پرش به محتوا

ماردین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ماردین
کشور ترکیه
ناحیهآناتولی جنوب شرق
استانماردین
حکومت
  شهردارسلیمان ییلدیز (حزب عدالت و توسعه)
مساحت
  شهر۹۶۹٫۰۶ کیلومتر مربع (۳۷۴٫۱۶ مایل مربع)
جمعیت
 (۲۰۱۱)
  شهر۸۶۹۴۸
  کلان‌شهری
۱۳۹۲۵۴
منطقهٔ زمانییوتی‌سی ۲+ (EET)
  تابستانی (DST)یوتی‌سی ۳+ (EEST)
کد پستی
۴۷x xx
کد منطقه۴۸۲ (۹۰)+
کد پلاک۴۷
وبگاهwww.mardin.bel.tr/2010/default.asp

ماردین مرکز استان ماردین در جنوب شرقی ترکیه است. عمده ساکنین شهر را کردها و عرب‌ها تشکیل می‌دهند و جوامع قابل توجهی از مسیحیان سریانی (آشوری‌ها) نیز در این شهر سکونت دارند، تنوع فرهنگی در ماردین چشم‌گیر است؛ ساکنان آن ترکیبی از کردها، عرب‌ها و آشوری‌ها هستند و به زبان‌های ترکی و کردی صحبت می‌کنند.[۱][۲][۳][۴] در شهر ماردین منسوبان دین‌های مختلف از جمله مسلمان، ایزدی، سُریانی، ارمنی، کلدانی، یهودی و نسطوری وجود دارد که سُریانی، ارمنی، کلدانی و نسطوری شاخه‌های دین مسیحیت هستند. بیشتر مسلمانان هم اعم از کُرد، تُرک و عرب بر فقه حنفی هستند.[۵] شهر ماردین به‌خاطر معماری آرتوقی شهر قدیمی‌اش و موقعیت استراتژیک آن بر روی تپه‌ای صخره‌ای در نزدیکی رودخانه دجله معروف است.[۶]

به نوشته ایرج افشار در مقدمه کتاب نوادر التبادر لتحفه البهادر، نام این شهر، در کتاب معجم البلدان، قوچ‌حصار نیز گفته شده است. ماردین بیش از سه سده مرکز فرمانروایی دسته‌ای از امیران تُرک سلجوقی به‌نام آل‌ارتق یا آرتوکلو (۱۴۰۸_۱۱۰۴ م) بوده است و جهانگیرشاه آق‌قویونلو برادر اوزون حسن هم به‌مدت ۲۳ سال (۱۴۶۹_۱۴۴۶ م) در این شهر حکومت کرده است.

به نوشته ابن الصفار ماردینی.تقریباً نیمهٔ راه راس‌العین و نصیبین، و در شمال آن‌ها، دژ جنگی بزرگ ماردین واقع بود. در سده چهارم هجری قمری دژ ماردین《باز》نام داشت و پناهگاه امرای عرب حَمدانی بود. این دژ در قلهٔ کوهی جای داشت و در سمت جنوبی آن آبادی بزرگی ایجاد شده بود که در سده ششم هجری قمری بسیار آباد و پرجمعیت شد. این آبادی بازارهای زیاد و کاروانسراها و مدرسه و رباط داشت. خانه‌هایش چون پلکانی بالای یکدیگر ساخته شده و هریک از خانه‌ها بر خانهٔ پایین‌تر مشرف بود و مانعی در برابر بام‌ها وجود نداشت. ابن بطوطه که در سده هشتم هجری قمری ماردین را دیده است گوید شهری بزرگ است و پارچه‌های پشمین در آنجا بسیار می‌بافند. در آن زمان دژ ماردین همانند دژ حلب به《قلعه‌الشهباء》و نیز به قلعه کوه معروف بود.[۷]

شهرستانها

[ویرایش]

در استان ماردین ۱۰ شهرستان وجود دارد و اسم آنها «مرکز (ماردین)، عمرلی، قزل‌تپه، نصیبین، میدیات، مازیداغی، دریک، دارگچیت، صاوور و یشیلّی» است. شهر قزل‌تپه بزرگ‌ترین شهر استان ماردین است که اکثراً کُرد هستند.[۸]

جمعیت

[ویرایش]

