زبانهای کردی
| زبان کُردی | ||
|---|---|---|
| Kurdî, کوردی | ||
| زبان بومی در | ارمنستان، آذربایجان، ایران، عراق، سوریه، ترکیه | |
| منطقه | کردستان; همچنین آناتولی، قفقاز، خراسان، دیاسپورای کردی | |
| قومیت | کردها | |
شمار گویشوران | ۲۹ میلیون نفر (۲۰۱۷–۲۰۲۴)[۱] | |
| گویشها | کردی شمالی (کرمانجی)
کردی میانی (سورانی)
کردی جنوبی (کلهری)
| |
| ||
| وضعیت رسمی | ||
زبان رسمی در | ||
زبان اقلیت شناختهشده در | ||
| کدهای زبان | ||
| ایزو ۱–۶۳۹ | ku | |
| ایزو ۲–۶۳۹ | kur | |
| ایزو ۳–۶۳۹ | kur – کد همگانیکدهای اختصاصی: kmr – کردی شمالیckb – کردی میانیsdh – کردی جنوبیlki – لکی | |
| گلاتولوگ | kurd1259[۱۱] | |
| زبانشناسی | 58-AAA-a (North Kurdish incl. Kurmanji & Kurmanjiki) + 58-AAA-b (Central Kurdish incl. Dimli/Zaza & Gurani) + 58-AAA-c (South Kurdish incl. Kurdi) | |
توزیع جغرافیایی کردی و دیگر زبانهای ایرانی گویشی توسط کردها
| ||

زبانهای کُردی یک زنجیره گویشی از زبانهای هندواروپایی در شاخهٔ زبانهای ایرانی غربی هستند که کُردها با آنها سخن میگویند.[۱۲][۱۳] زبانهای کردی از زبانهای ایرانی شاخهٔ شمال غربی هستند که با زبانهای فارسی، بلوچی و لری خویشاوندی دارند.[۱۴][۱۵][۱۶][۱۷][۱۸] زبان کُردی دارای گویشهای (کردی شمالی، کردی میانی، کردی جنوبی و لکی) است.[۱۹][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳][۲۴][۲۵][۲۶][۲۷] هر چند که در مورد لکی اختلاف نظر وجود دارد و برخی آن را مستقل از زبانهای کردی طبقهبندی کردهاند.[۲۸][۲۹][۳۰]
به باور پژوهشگران کردهای ایران و بسیاری از کردهای ترکیه و عراق به گونههایی از زبان پهلوی سخن میگویند و مردم شمال ایران نیز به گونهای از زبان پهلوی سخن میگویند؛ مانند مازندرانی و گیلانی و در جنوب شرق ایران بلوچی نیز عناصری از زبان پهلوی را دارد،[۳۱] این زبانها نیز متعلق به زیرگروه شمال غربی زبانهای ایرانی هستند. از دیگر زبانهای مشابه به زبانهای کردی که زیرگروه جنوب غربی زبانهای ایرانی بهشمار میآیند، فارسی و لری هستند؛ که هرکدام در مناطق وسیعی تکلم میشوند.
زرینکوب در کتاب تاریخ مردم ایران میگوید: در پایان عهد آل بویه در سرزمین جبال که نیز ولایت فهله نام داشت و زبان مردم آن نواحی به همین سبب فهلوی نیز خوانده میشد ادبیاتی عامیانه نیز در لهجههای محلی انعکاس داشت. در ری که زبان آن تدریجاً به لغت دری نزدیکتر از پهلوی میشد ترانههایی به لهجهٔ رازی رایج بود و در همدان و زنجان فهلویات یا ادبیات پهلوی که ملحونات آنها اورامنان خوانده میشد فراوان گفته میشد.[۳۲]
گویشهای مختلف عمدتاً در بخشهایی از ایران، عراق، سوریه و ترکیه مورد استفاده قرار میگیرد. جمعیتهای پراکنده کرد همچنین در جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، لبنان و کشورهای اروپایی به ویژه آلمان و انگلستان نیز زندگی میکنند.[۳۳]
تاریخ زبان کُردی
دانش زبانشناسی اجازه میدهد مرزهای تقریبی مناطقی را که هسته اصلی قومی سخنرانان گویشهای معاصر کرد شکل گرفته است، ترسیم شود. مکنزی در اوایل دهه ۱۹۶۰ (مکنزی، ۱۹۶۱) در رابطه با تاریخ و گذشته زبان کردی فرضیاتی ارائه کرده است. مکنزی در آفرینش ایدههای تدسکو (۱۹۲۱: ۲۵۵) و در مورد ویژگیهای آوایی، مورفولوژیکی فونیکی مشترکی که بین کردی، فارسی و بلوچی مشترک است، مکنزی به این نتیجه رسید که گویشوران این سه زبان ممکن است یک بار در زمانهای گذشته در تماس با هم و نزدیک به هم بودهاند. وی کوشیده است وحدت زبانی ادعایی فارسی-کرد-بلوچی را که احتمالاً در مناطق مرکزی ایران بوده بازسازی کند. مطابق نظریه مکنزی، پارسها (هخامنشیان) استان فارس را در جنوب غربی اشغال کردند (براساس این فرض که هخامنشیان به فارسی باستان صحبت میکردهاند و این زبان به درستی نیای فارسی امروزی باشد)، بلوچها (پروتو-بلوچها، اجداد بلوچهای امروزی) در مناطق مرکزی غرب ایران ساکن بودهاند و کردها (پروتو-کردها، اجداد کردهای امروزی) در شمال غربی لرستان و اصفهان کنونی زندگی میکردهاند.[۳۴]
ارتباط زبان اوستایی، پارسی، مادی و پهلوی با زبانهای کردی
در سالهای اخیر تصور نادرستی در بین عوام از ارتباط زبان اوستایی و کردی ایجاد شده است. زبان اوستایی یک زبان ایرانی شرقی است و زبانهای کردی جزو شاخه غربی زبانهای ایرانی اند و به طبع نمیتوانند بازمانده یک زبان ایرانی شرقی (اوستایی) باشند. همانندیهای فارسی، کردی، بلوچی و هر زبان ایرانی دیگر با اوستایی بدین دلیل است که همه این زبانها ایرانی اند و از یک نیای مشترک زبان نیا-ایرانی منشعب شدهاند.
از زبان مادی نیز تنها واژگان انگشت شماری در آثار دیگر زبانها به جای مانده و به طبع بر اساس چند واژه معدود نمیتوان هیچ زبانی را بازمانده زبان مادی دانست. همچنین زبان اوستایی و مادی متعلق به دوره کهن یا باستانی زبانهای ایرانی اند و هیچ بازمانده شناخته شدهای در دوره میانه زبانهای ایرانی ندارند. همه زبانهای کردی متعلق به دوره نوین زبانهای ایرانی اند و نیای مستقیمی در دوره میانه ندارند.
زبان پهلوی ساسانی که نام دانشگاهی آن پارسی میانه است و پارسیگ نامیده میشده، نیای زبان فارسی است و طبیعتاً مانند فارسی، یک زبان ایرانی جنوب غربی است. زبان پهلوی اشکانی (زبان پارتی) یا پهلوانی یک زبان ایرانی شمال غربی است و از این نظر با تالشی، گیلکی، مازندرانی (طبری)، زازایی، گورانی هم خانواده است[۳۵][۳۶][۳۷][۳۸][۳۹][۴۰]
زبان کردی متعلق به شاخه ایرانی خانواده هندو اروپایی است. زبان شناسان معمولاً زبان کردی را به عنوان زبانهای شمال غربی ایران و بعضی محققان این زبان را به عنوان میانجی بین شمال غرب (اشکانی) و جنوب غربی (پارسی باستان) ایران طبقهبندی میکنند. مارتین ون براینسن یادآور میشود که «کردی ویژگی و عنصر زبانی قوی جنوب غربی (پارسی هخامنشی) را دارد»، در حالی که «زازا و گوران متعلق به گروه شمال غربی (اشکانی _ مادی) ایران هستند»
لودویگ پولس معتقد است که کردی به نظر میرسد زبان اصلی شمال غربی ایران است. اما اذعان میکند که ویژگیهای مشترک بسیاری با زبانهای جنوب غربی ایرانی مانند پارسی باستان دارد، که ظاهراً به دلیل تماسهای طولانی مدت و زیاد تاریخی میباشد.
ولادیمیر مینورسکی خاورشناس و دیپلمات روسی معتقد است اقوام کردها بازماندهٔ مادها هستند،[نیازمند منبع] ولی هیچ ادعا و اثبات زبان شناختی مبنی بر ارتباط زبانهای کردی امروز با زبان مادی ارائه نداده است و فقط از دید تاریخی به مسئله نگریسته است. همانطور که گفته آمد، زبان مادی متعلق به دوره کهن یا باستانی زبانهای ایرانی اند و هیچ بازمانده شناخته شدهای در دوره میانه زبانهای ایرانی ندارند. همه زبانهای کردی متعلق به دوره نوین زبانهای ایرانی اند و نیای مستقیمی در دوره میانه ندارند و از زبان مادی نیز تنها چند واژه در نوشتههای دیگر زبانهای باستانی به جای مانده است.
در سال ۱۹۵۱ یکی از شاگردان معروف مینورسکی بنام دی.ان. مک کنزی که جزو سرشناسترین متخصصین فارسی میانه (پهلوی) و زبانهای کردی شمرده میشود، مقالهای با عنوان «ریشههای زبان کردی» نوشت. او در این نوشته اظهار تعجب کرد که چرا باوجود آنکه استاد مینورسکی به بسیاری ادعاهای مبالغه آمیز و مبهم دربارهٔ «ریشه کردها» جواب داده است، هنوز «موضوع کردهای معاصر به تاریخ از یک انگیزه بسیار ساده سرچشمه میگیرد و آن هم نیاز به اجداد قهرمان است و از آنجا که دوره امپراتوری مادها هنوز به اصطلاح صاحبی ندارد، کردهای معاصر پنهان نمیکنند که میخواهند مادهای باستان را در این نقش ببینند.[۴۱]
مک کنزی پس از بررسی بسیاری از گونههای زبانهای ایرانی در مقاله معروفش بنام «ریشههای زبان کردی» مینویسد: «وظیفه نخست من باید تعریف زبان کردی از طریق تعیین مشخصاتی باشد که آن را از دیگر لهجههای ایرانی متمایز میکند. متأسفانه باید در ابتدای این بحث اعتراف کنم که نتایجی که به آن رسیدهام، عموماً منفی هستند، زیرا تقریباً در برابر هر مشخصه ویژه زبان کِردی، یک مشخصه مشابه در دستکم یک لهجه دیگر ایرانی وجود دارد» آنگاه او در ادامه این مقاله به تحلیل و مقایسه خصوصیات دستوری و صرفی (مورفولوژیک) کردی با دیگر زبانهای ایرانی میپردازد، تا با نمونههای مختلف نظر خود را ثابت کند که کردی نیز مانند دیگر شاخههای خانواده زبانهای ایرانی، یکی از این زبان هاست – مانند بلوچی یا لُری، تاتی – آذری یا گیلکی. بنظر مک کنزی و ویندفور کُردی از نزدیکترین زبانهای ایرانی به پارسی باستان (هخامنشی) است و حتی در دوره ای تحت تأثیر زبان پارتی بوده است که میدانیم ریشه اش در شرق دریای کاسپین بوده و در زمان اشکانیان زبان پارتی تقریباً همه گونههای زبانهای ایرانی از جمله فارسی، کردی، تاتی، زازاکی و بلوچی و گورانی را تحت تأثیر خود قرار داده است[۴۲]
جدول مقایسه تحولات آوایی زبانهای ایرانی با زبان کردی
| پارسی | زبان کردی | بلوچی | زبانهای مرکزی | زبانهای خزری | سمنانی | تالشی | زازایی | آذری کهن | گورانی | پهلوی اشکانی | IE |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| h/d | s/z | s/z | s/z | s/z | s/z | s/z | s/z | s/z | s/z | s/z | k/*g* |
| -z- | -ž- | -j- | -j- | j,ž,z | j,ž | -ž- | -j- | -ž- | -ž- | -ž- | k(u)pal* |
| z | ž | j | j,ž,z | j(z) | žj | ž | j | (ž(y | ž | ž | (g(u)(h* |
| S | S | ? | esb | S | esb | asb | esp | isb | sip | ? | KW* |
| S | S | S | r | r | h)r) | (h(r | hi)r) | h)r) | ya)r) | hr | tr/*tl* |
| d | d | (?)d | b | b | b | b | b | b | b | b | *d(h)w |
| L/L | L/L | L/L | L/L(r,z) | L/L | L/L(r,z) | r/rz | r/rz | r/rz | Lr/rz | rδ)/rz) | oIr)*rd/*rz) |
| (x(u | (x(w | v | x(u),f,v | (x(u | (x(u | h | w | h | w | wx | sw* |
| h | h | h | (h(u | h | h | h | w | u | u | f | tw* |
| -j | -j | -j | (-j-(y | -j | -j | -j | -j | -y | -y | -y | -y* |
در مقابل، گارنیک آساتوریان نیز معتقد است که تنها بازمانده زبان مادی شاید تاتی در آذربایجان و زبانهای مرکزی کاشان باشد.[۴۳] صحت این نظریه را دیاکونف نیز مورد تأیید قرار داده است. چنانکه وی در اثر مشهورش موسوم به «تاریخ ماد» مینویسد:
«هنوز در زمان حاضر هم تاتها و تالشیها و مازندرانیها به لهجههایی سخن میگویند که از بقایای زبان هند و اروپایی میباشد که در آغاز زبان مادهای شرقی بوده است. امتیاز ویژه این لهجهها، کهنگی و مهجوری اصوات میباشد که در بسیاری موارد با زبان فارسی تفاوت داشته و با مادی و پارتی و اوستایی مشابهت دارد»[۴۴]
از میانِ زبانهایی که کردی پنداشته شدهاند، زازاکی (رایج در آناتولی شرقی) و گورانی (رایج در جنوب غربی ایران و شمال غربی عراق) آشکارا بخشی از زبان کردی به شمار نمیآیند. با وجودِ شباهتهای فراوانِ آواشناختی، عبارتی و نحوی، مرزهای زبانی میان زازاکی و کردی از یک سو، و میان گورانی و کردی از سوی دیگر، بسیار شفاف است. بررسی واجشناسی تاریخی نیز جای هیچ تردید جدی باقی نمیگذارد که زازاکی و گورانی دو زبان از شاخۀ ایرانیِ غربی هستند که در اصل کاملاً از کردی متمایز بودهاند، اما در گذرِ زمان یا بر آن تأثیر نهاده یا از آن تأثیر پذیرفتهاند.[۴۵]
گویشها
در برخی دستهبندیها کردی به سه دسته اصلی شمالی، جنوبی و میانه تقسیم شده که خود شامل بیست و دو نوع گویش میباشد و هر گویش نوع نگارش و تلفظ خاصی دارد.[۴۶] تلاش برای یک زبان استاندارد برای کردی نتوانسته به موفقیتهای چشمگیری برسد.[۴۶]

شاخههای اصلی زبانهای کردی عبارتند از:[۴۷][۴۸][۴۹][۵۰][۵۱]
- کردی شمال-غرب: کرمانجی، بادینی، بایزیدی، بوتانی، شکاکی و…
- کردی مرکزی: سورانی، جافی، مکریانی، اردلانی، کلیایی و…
- گویشهای جنوبی کردی: کلهری، ایلامی، لکی و…[۴۸][۴۹][۵۲]
- گویشهای پراکنده کردی:کردی اراکی و…
زبان کردی مرکزی در عراق زبان رسمی است[۵۳] در حالی که در کشور سوریه ممنوع است. تا اوت ۲۰۰۲ در ترکیه محدودیتهای شدیدی بر آن (کردی کرمانجی) اعمال میشد گرچه هنوز کاربرد آن در ترکیه محدود است.[۵۴] در ایران نیز کاملاً آزاد است و در رسانهها امکان استفاده از آن وجود دارد در حالی که استفاده از آن در نظام آموزشی دولتی هنوز صورت نپذیرفته و قطعی نشده است.
