مردم ارمنی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از ارمنیان)
پرش به: ناوبری، جستجو
ارمنیان
Armenians
Հայեր Hayer
Armenian collage.png
کل جمعیت
۸ میلیون[۱]
مناطق با جمعیت قابل توجه
 ارمنستان ۳٬۱۴۵٬۳۵۴[۲]
 روسیه ۱٬۱۸۲٬۳۸۸[۳]–۲٬۹۰۰٬۰۰۰[۴]
 ایالات متحده آمریکا ۴۸۳٬۳۶۶[۵]–۱٬۵۰۰٬۰۰۰[۶]
 فرانسه ۲۵۰٬۰۰۰[۷]–۷۵۰٬۰۰۰[۸]
 گرجستان (excl. Abkhazia) ۲۴۸٬۹۲۹[۹]
 سوریه ۱۵۰٬۰۰۰[۱۰]
 جمهوری قره‌باغ [۱۲] ۱۳۷٬۳۸۰[۱۱]
 ایران ۱۲۰٬۰۰۰[۱۳]
 لبنان ۱۰۰٬۰۰۰[۱۴]
 اوکراین ۱۰۰٬۰۰۰[۱۵]
 ترکیه ۶۰٬۰۰۰[۱۶]
 کانادا ۵۵٬۷۴۰[۱۷]
 آبخاز[۱۹] ۴۱٬۸۶۴[۱۸]
زبان‌ها
ارمنی
دین
مسیحیت
predominantly کلیسای حواری ارمنی
minorities: Catholic, Protestant

شمار مردم ارمنی (ارمنی: հայեր) تبار در جهان حدود ۱۱٬۰۰۰٬۰۰۰ میلیون نفر برآورد شده‌است.[۲۰][۲۱]حدود ۳ میلیون نفر از آنان در جمهوری ارمنستان زندگی می‌کنند؛ بقیه در بسیاری از کشورهای جهان پراکنده‌اند و جامعه‌ای به نام جماعت ارمنیان پراکنده را تشکیل دادند.

خاستگاه[ویرایش]

نوشتار اصلی: نام‌های ارمنستان

دیدگاه نخست چنین است که این قوم در اثر ادغام تدریجی اقوام مهاجر هند و اروپایی (قوم آرمن) با اقوام بومی قدیمی تر ساکن در فلات ارمنستان مانند :هوری، اورارتویی، لوویان و هایاسا بوجود آمده است.[۲۲] بر پایه دیدگاه دیگر ارمنیان از آغاز در موطن اصلی خود فلات ارمنستان می‌زیستند لیکن از ادغام اقوام گوناگون پدید آمده‌اند. ارمنیان خود را «های» و کشورشان را هایک یا «هایاستان» می‌نامند.[۲۳]

در مورد پیدایش و نام ارمنیان موسی خورنی در کتاب خود این گونه می‌نویسد که:

«ملت ارمنی بخاطر نام هایک سردودمان ارمنیان خود را «های» می‌نامد اما نامی که دیگر اقوام بر آنان بکار می‌برند یعنی «آرمن» یا «ارمن» از نام «آرام» یکی از اخلاف هایک اخذ گردیده است. از این رو اقوام همجوار کشو ما را به نام او می‌نامند. سورن یرمیان تاریخ‌نگار ارمنی نام «خای» را به سرزمین مشتمل بر استان‌های «هایک بزرگ و هایک کوچک» منتسب می‌کنند که در سنگ‌نبشته‌های «هیتی» بصورت «هایاسا یا خایاشا» آمده است».

