گویش اردلانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از اردلانی)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

[۱]

لهجه اردلانی

Central Kurdish
Kurdi cintral
لهجه اردلانی(ardalanî)
Central Kurdish branch.png
زبان بومی در: Kurdistan (Iraq and Iran)
تعداد گویشوران
7,250,000 (4,000,000 in Iraqi Kurdistan)  (۲۰۱۴)e19
گویش‌ها
Mukriyani
Hewleri
Ardalani
Wermawi
Germiyani
Jafi
Babani
Sorani alphabet
وضعیت رسمی
زبان رسمی در
Iraq[۲]
کدهای زبان
ایزو ۶۳۹-۳ ckb
گلاتولوگ cent1972[۳]
زبان‌شناسی 58-AAA-cae
{{{mapalt}}}
Geographic distribution of Kurdish and other Iranian languages spoken by Kurds

لهجه اردلانی

لهجه ای از زبان کردی در دسته کوردیی ناوه‌ندی، Kurdîya Nawendî(کردی مرکزی ،Kurdi cintral) که در منطقه اردلان در استان کردستان و بخش‌های از استان کرمانشاه رایج است. محدوده تکلم به گویش اردلانی Ardalani شهرها و روستاهای سنندج،کامیاران، دیواندره، دهگلان (لیلاخی) و بخشی از روستاهای مریوان و سقز(تیلکو)، بیجار و روانسر می‌باشد زبان کردی مجموعه ای از گویشها و لهجه‌های ویژه ای است که جزو گروه زبانهای ایرانی جدید شاخه شمال غربی محسوب می‌شوند. زبان کردی با گویش‌های متنوعش مجموعه ای از زبانها و گونه‌های باستانی مردمانی است که قبل از تاریخ در منطقه زاگرس زیسته‌اند. این زبان جدا از اینکه وارث زبانهای مادی اوستایی، سکایی، هخامنشی، پارتی و پهلوی است؛ وارث بلافصل زبانهای اقوام قبل آریایی‌ها نیز هست و ریشه در زبانهای سومری، عیلامی، لولوبی، گوتی، کاسی، مانایی، دارد[۴]

تقسیم‌بندی لهجه‌های کردی[ویرایش]

تقسیم‌بندی گویشهای زبان کردی از جانب افراد مختلفی چون مستشرقین و زبانشناسان و غیر-زبانشناسان کرد و غیرکرد صورت گرفته‌است که البته این تقسیم بندیها لزوماً هماهنگ نیستند. باسیلی نیکیتین، مارتین مارتینوس، مینورسکی و ادموندز، توفیق وهبی و غیره هرکدام گویشهای زبان کردی را با عناوین مختلف و تفاوتهایی تقسیم‌بندی کرده‌اند (محمد خورشید) ۱۹۸۵ :۷۵–۷۴ .(میرشرفخان بدلیسی) در اواخر قرن دهم هجری(۱۶ م) طوایف کرد را به لحاظ آداب و رسوم و زبان به چهار دسته کرمانجی، گوران، لری و کلهری تقسیم می‌کند (بدلیسی، ترجمهٔ هژار، ۲۰۰۶:۲۱ .)خزانه دار (۲۰۰۱:۳۸)هم زبان کردی را به دستهٔ کرمانجی، گوران، زازایی و لری تقسیم می‌کند. زبیر بلال اسماعیل (۱۹۸۴: ۱۰)زبان کردی را به این صورت دسته‌بندی می‌کند.[۵]

کرمانجی شمالی (بادینانی – شمدینانی – شکاک –حکاری)

کرمانجی میانی (سورانی – موکریانی – اردلانی – کرکوکی)

کرمانجی جنوبی (فیلی – بختیاری – لکی – کلهری)

گورانی یا پهلوانی (زازایی – هورامی)

در اینجا قرار دادن اردلانی در دسته لهجه مکریانی یا گویش سورانی مورد تردید می‌باشد و باید به آن ایراد گرفت

در گویش کلهری در ابتدای بیشتر افعال حرفی وجود ندارد و افعال بدون پیشوند هستند اما در ابتدای فعل‌ها در گویش اردلانی «ئه» و در گویش کرمانجی و سورانی و مکریانی «د» در ابتدای فعل وجود دارد مثال:کرمانشاهی:چم (می‌روم) اردلانی: ئه‌چم (می‌روم)، و سورانی و کرمانجی: ده‌چم (می‌روم) که اگر این موضوع را از لحاظ زبان‌شناسی بررسی کنیم لهجه اردلانی خیلی به پارسی باستان (هخامنشی) نزدیک تر است.[۶][۷]

