اورامان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

اورامان[۱] (به کردی: هەورامان یا Hewraman) نام منطقه‌ای کوهستانی در غرب ایران و شرق عراق است که ساکنان آن به گویش هورامی سخن می‌گویند.

خاستگاه نامگذری[ویرایش]

در خصوص وجه تسیمه هورامان عمده ترین تحقیقات وجه تسمیه هورامان را به معنای سرزمین گشنگان (سرزمینی که به دلیل طبیعت خشن و صعب العبورش مردمان آن همواره در تنگنای معیشت بوده) را دانسته اند؛منجمله در کتاب تاریخ وجغرافیای کُردستان، تالیف عبدالقادربن رستم بابان (این کتاب را فرهاد میرزا معتمدالدوله عموی ناصرالدین شاه نوشته و به وی تقدیم کرده است)در خصوص واژه اُورامان این گونه اظهار داشته است:(((درگویش اُورامان به گرسنه می گویند "اُورا”" وآن عده که دراین منطقه زیسته اند، بیشتر اوقات گرسنه بوده اند به این دلیل به آنها گفته اند اُورامی)))؛در این خصوص محمد رشید امینی نویسنده و شاعر پاوه ای این تعبیر را در خصوص هورامان با ذکر دلایلی رد میکند[۲] [۳]

در این خصوص هادی محمودی پژوهشگر تاریخ هورامان با برسی اکثریت اسناد و مدارک از پیشینه هورامان؛ دیدگاه های متاخرین را مورد برسی و نقد قرار داده و در نهایت وجه تسمیه هورامان را به معنای سرزمین مردان خداپرست(سرزمین اهورا) دانسته است.[۴][۵]

دربارهٔ خاستگاه نامگذاری هورامان دیدگاه‌های گوناگونی مطرح شده که هیچ‌یک از لحاظ زبان‌شناسی تأیید نشده‌اند. از جمله در زبان اورامی هَور به معنی ابر و آما به معنی آمدن است و مفهوم کلی آن جایی که ابرها از آن می‌آیند. نظریه دیگر واژه اورامان یا هورامان از دو بخش اهورا و «مان» به معنی خانه، جایگاه و سرزمین می‌داند و آنرا سرزمین اهورایی و جایگاه اهورا مزدا تفسیر می‌کند. «هور» در اوستا به معنی خورشید است. هورامان را می‌توان جایگاه خورشید هم معنی کرد.[۶]

جغرافیای طبیعی و سیاسی[ویرایش]

این منطقه بیشتر کوهستانی و دارای دره‌های پرپیچ‌وخم و عمیق و رودبارهای بی شمار است. از مجموع آب این چشمه‌ها و رودبارها دو رودخانه سیروان و لیله پایه ریزی می‌شوند که در نقطه‌ای به نام دروله در نزدیکی مرز ایران و عراق به هم می‌پیوندند. از میان این چشمه‌ها می‌توان چشمه بل را نام برد که با دبی ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ لیتر در ثانیه پرآب‌ترین آنهاست و به سیروان می‌ریزد و از سویی رودی که از آن پایه ریزی می‌شود کوتاهترین رود جهان است.[۷][۸]

یک روستای تیپیک در اورامان با معماری پله‌ای

هر چند که بخش بزرگی از منطقه اورامان از کوه‌های بلند و پربرف ساخته می‌شود. اما در ارتفاعات پائین‌تر و در دامنه همین کوه‌ها جنگلهای متراکم کم و بیش وسیعی وجود دارند. پوشش جنگلی این ناحیه همچون پوشش عمومی رشته‌کوه زاگرس بیشتر از درختان بلوط است. درختان دیگری مانند گلابی‌وحشی و زالزالک نیز به تعداد چشمگیری یافت می‌شود. این جنگلها از دیرباز تأمین‌کننده سوخت زمستانی اهالی منطقه بوده‌اند.

بخش بزرگی از اورامان در استان کرمانشاه و بخش کوچکتری در حلبچه در خاک عراق واقع است. از مناطق مهم شهری آن نیز می‌توان به پاوه، نوسود، نودشه، بیاره و حلبچه اشاره کرد، که البته در شهرهایی نظیر مریوان، کامیاران، سنندج، کرمانشاه، جوانرود و تهران نیز از طریق مهاجرت مردم هورامی زبان ساکن شده‌اند.[نیازمند منبع] هورامان روی همرفته خود به چند بخش تقسیم می‌شود که عبارت اند از هورامان لهون، هورامان تخت و ژاورو.

