بیجار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
بیجار
Modern Bidjar rug.jpg
کشور  ایران
استان کردستان
شهرستان بیجار
بخش مرکزی
نام(های) دیگر بیجار گروس
مردم
جمعیت

۴۷٬۹۲۶ نفر[۱][۲][۳]

سال برآورد جمعیت = ۱۳۹۰
جغرافیای طبیعی
مساحت ۵٬۳۵۰ کیلومترمربع
ارتفاع از سطح دریا ۱٬۹۴۰ متر
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۱۰٫۸ سانتی‌گراد
میانگین بارش سالانه ۳۳۸٫۵ میلی‌متر
روزهای یخبندان سالانه ۱۰۷
اطلاعات شهری
ره‌آورد قالی بیجار، قالیچه، گلیم بیجار، ترشی هفت بیجار، شیرینی شیرمال سنتی، حلوا سوهانی
پیش‌شماره تلفنی ۰۸۷
شناسهٔ ملی خودرو  ایران ج ۶۱
تابلوی خوش‌آمد به شهر
تصویر شهر بیجار از جنوب به شمال بین سال‌های ۱۹۱۸–۱۹۱۴ (جنگ جهانی اول)
تصویر هوایی شهر بیجار در سال ۱۳۳۷ شمسی
تصویر هوایی شهر بیجار در سال ۱۳۴۷ شمسی

بیجار (به کردی: Bîcar)، یکی از شهرهای استان کردستان، مرکز شهرستان بیجار و از قدیمی‌ترین شهرهای ایران است. بیجار در گذشته مرکز ولایت گروس بوده است.[۴]
این شهر با ۱٬۹۴۰ متر ارتفاع از سطح دریا، از مرتفع‌ترین شهرهای ایران به حساب می‌آید، شهر بیجار از لحاظ ارتفاع ۷۷۰ متر از تهران و ۴۲۵ متر از سنندج بلندتر است.
فاصله شهر بیجار تا سنندج مرکز استان کردستان ۱۴۲ و تا شهر تهران ۴۷۲ کیلومتر می‌باشد.
شهر بیجار از شمال غربی به کوه نقاره کوب (به کردی: نه‌قاره کووت) با ارتفاع ۲٬۲۱۰ متر و از مغرب به کوه نِسار با ارتفاع ۲٬۳۵۰ متر و از جنوب غربی به کوه بادامستان با ارتفاع ۲٬۲۲۵ محدود می‌شود.
بیجار منطقه‌ای کوهستانی است، با آب و هوایی سرد و خشک.
جمعیت این شهر بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ برابر با ۴۷٬۹۲۶ نفر می‌باشد.[۱]
اهالی شهر بیجار به زبان کردی سورانی با لهجهٔ گروسی (به کردی: گه‌ڕووسی) سخن می‌گویند،[۵] همچنین در منطقه بیجار گروس به گویش‌های کلهری و گورانی نیز تکلم می‌کنند.[۶][۷][۸][۹]
مردم این شهر پیرو دین اسلام (تشیع و تسنن) هستند.

محتویات

نام[ویرایش]

مورد اطمینان‌ترین ریشه‌یابی نام شهر بیجار، برگرفته از درختان بید فراوان در منطقه بوده که آن‌جا بیدزار نام داشته است، در زبان کردی به بید (بی) و به زار (جار) گفته می‌شود، می‌توان گفت بیجار دگرگون شده کلمه بیدزار است .
اما بیجار کلمه‌ای است که ریشه‌ در زبان پهلوی دارد، و چون زبان کردی با زبان پهلوی قرابت خاصی دارد، با این نظر که (بی) از زمان‌های گذشته و در موارد مختلف، مصحف و یا لهجه‌ای از بید (درخت بید) بوده است [۱۰] و جار نیز پسوند موخر امکنه و لهجه‌ای از (زار) بوده است، با توجه به اینکه در کتاب ترجمه تاریخ طبری هم به معنای (زار) به‌کار رفته است؛[۱۱] پس می‌توان گفت: بی‌جار - بیجار، کلمه‌ای به معنای بیدزار بوده است.[۱۲]
در اسناد قدیمی نوشتن بیدجار رواج داشته است، همچنین در بعضی زبان‌های غربی این شهر با نام بیدجار شناخته شده است.

سهرورد[ویرایش]

در بسیاری از منابع تاریخی تا دوران مغول و سلجوقیان، گروس با نام سهرورد شناخته می‌شود. در قرون اولیه اسلامی تا قرن هفتم هجری قمری قسمت زیادی از گروس جزو شهر سهرورد بوده است. شهر سهرورد در قرن هفتم در جریان حمله مغول‌ها به ایران نابود می‌شود و بعد از آن سهرورد از توابع گروس به حساب می‌آید.
سهرورد معرب (سورهَ بَرد) به زبان کردی به معنی (سنگ کوچک قرمز)، قریه‌ای از مناطق سابق بیجار گروس بوده است که سالیان پیش بر اساس دستور میرزا شفیع مازندرانی، صدراعظم فتحعلی شاه قاجار آن را از حوزه گروس جدا نموده و به ولایت خدابنده زنجان ضمیمه نمودند، زمانی که سهرورد جزو گروس بوده به (قره قوش) معروف بوده است.[۱۳]

گروس[ویرایش]

در بسیاری از منابع تاریخی از بیجار به‌عنوان بیجار گروس یاد می‌شود، گروس ولایتی به مرکزیت بیجار بود که تا قبل از تقسیم‌بندی استانی در دوره پهلوی اول وجود داشت.

زرین کمر[ویرایش]

نام اداری منطقه بیجار گروس در زمان صفویان بوده است.

جغرافیای تاریخی[ویرایش]

ارتفاع شهر بیجار از سطح دریا ۱۹۴۰ متر است، شهر بیجار در یک چاله ساختمانی از سازنده‌های الیگو میوسن قرار گرفته و اطراف آن‌را گنبده‌های طاقدیسی آهکی احاطه نموده است و راه‌های ارتباطی شهر از طریق سه دره‌ای که در سه طرف شهر قرار گرفته است انجام می‌گیرد.
در مورد تاریخ بنای شهر بیجار هیچ اثر مستندی در دست نیست، اما تاریخ شهر را بر اساس اثر باستانی موجود در داخل شهر، موسوم به تپه قلعه بالا یا قلعه بانو، می‌توان تشخیص داد، با این‌که هنوز هیچ‌گونه حفاری علمی بر روی آن انجام نشده است اما طبق بررسی‌های سطحی که بر روی این تپه توسط دکتر عزت‌الله نگهبان صورت گرفته، قدمت شهر را به هزاره سوم قبل میلاد مسیح نسبت می‌دهد.[۱۴] همچنین در بررسی سطحی که در سال ۱۳۸۱ بر روی تپه انجام گرفت، می‌توان قدمت شهر را به هزاره چهارم قبل میلاد نسبت داد، در این گزارش آمده است: تعدادی سفال با پوشش قرمز و سیاه خاکستری براق با شاموت کاه در این تپه به دست آمده است که نزدیک به سفال‌های دوره مس و سنگ می‌باشد، همچنین سفال‌های دیگری در سطح تپه با پوشش نخودی و با تزیین هندسی به رنگ قهوه‌ای روشن و تیره به‌دست آمده است که نزدیک به سفال‌های سیلک ۴ (هزاره سوم قبل میلاد) می‌باشد، و علاوه بر آن‌‎ها سفال‌های سیاه خاکستری براق، احتمالا در عصر مفرغ نیز در سطح تپه به‌دست آمده است، با توجه به درصد بیشتر نمونه‌های سفالی که مربوط به دوران تاریخی به‌ویژه دوران پارت و ساسانی است، استقرار دوران تاریخی این محوطه نیز پررنگ و قابل توجه می‌باشد، در ادامه بررسی‌ سفال‌های سطح تپه قلعه بالا، سفال‌های بدون لعاب و لعاب‌دار مربوط به دوران اسلامی نیز به‌دست آمده است که بیان‌گر آخرین استقرار این محوطه در دوران اسلامی است.[۱۵]

تاریخ[ویرایش]

بیجار شهری است بسیار قدیمی و تاریخی، برخی از مورخان قدمت آن را به هزاره سوم پیش از میلاد مسیح نسبت می‌دهند.[۴]

دوران مادها[ویرایش]

ایران در زمان مادها به دو قسمت بزرگ تقسیم شده بود، قسمت اول ماد کوچک یا آتروپاتن که شامل آذربایجان و قسمتی از کردستان بوده و قسمت دوم ماد بزرگ به پایتختی اکباتان همدان که بیشتر مناطق ایران را شامل می‌شد. اما مناطق گروس به عنوان مرز بین دو قسمت ماد بوده و به حدی به دو پایتخت ماد در آذربایجان تخت سلیمان و همدان نزدیک بوده است که گاهی آن را جز ماد کوچک و گاهی جز ماد بزرگ به شمار آورده‌اند. ایگور دیاکونوف نویسنده تاریخ ماد، گروس را جز ماد کوچک[۱۶] و حسن پیرنیا نویسنده تاریخ ایران باستان جزو ماد بزرگ می‌داند.[۱۷] الیزابت ناومان، بیجار را در آخرین مرحله از راه ارتباطی پایتخت آذربایجان به اکباتان پایتخت مادها می‌داند بااستناد به نوشته‌های دیاکونوف و ناومان بیجار گروس جزئی از قلمرو ماد کوچک آتروپاتن به شمار می‌آید که در طول دوران ماد حدود ۱۳۰ سال به علت اهمیت سوق الجیشی بالای خود همیشه از مراکز مورد توجه مادها بوده است.

دوران هخامنشیان[ویرایش]

منطقه بیجار گروس جز ساتراپ دهم هخامنشان بوده و برابر نوشته‌های حسن پیرنیا اسب‌های ممتاز و قالی در همدان و گروس در دوران هخامنشیان به طور فراوان وجود داشته است و اسب‌ها و قالی‌های این دو ناحیه در کشور مشهور بوده‌اند.[۱۷] گروس در دوران هخامنشیان نیز مانند دوران مادها از مراکز مهم اقتصادی و کشاورزی غرب ایران بوده است هر چند که از اهمیتش نسبت به دوران مادها کاسته شده و آن توجه‌ای که شاهان ماد به دلیل موقعیت ویژه‌اش و قرار گرفتن در مرز بین دو پایتخت ماد نسبت به آن داشتند کمتر شد و با دور شدن پایتخت‌ها از منطقه گروس روز به روز از اهمیت منطقه کاسته شده است.