مثال‌های از فعل مضارع در پارسی هخامنشی و لهجه اردلانی

ā-jamiyā (جا ماندن، نیامد)

ašiyava (اچی) می‌رود

adā(ادا) آفرینش، می‌دهد

agạrbiya (اگری) می‌گیرد

اشاره مستقیمی به چگونگی ساخت مضارع می‌توان کرد. فقط به صورت تلویحی می‌توان برداشت کرد که از تک واژ مضارع ساز /da /در گویش کرمانجی (شمالی) و در لهجه سورانی و مکریانی به علاوه ریشه می‌توان مضارع را ساخت در حالی که در لهجه اردلانی از تک واژ / a/ استفاده می‌شوند؛ که پیشوند فعل اردلانی همانند پارسی باستان (هخامنشی) است[۸]

در کلهری لهجه‌ها و زیر لهجه‌هایی وجود دارد که تفاوت در آنها تنها بر سر طرز تلفظ واژگانی است؛ که همین مورد هم اختلاف بر سر دسته‌بندی گویش و لهجه را به وجود می‌آورد در نتیجه لهجه‌های مانند کلیایی و گروسی تأثیراتی را از لهجه اردلانی گرفته‌اند. برای مثال؛ در منطقهٔ کولیایی و گروس بیجار نیز مانند لهجه اردلانی سنندج به اول افعال اَ «ئه» اضافه می‌شود مانند «خوه‌م xwem” = “ئه‌خوه‌م exwem” و به همین ترتیب؛ در لهجهٔ فیلی یا ایلامی از گویش کلهری، “د» به اول افعال اضافه می‌شود مانند: «بوو bû“= “دوو dû” و در لَکی “مه» مانند: “خوه‌مxwem” = “مه‌خوه‌مmaxwem” که هر دو یک معنی را می‌دهند. اما در هورامی این اختلاف کمی پر رنگ‌تر می‌شود به گونه‌ای که اختلاف‌ها از سطح طرز تلفظ یا پسوند و پیشوند افعال به سطح اختلاف در واژه می‌رود که گاهی باعث سختی برقراری ارتباط بین دو لهجه و گونه دریک گویش می‌شود. اما همه آنها خود را هورام زبان و زبان خود را کوردی و گویش شان را هورامی می‌دانند.[۹][۱۰]

مقایسه لغات لهجه اردلانی و سورانی و مکریانی[ویرایش]

مقایسه لغات لهجه‌های سورانی، اردلانی و کرمانجی[ویرایش]

Erdelanî (اردلانی) Soraniya Hewlêrî Kurmancî
Xwa (خدا) Xûday, Xwa Xwedê
xawen (صاحب) xawen xwedî
naw, -name(نام) naw, nêw nav!
sol (شور) sor sor, xwey
baran,varan (باران) baran, werişt baran
befir, wefir (برف) befir berf
auna hend hin, hind, qas
gûrg,gurw (گرگ) gûrg gûr
sag, sapla ,saw (سگ) seg kûçik
mêman (مهمان) mêwan mêvan
sav,sad /100(صد) set/100 sed/100
rêge, re (راه) rêga rê, rih
solle,sarma (سرما) serma serma
pek,ters bak xem, tirs
pirt, pird (پل) pird pir
kewg,Avi (آبی) şîn şîn
sawz (سبز) sewz, kesk kesk
zûwan (زبان) ziman ziman
kalaşêr (خروس) dîk dîk
hamro (گلابی) hermê hermî
barz (بلند) berz bilind
zawa (داماد) zawa zava
wavî (عروس) bûk bûk

مقایسه فعل امری اردلانی با لهجه‌های کردی[ویرایش]

bê bêrw||bê! were!||bew!||were!||bê!||borê!
Erdelanî Soraniya Hewlêrî Kelhûrî Kurmancî Kirmanckî Hewramî
biço ço biço biço biçe şo bilû!
bika bike bike bike bike kere!
bixwe bixo bixwe bixo bûre bûre!
biwîna bibîne biwîn bîn bibîne bivîne biwîne!
bêje bile bîj bêje vaje waçe! baçe!
biwarv/biwa bibare biwar bar bibare bivare biware!

