موسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی English
موسی
מֹשֶׁה
نگاره‌ای از «موسی» بزرگترین پیامبر قوم یهود در حال تعلیم محتویات مکتوب بر روی دو لوح سنگی موسوم به ده فرمان. خوزه دی رِیبِرا (قرن ۱۷ میلادی، اسپانیا)
زادروز سدهٔ ۱۳ پیش از میلاد
سرزمین گشام، مصر
درگذشت فوریه یا مارس ۱۲۷۱ پیش از میلاد
کوه نیبو، موأب (در اردن امروزی)
ملیت بنی‌اسرائیل
لقب Moshe Rabbenu یعنی موسی رَبّی ما (در یهودیت)
پیامبر، پیش‌گو، قانون‌گذار (در مسیحیت)
پیامبر اولوالعزم، کلیم‌الله (در اسلام)
مذهب یهودیت
همسر صفورا
فرزندان گرشوم، الیصر
والدین پدر عمران پسر یصهر
مادر یوکابد

موسی از شخصیت‌های کتاب مقدس و نیز قرآن است. در نظر پیروان ادیان سامی (شامل یهودیت و مسیحیت و اسلام) وی از پیامبران بزرگ است و مطابق روایات سنّتی این دین‌ها، قوم بنی اسرائیل را از مصر بیرون برد.

در روایات سنّتی تبار وی چنین است: موسی پسر عمران پسر یصهر پسر قاهت پسر لاوی پسر یعقوب پسر اسحاق پسر ابراهیم. مادرش یوکابد دختر لاوی و خواهرش میریام (کُلثُم) بود. برادر بزرگ ترش هارون (آرون) نام داشت. بنا به روایت تورات و قرآن، مادر موسی او را در سبدی انداخته به رود نیل سپرد و همسر فرعون آسیه او را از آب گرفت. آسیه، فرعون را راضی کرد که موسی را به فرزندی بپذیرند و موسی در دربار فرعون رشد یافت. موسی به جرم کشتن یک قبطی تحت تعقیب قرار گرفت و به مدین رفت. در آن جا هشت سال به کاهن مدین که بنا به روایت مسلمانان، شعیب، نام داشت، خدمت کرد. آن گاه باصفورا (صپوراه) دختر شعیب ازدواج کرد. بنا به اعتقاد یهودیان[نیازمند منبع]، مسیحیان[نیازمند منبع]، مسلمانان[نیازمند منبع] در بازگشت از مدین، به موسی از سوی خدا وحی شد و او به پیامبری بنی اسرائیل برگزیده شد. موسی به همراهی برادرش هارون به نزد فرعون رفت و او را به یکتاپرستی فراخواند. موسی سه سال از هارون کوچکتر بود و در زمان سخن گفتن با فرعون در مصر هشتاد سال داشت،[۱] هم چنین موسی بنی اسرائیل را در خروج از مصر رهبری کرد. بنا به اعتقاد یهود، ده فرمان، در کوه طور به موسی الهام شد که پایه‌های شریعت قوم یهود را تشکیل می‌دهد. موسی در نزد مسلمانان به کلیم‌الله مشهور است و یکی از پنج پیامبر اولوالعزم به شمار می آید. بر اساس روایت تورات، موسی در زمان وفات صد و بیست سال داشت،[۲] پس از موسی بنا به فرمان خدا، یوشع بن نون از یاران بسیار نزدیک او زمامدار و رهبر بنی اسرائیل شد.[۳]

نام[ویرایش]

نام موسی را دختر فرعون انتخاب کرده است: «او را به فرزندی خود برگزید و نامش را موسی گذاشت.» این نام مصری یا عبری است. اگر ریشه آن را مصری در نظر بگیریم، با توجه به «میس» به معنای «متولد شدن» و «مس» به معنای «یک پسر»، می‌توان این گونه نوشت: «او را به فرزندی خود برگزید و نامش را پسر گذاشت.» اما، باید نام موسی ریشه‌ای الهی داشته باشد، و بنابرین نام او شامل نام یکی از خدایان مصری بوده است. اگر این نام از ریشه‌ای عبری باشد، با فعل «بیرون کشیدن» در ارتباط خواهد بود. دختر فرعون می‌گوید، «من او را از آب بیرون کشیدم («ماشا»).» این موضوع احتمالاً به روی آب آمدن موسی در مدین یا نقش او در نجات بنی اسرائیل در دریای سرخ مربوط می‌شود. بیشتر دانش‌پژوهان با مصری بودن این نام موافقند و معتقدند که ریشه عبری تفسیر بعدی است. [۴]

