ایل‌های کرد ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

واژهٔ کرد به صورت کورد در متون پارسی میانه دیده می‌شود و شکل امروزی فارسی آن کرد است.

گفته شده که شکل فارسی میانه آن «کورت[نیازمند منبع] بوده که به زبان زبان عربی به صورت کرد رسیده است.[۱] به باور امان‌الله قرشی واژه کردو که پیشتر نام مکان بود در دوران مادها به ساکنان محل اطلاق شد و ساکنان سرزمین کردوئن را کردو یا کاردو نامیدند. گزنفون در بازگشت ده هزار نفر این مردم را کُردوک (کاردوخ) خوانده‌است.[۲] به باور وی در دوران اشکانی علاوه بر کردوئن (جنوب شرقی ارمنستان قدیم و همسایه جنوبی آذربایجان) که از قدیم کردنشین بوده‌است، منطقه موسوم به ادیابن (هدیپ) در قلب آشور باستان به مرکزیت اربیل در کنار رود زاب نیز کردنشین بوده‌است.[۳] در تاریخ ابن خلدون نام کرد به معنای قومی جدا از عرب و عجم آمده است.[۴] برخی جغرافی‌دانان و مورخان دوران اسلامی، گروه‌های صحرانشین و نیمه‌صحرانشین ایرانی را نیز به عنوان کلی اکراد ذکر می‌کرده‌اند و منظور آن‌ها لزوماً مردمان کردنژاد نبوده بلکه همه چادرنشینان و گله‌داران ایرانی غیر عرب و غیر ترک را به همین نام می‌خواندند.[۵]

بخش بسیار کوچکی از این طوایف هنوز نیمه کوچگرد هستند. فهرستی از ایل‌ها و طوایف ساکن و غیر کوچ گر کرمانج، گوران، سوران، کلهر، چَرداوُلی و… کردها را تشکیل می‌دهند. کردها در سراسر[۶][۷] ایران پراکنده‌اند.[۸][۹]

در مورد گسترهٔ مناطق کردنشین تعریف‌های بسیار متفاوت و متعددی وجود دارد و موضوع این گستره بسیار قابل مناقشه است. زادگاه اصلی کردها در واقع ترکیه و ایران است. جمعیت کردها درایران بین ۶ تا ۷ میلیون است و در ایران پراکنده هستند[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳]

در برخی بخش‌ها اکثریت جمعیت و در برخی دیگر فقط بخشی از مردم ساکن این بخش‌ها کرد هستند و دیگر اقوام نیز در آن بخش‌ها ساکن هستند.[۶][۸][۹][۱۴]

طوایف کرد در شمال ایران

طایفه‌های کرد در شمال ایران، بیشتر، در میانه کوهستان البرز، و نیز دامنه‌های جنوبی این رشته کوه، سکنی گزیده‌اند:

جهت شرقی-غربی رشته کوه البرز

کردهای مازندران

جهان بیگلو، ملانلو، دراره ده

  • ساری: عبدالملکی و…، تیره‌های کلبادی، مسگر، آشکارگر، در کلارستاق، تیره‌های: شاه بهرامی، کاکا سلطانی.
  • کجور: خزائی‌ها (خزل) در روستای پول از بزرگترین طوایف و با جمعیت زیاد در این منطقه هستند در روستاهای کجور، انگیل (سیاه سرانی، جعفری، اله وردی، خداکرمی زریری، خداوردی)، لیگوش، نیتل و گنگر (مرادی، امیری، اقاجانپور)، کینج، خوشل، فیروزکلا سفلی، روستای کشکک (تیره علیخانی)، سایر طوایف با فامیلی‌های مختلف وجود دارند.
  • کدیر: کرد و …
  • کرد کوی: زعفرانلو، کاکاوند، جهانبگلو، عمرانلو، دوانلو، سپانلو، منوچهرلو، عرب خویشانلو، حسینلو، طایفه‌های کرد زیدی، باباکردی.[۱۵]

کردهای زنجان

زعفرانلو، ارامانلو، کیوانلو، قراچورلو، عمارلو، شادلو، برقی پور (شاملو)، باوه نور، قیطول.[۱۶]

کردهای اردبیل

کردهای استان اردبیل همگی از کردهای تبعیدی کرمانشاه و کردستان و سایر مناطق کردنشین غربی هستند که در زمان رضا شاه به روستاهای صعب العبور شهرستان خلخال و بعضی مناطق تات نشین تبعید شده‌اند که البته بسیاری از آنها بعد به موطن اصلی خود مهاجرت کرده‌اند اما تعداد زیادی خانوار هنوز در مناطق مذکور ساکنند.[۱۷]