مقایسه ضمیر و فعل لهجه‌های کردی[ویرایش]

مهمترین ویژگی لهجه اردلانی شروع فعل‌ها با تک واژه /a/مانند پارسی هخامنشی است

Erdelanî Soraniya Hewlêrî Kelhûrî Kurmancî Kirmanckî Hewramî
men açem min/emin deçim min/mi çim/diçim ez diçim ez şina emin/min lû/milû
to aexweyt to/eto dexoy tû/to/ti xwey/dixwey tu dixwey ti/tu wenî/wena to/etu/tu werî/morî
aw/o aekat/akat ew dekat ew/o keyd/dikey ew dike o/a keno/kena ad kero/mikero
êma azanîn ême dezanîn îme zanîm/dizanîm em dizanin ma zanê/zanîme êma/ême zanim/mizanim
êwa aerêjnin/aerêşnin êwe derêjnin îwe/yûwe rişnin/dirişnin hûn/hingo dirijnin şima rişnenê şima/şime rişîd/merişîd
awan aewînin ewan debînin ewan diwînin/dînin ew dibînin ê vînenê ed wînên/moynên

مهمترین ویژگی لهجه اردلانی استفاده از پسوند(گ)است که مخصوص ته لهجه سنندجی می‌باشد و قدمت این لهجه را می‌رساند که به زبان پهلوی ساسانی و حتی پارسی باستان می‌رسد که البته در مناطق غیر از شهر سنندج ودر روستاها و شهرستان‌های تابعه (g)به (i) تبدیل می‌شود که در لهجه کرمانجی نیز به این شکل است.[۱۱]

مثال: زندگ (زنده) پهلوی ساسانی// در لهجه سورانی (زندو)zindu،//لهجه کرمانجی (زندی) zindi،//لهجه اردلانی زندیگ (زنیگ) zindig

تشنگ (تشنه) در پهلوی ساسانی لهجه اردلانیting تینگ، لهجه سورانی tinu تینو، لهجه کرمانجی تشتی Tîştî

خواردگ (خورده) در پهلوی ساسانی، لهجه اردلانی خواردگه xwardiga، در لهجه سورانی خواردوه xwardua، در لهجه کرمانجی Xwariye

لهجه اردلانی (ته لهجه سنندجی) تنها لهجه کردی و ایرانی است پسوند صفت (گ)،ig باستانی را در زبان پهلوی ساسانی و اشکانی حفظ کرده‌است

Erdelanî Soranî Kelhûrî Kurmancî Kirmanckî Farsî Mazenderanî Pehlevî
kûştig kûştû kûştî kûştî kîşte koştê kûşti kûşteg
nusyag nusraw nusyaw nivîskî, nivîsandî nuşte nêvêştê şodê benivîşti bebû nîbîşteg
birdig birdû birdî birî berde bordê bûrdi bûrteg
mirdig mirdû mirdî mirî merde mordê mûrdi mûrteg
kiryag kiraw kiryaw hatîye kirin kerde, ameya kerdene kerdê şodê hakordi bebû kerteg
zînig zîndû zîne zindî ganî, cande zêndê zênde zîndeg
gizig gezû gizî gezî, gezû gezi jaro geze -
tînig tînû tînî tînî têşan têşnê teşne tîşneg
kolani xwarig kolanî xwarû kolani xwar kolana xwar/jêr mehleya ware/cêre mehellêyê payîn bên mehelli -
kolani jûrig kolanî jûrû kolani jûr kolana jor mehleya core mehellêyê bala cûwer mehelli -

با بررسی دستوری زبان‌شناسی پهلوی ساسانی و اشکانی آنچه می‌توان دید این است که لهجه اردلانی در دسته پهلوی ساسانی قرار می‌گیرد در حالی که لهجه مکریانی و سورانی در دسته پهلوی اشکانی قرار می‌گیرد (دستور زبان پهلوی اشکانی حسن رضایی‌باغ‌بیدی)[۱۲]

طریقه جمع عدد با اسم در جمله، در لهجه مکریانی به پهلوی اشکانی بر می‌گردد چون با آمدن عدد در جمله اسم هم جمع می‌شود

من دو لباس خریدم لهجه مکریانی: من دو کراسان ی کریم

Men du kerasan i kerim

لهجه اردلانی: من دو کراسم سند

Men du kerasem sand

از جمله مواردی که لهجه اردلانی رابا سورانی و مکریانی در یک گروه قرارنخواهد داد و باید با تردید به آن نگاه کرد ارگاتیو بودن لهجه اردلانی سنندج و غیر ارگاتیو بودن لهجه مکریانی در محور مهاباد تا اربیل است

مثال من نان خوردم/// لهجه مکریانی: من نانی خواردم men nani xwardm/

لهجه اردلانی: من نانم خواردmen nanm xward

در این زمینه هم لهجه اردلانی و کرمانجی مانند پهلوی ساسانی ارگاتیو می‌باشد.