جمعیت استان ماردین ۸۰۹٬۷۱۹ نفر (برآورد سال ۳۱ اوت ۲۰۱۷) است.[۹]

نام‌شناسی

[ویرایش]

به نظر پژوهشگران معاصر کلمه ماردین مربوط به قومی جنگنده به نام مارده‌ها است و این قوم به دست اردشیر ساسانی در سال ۲۴۰–۲۲۶ م در این مکان جای گرفته‌اند. نظر دیگر این است که اسم واقعی ماردین که بین مردم عرب و کرد به شکل میردین گفته می‌شود و معنی‌اش هم «قلعه‌ها» است. این اسم ممکن است مربوط به جغرافیای این شهر باشد که در این شهر برای دفاع به شکل طبیعی وجود دارد. نظریه دیگری که در جهت با نظریه فوق است، این است که ماردین واژه‌ای سُریانی و به معنی قلعه و برج و بارو (کلات) است. به‌رغم این‌که برای تجارت و امور نظامی خیلی مهم بوده اما نام این شهر در منابع عهد باستان دیده نمی‌شود و نصیبین مهم‌تر بوده است. اسم ماردین را نخستین بار در سده چهارم پس از میلاد می‌بینیم که همراه با نصیبین و اورفه از مراکز مهم سُریانی‌ها بوده است. شهر ماردین تا پایان سده پانزدهم به خاطر مکان سوق الجیشی بیشتر برای امور نظامی مورد استفاده قرار می‌گرفته است.[۱۰]

در فوریه ۲۰۰۰، وزارت فرهنگ ترکیه، ماردین و چشم‌انداز فرهنگی اطراف آن را در فهرست آزمایشی کشور برای نامزدی میراث جهانی یونسکو قرار داد.[۱۱]

جمعیت این شهر در سال ۲۰۲۱ برابر با ۱۲۹٬۸۶۴ نفر بود.[۱۲] جمعیت این شهر ترکیبی از کردها، عرب‌ها، محلمی‌ها و آشوری‌ها است.[۱۳]

تاریخ

[ویرایش]

دوران باستان و ریشه‌شناسی

[ویرایش]

یک سند حقوقی از دوره آشوری نو به جاده‌ای به سمت «مردیانه» (Mardiānê) اشاره می‌کند (که معمولاً با ماردین امروزی یکی دانسته می‌شود) و نشان می‌دهد که این نام در آن زمان رایج بوده است. ادد-نیراری دوم در جنوب ماردین لشکرکشی کرد و آرامی‌ها مقاومت شدیدی نشان دادند.[۱۴] با افزایش سکونت آرامی‌ها در داخل و اطراف شهر، نام قدیمی اکدی «مردیانه» کنار گذاشته شد و از رواج افتاد و جای خود را به نام آرامی «ماردین» داد.[۱۵]

این شهر تا دوره مسیحیت سریانی به عنوان نام کوه ایزلا باقی ماند، کوهی که در اوایل سده چهارم صومعه نصیبین با هفتاد راهب در آن قرار داشت.[۱۶] در دوره روم، خود شهر با نام «ماریدا» (Marida) یا «مریدا» شناخته می‌شد،[۱۷] که از واژه‌ای در زبان سریانی به معنای «قلعه» گرفته شده است.[۱۸][۱۹]

بین حدود ۱۵۰ پیش از میلاد تا ۲۵۰ پس از میلاد، این شهر بخشی از اسروئن بود که توسط دودمان ابگری اداره می‌شد.[۲۰]

تاریخ قرون وسطی

[ویرایش]

در جریان فتوحات اولیه مسلمانان، این شهر بیزانسی در سال ۶۴۰ میلادی توسط فرمانده مسلمان عیاض بن غنم تصرف شد.[۲۱][۲۲] در دوره‌های بسیاری، کنترل شهر به‌طور مکرر بین سلسله‌های مختلف دست‌به‌دست می‌شد. حمدان بن حمدون در سال ۸۸۵ شهر را تصرف کرد و تا نیمه دوم سده دهم تحت کنترل متناوب حمدانیان باقی ماند. در آن زمان، این شهر بین مروانیان و عقیلیان مورد مناقشه قرار گرفت که احتمالاً مروانیان دست بالا را در این منطقه داشتند.[۲۱][۲۲] کنترل مروانیان در منطقه با ورود سلجوقیان بزرگ تحت فرمان ملکشاه یکم در سال ۱۰۸۵ پایان یافت که آغازگر دوران سلطه سیاسی ترکان و مهاجرت آنان به منطقه بود.[۲۲]