جهت شرقی-غربی دامنه‌های جنوبی رشته کوه البرز

کردهای سمنان

تاریخ استقرار ایشان به سال ۱۰۰۶ هـ. ق که حرکت تاریخی کرد از جنوب قفقاز به آذربایجان و از آنجا به خوار و ورامین و از آنجا به خراسان انتقال یافته‌اند، می‌رسد. برخی از قراچورلوها و شادلوها درخوار و ورامین اسکان یافته‌اند. کردها در روستاهای حسین‌آباد کردها، علی‌آباد، قلعه خرابه و جلیل‌آباد ساکنند. مسعود کیهان در سال ۱۳۱۱ هـ. ش تعداد آنها را ۱۲۰ خانوار نوشته است.[۱۸]

کردهای تهران

کردهای دماوند و خوار و ورامین: طایفه‌های کردبچه، جاوان ،(جابان)، باجمانلو،سربندان (ابرشیوه)، شادلو، سیلسپور، سیاه منصوری، زعفرانلو، و ایزانلو.
(کلکو).(نافری).(نفری)

ایل پازوکی اصلی‌ترین گروه کردهای تهران هستند. آنان در قرن ۱۶ میلادی از ارزروم در ترکیه فعلی به ورامین آمدند.[۱۹]

کردهای قزوین

طایفه یاری بیگی، مافی، کرمانی، ولی یاری و.. کردهای منطقه تاکستان قزوین و (زنجان): زعفرانلو، ارامانلو، کیوانلو، نفری،کلکو،قراچورلو، عمارلو، شادلو، برقی پور (شاملو)، باوه نور، قیطول.[۲۰]

طوایف کرد در شرق ایران

کردهای خراسان

در استان خراسان شمالی و قسمت‌هایی از خراسان رضوی نیز مناطقی وجود دارند که مردم در آن مناطق به زبان کردی صحبت می‌کنند که از این میان می‌توان به مناطق: قوچان، شیروان، بجنورد، اسفراین، درگز، چناران و باجگیران و کاشمر اشاره نمود. مردم کرمانج این مناطق بنا به روایت تاریخ از ایل افشار هستند که در زمان شاه عباس از منطقه غرب دریاچه اورمیه به این نواحی برای محافظت از مرزهای ایران کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه شاه عباس آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و استفاده از آنان در مقابله با حملات بی‌امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند.[۱۴]

  • طوایف زعفرانلو، ارامانلو، سعدانلو، کیوانلو، عمارلو، شادلو، باوه نور در قوچان که همگی از ایل بزرگ حسنلو هستند، کاوانلو در رادکان، دوانلو در مزوج و بجنورد، ایل عمارلو و ایل مژدکانلو در نیشابور، ایزانلو و عمرانلو در شیروان، شیخ امیرانلو، سووانلو، پیچپرانلو، شاملو، بهادرانلو در قوچان، پالکانو در جیرستان، پهلوانلو در باجگیران، توپکانلو، تیتکانلو، حمزه لو، رشوانلو، رود کانلو، زیدانلو در قوچان و بجنورد و درگز، سیوکانلو در اوغار، کم کیلانلو در باجگیران، شوهان در کاشمر، سپرسپرانلو در جیرستان، شهرانلو، دولت خانی و شیخکانلو در اوغار و چناران و قاسملو در اسفراین در درگز، طایفه‌های شیخوانلو، باچوانلو( باجمانلو)، قراچورلو، زیدانلو، مادانلو (مادها)، کیکانلو، پالکانلو، کیوانلو، تورانلو، دوله شانلو، ارتکانلو، بریوان لو، برانلو، صوفیانلو، بادلو، کپکانلو، گوشانلو، گیلانلو و…
  • چمشگزک در خراسان
  • کلات: اردلان، شارلو، گوشانلو، ترسانلو، بادللو و… ایل خزل (خزائی) و طوایف دیگری را می‌توان نام برد که در سراسر ایران پراکنده‌اند، که یادآوری آنها نیز بتدریج صورت می‌گیرد.
  • توپکانلوها یکی از گروه‌های کُرد پراکنده در استان خراسان هستند که خود را (توپان) می‌نامند و توپان را واژه‌ای کردی به معنای انبوه جمعیت یا درخت می‌دانند. برخی این معنا را به سبب پرجمعیت بودن توپکانلوها در میان عشایر خراسان دانسته‌اند.[۲۱] این احتمال وجود دارد که چون این ایشان در صنعت سر رشته داشته‌اند توپچیِ توپ‌های جنگی بوده‌اند.