کرمانجی سورانی اردلانی فارسی
Min tu dîtî Min to dîtim men tom Man to (ra) dîdam

نشانه جمع در لهجه اردلانی «کان» می‌باشد که به کلمه‌های مفرد اضافه می‌شود اما در لهجه سورانی و مکریانی مانند زبان فارسی از (ان) استفاده می‌کنند در پهلوی ساسانی از نشانه (گان) و در پهلوی اشکانی از نشانه (ان) برای جمع استفاده می‌شد[۱۲]

مثال در اردلانی مناله کان (بچه‌ها) در سورانی مندالان

نمونه‌هایی برای حالت مفرد ("Kur" در کردی یعنی پسر):

فارسی سورانی و اردلانی
سورانی
اردلانی
Pesaram Kurem Kurakam Kurakam
Pesarat Kuret Kurakat Kurakat
Pesarash Kurî Kurakaîsh Kurakay
Pesarman Kurman Kurakaman Kurakaman
Pesartan Kurtan Kurakatan Kurakatan
Pesarshan Kuryan Kurakaishyan Kurakayan

نمونه‌هایی برای حالت جمع:

فارسی سورانی و اردلانی
سورانی
اردلانی
Pesaranam Kuranem Kurakanem Kurakanêm
Pesaranat Kuranet Kurakanet Kurakanêt
Pesaranash Kuranî Kurakanîsh Kurakanêy
Pesaranman Kuranman Kurakanman Kurakanêman
Pesarantan Kurantan Kurakantan Kurakanêtan
Pesaranshan Kuranyan Kurakanishyan Kurakanêyan

[۱۳]برخی ویژگی‌های گویش اردلانی سنندجی[ویرایش]

همگرایی دو مولفه زبانی ایلات و عشایر کرد و گویش مردم اورامی ساکن در شهر و همچنین زبان ادبی و شعری گورانی معمول در بین فرهیختگان زمان و ادبیات مکتوب عامه مانند شاهنامه‌های کردی، خورشید و خاور، اسکندر نامه و … که همگی به گورانی سروده شده بودند. در شکل‌گیری شیوه مکالمه اردلانی سنندجی تأثیر گذار بوده‌اند. اما همچنانکه گفته شد در محدوده جغرافیایی نفوذ گویش عمومی سنندجی و فرایندهای واجی لهجهٔ اردلانی در چارچوب نظریهٔ بهینگی تفاوت‌هایی در لحن بیان کلمات و واژه‌ها دیده می‌شود. به‌طور مثال در بسیاری از روستاهای سنندج و شهرستان‌های استان کردستان "د"و "گ" دارای تلفظ خاصی است و تا بحال هم نشانه ای الفبایی برای بیان اینگونه تلفظ د و گ ایجاد نشده‌است. مولوی شاعر که خود از طایفه جاف بوده‌است این ویزگی ادای د و گ را در اشعارش لحاظ نموده‌است و لذا در تلفظ صحیح اشعار مولوی باید به این نکته توجه داشت. قرابت جغرافیایی لهجه اردلانی با گویشوران جنوبی کردی کلهری و لکی سبب تأثیر این دو لهجه نیز بویژه در نواحی مجاور خود بوده‌است و آن بیشتر در اضافه شدن کسره "ی" در تلفظ برخی لغات و کلمات است مانند دویر بجای دور، لویل بجای لول، قویل بجای قول (عمیق) یا "یل" علامت جمع بجای" گل " مانند "کوره یل " بجای "کورگه ل". بنابراین ریشه شیوه فعلی سنندجی را باید در همگرایی کلامی اقوام و طایفه‌هایی با اصالت اورامی، ژاورودی، جافی و سایر ایلات موسوم به کرد و نیز کلهری و لکی جستجو نمود؛ و حتی ردپایی از اثر لهجه شمالی بادینانی نیز وجود دارد؛ که البته این فقط یک نظر شهودی است و این ارتباط ممکن است ریشه در ساختارهای قدیمی تر خود زبان داشته باشد. در این لهجه لغات و کلمات متعددی وجود دارد که در سایر لهجه‌های خوشه میانی مصطلح نیست. مانند تاسه (تامه زرو، یاد کسی یا چیزی)، مامر (مریشک - مرغ)، هه نگور (تری – انگور)، هاله (غوره)، کتک (گربه-پشیله)، کیف (کوه-کیو)، که نیشک (دختر- کچ)، گه ره ک بوون (ویستن- خواستن)، چه په ل (کثیف-پیس)، له ته ک (له گه ل – با)، رمیان –روخیان (روخان- خراب شدن)، کوچک (سنگ – به رد) و … همچنین افعال در شیوه ته لهجه سنندجی به گه ختم می‌شوند مانند کردگه بجای کردوه یا کردیه، چوگه بجای چووه، رژیاگه بجای رژاوه یا رژایه