دوران سلوکی[ویرایش]

دوران اشکانیان[ویرایش]

دوران ساسانیان[ویرایش]

مغول‌ها تا صفویه[ویرایش]

از سال ۶۷۷ قمری به بعد سهرورد و گروس از توابع تومان قزوین بودند، بعد از شورش کردها[۱۸]در سال ۶۸۵ در زمان اباقاخان، کلول بن قباد، حاکم مناطق غربی کردستان بود که دستور خاموش کردن اغتشاشات را داد و بعد از آن حکومت تمامی نواحی کرد نشین به او سپرده شد، مناطق گروس و سقز و سیاه‌کوه و اسفندآباد زیر نظر کلول بود و بعد از آن به پسرش خضر رسید و تا سال ۷۱۰ حکومت کرد[۱۹]، بعد از اینکه سلطانیه پایتخت دولت ایلخانی نام گرفت، سهرورد و گروس از حکومت کردستان جدا و به تومان سلطانیه پیوستند، با زوال سلسله ایلخانی مغول بیجارگروس مانند سرزمین‌های دیگر در میان سلسله‌های محلی ایرانی دائم دست به دست می‌شده. مغول‌ها در زمان حمله خود به ایران به بیجار نیز حمله کردند چنگیزخان مغول در ۱۰ کیلومتری بیجار در جاده‌ای که اکنون به دیواندره ختم می‌شود، اقامت گزید، و در بالای کوهی به همین نام در ۵ کیلومتری شهر در قلعه‌ای قدیمی ساکن شده که بعد از آن زمان به چنگیز قلعه معروف شده است.[۲۰]
پل گل قشلاق در روستای گل قشلاق از آثار گروس در دوران مغول است.
براساس نوشته‌های ابن خردادبه تا اوایل قرن چهارم ه قمری، سهرورد (گروس) از اجزای شهرستان دینور بوده است، سهرورد از اواسط قرن چهارم در متصرفات سالاریان بود و بعد از آن جزو متصرفات حکومت دیلمی درآمد، از قرن پنجم هجری قمری و با روی کار آمدن سلجوقیان و به‌وجود آمدن تقسیمات سیاسی کشور، اصطلاح کردستان را برا تمایز نواحی کردنشین وضع کردند، محدوده کردستان، از همدان آغاز و تا نواحی شهر زور ادامه داشت و پایتخت آن هار (شهر بهار کنونی) بود، بعدها مرکز آن به چمچال منتقل شد. در دوران سلجوقیان سهرورد (گروس) جزو ولایت عراق عجم محسوب می‌شده و از اجزای کوره‌ی قزوین به حساب می‌آمده است. آثار گروس در دوران سلجوقیان: امام‌زاده عقیل، برج آجری اشقون بابا و ... هستند، بنابر تحقیقات سفال‌های منطقه گروس در دوران سلجوقی خاص این منطقه بوده است. [۲۱]

دوره صفویه[ویرایش]

ایران در اواخر دوران صفویه دارای سیزده بیگلربیگی بوده که میرزا سمیعا در کتاب تذکره الملوک، بیگلربیگی (علی شکر) را شامل مناطق: ۱ - قلمرو و توابین ۲ - گروس و الکا زرین کمر و طغانمین ۳ - حاکم الکا هشتاد جفت (طغانمین و هشتاد جفت نیز تا اواسط دوران صفویه جزو گروس بوده‌اند و اکنون هم دهی به نام هشتادجفت و دهستانی به نام طغامین در شهرستان بیجار وجود دارند) ۴ - حکومت‌های هرسین، کلهر، خوار، سمنان، ساوه، حاوه و الکا ری، می‌داند.[۲۲]
در دوران شاه اسماعیل اول حکومت قلمرو علی‌شکر (همدان، کرمانشاه، گروس و...) به ولی خان سپرده شد و او پس از مرگ شاه اسماعیل، دینور را نیز متصرف شد، چندی بعد او از حکومت علی‌شکر عزل و به جای او امیرخان موصللو از طرف شاه طهماسب اول به بیگلربیگی قلمرو علی‌شکر برگزیده شد، او به خوبی از عهده اداره امور این قلمرو برآمد و مانند حکمرانان سابق این ولایت، حکومت گروس را که جزو قلمرو حکومتشان بود، همچنان در اختیار طایفه کبودوند قرار داده و خوانین کبودوند در دوران وی و در دوران بیگلربیگ‌های بعد از او نیز حکومت و ریاست گروس را بر عهده داشته‌اند.[۲۳]
مینورسکی به نقل از کتاب تاریخ عالم آرای عباسی، آورده است: طایفه گروس در دوران صفویه، هم ردیف با طوایف: چگنی و اردلان و بختیاری و فیلی و... است.[۲۴]
در اواخر دوران شاه سلیمان گروس مانند دیگر توابع علی‌شکر از املاک خاصه جدا شد و به املاک دولتی پیوست و از این هنگام حاکم گروس، لطفعلی‌خان گروسی بود.
نام اداری گروس در دوران صفویه به (زرین کمر) تغییر یافت.[۲۵]
از وقایع مهم گروس در دوران صفویه طغیان، دولتیار خان سیاه‌منصور، حاکم آذربایجان، گروس و مناطقی دیگر از شمال غرب ایران، علیه سلطان محمد خدابنده، پدر شاه عباس اول بوده است که موجب یورش سپاهیان قزلباش به این منطقه شده و در نتیجه حمله‌های مکرر قزلباشان به گروس و اطراف که چندین سال به طول انجامید، این منطقه دچار ویرانی زیادی گردید، و در نهایت شاه عباس دولتیارخان را اعدام نمود و به منطقهٔ تحت سلطه او نیز حمله کرد و کشتار و غارت بزرگی در گروس به راه انداخت و اکثر افراد طایفه سیاه‌منصور را به مناطق مختلف کشور تبعید کرد.[۲۶]
شاه صفی نیز به کردستان و گروس که تحت سیطرهٔ خان احمد خان اردلان بود حمله کرد و او راشکست داد و در منطقه قتل و غارت کرد.[۲۷] حکومت کردستان و گروس تا سال ۱۱۳۶ ه. ق بر عهده خانه پاشا بابان بود که با حمایت سلیمان پاشا حاکم بغداد به این منطقه حمله کرده بود.[۲۶]
در سال ۱۱۳۶ ه ق در اول شوال به موجب معاهده‌ای که در استانبول به امضا دولت‌های روس و ترک رسید، مقرر گردید که سرزمین‌های اشغالی ایران بین آنها تقسیم گردد و در این تقسیم‌بندی شهرهای: همدان، کرمانشاه، تبریز و گروس و دیگر شهرهای غرب ایران در اختیار دولت عثمانی قرار گرفت.[۲۷]
زمانی که گروس در تصرف عثمانی‌ها بود، آن‌ها سبحان وردی خان را حاکم منطقه کردندو او حاکم اسفندآباد و خمسه و گروس بود، تا اینکه در سال ۱۱۴۳ ه ق از طرف نادر شاه که سپه سالار شاه طهماسب ثانی صفوی بود به حکومت کردستان رسید.[۲۸]
آثار دوران صفویه در گروس عبارتند از: چهارباغ گروس، برج ینگی ارخ، پل صلوات‌آباد، قلعه روستای صلوات‌آباد، بازار بیجار، آرامگاه پیر خضر و گنبد سنگی اوچ گنبد خان[۲۰]

دوره افشاریه[ویرایش]

در شعبان سال ۱۱۴۲ ه ق، نادر شاه افشار تمام سرزمین‌های اشغال شده توسط نیروهای عثمانی را در نبردی با عثمانی‌ها آزاد می‌کند که گروس هم جزوی از مناطق آزاد شده می‌باشد، در سال ۱۱۴۳ یک بار دیگر در نبردی میان شاه طهماسب و احمد پاشا عثمانی و علی پاشا حکیم اوغلو، بار دیگر شهرهای کردستان، همدان، گروس و خمسه، به دست نیروهای عثمانی افتاد.[۲۹]
از نظر سیاسی و تقسیمات کشوری، گروس در دوره افشاریه از توابع ایالت قلمرو علی‌شکر بوده.
حسین‌علی خان گروسی که مدتی حاکم گروس بود، مقام ایشیک آقاسی باشی نادر را داشته است.
در این دوره نادر شاه طایفه خواجه‌وند را از گروس به مناطق شمال ایران کوچ داد و تعدادی از طایفه افشار را که در خراسان ساکن بودند را به شرق و شمال گروس انتقال داد؛ و با این کار از شورش آن‌ها در نواحی تحت تصرف خود جلوگیری کرد.[۳۰]

دوره زندیه[ویرایش]

کریم خان زند پس از حمله به منطقه اردلان به گروس نیز حمله کرد و به بهانه رابطه خوب حاکم گروس (محمد امین خان) با والی کردستان (حسنعلی خان اردلان)، به گروس صدمات زیادی وارد می‌آورد و دختر محمد امین خان (خورشید خانم) را با خود به شیراز برده به عقد و ازدواج خواهرزاده خود علی مراد خان زند درمی‌آورد،[۳۱] در این دوره محمد امین خان از سرداران بزرگ دوران زند بوده و کریم خان مدتی پس از حمله به گروس کمک‌هایی را برای آبادانی آن در نظر می‌گیرد.
گروس از نظر سیاسی در این دوره جزو بیگلربیگی قلمرو علی‌شکر به مرکزیت همدان بود و حکومت آن هم به صورت موروثی در اختیار خاندان کبودوند بود. از ابتدای دوران زندیه تا سال ۱۱۸۳ ه ق حاکم گروس محمد امین خان بوده است و پس از او حکومت گروس به فرزندش محمد حسین خان می‌رسد.
حکام و خوانین گروس در این دوره جزو قشرها درجه اول و مهم ایران بوده‌اند.
از آثار موجود در گروس که متعلق به دوران زندیه می‌باشد، مسجد خسروآباد گروس است که در ۴۵ کیلومتری شهر بیجار و در روستای خسروآباد قرار دارد.

دوره قاجار[ویرایش]

گروس و کردستان در سال‌های اولیه حکومت قاجار زیر نظر حکومت اداره می‌شدند، در آن زمان تقسیمات اداری و حکومتی کشور شامل پنج حکمرانی و دوازده حکومت نشین بوده است، اولین حکمرانی آذربایجان و مقر ولیعهد بود که شامل آذربایجان، همدان، زنجان و گروس بوده است، گروس جزو ایالت آذربایجان و تحت حاکمیت نایب السلطنه بوده.[۳۲] در این دوران از پنج ولایت پنج بلوک و ناحیه جدا کردند و تحت اداره یک حکومت قرار دادند
همچنین از قزوین و همدان و آذربایجان و... بلوکی مجزا و به زنجان اضافه کردند که خمسه نام گرفت. در همین ایام بلوک کرسف از ناحیه گروس جدا و به خمسه پیوست، (منطقه سهرورد قدیم) هم جزو این بلوک بود،[۳۳] [۳۴]
حاج میرزا آقاسی در زمان محمدشاه قاجار و بعد از مرگ محمدصادق خان گروسی در سال ۱۲۶۰ ه ق ولایت گروس را از زیر پوشش نایب السلطنه خارج و حکومت آن‌ را مستقل کرد تا شاه و صدراعظم به‌راحتی بتوانند حکام آن‌را عزل و نصب کنند، بنابر نوشته امیر نظام گروسی حاج میرزا آقاسی بنابر کدورتی که با طایفه گروس داشت حکومت گروس را از گروسیان گرفت و به ابراهیم خان سلماسی سپرد، بعد از مرگ محمدشاه در سال ۱۲۶۳ ق حکومت گروس توسط امیرکبیر به طایفه گروس سپرده شد و ولایت گروس دوباره مستقل شد. در روزنامه دولت علیه ایران در سال ۱۲۸۲ آمده است: از آن‌جا که ولایت گروس نسبت به سایر ولایات ممالک محروسه کوچک‌تر و کم وسعت‌تر است و از آن‌جا، دو فوج در جزو افواج قاهره سرباز و قریب سیصد نفر برقرار بود و این قدر توپچی و سرباز از حوصله‌ی آن ولایت خارج بود لهذا با عرض و استدعای سپهسالار اعظم، حکم جهان مطاع همایون شد که سرباز آن‌جا را به یک فوج تمام که یک‌هزار و یک‌صد نفر باشد بکاهند.[۳۵]
در اوایل حکومت قاجار و زمان حاکمیت نجف‌قلی خان گروسی، صایین‌قلعه (شاهین‌دژ) و صفاخانه (میاندوآب) ضمیمه ولایت گروس شدند، در زمان محمدشاه قاجار الحاق اسفندآباد کردستان (قروه) به گروس با مرگ شاه در تاریخ ۱۲۶۴ ق منقضی شد. در سال ۱۲۹۸ ق و در زمان حکومت امیرنظام گروسی ساوجبلاغ و صایین‌قلعه ضمیمه ولایت گروس می‌شوند و در سال ۱۳۰۹ ق با استعفای امیرنظام گروسی از پیشکاری آذربایجان از خاک گروس جدا می‌شوند.[۳۶][۳۷]
در اواسط پادشاهی ناصرالدین شاه ولایت گروس جزو یکی از ۲۳ ایالت و ولایت ایران بود که بوسیله حکام محلی اداره می‌شدند، در اواخر حکومت قاجار و در زمان حاکمیت علی‌رضا خان گروسی، در سال ۱۳۲۰ ق حکومت را از خوانین گروس گرفتند و به افراد غیر گروسی واگذار کردند.[۳۸]
پس از پیروزی انقلاب مشروطه و تشکیل مجلس شورای ملی، تعداد ۲۷ ایالت و ولایت در مجلس دارای نماینده شدند که ولایت گروس هم جزو آن‌ها بود و این ولایت شامل: بیجار و مضافات بود و مرکز حوزه انتخابیه هم شهر بیجار بود.[۳۹]
در جریان شورش ابوالفتح خان سالارالدوله در سال ۱۳۲۹ ق که از کردستان و کرمانشاهان و گروس آغاز شد، صدمات فراوانی به گروس وارد آمد و منطقه ناامن شد، در گروس ضرغام‌السلطنه، علی‌رضا خان گروسی و افتخار نظام گروسی، حامی سالارالدوله بودند، آن‌ها مالیاتی که از مردم می‌گرفتند را صرف اردوی سالارالدوله کردند و این باعث فقر در گروس شد، در همان زمان با ویران شدن روستاها، از ۳۶۷ روستا در گروس، ۷۰ روستا خالی از سکنه شد، غارتگری و حمله‌های مکرر ایل‌های مندمی و گلباغی در سال‌های ۱۲۹۲ تا ۹۹ شمسی موجب ویرانی زیادی گردید.
از لحاظ جغرافیایی گروس در زمان قاجار شاهراه ارتباطی، شمال‌غرب با غرب و مرکز ایران بود، گروس در آن دوره مرکز مهم تولید غله و قالی بافی بود و صادرات گندم به خارج از گروس انجام می‌گرفت، همچنین در زمان قحطی تبریز به دستور امیر نظام گروسی از گروس به تبریز گندم انتقال دادند و مردم از مرگ نجات یافتند.
تشکیل کمپانی اداره قالی بافی گروس در زمان پیشکاری آقا میرزا یوسف مستوفی باشی و حکومت علی‌رضا خان گروسی در سال ۱۳۱۵ ق اتفاق افتاده است.[۴۰]

