اسم اعظم
اسم اعظم (بهمعنای «بزرگترین نام» یا «نام برتر») اصطلاحی در سنت دینی و عرفانی اسلام است که به نامی از نامهای خدا اشاره دارد که برتر یا جامعتر از دیگر نامهای الهی دانسته میشود و در شماری از روایات، برای خواندن خدا با آن اثری ویژه در دعا و اجابت آن قائل شدهاند.[۱][۲]
اصطلاح «اسم اعظم» در قرآن نیامده است، هرچند قرآن بارها از اسماء الحسنی سخن میگوید. مهمترین منشأ اسلامی این مفهوم مجموعهای از احادیث است که بر پایهٔ آنها خدا با «اسم اعظم» خوانده میشود و دعایی که با آن صورت گیرد اجابت میشود. در منابع اسلامی دربارهٔ اینکه اسم اعظم دقیقاً کدام نام است، اتفاق نظر وجود ندارد.[۱][۳]
هویت اسم اعظم
[ویرایش | اشتراکگذاری]در احادیث و تفاسیر اسلامی صورت واحدی بهطور قطعی بهعنوان اسم اعظم تعیین نشده و همین امر سبب پیدایش دیدگاههای مختلف شده است. برخی متکلمان، از جمله دیدگاهی منسوب به محمد بن جریر طبری و ابوالحسن اشعری، اساساً برتری ذاتی یک نام الهی بر نامهای دیگر را نپذیرفتهاند و «اعظم» را در این کاربرد به معنای «عظیم» دانستهاند.[۱]
در مقابل، گروهی از عالمان و مفسران اسم اعظم را نامی مشخص دانستهاند. از میان نامهایی که در منابع مختلف پیشنهاد شدهاند، «الله» مشهورترین است؛ زیرا آن را نام جامع خدا و دربرگیرندهٔ دیگر صفات الهی دانستهاند. «الحیّ القیّوم»، «ذوالجلال و الاکرام»، «ربّ»، «الرحمن» و «هو» نیز در منابع مختلف بهعنوان احتمالات اسم اعظم مطرح شدهاند.[۱][۲]
برخی روایات نیز اسم اعظم را در آیاتی از سورههای بقره، آل عمران و طه جستوجو کردهاند. از آنجا که تعبیر «الحیّ القیّوم» در این آیات دیده میشود، شماری از مفسران آن را یکی از محتملترین صورتهای اسم اعظم دانستهاند.[۱]
در روایات شیعه
[ویرایش | اشتراکگذاری]در برخی روایات امامیه، اسم اعظم دارای «هفتاد و سه حرف» توصیف شده است. بنا بر روایتی منسوب به امام محمد باقر، آصف بن برخیا تنها یک حرف از آن را میدانست و با همان دانش توانست تخت ملکه سبا را نزد سلیمان حاضر کند؛ در حالی که هفتاد و دو حرف آن نزد امامان بوده و یک حرف در علم خدا پوشیده مانده است.[۱][۴]
این روایت با تفسیر آیهٔ ۴۰ سوره نمل، که در آن از کسی «که دانشی از کتاب داشت» سخن گفته شده، پیوند یافته است. در شماری از تفاسیر اسلامی، این شخص آصف بن برخیا دانسته شده و آوردن تخت ملکه سبا به دانش او از اسم اعظم نسبت داده شده است؛ با این حال، خود آیه نامی از اسم اعظم نمیبرد.[۱]
در تصوف و عرفان
[ویرایش | اشتراکگذاری]در تصوف نیز برداشت واحدی از اسم اعظم وجود نداشته است. برخی صوفیان به وجود نامی مشخص و پنهان اعتقاد داشتند، در حالی که برخی دیگر تأکید میکردند که اثر اسم نه از حروف و اصوات آن، بلکه از معرفت و توجه شخص به خدا ناشی میشود. در روایتی منسوب به بایزید بسطامی، شرط اثرگذاری نام الهی پاککردن دل از غیر خدا دانسته شده است؛ در این صورت هر نامی از نامهای خدا میتواند برای عارف «اسم اعظم» باشد.[۱]
