ایل ترکاشوند

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ترکاشوند ( تُرْکاشنْ ) مقدمه دانستن حق هر انسانی ست، هر فرد یا گروهی این حق را دارند که از گذشته و هویت نژادی و فرهنگی خود مطلع باشند، لذا وظیفه خود دانستم بعد از یکسری تحقیقات و مطالعات کتب تاریخی و مصاحبه با تعدادی از افراد مسن از این ایل حقایقی درباره ایل ترکاشوند برای فهم بهتر نسل آینده از پیشینه خود، این مطالب را گردآوری نمودم. ناصر سامیری


ترکاشوند ( تُرْکاشنْ ): نام یکی از ایل های قدیمی استان کرمانشاه و همدان می باشد.

محل زندگی ایل تُرْکاشن: برعکس نظر عامه، که تُرْکاشنْ ها را از ساکنان الشتر و زیر شاخه حسنوند و یا یوسفوند می دانند ، اما این ایل را می توان یکی از قدیمی ترین عشایر ایران و غرب کشور دانست و با توجه به نام این ایل که از قدیمیترین نام های ایرانی می باشد ، لذا به هیچ عنوان نمی توان برای این ایل محلی را بعنوان سکنا و زیر شاخه دیگر طوایف بودن ، قائل شد، مثال نام یوسف یا حسن به ترتیب یک اسم عبری و عربی می باشد که در دوران اسلامی وارد این منطقه شده در مقابل نام تُرْکاشنْ که در زیر مفصل توضیح داده خواهد شد که چندین هزار سال است که این ایل را با این نام خطاب می کنند ، ، اما می توان این ایل را از ایل های بزرگ استان کرمانشاه و همدان دانست ، که با توجه به کوچنده بودن نمی توان دقیقا جمعیت و مناطقی که سکنا گزیده اند را معلوم نمود، اما بطور تقریبی می توان گفت بجز تعداد کمی از عشایر که هنوز در حال کوچ هستند ، بیشتر آنها در کنگاور ، همدان ، دهستان چمچمال ، تویسرکان ، نهاوند ، ملایر ، کرج ، شهریار ، و تهران سکونت دارند.

تقسیم بندی طایفه ای : ایل تُرْکاشنْ دارای شش طایفه اصلی که شامل: گرگه ، میرازی ، رحمتی ( ریه مه ت )، سلیمانی ( سه له مو )، مرشدی ( مه ر شو )، ملکجانی ( مه لیجان)، می باشند، و از سران سرشناس صده گذشته این ایل هم می توان به " الفت خان " و " حاج یاره " را نام برد.

نکته: در بعضی  مواقع به اشتباه ایل جمور ( جه میر ) و ذوله  را هم جزو ایل  تُرْکاشنْ می دانند که این اشتباه بخاطر ارتباطات زبانی و در بعضی مواقع مسیر مشترک کوچ این دو ایل بوده ،

وجه تسمیه و تبار تُرْکاشنْ: در زبان فارسی این ایل را به اسم ترکاشوند می شناسند. به دلیل اینکه پسوند وند ریشه و نیا را می شناساند، از وند استفاده شده، این پسوند مخصوص اقوام لک می باشد، بطور مثال ایل بیرانوند را در زبان گویش لکی بیرانن یا حسنوند را حسنه ن یا جلالوند را جلاله ن خطاب می کنند ، و اما در مناطق لک نشین ایل ترکاشوند را به اسم تُرْکاشن خطاب می کنند ، لذا ما هم بخاطر پی بردن به معنی دقیق آن اصطلاح را در شکل واقعی و کوردی آن ترجمه می نماییم. این کلمه از دو قسمت " تُرْ " و " کاشَنْ " تشکیل شده . قسمت اول کلمهٔ تُرْکاشن که " تُرْ " می باشد، در بین لک ها دو کاربرد زبانی دارد که هم برای راه و مسیر و هم برای نیا و نسبت استفاده می شود.