سهرورد[ویرایش]

در بسیاری از منابع تاریخی تا دوران مغول و سلجوقیان، گروس با نام سهرورد شناخته می‌شده است.
سهرورد معرب (سوره برد) به زبان کردی به معنی (سنگ کوچک قرمز)، قریه‌ای از مناطق سابق بیجار گروس بوده است که سالیان پیش بر اساس دستور میرزا شفیع مازندرانی، صدراعظم فتحعلی شاه قاجار آن را از حوزه گروس جدا نموده و به بخش قیدار زنجان ضمیمه نمودند، زمانی که سهرورد جزو گروس بوده به (قره قوش) معروف بوده است. [۴۱]

جنبش مشروطه[ویرایش]

مردم و فوج گروس در جنبش مشروطه ایران، وقایع آذربایجان و فتح تهران، نقش موثری ایفا کرده‌اند، در جریان وقایع آذربایجان، زمانی که ستارخان توسط نیروهای رحیم خان در اردبیل محاصره شده بود، علی‌رضا خان گروسی و افتخار نظام گروسی با ۴۰۰ سوار داوطلبانه به لشکر دولتی پیوستند و در ۷ محرم ۱۳۲۸ وارد شهر سراب شدند و به جانب اهر حرکت کردند.[۴۲][۴۳] مردم گروس در جریان فتح تهران در جمادی الثانی ۱۳۲۷ ق با آگاهی از مشروطیت به نیروهای فاتح تهران (نیروهای بختیاری، گیلانی و تبریزی) پیوستند.

جنگ جهانی اول[ویرایش]

در خلال جنگ جهانی اول بین سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ میلادی راه بر نیروهای بیگانه در بیجار باز شد. در سال ۱۹۱۶ ولایت گروس توسط روس‌ها و سپس عثمانی‌ها مورد حمله قرار گرفت، در اوایل جنگ مردم بیجار با نیروهای روس کنار آمدند اما بعد از آن‌که شهر به دست عثمانی‌ها افتاد، آن‌ها به بهانه این‌که مردم با روس‌ها همکاری کرده‌اند، شهر را ویران و مسجد جامع را با گلوله‌های توپ تخریب کردند، نیروهای عثمانی مواد غذایی و غلات را از مردم تصاحب کردند و شرایط سختی را به وجود آوردند. شهر بیجار در جریان جنگ جهانی اول بارها بین دو دولت عثمانی و روسیه دست به دست گردید و صدمه فراوانی به شهر و مردم وارد آمد به طوری که بعد از جنگ حدود نیمی از جمعیت خود را از دست داد که تعدادی از آنها در اثر جنگ و قحطی بعد از جنگ کشته شدند و تعدادی نیز با وجود آمدن این شرایط سخت مجبور به مهاجرت از این ولایت شدند، نیروهای انگلیس هم بعد از روس‌ها و عثمانی‌ها وارد بیجار شدند. پس از جنگ جهانی اول و بیرون رفتن قوای روسی و عثمانی گروس رونق گذشته خود را از دست داد.[۴][۴۴]
نیروهای روس در هنگام تخلیه بیجار در دی ماه سال ۱۲۹۶ شمسی، بازار بیجار را آتش زده و غارت کردند،[۴۵] همچنین آن‌ها وارد خانه‌های مردم شده و اموال آن‌ها را غارت کردند.[۴۶]

تصاویر بیجار در جنگ جهانی اول[ویرایش]

قحطی سال ۱۲۹۸–۱۲۹۶ ایران[ویرایش]

قحطی بزرگی که به‌دنبال جنگ جهانی اول و بین سال‌های ۱۲۹۸–۱۲۹۶ در ایران اتفاق افتاد، به شهر بیجار هم صدمات مالی و جانی زیادی وارد کرد.
در میان شهرهای غرب ایران که به اشغال قوای بیگانه در جنگ جهانی اول درآمدند، شهر بیجار بیشترین صدمه را دید، نیروهای روس و عثمانی در زمان جنگ غلات و حبوبات را تصاحب کردند، قحط سالی بعد از جنگ در بیجار به شکلی بود که به مدت چند ماه روزی دویست نفر بر اثر گرسنگی و بیماری جان خود را از دست می‌دادند، جمعیت شهر بیجار قبل از جنگ حدود ۲۰۰۰۰ نفر بود که بعد از جنگ و قحطی به حدود ۷۰۰۰ نفر کاهش یافت.[۴۷]
به گفته داناهو، که یک افسر سیاسی اعزام شده به بیجار در زمان جنگ جهانی اول بوده است، جمعیت این شهر در سال ۱۹۱۸ و در پایان جنگ و قحطی برابر با ۱۰۰۰۰ هزار نفر بوده است.[۴۸]
داناهو در خاطراتش اشاره کرده است: هنگامی که این منطقه به دام قحطی افتاد، او چاره‌ای نداشته است جز آنکه برای کاستن از شدت درد و رنج فراگیر، با روند خرید گندم با پول انگلیسی‌ها همکاری کند.[۴۹]

قبل از تقسیم‌بندی استانی[ویرایش]

ولایت گروس در محدوده حکومت اردلان حوالی ۱۸۳۵

شهر بیجار قبل از تقسیم‌بندی استانی مرکز ولایت گروس بوده است، گروس به محدوده‌ای شامل قسمت‌هایی از استان‌های قزوین، زنجان، همدان و کردستان کنونی اطلاق می‌شده است.

دوران پهلوی[ویرایش]

با تقسیمات سیاسی کشور در سال ۱۳۱۶ شمسی که برای اولین بار بود در دوران پهلوی صورت می‌گرفت گروس از یک ولایت نیمه مستقل تنها به یک شهرستان کوچک به نام بیجار گروس که شامل هفت دهستان و ۲۶۷ روستای آباد بوده است، تبدیل شد.

استان‌های شش‌گانه[ویرایش]

پس از نهضت مشروطیت، اولین قانون تقسیمات کشوری تحت عنوان قانون تشکیل ایالات و ولایات و دستورالعمل حکام در ۱۴ ذیقعده ۱۳۲۵ به تصویب رسید که بر اساس ماده ۲ آن، کشور به چهار ایالت آذربایجان، کرمان و بلوچستان، فارس، و خراسان تقسیم شده بود. بر اساس قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران، مصوب ۱۶ آبان ۱۳۱۶، کشور به شش استان و پنجاه شهرستان تقسیم شد. مطابق این قانون، تقسیمات کشوری به ترتیب عبارت بود از: استان، شهرستان، بخش، دهستان، قصبه و ده. استان‌های کشور شامل استان‌های شمال، شمال‌غرب، شمال‌شرق، غرب، جنوب و استان مکران بود. در این تقسیم‌بندی استان‌های کشور با توجه به موقعیت جغرافیایی استقرار آنها و جهات اربعه، نام‌گذاری گردیدند که بیجار گروس در استان غرب جای گرفت. گستردگی استان غرب به گونه‌ای بود که از نواحی کردستان تا خرمشهر و آبادان کنونی را در بر می‌گرفت و دوازده شهرستان تابع آن عبارت بودند از: کردستان، گروس، کرمانشاهان، باوندپور، پشت‌کوه، لرستان، بروجرد، همدان، ملایر، خرمشهر، آبادان و کهگیلویه.[۵۰][۵۱]

استان‌های ده‌گانه[ویرایش]

نخستین استان‌های ایران بر پایهٔ قانون اصلاح‌شدهٔ تقسیمات کشوری.

بر طبق قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران (مصوب ۳ بهمن ۱۳۱۶)، تعداد استان‌ها از شش استان به ده استان تغییر کرد. نام استان‌ها به ترتیب از یکم تا دهم شد. هر استان از چند شهرستان و هر شهرستان از چند بخش تشکیل می‌شد. علاوه بر این ده استان، پایتخت و نواحی پیرامون آن، استان مستقل تهران را تشکیل می‌داد. تا ۱۳۲۷ تعداد این استان‌ها ثابت ماند. استان پنجم شامل یازده شهرستان: ایلام، شاه‌آباد، قصرشیرین، کرمانشاهان، سنندج، سقز، ملایر، نهاوند، تویسرکان، همدان و بیجار.

استان چهارم[ویرایش]

با تقسیم آذربایجان و دو استان به نام استان‌های سوم و چهارم شهرستان بیجار گروس از استان پنجم جدا و به استان چهارم یا همان استان آذربایجان غربی پیوست، این تقسیم‌بندی در حدود سال ۱۳۱۸ شمسی انجام گرفت و بیجار گروس تا سال ۱۳۲۵ از توابع استان چهارم بود. استان چهارم شامل شهرستان‌های:

  • ۱ـ خوی
  • ۲ـ رضائیه (ارومیه)
  • ۳ـ مهاباد
  • ۴ـ مراغه
  • ۵ ـ بیجار[۵۲]

ضمیمه استان همدان[ویرایش]

شهرستان بیجار از سال ۱۳۲۵ تا سال ۱۳۳۷ در تقسیمات کشوری به استان همدان پیوست.

پیوستن به استان کردستان[ویرایش]

با تشکیل استان کردستان در سال ۱۳۳۷ شهرستان بیجار گروس به کردستان پیوست. شهر بیجار هم‌اینک مرکز شهرستان بیجار و در بخش مرکزی این شهرستان جای گرفته است.

بخش دهستان شهر
مرکزی دهستان حومه (بیجار)
دهستان خورخوره
دهستان سیلتان
دهستان نجف‌آباد
دهستان سیاه منصور
بیجار
توپ‌آغاج[۵۳]
چنگ الماس دهستان بابارشانی
دهستان پیرتاج
دهستان خسروآباد
بابارشانی
پیرتاج
کرانی دهستان طغامین
دهستان کرانی
دهستان گرگین
یاسوکند

جغرافیای طبیعی و انسانی[ویرایش]

بیجار منطقه‌ای است کوهستانی در امتداد سلسله جبال غربی ایران و یک سوم اراضی آن تقریباً کوهستانی است. نوع زمین و ساختمان آن مرکب از سنگ‌هایی رسوبی به‌ویژه ترکیبات رسی و آهکی و شنی مخلوط می‌باشد که مربوط به دگرگونی‌های دوران سوم زمین‌شناسی است. این شهر در طول ۴۷ درجه و ۳۶ دقیقه شرقی گرینویچ و عرض شمالی ۳۵ دجه و ۵۲ دقیقه استوا واقع شده است. ارتفاع بیجار از سطح دریا ۱٬۹۴۰ متر می‌باشد، شهر بیجار ۷۷۰ متر از تهران و ۴۲۵ متر از سنندج بلندتر است. بیجار دارای آب و هوای سرد و خشک است.