همچنین حرف د در وسط کلمه در لهجه منطقه اردلان اگر قبل از صدای (ی) یا کسره قرار گرفته باشد یا پس از (د) مصوت قرار گرفته باشد میل به حذف شدن دارد. مانند دیه بجای دیده، گِا با تأکید بر مصوت آخر بجای گدا و مانند (میدان) حرف پس از (د) مصوت است (د) خوانده نمی‌شود و واژه (میان) تلفظ می‌شود. از مهم‌ترین شاخص‌ها خواندن حروف (ت، پ، ک) پس از یک مصوت به ترتیب در زبان پارسیگ ساسانی (د، ب، گ) و در پارتی اشکانی (د، ب، گ) است. در مقابل، (د، ب، گ) پس از مصوت، در زبان پارسیگ ساسانی (ی، و، ی) و در پارتی (ذ، ب، غ) خوانده می‌شده‌است.[۱۴][۱۵][۱۶][۱۷]

همچنین در لهجه اردلانی این تمایل وجود دارد که (ن و گ) در واژه ترکیبی تلفظ شود مانند تلفظ (ن و گ) در هنگوین و رنگین و آهنگ که مانند صدای /ŋ/ در زبان آلمانی که در فارسی معادلی به صورت یک حرف برای آن وجود ندارد. این صدا را از تلفظ دو حرف «ن» و «گ» پشت سر هم می‌سازند (مثل دو حرف انتهایی واژه «نهنگ» یا “آهنگ”). صدای /ŋ/ در زبان آلمانی معمولاً به صورت ترکیب حروف “NG” نوشته می‌شود. lang /laŋ که این ویژگی در لهجه اردلانی مانند زبان ژرمنی است.[۱۸]

خوشه‌های غیر چاکنایی (حذف پذیر) در لهجه اردلانی شامل[zd]-[mb]-[st]-[nd]-[sd] می‌باشد

خوشه [st] هست، هس/ماست/ماس

خوشه[zd] دزد، دز نزدیک، نزیک

خوشه[mb]بمبbomb، بمbom

خوشه[nd]دندانdandan

خوشه[sd] در این خوشه پس از حذف (د) به (و) تبدیل می‌شود. صد(sad) به سو(sav)

تلفظ د در قه د که نزدیک به قه در سنندج و در اطراف سنندج قه (د) تلفظ د داخل پرانتز خاص حوزه زبانی سنندج است. مانند اصطلاح " قه د قه د دائه رزیام ." برای بیان خجالت کشیدن و پشیمانی از کاری ناپسند.[۱۱]

همچنین در لهجه اردلانی تمایلی به حذف د در آخر اسماء وجود دارد. مانند یه ز (یز) بجای یه زد (یزد) در مثل " یه ز دوره گه ز نزیک " همچنین تبدیل ب به و بسیار وجود دارد. مانند " ئه یان بات" که به " ئه یان وات" تبدیل شده‌است.

در لهجه اردلانی همخوان‌های تیغه ای [d],[t]در پایان یا وسط واژه در دو خوشه همخوانی به عنوان عضو دوم خوشه حذف می‌شود این ویژگی در لهجه سورانی وجود ندارد.

(حذف[d,t]از خوشه های[st],[zd])

یزد، یز // دزد، دز//دست، دس//نزدیک،نزیک

راست، راس// مست، مس//دوست، دوس[۱۹]

حذف[n] یا [d]از خوشه[nd] در لهجه اردلانی به دو شکل است

۱-در لهجه اردلانی در دو خوشه [nd] هم خوانی به عنوان عضو اول خوشه هستند حذف می‌شوند که این ویژگی با قدمت بیشتر در زبان پارسی هخامنشی بوده‌است. مانند بدک (بنده)

