تالش گشتاسبی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محدوده گشتاسبی در زمان خلافت عباسی.
منطقهٔ تالش گشتاسبی که در سال ۱۹۹۳ تحت نام جمهوری خودگردان تالش از جمهوری آذربایجان اعلام جدایی کرد. گشتاسبی در محدودهٔ قدیمی‌اش به تمامی ناحیهٔ میان اردبیل تا باکو اطلاق می‌شد.[۱]

تالش شمالی[۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲] یا تالش گُشتاسبی بخش شمالی تالش و یک منطقه تالش‌نشین است که امروزه در جنوب شرقی جمهوری آذربایجان قرار دارد و از رایون‌های آستارا، لریک، لنکران، ماساللی و یاردیملی تشکیل شده است.[۲۳]

در منابع اسلامی این منطقه را گشتاسفی می‌نامیدند. حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب (تألیف در ۷۴۰ق/۱۳۳۹م) زبان زنجان و مراغه و گشتاسفی را پهلوی ذکر می‌کند و می‌گوید «زبانشان پهلوی به جیلانی بازبسته‌است»[۲۴] که منظور همان گویش‌های گوناگون زبان‌های تاتی‌تبار است.[۲۵]

بیشتر مردم تالش شیعه هستند ولی بسیاری از اهالی تالش شمالی بر مذهب تسنن اند گویا تمایل به تشیع در میان اهالی تالش شمالی از اوایل دوره صفوی آغاز شد.[۳] تأثیرات باورهای زرتشتی نیز هنوز در مذهب آن‌ها مشهود است.[۲۶][نیازمند منبع]

در قدیم[ویرایش]

منابع قدیمی مانند نزهةالقلوب صص ۹۲–۹۳ و تاریخ گزیده ص ۱۸۰ در مورد گشتاسفی نوشته‌اند: از کنار آب دریا ولایت گشتاسفی است که گشتاسف بن لهراسب آن را ساخت و نهری بزرگ از آب کر و ارس بریده‌است و از آن جوی‌ها برداشته و بر آن دیهای فراوان ساخته. حاصلش غله، برنج، اندک پنبه و میوه بود مردمش سفید چهره‌اند و بر مذهب امام شافعی. زبانشان پهلوی بجیلانی باز بسته‌است. حقوق دیوانیش بر امان سابق پیش از ظهور دولت مغول کمابیش صد تومان این زمان بوده‌است و اکنون صد و هجده هزار و پانصد دینار است و در وجه اقطاعات عساکر که آنرا ساکن اند متفرق باشد.[۲۷]

نخستین سفر شیخ زاهد گیلانی (کسی که شیخ صفی‌الدین اردبیلی مرید او بوده) به گشتاسبی آذربایجان در کرانهٔ دریای خزر بود. در آن زمان پادشاه آن دیار شیروانشاه اخستان بود و پسری داشت سیامک نام که به حکم ارغون خان (۶۸۳–۶۹۰) پادشاه مغول کشته شد.[۲۸]

تا زمان افشاریه، بخش جنوبی شهرستان طوالش تابع حکومت کسگر بود و بخش‌های میانی آن تا آستارا فرمان‌بر «ناو» و «طول» بود (اسپهند) و بخش شمالی آن را «گشتاسفی» یا «گشتاسبی» می‌خواندند و مرکز حکومتی آن «لنکران» بود.[۲۹]

تصرف توسط روسیه[ویرایش]

پرچمی که توسط مردم تالش استفاده می‌شود.

بر پایهٔ عهدنامه ترکمنچای در ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ (میلادی) در زمان فتحعلی شاه قاجار، میان روسیه و ایران امضا شد تالش گشتاسبی نیز یکی از سرزمین‌هایی بود که از ایران جدا شد. پس از اعلام این تصمیم، اعتراضات گسترده مردمی سراسر تالش گشتاسبی را فرا گرفت. میرحسن‌خان، حاکم ایرانی تالش شمالی، با این عهدنامه مخالفت کرد و با درافتادن با عباس میرزا محبوس شد و از حبس گریخت. او مدتی مقاومتی مسلحانه در جنگل‌های میانکوه علیه نیروهای روسی انجام داد که بی‌نتیجه بود و در سال ۱۲۴۶ قمری به طرز مشکوکی در تهران درگذشت.[۳۰]

روس‌ها پیش از این تاریخ در زمان یکی از جنگ‌های خود با ایران، پس از تسخیر موقت تالش گشتاسبی، برای تثبیت خود در منطقه، ضمن احداث استحکامات در سراسر منطقه، به کوچاندن اجباری تاتارها (ترک زبانان اَرّان)، گرجی‌ها و ارمنی‌ها به تالش گشتاسبی دست زدند که با مرگ پتر در ژانویه ۱۷۲۵/۱۱۳۷ ق. این سیاست آن‌ها تا اندازه‌ای معوق ماند.[۳۱]

با ایستادگی تالشان در برابر مهاجران ناخوانده و حمایت روس‌ها از مهاجران، درگیری معمولاً به سود مهاجران پایان می‌یافت.[۳۰]