موقعیت جغرافیایی[ویرایش]

کوه‌های بیجار[ویرایش]

بیجار منطقه‌ای است کوهستانی در امتداد سلسله جبال غربی ایران و یک سوم اراضی آن تقریباً کوهستانی است. نوع زمین و ساختمان آن مرکب از سنگ‌هایی رسوبی مخصوصاً ترکیبات رسی و آهکی و شنی مخلوط می‌باشد که مربوط به دگرگونی‌های دوران سوم زمین‌شناسی است.

کوه‌های شمالی بیجار بیشتر خاکی است واز شمال غرب به جنوب شرق کشیده شده‌اند و خط‌الراس آن حد طبیعی بین شهرستان بیجار با شهرستان‌های تکاب و ماه‌نشان می‌باشد. بلندترین قله‌های این رشته کوه‌ها عبارتند از امامزاده ایوب انصار، زرنیخ، و شاه‌نشین.

کوه‌های جنوب بیجار خط‌الراس آنها حد طبیعی بین شهرستان بیجار و شهرستان قروه می‌باشد؛ و بلندترین قلهٔ آن زیره با ارتفاع ۲٬۶۴۲ متر است.

کوه‌های مرکزی بیجار تقریباً موازی با کوه‌های شمالی کشیده شده است و از نزدیکی شهر بیجار و پیرتاج گذشته و به کوه‌های فرقان متصل می‌گردد. بلندترین قله‌های آن شامل سرقیصه، نقاره کوب، پنجه‌علی، تماشا، حمزه عرب و چنگ الماس می‌شود.

کوه‌های منطقه بیجار

شاه نشین| چنگ الماس | زرنیخ | حمزه عرب | شاها | چهل تن | چنگیز قلعه | سنگ پا |پنجه علی | زاغه | نسار | سر قیصه| نقاره کوب | بادامستان |

منطقه حفاظت‌شده بیجار[ویرایش]

منطقه حفاظت‌شده بیجار در استان کردستان و در موقعیت N۳۶۰۰ تا N۳۶۱۲ عرض شمالی و E۴۷۲۵ تا E۴۷۵۳ طول شرقی واقع شده است. مساحت آن ۳۱٬۶۱۲ هکتار می‌باشد.[۵۴] این منطقه مهمترین زیستگاه طبیعی استان است که با وسعتی معادل ۲۳٬۰۰۰ هکتار در شمال شرقی استان قرار گرفته است این منطقه از شمال به روستای حسن چاروق، حسن‌آباد یاسوکند و رودخانه قم‌چقای، از غرب به جاده آسفالته در دامنه‌های غربی کوه سلیم و از طرف جنوب به جاده کمر زرد و امتداد رودخانه قزل‌اوزن و از طرف مشرق به جاده قدیمی زنجان محدود می‌گردد. این منطقه به دلیل قرار گرفتن در میان سلسله ارتفاعات و تحت تأثیر جریان‌های رطوبتی، از ریزش‌های جوی نسبتاً کافی برخوردار بوده و تعداد زیادی چشمه دائمی و فصلی در آن دیده می‌شود و از لحاظ حیات وحش غنی بوده و توده‌های مختلف پستانداران و پرندگان، خزندگان، و انواع ماهی در این منطقه وجود دارد که از آن جمله می‌توان به قوچ و میش ارمنی، آهو، خرس قهوه‌ای، گراز، گربه وحشی، خرگوش و انواع پرندگان مانند حواصیل خاکستری، کبک، چکاوک و جانداران آبی مانند سگ آبی، عروس ماهی، سیاه ماهی و سس ماهی اشاره نمود.[۵۵]

رودخانه‌ها و منابع آب شهرستان بیجار[ویرایش]

مسیر رودخانه قزل اوزن
نام رودخانه محل سرچشمه محل ریزشگاه
قمچقا کوه‌های چیچکلو رودخانه قزل اوزن
قزل اوزن کوه‌های سارال و چهل‌چشمه دریای خزر
کوه‌زن کوه‌های سراب شهرک رودخانه قزل اوزن
اوزن دره کوه‌های سلطان‌آباد و شیرکش علیا رودخانه تلوار
چم کوه‌های مبارک بالا و صیدان به رودخانه شور ملحق شده و نهایتاً به تلوار می‌ریزد.

سد گل‌بلاغ[ویرایش]

سد گل‌بلاغ
اطلاعات کلی
نام رسمی: سد گل‌بلاغ
کشور: ایران ایران
رودخانه: اوزن دره
محل: ۱۵کیلومتری بیجار
نوع سد: خاکی، مخزنی، با هسته رسی
ارتفاع از پی: ۲۶ متر
طول تاج: ۶۸۸ متر
اطلاعات مخزن
حجم مخزن: ۵/۷ میلیون متر مکعب
پانویس‌ها

سد خاکی گل‌بلاغ در ۱۵ کیلومتری محور بیجار - قروه بر روی رودخانه اوزن دره احداث شده که با حجم مخزن ۸ میلیون متر مکعبی ظرفیت آبیاری حداقل ۸۰۰ هکتار از اراضی پایاب سد را دارد.
سد گل‌بلاغ از حیث منابع آبی غنی بوده و در حال حاضر از زیر کشت بردن محصولاتی مختلفی نظیر گندم و جو و بالاخص سیب زمینی از آب این سد استفاده می‌شود.
پرورش انواع ماهی نیز در این سد صورت می‌گیرد. پرورش ماهی قزل آلا از درصد بالایی در این سد برخوردار است.

مشخصات فنی سد:

  • نوع سد: خاکی – مخزنی – با هسته رسی
  • طول تاج: ۶۸۸ متر
  • ارتفاع از پی: ۲۶ متر
  • حجم مفید مخزن: ۵/۷ میلیون متر مکعب
  • سطح زیر کشت: ۸۰۰ هکتار[۵۶]

آب وهوا[ویرایش]

نقشه اقلیمی ایران، شهر بیجار در منطقه کوهستانی سرد قرار گرفته است.

این منطقه دارای آب و هوایی نیمه خشک است. به علت ارتفاع زیاد منطقه نسبت به سایر مناطق استان، اختلاف درجه حرارت سردترین روز سال با گرم‌ترین روز سال به ۷۹ درجه سانتی گراد می‌رسد. حداقل دما در منطقه مربوط به بهمن ماه با ۳۸ درجه سانتی گراد زیر صفر و حداکثر آن مربوط به ماه‌های تیر و مرداد با ۴۱ درجه سانتی گراد بالای صفر بوده است. متوسط بارش سالیانه منطقه ۹/۴۳۹ میلی‌متر است. طول مدت ماه‌های خشک منطقه به ۴ ماه می‌رسد و تعداد روزهای یخبندان منطقه ۱۰۷ روز می‌باشد.

وضع جوی (سال ۱۳۹۰)[ویرایش]

دمای هوا (درجه سانتی گراد)[۵۷]
ماه معدل حداقل معدل حداکثر حداقل مطلق حداکثر مطلق متوسط
فروردین ۴/۳ ۱۵/۵ ۲۱/۸ ۹/۹
اردیبهشت ۸ ۱۸/۲ ۲/۸ ۲۴/۴ ۱۳/۱
خرداد ۱۳/۴ ۲۷/۶ ۷/۶ ۳۴/۸ ۲۰/۵
تیر ۱۷/۵ ۳۲/۹ ۱۱/۲ ۳۷/۴ ۲۵/۲
مرداد ۱۷/۴ ۳۳/۵ ۱۴/۸ ۳۷/۲ ۲۵/۵
شهریور ۱۳/۱ ۲۸/۴ ۸/۲ ۳۳/۶ ۲۰/۷
مهر ۹/۶ ۲۲/۲ -۰/۸ ۲۷ ۱۵/۹
آبان ۱ ۸/۹ -۱۰/۲ ۱۸/۴ ۵
آذر -۴/۵ ۴/۸ -۹/۶ ۱۲/۲ ۰/۲
دی -۳/۷ ۴/۳ -۹/۲ ۱۱/۶ ۰/۱
بهمن -۶/۵ ۰/۷ -۱۷/۸ ۸/۲
اسفند -۴/۶ ۳/۱ -۱۳/۸ ۱۲/۶ -۰/۸

مردم‌شناسی[ویرایش]

جمعیت[ویرایش]

قبل از جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، جمعیت شهر بیجار حدود ۲۰۰۰۰ نفر بوده است؛ که بعد از جنگ و به دنبال آن قحطی و خشک‌سالی در سال ۱۹۱۸ به حدود ۱۰۰۰۰ نفر کاهش می‌یابد.[۵۸] در سال ۱۹۴۸، جمعیت شهر بیجار به حدود ۷۰۰۰ نفر کاهش پیدا می‌کند.[۵۹][۶۰]، در سال ۱۲۹۷ شمسی تعداد زیادی از مردم گروس و بیجار به دلیل آنفولانزا از بین رفتند.[۶۱]در سال ۱۳۴۳ شمسی (۱۹۶۴) جمعیت شهر بیجار ۱۰۰۹۰ نفر بوده است.[۶۲]
جمعیت شهر بیجار در سال ۱۹۷۶ برابر با ۱۳۵۴ شمسی ۱۷۲۲۴ نفر[۴] و به ترتیب در سال‌های : ۱۹۸۶، ۱۹۹۱، ۱۹۹۶، ۲۰۰۶ و ۲۰۱۰ برابر با ۳۴۱۲۳، ۳۹۴۸۸، ۴۴۲۴۰، ۴۶۱۵۶ و ۴۷۵۳۷ نفر بوده است.
آهنگ رشد جمعیت بیجار به دلیل مهاجرت بالا منفی می‌باشد.
طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰: جمعیت شهرستان بیجار برابر با ۹۳٬۷۱۴ نفر، ۴۶۶۱۳ مرد و ۴۷۱۰۱ نفر زن می‌باشد که ۲۶۱۲۷ خانوار را شامل می‌شود جمعیت نقاط شهری: ۵۲٬۲۸۳ نفر، ۲۶۰۲۳ مرد و ۲۶۲۶۰ زن، ۱۴۹۷۰ خانوار می‌باشد. جمعیت نقاط روستایی: ۴۱۴۳۱ نفر، ۲۰۵۹۰ مرد و ۲۰۸۴۱ زن، ۱۱۱۵۷ خانوار می‌باشد. آمار مهاجرت مردم این شهر بسیار بالاست، دلایل عمده‌ای همچون بیکاری و کمبود امکانات مسبب این امر هستند.