بنابر شواهد تاریخی خاستگاه اصلی توپکانلوها به احتمال قوی مناطق غرب ایران و کردستان بوده است. آنها نیز مانند دیگر گروه‌های کرد خراسان به تدریج در دورهٔ حکومت شاه اسماعیل اول (۹۰۷–۹۳۰ق/۱۵۰۱–۱۵۲۴م)، شاه عباس اول صفوی (۹۹۶–۱۰۳۸ق/۱۵۸۸–۱۶۲۹م) و نادرشاه افشار (۱۱۴۸–۱۱۶۰ق/۱۷۳۵–۱۷۴۷م) برای مقابله با ترکمنها و ازبکها به سرحدات شمال شرق کشور کوچانده شدند.[۲۲] و در نواحی چکنه، مشهد، جوین، نیشابور، دشت تقی، درگز، قوچان، شیروان، سرخس، اسفراین و بینالود استان خراسان اسکان یافتند.

درگذشته شمار بسیاری از توپکانلوها کوچنده بودند و میان نواحی ییلاقی دامنهٔ کوه‌های شاه‌جهان و آلاداغ، حاشیهٔ رودخانهٔ اترک و نواحی اطراف مراوه تپه و نواحی قشلاقی اطراف سرخس، کشف‌رود و مزدوران کوچ می‌کردند. ایوانف که در اوایل سدهٔ ۲۰م در میان کردهای خراسان بوده است، از گستردگی کوچ توپکانلوها و اتحاد و همبستگی آنها در کوچ اظهار تعجب می‌کند و می‌گوید: کوچ توپکانلوها که چند هفته در مسافتی طولانی طول می‌کشید، بیشتر بدون پیشامدهای ناگوار و دزدی خاتمه می‌یافت. امروزه بیشتر توپکانلوها یکجانشین شده‌اند و در روستاها و شهرها اسکان یافته‌اند، اما شمار اندکی از آنها هنوز میان دهستانهای شهرستانهای اسفراین، بجنورد، برد اسکن، چناران، درگز، سبزوار، سرخس، شیروان، طبس و… استان خراسان ییلاق و قشلاق می‌کنند (سرشماری، جمعیت، ۵۴–۷۱).

زبان مادری توپکانلوها مانند گروه‌های دیگر کرد خراسان، کردی، و احتمالاً از دستهٔ گویشهای مُکری بوده است. درآمیختگی و همزیستی کردهای خراسان با همسایگان ترک و ترکمن در چند صد سال گذشته، سبب شده که بسیاری از عناصر فرهنگ کردی گروه‌های قومی کُرد، از جمله زبان، جایش را به زبان و فرهنگ ترک و ترکمن بدهد؛ از این‌رو ایوانف شناسایی هویت کردهای خراسان را مشکل دانسته است و آنها را ترک‌زبانان یا ترکمن‌شده‌هایی می‌داند که رفته رفته هویت کردی را از دست می‌دهند.[۲۲] ایل افشار که در بالا اشاره شده از ترکان افشار اورمی هستند که توسط نادر شاه افشار در تاریخ ۱۱۴۲ ه‍.ق به ریاست کوسه احمدلوی افشار ارومی از شهر اورمیه کوچ داده و در منطقه ابیورد خراسان ساکن شده‌اند اینها اصالتاً از ترکان افشار اورمیه می‌باشند[۲۳]

کردهای بلوچستان

  • طایفه‌های سهراب زایی، مصطفی زایی، میرابلوچ زایی، گدازایی، شه کرم زایی، الله رسان زایی، جمال زایی، کمال خانی زایی، علم خان زایی، درزاده، غلام رسان زایی، شهدادزایی، سید خان زایی، سالار زایی، علما خان زایی، میریحیا زایی، مرادزایی، گل محمود زایی، ناگزی زایی شهمراد زایی، گنگدازایی، بولگاک زایی، متیم زایی، عجب زایی، کرم زایی، ناروزایی.[۲۴][۲۵]