در متون کهن ارمنی، هایک را یکی از نوادگان نوح و از دودمان یافث دانسته‌اند. در کتاب موسی خورنی آمده است که هایک پس از کشتن بل و در هم شکستن سپاه وی در محل نبرد ملکی بنا کرد و آن را «هایخ» نامید. از این رو تا زمان موسی خورنی (سده ۵ میلادی) نیز این ناحیه «هایوتس – دزور» نامیده می‌شد. هایوتس در زبان ارمنی به مفهوم «ارمنیان» و دزور به معنای «دره» است.[۲۴]

تنی چند از دانشمندان نام «های» را با واژه «هاتی» که نام حتیان بوده مربوط دانسته‌اند. پیوتروفسکی این نظریه را مستدل و استوار دانسته است. پاتکانوف بر آن بود که «های» در آغاز نام قومی جداگانه بوده که بر دیگر اقوام مجاور برتری داشته و نام خود را به همه آنها داده است. در آسیای صغیر به هنگام کاوش‌های باستان‌شناسی در ناحیه هتوشش تختگاه کهن دولت حتیان، کتیبه‌ای متعلق به هزاره دوم قبل از میلاد کشف شده و این قدیم‌ترین منابعی است که در آن از کشور هایاسا و مردم آن یاد شده است. با کشف کتیبه «حِتی» سده ۱۴ قبل از میلاد معلوم شد که سرزمین شمال غرب ارمنستان، هایاسا نام داشته است. «کاپانتسیان» یادآور شده که (سا) و (شا) در زبانهای اقوام آسیای صغیر صورت پسوندی را داشته که مشخص کننده نام سرزمین و محل معینی بوده است. چنین نتیجه‌ای حاصل شده است که وجود دو قوم در تشکیل مردم ارمنستان مؤثر بوده است که یکی از آنها ساکن ارمنستان شرقی و شامل اتحاد قومی «ارمنیا» و دیگری ساکن ارمنستان غربی و شامل اتحاد قومی «هایاسا» بوده است.[۲۵]

ارمنیان در سایر نقاط جهان[ویرایش]

نقشه جماعت ارمنیان پراکنده

جماعت ارمنیان پراکنده یا دیاسپورای ارمنی (و یا به ارمنی اسپیورکاهایوتیون սփյուռքահայություն و به انگلیسی Spiurkahayutiun) جوامع ارمنیِ ساکن در خارج از ارمنستان و قره‌باغ (آرتساخ) را به‌وجود آورده‌است. جمعیت ارمنی ساکن در سراسر جهان حدود ۱۱٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شود، اما تنها حدود ۲٬۹۹۸٬۶۰۰ نفر آنها در ارمنستان و حدود ۱۴۰٬۰۰۰ نفرشان نیز در قره‌باغ و حدود ۱۲۰٬۰۰۰ نفرشان هم در جاواختی ساکنند.

جمعیت دیاسپورای ارمنی (با بیشترین میزان جمعیتش در روسیه، ایالات متحده، فرانسه، آرژانتین، اوکراین، لبنان، سوریه، ایران و گرجستان) حدود هشت میلیون نفر تخمین زده می‌شود. تنها یک پنجم ارمنیان در جمهور سابق ارمنستان شوروی ساکنند و قبل از جنگ جهانی اول و تا ۱۹۲۰ میلادی ارمنستان، قسمت شرقی ترکیه، جنوب گرجستان، قره‌باغ و نخجوان را هم در بر می‌گرفت.[۲۶]

فرهنگ[ویرایش]

نوشتار اصلی: فرهنگ ارمنی
نوشتار اصلی: زبان ارمنی

فرهنگ ارمنی (به ارمنی: Հայկական մշակույթ) بر پایه فرهنگ اقوام و طوایف از دیرباز ساکن در سرزمین کوهستانی ارمنستان رشد و تکامل یافته است؛ لذا در تکوین و رشد این فرهنگ نقش فرهنگ اورارتوها نقشی بسزا و بزرگ است. بخشهای زیادی از فرهنگ ارمنستان براساس جغرافیا، ادب و هنر و موسیقی ارمنی پایه‌گذاری شده است. ارمنیان خود برای زبانشان نام‌های «هایِرن» و «آشخارابار» یا «آشخاری» را بکار می‌برند. البته نام «آشخاری» بیشتر از سوی ادیبان بکار می‌رود.