معضل مهاجرت[ویرایش]

مهاجرت از بیجار بزرگ‌‌ترین معضل این شهر می‌باشد که خود معلول نبود امکانات و شغل است، بی‌توجهی به شهر بیجار باعث آمار بالای مهاجرت مردم این شهر به پایتخت و شهرهای دیگر شده و به دنبال این موضوع کم شدن جمعیت شهر و حتی شهرستان بیجار هم یکی از دلایلی است که دولت و بخش خصوصی به سرمایه‌گذاری در آن توجهی نمی‌کند، بر طبق آمارهای مختلف از حدود ۱۰ سال پیش، بیش از ۳۰ هزار نفر از این شهر به دیگر نقاط ایران کوچ کرده‌اند.[۶۳][۶۴]

نمودار رشد جمعیت[ویرایش]

هرم جمعیتی[ویرایش]

هرم جمعیتی بیجار در سال ۱۳۹۰[۶۵]
مردان سن زنان
۴  +۱۰۰  ۱
۴  ۹۵–۹۹  ۸
۳۰  ۹۰–۹۴  ۴۱
۲۷۳  ۸۵–۸۹  ۲۱۱
۴۹۷  ۸۰–۸۴  ۵۴۲
۸۱۸  ۷۵–۷۹  ۷۲۵
۱٬۰۸۵  ۷۰–۷۴  ۹۳۷
۹۶۲  ۶۵–۶۹  ۱٬۱۵۲
۱٬۴۹۴  ۶۰–۶۴  ۱٬۸۲۷
۲٬۲۱۳  ۵۵–۵۹  ۲٬۲۴۵
۲٬۱۴۶  ۵۰–۵۴  ۲٬۲۸۵
۲٬۳۲۹  ۴۵–۴۹  ۲٬۴۶۳
۲٬۹۸۱  ۴۰–۴۴  ۳٬۱۹۰
۳٬۲۴۰  ۳۵–۳۹  ۳٬۵۷۷
۳٬۴۲۶  ۳۰–۳۴  ۳٬۹۲۵
۴٬۷۶۷  ۲۵–۲۹  ۴٬۷۵۶
۵٬۵۱۲  ۲۰–۲۴  ۵٬۱۴۶
۴٬۷۹۹  ۱۵–۱۹  ۴٬۵۷۰
۳٬۴۴۱  ۱۰–۱۴  ۳٬۲۸۲
۳٬۱۷۶  ۵–۹  ۳٬۰۰۶
۳٬۴۱۴  ۰–۴  ۳٬۲۱۲

زبان[ویرایش]

اهالی شهر بیجار به زبان کردی سورانی با لهجهٔ گروسی (به کردی: گه‌ڕووسی) سخن می‌گویند،[۵] همچنین در منطقه بیجار گروس به گویش‌های کلهری و گورانی نیز تکلم می‌کنند..[۶][۷][۸][۹] گروسی (به کردی: گه‌ڕووسی) یکی از لهجه‌های کردی است. این زبان بیشتر در مناطق بیجار گروس و قروه تکلم می‌شود. کردی گروسی رابط بین کردی سورانی با کلهری است چنان‌که گویش و کاربرد لغات کمتر کلهری بوده ولی لهجهٔ سخن گفتن همانند کردی سورانی (سنندجی) می‌باشد. البته کلماتی رانیز از کردی کرمانجی (شکاکی) به قرض گرفته است.

دین و مذهب[ویرایش]

مردم این شهر پیرو دین اسلام (تشیع و تسنن) هستند.[نیازمند منبع]

یهودیان بیجار[ویرایش]

یهودیان که از آن‌ها با عنوان کلیمی هم نام برده می‌شود در بیجار و به زبان کردی (موسایی) نام داشتند و محله‌ای که در آن ساکن بودند هم (محله موسایی‌ها) نام دارد. در مورد تاریخ دقیق سکونت یهودیان در بیجار اطلاعاتی در دست نیست اما تا جایی که مشخص است، یهودیان در زمان صفویه به بعد در بیجار و گروس زندگی می‌کرده‌اند[۶۶]، آن‌ها در رونق فرش‌بافی، رنگرزی، دباغی و تجارت (مخصوصا تجارت فرش) در گروس، نقش زیادی داشته‌اند، یهودیان گروس در پزشکی و کشاورزی و حتی موسیقی، عکاسی و نقاشی تبحر داشته‌اند.
یهودیان (کلیمیان)با توجه به اسناد قدیمی گروس در سال ۱۳۲۹ قمری، جمعیتی برابر ۳۰۰ خانوار بوده‌اند و زمانی که شهر بیجار ۱۲۰۰ خانوار و ۸۹۱۲ نفر جمعیت داشته است، ۱۰۸ خانوار آن‌ها یهودی بوده‌اند، آن‌ها مدرسه، کنیسه، گرمابه، قصابی و حتی چشمهٔ آب مخصوص به خود را داشته‌اند.
در دوره پنجم انتخابات مجلس شورای ملی، دکتر لقمان شهسواری که کاندید نمایندگی مجلس از سوی کلیمیان گروس بود، به‌عنوان نماینده کلیمیان ایران، به مجلس شورای ملی راه یافت.
جمعیت یهودیان بیجار در سال ۱۳۱۶ شمسی ۶۱۰۰ نفر و در سال ۱۳۴۳ در حالی که جمعیت شهر بیجار ۱۰۰۹۰ نفر بوده است، یهودیان نیم درصد کل جمعیت یعنی حدود ۵۰۰ نفر بوده‌اند. دلیل کاهش جمعیت آن‌ها مهاجرت به اسرائیل بوده است.
یهودیان به غیر از شهر بیجار در روستاهای گروس از جمله: پیرتاج، خسروآباد و... ساکن بوده‌اند.[۶۷]
گورستان اختصاصی یهودیان بیجار در دامنه کوه نقاره کوب قرار داشته است.[۶۸]

آیین‌های سنتی[ویرایش]

  • دیدن روباه را به فال نیک می‌گرفتند
  • پشت سر مسافر آب می‌پاشند
  • برگزاری باشکوه مراسم چهارشنبه سوری، (به کردی: کوله چوارشه‌مه)
  • مردم منطقه مراسم عید باستانی و ملی نوروز را هم باشکوه برگزار می‌کنند.
  • یکی از مراسم نوروز شال گردش نام دارد که رسمی پرطرفدار است. دراین رسم جوانان به پشت بام‌ها رفته و با آویختن شال گردن خود یا پارچه‌ای دراز از صاحب خانه عیدی طلب می‌کنند. صاحبخانه نیز آجیل، شیرینی، تخم مرغ پخته، پول و شکلات را داخل شال گره زده و با گفتن این عبارت «خدا مرادت را بدهد» شال را رها می‌کند.[نیازمند منبع]
  • در شب یلدا برای نو عروس‌ها عیدی می‌برند.

غذاها و خوراک‌های محلی[ویرایش]

  • ترشی هفت بیجار
  • خوراک گوشت برَخیله
  • آش تُرش
  • حلوای پُرشِکَه و گژنیز
  • خورش گیلاخه
  • خورش کنگر
  • قیماغ
  • آش شَلَم (آش شلغم)
  • خوراک غازیاغی (نوعی تَره)
  • آش دوغ (به کردی: ئاشدو)
  • آش پُرشکَه
  • کالویج (کله‌جوش)
  • تنویر پِلاوی
  • سوپ غازیاغی (قازیاغَه)
  • حلوا سوهانی
  • نان چای (نوعی نان محلی)
  • گِردَه (نوعی نان محلی)
  • پَپکَه چَورَه (نوعی نان محلی)
  • شکوفَهٔ خا (نان پنجره‌ای محلی)
  • کَفلَمَه (مخصوص زنان زائو)
  • شیرینی شیرمال سنتی
  • برساق (نان روغنی)[۶۹]

بازی‌های محلی بیجار[ویرایش]

توپانقار: این بازی قوانینی مشابه به بازی بیس بال دارد و در آن از اصلاحات بومی در اجرای قوانین بازی استفاده می‌گردد. این بازی از گذشته‌های بسیار دور و تا دهه‌های چهل و پنجاه انجام می‌شده است.

افراد سرشناس بیجار گروس[ویرایش]

آموزش و فرهنگ[ویرایش]

تاریخچه آموزش و مدارس[ویرایش]

دانشگاه‌ها[ویرایش]

کتاب‌خانه‌ها[ویرایش]

شهر بیجار دارای دو کتاب‌خانه عمومی می‌باشد.[۷۲]

سینما[ویرایش]

بیمارستان و مراکز درمانی[ویرایش]

زیرساخت‌های اولیه[ویرایش]

صنایع[ویرایش]

کارخانه‌ها و معادن بیجار[ویرایش]

  • شرکت سیمان کردستان (بیجار)
  • شرکت گچ کردستان
  • شرکت گچ شور سو
  • معدن آهن شهرک
  • معدن آهک قمشلو
  • معدن گچ قره بگ
  • معدن نمک میدان
  • معدن مرمر گراچقا، باشوکی، نوبهار، قشلاق لو
  • معدن سنگ تراورتن حسین‌آباد کمر زرد
  • کارخانه آسفالت[۷۳]

شرکت سیمان کردستان (بیجار)[ویرایش]

بزرگ‌ترین واحد صنعتی استان کردستان در شمال غربی شهر بیجار واقع شده است. در سال ۱۳۶۸ مقدمات اجرای کارخانه سیمان کردستان شکل گرفت و در سال ۱۳۶۹ عملاً مقدمات اجرایی فراهم گردید و کارخانه سیمان کردستان در سال ۱۳۷۵ به بهره‌برداری رسید و در حال حاضر با ظرفیت تولید ۳۲۰۰ تن کلینکر در روز به فعالیت خود ادامه می‌دهد.[۷۴]

سیلو و انبارهای گندم[ویرایش]

شهرستان بیجار به دلیل تولید فراوان گندم به انبار غله باختر معروف است. سیلو و انبارهای گندم شهر بیجار علاوه بر ذخیره محصولات شهرستان بیجار محل ذخیره گندم دیگر نقاط استان نیز می‌باشد.[۷۵]

صنایع دستی[ویرایش]

قالی بیجار

قالی، قالیچه، گلیم، جاجیم و ... از برجسته‌ترین صنایع دستی منطقه بیجار محسوب می‌شوند.

قالی بیجار[ویرایش]

بیجار بعنوان یکی از متقدمین صنعت فرش بافی در ایران به حساب می‌آید، مناطق قالی بافی در گذشته و حال شامل شهر بیجار و روستاهای اطرافش است.[۴] تعداد زیادی از قالی‌های قدیمی کردستان که هم‌اینک در موزه‌های بزرگ فرش در داخل و خارج کشور نگهداری می‌گردند از قالی‌های بافت بیجار هستند. قالیبافی در این شهر دارای سابقه دیرینه‌ای است و قدمت بافت قالی‌های تاریخ دار بیجار (موجود در خارج از کشور) به سال ۱۲۶۶ (ه. ق) بازمی‌گردد. ویژگی شاخص قالی بیجار، ساختار متراکم این قالی هاست. بافت آنها به گونه‌ایست که نمی‌توان آن‌ها را تا کرد. در مراحل اولیه تجارت فرش، این گونه فرش‌ها را «لول» می‌نامیدند. این کلمه بیانگر استحکام بیش از حد فرش‌های بیجار است. برای تولید این فرش که مانند تخته محکم است، یک پود بسیار ضخیم را علاوه بر یکی دو پود نازک، وارد بافت فرش می‌کنند. این عمل به صورت متناوب در تار و پود فرش تکرار می‌شود. با کوبیده شدن گره‌ای فرش توسط شانه آهنی، بافت فرش بسیار محکم‌تر می‌شود. نقش فرش‌های این منطقه بیشتر شامل طرح‌های منظم است و به نسبت نوع روستایی آن، دارای خطوط ملایم‌تر و نقش مایه‌هایی طبیعی‌تری است. در این طرح‌ها، نقوش کلاسیک ایرانی بزرگ شده و در کنار نقش‌هایی که تحت تأثیر مدل‌های روستایی و قبیله‌ای است، دیده می‌شوند. این قالیچه‌ها که از جذابیت و گیرایی خاص برخوردارند، بافتی ظریف دارند و اصالت و سادگی در طرح و رنگ آنها مشهود است.[۷۶]

طرح‌ها

معروفترین طرحهای امروزی در منطقه عبارتند از: شکارگاه مانند شکارگاه ترنج دار – شکارگاه دورنما - طرحهای تصویری مانند طرحهای لیلی و مجنون و طرحهای مینیاتور و داستانهای اسطوره‌ای -گل فرنگ مانند گل فرنگ مستوفی، گل فرنگ طره دار، گل فرنگ لچک ترنج دار، دسته گل، گل فرنگ و اسلیمی (پیچی)، گل و بلبل و گلدانی، طرح خرچنگی - طرح بندی مانند بندی خاتم شیرازی، بندی گل فرنگ، مینا خانی، دار و- گل مانند ربعی دار و گل، مستوفی دار و گل شاه عباسی مانند شاه عباسی افشان، لچک ترنج دار، کف ساده- اسلیمی مانند اسلیمی گل فرنگ، اسلیمی هندسی یا سرداری، دهن اژدری - درختی مانند درختی بید مجنون، درختی گل و بلبل، درختی دورنما، درختی گلدانی، درختی ترمه- ماهی درهم مانند ماهی بیجار، ماهی سنه، ماهی افشار، ماهی میرک، ماهی زبیده، ماهی حسن تیمور، سگ ماهی، ماهی زنبوری، ماهی ریز- طرحهای هندسی مانند سمن بر خانم، اسلیمی شکسته، خاتم شیرازی.