مردمان ساکن در سرزمین هورامان[ویرایش]

در خصوص هُورامی ها دقیق ترین تحقیقات ثابت کرده که مردمان هُورامی یکی از زیر مجموعه های مردم گُوران قدیم می باشند که به طور کامل تمامی تحقیقات داخلی و خارجی و مستشرقان بر این امر اتفاق نظر داند؛ مردم گوران قدیم که در زمره اجداد مردم هورامی زبان کنونی هستند در حدود هزاره اول قبل از میلاد ساکن شمال ایران تا نزدیکی کابل بوده اند که بازی گری و سرائیدن به کوچه ها پیشه ایشان باشد و همنچنین سرودگوی و گدای کوچه ها که در هند ایشان را کاولی گویند و در ایران الف را حذف کنند و کولی گویند و در زمان ساسانیان و به خصوص توسط شاپور یکم هنگام بستن بند شوشتر چند هزار تن از این طایفه را از کابل احضار کرد و به خوزستان آورد تا روز مردان ایشان در بستن بند شوشتر کار کنند و شب زنان ایشان به کار آب به رقاصی و هم بستری سربازان ساسانی به سر ببرند که بعد ها با ازدیاد جمعیت در خوزستان و فارس تا لرستان پراکنده گشتند که در لرستان آنها را با نام گورانی[guroni]و لوتی [luti]، و نیز کاولی[kaweli] میشناختند(همچنین شعرا در اشعار لوری و لولی) و به مرور زمان نام گوران به علت کاربرد بیشتر بر آنها اطلاق گردید.گوران های لرستان به مرور زمان در کنار ایلات و عشایر لرستان استقرار یافته و ضمن نواختن موسیقی در داوِت [dawet] (عروسی) و چَمَر[čæmær] (مجلس ختم) و با ساخت انواع وسایل کشاورزی از جمله غربال، داس، انواع آشیر (وسیله باد دادن خرمن جهت جدا کردن دانه از کاه) و نیز سلاح‌های گرم دست‌ساز با عشایر وارد مبادله اقتصادی نیز می‌شدند و به مرور زمان از جنوب کرمانشاه تا جنوب کردستان پراکنده گشتند و در اواخر دوره ساسانی به مرور زمان یکجا نشین شدند که بعدها به آنها هورامی و به سرزمینی که در آن طاکن گردیدند هورامان اطلاق گردید .[۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]

در دوره پس از اسکندر مقدونی و شکست شاهنشاهی پارس ها؛ پارت ها قدرت گرفتند و بر سراسر ایران حاکم شدند اما پس از نابودی شاهنشاهی پارت ها توسط ساسانیان ؛ گُوران ها که شاخه ای از پارت ها بودند از حاشیه های دریای خزر روانه غرب ایران شدند و در حاشیه شهرهای کردنشین و مناطق خالی از سکنه کردستان آن زمان(ناحیه جبال قدیم) که قشلاق و ییلاق کردستان آن زمان بودند به دامداری و زندگی کوچ نشینی مشغول شده که به مرور زمان زبان و آداب و رسوم و طرز لباس پوشیدن و خلقیات و روحیات آنها با مردم کرد در هم آمیخته گردید و با آنها یکی شدند . [۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]

بر اساس عمده تحقیقات علمی در این خصوص؛ واژه هُورام از واژه هُورامان (به معنای سرزمین اهورا ؛ سرزمین مقدس) آمده است. [۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]

"آن دسته از مردم گُوران که در زمان ساسانیان به مرور زمان به ادیان الهی یهودیت و مسیحیت گرایش پیدا کردند و از زندگی کوچ نشینی دست کشیده و به زندگی یکجانشینی روی آوردند و برای حفظ جان در قسمت هایی از سرزمین کُردستان که صعب العبورتر بود ساکن شدند که پس از سکونت در آن، به این سرزمین که در آن سکنی گزیدند؛ هُورامان(به معنای سرزمین مردان خداپرست) اطلاق گردید و به مرور زمان به این دسته از مردم گُوران که در آن ساکن گردیده بودند نام هُورامی(به معنای خداپرست) نهاده شد و دیگر کمتر به آنها گُوران گفته می شد." [۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]

تا این زمان مردمان حاشیه دریای خزر و سایر مناطق ایران و همچنین مردم کُردستان پیرو آئین هایی چون میترائیسم و مهرپرستی و خورشیدپرستی و ماه پرستی و آتش پرستی و… بودند و عده ای نیز پیرو زَرتُشت(البته دین زَرتُشتی نیز انحراف یافته بود و پیرو دو خدایی بودند)و تنها این عده که برای حفظ جان به سرزمین صعب العبور هُورامان پناه برده و در آن اسکان یافتند و پیرو ادیان الهی یهودیت و مسیحیت بودند، یکتا پرست بودند.(لازم به ذکراست که ادیان الهی یهودیت و مسیحیت در این زمان هنوز انحراف نیافته بودند و یکتا پرست بودند.) [۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]