جدول واژگان زبانهای کردی ایرانی غربی و ایرانی شرقی با ریشهها، دگرگونیهای آوایی
| واژه / معنا | اردلانی | کرمانجی | سورانی لهجهای | سورانی معیار | هورامی | شاخه / ریشه | زبانهای شرقی / حضور تاریخی | دگرگونی / توضیح | منابع |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| جدا بودن | جیاگ بون | جوداهی | جیا بون | جودا بون | جیا بون | غربی + شرقی | کرمانجی [jūdāhī], پشتو [judā], بلوچی [jūdah] | /گ/ → /ه/ (کرمانجی: jyāg > jūdāhī) | MacKenzie 1961; Encyclopaedia Iranica |
| مو | مو | پور | پور | مو | مو | شرقی | کرمانجی [pur], سورانی لهجهای [pur], پشتو [pur] | — | MacKenzie 1961 |
| آبی | کبود/کئو | شین | شین | شین | کئو | غربی + شرقی | کرمانجی [šīn], سورانی لهجهای [šīn], بلوچی [šīn] | — | MacKenzie 1961; Encyclopaedia Iranica |
| چرا | بوچه | چما | چما | بوچی | بوچ | شرقی | کرمانجی [čma], سورانی لهجهای [čma], پشتو [čma] | — | Windfuhr 2009 |
| بزرگ | گهوره | مزن | مزن | گهوره/مزن | گهوره | شرقی | کرمانجی [mazin], سورانی لهجهای [mazin], پشتو [mazin] | —لهجههای سکایی mazan | MacKenzie 1961 |
| خوب | خاس/باش | چاک | چاک | باش | باش/وه ش | شرقی/بلوچی | کرمانجی [čāk], سورانی لهجهای [čāk], بلوچی [čāk] | — | MacKenzie 1961 |
| تخم | توم | هاگ | هلک | توو/هلک | توم | غربی + شرقی | کرمانجی [hāg], سورانی لهجهای [hāg], بلوچی [hāg] | /ک/ → /ه/ (کرمانجی، سورانی لهجهای: tūm > hāg) | MacKenzie 1961; Encyclopaedia Iranica |
| گوش | گوچکا | گوه | گوی | گوی/جوی | گوش | غربی + شرقی | کرمانجی [guh], سورانی لهجهای [goy], پشتو [guh], بلوچی [guh]; خوارزمی/سغدی: goχ | (کرمانجی): goš > guh) Ŝ → h | MacKenzie 1961; Encyclopaedia Iranica |
| فرار کردن | درچون/هلات/راکردن | رهوی / rev | رهوی/هلاتن | رهوشتن/هلاتن | رهوتن | شرقی | کرمانجی [rev], سورانی لهجهای [raw], پشتو [rev] | —سغدی: rβ- / rwβ- → «گریختن، رفتن».
خوارزمی: rβ- → همان ریشه برای «گریختن» |
Windfuhr 2009 |
| روشنایی / نور | روناکی | روناهی | روناکی | روناکی | روناکی | غربی/پهلوی | کرمانجی [rōnāhī] | /ک/ → /ه/ (کرمانجی: rōnākī > rōnāhī) | MacKenzie 1961; Windfuhr 2009 |
| پاره کردن | دران | درین/çiriya | درین/çriwa | çriwa | درید | غربی + شرقی | کرمانجی [çiriya], سورانی
[çriwa], شغنی: چیر-/جیر- واخی: چار-/جار- پشتو: شل کول |
اوستایی: dārayeiti (شکل کهنتر)
این تحولات آوایی شامل: تبدیل «د» به «چ» یا «ج» |
MacKenzie 1961 |
| شمردن | اشمرین | اژمرین | اژمرین | ژماردن | اشماردن | غربی + شرقی | کرمانجی [ažmarīn], سورانی لهجهای [ažmarīn], سورانی معیار [žmārdan], پشتو [žmēral] | خوشهٔ /ʃm/ (شم) و /ʃn/ (شن) → به /ʒm/ (ژم) و /ʒn/ (ژن)
پشتو، سغدی، یغنابی، سکایی/ختنی) تبدیل شدهاند. |
MacKenzie 1961 |
| تابستان | تاوسان | هاوین | هاوین | هاوین | هامین | شرقی/غربی | کرمانجی [hāwin], سورانی لهجهای [hāwin], پشتو [ūṛay], بلوچی [hāwān] | —تغییر
م به و در زبانهای شرقی |
MacKenzie 1961 |
| حلقه، شورا | کوم | جرگه | جَرگه | «جَرگه | کوم | غربی + شرقی | در پشتو [ǰərga]
لویه جرګه بلوچی هم واژه جرگه (garga / ǰarga || — «لویه جرګه» = مجلس بزرگ سنتی افغانها || |
سغدی شکل γrk یا γrg با معنی «جمع،
در خوارزمی مشابه ǰarg آمده |
MacKenzie
۱۹۶۱ |
| مهمان | میمان | میوان | میوان | میوان | میمان | غربی + شرقی | کرمانجی [mīwān], سورانی لهجهای [mīwān], | —تحول «م» به «و» (یا [β]) یک ویژگی برجستهٔ زبانهای ایرانی شرقی (پشتو، بلوچی سکایی) | MacKenzie 1961 |
- واژههای ایرانی غربی: اردلانی و هورامی بیشتر ریشه پهلوی و پارسی باستان دارند و تغییرات آوایی در آنها محدود است (کبود، توم، جیاگ بون).
- واژههای ایرانی شرقی: کرمانجی و سورانی لهجهای تحت تأثیر زبانهای ایرانی شرقی (سکایی، بلوچی، پشتو) هستند و دگرگونیهای ک > ه، گ > ه، š > ž رایج است (hāg, guh, rōnāhī).
- اردلانی در مواردی مانند کبود و توم وفاداری به صامتها و ساخت سنتزایی غربی را حفظ کرده است، که با نظام ارگاتیو و کلیتیکهای خنثی مطابقت دارد.
- کرمانجی و سورانی با ساخت تحلیلی و تغییرات واجی شرقی (دگرگونیها) هماهنگاند.
در سغدی و شاخههای شرقی، ریشهٔ paur- / pōr- به معنی مو ثبت شده است. در پشتو واژه پوړ (por / pūṛ) هنوز هم به معنی «مو» بهکار میرود. در زبانهای ایرانی شرقی و سکایی، ریشهٔ paura- به معنی «پر، پُر، پوشیده» بوده، که ارتباط معنایی روشنی با مو دارد (چیزی که سر یا بدن را میپوشاند). در متون پهلوی غربی (ساسانی) کمتر به معنی «مو» آمده، بیشتر «پسر» (پور) در پهلوی اشکانی است، اما در شاخهٔ شرقی معنا به سمت «مو» باقی مانده است.
در واژگان «روناکی / روناهی»، اردلانی: روناکی (با ک)، کرمانجی: روناهی (با ه)، اینجا هم تحول k > h در کرمانجی دیده میشود، در حالیکه اردلانی شکل غربی و قدیمیتر را نگه داشته است. شاهد پدیده k > h در زبان کرمانجی است که مربوط به شاخص زبانهای ایرانی شرقی است
تخم (توم در اردلانی): توم (tūm) با حفظ m به پهلوی (tōhm) وفادار است، مشابه mīmān و zimsān. در مقابل، hāg در کرمانجی و سورانی لهجهای با تغییر /ک/ → /ه/ نشاندهنده تأثیر شرقی (سکایی) است، مشابه goš > guh در گوش.
موقعیت میانجی کرمانجی در خانوادهٔ زبانهای ایرانی
کردی کرمانجی از نظر تبارشناسی به شاخهٔ زبانهای ایرانی شمالغربی تعلق دارد،[۵۵] اما در عین حال ویژگیهایی را نشان میدهد که آن را به زبانهای ایرانی شرقی نزدیک میکند.[۵۶] این ویژگی منحصربهفرد در دستگاه فعل، واژگان و آواشناسی کرمانجی قابل مشاهده است.
مقایسه دستگاه فعل
دستگاه فعل کرمانجی ترکیبی از ویژگیهای غربی و شرقی خانوادهٔ ایرانی را نشان میدهد:[۵۷]
| حوزهٔ فعلی | ویژگی غربی | ویژگی شرقیمانند | نمونه کرمانجی |
|---|---|---|---|
| حال ساده | صرف فعل با شناسهٔ فاعلی (مانند فارسی و اردلانی) | — | ez dibim = من میبینم |
| ماضی ساده | صرف فعل با شناسه فاعلی | — | ez dîtim = من دیدم |
| ماضی نقلی | فعل + فعل کمکی کوتاه | تحلیلی با ضمیر پیوسته + فعل کمکی | min dîtî ye = من دیدهام |
| ماضی استمراری | پیشوند می- (مانند فارسی) | تحلیلی با bûn (بودن) | ez dihatim / ez hatibûm |
| مجهول | «شدن» + فعل اصلی | تحلیلی با bûn | kitêb hatiye xwendin |
| ملکی | با «داشتن» | بر hebûn استوار | ez kitêb heye |
شباهتها با زبانهای ایرانی شرقی
واژگان
تحولات واژگانی کرمانجی الگوهای مشترکی با زبانهای ایرانی شرقی نشان میدهد:[۵۸]
آواشناسی
تغییرات آوایی مشخصهٔ کرمانجی با زبانهای شرقی همخوانی دارد:[۵۹]
- /م/ → /و/ یا [β]: mīman → mīwān
- /ک، گ/ → /ه/: gush, guh
- /ک، گ/ → /ه/:rōnāhī بهجای rōnakī
- /ش/ → /ژ/ در محیطهای خاص:
دوژمن بهجای دشمن
ساختار فعل
در دستگاه گذشته و نقلی، پشتو و سغدی همانند کرمانجی از ضمیرهای پیوسته و فعل کمکی استفاده میکنند.[۶۱] در ساخت مجهول و ملکی نیز تحلیلپذیری بالایی همانند بلوچی و پشتو وجود دارد.[۶۲]کرمانجی از نظر تبارشناسی به شاخهٔ ایرانی غربی تعلق دارد،[۶۳] اما در واژگان، آواشناسی و نحو رگههای شرقی فراوان دارد.[۶۴] موقعیت جغرافیایی و تماس تاریخی با اقوام شرقی باعث شده کرمانجی یک «پل» میان شرق و غرب خانوادهٔ ایرانی باشد.[۶۵]
کردی کرمانجی از نظر ریشه و طبقهبندی غربی است، اما از نظر ساخت و واژگان شرقیمانند است. این ویژگی منحصربهفرد باعث شده زبانشناسان آن را «میانجی» یا «پل» میان شاخههای ایرانی بدانند.[۶۶] این موقعیت میانجی کرمانجی را به نمونهای مهم برای درک تکامل و تماس زبانهای خانوادهٔ ایرانی تبدیل کرده است.
نظام ارگاتیو: اردلانی: ساختار سنتزایی با کلیتیک و فعل خنثی (م با حفظ b, m، و g در کبود، توم، و جیاگ بون هماهنگ است.
گویش هایکرمانجی/سورانی: ساختار تحلیلی فعل محور تطبقی فعل با مفعول با حروف اضافه (ji) و تغییرات شرقی (k > h، g > h، š > ž) در hāg, jūdāhī، و ažmarīn دیده میشود. دگرگونی گ > ه: در جیاگ > جوداهی مشابه /ک/ → /ه/ در تخم و گوش است و تأثیرات زبانهای شرقی مانندسکایی در را تأیید میکند.
اشتراکات زبانی میان کردی و پارسی باستان و پارسی میانه (پارسیگ)
بسیاری از واکهای موجود در فارسی باستان و میانه که بعدها تحت تأثیر الفبا و دستور زبان عربی متروک شدند در کردی امروز زندهاند. از جمله تفاوتهایی که میان واژگان هم ریشهٔ کردی و فارسی امروز وجود دارد جابجایی حروف و قلب و تبدیل هاست که در این گونه موارد غالباً صورت مورد استفاده در کردی به صورت کهن واژه نزدیک تر است. این تغییرات در زبان فارسی را امروزه تحت عناوین زیر بررسی میکنند.
۱- یاء و واو مجهول: در فارسی باستان بیش از یک نوع یائ و واو وجود داشته که امروزه تنها صورت باقی مانده در فارسی را یاء و واو معلوم و دیگر گونهها را مجهول میخوانند. یاء معلوم چون: تیر، جاوید، رهی، بید و واو معلوم چون: تموز، آهو، توت. صورت مجهول واو و یاء (که در فارسی افغانستان و تاجیکستان همچنان رواج دارد) در کردی با علامت «ێ» و «ۆ» از شکل معلوم آنها متمایز میشوند و در واژگانی چون: شێر، دلێر، زۆر، شۆر و… وجود دارند.
«بعد از اسلام که خط پهلوی به عربی بدل شد و در حروف هجای عربی برای تلفظ واو و یاء مجهول حروف خاصی موجود نبود به مرور زمان تفاوت میان آنها از میان برخاست و همه معروف خوانده شدند.» (جهانگیر، ۱۳۸۵: ۲۱)
۲ - ابتدا به سکون: در زبانهای ایرانی باستان گروههای صامت، یعنی اجتماع دو صامت در آغاز کلمه وجود داشته است اما بعدها از میان برخاسته است (خانلری، ۳۵۱:۱۳۶۵) این تغییر نیز باز به دلیل نفوذ و تأثیر دستور زبان عربی اتفاق افتاده که در آن ابتدا به ساکن محال است؛ بنابراین کلماتی که دارای چنین ترکیبی بودند به دو صورت تغییر کردند:
الف- افزودن مصوت میان دو صامت آغازی
Barardar-----brad(ar)---------bratar (برادر)
ب- الحاق مصوت به آغاز کلمه
(a)bru------brug-----bru (ابرو)
در کردی کلمات با همان سیاق باستانی و با صامت آغازین به کار میروند
Bra, bro,fra, dro
ج- تبدیل صامتها:
۱- صامت j=ج در آغاز کلمات در فارسی مرحلهٔ باستان، میانه و جدید به ز= z تبدیل یافته، همین واژگان در کردی بدل به ژ =zh شدهاند.