از سال ۱۱۰۳ به بعد، ماردین به عنوان پایتخت یکی از دو شاخه اصلی ارتقیان (دودمان ارتقی) عمل کرد؛ یک خاندان ترک اغوز که پیش‌تر در کنار سلجوقیان جنگیده بودند.[۲۳][۲۲] بسیاری از بناهای تاریخی مهم ماردین تحت کنترل ارتقیان ساخته شد، از جمله چندین مسجد و مدرسه، همراه با سایر گونه‌های معماری اسلامی.[۲۴] سرزمین‌های دودمان ارتقی زمانی بین سال‌های ۱۲۳۵ و ۱۲۴۳ در برابر حمله مغول سقوط کرد، اما ارتقیان تسلیم خان مغول هلاکو خان شدند و به عنوان دست‌نشاندگان امپراتوری مغول به حکومت خود ادامه دادند.[۲۵][۲۳]

هنگامی که تیمور در سال ۱۳۹۴ به منطقه حمله کرد، حاکم محلی ارتقی، عیسی، تسلیم حاکمیت تیموریان شد، اما منطقه همچنان بین قدرت‌های مختلف مورد مناقشه بود.[۲۱] آخرین حاکم ارتقی، الصالح، سرانجام در سال ۱۴۰۸–۹ شهر را به قرا یوسف، رهبر قراقویونلو تسلیم کرد و به موصل رفت.[۲۳][۲۱] شهر همچنان بین قراقویونلو و رقبایشان، یعنی آق‌قویونلوهای متحد تیموریان، مورد نزاع بود.[۲۱] در سال ۱۴۵۱، قراقویونلوها شهر را که توسط آق‌قویونلوها تصرف شده بود محاصره کردند، اما موفق به بازپس‌گیری این دژ نشدند. بدین ترتیب حکومت آق‌قویونلو در شهر تا پایان سده پانزدهم ادامه یافت.[۲۲] در زمان حکومت اوزون حسن و پسرش یعقوب، سکه‌هایی در اینجا ضرب شد.[۲۱] پس از یعقوب، حکومت آق‌قویونلو شروع به فروپاشی کرد، اما ماردین برای سال‌ها مرکز یک شاهزاده‌نشین مستقل آق‌قویونلو باقی ماند، در حالی که صفویان در شرق قدرت می‌گرفتند.[۲۶] در سال ۱۵۰۷، شاه اسماعیل یکم صفوی موفق به تصرف شهر و قلعه شد و حاکم محلی آق‌قویونلو را بیرون راند.[۲۷][۲۱]

در طول دوره قرون وسطی، شهر جمعیت قابل توجهی از سریانی‌ها و ارمنی‌ها را حفظ کرد و به مرکزی برای اسقف‌نشینهای کلیسای حواری ارمنی، کلیسای کاتولیک ارمنی، کلیسای مشرق، کلیسای کاتولیک سریانی و همچنین پایگاهی برای کلیسای ارتدکس سریانی تبدیل شد که مقر پاتریارکی آن از سال ۱۰۳۴ تا ۱۹۲۴ در صومعه زعفران (دیرالزعفران) در نزدیکی شهر مستقر بود.[۲۸] یک تاجر ونیزی که در سال ۱۵۰۷ از شهر بازدید کرده بود، نوشت که هنوز شمار مسیحیان ارمنی و یهودیان در شهر بیش از مسلمانان است.[۲۱]

