اجازه (فقه)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
اجازه محمد حسین نایینی به مهدی مهدوی لاهیجی محرم ۱۳۴۶ هجری قمری

اجازه مجوزی است که به دارنده آن اجازه می دهد متن یا موضوع خاصی را نقل کند که توسط شخصی که قبلاً چنین اختیاری را دارد صادر شده است. این امر به ویژه در علوم اسلامی است.[۱] اجازه معمولاً به این معناست که شاگرد از طریق آموزش شفاهی دست اول از صادرکننده اجازه کسب کرده است، اگرچه این الزام به مرور زمان کاهش یافت.[۱] اجازه‌ زنجیره‌ای از راویان را ارائه می‌کند که به نویسنده اصلی بازمی‌گردد، اغلب متون حدیث، فقه و تفسیر وجود دارد. همچنین در آثار عرفانی، تاریخی، و فلسفی و ادبیات نیز دیده می‌شود.[۱]

جورج مکدیسی، استاد شرق‌شناسی، این نظریه را مطرح کرد که «اجازه» خاستگاه مدرک دانشگاهی و همچنین دکترا است.[۲] استاد زبان عربی، آلفرد گیوم؛ پروفسور جامعه‌شناسی، سید فرید العطاس پروفسور مطالعات خاورمیانه، دوین جی. استوارت موافق هستند که شباهت هایی بین اجازه و مدرک دانشگاهی وجود دارد.[۳][۴]

شرح[ویرایش]

خوشنویسی متن یک اجازه ۱۲۰۶ قمری/۱۷۹۱ میلادی

ویلیام آ. گراهام، پروفسور هاروارد، سیستم اجازه را به شرح زیر توضیح می دهد:

نظام اساسی «سفر در جست‌وجوی دانش» که در اوایل علم حدیث شکل گرفت، شامل سفر به شهرهای مرکز علم، به‌ویژه قدیمی‌ترین و مشهورترین آن‌ها، برای شنیدن احادیث آنها از زبان عالمان آن علم (مشایخ) و به دست آوردن آنها بود. اجازه برای نقل کردن آن‌ کلام به نام آنها. این سیستم اجازه گواهی شخصی و نه نهادی نه تنها برای احادیث، بلکه برای انتقال متون از هر نوع، از تاریخ، حقوق، یا زبان‌شناسی به ادبیات، عرفان یا الهیات نیز خدمت کرده است. سند یک نسخه خطی طولانی و همچنین یک حدیث کوتاه در حالت ایده آل باید منعکس کننده انتقال شفاهی، رو در رو و استاد به شاگرد متن توسط اجازه استاد باشد که متن مکتوب را اعتبار می بخشد. در یک اجازه رسمی و مکتوب، استادی که گواهینامه را اعطا می‌کند، معمولاً شامل سندی است که شامل نسب علمی استادان اوست که به پیامبر از طریق صحابه، شیخ یا امام بعدی، یا نویسنده کتابی خاص بازمی‌گردد.[۵]

انواع اجازه[ویرایش]

شاگردان می‌توانند بر اساس آنچه که مطالعه می‌کردند، انواع مختلفی از اجازه دریافت کنند. شش نوع عمومی اجازه؛ اجازه خاص، غیر خاص، عام، اجازه فی الکتاب، اجازه مکاتبه و اجازه تشریفاتی است.[۶] اجازه خاص بالاترین شکل اجازه ای است که یک شاگرد می تواند دریافت کند، زیرا بیان می کرد که یک شاگرد مجاز است در آن رشته به تایید آن استاد تدریس کند. فرم غیر اختصاصی نام شاگرد و استاد را بدون ذکر موضوع آموخته شده بیان می کرد. اجازه عامه فقط نام معلمان را آورده و شاگردان را گروهی فهرست کرده است. اجازه ای که بر فلان کتاب داده شد، نشان می داد که طلبه کتاب را نزد مؤلف مطالعه کرده و توانسته کتاب را حفظ کند. هرگاه معلمی متنی را برای شاگردان خود می نوشت و می فرستاد و به آنان اجازه می داد که فقط آنچه را که نوشته بودند یاد دهند، اجازه می شد. در نهایت یک اجازه افتخاری به عنوان نوعی احترام به یک شخص برجسته داده شد، اما اینها از نظر اجازه دادن به شخص مذکور برای تدریس مطالب موضوع اهمیت چندانی نداشتند.[۷]

اجازه روایت[ویرایش]

اجازه اجتهاد[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ Vajda, G., Goldziher, I. and Bonebakker, S.A. (2012). "Id̲j̲āza". In P. Bearman; Th. Bianquis; C.E. Bosworth; E. van Donzel; W.P. Heinrichs. Encyclopaedia of Islam (2nd ed.). Brill. doi:10.1163/1573-3912_islam_SIM_3485.
  2. Makdisi, George (1970). "Madrasa and University in the Middle Ages". Studia Islamica (32): 255–264 (260). doi:10.2307/1595223. JSTOR 1595223. Perhaps the most fundamental difference between the two systems is embodied in their systems of certification; namely, in medieval Europe, the licentia docendi, or license to teach; in medieval Islam, the ijaza, or authorization. In Europe, the license to teach was a license to teach a certain field of knowledge. It was conferred by the licensed masters acting as a corporation, with the consent of a Church authority ... Certification in the Muslim East remained a personal matter between the master and the student. The master conferred it on an individual for a particular work, or works. Qualification, in the strict sense of the word, was supposed to be a criterion, but it was at the full discretion of the master
  3. Al-Attas, Syed Farid (1 January 2006). "From Jāmi' ah to University: Multiculturalism and Christian–Muslim Dialogue". Current Sociology. 54 (1): 112–132. doi:10.1177/0011392106058837. ISSN 0011-3921. In the 1930s, the renowned Orientalist Alfred Guillaume noted strong resemblances between Muslim and Western Christian institutions of higher learning. An example he cited is the ijazah, which he recognized as being akin to the medieval licentia docendi, the precursor of the modern university degree.
  4. Devin J. Stewart (2005). "Degrees, or Ijazah". In Josef W. Meri. Medieval Islamic Civilization: An Encyclopedia. Routledge. pp. 201–203. ISBN 9781135455965. The license to teach law and issue legal opinions [...] is the type of ijazah that resembles the medieval European university degree most closely [...] The main difference between the two is that the granting authority is an individual professor, in the Islamic case, rather than a corporate institution in the case of the university. Despite this point, Makdisi has likened the ijazat al-ifta’ wa’l-tadris to the medieval Latin licentia docendi and suggests that it served as a model for that degree.
  5. Graham, William A. (Winter 1993), "Traditionalism in Islam: An Essay in Interpretation", Journal of Interdisciplinary History, 23 (3): 495–522, doi:10.2307/206100, JSTOR 206100
  6. Kopanski, Ataullah Bogdan; Idriz, Mesut (2007). "Introduction to Special Focus". Asian Journal of Social Science. 35 (1): 90. doi:10.1163/156853107x170123. ISSN 1568-4849.
  7. Robinson, Francis (2010), Irwin, Robert, ed., "Education", The New Cambridge History of Islam: Volume 4: Islamic Cultures and Societies to the End of the Eighteenth Century, The New Cambridge History of Islam, Cambridge: Cambridge University Press, 4, pp. 495–531, doi:10.1017/chol9780521838245.022, ISBN 978-0-521-83824-5, retrieved 2021-11-20