زن jan = zan = زیستن jiv = ziwistan = در کردی:
(در واژهٔ ژه نیار به معنای نوازنده) ژه ن = jan = zhan
ژین/ ژیان = jiv =zhiwan
۲- صامت نفسی ه=h که در آغاز کلمات مرحلهٔ باستانی قرار داشته در فارسی میانه باقی مانده و در جدید ساقط شده
انجمن hanjamana= hanjaman= در کردی این شکل از کاربرد ه همچنان زنده است و در برگردان به فارسی حذف میشوند
هه و راز hawraz = اوراز به معنای فراز
هه و رامان hawraman= اورامان به معنای محل برآمدن خورشید
هه ور hawr = ابر
۳- صامت و=v آغازی هرگاه پس از آن مصوت i قرار داشته در مرحلهٔ میانه همچنان وجود داشته و در مرحلهٔ جدید به گُ = go تبدیل شده (خانلری۳۴۶:۱۳۶۵)
گشتاسپ = vishtaspa=wishtasp
گزارد = vicard = wizard
در کردی همین تبدیل در برخی موارد دیده میشود اما هم شکل نخستین امروز کاربرد دارد و هم شکل تغییر یافته:
Vitn(وتن) یا گوتن به معنای گفتن
هم وتن و هم گوتن در معنای گفتن به کار میرود که در اولی v باستانی به کار رفته و در دومی تبدیل شدهٔ آن به go. این go در کردی به o بسیار خفیف تلفظ میشود که بیشتر شبیه سکون است. به نظر میرسد در فارسی هم چنین بوده باشد و بعدها به دلیل پرهیز از ابتدای به سکون اینo واضح تر شده باشد.
۴- دال در بسیاری از کلمات فارسی قدیم ذال بوده و مثل ذال تلفظ میشده و به مرور زمان تلفظش تبدیل شده و دال شده (جهانگیر، ۱۳۸۵ :۱۵)
گنبذ = گنبد در کردی گمذ
۵گروه صامت fr= ف ر در میان کلمه به رف= rf قلب شده است.
برف = vafr =wafr
در کردی وه فر wafr عیناً تلفظ دورهٔ میانه است.
۶- مصوت میانی o یا auh در فارسی دورهٔ جدید به صامت خ بدل شده (خانلری، ۳۴۵:۱۳۶۵) و در کردی به همان صورت باقی مانده.
تخم = tauhm = tom
در کردی:
توم = tom
۷- مصوت آغازی هو=hu یا u در فارسی جدید به خ بدل شده (خانلری، ۳۴۲:۱۳۶۵)
خشک = ushk= hushk
درکردی:
وشک = hushk=ushk=wshk
۸-تبدیل صامت s س به ه h
ask=aho=آهو
Masi=mahi=ماهی
Asen=ahen=آهن
زبان کردی لهجههای متعدد دارد مانند: مکری، سلیمانیهای، اردلانی، کرمانشاهی، بایزیدی، عبدویی، ملکشاهی و….[۶۷][۶۸] زبان کردی با دسته شمالی لهجههای ایرانی غربی بعض مشابهات دارد، و از زبانهای مهم دسته غربی بشمار میرود و صاحب اشعار و تصانیف، قصص و سنن ادبی است.[۶۷][۶۸]
منشأ ماده مجهول(ya) در (فارسی باستان) و زبان کردی اردلانی و کلهری و هورامی و تفاوت آشکار با گویش سورانی
در زبانهایی مانند فارسی نو و انگلیسی
تغییرات نحوی در مجهول سازی همراه با اضافه شدن یک فعل کمکی است اما در گویشهای کردی فعل کمکی به فعل اصلی اضافه نمیشود و فقط با تغییرات ساخت واژی فعل به حالت مجهولی در میآید
در فارسی باستان (پارسی هخامنشی) تعدادی ماده فعلی مانند ماده ماضی، ماده آینده، ماده مضارع نقلی ماده مجهول ماده و اداری ماده جعلی ماده آرزویی و ماده تشدیدی وجود داشتهاند و ماده مجهول با افزودن پسوند ماده مجهول ساز ya - به ریشه افعال معلوم ساخته میشده است (ابوالقاسمی، ۱۳۷۵: ۱۴۱ دبیر مقدم، (۱۳۶۴ (۳۳) ماده مجهول ساز ماضی در گویشهای کردی مانند پارسی باستان ya و تنها در گویش سورانی ra است و ماده مجهول ساز حال در گویشهای کردی - ya و در گویش سورانی re است. به نظر میرسد این تفاوت گویش سورانی با سایر گویش کردی دیده شده در زبان آذری کهن و گویشهای مانند تاتی هرزنی وجود داشته است.
گویش سورانی ماده مجهول ساز زمان حال به صورت er. ماده مجهول زمان گذشته به صورت -ra- تلفظ میشود که این ویژگی در زبان تاتی هرزنی و آذری کهن وجود داشته و حکایت از تأثیر زبانهای مانند ارمنی در گویش سورانی است زیرا در زبان ارمنی و آذری کهن تحویل آوایی d به r وجود داشته است.
گویش اردلانی
آنها سیبها را خوردندavan sef_ak an-yan xward
#Sef aka axwr ya سیب خورده میشود
Sef aka xwr ya سیب خورده شد.
گویش هورامی
Anisha sew-aka warde آنها سیبها را خوردند
sew aka wer-ya سیبها خورده شد
گویش سورانی
sew -aka -an da xor-re-n سیبها خورده میشوند
Sew aka xor ra سیب خورده شد.
'''مقایسه ساخت مجهول در گویش تاتی هرزنی با اردلانی و سورانی'''
اردلانی درس خوانده شد dars xwin ya
گویش سورانی
درس خوانده شد dars xond ra
تاتی هرزنی
درس خوانده شد dars hond ra
گویش کردی اراکی گویشی است که کردان مهاجر به اراک به آن سخن میگویند. این مهاجران شامل چند خانوار هستند که اطلاعاتِ دقیقی نسبت به آنها وجود ندارد مهمترین آنها خاندان اثمری هستند. زبان آنها تلفیقی از فارسیِ اراکی و کردی است.
شمالی (کرمانجی)
گویش شمالی: گویش کردی کرمانجی در بخشهای کردنشین ترکیه و بخشهای کردنشین سوریه، بخشی از اقلیم کردستان عراق و در استان آذربایجان غربی در شهرستانهای اشنویه، ارومیه، سلماس، خوی، شاهین دژ، ماکو، شوط، پلدشت، چالدران، چایپاره و با پارهای تفاوت در میان مردم ایل کردلی، ایل رشنو، ایل شوهان و برخی از مردم ایل ملکشاهی استانهایی چون استان کردستان با لهجه پالهای و لهجه ملکشاهی تکلم میشود. ایل ملکشاهی جزوی از کنفدراسیون کردهای کرمانج چمشگزک هستند که زمان صفویه به ایران مهاجرت کردند. هماینک در کردستان ترکیه استان استان درسیم (به کردی: Dêrsim) شهری به نام چمشگزک وجود دارد که به کردی کرمانجی به آن ملکشی میگویند که همان ملکشاهی است. همچنین در شمال شرق ایران و در استانهای خراسان شمالی و خراسان رضوی در شهرستانهای نیشابور، قوچان، بجنورد، اسفراین، شیروان، کلات نادری، درگز، کاشمر، بخش خبوشان فاروج، بخش سنگر فاروج، بخش سرولایت نیشابور، مانه و سملقان و روستای زردکوهی و گودچاه در سبزوار، به گویش کردی کرمانجی تکلم میشود.[۶۹] کردی کرمانجی در شهرستانهای درگز، چناران و فاروج با داشتن درصد گویشوران بالا، گویش یکم است)[۶۹] با توجه به مهاجرتهای گسترده از دیگر شهرهای کرد زبان استان خراسان شمالی به کلانشهر مشهد شمار کردهای کرمانج ساکن در مشهد چشمگیر است.[۶۹] در روستاهایی در شهرستان رودبار استان گیلان به ویژه در بخش عمارلو که شامل دو بخش میباشد که بیشتر مردمان بخش خورگام که شامل روستاهای لایه بره سر چهارمحل برارود و بیش از یکصد پارچه آبادی و روستا به گویش کردی کرمانجی سخن میگویند پیرکوه و کرماک و روستای کرمانج نشین دوسالده در منطقهٔ عمارلو و روستاهای سیاهکل و دیلمان و نیز در قسمتهای کردنشین ارمنستان و ترکمنستان و استان شاهومیان و استان کاشاتاق در جمهوری آرتساخ به کردی کرمانجی تکلم میشود. بیشتر کردهایی که در اروپا هستند به گویش کرمانجی تکلم میکنند. کردی کرمانجی با آنکه از لهجههای مختلفی تشکیل شده است ولی لهجهٔ مرجع و کتابی (معیارِ) آن به لهجهٔ جزیری در کردستان ترکیه شبیه است که از زمانهای دور شاعران و نویسندگانی مانند احمد خانی، ملای جزیری، فقی طیران، ماموستا جگرخون و علی حریری آثار ارزشمندی را خلق کردهاند در خراسان بزرگ نیز کردی کرمانجی در مناطق شمالی آن، شمال خطی که مشهد را به بجنورد پیوست میدهد و در مرز ترکمنستان به پایان میرسد، تکلم میشود. مردم برخی روستاهای ترکمنستان که هممرز با ایران هستند مانند روستای فیروزه نیز به این گویش سخن میگویند. در تفلیس پایتخت گرجستان بسیاری از کردهای کرمانج زندگی میکنند که پیرو آیین ایزدی هستند. به نظر میرسد که آیین «ایزدی» ریشه در دین زرتشتی دارد.
در کشور ارمنستان نزدیک یک سوم کردهای این کشور ساکن ایروان (Erivan)، و بقیه در مناطق الاگوز (Alagöz)، آرارات (Ararat)، ماسیس (Masis) و تالیین (Talinn) ساکن هستند که به لهجه کردی کرمانجی تکلم میکنند. این کردها در سال ۱۹۲۰ از کردستان ترکیه به این دیار کوچ اجباری داده شدند.[۷۰]
در کشور روسیه (منطقه سیبری) ساکنین شهر نووسیبیرسک و دور و بر آن به گویش کردی کرمانجی سخن میگویند.[۷۱]
در دور و بر شهرستان خلخال واقع در استان اردبیل نیز روستاهایی به زبان کردی کرمانجی سخن میگویند که از شمال به جنوب عبارتند از: میل آغاردان، بلوکانلو، مصطفی لو، پیرانلو، چملوگبین، اوجغاز، مورستان، کلستان علیا، حاجیآباد، کلستان سفلی، لنبر، نواشنق، آقبلاغ کرد، غفورآباد، کالار، چلنبر، داودخانی، خداقلی قشلاق و دلیلر وروستایی جعفرآباد که در جنوب شهرستان خلخال و در میانه استان اردبیل و استان زنجان قرار دارد به گویش کردی کرمانجی اصیل که سخن میگویند.[۷۲]
| زبان | واژه / اصطلاح | خط تاریخی | آوانویسی IPA | توضیح / ریشه |
|---|---|---|---|---|
| پارسی باستان | 𐎧𐎱𐎢𐎴 (axšna) | 𐎧𐎱𐎢𐎴 | /axʃnɑ/ | آبی تیره یا رنگ آب؛ یکی از کهنترین نامهای رنگ در متون باستانی |
| پهلوی | 𐭧𐭱𐭭𐭠 (xšna) | 𐭧𐭱𐭭𐭠 | /xʃnɑ/ | وامواژه از پارسی باستان اخشینا؛ معنی آبی تیره حفظ شده |
| کردی کرمانجی | شین (şîn) | شین | /ʃi:n/ | آبی تیره، سرمهای؛ حفظ رنگشناسی کهن ایرانی |
| روسی | тёмно-синий (tyomno-siniy) | Кирилица | /tʲom.nə ˈsʲinʲɪj/ | ترکیب «تیره» + «آبی» برای بیان آبی تیره |
| اوکراینی | темно-синій (temno-syniy) | Кирилица | /tɛmˈnɔ sɪˈnʲi/ | ترکیب «تیره» + «آبی» |
| مقدونی | сина (sina) | Кирилица | /ˈsi.na/ | آبی؛ برای آبی تیره معمولاً ترکیب «темно» + «син» استفاده میشود |
تحول رنگ ابی تیره (شین) در پارسی باستان و زبانهای اسلاوی .
مرکزی (سورانی)
گویش مرکزی:
شامل ته لهجههای: سورانی، کردی سقزی، مکری، بابانی، اردلانی، کلیایی و جافی است؛ و جغرافیای آن در حوزه حضور ایلات گویشور آن یعنی در کردستان عراق در استانهای اربیل، سلیمانیه، کرکوک و شهرهای پیرامون آنها و در ایلهای کرد ایران در استانهای آذربایجان غربی و استان کردستان و شهرهای شمالی استان کرمانشاه (روانسر، جوانرود، سنقر، ثلاث باباجانی، پاوه،) میباشد. لهجههای مکریانی و بابانی از ته لهجههای کردی سورانی، شکل استاندارد گویش سورانی هستند که در منطقهٔ سقز مهاباد و سلیمانیه رایج است. در حالی که لهجه اردلانی تفاوتهای لغوی و دستوری با سورانی دارد.[۷۳]
جنوبی (کلهری)
گویش جنوبی:شامل لهجههای: کلهری، ایلامی، لکی،[۷۴] مایانی، گروسی، کردلی[۷۵] و… است که جغرافیایش در ایلهای کرد ایران شامل استانهای ایلام، کرمانشاه، کردستان، شمال و غرب لرستان در منطقهٔ خودمختار اقلیم کردستان عراق در شهرهای چون: خانقین، مندلی، زرباطیه، بدره، جسان، جلولا و دیگر مناطق پیوسته به آن میباشد.