امپراتوری عثمانی

[ویرایش]
حکاکی از ماردین اثر جیکوب پیترز (جهانگرد فلاندری) در سال ۱۶۹۰

پس از پیروزی عثمانی بر رقبای سرسخت خود، صفویان، در نبرد چالدران در سال ۱۵۱۴، موازنه قدرت در منطقه تغییر کرد. فرمانده صفوی در منطقه، استاجلو، در نبرد با عثمانی‌ها کشته شد و برادرش قراخان جایگزین او شد. در سال ۱۵۱۵ ماردین برای مدت کوتاهی تسلیم عثمانی‌ها شد، اما قلعه تحت کنترل صفویان باقی ماند و عثمانی‌ها پس از چند روز مجبور به ترک آن شدند و قراخان دوباره آن را اشغال کرد.[۲۲][۲۱] سال بعد، فرمانده عثمانی، بیقلی محمد پاشا، قراخان را شکست داد و کنترل صفویان در منطقه فرو ریخت. عثمانی‌ها دوباره ماردین را محاصره کردند که تحت فرماندهی برادر قراخان، سلیمان‌خان، مقاومت کرد. پس از نبرد مرج دابق در اوت ۱۵۱۶، بیقلی محمد پاشا با نیروهای کمکی از سوریه بازگشت و سرانجام در اواخر ۱۵۱۶ یا اوایل ۱۵۱۷ شهر را مجبور به تسلیم کرد.[۲۲][۲۱] پس از این، ماردین توسط یک والی که مستقیماً تحت اختیار سلطان عثمانی منصوب می‌شد، اداره می‌گردید.

شهر دوره نسبتاً آرامی را تحت حکومت عثمانی تجربه کرد، بدون هیچ درگیری یا مصیبت قابل توجهی. جهانگردان اروپایی که در اواخر سده هجدهم و اوایل سده نوزدهم از شهر بازدید کردند، برآوردهای بسیار متغیری از جمعیت ارائه دادند، اما به‌طور کلی نشان می‌دهند که مسلمانان (یا «ترک‌ها») بزرگترین گروه بودند، با جوامع قابل توجهی از ارمنی‌ها و سریانی‌ها و سایر اقلیت‌ها، در حالی که عربی و کردی زبان‌های غالب بودند.[۲۱]

دوره صلح سرانجام زمانی متوقف شد که امپراتوری عثمانی با خدیوی مصر وارد درگیری شد. در این زمان شهر تحت حاکمیت شورشیان وابسته به عشیره کردی «میلی» درآمد. در سال ۱۸۳۵، قبیله میلی توسط نیروهای نظامی والی ایالت دیاربکر، رشید محمد پاشا، سرکوب شد.[۲۹] در طول محاصره، مسجد جامع شهر منفجر شد.[۲۱] بین سال‌های ۱۸۴۷ و ۱۸۶۵ جمعیت شهر از همه‌گیری قابل توجه وبا رنج برد که تعداد دقیق تلفات آن مشخص نیست.[۲۷] در طول جنگ جهانی اول، ماردین یکی از مکان‌های نسل‌کشی سریانی‌ها و نسل‌کشی ارمنی‌ها بود. در آستانه جنگ جهانی اول، ماردین خانه بیش از ۱۲٬۰۰۰ سریانی و بیش از ۷٬۵۰۰ ارمنی بود.[۳۰] در طول جنگ، بسیاری به اردوگاه‌های رأس‌العین فرستاده شدند، اگرچه برخی موفق شدند با کمک چچن‌های محلی به کوه‌های سنجار فرار کنند.[۳۱] کردها و اعراب ماردین معمولاً به این رویدادها با عنوان «فرمان» (دستور دولتی) اشاره می‌کنند، در حالی که مسیحیان سریانی آن را «سیفو» (شمشیر) می‌نامند.[۳۲][۳۳] پس از آتش‌بس مودروس، ماردین یکی از شهرهای ترکیه بود که توسط نیروهای متفقین اشغال نشد.

تاریخ معاصر

[ویرایش]

در سال ۱۹۲۳، با تأسیس جمهوری ترکیه، ماردین به عنوان مرکز اداری استانی به همین نام تعیین شد. بسیاری از بازماندگان مسیحی سریانی خشونت‌ها، بعدها در دهه ۱۹۴۰ و پس از اجباری شدن خدمت سربازی در ارتش ترکیه، ماردین را به مقصد قامشلی در نزدیکی آن ترک کردند.[۳۳] هنگامی که دولت ترکیه شورش شیخ سعید کردها را در سال ۱۹۲۵ سرکوب کرد، لشکر اول و چهاردهم سواره‌نظام در ماردین مستقر شدند.[۳۴]