قسمت دوم آن کاشَنْ می باشد که نیاز به پاره ای توضیحات از نظر تاریخی و مکانی دارد. کاشنْ یا همان کاشو خدای کاسی ها که دو تا سه هزار سال پیش در اطراف رودخانه سیمره و سرچشمه های آن می زیسته اند و در هزاره دوم قبل از میلاد که قدرت اصلی منطقه غرب ایران و شرق عراق بوده اند و مدتی زیادی هم بر بابل حکومت می کرده اند، از این رو پیرنیا [۱] در کتاب تاریخ ایران باستان می گوید کاسی ها مردمانی بودند که در کوه های کردستان و کرمانشاه و شمال ایلام و شمال لرستان کنونی می زیسته اند. سکونتگاه اصلی آنها اطراف رودخانه سیمره بوده و این رود از به هم ریختن دو رود گاماسیاب که از کوه گرین مابین الشتر در استان لرستان و نهاوند در استان همدان سرچشمه می‌گیرد و رود قره سو که از کوه الوند سرچشمه می‌گیرد، به همین خاطر تا احتمالا تا اواخر حکومت هخامنشیان هم از اکسیان ( همدان کنونی) تا دیاله در عراق را سرزمین کاشن می گفته اند. حال دلیل نامگذاری این ایل به اسم تُرْکاشنْ را بیان می کنیم . با توجه به پیشینه تاریخی و وجه تسمیه تُرْکاشنْ که ذکر نمودیم ، می توان دو فرضیه ارایه داد که مطمئناً یک مورد دلیل نامگذاری این ایل به اسم تُرْکاشنْ می باشد. 1- مسیر اصلی کوچ این ایل از کوه الوند از اکسیان یا همدان امروزی تا مناطقی در ایلام بوده و امروزه هم می باشد ، و تُرْکاشنْ یکی از ایل های اصلی کوچنده سرزمین کاشن است که تا به امروز هم در حال کوچ در این محدوده هستند. با توجه به شواهد می توان گفت که نامگذاری این ایل به تُرْکاشنْ ، یعنی ایلی که در " تُرْ " مسیر ، " کاشن " سرزمین کاسی ها، کوچ می کنند. 2- حال اگر " تُرْ " را به نیا و نسبت معنی کنیم ، و کاشن را هم همان قوم کاسی معنی کنیم که رومن کریشمن می گوید که قوم کاسی نام خود را از کاشن یا کاشو خدای خود گرفته اند [۲] ، معنای اصطلاح تُرْکاشنْ را می تواند اینگونه بیان نمود ، که " تُرْ " ادامه ، " کاشن " قوم کاسی ها هستند، با ذکر یک مثال از زبان خود تُرْکاشنْ ها این موضوع را می توان بهتر نشان داد ، در مکالمات بین تُرْکاشنْ های لک وقتی کسی نسبت شخصی را با شخص دیگر یا پیشینیان می خواهد نشان دهد میگوید " مه ا تُرْ فلونی تونه م شناسی " ، یعنی من تورا از نسبتت با فلان شخص شناختم، در این صورت چون بعد از هزاران سال هنوز نام این ایل دست نخورده مانده و با توجه به مطالب بالا، در این رابطه قضاوت را به شما و مطالعه تاریخ و تاریخ نویسان حقیقت جو می سپاریم .