باستان‌شناسی و تاریخ[ویرایش]

کهن‌ترین آثار سکونت انسان در بررسی‌ها و کاوشهای باستان‌شناسی در اطراف روستای هجیج، ناو و اسپریز یافت شده و مربوط به دوران پارینه سنگی است که طبق گزارش باستان شناسان بیش از چهل هزار سال تا حدود ۱۲ هزار سال قدمت دارند.[۱۹] آثار کشف شده شامل ابزارهای سنگی غارنشینان اولیه، استخوان حیوانات شکار شده که بیشتر متعلق به بز کوهی بوده و بقایای اجاق است که در چند غار از جمله گیلوان و مرو دارای کشف شده است. طبق نظر باستان شناسان انسانهای نئاندرتال که اسکلت آنها در غارهای بیستون و شانیدر یافت شده در پیش از چهل هزار سال پیش در این منطقه می‌زیستند و پس از انقراض آنها انسان هوشمند جدید در این منطقه سکنا گزیده است که آثار آنها در غار کناچه کشف شده است.

آثاری از سکونت انسان در عصر آهن در نزدیکی روستای روآر یافت شده شامل چند سکونتگاه و یک گور بزرگ سنگی با سقف گنبدی شکل است که حدود سه هزار سال قدمت دارد.[۲۰] این گور سنگی احتمالاً از قدیمی‌ترین شواهد گنبد سازی در غرب زاگرس است که با شیوه خشکه‌چین ساخته شده است. از دیگر آثار عصر آهن در اورامان سنگ‌نبشته اورامان در نزدیکی تنگی ور است. این کتیبه مربوط به دوره آشوری‌ها است که نقش سارگون دوم شاه آشور بر آن نمایش داده شده که همراه با کتیبه‌ای میخی به زبان آشوری در شرح لشکرکشی‌های وی در غرب زاگرس و اورامان است.

از دوره سلوکی و اشکانی چند پوست نوشته کشف شده که با عنوان بنچاق اورامان از آنها یاد می‌شود. این مجموعه در درون یک ظرف سفالی در غاری نزدیک روستای پالنگان در دره تنگی ور کشف و بوسیله دکتر سعید خان کردستانی به موزه بریتانیا در لندن اهدا شد که در نهایت به کتابخانه بریتانیا منتقل شده‌اند. این پوست نوشته‌ها به زبان یونانی و پهلوی نوشته شده‌اند و سند فروش تاکستان و زمین اند که در آنها به اسامی ساکنان منطقه مانند پاتسپار، تیراک پسر آپن و اویل پسر بشنین اشاره شده است. طبق این اسناد در آن دوره اشخاص با نام پدر شناخته می‌شدند.

در دوره افشار و قاجار برخی از طوایف ساکن اورامانات برای تقویت قوای نظامی نواحی شرقی مازندران و جلوگیری از حملات ازبکان، به نزدیکی گرگان کوچانده شدند.

زبان[ویرایش]

مردم این منطقه کرد هستند.[۲۱][۲۲][۲۳][۲۴] آنان به گویش هورامی[۲۵] تکلم می‌کنند. هورامی دارای چند زیر شاخه شامل لهونی، تختی، بیسارانی، حلبچه‌ای و شیخانی است. در مجموع تخمین زده می‌شود که بین بیست تا بیست و دو هزار نفر به گویش هورامی سخن می‌گویند. در مورد ماهیت گویش هورامی و جایگاه آن در گروه زبان‌های شمال غربی ایران دیدگاه‌ها گوناگون وجود دارد از جمله اُرانسکی که آنرا گونه‌ای از گویش‌های کردی گورانی و زازا می‌داند اما طبق نظر مکنزی هورامی مانند دیگر گویش‌های گورانی، دارای برخی مشخصات آوایی است که آن را به گویش‌های مرکز ایران نزدیک‌تر می‌کند. اتنولوگ هورامی را در دسته زازا-گورانی جایی داده است؛ که زبانی مستقل از زبان‌های کردی است.[۲۶]

یک دختربچه اورامانی با لباس سنتی کردی

معماری و فرهنگ[ویرایش]

معماری اورامانات کاملاً با کوهستان انطباق یافته و متکی بر ساخت و ساز با استفاده از سنگ و بصورت خشکه چین است و خانه‌ها در روستاهای منطقه با توجه به شیب تند دامنه‌های صخره‌ای به صورت پلکانی ساخته شده‌است. خانه‌ها در اکثر موارد در دو طبقه ساخته شده و براساس معیشت فضاهای خانه‌ها با یکدیگر متفاوت است و خانه‌های افراد باغ دار، کشاورز، دامدار کمابیش با هم متفاوت است. در بسیاری از موارد طبقه همکف به محل نگهداری گله و انبار اختصاص دارد. فضای اصلی مسکونی در طبقه بالاتر واقع است و از بخش‌های مختلفی تشکیل می‌شود.