ماردین در طول دهه ۱۹۹۰ به‌طور قابل توجهی صنعتی شد، زمانی که ساکنان به تعداد بیشتری به بخش‌های مدرن شهر که در زمین‌های پایین‌دست تپه شهر قدیمی در حال توسعه بود، نقل مکان کردند.[۳۵] از طریق قانونی که در سال ۲۰۱۲ تصویب شد، ماردین به یک شهرداری کلان‌شهر تبدیل شد که پس از انتخابات محلی ترکیه در سال ۲۰۱۴ کار خود را آغاز کرد.[۳۶] این شهر جمعیت عرب قابل توجهی دارد.[۳۷]

غذاها

[ویرایش]

مشهورترین غذای ماردین مومبار است که غذائی سنتی است.

منابع

[ویرایش]
  1. «ماردین». خلبان گشت رستاک قرن. دریافت‌شده در ۲۰۲۴-۰۳-۱۵.
  2. Gűc-Işik, Ayşe (April 6, 2013). The intercultural engagement in Mardin: Religion, culture and identity (Thesis). ACU Research Bank. doi:10.4226/66/5A9752403BAA3. S2CID 152037258.
  3. Leisse, Olaf (2017). Religious Minorities in Turkey: Alevi, Armenians, and Syriacs and the Struggle to Desecuritize Religious Freedom. Springer. p. 169. ISBN 978-1-137-27026-9.
  4. Costa, Elisabetta (2016). "Introduction" (PDF). Social Media in Southeast Turkey. www.jstor.org. Vol. 3. UCL Press. p. 8. doi:10.2307/j.ctt1g69z14.5. ISBN 978-1-910634-53-0. JSTOR j.ctt1g69z14.5. Retrieved 2022-10-13.
  5. Haber, Çorum. "MARDİN VE DİNLER (I)". corumhaber.net (به ترکی استانبولی). Archived from the original on 16 February 2019. Retrieved 2019-02-16.
  6. "Turkey Guide – Rough Guides travel information". Archived from the original on 2013-01-04. Retrieved 2012-06-29.
  7. لسترینج، گای (۱۳۹۳). جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی. تهران: علمی و فرهنگی. ص. ۱۰۳. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۴۵-۱۰۵-۸.
  8. "Mardin'in ilçeleri". Vikipedi (به ترکی استانبولی). 2018-05-01.
  9. "Mardin Nüfusu". www.nufusu.com (به ترکی استانبولی). Retrieved 2019-02-16.
  10. "Mardin". Vikipedi (به ترکی استانبولی). 2018-12-31.
  11. "Mardin Cultural Landscape". UNESCO World Heritage Centre (به انگلیسی). Retrieved 2025-11-21.
  12. "31 ARALIK 2021 TARİHLİ ADRESE DAYALI NÜFUS KAYIT SİSTEMİ (ADNKS) SONUÇLARI" (XLS). TÜİK (به ترکی استانبولی). Retrieved 16 December 2022.
  13. Coşkan, Canan (September 2022). ""Syrian" Refugees at the Gaze of Kurds and Arabs in Mardin: Understanding Social Representations and Acculturation Expectations from a Decolonial Approach". Examining Complex Intergroup Relations: Through the Lens of Turkey.
  14. Berlejung, Angelika; Streck, Michael P. (2003-01-01). Arameans, Chaldeans, and Arabs in Babylonia and Palestine in the First Millennium B.C. (به انگلیسی). BoD – Books on Demand. p. 131. ISBN 978-3-447-06544-3.
  15. Radner, Karen (2006). "How to reach the Upper Tigris: The route through the Tur Abdin". State Archives of Assyria Bulletin. 15: 291, 275, 276.
  16. Leitch, John (1859). "Johann Elieser Theodor Wiltsch, trans. John Leitch, Handbook of the Geography and Statistics of the Church, Volume 1, Bosworth & Harrison, 1859, p. 232". Archived from the original on 2021-12-05. Retrieved 2021-08-08.
  17. Fraternité Chrétienne Sarthe-Orient, "Marida (Mardin)" بایگانی‌شده در ۲۰۱۴-۰۱-۲۵ توسط Wayback Machine
  18. Lipiński, Edward (2000). The Aramaeans: their ancient history, culture, religion. Peeters Publishers. p. 146. ISBN 978-90-429-0859-8. Archived from the original on 2016-05-17. Retrieved 2015-12-12.