لکی
لکی: شامل لهجههای غیر ارگاتیو هرسینی، صحنه ای و ارگاتیو بالاوندی، عثمانوندی و جلالوندی و.. میشود که هرکدام ویژگیهای خاص خود را دارند. گویشوران این زبان در استانهای کرمانشاه، ایلام و لرستان زندگی میکنند.[۷۶] گونههای ارگاتیو در لکی دارای ساختار مشابه گویش اردلانی هستند.[۷۷] دانشنامه اتنولوگ و همچنین گلاتولوگ از معتبرترین دانشنامههای جهان، لکی را شاخه ایی از زبانهای کُردی میدانند.[۷۸][۷۹] دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز، لکی را لهجه ایی از زبان کُردی دانسته است.[۸۰] در فرهنگ دهخدا، لکی، «لهجه ایی از زبان کُردی که مردم هرسین و کوهدشت و توابع بدان سخن گویند.» تعریف شده است.[۸۱]برخی از زبانشناسان لکی را در شاخه کردی جنوبی طبقهبندی کردهاند.[۸۲][۸۳][۸۴][۸۵][۸۶][۸۷][۸۸] اطلس زبانهای ایران لکی را شاخهای از زبان کردی طبقهبندی کرده است.[۸۹] برخی از منابع زبانشناسی لکی را در شاخه زبانهای کُردی از شاخه زبانهای ایرانیتبار غربی قرار دادهاند.[۹۰][۹۱][۹۲][۹۳][۹۴][۹۵][۹۶][۹۷] مهرداد ایزدی و نادر انتصار لکی را گویشی از گورانی و گورانی را زیرشاخه زبان کُردی میدانند.[۹۸][۹۹] فرامرز شهسواری، زبانشناس ایرانی لکی را زبانی جدا از زبان کردی میداند.[۱۰۰] ویلیام فرالی لکی را شاخهای از زبان لری میداند.[۱۰۱]احسان یارشاطر در کتاب زبانها و لهجههای ایرانی، لکی را یکی از گویشهای زبان لری میداند.[۱۰۲] در کتاب فرهنگ و واژهنامه لکی کیان به نقل از کتاب جغرافیای نظامی ایران آمده: «زبان لکی از زبانهای فارسی قدیم ایران میباشد که به علت کوهستانی بودن جایگاه آن مردم، از نفوذ واژههای بیگانه محفوظ مانده است.»[۱۰۳] راولینسون نیز، زبان لکی را مشتق شده از فارسی باستان میداند.[۱۰۴]
گورانی-زازاکی
به لحاظ زبان شناختی گورانی و زازا را نمیتوان کردی شمرد اما گویشوران آنها به لحاظ قومیت خود را کُرد میدانند و اکثریت بزرگ آنها زبان خود را کُردی میدانند.[۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷]این زبانها جز شاخه زازا-گورانی از زبانهای ایرانی شمال غربیاند.[۱۰۸][۱۰۹][۳۵][۳۶][۱۱۰]
گورانی و زازاکی[۱۱۱] از نظر زبانشناسی زبانی مستقل از کُردی به حساب میآیند.[۱۰۸][۱۰۹][۳۵][۳۶][۱۱۲] اما در طول سالها تأثیرات متقابلی بین این دو زبان وجود داشته است.[۱۱۳] دانشوران اروپایی معتقدند که گورانی از کردی جدا است و کردی مترادف با گروه کرمانجیزبان (کرمانجی شمالی، مرکزی و جنوبی) است، در حالی که کردها معتقدند که زبان کردی هر یک از زبانهای منحصربهفرد یا گویشهایی که توسط کردها گویش میشود و توسط گروههای قومی همسایه گویش نمیشود را در برمیگیرد که بحثی اجتماعی سیاسی است و چندان به زبانشناسی مرتبط نمیباشد.[۱۱۴] زبان گورانی (که شامل اورامی میشود) اغلب به عنوان بخشی از شاخه زازا-گورانی زبانهای ایرانی و هندوایرانی (آریایی) طبقهبندی میشود.[۱۱۵][۱۱۶][۱۱۷][۱۱۸] اما زبان زازاکی که در قسمتهای شمالی کردستان گویش میشود، هم از نظر دستوری و هم از نظر واژگان متفاوت است و بهطور کلی توسط گویشوران گورانی قابل فهم نیست اما مرتبط با گورانی در نظر گرفته میشود. تقریباً همه جوامع زازاکیزبان،[۱۱۹] و نیز گویشوران یک زبان از نزدیک مرتبط دیگر به نام شبکی که در بخشهایی از کشور عراق گویش میشود دارد[۱۲۰][۱۲۱][۱۲۲][۱۲۳][۱۲۴][۱۲۵] کردها و گورانیها مایلند زبان گورانی را گویشی از زبانهای کردی بشمارند[۱۲۶][۱۲۷][۱۲۸][۱۲۹] و برخی زبانشناسان (مانند فردیناند هنربیخلر،[۱۳۰] شیهاالسلامی،[۱۳۱] حسنپور،[۱۳۲] ارانسکی[۱۳۳] و خزنهدار[۱۳۴]) هم این دیدگاه را تایید میکنند؛ ولی تفاوتهای زبانهای زازا-گورانی و زبانهای کردی بسیار زیاد است و برخی زبانشناسان گورانی را به عنوان گویشی کردی طبقهبندی نمیکنند.[۱۲۹] به ویژه مککنزی از طرفداران این دیدگاه به شمار میرود.[۱۳۵] برخی هم، مانند چمنآرا، با رد دیدگاه مککنزی آن را نه زبانی برای گفتگو بلکه زبان ادبی برساخته ساکنان زاگرس میدانند.[۱۳۶][۱۳۷][۱۳۸]
مقایسهٔ واژگان زبانهای کردی با زبان فارسی
دبیره
در گذشته، زبان کردی تنها با نویسه عربی نوشته میشد؛ اما پس از جنگ جهانی اول و در پی جایگزینی نویسه عربی در ترکیه با نویسه لاتین، کردی نیز در این کشور با نویسه لاتین نوشته شد. غیر از این، کردهای ساکن در شوروی سابق نویسه سیریلیک بهکار میبردند. هماکنون در ایران و عراق کردی با نویسه عربی نوشته میشود.[۱۳۹][۱۴۰]
واژگان کردی
بخش اصلی واژگان زبانهای کردی از ریشههای کهن ایرانی است. پس از هجوم اعراب علیرغم گسترش اسلام و به زعم آن فرهنگ و ادبیات عربی در بخش وسیعی از کردستان همچون دیگر مناطق خاورمیانه، به دلایل مختلف از جمله کوهستانی و منزوی بودن محیط زیست کرد زبانان، زبان کردی توانست خود را از سیل وامواژههای زبانهای مجاور از جمله عربی به ویژه در زمینه نوشتار حفظ بنماید. در کردی نوشتاری کمترین درصد واژگان عربی در مقایسه با دیگر زبانهای خاورمیانه که تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفتهاند وجود دارد و البته بیشتر آن تعداد واژگان دخیل نیز لغات مذهبی است.[نیازمند منبع]
ترتیب نحوی در زبانهای کردی
سبک نحوی در زبان کردی (word order / syntactic typology)
جدول ترتیب نحوی در گویشهای کردی و سومری پهلوی و زبان باسکی در زمان گذشته(ارگاتیو)
| زبان | مثال | ترجمه | ترتیب | توضیح | منبع |
|---|---|---|---|---|---|
| اردلانی (سنندجی) | سرما دارکهٔ برد | سرما درخت را (از بین) برد | S–O–V | عاملمحور، فاعل اول، مفعول بعد، تمرکز روی نتیجه عمل، ارگاتیو واقعی | Mackenzie, D. N. (1961). Kurdish Dialect Studies, vol. 1. Oxford. |
| هورامی | دارکه سرمای برد | درخت را سرما برد | V–S–O | نتیجهمحور، مفعول غالب، فاعل ضمیر متصل، شبه ارگاتیو ضعیف | Mackenzie, D. N. (1966). The Dialect of Awroman. Oxford. |
| سورانی | غرقت کردوم | تو من را غرق کردی | V–S | مفعول غالباً ضمنی، فاعل ضمیر متصل، فروپاشی ارگاتیو، ترتیب فعل–فاعل غالب | Thackston, W. M. (2006). Sorani Kurdish: A Reference Grammar. Harvard. |
| مهابادی (کردی) | اوان سیو یان لی ستاندم | آنها سیب را از من گرفتند | O–(V+ضمیر)–S | مفعول واقعی برجسته، فاعل آخر، نتیجهمحور، فاقد ارگاتیو OVS | Öpengin, E. (2016). The Mukri Variety of Central Kurdish. De Gruyter. |
| پهلوی | kē mard ī ahlaw rāmēnēd | آن مرد نیکوکار را شادمان کند | S–O–V | ترتیب کلاسیک ایرانی، فاعل اول، مفعول بعد، فعل آخر، ارگاتیو کلاسیک | Skjærvø, P. O. (2009). Middle Persian. Encyclopædia Iranica. |
| باسکی | Gizona mutila ikusi du | مرد پسر را دید | S–O–V | فاعل اول، مفعول بعد، فعل آخر، زبان ارگاتیو با مفعول برجسته در برخی افعال | de Rijk, R. P. (2008). Standard Basque: A Progressive Grammar. MIT Press. |
| سومری | 𒀀𒇉𒈠𒌉𒋼 (lu₂-e e₂ mu-un-du₃) | مرد خانه را ساخت | S–O–V | فاعل اول، مفعول بعد، فعل آخر، برجستهسازی مفعول در جملات تاریخی، ارگاتیو کلاسیک | Foxvog, D. (2011). Introduction to Sumerian Grammar. UC Berkeley. |
وقتی زبانشناسان دربارهٔ فاعل، مفعول و فعل و ترتیب آنها صحبت میکنند، معمولاً به آن سبک نحوی (word order / syntactic typology) میگویند.
این سبک نحوی مشخص میکند جملهها در زبان عاملمحور (agent-focused / SOV) هستند یا نتیجهمحور (patient/result-focused / OVS) یا حتی فعلمحور (V–S–O).
بنابراین ترتیب S, O، V و نحوهٔ برجسته شدن هر نقش، بخشی از تحلیل سبک نحوی زبان است.
ترتیب واژگان (فاعل – مفعول – فعل) در زبانها
در بسیاری از زبانها ترتیب واژگان نشاندهنده تمرکز جمله و نحوه برجستهسازی فاعل یا مفعول است:
SOV (فاعل–مفعول–فعل): رایج در زبانهای قدیمی و عاملمحور، مانند اکثر گویشهای کردی سنتی، پهلوی، سومری و باسکی. فاعل در ابتدا آمده، مفعول وسط و فعل آخر. این ترتیب معمولاً قدرت فاعل را برجسته میکند.
OSV (مفعول–فاعل–فعل): در برخی گویشها برای برجستهکردن نتیجه یا مفعول ممکن است دیده شود، اما در اکثر گویشهای کردی رسمی کمتر رایج است.
V–S–O یا V–S: در زبانهایی که نتیجهمحور هستند یا ارگاتیو ضعیف دارند (مثلاً هورامی یا سورانی)، فعل اول میآید، فاعل ممکن است ضمنی باشد و مفعول واقعی مشخص نیست. این ترتیب تمرکز بر عمل یا نتیجه دارد.
وضعیت زبانها در جدول:
اردلانی (سنندجی): SOV – عاملمحور، سرما فاعل است و دارکه مفعول واقعی. مفعول گاهی برجسته میشود، ولی ترتیب کلاسیک عاملمحور است.
هورامی: OSV یا V–S – نتیجهمحور، فاعل ضمیر متصل، مفعول واقعی گاهی مشخص نیست.
سورانی: V–S – شبه تحلیلی، فاعل ضمیر متصل، مفعول واقعی غالباً ضمنی.
مهابادی (کردی): O–(V+ضمیر)–S – ترکیبی از مفعول برجسته و فاعل آشکار، تحلیل ارگاتیو دشوار.
پهلوی: SOV – عاملمحور کلاسیک، فاعل و مفعول مشخص.
باسکی: SOV – با ارگاتیو، فاعل و مفعول مشخص، مفعول در برخی حالتها برجسته میشود.
سومری: SOV – عاملمحور، مفعول گاهی برجسته، فاعل معمولاً وسط.
عاملمحور (SOV): اردلانی، پهلوی، باسکی، سومری
نتیجهمحور / شبه تحلیلی (V–S / V–S–O): هورامی، سورانی، مهابادی
آواها
زبان کردی دارای ۸ حرف صدادار است:
| کردی | a | e | ê | i | î | o | u | û | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| فارسی | آ (مثل آرام) | ا مثل اشک | ا مثل امروز | ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد) | ای (مثل ایلام) | اُ (مثل اُردک) | او کوتاه (در فارسی معادل ندارد) | او (مثل دوست) |
و نیز دارای ۲۳ حرف بیصدا است:
| کردی | b | c | ç | d | f | g | h | j | k | l | m | n | p | q | r | s | ş | t | v | w | x | y | z | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| فارسی | ب | ج | چ | د | ف | گ | ه | ژ | ک | ل | م | ن | پ | ق | ر | س | ش | ت | و «ڤ در نگارش جدید عربی (توجه: ف با سه نقطه روی آن» ، [مثل very یا violin]) | و (به گونهای که در عربی تلفظ میشود) (مثل window) | خ | ی (مثل یاور) | ز |
ساختار
ضمیر
ضمیرهای شخصی
| کورمانجی | سُورانی | فارسی |
|---|---|---|
| ez | min | man |
| tu | to | to |
| ew | ew | u |
| em | ême | mā |
| hûn | êwe | şoma |
| ew | ewan | ioin |
| min | min | mi(n) |
| te | to | tû |
| wî | ew | io |
| wê | ew | io |
| me | ême | îme |
| we | êwe | hûme |
| wan | ewan | ioin /yioin |
ضمیرهای اشاره
ضمیرهای اشاره
| آلمانی | کورمانجی | سُورانی | کَلهری | پارسی | زازاکی | |
|---|---|---|---|---|---|---|
| نامها | ||||||
| .dieser, diese, diese pl | ev | em | ev | ye, yioine/ioine | in, işān / inhā | ı)no, (ı)na, (ı)nê) |
| آلمانی | کورمانجی | سُورانی | کَلهری | پارسی | زازاکی | |
| حالتها | ||||||
| diesem | vî | em | ev | ye | in | ı)ney) |
| dieser | vê | em | ev | ye | in | ı)naye) |
| diese, diesen | van | em | ev | yioine/ioine | işān / inhā | ı)ninan) |
ضمیرهای پسوندی
در سورانی و کلهری ضمیرهای پسوندی مانند فارسی هستند. آنها در انتهای کلمه قرار گرفته و دو کلمه را به هم پیوند میدهند؛ مثلاً:
| فارسی | سُورانی | کرمانشانی | لَکی |
|---|---|---|---|
| Xane | Mal | Mal | Mal |
| Xaneam | Malem | Malem | Malem |
ضمیرهای پسوندی:
| فارسی | سُورانی و کلهری کرمانشانی | اردلانی | ||||
|---|---|---|---|---|---|---|
| قطعی | پسآوا | نامعین | معین | نامعین | معین | |
| am- | em- | m- | ekem- | ekêm- | ekem- | ekem- |
| at- | et- | t- | eket- | ekêt- | eket- | eket- |
| ash- | î- | y- | ekî- | ekêy- | ekeîş- | ekey- |
| man- | man- | man- | ekeman- | ekêman- | ekeman- | ekeman- |
| tan- | tan- | tan- | eketan- | ekêtan- | eketan- | eketan- |
| shan- | yan- | yan- | ekeyan- | ekêyan- | ekeişyan- | ekeyan- |
نمونههایی برای حالت مفرد ("Kur" در کردی یعنی پسر):
| فارسی | سُورانی و کَلهری کرمانشانی | اردلانی | |||
|---|---|---|---|---|---|
| قطعی | نامعین | معین | نامعین | معین | |
| Pesaram | Kurem | Kurekem | Kurrekêm | Kurekem | Kurekem |
| Pesarat | Kuret | Kureket | Kurekêt | Kureket | Kureket |
| Pesarash | Kurî | Kurekî | Kurekêy | Kurekeîş | Kurekey |
| Pesarman | Kurman | Kurekeman | Kurekêman | Kurekeman | Kurekeman |
| Pesartan | Kurtan | Kureketan | Kurekêtan | Kureketan | Kureketan |
| Pesarshan pl. | Kuryan | Kurekeyan | Kurekêyan | Kurekeişyan | Kurekeyan |
نمونههایی برای حالت جمع:
| فارسی | سُورانی و کَلهری کرمانشانی | اردلانی | |||
|---|---|---|---|---|---|
| قطعی | نامعین | معین | نامعین | معین | |
| Pesaranam | Kuranem | Kurekanem | Kurekanêm | Kurekanem | Kurekanêm |
| Pesaranat | Kuranet | Kurekanet | Kurekanêt | Kurekanet | Kurekanêt |
| Pesaranash | Kuranî | Kurekanî | Kurekanêy | Kurekanîş | Kurekanêy |
| Pesaranman | Kuranman | Kurekanman | Kurekanêman | Kurekanman | Kurekanêman |
| Pesarantan | Kurantan | Kurekantan | Kurekanêtan | Kurekantan | Kurekanêtan |
| Pesaranshan pl. | Kuranyan | Kurekanyan | Kurekanêyan | Kurekanişyan | Kurekanêyan |
اضافه
در کردی هم مانند دیگر زبانهای ایرانی «اضافه» وجود دارد.
| آلمانی | کورمانجی | سُورانی | کرمانشانی | فارسی |
|---|---|---|---|---|
| Haus | Mal | Mal | hin hên | Mal |
| Mein Haus | Mala min | Malî min | hin mi | Male man |
شکل اضافه در کردی بسیار شبیه فارسی است؛ تنها در گویش کرمانجی هنگامی که اضافه مفرد باشد، بسته به اینکه اضافه مذکر باشد یا مؤنث به ترتیب پس از آن «ê» یا "a" میآید.