تاریخ[ویرایش]

تاریخ ارمنستان[ویرایش]

نوشتار اصلی: تاریخ ارمنستان

در زمان دودمان یرواندونی روند تشکیل ملت ارمنی به مرحله پایانی خود رسید. پس از لشکر کشی اسکندر مقدونی و پایه‌گذاری حکومت سلوکی، آرتاشس اول پادشاه ارمنستان بر آنان شوریده و پادشاه ارمنستان بزرگ را بنیان نهاد که در زمان تیگران بزرگ به اوج قدرت خود رسید.[۲۷]

در زمان سلسله اشکانی ارمنستان تحولات جدیدی به وقوع پیوست. به سال ۳۰۱ میلادی مسیحیت را بعنوان دین رسمی حکومت خود پذیرفتند، در این هنگام جمعیت آنان به ۴ میلیون نفر بالغ می‌گردید و وسعت ارمنستان بزرگ به ۳۱۲ هزار کیلومتر مربع می‌رسید[۲۸] پس از فروپاشی پادشاهی اشکانی ارمنستان با مبارزات آزادیبخش خود در برابر ساسانیان و امپراتوری رم شرقی و آنگاه حکومت اعراب توانستند هویت ملی و معنوی-فرهنگی خود را نگهدارند. در سال ۴۰۵ میلادی الفبای ارمنی ابداع شده باعث استواری هر چه بیشتر فرهنگی و معنوی گردید که در شرایط غیبت حکومت ملی توانست در یکپارچگی آنان سهیم گردد.

پس از پیکار و شورش‌های بی‌امان آزادیبخش مردم در برابر چیرگان خارجی حکومت متحد ارمنیان بدست دودمان باگراتونی بنیان نهاده شد. پس از چندی حکومت‌های دیگری نیز تأسیس یافت مانند حکومت آرزرونی که بسال ۱۰۲۱ میلادی بدست بیزانس منقرض گردید. در اثر ستم‌های حکومت‌های بیزانس، اعراب و سپس در اثر تاخت و تازهای ترکان سلجوقی ارمنیان بسیاری از سرزمین خود کوچ نموده به کشورهای دیگر رفتند. یکی از مهمترین آنها کیلیکیه در کنار دریای مدیترانه بود و در آنجا آنان توانستند حکومتی مستقل تأسیس نمایند که به پادشاهی ارمنی کیلیکیه و یا «ارمنستان کوچک» شهرت یافت.

در زمان تقویت گرجستان (سده‌های ۱۲ و ۱۳ میلادی) بخش‌های شمالی و مرکزی ارمنستان از دست سلجوقیان آزاد شده به سرکردگی ارمنستان زاکارید حکومت ارمنستان احیاء شد. مهاجرت ارمنیان و رکود اقتصادی و فرهنگی آنان در زمان لشکرکشی تاتارها و مغولان و تاخت تازهای تیمور لنگ و طوائف آق‌قویونلو و قره قویونلو (سده‌های ۱۴ و ۱۵ میلادی) برای ارمنستان اسفناک بود. در سده ۱۶ میلادی ارمنستان تحت سیطره امپراتوری عثمانی و صفویان ایران قرار گرفت. روسیه تزاری بسال ۱۸۲۸ میلادی ارمنستان شرقی را بتصرف خود درآورد بدین سان ارمنیان در زیر سه حکومت روسیه، عثمانی و ایران قرار گرفتند. حکومت سلطان عثمانی با سیاست ضد ارمنی خود دست به کشتارهای توده‌ای در ارمنستان غربی زده از ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۶ میلادی بیش از ۳۰۰ هزار نفر را قتل‌عام کردند.[۲۹]

مبارزه ارمنیان در رهایی از دولت عثمانی آغاز گردید و مسئله ارمنی در محافل حکومتی و سیاسی اروپا مطرح شده آنان گهگاه در اثر ضرورت از این مسئله بعنوان حربه‌ای در برابر سلطان عثمانی استفاده نمودند. در سال ۱۹۱۵ حکومت ترکان جوان دست به نخستین نسل‌کشی سده بیستم میلادی زده بیش از یک و نیم میلیون ارمنی را در ارمنستان غربی به کام نیستی فرستاد.