در سنت عرفانی ابن عربی و پیروان او، بحث اسم اعظم با نظریهٔ مراتب اسماء الهی و مفهوم «اسم جامع» ارتباط یافت. در این نگرش، «الله» از آن رو جایگاهی برتر دارد که جامع دیگر نامها و صفات الهی تلقی میشود. در برخی آثار عرفانی متأخر، انسان کامل نیز مظهر اسم جامع یا اسم اعظم دانسته شده است.[۱]
در علوم خفیه
[ویرایش | اشتراکگذاری]اسم اعظم از موضوعات مهم علم حروف و علوم خفیه اسلامی نیز بوده است. از قرون میانه، نویسندگانی کوشیدند آن را از طریق ترکیب حروف، حساب ابجد، حروف مقطعه یا نامهای الهی استخراج کنند. همچنین در برخی متون، صورتهایی عبری، سریانی و دیگر واژههای رمزآلود بهعنوان اسم اعظم معرفی شدهاند.[۱][۳]
این سنت با ادبیات خواص اسماء ارتباط نزدیک دارد؛ در آن ادبیات برای برخی نامهای خدا آثار و خواص ویژهای در دعا، ذکر، تعویذ و اعمال حروفی قائل میشدند. با این حال، «اسم اعظم» مترادف با خواص اسماء نیست، بلکه یکی از مهمترین موضوعات مطرحشده در این سنت بهشمار میرود.[۲]
از جمله نویسندگانی که دربارهٔ صورتهای حروفی و رمزی اسم اعظم بحث کردهاند، احمد بونی و نویسندگان متأثر از سنت او هستند. در آثار بعدی منسوب به بونی، از جمله مجموعههای مربوط به شمس المعارف، اسم اعظم با حروف، اعداد، اوفاق و نامهای الهی پیوند یافته است.
در زبان و ادب فارسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]مفهوم اسم اعظم از روزگاری کهن در متون فارسی اسلامی نیز دیده میشود و گاه ترکیب عربی آن به صورت «نام بزرگ» ترجمه شده است. برای نمونه در تاریخ بلعمی دربارهٔ کسی که اسم اعظم را میدانست تعبیر «نام بزرگ خدای» به کار رفته است.[۵]
اسم اعظم در ادبیات عرفانی و عامیانهٔ فارسی نیز بهعنوان نمادی از معرفت پنهان، قدرت دعا یا دسترسی اولیای الهی به اسرار الهی به کار رفته است.[۱]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 مایل هروی، نجیب. «اسم اعظم». دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. دریافتشده در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 ژیماره, دانیل (1988). Les noms divins en Islam: Exégèse lexicographique et théologique (in French). پاریس: Éditions du Cerf. pp. 85–94.
- 1 2 قنواتی, جورج شحاته (1974). "Le Nom suprême de Dieu". Études de philosophie musulmane (in French). پاریس: Vrin. pp. 381–410.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی. الکافی (به عربی). ج. ۱. تهران: دار الکتب الاسلامیة.
- ↑ ابوعلی بلعمی (۱۳۸۵). تاریخ بلعمی. به کوشش محمدتقی بهار و محمد پروین گنابادی. تهران: زوّار. ص. ۳۵۵.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
برای مطالعهٔ بیشتر
[ویرایش | اشتراکگذاری]- قنواتی, جورج شحاته (1974). "Le Nom suprême de Dieu". Études de philosophie musulmane (in French). پاریس: Vrin. pp. 381–410.
- ژیماره, دانیل (1988). Les noms divins en Islam: Exégèse lexicographique et théologique (in French). پاریس: Éditions du Cerf.
- مایل هروی، نجیب. «اسم اعظم». دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.