زبان تُرْکاشنْ ها: زبان ایل تُرْکاشنْ گویش لکی از زبان کوردی می باشد، همانگونه که دانشنامه بریتانیکا معتبرترین دانشنامه با بیش از ۱۰۰۰۰۰ هزار ویراستار و ۵۰۰۰ پروفسور ، گویش لکی را لهجه‌ای از زبان کردی نام می‌برد [۳] ، و برخی زبانشناسان گویش لکی را در شاخه گویشهای جنوبی کردی طبقه‌بندی کرده‌اند.[۴][۵][۶][۷] . در شرفنامه شرف خان بدلیسی (تاریخ نویس کُرد) لکها به عنوان قبیله‌ای از کردها معرفی شده است.[۸] ولادیمیر مینورسکی معتقد است لک‌ها قبایلی از کردها بوده‌اند که به سکونتگاه فعلی خود کوچ کرده و در اثر همزیستی با مردمان بومی فرایند ادغام فرهنگی و قومی میان لک‌ها و بومیان صورت گرفته است.[۹] برخی مواقع زبان تُرْکاشنْ ها را به لری نسبت داده اند که این اشتباه بسیار بزرگی می باشد و یا در پاره ای مواقع زبانی مستقل از کوردی تلقی می کنند که متاسفانه بیشتر در بین لک های استان لرستان دیده شده. با توجه به کوچنده بودن ایل تُرْکاشَن، نسبت به دیگر تیرهای لک ، زبان آن دست نخورده تر مانده ، مثال لک های لرستان بخاطر همسایگی با مناطق لرنشین بعضی واژه ها را با لرها یکسان تلفظ میکنند، اما تُرْکاشنْ ها لکی را همانگونه که در چند هزار سال پیش تکلم میشده استفاده می کنند و تنها دلیل آن هم کوچنده بودن و عدم یکجانشینی آنها و عدم وام گرفتن از دیگر مناطق می باشد. ساختار و واژگان در تقسیم بندی زبان‌ها نقش مهمی ایفا می‌کنند. در زیر تعدادی از واژگان فارسی و لری رایج به همراه معادل‌های آنها در تُرْکاشنْی و برخی گویش‌های کوردی رایج در غرب کشور آورده شده‌است. فارسی( آمدم) , لری ( اومایم) , کلهری (هاتم) , سورانی (هاتم) , تُرْکاشنْی (ها تم) , کرمانجی (هاتیم) فارسی (آب خوردم) , لری (او هه ردم) , کلهری ( ئاو خوواردم) , تُرْکاشنْی (ئاوم هووارد) , سورانی (ئاوم خووارد) فارسی (برو) , لری ( رو ) , کلهری (بچو) , تُرْکاشنْی (بچو) , سورانی (بچو) , کرمانجی (بیچو) فارسی ( افتادن) , لری (اوفتاین) , کلهری (ک فتن) , تُرْکاشنْی (که تن ) , سورانی (که وتن ) , کرمانجی (که تین) در مثال های بالا بیشترین شباهت بین گویش لک های تُرْکاشنْ با سورانی ها و کرمانجی ها نمایان می باشد. شاید بعضی دوستان چند مثال بالا را دال بر ادعای زبان کوردی تُرْکاشنْ ها ندانند . اما در کنار هم قرار دادن صدها اسم و صفت و فعل در تُرْکاشنْی و دیگر گویش های کوردی و جای گیری فعل و فاعل در همه گویش های کوردی به این نتیجه خواهند رسید که زبان لک های تُرْکاشنْ بدون شک گویشی از زبان کوردی می باشد.

مذهب تُرْکاشنْ: بی شک مذهب همه تُرْکاشنْ ها شیعه دوازده امامی بوده و َمی باشد..

منابع : ۱_ پیرنیا : کتاب ایران باستان، جلد اول ، ص ۱۸۶ ۲_ رومن کریشمن: کتاب ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، ص ۵۵ ۳_ Kurdish language - Britannica Online Encyclopedia ۴_ Windfuhr, G. (۲۰۰۹). The Iranian Languages, Routledge, p. ۵۸۷ ۵_ Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) ۲۰۰۰. ۶_ Rüdiger Schmitt (Hg.): Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden (Reichert) ۱۹۸۹. ۷_ V. Minorsky, “Lak”, Encyclopaedia of Islam ۸_ Erika Glassen. «BEDLĪSĪ, ŠARAF-AL-DĪN KHAN». دانشنامه ایرانیکا، ۱۵ دسامبر ۱۹۸۹

منابع[ویرایش]