بهارلو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ایل بهارلو
کل جمعیت
نواحی با بیشترین جمعیت
 ایران: استان‌های فارس ،خراسان ،آذربایجان و تهران روستای کیکاور، شهرستان قروه روستای بهارلو

 جمهوری آذربایجان:شهرستان آغدام
 ترکیه:استان دیاربکر[۱]

زبان‌های رایج
ترکی فارسی
ادیان و مذاهب
اسلام، شیعه و سنی

ایل بهارلو ایلی متفرق در فلات ایران است، هم‌اکنون اکثر آن‌ها در استان فارس (به‌ویژه داراب، و ((دشت کربال)) مرودشت) زندگی می‌کنند. سایر آنان نیز در همدان، خراسان، آذربایجان و و تهران (کیکاور، شهریار) به سر می‌برند.

این ایل به همراه بارانلو، سعدلو، بایراملو و آلپاووت اویماق اصلی اتحادیه قراقویونلو را تشکیل می‌دادند.

همسر جهانشاه قراقویونلو خواهر امیر علی شکر بیگ بهارلو بود، پس از جهانشاه و با متزلزل شدن پایه‌های حکومت قراقویونلو، بیرام بیگ و پیرعلی بیگ فرزندان امیر علی شکر بیگ، بزرگان بهارلو و قراقویونلو محسوب می‌شدند، آن‌ها در صدد برآمدند با حمایت از خواهر زاده‌های خود حکومت قراقویونلو را حفظ نمایند لذا با حکومت‌های آق قویونلو و گورکانیان توافق نکردند، آن‌ها پس از مدتی کشمکش و جنگ با لشکرهای آق قویونلو و گورکانیان نهایتاً از سلطان حسین گورکانی در گرگان شکست خورده و کشته شدند، فرزندان و متابعین آن‌ها به هند مهاجرت کردند و بخشی دیگر از بهارلوها در همدان ماندند.

بخشی که به هند مهاجرت کردند در پایه‌گذاری و قدرت گرفتن حکومت گورکانیان هند نقش اصلی را به عهده داشتند، بیرام خان بهارلو مشهور به خان خانان نبیره پیرعلی بیگ، سپهسالار حکومت همایون گورکانی و همچنین پرورش دهنده و صدراعظم اکبرشاه گورکانی بود، پسرش عبدالرحیم خان نیز از وزرا و بزرگان حکومت اکبرشاه بود.

بخشی که در همدان ماندند به رهبری حسن بیگ شکر اوغلی (نبیره علی شکر بیگ بهارلو) ابتدا با آق قویونلوها توافق نمودند و حسن بیگ جزء رجال دربار آق قویونلو شد. در اوایل دوره صفویه و در زمان شاه اسماعیل با شکل‌گیری لشکر قزلباش بهارلوها هم به قزلباشان پیوستند. در زمان شاه عباس، خان ولی بیگ بهارلو[۲]در راس این ایل بود، شاه عباس در نظر داشت قدرت قزلباشان را کم کند، امرای قزلباش را حذف کند و لشکر شاهسون را جایگزین نماید، در این راستا خان ولی بیگ را کشت، ایل، متابعان و فرزندان او را به خراسان، آذربایجان و فارس فرستاد.بعد از کشته شدن خان ولی بیگ نیمی از طایفه جامه بزرگی که اصلش به ایل اغاجری می‌رسد سرپرستی ایل بهارلو را عهده دارمی‌شوند و به همراه این ایل به داراب کوچ میکنند .

بهارلوهای فارس بازماندگان این تبعید و سیاست شاه صفوی هستند. از اواخر دوره صفوی طوایف مختلف بهارلو به مرور به فارس مهاجرت کردند و بخش اعظم این ایل در فارس مستقر شدند. ایل بهارلو در فارس در سال ۱۲۷۵ قمری با سیاست خاندان قوام و حمایت فرهاد میرزا معتمدالدوله برای کم کردن قدرت قشقایی‌ها جزء ایلات خمسه فارس قرار گرفت، بهارلوها با این سیاست حکومت کنار نیامدند، درگیری با حکومت و کشمکش با خاندان قوام سال‌ها ادامه داشت، آن‌ها در شورش عشایر فارس در سال‌های ۱۳۰۷ تا ۱۳۰۹ ش شرکت داشتند.[۳]

بهارلوهایی که در همدان ماندند شهر بهار را بر بقایای قلعه بهار ساختند.

بدین شکل بهارلوها در نقاط مختلف پراکنده شدند.

سرزمین و کوچ[ویرایش]

بهارلوها در استان‌های فارس، همدان، آذربایجان، خراسان و تهران (کیکاور، شهریار) زندگی و کوچ می‌کنند.[۱]

دین و زبان[ویرایش]

بهارلوها؛ همانند اکثر ایلات ترک‌زبان ایران به زبان ترکی سخن گفته؛ مسلمان و شیعه دوازده امامی می‌باشند.[۴]

طوایف[ویرایش]

ایل بهارلو دارای ۲۴ طایفه در فارس می‌باشد که اسامی آن‌ها عبارتند از:

  • ورثه (احمدلو، ابراهیم خانی، اسماعیل خانی، رسولخانی)
  • بارانلو (بارانی)
  • جامه بزرگی
  • کریم لو
  • تکله
  • سلیمانی
  • جرغه
  • جوقه
  • حاجی تارلو (حاج طاهرلو)
  • حیدرلو
  • بور بور
  • سکز
  • صفی خانی
  • عیسی بگلو
  • کلاه پوستی
  • عمله
  • مشهدلو
  • نظر بیگلو
  • قره و اولاد (دروا)
  • امنه (عاشیق لر، شیخ لر)
  • کریم شفیع لو
  • خروسلو
  • چهارده چریک
  • کاید

۰قلی بگلو (قلی‌زاده)

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ «بهارلو». دانشنامه ایرانیکا. بازبینی‌شده در 2016/6/21. 
  2. سومر، فاروق. نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه حکومت صفوی. تهران: گستره، 1371. 
  3. بیات، کاوه. شورش عشایر فارس. نقره، 1365. 51 تا 55. 
  4. «بهارلو». دانشنامه ایرانیکا. بازبینی‌شده در 2016/6/21. 

منابع[ویرایش]

  • این مقاله شامل بخش‌هایی به قلم محمد معین (درگذشته در ۲۱ تیر ۱۳۵۰) است. حقوق معنوی آن بخش‌ها برای محمد معین محفوظ است.
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Baharlu». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی.
  • شاهسون‌های فارس، پیشینهٔ تاریخی شناخت شاهسون‌ها، محمد کریم‌زاده
  • وقایع ایلات خمسه، محمد علی نجفی