خوشه[nd] دندانdandan / ددانdadan

۲-در لهجه اردلانی هرگاه(d) پس از(n)واحدواجی(n)مشخصه خیشومی خود را را به(d)گسترش می‌دهد و همین امر سبب می‌شود(d)به‌طور کامل با (n)همگون شوددر حالی که این ویژگی در لهجه سورانی وجود ندارد

dande دنده dani /danig

Zindeg زنده zinig/zine

Mande مانده mani /manig

در لهجه اردلانی در صورتی که بعد از صدای (و) حرف صامت (خ یا غ) قرار گرفته باشد (خ یا غ) حذف می‌شود که این ویژگی در پارسی هخامنشی بوده‌است. مانند تخم (توم)، دروغ (درو)

سوختنsoxtan، سوتنsotan/ تخمtoxm، توم Tom

روغنroxan، رون Ron/دروغdrox، دروdro

همچنین استفاده از پسوند گل(gal)در جمع بستن اسماء که البته گل(gal) مخصوص جمع بستن در سنندج کامل تلفظ می‌گردد اما در اغلب روستاها گ آن به روش معمول منطقه و گنگ تلفظ می‌گردد در لهجه کرمانشاهی شامل کلهری و لکی و لری بختیاری اینgal (گل) به‌صورت (یل) yel تلفظ می‌گردد. این از مشابهت‌های بارز لحن سنندجی و کرمانشاهی و لری بختیاری است. در لهجه کرمانشاهی از نشانه (گان) ودر اردلانی از نشانه (کان) برای جمع استفاده می‌شود که در لهجه گورانی نیز وجود دارد و مربوط به زبان پارسیگ ساسانی می‌باشد. اما در سایر گویش‌های خوشه میانی (سورانی و مکریانی) ادات جمع (ان) که مربوط به زبان پهلوی اشکانی است و به‌طور کلی بیشتر اسامی و کلمات مصطلحی که در لهجه اردلانی سنندجی وجود دارند اما در سایر گویش‌های متعلق به خوشه میانی وجود ندارد دارای ریشه گورانی اعم از اورامی و گورانی ادبی یا خوشه لهجه کردی کرمانشاهی (کلهری، لکی ،فیلی) است. در لهجه اردلانی هم خوانهای انسدادی دو لبی(b)بین دو واکه یا در پایان واژه در صورتی که واکه (مصوت) قبلی پیشین باشد به هم خوان سایشی لب و دندانی(v)تبدیل می‌شود این فرایند در زبان لری و زبان‌های مرکزی ایران دیده می‌شود در حالی که این ویژگی در لهجه سورانی وجود ندارد

Nabat نبات/ navat نوات

Tabar تبر /tavar تور

Taberiz تبریز/ taveriz توریز

Taban تابان/ tavan تاوان

Shaban شبان (چوپان)/ shuvan شوان

Sabad سبد/ savat سوت

beaban بیابان /beavan بیاوان

هم خوانهای انسدادی دو لبی(b) هرگاه در بافت پایان واژه یا پایان هجا بعد از واکه (مصوت) هسته یا بین دو واکه (مصوت) قرار بگیرد و این ویژگی در لهجه سورانی وجود ندارد

Xarib غریب xariv

Ab آب av

Xrab خراب xrav

در لهجه اردلانی هم خوانهای گرفته واک دار که به (d، د) و(ž، ژ) و (ت،t) ختم می‌شود و واکه (مصوت) قبل از آنها واکه کشیده‌است هم خوان پایانی آنها حذف می‌شود

امروژ، امرو / توت، تو

بود، بو / سود، سو

قلب در خوشه دو هم خوانی یا توالی دو هم خوان که هم خوان دوم یک هم خوان روان است

قفل ghofl قلف gholf

قلب در خوشه دو همخوانی که هم خوان اول غیر تیغه ای و هم خوان دوم تیغه ای باشد

عکس aks /عسک ask

همچنین در لهجه سورانی و مکریانی بر خلاف گویش اردلانی حروف برخی واژه‌ها از (ف) به (و) تغییر می‌کند.

اردلانی هفت haft/ سورانی حوت / فارسی هفت

اردلانی جفت jeft / سورانی جوت /فارسی جفت

اردلانی کفت kaft / سورانی کوت /فارسی افتاد

اردلانی خفت xaft / سورانی خوت / فارسی خوابید

اردلانی نفت naft /سورانی نوت / فارسی نفت

در لهجه اردلانی بر خلاف سورانی و مکریانی در برخی واژه‌ها از حرف (م) به جای (و) استفاده می‌شود یا برعکس در بعضی از واژگان به جای (و) از صامت (م) استفاده می‌شود.