مردم منطقه معتقدند اورامانات تخت زمانی شهری بزرگ بوده و مرکزیتی خاص داشته به همین دلیل از آن به عنوان تخت یا مرکز حکومت ناحیهٔ اورامان یاد می‌کرده‌اند. به غیر از وضعیت خاص روستا از نظر معماری، موقعیت چشمه‌های پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پیر شالیار و به ویژه جمعیت و تعداد سکنه قابل توجه آن نشانگر اهمیت منطقه از دوره‌های گذشته است. پوشاک کردی آمیزه‌ای از رنگ و نقش است. لباس مردم اورامانات کردی است. پیش از ورود پارچه و کفش‌های خارجی و سایر منسوجات داخلی به‌استان کردستان، بیشتر پارچه‌ها و پای‌افزار مورد نیاز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلی بافته و ساخته می‌شده‌است.

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. AVROMAN
  2. مصطفی طاهری. «هورامان درست است نه اورامان». ایسنا(خبرگذاری دانشجویان ایران). ۱۳۹۶/۰۲/۱۰. 
  3. محمد رشید امینی. «بررسی تاریخی ومعرفتی واژه هورامان». وب سایت خبری شهرستان کامیاران. ۱۳۹۵/۰۲/۲۶. 
  4. «هورامان سرزمین اهورا /مقاله تحلیلی آیا هورامی زبان ها کُردند». پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس، 1396/05/08. 
  5. هادی محمودی. «هورامان سرزمین اهورا». پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه. ۱۳۹۶/۰۵/۰/۸. 
  6. شاید هم اخلاف نژاد هوریان مد نظر باشد
  7. "کانی بل:صدا و سیمای کردستان". 
  8. "روداو:کانی بل در بحران". 
  9. Edwards, j. , (2009), Language and Identity, Cambridge University, New York.
  10. Amanolahi, S. Norbeck, E. , (1975), The Luti, an Outcaste Group of Iran. Rice University Studies 61(2): 1-12.
  11. Duranti, a. , (2004), Linguistic anthropology, Cambridge University, New York.
  12. واژه نامه پارس ویکی. «لوری». پارس ویکی. 
  13. ابوالقاسم فردوسی. «پادشاهی بهرام گور». گنجور. 
  14. بخش تحقیقات سازمان امور عشایر ایران. «ایلات و طوایف عشایر». سازمان امور عشایر ایران. 
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۱۵٫۲ ۱۵٫۳ ۱۵٫۴ هادی محمودی. «هُورامی ها و ریشه های مردمانش». پایگاه خبری تحلیلی نوریاو. ۱۳۹۶/۱۱/۱۸. 
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ۱۶٫۲ ۱۶٫۳ ۱۶٫۴ هادی محمودی. «هُورامی ها و ریشه های مردمانش». پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه. 1396/11/18. 
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ ۱۷٫۳ ۱۷٫۴ فواد، کمال. گویشهای زبان کُردی و زبان ادبی و نوشتاری. تهران: مجله‌ی انجمن دانش پژوهی کُرد، 1971. 
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ ۱۸٫۲ ۱۸٫۳ ۱۸٫۴ مینورسکی، ولادمیر. کُردها نوادگان مادها. بغداد: مجلۀ انجمن دانش پژوهی کُرد، 1973. 
  19. "کاوش‌های باستان‌شناسی در غارها و پناهگاه‌های سنگی دره رودخانه سیروان". 
  20. "کشف گور منحصربه‌فرد 3000 ساله با ساختار سنگی و پلان مدور". 
  21. Edmonds, Cecil. Kurds, Turks, and Arabs: politics, travel, and research in northeastern Iraq, 1919-1925. Oxford University Press, 1957.
  22. home.hum.uva.nl/oz/leezenberg/GInflCK.pd
  23. http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-tribes
  24. The Kurdish National Movement: Its Origins and Development by Wadie Jwaideh page 307
  25. ساخت‌های فعلی استمراری تأکیدی در گویش هورامی
  26. گویش‌های گورانی

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]