  19. Smith, of R. Payne Smith. Ed. by J. Payne (1998). A compendious Syriac dictionary : founded upon the Thesaurus Syriacus (Repr. ed.). Winona Lake, Ind.: Eisenbrauns. p. 299. ISBN 978-1-57506-032-3. Archived from the original on 18 February 2021. Retrieved 8 March 2013. suggesting Mardin as a plural "fortresses".
  20. Amir Harrak. Journal of Near Eastern Studies 51 (3): 209–214. 1992. doi:10.1086/373553. JSTOR 545546.
  21. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 Minorsky, V. & Bosworth, C.E. (1991). "Mārdīn". In Bosworth, C. E.; van Donzel, E. & Pellat, Ch. (eds.). The Encyclopaedia of Islam, New Edition, Volume VI: Mahk–Mid. Leiden: E. J. Brill. pp. 539–542. ISBN 978-90-04-08112-3.
  22. 1 2 3 4 5 6 7 Taştemir, Mehmet (2003). "MARDİN". TDV İslâm Ansiklopedisi (به ترکی استانبولی). pp. 48–51 (in print edition). Retrieved 2022-12-19.
  23. 1 2 3 Bosworth, Clifford Edmund (2004). "The Artuqids". The New Islamic Dynasties: A Chronological and Genealogical Manual. Edinburgh University Press. ISBN 9780748696482.
  24. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام :2 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  25. Ed. Morris Rossabi. China among equals: the Middle Kingdom and its neighbors, 10th–14th centuries, p. 244
  26. Minorsky, V. (1960). "Aḳ Ḳoyunlu". In Gibb, H. A. R.; Kramers, J. H.; Lévi-Provençal, E.; Schacht, J.; Lewis, B. & Pellat, Ch. (eds.). The Encyclopaedia of Islam, New Edition, Volume I: A–B. Leiden: E. J. Brill. pp. 311–312. OCLC 495469456.
  27. 1 2 Mehmet Taştemir. "MARDİN" (به ترکی استانبولی). İslam Ansiklopedisi [Islamic Encyclopedia]. p. 45. Archived from the original on 29 September 2018. Retrieved 29 September 2018.
  28. Cinti Migliarini, Anita. "La chiesa siriaca di Antiochia". Chiesa siro-ortodossa di Antiochia (به ایتالیایی). Archived from the original on 13 March 2016. Retrieved 1 March 2016.
  29. Aydın, Suavi; Verheij, Jelle (2012). Jorngerden, Joost; Verheij, Jelle (eds.). Social Relations in Ottoman Diyarbekir, 1870-1915. Brill. p. 31. ISBN 9789004225183.
  30. Kevorkian, Raymond (2011). The Armenian Genocide: a Complete History. London: Tauris. p. 371.
  31. Kevorkian, Raymond (2011). The Armenian Genocide: a Complete History. London: Tauris. pp. 375–376.
  32. Biner 2010, p. 73.
  33. 1 2 Biner, Zerrin Özlem (Fall–Winter 2010). "Acts of Defacement, Memory of Loss: Ghostly Effects of the "Armenian Crisis" in Mardin, Southeastern Turkey" (PDF). History and Memory. 22 (2): 68. doi:10.2979/his.2010.22.2.68. S2CID 154257213. Archived (PDF) from the original on 2021-04-28. Retrieved 2021-08-08.
  34. Olson, Robert (1989). The Emergence of Kurdish Nationalism and the Sheikh Said Rebellion, 1880–1925 (به انگلیسی). University of Texas Press. pp. 102–104. ISBN 0292776195.
  35. Costa, Elisabetta (2016). Social Media in Southeast Turkey: Love, Kinship and Politics (به انگلیسی). UCL Press. pp. 16–18. ISBN 978-1-910634-52-3.
  36. "Kanun No. 6360". resmigazete.gov.tr. Archived from the original on 15 August 2015. Retrieved 25 August 2014.
  37. Tocci, Nathalie (October 2001). "Our future southeastern Turkish frontiers" (PDF). Centre for European Policy Studies. Archived from the original on 2018-04-12. Retrieved 2021-01-10.