شکلهای «اضافه» در زبان کردی:
| کورمانجی | سُورانی | کرمانشانی | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| حالتها | مفرد مذکر | مفرد مؤنث | جمع | مفرد مذکر | مفرد مؤنث | جمع | مفرد مذکر | مفرد مؤنث | جمع |
| پسوند اضافه | -ê | -a | -ên | -î | -î | -anî | -î | -î | -anî |
در مثالهای زیر پسوند اضافه پررنگ آورده شده است. در زبان کردی خواندگار به معنی شاگرد و مامُستِه به معنی آموزگار است.
| کورمانجی | سُورانی | کرمانشانی | معنی |
|---|---|---|---|
| xwendekar-ê mamoste | xwendekar-î mamoste | xwendekar-î mamoste | shagerd-e amuzgar |
| xwendekar-a mamoste | - | - | shagerd-e amuzgar |
| xwendekar-ên mamoste | xwendekar-anî mamoste | xwendekar-anî mamoste | shagerd-ane amuzgar |
| xwendekar-ên mamoste-yan | xwendekar-anî mamoste-yan | xwendekar-anî mamoste-yan | shagerd-ane amuzgar-an |
همانطور که مشاهده شد در همهٔ گویشها کلمه آموزگار بیجنسیت بود و تنها در گویش کرمانجی هنگامی که شاگرد مفرد بود، جنسیت آن تعیینکنندهٔ پسوند پس از آن بود.
مثالهایی دیگر:
| کورمانجی | سُورانی | کرمانشانی | معنی |
|---|---|---|---|
| Xwendekar-ê mamoste baş e | Xwendekar-î mamoste baş e | Xwendekar-î mamoste xas e | Shagerd-e amuzgar xub ast |
| Ew xwendekar-ê mamoste dibîne | Ew xwendekar-î mamoste debîne | Ewe xwendekar-î mamoste wînûd | U shagerd-e amuzgar (ra) binad |
| Bide Xwendekar-ê mamoste | Bide Xwendekar-î mamoste | Bide Xwendekar-î mamoste | Bede shagerd-e amuzgar |
| Xwendekar-ê mamoste bide | Xwendekar-î mamoste bide | Xwendekar-î mamoste bide | shagerd-e amuzgar bede |
گذشته
در کرمانجی بر خلاف دیگر زبانهای هندواروپایی، شکل گذشته فعل بستگی به این دارد که فعل لازم است یا متعدی. در این نمونه با توجه به اینکه «دیدن» متعدی است و «رفتن» لازم شکل گذشتهٔ آنها در گویش کرمانجی با هم تفاوت دارد.
| کورمانجی | سُورانی | اردلانی | کرماشانی | لکی | فارسی |
|---|---|---|---|---|---|
| Min tu dîtî | Min to dîtim | men tom dî | Mi ti dîm | Mi tûnim dî | Man to (ra) dîdam |
| کورمانجی | سُورانی | کرماشانی | لکی | فارسی |
|---|---|---|---|---|
| Ez çûm | Min çûm | Mi çîm | Mi çîm | Man raftam |
حال
در زبان کردی در گویشهای کرمانجی و سورانی زمان حال با پیشوند «د» ساخته میشود؛ مانند فارسی پس از «د» ریشه فعل و پس از آن پسوند شخصی میآید (مثلاً مانند زبان فارسی برای اول شخص پسوند «م» میآید). در گویش جنوبی -همچنین در چندین لهجه از گویشهای مرکزی و شمالی- پیشوند «د» نادیده انگاشته میشود و گویش لکی «مَ» استفاده میشود، در گویش اردلانی پیشوند «ا» برای فعلها استفاده میشود که در پارسی باستان و تعداد زیادی از فعلهای پارسیگ ساسانی نیز استفاده میشد.
برای نمونه فعل رفتن که ریشه آن در زبانهای کردیتبار «ç» است، چنین صرف میشود:
نمونههای دیگری از اول شخص مفرد در پی میآید. زیر ریشه فعلها خط کشیده شده است.
| کورمانجی | سُورانی | لکی | کرماشانی | اردلانی | فارسی |
|---|---|---|---|---|---|
| Ez dikim | Min dekim | Mi mekim | Mi kim | men akam | Man konam |
| Ez dixwm | Min dexom | Mi mexwm | Mi xwm | men axwm | Man xoram |
| Ez digirim | Min degirim | Mi megirim | Mi girim | men aigrm | Man guyam |
| Ez dizanim | Min dezanim | Mi mezanim | Mi zanim | men azanm | Man danam |
| Ez dêm | Min dim | Mi meêm | Mi tîêm | men têm | Man ayam |
| Ez dikujim | Min dekujim | Mi mekujim | Mi kush
im |
men aikujem | Man kusham |
| Ez dimirim | Min demirim | Mi memirim | Mi mirim | men amrem | Man miram |
| Ez dijîm | Min dejîm | Mi mejîm | Mi jîm | men ajim | Man ziyam |
| Ez digrîm | Min degrîm | Mi megrîm | Mi grîm | men agerim | Man geryam |
استثنائاً از آنجا که تلفظ «de-ê-im» دشوار است، «têm» تلفظ میشود.
در گویش کلهری واژه jin وجود ندارد و تبدیل به (زنی) زنده شده است البته در پارسی باستان واژه jīvā به معنی زندگی وجود داشته که در سورانی و اردلانی ژیا، ژین žia, žina و همچنین معادل پارسیگ ساسانی زنده (زندگ) آن در کرمانجی زندی (zindi)، در سورانی زیندو(zindu)، در اردلانی زندگ یا زنگ zindg میباشد.[۱۴۱]
در گویش سورانی خوشه آوایی xw به صورت xo تلفظ میشود.
فرمان دادن
در زبان کردی مانند پارسی با پیشوند «ب» دستور داده میشود. در آغاز پیشوند ب میآید و سپس ریشه فعل:
| کورمانجی | سُورانی | فارسی |
|---|---|---|
| Bike! | Bike! | bekon |
| Bixw! | Bixw! | bexor |
| Bigire! | Bigire! | Begu |
| Biçe! | Biçe! | bero |
| Bizane! | Bizane! | bedan |
| Bê! | Bê! | bia |
| Bikuje! | Bikuje! | bekosh |
| Bimire! | Bimire! | bemir |
| Bijî! | Bijî! | bezî |
| Bigrî! | Bigrî! | begery |
مقایسه زمانها در گویشهای مختلف کردی
| Erkewazî | Ardalanî | Kermanshani | Soranî | Kurmancî | Hewramî | English |
|---|---|---|---|---|---|---|
| me hatim | men hatm | mi hatim | min hatim | ez hatim | - | I came |
| me xwem/xwerim | men aexwm | mi xwem | min exwem/dexom | ez dixwim | min meweru | I eat |
| mi nan xwardim | men nanm xward | mi nan xwardm | min nan xwardm | min nan xward | - | I ate the meal |
| mi nan xwem | men nan axwm | mi nan xwem | min nanê dixwim | ez nanê dixwim | - | I am eating the meal |
| me nan xwardisim | men nanm xward | mi nan xwardêam | min nan dexwardm | min nan dixward | - | I was eating the meal |
| me hatimow | men hatma | mi hatime | min hatûme | ez hatime | - | I have come |
| me hatüm | men hatüm | mi hatüm | min hatibûm | ez hatibûm | - | I had come |
ساخت مفعولی در گویشهای کردی
ساخت مفعولی در گویشهای کردی تفاوت چشمگیری میان گویش سورانی و گویشهای دیگر چون اردلانی و کرمانجی دارد. در گویش سورانی، برخلاف اردلانی و کرمانجی، ضمایر مفعولی به صورت متصل صرف نمیشوند و در اغلب موارد، مفعول به شکل اسم یا ضمیر جداگانه در جمله ظاهر میشود. این در حالیست که گویشهای اردلانی و کرمانجی ساخت پیوندی فعلی را حفظ کردهاند و در آنها، فاعل و مفعول هردو میتوانند در قالب واژهبست (ضمیر متصل) به ریشهٔ فعل افزوده شوند.
| ویژگی | سورانی | اردلانی (سنندجی) | کرمانجی |
|---|---|---|---|
| استفاده از ضمایر مفعولی متصل | خیر (محدود یا تثبیتشده) | بله (نظام کامل صرفی) | بله (نظام کامل صرفی) |
| مفعول به صورت مستقل (جدا) | رایج | نادر | نادر |
| مثال: «به تو بدهم» | پێ بیدهم | پیتیبم (پیتی + به + م) | bide-t |
| مثال: «او را دیدم» | من ئهو بینم | دیم (دی + م) | dibîn-im |
| قابلیت جذب فاعل و مفعول در فعل | ندارد | دارد | دارد |
| نوع ساخت غالب | تحلیلی (analytic) | پیوندی / ترکیبی (agglutinative) | پیوندی / ترکیبی (agglutinative) |
| ارگاتیویته در گذشته متعدی | ندارد | دارد | دارد |
در گویش سورانی، افعال متعدی معمولاً بهصورت تحلیلی صرف میشوند. مفعول در این گویش معمولاً بهصورت اسم یا ضمیر جداگانه میآید (مانند: ئهو، تۆ و غیره). شکلهایی مانند «پیتی» یا «زانیاریت» که شبیه به ضمایر متصل هستند، در واقع واژههایی تثبیتشدهاند و به آسانی قابل تجزیه نیستند.[۱۴۲]
در مقابل، در گویش اردلانی، ریشههای فعلی با واژهبستهای مفعولی و فاعلی ترکیب میشوند، مانند: «پیتبم» (به تو بدهم)، «دیم» (من دیدمش)، که بیانگر ساخت کهنتر و ترکیبیتری است.[۱۴۳] گویش کرمانجی نیز از همین الگو پیروی میکند و ساختهای ارگاتیو در افعال گذشتهٔ متعدی بهوضوح حفظ شدهاند.[۱۴۴]
مقایسه گویش اردلانی سنندج و سورانی معیار
| ویژگی | گویش اردلانی سنندج | گویش سورانی معیار | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ضمایر فاعلی | ضمایر فاعلی به صورت متصل با فعل؛ گاهی با پیشوند «ا-»[۱۴۵] | ضمایر فاعلی متصل به فعل و جداگانه نیز میآیند[۱۴۶] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ضمایر مفعولی | ترکیبی، گاهی جدا؛ جایگاه منعطف در فعل[۱۴۷] | جدا یا متصل به فعل؛ معمولاً مفعول به صورت ضمیر متصل[۱۴۸] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ساخت ارگاتیو | ساخت ارگاتیو قوی در افعال گذشته متعدی (مثلاً «ام سند»)[۱۴۹] | ساخت ارگاتیو ندارد؛ صرف گذشته متعدی تحلیلی است[۱۵۰] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع ساخت فعلها | بیشتر ترکیبی-پیوندی؛ صرف فعل کامل و به هم چسبیده[۱۵۱] | ساخت تحلیلی؛ استفاده از فعل کمکی مثل «ده-» و «بێ»[۱۵۲] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشوندهای فعلی | پیشوند «ا-» برای مضارع و استمراری[۱۵۳] | پیشوند «ده-» برای مضارع و استمراری[۱۵۴] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| افعال کمکی | کمتر استفاده میشود؛ بیشتر صرف فعل ساده[۱۵۵] | فعل کمکی رایج برای استمراری و ماضی[۱۵۶] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| صرف فعل «خریدن» | «سندن» با ساخت ارگاتیو (مثلاً «ام سند»)[۱۵۷] | «کڕین» با صرف تحلیلی (مثلاً «من کڕیم»)[۱۵۸] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ساخت جملات استمراری | ترکیبی و غیرتحلیلی (مثلاً «اچم» برای «میروم»)[۱۵۹] | تحلیلی با فعل کمکی (مثلاً «دهروم» برای «میروم»)[۱۶۰]
در مقابل، گویشهایی مانند سورانی مهاباد–اربیل و کرمانجی به سمت ساختهای فعلمحور تحول یافتهاند [۱۶۳][۱۶۴].
فارسی باستان نمونهٔ ساخت دومفعولی از کتیبهٔ بیستون:
این نظام اسممحور است و نقشها با حالتهای اسمی مشخص میشوند [۱۶۵]. فارسی میانه (پهلوی) نمونهٔ پهلوی:
سامانهٔ پهلوی مستقیماً به کردهای گوران–هورامان و اردلان منتقل شدهاست. ساخت دومفعولی در گویشهای کردی اردلانی سنندجی نمونه:
چنین ساختی نزدیکترین تداوم فارسی باستان و پهلوی است [۱۶۸][۱۶۹]. هورامی/گورانی نمونه:
هورامی ساخت حالتگذاری قدیمی خانوادهٔ ایرانی غربی را حفظ کرده است. سورانی (سلیمانیه) نمونه:
سورانی (مهاباد/اربیل) نمونه:
→ نظام کاملاً فعلمحور [۱۷۳]. کرمانجی نمونه:
→ کرمانجی به سیستم نحوی نوایرانی شرقیگرا نزدیک شده است.