طوایف کرد در غرب ایران

آذربایجان شرقی و اردبیل

در قراجه‌داغ (امروزه ارسباران) شش ایل ترک‌زبان شیعه کردتبار چلبیانلو، محمدخانلو، حسین‌اوغلو، حاجی‌علیلو، حسن‌بیگلو، قراچرلو؛ در خلخال هفت ایل ترک‌زبان شیعه و کردتبار دلیکانلو، کلوکجانلو (شاخه‌ای از شکاک‌ها) احمدلو، شادلو، رشوند و مامانلو؛ در ناحیه بزرگی در شمال‌غربی و شمال‌شرقی میانه شکاک‌های ترک‌زبان حضور دارند.[۲۶]

کردهای آذربایجان غربی

کردهای منطقه سلماس و چالدران :طایفه مندولکانی[۲۴]

کردهای همدان

طایفه‌های:

ایل چهاردولی:

چهاردولی‌ها در شهرستان اسدآباد در غرب استان همدان ساکن هستند. چهاردولی اسدآباد یکی از دهستانهای چهارگانه شهرستان اسدآباد است. این دهستان در شمال بخش واقع شده و از شمال به دهستان چهاردولی بخش قروه، از جنوب به دهستان جلگه افشار، از خاوربه کوه آلماقولاغ و از جانب باختر به دهستان کلیائی اسدآباد محدود است. قسمت مرکزی شمال دهستان دشت، و جنوب باختر و خاور آن کوهستانی است. سردسیر است. زمستانهای آن طولانی و تابستان‌های آن معتدل است. قریه‌های کوهستانی از چشمه‌ها و قریه هائی که در دشت واقع اند ازرودخانهٔ شهاب آبیاری می‌شوند. محصول عمدهٔ دهستان: غلات، حبوبات، پیاز، توتون و لبنیات است. این دهستان از ۲۷ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۸ هزار نفر است؛ و قراء مهم آن: کمک علیا، کمک سفلا، قمشانه، حسن‌آباد امام، پیرملو، ایوراع، قره بلاغ و آهوتپه می‌باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[۲۴][۸]

بهتونی (بتونی)

ایل جمور

کلهر

خزل (خزائی)

زنگنه

کردهای کردستان

مهم‌ترین ایلات کرد در این منطقه عبارتند از:[۲۷] سرشیو (در مرز عراق، در جنوب بانهتیله کویی (Kurdicized در سراسر سنته و زاگا)، اردلان (در سنه سنندج این طایفه بنیانگذار سنندج بوده و بیش از هفتصد سال برمناطق کردنشین ازهمدان تاموصل حکومت می‌کردند، جاف (جنوب غربی سنه سنندجهلیلان (جنوب شرقی کرمانشاه).[۲۷]

کردهای لرستان

مهم‌ترین ایلات را می‌توان ایل بزرگ بیرانوند. باجولوند.ایل شاهیوند. دلفان. سلسله. طوایف طرهان و ایل چگنی نامید؛ که به جز چگنی همه لک زبان هستند[۳۳][۳۴][۳۵][۳۶][۳۷]

کردهای کرمانشاه

گوران، نانکولی، شرفبیانی، کرندی.[۲۷] و ایل جمور که از طوایف چادرنشین کرد استانهای کرمانشاه - همدان می‌باشند.[۲]

کردهای استان ایلام

ایل ارکوازی، ایل میه خاس (میش خاص)، ایل بولی، ایل دیه والای (ده بالایی)، ایل پنجستون، ایل شهلیاروند، ایل ناصرعالی، ایل خزل (خزائی) ایل پیرانی، ایل ملکشاهی، ایل ریزه‌وند (معروف به ایل چهاردولی)،[۳۸][نیازمند منبع] ایل زرگوش، ایل بیری (بدره‌ای)، ایل کلهر کولیوند (لک)، در منطقه زرین آباد (پهله و میمه pahleh) در مرکز استان ایلام ایلی معروف به ایل کرد وجود دارد که شامل طوایف متنوعی است که در گستره بزرگی پراکنده هستند.[۳۹]

کردهای خوزستان

طایفه‌ای به نام آل بو کرد در چند روستا در جنوب اهواز ساکن هستند. طایفه‌های کرد حسین خانی، زنگنه و کردزنگنه در شهرهای باغملک، قلعه تل، ایذه و رامهرمز ساکن هستند و به کردهای جنوبی مشهور اند.[۲۷]

