 
  14. «بیرانوند». لغتنامه دهخدا. بازبینی‌شده در ۱ دسامبر ۲۰۱۴. 
  15. «لر». لغتنامه دهخدا. بازبینی‌شده در ۱ دسامبر ۲۰۱۴. 
  16. «KURDISH TRIBES». دانشنامه ایرانیکا. بازبینی‌شده در ۱ دسامبر ۲۰۱۴. 
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ ۱۷٫۳ «بِیْرانْوَن (بِیْرِنْوَن)». دانشنامه جهان اسلام. بازبینی‌شده در ۳۱ مه ۲۰۱۳. 
  18. راولینسون، هنری لرزیک. سفرنامه راولینسون: گذر از ذهاب به خوزستان. ترجمهٔ سکندر امان‌اللهی بهاروند. تهران، ۱۳۶۲. ۱۵۲. 
  19. «بیرانوند». دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. بازبینی‌شده در ۲۶ مارس ۲۰۱۶. 
  20. نطنزی، معین الدین. منتخب التواریخ. تهران: انتشارات خیام، ۱۳۳۶. صفحه ۵۳. 
  21. مستوفی، حمدالله. تاریخ گزیده. صفحه 550. 
  22. کاطمی دلفانی، ایرج. مشاهیر لر. صفحه 456. 
  23. «بیرانوند». دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. بازبینی‌شده در ۲۶ مارس ۲۰۱۶. 
  24. https://books.google.co.uk/books/content?id=bMNjMIteErYC&pg=PA216&img=1&zoom=3&hl=en&sig=ACfU3U0bYVyVWb0YE6sCi-GXcjN-hOUNPg&ci=79%2C96%2C909%2C588&edge=0
  25. I Die Pischkuh 38 0V Familien bestehen aus 4 Tribus Unterabthei Fa n ienz hi ingeii Sommer und Win 1 Dilfun 15 00 6 terlager s bei Rawlinson 2 Silasila 15 3 l st p 107 meist un 3 Wala Giriva 6 4 bekannte Ortsnamen 4 A malah 200 9 z diese letzteren sind Dil Nischin welche zu Khorramabad Kronland bebauen auch zu Seimarrah Ferhan Kuhdascht sie wandern nicht mehr II Die Puschtikuh 12 00 Familien gehören zu einem TribuS den Faili in 5 Abtheilungen Abhängig von ihnen sind 6 die Bajilan und 7 Bairanawand 4500 Familien und 8 dieHulilani 1500 Familien welche letzteren in den Umgebungen von Kermanschah Hausen und dem Gouvernement 500 Mann Fußvolk stellen 216 West Asien II Abtheilung IV Abschnitt 19
  26. صفحه 216 Die Erdkunde Asien, Klaien, Arabien
  27. The following are only a few of the tribes of Little Looristan Gerawend 1500 tents Jelalawend 1500 tents Osmanawend 1800 tents Shakhawend 700 tents Balawend 800 tents Veeranawend 600 tents Del an 12,000 tents Feilee 12,000 tents Habeebawemd 1500 tents Seelaseel a large tribe AmaWi Bajelan Leks Ardelan is a province on the west of Persia inhabited almost exclusively by Koords who during the last and the present reign have been completely reduced to subjection
  28. https://books.google.co.uk/books/content?id=zYZi0qSfHxoC&pg=PA402&img=1&zoom=3&hl=en&sig=ACfU3U1c4xN0hrHvWsloEl5GWs3CtQk6MQ&ci=143%2C150%2C821%2C692&edge=0
  29. https://books.google.co.uk/books/content?id=zYZi0qSfHxoC&pg=PA401&img=1&zoom=3&hl=en&sig=ACfU3U1CmB_S9Qz84Ak2sJpUMGHFNbfTqA&ci=2%2C322%2C965%2C1297&edge=0
  30. https://archive.org/stream/glimpsesoflifema00sheiiala#page/94/mode/2up
  31. http://digital.library.upenn.edu/women/sheil/persia/persia.html#noteB
  32. «بیرانوند». دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. بازبینی‌شده در ۲۶ مارس ۲۰۱۶. 
  33. چگنی، فرهاد. ایل سگوند، نام و تاریخ آن. کیهان فرهنگی، ۱۳۷۸. ۶۶، ۶۷ پایگاه مجلات تخصصی نور. 
  34. ولی زاده معجزی، مسعود میرزابن ناصر. حمید رضا دالوند. تاریخ لرستان روزگار قاجار. مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه اصفهان. 
  35. ظل السلطان، مسعود میرزابن ناصر. تاریخ سرگذشت مسعودی: زندگی نامه و خاطرات ظل السلطان. تهران، ۱۳۲۵. 
  36. ولی زاده معجزی، محمدرضا. حمید رضا دالوند. تاریخ لرستان روزگار قاجار. مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه اصفهان. 
  37. ظل السلطان، مسعود میرزابن ناصر. تاریخ سرگذشت مسعودی: زندگی نامه و خاطرات ظل السلطان. تهران، ۱۳۲۵. ۲۷۴،۲۷۳. 
  38. ولی زاده معجزی، محمدرضا. حمید رضا دالوند. تاریخ لرستان روزگار قاجار. مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه اصفهان. 
  39. ولی زاده معجزی، محمدرضا. حمید رضا دالوند. تاریخ لرستان روزگار قاجار. مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه اصفهان. 
  40. ستوده، سیدیدالله. شورش لرستان. ج. نخست. خرم‌آباد: شاپورخواست، ۱۳۹۱. ۱۱۰. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۲۷۰۷-۷۵-۱. 
  41. «مردگان این سال، عاشق‌ترین زندگان بودند!»(فارسی)‎. عصر نو، ۲ آذر ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۱۰ آبان ۱۳۹۳. 
  42. [puyesh.net/fa/news/73373/%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%A8%D8%A7%D9%8A%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%B7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B5%D9%85%D9%8A%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%B7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1 «هدف بايسته اصلاح طلبان؛ تصميمات اصلاح طلبانه‌تر»]. پایگاه خبری پویش اصلاحات. ۷ خرداد ۱۳۹۵. 
  43. «عكس سلفی با آقای مهرداد دهقانی». پایگاه خبری تحلیلی فرهاد90. ۲۵ مرداد ۱۳۹۳. 
  44. ««حق ‌آبه مردم لرستان چه شد؟/ آيا آب قمرود ايراد شرعي ندارد؟»». پایگاه خبری یافته. ۲۱ تیر ۱۳۹۳. 
  45. ««حوادث استان را بد روایت می‌کنیم»». پایگاه خبری یافته. ۲۷ شهریور ۱۳۹۴. 
  46. محمدرضا جایدری. ««پربيننده‌ترین مطلب تاریخ مطبوعات لرستان پس از 4 ماه داغ شد!»». پایگاه خبری یافته. ۱۸ مرداد ۱۳۹۴. 
  47. بی بی سی فارسی. 
  48. «چشم انداز وضعيت صنعت نفت با وزارت بيژن زنگنه». صدای آمریکا.