این تحول با تغییرات جمعیتی و زبانی زاگرس نیز همخوان است [۱۷۵]. نظام ارگاتیو در زبانهای کردی و زازاکیارگاتیویته در زبانهای ایرانی: مقایسهٔ پهلوی، اردلانی و کرمانجی ارگاتیو یکی از ساختهای نحوی بنیادین در شاخهٔ زبانهای ایرانی است که در بسیاری از گویشهای کردی و زبانهای میانهٔ ایرانی مشاهده میشود. پژوهشهای زبانشناسی تاریخی نشان میدهد که الگوهای ارگاتیو در دو شاخهٔ اصلی، یعنی ایرانی غربی و ایرانی شرقی، مسیر تحول متفاوتی داشتهاند.[۱۷۶] در شاخهٔ غربی (پهلوی باستان، اردلانی، هورامی، لکی) ارگاتیویته معمولاً اسممحور و مبتنی بر فعل خنثی است، در حالیکه در شاخهٔ شرقی (کرمانجی، پشتو، یغنابی) ارگاتیویته فعلمحور و انطباقی است که در آن فعل با مفعول تطبیق مییابد.[۱۷۷] ارگاتیویته در شاخهٔ غربیدر ساختهای گذشتهٔ متعدی در شاخهٔ غربی، فاعل در حالت ارگاتیو قرار میگیرد و فعل بهصورت اسم مفعول یا ساختی خنثی بدون شناسهٔ شخصی ظاهر میشود.[۱۷۸] مثال پهلوی:
مثال اردلانی:
ویژگیهای این ساختها عبارتند از:
این ساخت بازماندهٔ مستقیم نظام پهلوی است.[۱۷۹] ارگاتیویته در شاخهٔ شرقیدر کردی کرمانجی ساخت گذشتهٔ متعدی معمولاً فعلمحور است. فاعل در حالت ارگاتیو میآید و فعل با مفعول از نظر شخص و شمار تطبیق دارد.[۱۸۰] مثال کرمانجی:
ویژگیهای این ساخت عبارتند از:
Haig (2008) این ویژگی را بازماندهٔ نظام فعلمحور در شاخهٔ شرقی زبانهای ایرانی میداند که از ساختهای صرفی هندوایرانی باستانی سرچشمه گرفته است. تفاوت ساختی و منشأ تاریخی
تحقیقات تاریخی نشان میدهند که ارگاتیویتهٔ اسممحور در شاخهٔ غربی احتمالاً تحت تأثیر تماس با زبان عیلامی شکل گرفته است. در زبان عیلامی نیز فعل در جملههای گذشته بهصورت خنثی و اسممحور ظاهر میشود و از شناسهٔ شخصی بیبهره است. این ساخت در پهلوی و سپس در اردلانی تداوم یافته است.[۱۸۱] مسیر تاریخی تحول ارگاتیویته
ارگاتیویته در زبانهای ایرانی دو منشأ مستقل ولی مرتبط دارد:
در نتیجه، پهلوی و اردلانی الگوی اسممحور با فعل خنثی را حفظ کردهاند، در حالی که کرمانجی و پشتو نظام فعلمحور و انطباقی خود را از سنتهای هندوایرانی شرقی به ارث بردهاند. زبان شناسان با توجه به ویژگیهای صرفی، ترکیب فعل-ضمیر، زمان و وجه، یا تمرکز روی گروه اسمی زبانها ارگاتیو را دستهبندی میکنند
دستهبندیهای روشهای ارگاتیو در زبانهای کردی ۱. ارگاتیو سنتتیک (Synthetic Ergative) ضمیر فاعلی در زمان گذشته به بن فعل میچسبد و یک واحد دستوری را تشکیل میدهد. فعل معمولاً صرف نمیشود و سوم شخص مفرد خنثی باقی میماند. نمونه: اردلانی، هورامی، زازایی. McKenzie (1966)، Dixon (1994) ۲. ارگاتیو تحلیلی (Analytic Ergative) فعل صرف میشود و عامل (فاعل) و مفعول معمولاً با کمک فعل کمکی یا واژهبست مشخص میشوند. نمونه: هورامی در ساختهای استمراری یا وجهی. ۳. ارگاتیو تطبیقی / غیرتطبیقی (Split vs Non-Split Ergative) تطبیقی (Split): ارگاتیو فقط در برخی زمانها، وجهها یا نوع فعل ظاهر میشود (مثلاً گذشته متعدی). غیرتطبیقی (Non-Split): ارگاتیو همیشه فعال است در همه شرایط. نمونه: کرمانجی و پشتو Split، اردلانی گذشته متعدی Non-Split. Dixon (1994)، Mithun (1999). ۴. ارگاتیو اسممحور / فعلمحور (Nominal-Centered vs Verb-Centered) اسممحور: ارگاتیو روی گروه اسمی اثر میگذارد و ساخت دستوری بر فاعل متمرکز است. فعلمحور: ارگاتیو بیشتر روی فعل اثر دارد و ترکیب فعل و ضمیر اهمیت دارد. نمونه: اردلانی و هورامی اسممحور، بعضی کرمانجی و زازایی فعلمحور. مطالعات تطبیقی زبانهای ایرانی نظام ارگاتیو ایرانی غربی در برابر نظام ارگاتیو ایرانی شرقی دیدگاه زبانشناسان بر این است که سیستم ارگاتیو در گویشهای کردی به دو شاخه اصلی تقسیم میشود که با مسیرهای تاریخی متفاوتی تکامل یافتهاند: الف) ارگاتیو سنتزایی: (ترکیبی) در شاخه ایرانی غربی در گویشهای. کردی مانند اردلانی، به دلیل موقعیت جغرافیاییشان در غرب زاگرس تحت تأثیر مستقیم پهلوی (فارسی میانه) قرار داشتهاند. این گویشها ساختار ارگاتیو را حفظ کردهاند که در آن فعل خنثی و بدون تطابق با فاعل است. این ویژگی، یک ویژگی محافظهکارانه از زبانهای ایرانی غربی است. ارگاتیو اردلانی (سنندجی) به صورت سنتزایی (synthetic) است: فاعل متعدی به صورت clitic مستقیم به مفعول میچسبد (-m / -me / -om) و مفعول در حالت absolutive قرار دارد. فعل گذشته همیشه خنثی (neuter 3rd person) صرف میشود و با فاعل توافق ندارد. این ساختار مستقیم از پهلوی ساسانی به ارث رسیده و محافظهکارانه و غربی است، برخلاف کرمانجی یا سورانی که ارگاتیو آنها تحلیلی و تحت تأثیر زبانهای سکایی/شرقی مانند پشتو و بلوچی بوده است. مثال: «من ئو کتیومه خویند» = «من آن کتاب را خواندم». ب) ارگاتیو تحلیلی شرقی (تحت تأثیر ایرانی شرقی) گویشهایی مانند کرمانجی و سورانی (مهاباد و اربیل) تحت تأثیر نوآوریهای زبانی از شاخهٔ ایرانی شرقی، به ویژه ویژگیهایی مشابه پشتو و سکایی، سیستم ارگاتیو را به شکل تحلیلی توسعه دادهاند: فاعل و مفعول معمولاً با postposition یا marker جداگانه مشخص میشوند (مثلاً ji = توسط/از). فعل با تطابق شخصی یا با فعل کمکی برای passive صرف میشود. کرمانجی: «Ew kitêb ji min xwend» «آن کتاب توسط من خوانده شد». در این گویشها، ارگاتیو سنتزایی(ترکیبی) که در غرب زاگرس باقی مانده بود، به سیستم تحلیلی و تماسپذیر تبدیل شده است.
تحلیل و توضیحات جدول بالا ارگاتیو زبانهای کردی: اردلانی (ایرانی غربی): از ساخت سنتزایی (ترکیبی) استفاده میکند، که در آن کلیتیکها (clitics) به همراه افعال خنثی (neuter) به کار میروند. این نشاندهنده ساختاری پیچیدهتر و وابسته به ترکیب واژگان است. کرمانجی/سورانی (ایرانی شرقی): از ساخت تحلیلی استفاده میکند، که در آن نشانهها (markers) یا پیشوندها/پسوندها با افعال تطابقی ترکیب میشوند. این ساختار سادهتر و مبتنی بر روابط صریحتر است. تطابق فعل: گویشاردلانی (غربی): افعال معمولاً بهصورت خنثی/غیرشخصی (impersonal) هستند، که نشاندهنده وابستگی کمتر به فاعل یا مفعول در جمله است. گویش هایکرمانجی/سورانی (شرقی): تطابق شخصی (personal agreement) یا استفاده از حالت مجهول تحلیلی (analytical passive) دیده میشود، که نشاندهنده تأثیر زبانهای شرقیتر است. ریشه تاریخی: اردلانی (غربی): به پهلوی ساسانی (زبانهای ایرانی میانه غربی) مرتبط است، که نشاندهنده پیوند با زبانهای پارسی میانه و فرهنگ ساسانیان در غرب ایران است. کرمانجی/سورانی (شرقی): علاوه بر تأثیرات غربی، تحت تأثیر زبانهای شرقی ایرانی (مانند سکایی و پشتو) قرار دارد؛ زیرا زبانهای شرقی ایرانی (مانند سکایی) احتمالاً از طریق مهاجرتهای اقوام سکایی به مناطق آدیابن (شامل اربیل)و شمال عراق در گذشته مرتبط باشد. مثال اردلانی: «من ئو کتیومه خویند» (من آن کتاب را خواندم)، که ساختار سنتزایی و استفاده از کلیتیک را نشان میدهد. کرمانجی/سورانی: «Ew kitêb ji min xwend» (آن کتاب توسط من خوانده شد)، که ساخت تحلیلی با پسوند و تطابق را نشان میدهد. این تقسیمبندی ارگاتیو در زمان گذشته نشان میدهد که زبان ترکیبی از میراث ایرانی غربی و نوآوریهای تحت تأثیر ایرانی شرقی است، با تفاوتهای آشکار بین گویشهای غربی محافظهکار و شرقی تحلیلی است. مقایسهٔ نظام ارگاتیو در کردی، پهلوی، بلوچی و پشتو
کرمانجی و سورانی در نشان دادن ارگاتیویته با زبانهای ایرانی شرقی مانند بلوچی و پشتو پیوند دارند.[۱۸۹] سورانی با این حال در مسیر تضعیف ارگاتیویته و نزدیک شدن به نظام فاعلی است.[۱۹۰] در مقابل، اردلانی شباهت آشکاری با پهلوی (فارسی میانه) دارد و ادامهٔ سنت ایرانی غربی بهشمار میرود.[۱۹۱] این مقایسه نشان میدهد که کردی در میانهٔ دو شاخهٔ اصلی زبانهای ایرانی قرار گرفته و به نوعی «پل» میان نظامهای ارگاتیو شرقی و شبهارگاتیو غربی است. ارگاتیو در گویش اردلانی بر اساس پژوهشهای زبانشناسی تاریخی، گویش اردلانی (سنندجی) در میان گویشهای کردی جایگاه ویژهای دارد، زیرا بخشی از نظام ارگاتیو زبانهای ایرانی میانه، بهویژه پهلوی (فارسی میانه)، را حفظ کرده است. دیدگاه زبانشناسان در مورد زبان اردلانی
زبانشناسان اتفاقنظر دارند که ارگاتیو اردلانی به پهلوی نزدیک است چون بقایای سیستم ارگاتیو میانه ایرانی (خنثی بودن فعل، فاعل مستقل) را حفظ کرده و نشاندهنده تکامل غربی کردی اردلانی در مقابل گویشهای شرقیتر (مثل کرمانجی) است. اردلانی به دلیل موقعیت جغرافیاییاش (در غرب کردستان) به شاخه غربی ایرانی (پهلوی) نزدیکتر مانده و کمتر تحت تأثیر نوآوریهای شرقی (مثل پشتو یا پارتی و سکایی) قرار گرفته و ریشه غربیاش (از پهلوی) را حفظ کرده است. نمونهٔ ساخت ارگاتیو اردلانی
این ساخت در کردی سورانی معیار (بهویژه عراق) تقریباً از میان رفته و بیشتر در اردلانی سنندجی و برخی مناطق کردنشین باقی مانده است.
مقایسه زازایی، اردلانی، پهلوی، و سومری (بر اساس مثالهای ارگاتیو واقعی) برای مقایسه این زبانها و گویشها، تمرکز بر ارگاتیویته واقعی و مثالهای مستند است.