طوایف کرد در جنوب ایران

کردهای فارس

مهمترین طوایف کرد فارس کردشولی هستند. کردشولی‌ها که پیش از در قرن نوزده میلادی وارد فارس شوند زمانی را در میان ممسنی‌ها یا بختیاری‌ها گذرانده‌بودند جذب اتحادیه ایلی قشقایی شدند اما پیش از جنگ جهانی اول دوباره استقلال خود را بازیافتند. در ایل عناصر ترکی نیز یافت می‌شود به طور خاص تیره خلجی. عمده زنگنه‌ها ساکن کرمانشاه هستند اما تیره‌هایی از ایشان وارد بختیاری کهگیلویه و فارس (شهرستان لامرد) شده‌اند. تیره دیگری که کرد نیستند بلکه ترک هستنداز نوع فسایی طایفه آینالو از ایل خمسه نام دارند و بعدتر در دهستان شش ده قره‌بلاغ نزدیک فسا ساکن شدند. دیگر کردهای فارس عبارت‌اند از تیره‌های ایل نفر و[کلکویی] اوریاد طایفه عمله قشقایی، طایفه دره‌شوری قشقایی و کردلو از طایفه قراچاهیلوی قشقایی. تمامی این طوایف بازمانده طوایفی هستند که همراه کریم‌خان زند به فارس آمده‌اند.[۴۰] در تاریخ نام بیشتری از آنها بوده و امروزه تنها در برخی روستاهای توابع کازرون مانند عبدو[۴۱] و کرون[۴۱] باقی‌مانده‌اند. زبانشان حالتی میان فارسی و کردی دارد اما ویژگیهای زبان کردی و اصطلاحات کردی در میانشان رایج است. برخی از طوایف کوهمره سرخی نیز کرد تبار می‌باشند که زبانشان ویژگیهای زبان کردی را دارا است.[۴۱]

در حال حاضر در استان فارس، گروهی از کردها زندگی می‌کنند که خود را کرونی می‌نامند این گروه در حدود ۱۰۰۰ خانوار هستند که در روستاهای شیراز و کازرون و سپیدان زندگی می‌کنند. سه روستا صد در صد کرد و ۱۱ روستای مشترک با فارسها. اینها به زبان کردی کرمانشاهی صحبت می‌کنند. ۱۷ خانوار از کردهای شیراز هنوز کوچ روی می‌کنند. در لارستان فارس ۱۰ هزار نفر کرد هستند که پیرو مذهب اهل سنت شافعی بوده‌اند.[۴۲]

کردهای کرمان

طایفه جلیلوند در اصل از کردهای کرمانشاه بود اند که به شهر کرمان نیز کوچ کرده‌اند.

  • طایفه‌های بامری در جبال بارز، و افشار قاسملو (قاسم اولادی).

ردپای کردهای کرمان تا کهنوج و بم هم دنبال شده است. مهنی‌ها در سیرجان و رفسنجان هستند؛ در دامنه کوه‌های بارز.[۴۲]