روایات کتاب مقدس[ویرایش]

موسی از نیل نجات یافت، ۱۶۳۸، به وسیله نیکولا پوسن

پیامبر بنی اسرائیل[ویرایش]

موسی قبل از فرعون، یک مینیاتور از قرن ششم، از کتاب مقدس سریانی از پاریس.
موسی آب را از صخره خارج می‌کند، به وسیله فرانسیسکو باکچیاکا
موسی در طول نبرد دستش را به کمک هارون و هور بالا نگه می‌دارد، تصویر از جان اورت میایز
موسی از غرب اردن کنعان را نظاره می‌کند، تصویری در سال ۱۹۰۹

قوم بنی‌اسرائیل در زمان یوسف و یعقوب در سرزمین گوشن مستقر بودند، اما پیامبری جدید ظهور کرد و قوم بنی‌اسرائیل را از مقرر خود دور نمود. در این زمان موسی فرزند عمران، فرزند قاهت از لاویان زاده شد، که به همراه خانواده یعقوب وارد مصر شده بودند. مادر او یوکابد، از خویشاوندان نزدیک قاهت بود. موسی یک خواهر بزرگتر (۷ سال) به نام مریام، و یک برادر بزرگتر (۳ سال) به نام هارون داشت.

فرعون دستور داده بود تمام نوزادان عبری مذکر در رود نیل غرق گردند، اما مادر موسی او را داخل یک قایق کوچک قرار داد و این قایق در حاشیه رودخانه درون نی‌زارها پنهان گشت، تا اینکه دختر فرعون او را پیدا و به فرزندی خود قبول کرد. موسی بعد از اینکه به بلوغ رسید، یک مصری را که در حال ضرب و شتم یک عبری بود، به قتل رساند. موسی ترسید که فرعون او را به خاطر کشتن یک غلام مجازات کند، لذا به مدین (سرزمینی بیابانی در جنوب یهودا) گریخت. آن‌جا در کوه طور (که به نام کوه سینا نیز معروف است)، خداوند خود را با نام تتراگراماتون (یا یهوه) به موسی معرفی کرد، و به او فرمان داد تا به مصر برگردد و مردم خود (بنی‌اسرائیل) را از بند رها کند و به سرزمین موعود (کنعان) برساند. موسی برگشت تا دستور خداوند را عملی سازد، اما فرعون از انجام آن امتناع کرد، و بعد از اینکه خدا ۱۰ فاجعه را بر سر مصر آورد، فرعون در مقابلش کوتاه آمد. موسی بنی‌اسرائیل را به مرز مصر برد، اما بار دیگر فرعون به خشم آمد و این موجب شد که او و لشگرش در عبور از دریای قرمز در هم بشکنند، تا نشانه‌ای از قدر خدا برای اسرائیل و سایر ملت‌ها باشد.

موسی بنی‌اسرائیل را از مصر به کوه سینا برد، و در آن مکان، خداوند با بزرگان قومش پیمان بست تا بنی اسرائیل به پیروان یهوه تبدیل شوند، از قوانین الهی پیروی کنند، تا یهوه خدای آن‌ها باشد. با ابلاغ قوانین الهی به وسیله موسی به بنی‌اسرائیل، فرزندان هارون، برادر موسی، مقام کشیش را ایجاد کردند تا آن دسته از بنی اسرائیل را که از قوانین الهی سرپیچی نمی‌کنند، مجازات نمایند. در آخرین فعالیت موسی در کوه سینا، خداوند برای موسی رهنمود فرستاد تا به همراه بنی‌اسرائیل، به سرزمین موعود، یعنی میشکان رهسپار شود.

موسی اسرائیل را از سینا به پاران در مرز کنعان برد. فرستادگان با نمونه‌هایی از حاصل‌خیزی خاک برگشتند، اما هشدار دادند که اهالی آن غول پیکرند. بنی‌اسرائیل وحشت کردند و خواهان بازگشت به مصر شدند، حتی برخی علیه موسی و خداوند به شورش برخاستند. موسی به بنی‌اسرائیل اعلام کرد که ساکن شدن در این سرزمین ارزشی ندارد. آن‌ها به مدت ۴۰ سال در بیابان سرگردان شدند، تا زمانی که نسلی که از وارد شدن به کنعان امتناع می‌کردند، مردند، و فرزندشان وارث این سرزمین گشتند.