رنگ‌بندی

یکی از مشخصه‌های قالی بیجار یا گروس، رنگهای بکار رفته در آن است. تضاد جسورانه بین رنگهای به کار رفته، زیبائی این قالیها را دو چندان می‌کند. رنگهای ناب و شادی که بافنده کرد برای قالیهایش انتخاب می‌کند. بیانگر طبیعت سرد وحشی و در عین حال رنگارنگ کردستان است در قالی‌های گروس به کار بردن رنگهای شاد و تند مانند قرمز و رنگهای متمایل به آن بویژه رنگهای: چهره‌ای (یک اصطلاح محلی برای رنگ صورتی پررنگ) و صورتی و پوست پیازی، مشکی، سفید، حنایی و انواع سبزها در زمینه‌های سرمه‌ای و سفید و قرمز زیاد به چشم می‌خورد. بکار بردن رنگهای سبز و سفید و پیازی و کاهی بر زمینه لاکی شادابی دیگری بر فرشهای گروس می‌دهد و نقشها را در دید واضح و روشن و برجسته می‌نمایاند. این جسارت را در کاربرد نوعی از رنگ زرد می‌توان دید که خاص بیجار است و حتی در قالیهای کف ساده که متن آنها ساده و خلوت می‌باشد به کار می‌رفته است. در فرشهای بیجار مانند بافته‌های برخی از مناطق غربی ایران گاهی کیفیت دو رنگی (رگه) نیز دیده می‌شود. تعداد رنگها در قالی بیجار از ۲۷ رنگ تجاوز نمی‌کند و رنگهای قرمز و سفید و سرمه‌ای بیش از دیگر رنگها به کار می‌رود و رنگهای تند و تیز آبی نیز به چشم می‌خورد.[۷۶]

گلیم بیجار[ویرایش]

آثار باستانی و تاریخی بیجار گروس[ویرایش]

این منطقه دارای بیش از ۶۰ اثر باستانی و تاریخی است که تعدادی از آنها در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده ولی بیشتر این آثار از بین رفته است.

بیش از صد تپه باستانی در منطقه بیجار کشف شده است.

دژ و قلعه قمچقا (دره شاهان)[ویرایش]

دژ و قلعه قمچقا (دره شاهان) در فاصله ۶۰ کیلومتری شمال بیجار و یک کیلومتری شمال روستای قم چقا و داخل منطقه حفاظت‌شده بیجار قرار دارد. به نظر کارشناسان قلعه تاریخی قمچقای بیجار دارای کتیبه‌ای با نقش هیروگلیف و به خط هراتیک می‌باشد و جزو قدیمی‌ترین کتیبه‌های نیمه تصویری ایران قلمداد گردیده و کتیبه آن با خط سومریان قابل مقایسه است. ارتفاع دیواره‌های این قلعه به ۲۰۰ متر می‌رسد و تنها راه ارتباطی قلعه با خارج، گذرگاه باریکی می‌باشد که ساخته و پرداخته دست صاحب هنری است که یک نفر به دشواری می‌تواند از آن عبور کند. وسعت قلعه بالغ بر ۵۰۰۰ متر مربع با مخازن متعدد آب است که در سنگ کنده شده و پناهگاه زیرزمینی آن با عمق ۴۱ پله به صورت تونلی از سنگ کنده شده و به زیر قلعه هدایت می‌شود. از قلعه بزرگ قم چقا در عصر پارت‌ها و ساسانیان نیز استفاده شده که هم‌زمان با محاصره آتشکده آذرگشسب در تخت سلیمان (۱۰۰ کیلومتری شمال همین قلعه) به وسیله هراکیلوس امپراتور روم، موجبات تخریب آن فراهم شده است. این قلعه از نظر قدمت بسیار حائز اهمیت است و در برهه‌های گوناگون مورد استفاده اقوام مختلفی واقع شده است؛ بنابراین قلعه و دژ قم چقا یکی از قلعه‌های با ارزش و تاریخی شناخته شده ایران می‌باشد. بعضی احتمال می‌دهند که جام مارلینگ در آنجا مدفون است.

بازارها و ساختمان‌های قدیمی[ویرایش]

شهر بیجار در گذشته دارای چند بازار مهم بوده که بعضی از آن‌ها هنوز رونق گذشته خود را حفظ کرده‌اند. بازار قدیمی این شهر به نام «بازار بزرگ» مشهور است و دیگر بازارها عبارتند از: بازار افتخار نظام، قیصریه سالار و قیصریه سید لشکر و بازار امیر تومان که با دو سرا به نام‌های سرای کهنه و سرای تازه در گذشته محل تجارت تاجرهای افغان، تبریزی، همدانی و زنجانی بوده است و اکنون نیز دارای دو تیمچه به نام شهبازخان و تیمچه امیر تومان است که جایگاه دکان‌های بازاریان می‌باشد.

مجموعه بازار بیجار[ویرایش]

مجموعه با زاربیجار
نام مجموعه با زاربیجار
کشور  ایران
شهرستان بیجار
اطلاعات اثر
کاربری بازار، مجموعه
دیرینگی دوره صفویه
بازسازی در دوره قاجار
دورهٔ ساخت اثر دوره صفویه
اطلاعات ثبتی
شمارهٔ ثبت ۲۵۹۱
تاریخ ثبت ملی ۲۷ بهمن ۱۳۷۸

مجموعه بازار بیجار مربوط به دوره صفویه است و در بیجار، خیابان شهید اردلان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۵۹۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۲۰]
تاریخ بنای احداث بازار به دوران صفویه برمی‌گردد که در دوران زندیه در حمله کریم‌خان زند به بیجار و کردستان و جنگ جهانی اول و حمله روس‌ها در دوران قاجاریه مقداری زیادی از آن آسیب می‌بیند که دوباره مورد بازسازی قرار می‌گیرد.[۷۷]
بازار در مرکز شهر بیجار واقع شده است در حقیقت آنچه که ار بافت قدیمی شهر بیجار باقیمانده است، مجموعه بازار آن شامل یک راسته طولانی شمالی –جنوبی و تیمچه‌ای بنام حاج شهباز و سرایی به نام سرای امیر تومان است. اکنون تعداد شانزده باب حجره از بافت معماری قدیم بازار در دو طرف راسته اصلی باقیمانده و مابقی حجره‌ها و راسته‌ها دستخوش تغییرات شده است. در پوشش مغازه‌ها از طاق و تویزه استفاده شده است موقعیت جغرافیایی بیجار بر سر راه کردستان و آذربایجان موجب گردیده که این بازار، وسعت گستردگی خاص شکل گرفته باشد. علت قرارگیری در مسیر راه کاروان‌رو تجاری در گذشته از رونق قابل توجهی برخوردار بوده است.[۷۸]

تیمچه حاج شهباز[ویرایش]

در ضلع شرقی راسته بازار بزرگ بیجار تیمچه‌ای زیبا قراردارد که بنام تیمچه حاج شهباز معروف است این اثر معماری دارای یک فضای سرپوشیده مرکزی است که حجره‌هایی در پیرامون آن شکل گرفته است ویژگی معماری این تیمچه نوع قوسها و کاربندی‌هایی است که در سقف آن مورد استفاده قرار گرفته است و همچنین بقیه نورگیرهای آن در سقف و در ترکیب با کاربندی‌های تصویری زیبا را ایجاد نموده که نشانگر تفکر و ذوق بالا و قابل توجه معمار ساختمان است.

سرای امیرتومان[ویرایش]

در ضلع غربی بازار بیجار سرایی قدیمی وجود دارد که در افواه محلی به تیمچه امیر تومان معروف است. به علت مجاورت با پارکی کوچک موقعیت بسیار مناسبی در شهر بیجار دارد این سرا دارای یک حیاط مرکزی است که حجره‌هایی در پیرامون شکل گرفته است پلان آن به شکل هشت و نیم هشت است و در یک طبقه با مصالح خشت و آجر و سنگ ساخته شده است و محل تجارت مهمی در جنب بازار قدیمی بیجار بوده است این بنا هم احتمالاً در دوره قاجار ساخته شده است.

چهارباغ گروس[ویرایش]

چهارباغ گروس عمارت و باغی در جنوب شهر بیجار، منسوب به دوره صفویان، دارای کوشکی دو طبقه، آب‌نماها و مجسمه‌های مرمرین بود. در مرآة البلدان احداث آن به سال ۱۱۰۴ ه. ق نسبت داده شده است. (اعتمادالسلطنه، ج ۴، ص ۱۹۰۴–۱۹۰۵).[۷۹] این چهارباغ در زمان لطفعلی‌خان حاکم گروس و همزمان با دوره صفویه بنا شده است. دورادور پارک را درختان صنوبر احاطه کرده بود، همچنین درختان میوه.[۸۰] ساختمان‌ها و بناهای این باغ و محوطه زیبا و معروف متأسفانه از بین رفته است.

چارباغ گروس در مرآة البلدان به قلم اعتمادالسلطنه:

چارباغ گروس باغی است در سمت جنوب قصبه بیجار واقع و به واسطه خیابانهای طویل عریض منقسم به چهار قسمت شده و به همین جهت موسوم به این اسم شده. در این باغ درختهای تبریزی قوی هیکل سر به هوا کشیده و با وجود عظمت و قطر طوری با هم مرادف و در یک خط مستقیم واقع است که گوئی دیواری راست و مرتفع می‌باشد. در این باغ اقسام میوه‌های خوب به عمل می‌آید خاصه سیب و گلابی آن که کمال امتیاز را دارد. در وسط باغ عمارتی عالی بنا کرده‌اند. در جلو یکی از ایوانها که به اصطلاح اهل بلد تالار ایوان نامیده می‌شود، در طرف شرق، حوضی از مرمر ساخته شده که به آن امتیاز، حوض کمتر دیده می‌شود. حوض مزبور از مرمر زرد منقوش است. در چهار گوش حوض چهار مجسمه اژدر از مرمر ساخته شده که از دهن آنها آب جاری می‌شود. به علاوه روی اضلاع حوض و پیچ و خم اژدرها فواره‌های کوچک از مرمر ساخته شده که از همه آنها آب جستن کرده به حوض می‌ریزد. پاشویه حوض نیز از مرمر منبت است. الحق حجاری و منبت‌کاری این حوض طوری ممتاز است که ناظرین و بینندگان را واله می‌نماید. چهار ایوان (تالار ایوان) بزرگ دارد که طول دهنه هر یک چهارده ذرع و نیم است و هر ایوان به واسطه دو ستون مرتفع که از چوب منبت با سر ستونهای چوبی منبت ترتیب یافته افراشته شده است، در وسط، عمارت بالاخانه ساخته شده که مشرف به تالارها است و ارسی‌های کار قدیم ممتاز و شیشه‌بری‌های ریزه بسیار اعلی دارد که محل نظر است و ارسی‌ها را که بالا کنند تالارها منظر بالاخانه می‌شود. این عمارت و باغ را لطفعلی‌خان حاکم گروس جد ششمی جناب حسنعلی‌خان وزیر فوائد ـ که در اواخر سلطنت شاه سلیمان و در تمام مدت پادشاهی سلطان حسین صفوی حکومت گروس را داشته ـ در سنه هزار و صد و چهار هجری بنا کرده است و چون در امتداد زمان و انقلابات رو به خرابی نهاده بود، جنت جایگاه نایب‌السلطنه عباس میرزا هنگام عبور از گروس و اقامت دو روزه در بیجار و حوالی آن به محمدصادق خان والد جناب حسنعلی‌خان که آن زمان حاکم آنجا بوده امر به تعمیر آن دادند و مبلغی هم از برای مصارف و مخارج تعمیر آن به محمدصادق خان دادند و مشارالیه با کمال سلیقه در مرمت و توسعه عمارت و باغ مزبور کشیده ازاره‌های تالارها را مرمر کرده و استاد محمد رضای حجار مشهور اصفهانی آنها را حجاری و منبت نموده و کتبیه‌ای هم که اشعار بسیار خوب دارد به خط میرزا رضای خوشنویس معروف در مرمرهای ازاره ترقیم یافته که شعر آخری آن که ماده تاریخ تعمیر آنجا است و مطابق با سنه هزار و دویست و چهل و چهار می‌باشد این است:

کلک هجران بهر تاریخش بزد جامی و گفت «دایماً شاداب باد از مقدمت این لاله‌زار»

و ایهامی در این شعر است و آن در لفظ بزد جامی است یعنی معادل عدد «جامی» را منها کنند باقی ماده تاریخ است.[۸۱]

جاذبه‌های گردشگری بیجار[ویرایش]

پیست اسکی نسار[ویرایش]

پیست اسکی نسار در داخل شهر بیجار قرار گرفته است، این پیست یکی از پنج تفرجگاه مهم استان کردستان به شمار می‌رود. پیست اسکی نسار بیجار استثنایی‌ترین پیست اسکی کشور است چون که مشرف به شهر و دسترسی به آن آسان است. به علاوه طول و شیب پیست به گونه‌ای است که به راحتی می‌توان مسابقات کشوری و بین‌المللی را در آن برگزار نمود.[۸۲]پیست اسکی برف نسار دارای وسعتی در حدود ۱۱۲ هکتار است، طول پیست در حدود ۹۰۰ متر و عرض آن ۱۲۰ متر است. این پیست در سال ۱۳۸۸ افتتاح شد، مساحت پیست چمن ۲ هکتار (طول ۳۳۰ متر و عرض ۶۰ متر) آماده می‌باشد که فاز دوم آن به همین متراژ در حال احداث می‌باشد.[۸۳]

ردیف عناوین توضیحات
۱ تله سیژ به طول ۱۳۰۰ متر
۲ تله کابین
۳ پیست کوب
۴ مدرسه اسکی
۵ پارکینگ
۶ هتل
۷ رستوران

تاریخچهٔ شهرداری بیجار[ویرایش]

تاریخ تأسیس شهرداری بیجار به سال ۱۳۰۸ هجری شمسی در زمان احمدشاه قاجار بازمی‌گردد، که در آن دوران بلدیه نام داشت.[۸۴] نخستین رئیس بلدیهٔ بیجار مهذب تویسرکانی بود. بعد از جنگ جهانی اول سیدموسی نقیب‌زمانی چند دوره به‌عنوان شهردار بیجار برگزیده شد، اقدامات برجستهٔ نقیب زمانی عبارت بودند از:

  • به منظور تأمین سلامتی مردم از وجود دکتر رفائیل بدیعی در مقام پزشک شهرداری استفاده کرد.
  • احداث خیابان طالقانی فعلی حد فاصل بیمارستان سابق تا منطقهٔ تازه آباد، خیابان توحید جنوبی از در قلعه (میدان طالقانی) تا ابتدای بنیاد شهید و خیابان شهدا از چهار راه شهرداری به طرف شمال تا چهار راه پست و از آنجا به طرف غرب تا ابتدای باغ شاهرخ‌آباد (میدان فاضل فعلی).
  • بر روی رودخانهٔ حاکمی (نزدیک شرکت نفت فعلی تازه‌آباد) که در آن زمان جنگل و فضای سبز بود، پلی با تیر چوبی ساخت ودر همان نزدیکی به منظور دسترسی آسان و سریع مردم به آب آشامیدنی سالم، تونلی با زاویه ۳۰ درجه و پله‌های متعدد به قناتی که در زیر زمین جریان داشت، وصل کرد که به آن چاممبر (چاه انبار) می‌گفتند. بیشتر خانه‌ها دارای دار و درخت بودند و از آب چشمه سراب و یا کاریز امین و سایر قنوات و چشمه‌های شهر حق آب داشتند.

شکل شهری و وظایف شهرداری در آن دوره[ویرایش]

جوی‌های آب روشن و زلال در کوچه‌ها و معابر جریان داشت که براساس کانال کشی‌های گذشته انجام شده بود. میرآب‌های شهرداری وظیفه داشتند که بر تقسیم درست آب بین باغات، مزارع و خانه‌ها و... نظارت کنند. در آن ایام امکانات برق وجود نداشت، شهرداری وظیفه داشت شب‌ها کوچه و بازار را با فانوس روشن کند. زباله‌ها را با الاغ می‌بردند، تمام کارهای عمرانی با دست انجام می‌شد. شهرداری تعدادی گاری داشت که آنها را به اسب می‌بستند.
بعدها کسانی چون ابوالفتح نقیب‌حضرتی، ابوالقاسم اردلان، صمد امیرانی، موسی شریعت و مسلم نسرین شهردار بیجار شدند و غلامرضا طوماری هم، مدتی سرپرست بود. البته گاهی حکما فرمانداران علاوه بر پست اصلی، سرپرستی شهرداری را هم بر عهده داشتند.

ساختمان شهرداری[ویرایش]

در اواخر حکومت پهلوی اول سال ۱۳۱۸ ساختمان فعلی شهرداری بیجار در ضلع جنوبی چهار باغ صفویه توسط استاد حسین لرزاده با یک سالن بزرگ مرکزی، شش اتاق پیرامون، سه گوشوارهٔ جانبی و زیرزمین طراحی و به وسیلهٔ دو نفر از معماران محلی به نامهای استاد عبدالحسین معمار و پسرش غلامرضا معمار ساخته شد؛ که به عمارت حکومتی یا فرمانداری معروف بود و از آن تاریخ به بعد شهرداری به این مجموعه منتقل شد. این ساختمان زیبا که سقفش شیروانی بود، در حال حاضر هم وجود دارد و قسمت‌های دیگری به آن اضافه شده است. براساس یاداشت‌های علی‌اصغر امیرانی هدیه‌ای شامل یک قطعه فرش دو زرعی ماهی میرک از طرف مسئولین محلی برای استاد لرزاده فرستاده شد که استاد بعدها فرش را در کربلا به حرم امام حسین هدیه کرد.

  • در سالهای ۱۳۲۸ شمسی نیروگاه برق بیجار با یک دستگاه مولد بزرگ دیزلی که با آب استخر خنک می‌شد، زیر نظر شهرداری کار خود را آغاز کرد و محل آن روبروی حسینیه بود.
  • در سال ۱۳۳۴ لزوم نوسازی شهر در دستور کار مسئولین وقت قرار گرفت و سید محمدعلی اشرف‌زاده شهردار بیجار شد، اقدامات برجسته او عبارتند از:
  • خیابان توحید شمالی را در سال ۱۳۳۵ احداث کرد.
  • سقف قسمتی از بازار که در زمان جنگ جهانی اول به وسیلهٔ روس‌ها به آتش کشیده شده بود را با شیروانی پوشاند.
  • نخستین کمپرسی شهرداری که فرمان آن سمت راست قرار داشت در همین ایام مورد بهره‌برداری قرار گرفت.
  • پل چوبی منطقهٔ تازه‌آباد برداشته شد و به جای آن پل جدیدی با سنگ سیمان به صورت طاق ضربی احداث شد که در حال حاضر هم وجود دارد.

بعد از اشرف‌زاده، خطیبی سر کار آمد. اقدامات مهم خطیبی:

  • در این ایام مقدمات لوله‌کشی آب آشامیدنی و آسفالت خیابان‌ها به وسیلهٔ شهرداری فراهم شد و در سال ۱۳۴۰ آب در لوله جریان پیدا کرد.

بعد از خطیبی، خلیل جعفری سکان هدایت شهرداری را به دست گرفت.

  • جعفری نخستین حمام نمره استان کردستان را در محل حوزهٔ علمیهٔ فعلی ساخت، این مجموعه دارای حمام‌های عمومی و شش نمره خصوصی بود.
  • میدان مرکزی شهر میدان رضا شاه (طالقانی فعلی) و میدان و بلوار شهید «رحمانی» از کارهای جعفری است که برروی گورستان‌های قدیمی شهر ایجاد شد.
  • آرم شهرداری بیجار که یک قطعه فرش را در میان دو خوشهٔ گندم نشان می‌دهد و سمبل فرهنگ و هنر و اقتصاد شهر است در زمان او طراحی شد.
  • خلیل جعفری نواخانه‌ای هم برای فقرا ساخت، با مرگ ناگهانی او بر اثر سکته قلبی، نصرت‌الله امیرانی شهردار شد و مدتی هم عبدالباقی رفیع سرپرست بود.
  • در سال ۱۳۴۸ با توجه به لزوم توسعه استان کردستان رئوفی که فردی آبادگر شناخته می‌شد، استاندار کردستان شد، او همزمان در شهرهای سنندج، سقز و بیجار طرح‌های بزرگی را به اجرا گذاشت.
  • بلوار ۳ کیلومتری اصلی بیجار به نام بلوار آریامهر (بلوار امام فعلی)، میدان حلوایی (سپاه)، بلوار سراب (شهید چمران)، میدان سراب (جانبازان) و خیابان‌های شهید اردلان و مدرس و... از کارهای مهم او در بیجار هستند.

متأسفانه رئوفی به بافت تاریخی و فرهنگی شهر و برج و باروهای آن توجهی نکرد و آنها را ویران کرد. در همین ایام کسانی چون عبدالله اسدی، خیرالله فرامرزی، بیگلری و نصرت‌الله امیرانی (برای دومین بار) شهردار بیجار شدند و ناصر الوندی هم مدتی سرپرست شهرداری را بر عهده داشت.
آخرین شهردار بیجار قبل از انقلاب پنجاه و هفت، محمدرضا پاکزاد بود.[۸۵][۸۶]

ترابری[ویرایش]

جاده ۳۵ مسیر زنجان - بیجار
جاده ۲۳
جاده ۳۵

شهر و شهرستان بیجار از لحاظ مسیر ارتباطی جاده‌ای از موقعیت خوبی برخوردار است، بیجار تنها راه ارتباطی میان استان کردستان و استان زنجان می‌باشد، همچنین جاده بیجار - تکاب، یکی از راه‌های ارتباطی استان کردستان با استان آذربایجان غربی است، از سمت شرق جاده بیجار - کبودرآهنگ و بیجار - بهار هم یکی از راه‌های ارتباطی مابین استان کردستان و استان همدان می‌باشد. راه‌های ارتباطی بیجار در داخل استان کردستان از جنوب به قروه و از شرق به شهره‌های دیواندره و سنندج منتهی می‌شود.