زمستان زمسان (اردلانی) زوستان (سورانی)

زبان/ زووان (اردلانی)/ زمان (سورانی)

رودخانه /چم (اردلانی)/چوم (سورانی)

مهمان/ میمان (اردلانی)/ میوان (سورانی)

تفاوت آشکاری نیز بین گویش اردلانی سنندج و روستاهای اطراف سنندج قدیم ودر واقع اطراف قلعه حسن‌آباد (حسن‌آباد ،کانیمشکان، دروه نه، مربزان ...) با سایر مناطق شهرستان سنندج وجود دارد. این تفاوت در گفتار را قبلاً به شوخی تفاوت بین شه‌که‌ره سنه یی و زڕه‌سنه یی می‌گفتند. در گویش سنندجی و چند روستای ذکر شده اطراف آن لهجه ای حاکم است که توان نوشتاری آن بیشتر یا اصطلاحاً لفظ قلم است و نوعی تشخص شهری در آن دیده می‌شود. این شیوه محاوره درته لهجه سنندجی امروز به دلیل تأثیر مهاجرت‌ها کم رنگتر شده‌است. تفاوت آشکار آن در تلفظ گ آخر افعال است؛ که در کردی معیار (وه) یا (یه) است مانند خواردگه بجای خواردوه، خواردیه ، رژیاگه بجای رژاوه، رژایه همچنین تفاوت‌های آشکار دیگر آن در تلفظ نکردن گ در گل مخصوص جمع اسماء است. همچنین در روستاهای سنندج بجای ب در بسیار موارد و تلفظ می‌شود مانند ئه م به ر که ئه م وه ر تلفظ می‌گردد. در روستاهای سنندج گ آخر افعال کامل تلفظ نشده و تلفظ آن به وه نزدیک می‌گردد مانند رژیاًگ"ه که گ تلفظی بین د و گ دارد. اخیرا در ضبط ضرب المثل‌ها و اصطلاحات گویش سنندجی اشتباهاتی مشاهده می‌شود. مثلا لغت ناگیرگی غلط بوده و در سنندج ناگیریی تلفظ می‌گردد. یا مثلا گاوه سن (گاوآهن) در سنندج هم هیچوقت گاوه سنگ تلفظ نمی‌گردد. مثلا ضبط مثل "به ده سی دو هه نی هه ل ناگیرگی" غلط است و ناگیریی درست است یا در جای دیگری نوشته‌اند "درگای شار ئه وسگی …" که ئا وسیی درست است و ئه وه سگی مجعول است. تفاوت‌های دیگری نیز وجود دارد در شهر سنندج مثلاً بجای ئیره (اینجا) ئه گره گفته می‌شد که امروزه کمتر شنیده می‌شود؛ بنابراین گفته شد که لحن ایلات و عشایر موسوم به کرد و بویژه جاف‌ها بالهجه اردلانی علیرغم سنخیت ساختاری دارای تفاوت‌هایی است. این تفاوت‌ها در تلفظ گ و د در وسط کلمات و گ در آخر افعال است که در لحن غیر شهری به‌صورت صدایی گنگ برآمده از کام است.

بنظر می‌رسد که شیوه گفتاری گورانی در دورانی طولانی دارای معیاری نوشتاری بوده که در حد فاصل لهجه‌های کلهری، لکی، اورامی و جافی قرار داشته‌است؛ و مردم موسوم به گوران با آن لهجه معیار صحبت نمی‌کرده‌اند بلکه همانند امروز دارای گویش‌های متعدد بوده‌اند. اما گورانی معیار زبان نیایش، شعر و آواز گروه‌های وسیعی از مردم غرب ایران شامل کردها و لرها بوده و شاید با پهلوی زمان ساسانی دارای پیوند بوده‌است. در استان کرمانشاه امروزه به اشتباه گوران و آیین اهل حق یا یارسان مترادف گرفته می‌شود که این صحیح نیست؛ و بروز یارسان بسیار جدیدتر از گوران است. به‌طور خلاصه خوشه متنوع لهجه میانی کردی که اردلانی شعبه ای از آنست از حدود چهارصد سال قبل و در داخل امارت محلی اردلان و پس از ایجاد رونق اقتصادی و امنیت نسبی در حوزه فعلی گویشوران این لهجه به مرور لهجه‌های شمالی و جنوبی کردی را پس رانده و بعنوان لهجه ای معیار و با نام سربرآورده است.