همه این زبانها نوعی نظام ارگاتیو-فاعلی دارند. زازایی و اردلانی: اسممحور، با ریشه در ایرانی میانه، نزدیک به پهلوی. پهلوی: اسممحور و کهن، نیای فارسی نو. سومری: ایزوله، بسیار باستانی، اما اسممحور مشابه پهلوی. هورامی: ترکیبی (اسممحور + فعلمحور)، ضعیفتر از اردلانی. کرمانجی: شمالی → بیشتر فعلمحور (مانند پشتو و بلوچی)؛ شرقی → نزدیکتر به پهلوی و اردلانی. سورانی: ارگاتیویته ضعیف یا فروپاشیده، در استاندارد تقریباً بیارگاتیو. نتیجه: اسممحوری ویژگی کهن است؛ در پهلوی، سومری، زازایی و اردلانی بهتر حفظ شده و در هورامی نیمهحفظ شده، اما در کرمانجی و سورانی بهسوی فعلمحوری و فروپاشی رفته است. مقایسه با زبانهای جدول: زازایی و اردلانی: مانند پهلوی و سومری، اسممحور هستند. کرمانجی: فعلمحورتر، متفاوت از پهلوی و سومری. مشابه زبانهای شرقی مانند زبان پشتو و زبان بلوچی سورانی: محاوره ای مهاباد ارگاتیویته ضعیف، فروپاشیده فعل محور (ایرانی شرقی) سورانی استاندارد ارگاتیو ندارد برخلاف پهلوی و سومری. هورامی: ترکیبی از ارگاتیویته اسمی و فعلی، مشابه سومری و ضعیف تر از اردلانی میباشد دارای ارگاتیو اسم محور و فعل محور اصالت: اسممحوری در پهلوی و سومری نشاندهنده ویژگی کهن است، که در زازایی، اردلانی، و تا حدی هورامی حفظ شده است.[۲۰۰][۲۰۱][۲۰۲][۲۰۳][۲۰۴][۲۰۵][۲۰۶][۲۰۷] نظام ارگاتیو یکی از ساختارهای دستوری مهم در زبانهای ایرانی است که تفاوتهای کلیدی میان گویشهای مختلف کردی را آشکار میکند. این تفاوتها نشاندهنده مسیرهای تکاملی متفاوت این زبانها هستند. نظام ارگاتیو در گویشهای کردی و پهلوی ارگاتیو یک ساختار دستوری باستانی است که در زبانهای ایرانی وجود داشته و نحوهٔ کارکرد آن در گویشهای مختلف کردی، ریشهٔ تاریخی آنها را آشکار میکند. سیستم ارگاتیو در پهلوی و چهار گویش کردی مدلهای متفاوتی از این پدیده را نشان میدهد. در پهلوی، نظام ارگاتیو اسم محور بود. در گذشتهٔ افعال متعدی، فعل ثابت و بدون تطابق با فاعل یا مفعول باقی میماند. فاعل با یک حالت دستوری ویژه مشخص میشد و مفعول نقش برجسته داشت. این نظام، بازماندهای از زبانهای ایرانی باستان بود و به تدریج ساده میشد. kē buxtagīft až andar kišt ahād .. Skjærvø, 2009b: ۲۳۵) » هر که تخم رستگاری در درون او کِشته شده باشد … «[۲۰۸] گویش اردلانی محافظهکارترین گویش کردی مرکزی در حفظ ساختار پهلوی است. نظام ارگاتیو در اردلانی نیز غیرتطبیقی است و فعل با هیچیک از فاعل یا مفعول تطابق نمیکند. فاعل با ضمیر متصل ارگاتیو مشخص میشود. مثال: تو غرق مو کرد→ «تو من را غرق کردی». (تو) فاعل را نشان میدهد، و فعل کرد ثابت باقی میماند و با مفعول مو (من) تطابق ندارد.[۲۰۹] نظام ارگاتیو کرمانجی شکافدار است؛ یعنی ارگاتیو فقط در زمان گذشته فعال است. در بعضی گویشها در ایران و ارمنستان کرمانجی ارگاتیو اسم محور دارد در ساختار، ارگاتیو فعل محور فعل با مفعول مطابقت میکند و فاعل در حالت مایل (Oblique case) قرار میگیرد. مثال: من سیوه که دیت → «من سیب را دیدم». فاعل در حالت مایل است و فعل دیت با مفعول سیوه مطابقت دارد.[۲۱۰] سورانی دارای سیستم ارگاتیو در حال فروپاشی است. گاهی فعل با مفعول مطابقت میکند، ولی در حالتهای دیگر ثابت میماند. برخی لهجهها مانند مهاباد تقریباً ارگاتیو ندارند و تحت تأثیر فارسی قرار گرفتهاند. مثال: زهر ماری پی خواردم → «تو زهر مار را به من خورانیدی».[۲۱۱] هورامی نیز مانند زازایی دارای سیستم ارگاتیو اسم محور است و در بعضی گویشها ارگاتیو از بین رفته است. فعل با مفعول مطابقت میکند و ساختار بسیار کهنی دارد که ریشه در زبانهای ایرانی باستان مانند ماد دارد.[۲۱۲] ارگاتیو تطبیقی فعل با مفعول چگونه کار میکند؟ در یک نظام ارگاتیو تطبیقی، بهویژه در زمان گذشته افعال متعدی (افعالی که مفعول دارند)، قوانین زیر مشاهده میشود: فاعل (انجامدهندهٔ کار) در یک حالت دستوری خاص، معمولاً حالت مایل (oblique) ظاهر میشود. فعل با مفعول (پذیرندهٔ کار) از نظر شخص و شمار تطابق پیدا میکند. این نظام از نظر ساختاری با نظام ارگاتیو غیرتطبیقی متفاوت است، همانند آنچه در زبان پهلوی یا کردی اردلانی دیده میشود، که در آن فعل گذشتهٔ متعدی به فاعل و مفعول تطابق ندارد. ۱. کردی کرمانجی کرمانجی نمونهای بارز از ارگاتیو تطبیقی شکافدار است؛ یعنی ارگاتیو فقط در زمان گذشته ظاهر میشود و در حال و آینده این ساخت وجود ندارد. در زمان گذشته، فعل با مفعول تطابق میکند. البته در ایران و ارمنستان گویش کرمانجی ارگاتیو اسم محور دارد مثال: Min ew dît. – «من او را دیدم.» تحلیل: Min (من) فاعل در حالت مایل است و فعل dît (دید) با ew (او، مفعول) از نظر شمار و جنسیت مطابقت دارد. اگر مفعول جمع بود، شکل فعل نیز تغییر میکرد. ۲. بلوچی بلوچی نیز نظامی مشابه دارد: ارگاتیو در زمان گذشته شکافدار و تطبیقی است. مثال: Man čakar did. – «من گوسفند را دیدم.» تحلیل: Man (من) فاعل در حالت مایل است و فعل did (دید) با čakar (گوسفند، مفعول) تطابق دارد. ۳. سغدی زبان سغدی، یکی از زبانهای ایرانی شرقی باستانی، نیز همین ساختار را داشت. در گذشته، فاعل به صورت حالت مایل ظاهر میشد و فعل با مفعول از نظر شخص و شمار تطابق داشت. این شباهت در سغدی با زبانهای کرمانجی و بلوچی نشاندهنده ریشه زبانی مشترک در شاخهٔ ایرانی شرقی است؛ بنابراین، این سه زبان با وجود فاصلهٔ زمانی و مکانی، از نظر دستوری به هم نزدیکترند تا به زبانهایی مانند پهلوی و کردی اردلانی و هورامی که نظام گذشتهٔ متعدی آنها ارگاتیو اسم محور است. این تفاوتها نشان میدهند که گویشهای کردی، به یک شاخه زبانهای ایرانی یعنی پهلوی مرتبط هستند «تو من را در گریه غرق کردی» در جدول زیر یک نمونهٔ مقایسهای میان کردی سورانی و گویش اردلانی (سنندجی) آمده است که از نظر صرف و نحو تفاوتهای معناداری نشان میدهد. این نوع مثالها در توصیفهای گویششناختیِ کردی توسط زبانشناسانی همچون مککنزی[۲۱۳] و پژوهشهای جدیدتر دربارهٔ ارگاتیویته در کردی[۲۱۴][۲۱۵] بررسی شدهاند.
سورانی: جمله: نوقمت کردوم له گریانیش آوانویسی تقریبی: noqəm-t kərd-um le geryan-îş تحلیل ساختی: noqəm-t = «غرقمـت» → ضمیر مفعولی متصل (-t) برای «تو»، مفعول برجسته. kərd-um = «کردم» → فعل + شناسهٔ فاعلی (-um) برای فاعل مستتر («من»). فاعل («تو») مستتر است و جمله با ضمیر متصل روی فعل مفهوم پیدا میکند. ویژگی: ساخت غیرارگاتیو / شبه ارگاتیو؛ فاعل مستتر است، مفعول روی فعل برجسته. اردلانی/سنندجی: جمله: تو له گریان نوقم مو کیرد تحلیل ساختی: تو = فاعل صریح و لازم، نمیتواند حذف شود. له گریان = «در گریه» → متمم مکانی / حالتی. نوقم مو کیرد = فعل + شناسهٔ مفعولی (مو) برای مفعول («من»). ویژگی: ساخت ارگاتیو؛ شناسهٔ فاعل روی فعل ظاهر نمیشود، تأکید نحوی روی مفعول است، فاعل باید حضور داشته باشد یا مستتر باشد، و ساخت به نحوی بازمانده از فارسی میانه و پهلوی است. تفاوت میان این دو گونه نشاندهندهٔ گرایش سورانی به الگوی مفعولی-فاعلی (nominative–accusative) و حفظ برخی ساختهای ارگاتیو در اردلانی است. این پدیده در زبانشناسی تاریخی کردی اهمیت ویژهای دارد و با تحول افعال متعدی گذشته از دورهٔ فارسی میانه به کردی مرتبط دانسته میشود.[۲۱۸]
توضیحات جدول ارگاتیو واقعی: فعل گذشته متعدی دارای نشانهٔ فاعل مستقل و مفعول روی فعل، مشابه ساختهای قدیمی فارسی میانه و پهلوی. ارگاتیو محدود/ترکیبی: بعضی جملات با فاعل سوم شخص یا مفعول ترکیبی نشاندهندهٔ ارگاتیو نسبی، نه مطلق. مطابقه محدود: فعل با ضمایر منفصل یا حرف اضافه مطابقت دارد، اما ارگاتیو سیستماتیک وجود ندارد. فاقد ارگاتیو واقعی: فعل هیچ مطابقتی با فاعل یا مفعول ندارد و تنها تطابقهای آوایی و ضمایر منفصل ممکن است دیده شود. مقایسه ساخت گذشتهٔ متعدی: اردلانی، سورانی و پهلوی
ارگاتیو در علم زبانشناسی در علم زبانشناسی، ارگاتیویته (ergativity) بهعنوان یه سیستم گرامری تعریف میشود که در ان، فاعل (subject) افعال متعدی (transitive verbs) در حالت ارگاتیو (غیرمستقیم) علامتگذاری میشود، در حالی که مفعول (object) افعال متعدی و فاعل افعال غیرمتعدی (intransitive verbs) در حالت ابسولوتیو (مستقیم) قرار میگیرند. این در تضاد با سیستم نومیناتیو-اکوزاتیو (مثل فارسی نو)، که فاعل متعدی و غیرمتعدی هر دو در حالت نومیناتیو و مفعول در حالت اکوزاتیو قرار دار. زبانشناسانی (مثل دیکسون در کتاب Ergativity، ۱۹۹۴) ارگاتیو رو به چند نوع تقسیم میکنند: ارگاتیو کامل: وقتی تمایز ارگاتیو-ابسولوتیو در همه زمانها و ساختارها حفظ میشود (مثل زبان باسک یا برخی زبانهای قفقازی). ارگاتیو شکافدار (Split Ergativity): وقتی ارگاتیویته فقط در شرایط خاصی (مثل زمان گذشته یا با ضمایر خاص) دیده میشود (مثل کردی اردلانی و پهلوی). شبهارگاتیو: وقتی سیستم مخلوطی از ارگاتیویته و نومیناتیو-اکوزاتیو باشد (مثل سورانی مهابادی). ارگاتیویته در علم زبانشناسی معمولاً از طریق علامتگذاری کسری (case marking)، توافق فعلی (verb agreement) یا ترتیب واژهها (word order) تحلیل میشود. ارگاتیو در گویش سورانی (مهابادی) در گویش سورانی، بهویژه مهابادی، ارگاتیویته بهصورت یه سیستم شکافدار (split ergative) تطبیقی و شبهارگاتیو ظاهر میشود، که بیشتر در زمان گذشته افعال متعدی دیده میشود. در جمله نمونهای awǎn bird-yǎn-im u i.le-yǎn dǎ-im («آنها من را بردند و کتک زدند») علامتگذاری کسری: فاعل (awǎn «آنها») در حالت ارگاتیو قرار دارد و با ضمیر متصل -yǎn روی فعل مشخص میشود. مفعول (-im «من») هم بهصورت ضمیر متصل به فعل (bird و dǎ) ظاهر میشود و در حالت ابسولوتیو است. این نشان میدهد که علامتگذاری کسری در سورانی بیشتر از طریق ضمایر متصل به فعل (نه اسمهای جداگانه) انجام میشود، که این یه ویژگی شبهارگاتیوه میباشد. توافق فعلی: فعل (bird و dǎ) با هر دو ضمیر فاعلی (-yǎn برای «آنها») و مفعولی (-im برای «من») توافق دارد. این با ارگاتیویته کلاسیک (مثل اردلانی یا پهلوی) متفاوت است، چون در ارگاتیویته کلاسیک، فعل معمولاً فقط با مفعول یا فقط با فاعل توافق دارد؛ مثلاً: در اردلانی (awan menyan bird u lem yan da): فعل فقط با مفعول (-yan) توافق داره. در پهلوی (u-n valeriyānos kēsar xvad ped xvēš dastgrav kird): فعل فقط با فاعل (u-n) توافق دارد. توافق دوگانه (فاعل و مفعول) در سورانی نشاندهنده یه سیستم مختلطه که از ارگاتیویته خالص فاصله گرفته است. ترتیب واژهها: ترتیب واژهها در سورانی معمولاً SOV (فاعل-مفعول-فعل) یا گاهی VOS (فعل-مفعول-فاعل) در گفتار غیررسمی میباشد. این انعطاف در ترتیب واژهها هم نشان میدهد که سورانی کمتر به ساختار ارگاتیویته کلاسیک وابسته است. اشاره در علم زبانشناسی به ارگاتیو سورانی در علم زبانشناسی (حسنیپور، ۱۹۹۲ یا مککنزی، ۱۹۶۶ که)، ارگاتیو سورانی بهعنوان یه سیستم شکافدار و شبهارگاتیو توصیف شده است. دلایلی که زبانشناسان اینطور بهش اشاره کردهاند: شکافداری (Split Ergativity): ارگاتیویته در سورانی فقط در زمان گذشته افعال متعدی دیده میشود. در زمان حال یا آینده، سورانی به سیستم نومیناتیو-اکوزاتیو متمایل میشود (مثل فارسی نو). مثلاً در زمان حال: ew min dibinin («آنها من را میبینند»)، فاعل و مفعول به شیوه نومیناتیو-اکوزاتیو علامتگذاری میشن، نه ارگاتیو-ابسولوتیو. شبهارگاتیویته است: حضور همزمان ضمایر فاعلی (-yǎn) و مفعولی (-im) روی فعل در جملاتی مثل bird-yǎn-im نشان میدهد که سورانی از ارگاتیویته کلاسیک (مثل اردلانی) فاصله گرفته است. زبانشناسان (مثل حسنیپور) این رو یه سیستم مختلط میدانند، چون ویژگیهای ارگاتیویته (مثل برجستگی مفعول با -im) با ویژگیهای نومیناتیو-اکوزاتیو (مثل حضور ضمیر فاعلی -yǎn) ترکیب شدند. فروپاشی ارگاتیویته در گویش مکریانی برخی زبانشناسان (مثل مککنزی) اشاره کردهاند که ارگاتیویته در سورانی (از جمله مهابادی) به دلیل تأثیر زبانهای غیرارگاتیو (مثل فارسی نو و عربی) و سادهسازی گرامری در گفتار روزمره، در حال ضعیف شدن یا فروپاشی تدریجی است. این فروپاشی به این معنی است که تمایز ارگاتیو-ابسولوتیو کمرنگتر شده و سیستم به سمت نومیناتیو-اکوزاتیو متمایل شده است. مقایسه با اردلانی و پهلوی اردلانی (سنندجی): awan menyan bird u lem yan da ارگاتیویته کلاسیک و قوی (اسممحور و عاملمحور). فعل فقط با مفعول توافق دارد (-yan در yan da) و فاعل (awan) هیچ نشانهای روی فعل نداره. زبانشناسان (مثل مککنزی، ۱۹۶۶) این رو یه نمونه بارز