در اثر مبارزات ارمنیان آنان موفق شدند پس از نبرد سارداراباد و نبرد قره کلیسا بسال ۱۹۱۸ میلادی پس از پنج سده حکومت خود را احیاء نمایند. در مدت حدود دو سال اولین جمهوری ارمنستان در بخش کوچکی از ارمنستان باستان تأسیس شد. بر اساس معاهده سور ترکیه مکلف شد شش ولایت ارمنی را به جمهوری ارمنستان بازپس دهد؛ لیکن با قدرت رسیدن کمال آتاتورک این امر جامه عمل نپوشید.[۳۰] از سویی دیگر قسمتی از آرتساخ و تمامی خاک نخجوان و آخالکالاکی در تصرف جمهوری‌های آذربایجان و گرجستان شوروی باقی ماند.[۳۱] از سال ۱۹۲۰ حکومت سوسیالیستی؛ ارمنستان شوروی جانشین آن گردید.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی؛ جمهوری ارمنستان در تاریخ ۲۱ سپتامبر ۱۹۹۱ اعلام گردید.

تاریخچه مردم ارمنی در ایران[ویرایش]

نوشتار اصلی: ارمنی‌های ایران

بسیاری از مناطق آذربایجان از دیرباز محل سکونت ارمنی‌ها بوده است.[۳۲][۳۳][۳۴][۳۵] وجود یکصد و هشتاد و هفت کلیسا و کلیسای کوچک (دَیر) ارمنی در نقاط مختلف آذربایجان، مانند قره کلیسا در چالدران (دوره صفوی)، کلیسای استفانوس مقدس در جلفای ارس (سده نهم میلادی)، کلیسای زور زور در در چالدران (دوره صفوی)، کلیسای مریم‌مقدس دره‌شام (سدهٔ شانزدهم میلادی) و کلیسای موجومبار نشانه‌هایی از حضور ارمنیان در این منطقه است.

سال‌ها پیش از آنکه شاه عباس بزرگ، ارمنیان را به داخل فلات ایران کوچ دهد، بازرگانان ارمنی از طریق شیراز و بندرعباس با هندوستان داد و ستد داشتند. «هایک عجمیان»، محقق نام آشنای ارمنی، شش دهه پیش در قبرستان ارمنیان شیراز در باباکوهی، سنگ مزارهایی از ارمنیان یافت که تاریخ ۱۵۵۰ میلادی داشتند. این امر نشان می‌دهد که حداقل پنجاه سال پیش از مهاجرت اجباری بزرگ ارمنیان بازرگانان ارمنی در شیراز مستقر بوده و کلیسا و خانه‌هایی داشتند.

در سال ۹۹۹ ه.ق. به موجب پیمان منعقده میان نمایندگان شاه عباس صفوی و سلطان مراد سوم خلیفه عثمانی، تبریز، باختر ایران و ارمنستان، شکی، شروان، گرجستان و قره‌باغ تحت سیطره دولت عثمانی درآمد. درسال ۱۰۱۳ ه.ق. شاه عباس بخش اعظمی از آذربایجان، ارمنستان و قره‌باغ را از عثمانیان بازپس گرفت ولی بمحض اطلاع از حرکت سردار عثمانی از شروان بسوی قارص، ساحل جنوبی رودخانه ارس عقب‌نشینی کرد و دستور داد ارمنیانی که در مسیر حرکت سپاهیان عثمانی اسکان داشتند، خانه و کاشانه خود را رها و به این منطقه کوچانده شوند. طبق فرمان شاه عباس ارمنیان جلفای نخجوان به اصفهان کوچانده و ابتدا در شمس‌آباد اصفهان سکنی گزیدند و به مرور زمان جلفای اصفهان را بنا نهادند.

