اورامان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

اورامان[۱] (به کردی: هەورامان یا Hewraman) نام منطقه‌ای کوهستانی در غرب ایران و شرق عراق است که ساکنان آن به گویش هورامی سخن می گویند.

وجه تسمیه[ویرایش]

در خصوص وجه تسمیه هورامان نظرات مختلفی مطرح شده که هیچ یک از لحاظ زبان شناسی تایید نشده‌اند. از جمله در زبان اورامی هَور به معنی ابر و آما به معنی آمدن است و مفهوم کلی آن جایی که ابرها از آن می آیند. نظریه دیگر واژه اورامان یا هورامان از دو بخش اهورا و «مان» به معنی خانه، جایگاه و سرزمین می داند و آنرا سرزمین اهورایی و جایگاه اهورا مزدا تفسیر می کند. «هور» در اوستا به معنی خورشید است. هورامان را می‌توان جایگاه خورشید هم معنی کرد[۲].

جغرافیای طبیعی و سیاسی[ویرایش]

این منطقه عمدتا کوهستانی دارای دره‌های پرپیچ‌وخم و عمیق و رودبارهای متعددی است. از مجموع آب این چشمه‌ها و رودبارها دو رودخانه سیروان و لیله تشکیل می‌شوند که در نقطه‌ای به نام دروله در نزدیکی مرز ایران و عراق به هم می‌پیوندند. از میان این چشمه ها می‌توان چشمه بل را نام برد که با دبی 3000 تا 4000 لیتر در ثانیه پرآب‌ترین آنهااست و به سیروان می‌ریزد و ضمنا رودی که از آن تشکیل می‌شود کوتاهترین رود جهان است [۳][۴].

یک روستای تیپیک در اورامان با معماری پله ای

هر چند که بخش عمده‌ای از منطقه اورامان را کوههای مرتفع و پربرف تشکیل می‌دهد. اما در ارتفاعات پائین‌تر و در دامنه همین کوه‌ها جنگلهای متراکم نسبتاً وسیعی وجود دارند. پوشش جنگلی این ناحیه همچون پوشش عمومی رشته‌کوه زاگرس عمدتاً از درختان بلوط است. درختان دیگری مانند گلابی‌وحشی و زالزالک نیز به تعداد قابل توجهی یافت می‌شود. این جنگلها از دیرباز تأمین‌کننده سوخت زمستانی اهالی منطقه بوده‌اند.

بخش بزرگی از اورامان در استانهای کردستان و کرمانشاه و بخش کوچکتری در حلبجه در خاک عراق واقع است. از مناطق مهم شهری آن نیز می‌توان به پاوه، نوسود، نودشه، بیاره و حلبچه اشاره کرد، که البته در شهرهایی نظیر مریوان، کامیاران، روانسر، سنندج، کرمانشاه، جوانرود و تهران نیز از طریق مهاجرت مردم هورامی زبان ساکن شده‌اند.[نیازمند منبع] هورامان بطور کلی خود به چند بخش تقسیم می‌شود که عبارت اند از هورامان لهون، هورامان تخت و ژاورو.

بازیل نیکیتین می گوید:

که اهالی اورامان «ادعا می‌کردند که از اعقاب رستم پهلوان ملی ایران هستند. در آنجا به زبان مخصوصی صحبت می‌کنند و خود را به جای کرد اورامی گویند. در واقع هم از ویژگی‌های دیگرشان چنین به نظر می‌رسد که کرد خالص نباشند. بلکه ممکن است مانند گوران‌ها به بازماندگان قوم ایرانی دیگری تعلق داشته باشند.[۵]

باستان شناسی و تاریخ[ویرایش]

کهنترین آثار سکونت انسان در بررسی ها و کاوشهای باستان شناسی در اطراف روستای هجیج، ناو و اسپریز یافت شده و مربوط به دوران پارینه سنگی است که طبق گزارش باستان شناسان بیش از چهل هزار سال تا حدود 12 هزار سال قدمت دارند [۶]. آثار کشف شده شامل ابزارهای سنگی غارنشینان اولیه، استخوان حیوانات شکار شده که بیشتر متعلق به بزکوهی بوده و بقایای اجاق است که در چند غار از جمله گیلوان و مرو دارای کشف شده است. طبق نظر باستان شناسان انسانهای نئاندرتال که اسکلت آنها در غارهای بیستون و شانیدر یافت شده در پیش از چهل هزار سال پیش در این منطقه می زیستند و پس از انقراض آنها انسان هوشمند جدید در این منطقه سکنا گزیده است که آثار آنها در غار کناچه کشف شده است.