ارگاتیویته کامل میدانند. پهلوی (فارسی میانه): u-n valeriyānos kēsar xvad ped xvēš dastgrav kird ارگاتیویته کلاسیک و قوی (اسممحور). فعل فقط با فاعل توافق دارد (kird با u-n) و مفعول (valeriyānos kēsar) بهصورت جداگانه و بدون ضمیر متصل میآید. زبانشناسان این رو هم یه نمونه قوی ارگاتیویته میدانند. سورانی (مهابادی): awǎn bird-yǎn-im u i.le-yǎn dǎ-im ارگاتیویته شکافدار و شبهارگاتیو (فعلمحور و تا حدی اسممحور) میباشد. فعل با هر دو فاعل (-yǎn) و مفعول (-im) توافق دارد که این نشاندهنده یه سیستم مختلط است که ریشه شرقی دارد. زبانشناسان (مثل حسنیپور، ۱۹۹۲) این رو بهعنوان یه سیستم در حال انتقال به نومیناتیو-اکوزاتیو توصیف کردهاند. در علم زبانشناسی، ارگاتیو در سورانی (از جمله مهابادی) بهعنوان یه سیستم شکافدار و شبهارگاتیو توصیف شده، که: در زمان گذشته افعال متعدی دیده میشود، اما در زمان حال یا گفتار غیررسمی به نومیناتیو-اکوزاتیو متمایل میشود. حضور همزمان ضمایر فاعلی (-yǎn) و مفعولی (-im) روی فعل نشوندهنده یه سیستم مختلطه که از ارگاتیویته کلاسیک (مثل اردلانی یا پهلوی) فاصله گرفته است. این ویژگیها باعث شده که زبانشناسان ارگاتیویته سورانی رو «ضعیف» یا «در حال فروپاشی» بدانند، چون تمایز ارگاتیو-ابسولوتیو کمرنگ شده و سیستم به سمت نومیناتیو-اکوزاتیو حرکت کرده است. در زبان کردی سورانی، فعل میتواند همزمان ضمیر فاعلی و مفعولی را در قالب پسوندهای صرفی حمل کند. این ویژگی موجب میشود که جمله تنها با فعل صرفشده کامل گردد و نیازی به ذکر صریح فاعل و مفعول نباشد. این ساخت شباهت چشمگیری به زبان عربی کلاسیک دارد که در آن نیز ضمایر فاعلی و مفعولی به فعل متصل میشوند. مقایسه نمونهها: کردی اردلانی (سنندجی): awan menyan bird lem yan da «آنها من را بردند و زدند» awan («آنها») = فاعل صریح menyan / lem = ضمیر مفعولی جدا bird / yan da = فعل مرکب فعل بهتنهایی جمله کامل نیست؛ فاعل و مفعول باید جداگانه ذکر شوند.[۲۲۵][۲۲۶] کردی سورانی (مهاباد، اربیل، سلیمانیه): bird-yān-im / dā-yān-im «آنها من را بردند / زدند» -yān = ضمیر فاعلی جمع («آنها») -im = ضمیر مفعولی («من») فعل هم فاعل و هم مفعول را حمل میکند و جمله میتواند بدون ذکر گروه اسمی مستقل کامل باشد.[۲۲۷] عربی کلاسیک: ḍarabū-nī (ضَرَبُونی) «آنها من را زدند» -ū = ضمیر فاعلی جمع («آنها») -nī = ضمیر مفعولی («من») فعل صرفشده همراه با ضمایر متصل بهتنهایی جمله کامل میسازد.[۲۲۸] بهطور خلاصه: - سورانی مثل عربی کلاسیک → فعلمحور، ضمیرمحور؛ یعنی فعل بهتنهایی میتواند جمله کامل باشد. که ترکیبی از سیستم فعلی عربی و ارگاتیو تطبیقی مفعول با فعل دیده میشود. - اردلانی سنندجی مثل پهلوی → بیشتر اسممحور / گروهمحور؛ یعنی فاعل و مفعول باید بهصورت مستقل هم بیان شوند (مانند «ئهوان منیان برد»). همین نکته است که سبب شده زبانشناسانی چون حسنپور (۱۹۹۲) تأکید کنند سورانی در مسیر «سادهسازی و فعلمحوری» مانند عربی کلاسیک پیش رفته است در حالی که اردلانی سنندجی ساخت «ترکیبی و ارگاتیو» پهلوی را بهتر حفظ کرده است. اردلانی سنندجی "awan menyan bird lem yan da" («آنها من را بردند و مرا زدند») (awǎn) bird-yǎn-im u … i.le- yǎn dǎ-im" گویش مهابادی ۱. اردلانی سنندجی جمله: awan menyan bird lem yan da = «آنها من را بردند و مرا زدند.» awan = آنها (فاعل معنایی / عامل) menyan = من + یان (ضمیر مفعولی متصل به "من") → مفعول دستوری روی فعل میآید bird = برد (فعل سومشخص مفرد، گذشته) lem yan da = از من زدند (کتک زدند) 🔹 در اینجا فعل اصلی («برد») سومشخص مفرد صرف شده است، ولی مفعول (من) با -yan روی فعل چسبیده. این نشاندهنده ساخت ارگاتیو است، چون: فاعل جمله (awan) به صورت جداگانه میآید، اما فعل شناسهٔ شخصی مطابق با فاعل ندارد. شناسه فعل در واقع به مفعول میچسبد (men-yan → من + شناسه). این همان الگویی است که مکنزی و دیگران برای افعال متعدی گذشته در کردی اردلانی توضیح دادهاند. ۲. مهابادی / سورانی جمله: (awǎn) bird-yǎn-im u … i.le- yǎn dǎ-im = «آنها من را بردند و من را زدند.» awan = آنها (فاعل) bird-yān-im = برد-یان-م → فعل + شناسه جمع سومشخص برای فاعل + ضمیر مفعولی «م» (من) le-yān da-im = زدند-م → همان ساخت بالا 🔹 در سورانی/مهابادی: گویش سورانی (مهاباد، سلیمانیه) به سوی ساخت فعلمحور حرکت کرده و دارای یک ارگاتیو شبهکامل است. در این گویش، فعل میتواند ضمایر فاعل و مفعول را روی خود جای دهد و به همین دلیل جمله میتواند به شکل فشرده ترکیبی دربیاید. نمونهٔ روشن آن، جملهٔ «ئهوان منیان برد» است که به صورت «بردیانم» تبدیل میشود؛ در این مثال، چندین نقش دستوری (فاعل، مفعول و فعل) در یک واژه فشرده شدهاند. این روند، برخلاف مسیر طبیعی اکثر زبانها که معمولاً از ترکیب به تحلیل حرکت میکنند، در سورانی به شکل معکوس یعنی از تحلیل به ترکیب مشاهده میشود. این استثنا قویترین دلیل برای تأثیر یک زبان خارجی، به ویژه عربی کلاسیک، بر ساختار ترکیبی سورانی است. زبان عربی کلاسیک ساختهای ضمیری روی فعل را رایج دارد و سورانی این ویژگی را از آن وام گرفته است. در نتیجه، تغییرات ساختاری در سورانی نشان میدهد که این گویش تحت تأثیر تماس زبانی با عربی، از مسیر سادهسازی دستوری و تحلیل صرفی، به سمت فشردهسازی نقشهای دستوری در یک واژه ترکیبی حرکت کرده است، بدون آنکه ساختهای ترکیبی کهن خود را کاملاً از دست داده باشد. فعل متعدی گذشته شناسهٔ فاعلی (یان) را میگیرد، ولی همزمان ضمیر مفعولی نیز به فعل میچسبد (im). در نتیجه بهظاهر هم فاعل و هم مفعول روی فعل نمایاناند. برخی زبانشناسان این را نه ارگاتیو کامل بلکه یک سیستم مختلط / شبهارگاتیو میدانند، چون شناسه فاعل حذف نشده، بلکه کنار شناسه مفعول آمده است. ارگاتیو در کردی مرکزی مقایسهٔ نظام ارگاتیو غیرتطبیقی در پهلوی و کردی اردلانی در زبانهای ایرانی غربی
ویژگیهای کلیدی ارگاتیو اسم محور این نظام که در پهلوی و اردلانی دیده میشود، یک نظام محافظهکار است که در آن فعل همیشه سوم شخص مفرد باقی میماند:
این دو زبان نمونههایی از یک فرایند دستوری مشترکاند که در آن جایگاه فاعل و مفعول در جمله اهمیت بیشتری از صرف فعل پیدا میکند. ارگاتیو در گویشهای دیگر کردی گویش سورانی اربیل سلیمانیه و مهاباد دارای ارگاتیو فرسایشی از نوع تطبیقی هستند که ریشه ایرانی شرقی دارند مقایسهٔ نظام ارگاتیو تطبیقی در زبانهای ایرانی شرقی و هندی
در شاخهٔ زبانهای ایرانی شرقی، چند زبان دارای یک نظام ارگاتیو کاملاً تثبیتشده و پایدار هستند:
برخلاف برخی گویشها مانند گویش سورانی که نظام ارگاتیو تطبیق فعل با مفعول داشته و هماکنون فرسایش یافته و در حال گذار است، در زبانهایی مانند پشتو و بلوچی این نظام کاملاً تثبیت شده است. مطالعات بر روی ارگاتیو و خاستگاه زبان در زبانشناسی تاریخی، نظام ارگاتیو به عنوان ابزاری حیاتی برای شناسایی و ردیابی خاستگاه و ریشههای باستانی زبانها شناخته میشود. بر خلاف واژگان که به راحتی از زبانی به زبان دیگر وام گرفته میشوند، ساختارهای دستوری مانند ارگاتیو در برابر تغییرات بسیار مقاوم هستند و مانند یک «نشانگر ژنتیکی» عمل میکنند. پژوهشگران از نظام ارگاتیو برای کشف روابط عمیق و کهن میان زبانها استفاده میکنند. وجود یک نظام ارگاتیو مشترک در دو زبان، قویترین دلیل برای اثبات ریشهٔ مشترک آنها است، حتی اگر در طول هزاران سال از هم جدا شده باشند.[۲۳۱] مطالعات تطبیقی در شاخههای مختلف زبانهای ایرانی و زبانهای هندوآریایی نشان دادهاند:
کد زبانیطبقهبندیزبان کردی عضوی از شاخه شمالغربی زبانهای ایرانی است که خود شاخهای از زبانهای هندوایرانی است و آن نیز به نوبه خود شاخهای از زبانهای هندواروپایی است. مقایسه گویشهای اردلانی، هورامی و سورانی/کرمانجی گویش اردلانی، که در غرب زاگرس (مانند سنندج) رایج است، تحت تأثیر مستقیم پهلوی ساسانی قرار دارد و ساختار ارگاتیو سنتزایی (ترکیبی) را حفظ کرده است.[1] گویشهای شرقی کردی، مانند کرمانجی و سورانی، تحت تأثیر نوآوریهای شرقی قرار گرفتهاند و ارگاتیو تحلیلی دارند.[2] جدول مقایسهای نظام ارگاتیو
روز زبان کردیروز ۱۵ مه برابر با ۲۵ اردیبهشت از سوی کنگره ملی کردستان به عنوان روز زبان کُردی تعیین شده است. در این روز نخستین شماره از مجلهٔ کردیزبان هاوار توسط جلادت بدرخان در شهر دمشق منتشر شد. هاوار نخستین مجلهٔ کردیزبان تا زمان خود بهشمار میآمد.[۲۳۵] پراکندگیپراکندگی در کشورهای مختلف بدین شرح است:[۲۳۶]
وضعیت حقوقی زبان کُردیدر ترکیه حکومت مرکزی این کشور با هدف اقناع اتحادیهٔ اروپا در مذاکرات بر سر پیوستن این کشور به این اتحادیه، از سال ۲۰۰۹ سختگیری در ارتباط با تدریس زبان کُردی را اندکی تعدیل کرد. در سپتامبر ۲۰۰۹ شورای آموزش عالی این کشور مجوز تأسیس مؤسسهای به نام انستیتوی زبانهای زنده را به دانشگاه آرتکلوی ماردین صادر کرد که برنامهای برای تدریس همهٔ زبانهای کشور ترکیه ارائه کردهبود. پس از حکم دادگاه حقوق بشر اروپا در سال ۲۰۰۹، شورای آموزش عالی اجازه داد که زبان کُردی نیز در برنامهٔ درسی این مؤسسه قرار بگیرد. در سال ۲۰۱۰ دانشگاه آرتوکلوی ماردین با پذیرش ۲۰ دانشجو در مقطع کارشناسی گروه فرهنگ و زبان کُردی را راهاندازی کرد که مدیریت این برنامه را قدری یلدیریم زبانشناس کُرد بر عهده داشت. همچنین یک دورهٔ زبان کُردی نیز در نیمسال دوم سال ۲۰۰۹ در دانشگاه بیلگی استانبول راهاندازی شد.[۲۳۷][۲۳۸][۲۳۹] در سال ۲۰۱۳ ادارهٔ امور دینی ترکیه موسوم به دیانت اجازه داد تا نیایش در مسجدهای ترکیه به زبان کُردی صورت بگیرد و همچنین قرآن به زبان کُردی آموزش دادهشود.[۲۳۷] فیلم دیدم: بچههای دیاربکر (به کُردی: Min Dît: The Children of Diyarbakır) که در ۲ آوریل ۲۰۱۰ در ترکیه اکران شد، نخستین فیلم کاملاً کردیزبان بود که در تاریخ این کشور مجوز اکران بر پردهٔ سینماها را دریافت میکرد.[۲۳۷] در ایران نخستین بار در دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی با تلاش محمدصدیق مفتیزاده در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران دو درس تحت عناوین کُردی مقدماتی و کُردی پیشرفته به صورت واحد اختیاری تدریس شد و کتابهایی نیز توسط مفتیزاده برای آن تألیف شد، اما این برنامه دوام نیاورد و خیلی زود کنار گذاشتهشد.[۲۴۰] از اواخر دههٔ ۱۳۷۰ جمعی از زبانشناسان، نویسندگان و دانشگاهیان کُرد خواهان تدریس زبان کُردی و تأسیس رشتهٔ زبان و ادبیات کُردی در دانشگاههای ایران شدند. در سال ۱۳۸۲ گروهی از ادبیان کُرد اقدام به تدوین کتاب و تعریف سرفصل برای برنامهٔ درسی این رشته کردند و این برنامه پس از تصویب در دانشگاه کردستان در سنندج به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ارسال شد و در جلسهٔ ۴۸۸ شورای گسترش آموزش عالی نیز در تاریخ ۵ مهر ۱۳۸۲ مورد تأیید قرار گرفت و حتی در دفترچهٔ انتخاب رشتهٔ کنکور سال ۱۳۸۳ نیز رشتهٔ زبان و ادبیات کُردی به عنوان یکی از انتخابهای متقاضیان ورود به دانشگاه قید گردید، اما پس از انتخاب رشته و در هنگام اعلام نتایج کنکور در آغاز سال تحصیلی ۱۳۸۳ به دلایل نامعلوم از پذیرش دانشجو در این رشته ممانعت به عمل آمد.[۲۴۰] در سال ۱۳۹۳ بار دیگر گروهی از ادیبان و دانشگاهیان کُرد خواهان تدریس زبان کُردی در دانشگاهها و تأسیس رشتهٔ زبان و ادبیات کردی شدند که این بار با تأیید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در آغاز سال ۱۳۹۴ شورای راهاندازی رشتهٔ زبان و ادبیات کُردی در دانشگاه کردستان سنندج تشکیل شد و نهایتاً از آغاز سال تحصیلی ۱۳۹۴ برای نخستین بار رشتهٔ زبان و ادبیات کردی با پذیرش ۴۱ دانشجو در این دانشگاه آغاز به کار کرد.[۲۴۰][۲۴۱][۲۴۲][۲۴۳] با این وجود تدریس این رشته ذیل گروه آزمایشی علوم انسانی صورت میگیرد و نه در گروه زبانها و به همین دلیل گستردگی چندانی ندارد. علاوه بر این رشتهٔ زبان و ادبیات کُردی تنها در یک دانشگاه در کل ایران و تنها در مقطع کارشناسی تدریس میشود و دیگر دانشگاههای مناطق کُردنشین ایران همچون کرمانشاه، ایلام، خرمآباد، بجنورد و ارومیه فاقد چنین رشتهای هستند.[۲۴۴][۲۴۵] اختلاف نظرهاردهبندی
جستارهای وابستهپانویس
منابع
</body> </html>
پیوند به بیرون
فرهنگهای کردی–فارسیخودآموزی زبان کردی: فرهنگها: |
- ↑ Official at state level
<ref> برای گروهی به نام «persian-alpha» وجود دارد، اما برچسب <references group="persian-alpha"/> متناظر پیدا نشد. ().