روس‌ها همچنین به صورت گسترده‌ای دست به ویران‌سازی آثار و ابنیهٔ تالش زدند. به ویژه مسجدها، از جمله مسجد کربلایی خداویردی و ساختمان‌های حکومتی ایران مانند دیوان‌خانهٔ میرمصطفی‌خان مورد تخریب قرار گرفت.[۳۲]

روس‌ها به زور وارد خانهٔ روحانیان و مردم تالش می‌شدند و آن‌ها را به استهزاء می‌گرفتند و به دارایی‌هایشان دست‌اندازی می‌کردند. این فشارها باعث کوچ شمار زیادی از تالشان شمالی به تالش جنوبی در ایران شد. گروهی در منطقهٔ تالش‌دولاب و سه هزار خانوار که از منطقهٔ لنکران کوچیده‌بودند در نواحی ویلکیج و نمین ساکن شدند.[۳۳]

قطع درختان تالش گشتاسبی و انتقال چوب‌ها به شروان و روسیه، دست گذاشتن بر زنبورداری تالشان و وصول مالیات‌های سنگین و بیگاری کشیدن از تالشان از دیگر اقدامات روس‌ها در منطقه بود.[۳۴]

در دوران معاصر تالش‌ها در سال ۱۹۹۳ میلادی در منطقهٔ خود در جمهوری آذربایجان جمهوری خودگردان تالش را تشکیل دادند که پس از مدتی ملغی شد.[۳۵]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب (تألیف در ۷۴۰ق/۱۳۳۹م).
  2. تالش:مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ تالش (یا طالش )،دانشنامه جهان اسلام
  4. مطالعه تطبیقی تالش شمالی و جنوبی-دکترشهرام امیر انتخابی
  5. خاستگاه نیاکان شیخ زاهد و محل کنونی آرامگاه او
  6. ادامه پاکسازی سفید و بی سر و صدای قومی تالشی‌ها در جمهوری آذربایجان
  7. [iichs.org/foreign_studies_policy/TaleshShomali/TaleshShomali.pdf خلاصه مقالات همایش بررسی جایگاه تالش شمالی در قفقاز]
  8. ادامه سرکوب قومی تاکجا ؟
  9. بندر کرگری بازار تالش(قروق)
  10. بابک قهرمان ملی ایرانیان
  11. بررسی نقش انگلیسی‌ها در تحولات سیاسی تالش شمالی و جنوبی / دکتر حسین احمدی
  12. جایگاه تالش شمالی بررسی می‌شود
  13. بازداشت رهبر جنبش ملی تالش شمالی در جمهوری آذربایجان
  14. نگاهی به گذشته تالش شمالی
  15. ندای غیب نخستین اثر مذهبی تالش شمالی در قالب مرثیه با صدای حامد رضوان طلب
  16. درباره مردم و زبان منطقه تالش
  17. کتاب ماه تاریخ و جغرافیا- جدایی تالش شمالی از ایران -شماره 183
  18. تالش شناسی در «دو رساله و دو گزارش درباره تالش شمالی»
  19. [۱] Among the northern Talysh participants at the wedding customarily give gifts to the groom (money and objects) and announce to the other guests who gave what and how much. After three days a friend of the groom (the dayna) leads the bride
  20. [۲] In 1920 the Soviets victorious in the Russian civil war, established control over the northern Talysh region. In May 1920 Soviet forces invaded Iran in support of the rebels fighting the Persian government
  21. TALISH AND THE TALISHIS (THE STATE OF RESEARCH) GARNIK ASATRIAN, HABIB BORJIAN
  22. mtDNA and Y-chromosome variation in the Talysh of Iran and Azerbaijan.
  23. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
  24. مقاله زبان آذری در: آفتاب، بازدید: اکتبر ۲۰۰۸.
  25. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، سرواژةٔ زبان آذری. بازدید: اکتبر ۲۰۰۸.
  26. The Talysh people، بازدید: اکتبر ۲۰۰۸
  27. لغتنامهٔ دهخدا، سرواژةٔ گشتاسفی.
  28. لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ زاهد گیلانی.
  29. ایرانیان خارج از کشور، بازدید: اکتبر ۲۰۰۸.
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ احمدی، حسین، تالشان، ص۱۶۵.
  31. احمدی، حسین، تالشان، ص۸۸.
  32. احمدی، حسین، تالشان، ص۱۶۷.
  33. همان.
  34. احمدی، حسین، تالشان، ص۱۶۸.
  35. بی‌بی‌سی، بازدید: اکتبر ۲۰۰۸.

منابع[ویرایش]

  • احمدی، حسین، تالشان (از دوره صفویه تا پایان جنگ دوم ایران و روس)، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، تهران ۱۳۸۰.
  • حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب، به کوشش گ. لسترنج، لیدن، ۳۳۱ق/۹۱۳م؛ سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران، وزارت کشور، تهران، ۳۷۴ش.

مطالعهٔ بیشتر[ویرایش]