جستارهای وابسته

منابع

KURDISH TRIBES

  1. G. Asatrian, Prolegomena to the Study of the Kurds, Iran and the Caucasus, Vol.13, pp.1-58, 2009. Excerpt 1: ""Generally, the etymons and primary meanings of tribal names or ethnonyms, as well as place names, are often irrecoverable; Kurd is also an obscurity" " Excerpt 2: "It is clear that kurt in all the contexts has a distinct social sense, “nomad, tent-dweller”. It could equally be an attribute for any Iranian ethnic group having similar characteristics. To look for a particular ethnic sense here would be a futile exercise." pg 24: "The Pahlavi materials clearly show that kurd in pre-Islamic Iran was a social label, still a long way off from becoming an ethnonym or a term denoting a distinct group of people." [۱]
  2. قرشی، امان‌الله. ایران‌نامک: نگرشی نو به تاریخ و نام ایران، تهران: هرمس، چاپ سوم: ۱۳۸۹؛ ص ۲۵۴.
  3. قرشی، امان‌الله. ایران‌نامک: نگرشی نو به تاریخ و نام ایران، تهران: هرمس، چاپ سوم: ۱۳۸۹؛ ص ۹–۲۳۸.
  4. تاریخ ابن خلدون صفحه۵۶۱ خبر الاکراد
  5. مصطفی تقوی مقدم در کتاب تاریخ سیاسی کهگیلویه، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۷۷
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ کرد و پراکندگی او در گستره ایران زمین - ح. بهتویی - ۱۳۷۷ - تهران
  7. http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-tribes
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ ایل‌ها و طایفه‌های عشایری کرد ایران. علی میرنیا. ناشر نسل دانش. ایران. ۱۳۶۸.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد. انتشارات پرسمان. ۱۳۸۲
  10. . http://www.gendercide.org/images/pics/kurdistan1.gif. 
  11. . http://www.jawadmella.net/sitebuildercontent/sitebuilderpictures/contemporarykurdistanmap2005.jpg. 
  12. . http://merryabla64.files.wordpress.com/2009/09/map_kurdistan.jpg. 
  13. . http://neatorama.cachefly.net/images/2006-09/kurdistan.gif. 
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ک. توحدی، حرکت تاریخی کرد به خراسان، انتشارات توس و اسفند، ۱۳۶۶ و ۱۳۷۸
  15. http://old.sharghdaily.ir/news/90/10/21/21970.html
  16. http://rasekhoon.net/article/show/1035422/تاريخچه-قوم-كرد/
  17. http://rangvarehayeyekrang.ir/کُردهای-خلخال/
  18. http://old.sharghdaily.ir/news/90/10/21/21970.html
  19. http://www.cais-soas.com/CAIS/Anthropology/Kurds/kurdish_tribes.htm The Circle of Ancient Iranian Studies-KURDISH TRIBES.
  20. http://rangvarehayeyekrang.ir/ایل‌هاوطوایف-کرد-ایران/
  21. ک. توحدی، حرکت تاریخی کرد به خراسان ج. ۲، ص. ۱۷۱، انتشارات توس و اسفند، ۱۳۶۶ و ۱۳۷۸
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ ایوانف، نکته‌هایی دربارهٔ کردها ج. ۱، ص. ۱۶۷
  23. تاریخ افشار - میرزا رشیدادیب الشعرا - ۱۳۴۶ - صفحه - ۷۸
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ ۲۴٫۲ جامعه‌شناسی و مردم شناسی ایلات و عشایر، دکتر حشمت الله طبیبی،انتشارات دانشگاه تهران، آذرماه1371
  25. کرد و پراکندگی او در گستره ایران زمین - ح. بهتویی - ۱۳۷۷ - تهران
  26. مدخل KURDISH TRIBES در دانشنامه ایرانیکا
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ ۲۷٫۲ ۲۷٫۳ ۲۷٫۴ KURDISH TRIBES
  28. روحانی، بابا مردوخ، تاریخ مشاهیر کرد (امرا و خاندان‌ها)، بخش دوم، جلد سوم، ص ۴۳۵ تا ۴۴۰، شابک: ‎۹۶۴-۳۷۶-۰۴۲-۱ شابک
  29. افشار، ایرج، فرهنگ ایران زمین، جلد ۲۰، ص ۴۱۲، محمدحسین مستوفی، آمار مالی نظامی ایران در سال ۱۱۲۸ ه‍. ق
  30. مینورسکی ولادیمیر، سازمان اداری حکومت صفوی، ترجمه مسعود رجب نیا، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۸، ص ۲۴ و ۲۵
  31. ḴᵛĀJAVAND-iranicaonline
  32. روحانی، بابا مردوخ، تاریخ مشاهیر کرد (امرا و خاندان‌ها)، بخش دوم، جلد سوم، ص ۴۲۳، ۴۲۴، ۴۲۵، شابک: ‎۹۶۴-۳۷۶-۰۴۲-۱ شابک
  33. http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-tribes
  34. http://www.iranicaonline.org/articles/bajalan-kurdish-tribe
  35. http://www.iranicaonline.org/articles/cegini-or-cegani-a-tribe-that-originated-in-northwestern-persia-but-is-now-scattered-in-luristan-the-qazvin-region-and-fa
  36. مسعود کیهان. جغرافیای مفصل ایران. ۱۳۱۱.
  37. راولینسون، هنری لرزیک. سفرنامه راولینسون: گذر از ذهاب به خوزستان. ترجمهٔ سکندر امان‌اللهی بهاروند. تهران، ۱۳۶۲. ۱۵۲.
  38. دانشنامه آزاد ایلامیان، طوایف کرد ایلام
  39. http://rangvarehayeyekrang.ir/ایل‌هاوطوایف-کرد-ایران/
  40. مدخل FĀRS vii. Ethnography در دانشنامه ایرانیکا
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ ۴۱٫۲ عبدالله شهبازی، مقدمه‌ای بر شناخت ایلات و عشایر، تهران: نشرنی، ۱۳۶۹
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ جمشید صداقت کیش: کردان پارس و کرمان سال۱۳۸۱

پیوند به بیرون