آراکل داوریژتسی توصیف کاملی از وقایع این دوران را به شرح ذیل بازگو کرده است:

«پس از خروج از ایروان، شاه عباس دستور داد سپاهیانش عقب‌نشینی کنند و تمامی شهرها و روستاهای سر راهشان را تا مرزهای ایران ویران سازند تا به این ترتیب مانع از تعقیب سریع سپاهیان عثمانی شوند. آنها به هر شهر و روستایی که می‌رسیدند خانه‌ها را ویران می‌کردند، مزارع را آتش می‌زدند، دام‌ها را هلاک می‌ساختند و ساکنان آنجا را وادار به ترک خانه هایشان می‌کردند و آنان را کوچ می‌دادند. هر کس در مقابلشان ایستادگی می‌کرد و حاضر به رفتن نمی‌شد یا اینکه توان رفتن نداشت محکوم به مرگ بود. بدین ترتیب، سپاهیان شاه عباس اکثر شهرها و روستاهای ارمنی نشین واقع در دشت آرارات را ویران کردند و سکنهٔ آن مناطق را به مقصد ایران با خود همراه ساختند.

هنگامی که این جمیعت به واغارشاپات رسیدند به شاه عباس خبر رسید که دسته‌ای از سپاهیان عثمانی در حال نزدیک شدن به آنان هستند. شاه عباس که می‌دانست با این جمیعت انبوه از مردم بی دفاع نخواهد توانست در برابر این سپاهیان بایستد و بجنگد به سرداران لشکرش دستور داد که دسته‌های مردم را با سرعت بیشتری حرکت دهند؛ بنابراین، آن تعداد از جمیعت که قادر به حرکت نبودند، از جمله پیران و بیماران و کودکان، ناگزیر ماندند و پر واضح است که به چه سرنوشتی گرفتار آمدند. بالأخره، شاه عباس به همراه جمعیت مهاجر ارمنی به جلفا رسید. اکنون باید از رودخانهٔ ارس عبور می‌کردند. دوباره به شاه عباس خبر دادند که سپاه عثمانی به نخجوان رسیده است. با شنیدن این خبر شاه عباس که می‌دانست فرصت زیادی ندارد به سپاهیان خود دستور داد تا مردم را وادار به عبور هر چه سریع تر از رودخانه کنند. رودخانه خروشان بود و خطرناک و مردم یا باید عبور می‌کردند یا در آنجا منتظر رسیدن قشون عثمانی می‌ماندند که در آن صورت مرگشان حتمی بود. به ناچار عبور از رودخانه را انتخاب کردند.»[۳۶]

از حدود سیصد و پنجاه هزار تن از ارمنیان به تعداد سیصد هزار تن از آنان در رودخانه غرق شدند. اگر چه شاه عباس بخش اعظمی از ساکنان ارمنی شهرها و روستاهای ارمنستان را به ایران کوچ داد، اما این بدان معنا نبود که این سرزمین‌ها خالی از سکنه شدند. هنوز بسیاری از ارمنیان در شهرها و روستاهای این نواحی سکونت داشتند که از آن پس تا نیمه اول سده نوزدهم زندگی آنها کم و بیش دستخوش حوادث و تهاجم‌های ناگوار است. به علت ناسازگاری اوضاع اقلیمی گیلان با طبیعت ارمنیان تعداد بسیاری از ارمنیان گیلان درگذشتند. ارمنیان مازندران بیشتر در فرح‌آباد سکونت گزیدند.

ارمنیان ساکن در نواحی روستایی به کشاورزی، دامداری و باغداری و ارمنیان جلفا به داد و ستد اشتغال یافتند. به موجب اعتماد خاصی که شاه عباس به تجار ارمنی داشت آنان را جهت صدور ابریشم که دراختیار خود شاه بود به خدمت گرفت. پس از درگذشت شاه عباس اوضاع ارمنیان دگرگون شد. جانشینان شاه عباس به آزار و اذیت تجار ارمنی پرداختند و مالیات‌های بسیار سنگینی به دارائی‌های آنان بستند.