لطافت و نرمی لهجه اردلانی[ویرایش]

نمونه هائی از اصطلاحات و امثال و حکم خاص منطقه سنندج را ارائه می‌نمایم که در عین سادگی بسیار زیبا، گویا، و از نظر فرم زبانی نیز اصیل و سالم می‌باشند.

به‌رم که‌نه‌و پشتم که‌نه‌ڵان - بوێ ئه‌چه‌لێ - پرسیان له قنڵاشک مه‌نزڵت کوێنه‌س وتی با ئه‌زانێ—پڕکێشی ناکات - پێشهٔ پرتووکیاگه - په‌رمیاگم پیا - په‌شوکیاگه - تا ئه‌یژێ هاڵه هه‌نگوور پێ ئه‌گه‌ێ - تروشکه له خوهٔ دوو شکه - ته‌ک ئاو گه‌نیاگه هه‌ڵ ئه‌کات - تا ڕیوی قه‌واڵهٔ خوهٔ خوه‌ند که‌وڵیان کرد - ته‌ڕه هه‌سه هه‌ر ئه‌مه‌سه - ته‌ڵ کریاگه - به که‌ر ناوێرێ به کوپان شێره - چما ئه‌یژی عیسی گرتیه‌و مووسا خانییه - چه هه‌ڕگێ بنیشم - حاشا له‌و قه‌وره مڕومشتی تیا نیه-- خاسی که و بیه ده‌م ئاوه‌و – خاڵو زیااخان زیایهٔ خوه‌ت بو خوه‌ت سه‌ر وه سه‌ر ده‌ربێ – چێو هه‌ڵگره سه‌گ دز دیاره - چاوه چاو ئه‌کات – چنگه کڕێ ئه‌کات – به دوسم دوسم کای کرده پوسم – به دوعای کتک باران ناوارێ – به کشێ هات و به فشێ چوو – ترسیاگ لێ ڕه‌سیاگ – تا خان بڕازێ له‌شکه‌ر ئه‌ترازێ—و خوشبختانه چندین هزار از این ساختارهای سالم زبانی را می‌توان ارائه کرد.[۲۰]

منابع[ویرایش]

  1. [PDFthesis2.ut.ac.ir «PDFthesis2.ut.ac.ir»]. 
  2. "Full Text of Iraqi Constitution". Washington Post. 12 October 2005. Retrieved 12 June 2013.
  3. Nordhoff, Sebastian; Hammarström, Harald; Forkel, Robert; Haspelmath, Martin, eds. (2013). "Central Kurdish". Glottolog 2.2. Leipzig: Max Planck Institute for Evolutionary Anthropology.
  4. On Verbal Phonology in Kurdish: An Optimality-Theoretic Account of Dialectal Variation. ۲۰۱۶.
  5. «Kurdish (Kurdi, Курди) belongs to the Indo-Iranian branch of the Indo-European language». 26 ژوئیه 2016. 
  6. «http://llld.ir/fa/blog/articles». 
  7. «https://semtax-conf1.ut.ac.ir/news_382.html». 
  8. «https://research.uok.ac.ir/~ebadakhshan/ViewResearch.aspx?ResearcherID=46498». 
  9. «https://research.uok.ac.ir/~ebadakhshan/ViewResearch.aspx?ResearcherID=46498». 
  10. «https://semtax-conf1.ut.ac.ir/news_382.html». 
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ «https://www.britannica.com/topic/Kurd». 
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ «http://parsianjoman.org/?p=5393». 
  13. «http://lrr.modares.ac.ir/article-14-5079-fa.html». 
  14. «https://www.britannica.com/topic/Pahlavi-alphabet». 
  15. خانلری، پرویز. تاریخ زبان فارسی (جلد اول). چاپ هفتم. فرهنگ نشر نو، ۱۳۸۲. شابک ۹۶۴-۷۴۴۳-۲۱-۸.
  16. ، محسن. راهنمای زبان‌های باستانی ایران (جلد اول). تهران: سازمان و مطالعه و تدوین کتب درسی (سمت) ۱۳۷۵.
  17. دیوید نیل مکنزی - ترجمه: دکتر مهشید میرفخرایی. فرهنگ کوچک زبان پهلوی. چاپ چهارم. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ۱۳۸۸. ۱۳۸۸.
  18. «https://b-amooz.com/آموزش-زبان-آلمانی/تلفظ-در-زبان-آلمانی/آواهای-بی-صدای-آلمانی-». 
  19. [PDFthesis2.ut.ac.ir «PDFthesis2.ut.ac.ir»]. 
  20. «https://thekurdishproject.org/».