پس از گذشت آن ۴۰ سال، موسی بنی اسرائیل را به شرق دریای مرده و سرزمین‌های ادوم و موأب هدایت کرد. آن‌ها در آن مکان از وسوسه بت‌پرستی فرار کردند، توسط بلعم باعورا به نعمت‌های خداوند دست یافتند و مدینیان را که از دشمنان خدا بودند، نابود ساختند. او در حاشیه اردن، بنی‌اسرائیل را جمع کرد. بعد از یادآوری سرگردان بودنشان، قوانین الهی را ابلاغ نمود که مطابق آن، آن‌ها باید در آن سرزمین زندگی می‌کردند، آواز عبادت و تشکر از موسی را می‌خواندند، و قدرت او را به یوشع بن نون می‌رساندند. سپس موسی به بالای کوه نیبو و بر فراز پیسگا رفت، به سرزمین موعود بنی‌اسرائیل که پیش از او گسترش یافته بود، نگاه انداخت، و در سن ۱۲۰ سالگی مرد. او خاشعانه تر از هر انسان دیگری بود، «پیش از موسی هیچ پیامبری برای بنی‌اسرائیل فرستاده نشده بود که اینچنین ارتباط نزدیکی با یهوه داشته باشد.» (کتاب دوم تورات ۳۴:۱۰).

موسی مار برنزی را برداشت، و بنی‌اسرائیل را از نیش مارهای سمی در امان نگه داشت، نقاشی از بنجامین وست.

قانون‌گذار اسرائیل[ویرایش]

"دریافت قانون توسط موسی"، تصویری از ویلیام بلیک

در میان یهودیان امروزی موسی به عنوان «قانون‌گذار اسرائیل» شناخته می‌شود، و قوانین فراوانی را در قالب ۴ کتاب ابلاغ کرده است. اولین کتاب، کتاب میثاق، در سفر خروج ۱۹–۲۴ می‌باشد، خداوند قوانین این کتاب را در پایه سینا بیان کرده است. درون میثاق، ده فرمان (سفر خروج ۲۰: ۱–۱۷) و کتاب میثاق (سفر خروج ۲۰: ۳۳–۲۳: ۱۹) قرار دارند. کتاب سفر لاویان شامل بدنه دوم قوانین می‌شود، کتاب سفر اعداد نیز با مجموعه‌ای دیگر از قوانین و سفر تثنیه با مجموعه‌ای دیگر آغاز می‌شود.

به طور سنتی، موسی به عنوان نویسنده این ۴ کتاب به علاوه سفر پیدایش شناخته می‌شود، این دو با یکدیگر اولین و برترین کتاب مقدس یهودیان را با نام تورات تشکیل می‌دهند.

منابع[ویرایش]

جدا از برخی منابع پراکنده در سایر متون مقدس یهودی، تمام دانسته‌ها دربارهٔ موسی از کتاب سفر خروج، سفر لاویان، سفر اعداد و سفر تثنیه به دست آمده‌اند.[۵] بسیاری از محققان قدمت این چهار کتاب را به دوران هخامنشیان، یعنی ۵۳۸ تا ۳۳۲ قبل از میلاد نسبت می‌دهند.[۶]

موسی در ادبیات هلنیستی[ویرایش]

پنجره موسی در کلیسای ملی واشنگتن، سه دوره از زندگی موسی را نمایش می‌دهد.

نوشته‌های غیرمقدس دربارهٔ یهودیان، با اشاره به نقش موسی، در ابتدا در آغاز عصر هلنیستی، دوره طلایی یونان در جهان باستان، از ۳۲۳ تا ۱۴۶ قبل از میلاد مسیح آشکار شد. سموئیل نوشته است که «یک ویژگی این ادبیات افتخار فراوان در چیزیست که مردم شرق در عموم برخی از گروه‌های میان آن‌ها را نگه می‌دارد.»:1102

علاوه بر مورخان یهودی-رومی یا یهودی-هلنی مانند آرتاپانوس از اسکندریه، ایوپلموس، یوسفوس فلاویوس و فیلون اسکندرانی، برخی مورخان غیر یهودی شامل هکاتئوس از آبدرا (نقل شده ا زدیودور سیسیلیآلکساندر پولیهیستور، مان‌تو، آپیون، چارمون از اسکندریه، تاسیتوس و پورفیری، نیز به او اشاره کرده‌اند. میزان اعتبار این منابع به این بستگی دارد که منابع اولیه ناشناسند.[۷]:1103 همچنین در سایر متون مذهبی مانند میشنا (قرن دوم بعد از میلاد)، میدراش (۲۰۰ تا ۱۲۰۰ میلادی)،[۸] و قرآن (۶۱۰ تا ۶۵۳ میلادی) به موسی اشاره شده است.