آثاری از سکونت انسان در عصر آهن در نزدیکی روستای روآر یافت شده شامل چند سکونتگاه و یک گور بزرگ سنگی با سقف گنبدی شکل است که حدود سه هزار سال قدمت دارد. [۷]. این گور سنگی احتمالا از قدیمی ترین شواهد گنبد‌سازی در غرب زاگرس است که با شیوه خشکه‌چین ساخته شده است. از دیگر اثار عصر آهن در اورامان سنگ‌نبشته اورامان در نزدیکی تنگی ور است. این کتیبه مربوط به دوره آشوری ها است که نقش سارگون دوم شاه آشور بر آن نمایش داده شده که همراه با کتیبه ای میخی به زبان آشوری در شرح لشکرکشی های وی در غرب زاگرس و اورامان است.

از دوره سلوکی و اشکانی چند پوست نوشته کشف شده که با عنوان بنچاق اورامان از آنها یاد می شود. این مجموعه در درون یک ظرف سفالی در غاری نزدیک روستای پالنگان در دره تنگی ور کشف و بوسیله دکتر سعید خان کردستانی به موزه بریتانیا در لندن اهدا شد که در نهایت به کتابخانه بریتانیا منتقل شده اند. این پوست نوشته ها به زبان یونانی و پهلوی نوشته شده اند و سند فروش تاکستان و زمین اند که در آنها به اسامی ساکنان منطقه مانند پاتسپار، تیراک پسر آپن و اویل پسر بشنین اشاره شده است. طبق این اسناد در آن دوره اشخاص با نام پدر شناخته می شدند.

در دوره افشار و قاجار برخی از طوایف ساکن اورامانات برای تقویت قوای نظامی نواحی شرقی مازندران و جلوگیری از حملات ازبکان، به نزدیکی گرگان کوچانده شدند.

زبان[ویرایش]

نوشتار اصلی: هورامی

مردم این منطقه به گویش هورامی[۸] تکلم می‌کنند. هورامی دارای چند زیر شاخه شامل لهونی، تختی، بیسارانی، حلبجه ای و شیخانی است. در مجموع تحمین زده می شود که بین بیست تا بیست و دو هزار نفر به گویش هورامی سخن می گویند. در مورد ماهیت گویش هورامی و جایگاه آن در گروه زبان‌های شمال غربی ایران دیدگاه‌ها گوناگون وجود دارد از جمله ارانسکی که آنرا گونه‌ای از گویش‌های کردی گورانی و زاز می داند اما طبق نظر مکنزی هورامی مانند دیگر گویش‌های گورانی، دارای برخی مشخصات آوایی است که آن را به گویش‌های مرکز ایران نزدیک‌تر می کند. اتنولوگ هورامی را در دسته زازا-گورانی جایی داده است. که زبانی مستقل از زبان های کردی است.[۹]


یک دختربچه اورامانی با لباس سنتی کردی

معماری و فرهنگ[ویرایش]

معماری اورامانات کاملا با کوهستان انطباق یافته و متکی بر ساخت و ساز با استفاده از سنگ و بصورت خشکه چین است و خانه ها در روستاهای منطقه با توجه به شیب تند دامنه های صخره ای به صورت پلکانی ساخته شده‌است. خانه ها در اکثر موارد در دو طبقه ساخته شده و براساس معیشت فضاهای خانه ها با یکدیگر متفاوت است و خانه های افراد باغ دار، کشاورز، دامدار کمابیش با هم متفاوت است. در بسیاری از موارد طبقه همکف به محل نگهداری گله و انبار اختصاص دارد. فضای اصلی مسکونی در طبقه بالاتر واقع است و از بخش های مختلفی تشکیل می شود.

مردم منطقه معتقدند اورامانات تخت زمانی شهری بزرگ بوده و مرکزیتی خاص داشته به همین دلیل از آن به عنوان تخت یا مرکز حکومت ناحیهٔ اورامان یاد میکرده‌اند. به غیر از وضعیت خاص روستا از نظر معماری، موقعیت چشمه‌های پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پیر شالیار و به ویژه جمعیت و تعداد سکنه قابل توجه آن نشانگر اهمیت منطقه از دوره های گذشته است. پوشاک کردی آمیزه‌ای از رنگ و نقش است. لباس مردم اورامانات کردی است. پیش از ورود پارچه و کفش‌های خارجی و سایر منسوجات داخلی به‌استان کردستان، بیشتر پارچه‌ها و پای‌افزار مورد نیاز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلی بافته و ساخته میشده‌است.

خاندانها[ویرایش]

از بزرگترین خاندانهای ساکن در این مناطق می‌توان به طایفه خالد و خانواده مفتی‌ها اشاره کرد و می‌تواند از شخصیتهایی چون محمد زاهد ضیایی پاوه‌ای، شیخ نصرالدین خالصی،جلال جلالی زاده وسید محمد طاهر هاشمی به عنوان شخصیت‌های برجسته این خطه نام برد.

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]