مسافت بیجار تا شهرهای مختلف
مبدأ مقصد مسافت
بیجار سنندج ۱۴۸ کیلومتر
بیجار تهران ۴۳۳ کیلومتر
بیجار همدان ۱۶۱ کیلومتر
بیجار زنجان ۱۷۰ کیلومتر
بیجار قزوین ۲۶۸ کیلومتر
بیجار اراک ۳۵۵ کیلومتر
بیجار ارومیه ۳۸۷ کیلومتر
بیجار تبریز ۴۱۵ کیلومتر
بیجار اصفهان ۶۵۵ کیلومتر

محلات شهر[ویرایش]

محله‌ها و معابر قدیمی و جدید شهر بیجار

سراب | قلعه برجگه | قلعه حلوایی (کوی حلوایی) | قلعه تخت (کوی تخت) | پشت قلعه | تازه آباد | پشت بازار | پای قَپان | محلهٔ موسایی‌ها | محله چال | یارمجه | محمودآباد | باغ سالاری | الماسیه | مرزبان | ریگ سیاه | فرحی | بادامستان | عسگرآباد | کوی فرهنگیان | کوی کارمندان | شهرک مهدیه | بلوار امام | شهرک آفتاب |

مکان‌های تفریحی[ویرایش]

  • پیست اسکی نسار (برف و چمن)
  • کوهستان پارک نسار
  • بلوار امام
  • پارک شاهد (شهر بازی)
  • پارک سراب
  • پارک ۱۵ خرداد
  • پارک الغدیر


امکانات و اماکن ورزشی[ویرایش]

  • استادیوم فوتبال (۱۷شهریور)
  • پیست اسکی برف و چمن نسار
  • پیست موتور سواری[۸۷]
  • پیست اسب سواری
  • زورخانه
  • سالن ۲هزارنفره (شهدا) چند منظوره
  • سالن ورزشی (کارگران) چند منظوره
  • خانه کشتی (سالن کشتی)[۸۸]
  • سالن ورزشی چند منظوره بانوان[۸۹]
  • استخر
  • سالن المپیک
  • مجموعه ورزشی شهدای گمنام (استخر شنای بزرگسالان و نونهالان، سالن بدنسازی و ژیمناستیک، سونای‌خشک و بخار، سالن آیروبیک بانوان)[۹۰]
  • خانه پینگ‌پنگ

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ «درگاه ملی آمار ایران». بازبینی‌شده در مارس ۲۰۱۰. 
  2. «سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰، جمعیت تا سطح آبادی‌ها بر حسب سواد»(فارسی)‎. مرکز آمار ایران، ۱۳۹۰. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۲. 
  3. «سرشماری نفوس و مسکن ۱۳۹۰». 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ BĪJĀR-iranicaonline
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ زبان مردم بیجار فرمانداری بیجار
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ زبان مردم بیجار شهرداری بیجار
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ نگاهی به فرهنگ و آیین‌های مردم کردستان / مردمی شجاع اهل موسیقی و جشن
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ سازمان میراث فرهنگی و صنایع گردشگری
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ کانون وکلای دادگستری استان کردستان
  10. دهخدا علی‌اکبر، لغت‌نامه، جلد ۳، ص ۴۴۶۱، تهران
  11. ابوالفضل بلعمی، تاریخ بلعمی، جلد ۵، ص ۶۴۴۵
  12. مریوانی محمد، بیجار گروس در گذرگاه تاریخ ، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۸، ISBN 978-964-499-244-5 شابک
  13. کوشا محمدعلی، سیمای بیجار گروس و حسن آباد یاسوکند ، تهران، سیروان چاپ اول، ۱۳۸۴، ISBN 964-96099-0-3 شابک
  14. نگهبان عزت‌الله، مروری بر پنجاه سال باستان‌شناسی در ایران، سازمان میراث فرهنگی، تهران، ۱۳۶۷، ISBN 964-96527-2-8 شابک
  15. مریوانی محمد، بیجار گروس در گذرگاه تاریخ ، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۸، ISBN 978-964-499-244-5 شابک
  16. ای. م. دیاکونوف، تاریخ ماد، انتشارات: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. تهران ۱۳۸۰. ISBN 964-445-106-6
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ حسن پیرنیا، تاریخ ایران باستان، تهران، چاپ دبیر، ۱۳۸۶
  18. برتولد اشپولر، تاریخ مغول در ایران،ترجمه: محمود میرآفتاب، چ سوم، ۱۳۶۸، ص ۹۱
  19. وقایع نگار کردستانی علی‌اکبر، حدیقهٔ ناصری و مرآت الظفر، چ اول ۱۳۸۱، ص ۸۲
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ «دانشنامهٔ تاریخ معماری ایران‌شهر». سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران. بازبینی‌شده در ۱۹/۵/۲۰۱۱. 
  21. توحیدی فائق، فن و تکنیک هنر سفال‌گری ، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۸، ص ۲۶۶-۲۶۷، ISBN 978-964-459-415-1 شابک
  22. میرزا سمیعا، تذکره الملوک به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، جلد دوم، ۱۳۶۸، ص ۸۴
  23. بدلیسی شرف خان، شرف‌نامه (تاریخ مفصل کردستان)، تهران، ۱۳۷۳، ص ۴۱۰
  24. مینورسکی ولادیمیر، سازمان اداری حکومت صفوی، ترجمه مسعود رجب نیا، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۸، ص ۲۴ و ۲۵
  25. اسکندر بیک منشی، تاریخ عالم آرای عباسی، نیمهٔ دوم جلد ۲، تهران، ۱۳۵۰، ص ۱۵۶۳
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ روحانی، بابامردوخ تاریخ مشاهیر کرد، جلد ۳، ص ۲۴۹
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ شعبانی، رضا تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه، تهران، ۱۳۷۳، ج ۱، ص ۳۹۲
  28. سنندجی، میرزا شکرالله تحفه ناصری در تاریخ و جغرافیای کردستان، چ اول، ۱۳۶۶، ص ۴۸۴
  29. افراسیابی، بهرام، عقاب کلات (خاطرات طبیب مخصوص نادر)، چ ششم، تهران، ۱۳۷۵، ص ۱۱۵۶۳۰۲ و ۱۱۷ و ۱۱۸
  30. ḴᵛĀJAVAND-iranicaonline
  31. مردوخ کردستانی، محمد، تاریخ مردوخ (تاریخ کردستان)، چ اول، ۱۳۷۹، ص ۳۵۲
  32. افشار ایرج، کرمانشاهان و تمدن دیرینه‌ی آن، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۱، ج ۲، ص ۷۵۵
  33. افضل الملک، افضل التواریخ، ص ۴۰۹-۴۱۰
  34. مریوانی محمد، بیجار گروس در گذرگاه تاریخ ، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۸، ISBN 978-964-499-244-5 شابک
  35. غفاری حسن خان صنیع الملک، روزنامه دولت علیه ایران، ج ۲،شماره ۵۵۰ الی ۶۵۰، ص ۷۸۶
  36. افشار ایرج، گزارش‌ها و نامه‌های دیوانی و نظامی امیرنظام گروسی، تهران، چاپ اول، ص ۴۷۱
  37. مجله یادگار، سال سوم، شماره ۶ و ۷، ص ۳۱، ۱۳۷۱به کوشش عباس اقبال آشتیانی
  38. مریوانی محمد، بیجار گروس در گذرگاه تاریخ ، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۸، ISBN 978-964-499-244-5 شابک
  39. بشیری احمد، کتاب آبی ، گزارش‌های محرمانه وزارت امور خارجه انگلیس درباره انقلاب مشروطه ایران، جلد ۶، ص ۱۴۴۰، ۱۴۴۱
  40. فروغی محمدحسین، مدیر نشریه تربیت ، سال ۱۳۱۵ ق، جلد اول، ش ۱–۲۱۱، چ اول ۱۳۷۶، ص ۲۸۲، ۲۸۴
  41. کوشا محمدعلی، سیمای بیجار گروس و حسن آباد یاسوکند ، تهران، سیروان چاپ اول، ۱۳۸۴، ISBN 964-96099-0-3 شابک
  42. کسروی ا، تاریخ هیجده‌ساله آذربایجان، تهران، چاپ نهم، ۲۵۳۷، ص ۱۱۶
  43. مستشارالدوله صادق، اسناد مشروطیت و خاطرات مستشارالدوله ، مجموعه‌ی دوم، چاپ اول، ص ۲۷۸
  44. Encyclopedia Iranica
  45. اسناد وزارت خارجه ایرانشماره سند: شماره صفحه ۳۴، شماره پرونده ۳۳، شماره کارتن ۳۷
  46. سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملی ایرانشماره سند: ۲۴۰، شماره حلقه ۱۹۴، شماره پرونده ۱۷، ش صفحه ۰ و ۱
  47. A. Cecil Edwards The Persian Carpet,، ۱۹۶۰
  48. مجد محمدقلی، قحطی بزرگ و نسل‌کشی در ایران، ۱۹۱۷–۱۹۱۹، انتشارات دانشگاهی آمریکا،
  49. Donohoe Persian Expedition,، ص ۲۳۵
  50. http://www.dastour.ir/brows/?lid=%20%20%20%20%2024519
  51. http://www.webcitation.org/6EZdZ4rK1
  52. http://www.dastour.ir/Brows/?lid=24595
  53. خبرگزاری مهر: چهار شهر جدید به نقشه تقسیمات کشوری اضافه شد. ۹ بهمن ۱۳۹۱.
  54. http://www.irandeserts.com/content/درگاه_کویر/مناطق_تحت_حفاظت/بیجار_،_کردستان.htm
  55. http://kurdistan.ichto.ir/Default.aspx?tabid=1712
  56. سد خاکی گلبلاغ بیجار
  57. اداره کل هواشناسی استان کردستان
  58. مجد محمدقلی، قحطی بزرگ و نسل‌کشی در ایران، ۱۹۱۷–۱۹۱۹، انتشارات دانشگاهی آمریکا،
  59. سیسیل ادواردز، قالی ایران، ترجمه: مهین‌دخت صبا، ص ۱۴۰-۱۴۱
  60. A. Cecil Edwards The Persian Carpet,، ۱۹۶۰
  61. سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملی ایران، شماره‌ی سند ۲۴۰، شماره‌ی حلقه ۱۲۹، شماره‌ی پرونده ۲۳،شماره‌ی صفحه ۱
  62. مریوانی محمد، بیجار گروس در گذرگاه تاریخ ، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۸، ISBN 978-964-499-244-5 شابک
  63. «مهاجرت مردم بیجار در حال تبدیل به یک معضل مهم است». خبرگزاری ایرنا. بازبینی‌شده در ۵ اوت ۲۰۱۶. 
  64. «بیکاری بزرگترین معضل شهرستان بیجار است/مهاجرت بیش از ۴ هزار نفر بیجاری به سایر شهرها». خبرگزاری تسنیم. بازبینی‌شده در ۵ اوت ۲۰۱۶. 
  65. «نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۸۵». درگاه ملی آمار ایران. بازبینی‌شده در ۱۳ مارس ۲۰۱۰. 
  66. کوشا محمدعلی، سیمای بیجارگروس و حسن‌آباد یاسوکند و مشاهیر آن، تهران، سیروان، ۱۳۷۸ ص ۸۹، ISBN 978-964-960-990-4 شابک
  67. مریوانی محمد، بیجار گروس در گذرگاه تاریخ ، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۸، ISBN 978-964-499-244-5 شابک
  68. گورستان های قدیمی بیجار
  69. غذاها و خوراک‌های محلی بیجار گروس
  70. آزاد اسلامی واحد بیجار
  71. پیام نور مرکز بیجار
  72. کتابخانه های عمومی تحت پوشش کردستان
  73. کارخانه‌ها و معادن بیجار (بیجار)
  74. سیمان کردستان (بیجار)
  75. سیلو و انبارهای بیجار آماده خرید و ذخیره‌سازی گندم/ پیش بینی خرید 145 هزار تن گندم
  76. ۷۶٫۰ ۷۶٫۱ شهرداری بیجار
  77. بازار تاریخی بیجار با قدمتی به بلندای تاریخ ایران زمین
  78. سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کردستان
  79. دانشنامه جهان اسلام
  80. ČAHĀRBĀḠ-E GARRŪS
  81. دانشنامه جغرافیای تاریخی جهان اسلام
  82. http://www.bijar.ir/HomePage.aspx?TabID=4841&Site=bijarPortal&Lang=fa-IR
  83. http://www.skifed.ir
  84. تاریخ تأسیس شهرداری بیجار
  85. تاریخچهٔ شهرداری بیجار
  86. امیرانی علی‌اصغر، یادداشت‌های علی‌اصغر امیرانی مدیر مجله خواندنی‌ها
  87. پیست موتورسوار کراس شهید منصوری شهرستان بیجار افتتاح شد
  88. بهره‌برداری از مجهزترین خانه کشتی کشور در بیجار
  89. افتتاح بزرگترین سالن ورزشی بانوان غرب کشور در بیجار
  90. بهره‌برداری از مجموعه ورزشی شهدای گمنام بیجار