تصویر یوزارسیف، در تاریخ‌نگاری هلنیستی، یک کشیش از دین برگشته مصری می‌باشد که ارتشی از جذامیان را علیه فرعون فرماندهی می‌کند و در نهایت از مصر تبعید می‌شود، و نامش را به موسی تغییر می‌دهد.

در هکاتئوس[ویرایش]

اولین منبع موجود دربارهٔ موسی در نوشته‌های یونانی در تاریخ مصری به هکاتئوس از آبدرا (قرن چهارم پیش از میلاد) باز می‌گردد. تمام توصیفات باقی‌مانده او دربارهٔ موسی دو منبع هستند که به وسیله دیودور سیسیلی نقل شده‌اند، که آرتور دروگ این گونه می‌نویسد، "او موسی را رهبری هوشیار و شجاع توصیف می‌کند که مصر را ترک کرد و یهودیه را برپا ساخت."[۹]:18 مطابق دست‌آوردهای فراوان توصیف شده توسط هکاتئوس، موسی چند شهر را پیدا کرد، یک معبد و آیین مذهبی بنا نهاد، و قوانینی را وضع نمود:

پس از برپایی زندگی در مصر در زمان‌های قدیم، که براساس توصیفات افسانه‌ای به طول انجامید، در دوران خدایان و قهرمانان... ، بسیاری از گروه‌ها متقاعد شدند که قوانین مکتوب منوس (موسی) را به کار گیرند، مردی که نه تنها روح بزرگی داشت، بلکه نامش برفراز تمام قانون‌گذارانی قرار گرفت که نام‌هایشان ثبت شده است.[۹]:18

همچنین دروگ بیان کرد که این عبارت هکاتئوس مشابه گفته‌های متعاقب ایوپلموس بود.[۹]:18

در آرتاپانوس[ویرایش]

تاریخ‌نگار یهودی آرتاپانوس از اسکندریه (قرن دومم پیش از میلاد) موسی را به عنوان قهرمانی فرهنگی و بیگانه با آیین فراعنه، به تصویر کشید. بر اساس گفته‌های جان بارکلی دین‌شناس، موسی آرتاپانوس، "سرنوشت یهودیان را رقم زد، و با شکوه شخصی، فرهنگی و نظامی خود، برای تمام مردم یهودی اعتبار کسب نمود."[۱۰]

آرتاپانوس دربارهٔ این موضوع سخن می‌گوید که موسی به چه طریق به همراه هارون به مصر برمی گردد، و زندانی می‌شود، اما به طور معجزه‌آسایی به وسیله نام یهوه فرار می‌کند تا قومش را هدایت نماید. برای گواهی بر این عمل، راهی در معبد ایزیس ایجاد شده است که یادآور آن معجزه می‌باشد. او موسی را در سن ۸۰ سالگی این گونه توصیف می‌کند: «بلند قامت، سرخ روی، با موهای سفید بلند، و باوقار». اما برخی مورخان به "طبیعت دفاعی بیشتر کارهای آرتاپانوس"[۱۱]:40 با جزئیات فراوان از کتاب مقدس، همانند ارجاع به شعیب اشاره دارند، شعیب غیر یهودی، دلاوری‌های موسی را در کمک به دخترانش تحسین می‌کند و تصمیم می‌گیرد موسی را به عنوان پسر خود معرفی نماید.[۱۱]:133

در استرابون[ویرایش]

استرابون، یک مورخ، جغرافی‌دان و فیلسوف یونانی بود که در کتاب جغرافیای خود (۲۴ میلادی)، با جزئیات دربارهٔ موسی نوشت، که در واقع او یک مصری بود که از شرایط وطنش اظهار تاسف می‌کرد، و درنتیجه مورد توجه بسیاری قرار گرفت که به خدای او روی آوردند. استرابون برای مثال می‌نویسد، موسی با به تصویر کشیدن خدا به شکل انسان یا حیوان مخالفت می‌کرد، و اعتقاد داشت که خدا ریشه‌ای است که همه چیز را در بر می‌گیرد-خشکی و دریا:[۷]:1132