در دوران حکومت نادرشاه هم ارمنیان از شرایط مساعدی بهره‌مند نبودند، بعنوان مثال، ناچار بودند سالیانه ۶۰٬۵۰۰ نادری به حکومت غرامت بپردازند و بدین ترتیب بدنبال اعمال ناشایست عمال نادرشاه برخی از ارمنیان به هندوستان، هندوچین و جاوه مهاجرت کردند. در برخی از نواحی ایران، ارمنیان حق نداشتند سواره وارد شهر شوند و فقط می‌توانستند به مشاغلی چون زرگری، نجاری، تجارت و تهیه شراب اشتغال یابند.[۳۷]

در دوران قاجار تحول قابل ملاحظه‌ای در اوضاع ارمنیان ایران حادث شد و به دنبال خدمات ارزنده آنان در دوران مشروطیت، آنان سرانجام حقوق یک شهروند ایرانی که سال‌ها از آن محروم بودند را یافتند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. different sources:
    • Von Voss, Huberta (2007). Portraits of Hope: Armenians in the Contemporary World. New York: Berghahn Books. p. xxv. ISBN 978-1-84545-257-5. ...there are some 8 million Armenians in the world... 
    • Freedman, Jeri (2008). The Armenian genocide. New York: Rosen Publishing Group. p. 52. ISBN 978-1-4042-1825-3. In contrast to its population of 3.2 million, approximately 8 million Armenians live in other countries of the world, including large communities in the United States and Russia. 
    • Guntram H. Herb, David H. Kaplan (2008). Nations and Nationalism: A Global Historical Overview: A Global Historical Overview. Santa Barbara, California: ABC-CLIO. p. 1705. ISBN 978-1-85109-908-5. A nation of some 8 million people, about 3 million of whom live in the newly independent post-Soviet state, Armenians are constantly battling not to lose their distinct culture, identity and the newly established statehood. 
    • Robert A. Saunders, Vlad Struko (2010). Historical dictionary of the Russian Federation. Lanham, Maryland: Scarecrow Press. p. 50. ISBN 978-0-8108-5475-8. 
    • Philander, S. George (2008). Encyclopedia of global warming and climate change. Los Angeles: SAGE. p. 77. ISBN 978-1-4129-5878-3. An estimated 60 percent of the total 8 million Armenians worldwide live outside the country... 
    • Robert A. Saunders, Vlad Strukov (2010). Historical dictionary of the Russian Federation. Lanham, Maryland: Scarecrow Press. p. 51. ISBN 978-0-8108-7460-2. Worldwide, there are more than 8 million Armenians; 3.2 million reside in the Republic of Armenia. 
  2. "2001 Armenian National Census: De Jure Population (Urban, Rural) by Age and Ethnicity". National Statistical Service of the Republic of Armenia. Retrieved 5 January 2013. 
  3. (روسی) "National makeup of the population of the Russian Federation (Национальный состав населения Российской Федерации)". Russian Federal State Statistics Service. Retrieved 5 January 2013. 
  4. Robert A. Saunders, Vlad Struko (2010). Historical dictionary of the Russian Federation. Lanham, Maryland: Scarecrow Press. p. 50. ISBN 978-0-8108-5475-8. 
  5. "Total ancestry categories tallied for people with one or more ancestry categories reported 2011 American Community Survey 1-Year Estimates". United States Census Bureau. Retrieved 22 December 2012. 
  6. * "Barack Obama on the Importance of US-Armenia Relations". Armenian National Committee of America. 19 January 2008. Retrieved 24 July 2012. 
  7. Thon, Caroline (2012). Armenians in Hamburg: an ethnographic exploration into the relationship between diaspora and success. Berlin: LIT Verlag Münster. p. 25. ISBN 978-3-643-90226-9. 
  8. Taylor, Tony (2008). Denial: history betrayed. Carlton, Victoria: Melbourne University Pub. p. 4. ISBN 978-0-522-85482-4. 
  9. "The State Department for Statistics of Georgia". [پیوند مرده], see The State Department for Statistics of Georgia در وی‌بَک مَشین (archived June 16, 2006)
  10. ARMENIAN POPULATION IN THE WORLD
  11. National Statistical Service of Nagorno-Karabach Republic. "De Jure Population (Urban, Rural) by Age and Ethnicity" (PDF). Archived from the original on 5 March 2009. Retrieved 5 January 2013. 
  12. The Nagorno Karabakh Republic is de facto independent and mainly integrated into Armenia, however, it is internationally recognized as de jure part of جمهوری آذربایجان
  13. (ارمنی ) Vardanyan, Tamara (21 June 2007). "Իրանահայ համայնք. ճամպրուկային տրամադրություններ" [The Iranian-Armenian community]. Noravank Foundation. Retrieved 5 January 2013. 
  14. Gibney, Matthew J. (2005). Immigration and asylum: from 1900 to the present. Santa Barbara, California: ABC-CLIO. p. 13. ISBN 978-1-57607-796-2. 
  15. The distribution of the population by nationality and mother tongue, Kiev: State Statistics Committee of Ukraine, 2001, retrieved 5 January 2013 
  16. "Foreign Ministry: 89,000 minorities live in Turkey". Today's Zaman. 15 December 2008. Retrieved 5 January 2013. 
  17. Canada National Household Survey, Statistics Canada, 2011, retrieved 20 August 2013 . Of those, 31,075 reported single and 24,675 mixed Armenian ancestry.
  18. (روسی) "В Абхазии объявили данные переписи населения". Delfi. 29 December 2011. Retrieved 20 August 2013. . (According to the 2011 census).
  19. The Abkhazia Republic is de facto independent and mainly integrated into Russia, however, it is internationally recognized as de jure part of Georgia
  20. تارنمای جماعت ارمنیان پراکنده
  21. درباره ارمنستان
  22. Vahan Kurkjian, "History of Armenia", Michigan, 1968, History of Armenia by Vahan Kurkjian; Armenian Soviet Encyclopedia, v. 12, Yerevan 1987; Artak Movsisyan, "Sacred Highland: Armenia in the spiritual conception of the Near East", Yerevan, 2000; Martiros Kavoukjian, "The Genesis of Armenian People", Montreal, 1982
  23. The Armenians: From Kings And Priests to Merchants And Commissars
  24. Movses Khorenatsi, History of Armenia. Ed. by G. Sargsyan. Yerevan: Hayastan, 1997, p. 83, 286
  25. فرشید ابراهیم پور. «نگاهی به تاریخ ارمنستان و بررسی به پاخاستن دودمان کهن باگرادونی». فصلنامه فرهنگی پیمان، شماره ۶۲ - سال شانزدهم - زمستان ۱۳۹۱. 
  26. Hansen, Randall. Immigration and asylum: from 1900 to the present. p. 13. 
  27. خداوردیان، ک.س. ارمنستان از دوران ماقبل تاریخ تا سده هجدهم
  28. Armenian Sebastia/sivas And Lesser Armenia (Ucla Armenian History and Culture Series. Historic Armenian Cities and Provinces)
  29. The Armenian Question in the Ottoman Empire
  30. Treaty of Sèvres,Armenian National Institute
  31. Nation Shapes: The Story behind the World's Borders
  32. "E.J. Brill's First Encyclopaedia of Islam, 1913-1936, Volume 5." M. Th. Houtsma. BRILL, 1993 - Islam - 578 pages.
  33. "Armenian Van/Vaspurakan." Hovannisian, Richard G. (1999). Costa Mesa, California: Mazda Publishers. ISBN 1-56859-130-6.
  34. کتاب ارمنیان ایران، نویسنده:آندرانیک هویان،انتشارات:مرکز بین‌المللی گفتگوی تمدنها با همکاری انتشارات هرمس. صفحه:۱۱
  35. کتاب تاریخ ارامنه ایران، نویسنده:وازگن س. غوگاسیان، ترجمه:سعید کریم پور،انتشارات:امیرکبیر، صفحه:۱۲
  36. داوریژتسی، آراکل. تاریخ داوریژتسی. واقارشاباد: چاپخانهٔ کلیسای اجمیادزین، ۱۸۹۶
  37. ژان دیالافوآ، ایران-کلده و آشور، ترجمه علی محمد فره وشی، کتابفروشی خیام، تهران،1361، ص 217