۳۵. یک روحانی مصری به نام موسی، صاحب بخشی از این کشور به نام مصر پایین، از قوانین موجود در آن ناراضی بود، آن‌جا را ترک کرد و با عده اعظمی از پیروانش به یهودیه آمد. او اعلام کرد که مصریان و آفریقایی‌ها در نشان دادن خدا شبیه جانوران و گاوها سرگرم تمایلات اشتباهی هستند، همچنین یونانیان در شکل دادن به خدایانشان شبیه انسان اشتباه می‌کردند. زمین، دریا، بهشت، جهان و طبیعت اشیاء، همگی از آن خداست...
۳۶. موسی با این آموزه‌ها افراد بسیاری را متقاعد کرد که او را تا اورشلیم امروزی همراهی نمایند...[۱۲]

در نوشته‌های استروبن دربارهٔ تاریخ یهودیت آن‌گونه که درک می‌کند، او مراحل متنوعی از توسعه را توصیف کرده است: از اولین مرحله، شامل موسی و وارثانش؛ تا آخرین مرحله که "قلعه اورشلیم به وسیله هاله‌ای از تقدیس احاطه شد." قدردانی‌های مثبت و روشن استرابون دربارهٔ شخصیت موسی، از مشفقانه‌ترین نوشته‌های باستانی است."[۷]:1133 تصویر او از موسی مشابه توصیفات هکاتئوس می‌باشد که او را مردی سرآمد در هوش و شجاعت معرفی کرده است.[۷]:1133

جان اسمن مصرشناس، به این نتیجه رسیده است که استرابون مورخی بوده است که به عنوان یک یکتاپرست به ساختار دین موسی نزدیک شده بود." او تشخیص داد که "که تنها یک منبع الهی وجود دارد و هیچ تصویری نمی‌تواند او را نمایش دهد... و تنها راه دست‌یابی به این خدا، زندگی با تقوی و عادلانه است."

در تاسیتوس[ویرایش]

مورخ رومی، تاسیتوس (۵۶–۱۲۰ میلادی) با اشاره به یکتاپرستی بودن دین یهودیت و بدون تصویری روشن، به موسی اشاره می‌کند. کار اصلی او، که در آن فلسفه یهودیت را توصیف می‌کند، کتاب تاریخ او (۱۰۰ میلادی) می‌باشد، جایی که، براساس گفته‌های مورفی، درنتیجه یکتاپرستی یهودیان، اسطوره پاگانیسم شکسته شد.[۱۳] تاسیتوس بیان می‌کند که با وجود نظرات متنوع موجود در آن عصر دربارهٔ قومیت یهودیان، تمام آن‌ها به طور مشترک موافقند که یک سفر خروج از مصر وجود داشت. بر اساس گفته‌های او، فرعون باکنرانف، که از طاعون رنج می‌برد، در پاسخ به یک الهام از سوی زئوس یهودیان را تبعید نمود.

مطابق گفته‌های او، موسی و یهودیان تنها ۶ روز در بیابان سرگردان بودند و در روز هفتم به سرزمین مقدس رسیدند.[۱۴]

در لنگینوس[ویرایش]

هفتادگانی، ورژن یونانی کتاب مقدس عبری، لنگینوس را تحت تأثر قرار داد، کسی که نویسنده کتاب بزرگ نقد ادبی در عروج می‌باشد، البته نویسنده اصلی هنوز به طور قطع معلوم نیست. اما، اکثر محققان موافقند که نویسنده در عصر آگوستوس یا تیبریوس، اولین و دومین امپراتور روم زندگی می‌کرد.

نویسنده سفر پیدایش را به این شیوه نقل می‌کند، که طبیعت خدا را به روشی درخور بزرگی و خالص‌بودنش نمایان می‌سازد. اما او موسی را با نام مورد خطاب قرار نمی‌دهد، بلکه او را «قانون‌گزار یهودیان» می‌خواند. در کنار ذکر سیسرون، موسی تنها نویسنده غیر یونانی ذکر شده در این کار است، و او توصیف کرد که موسی را حتی از نویسندگان یونانی مانند هکاتئوس از اسکندریه و استریون که با احترام با او رفتار می‌کردند، بیشتر تحسین می‌نمود.[۷]:1140

در یوسفوس فلاویوس[ویرایش]

در سراسر کتاب آثار باستانی یهودیان اثر یوسفوس فلاویوس (۳۷ تا ۱۰۰ میلادی)، به موسی اشاره شده است. برای مثال کتاب هشت چ. چهار، هیکل سلیمان را توصیف می‌کند، و به عنوان اولین معبد شناخته می‌شود. در زمان تابوت عهد، در ابتدا وارد معبد تازه ساخت شد:

زمانی که سلیمان این کارها (سازه‌های بزرگ و زیبا) را به اتمام رساند، و دهش‌ها را در معبد جمع کرد، و همه این‌ها تنها در هفت سال، نشان‌دهنده ثروت و قدرت او می‌باشد... او همچنین برای حاکمان و بزرگان عبری نامه نوشت، و از همه آن‌ها دعوت کرد در اورشلیم گرد هم آیند، تا هم معبد ساخته شده را ببینند، و هم تابوت را در آن قرار دهند؛ و زمانی که این دعوت در همه جا گسترش یافت... جشن سایه‌بان‌ها نیز همزمان با آن‌ها اتفاق افتاد. عبری‌ها این جشن را مقدس‌ترین و برترین جشن خود می‌دانستند؛ لذا آن‌ها تابوت و خیمه متعلق به موسی و تمام عروقی را که برای اعطا به قربانی برای خدا بودند، حمل نمودند، و در معبد قرار دادند... اکنون در این تابوت جز دو میز سنگی که از ده فرمان محافظت می‌کند، چیز دیگری وجود ندارد. ده فرمان گفته‌های خدا با موسی در کوه سینا است که روی آن میزها حکاکی شده است...[۱۵]

به گفته فلدمن، یوسفوس به "فضایل اصلی هوش، شجاعت، میانه‌روی و عدالت" که مختص موسی بودند، اهمیتی ویژه می‌افزاید. او تقوا را به عنوان اصل پنجم، اضافه می‌کند. به علاوه، او "به علاقه موسی به تاکید بر تحمل رنج و اجتناب از رشوه‌خواری تاکید می‌کند. موسی مانند افلاطون یک مربیست."[۱۱]:130

در نومنیوس[ویرایش]

نومنیوس، فیلسوف یونانی، که اهل آپامئای سوریه بود، در طول نیمه دوم قرن دوم میلادی دست به قلم برده است. کنیس گوثری تاریخ‌نگار می نوسید، "نومنیوس شاید تنها فیلسوف شناخته‌شده یونانی باشد که زندگی موسی و عیسی را به صراحت مطالعه نموده است..."[۱۶]:194 او ذهنیت خود را توصیف می‌کند:

نومنیوس مردی جهانی بود؛ کار او تنها محدود به رازهای یونان و مصر نمی‌شود، بلکه دربارهٔ خدای برهماییان و مغ‌ها نیز سخن گفته است. این آگاهی او و استفاده از متون مقدس عبری است که او را از سایر فلاسفه یونانی متمایز می‌سازد. همان‌طور که او هومر را شاعر می‌داند، موسی را پیامبر می‌شمارد. افلاطون نیز به عنوان موسی یونان توصیف شده است.[۱۶]:101

در ژوستین شهید[ویرایش]

ژوستین شهید (۱۰۳ تا ۱۶۵ میلادی)، سنت و فیلسوف دین‌دار مسیحی، با توجه به مطالعاتی دیگر، ادعا نومنیوس را تکرار کرد. پائول باکهام روحانی، بیان کرد که موسی «بسیار قابل‌اعتماد»، ژرف‌اندیش و راستگو بود، زیرا در زمره بزرگترین فلاسفه یونانی قرار داشت.[۱۷] او از طرف ژوستین می‌گوید:

من شروع خواهم کرد، سپس، با اولین پیامبر و قانون‌گزارمان، موسی... شما باید بدانید که، تمام معلمان، حکما، شاعران، تاریخ‌شناسان، فیلسوفان، قانون‌گزاران، و از همه قدیمی‌تر، تاریخ یونان به ما نشان می‌دهند که موسی اولین معلم دینی ما بوده است.[۱۷]

بررسی تاریخ[ویرایش]

یادبود موسی، کوه نبو، اردن

سنت موسی را به عنوان قانون‌گذار و قهرمان فرهنگی بنی‌اسرائیل، می‌توان در منابع تثنویه، مربوط به قرن هفتم پادشاهی یهودا نسبت داد. موسی شاکله مرکزی مکتب تثنویه از ریشه‌های بنی‌اسرائیل را تشکیل می‌دهد. دیدگاه اصلی این است که تثنویه برپایه موادی استوار است که تاریخشان به زمان پادشاهی اسرائیل بر می‌گردد، لذا روایات کتاب مقدس برپایه سنتی است که تقریباً به قرن دهم، یا چهار قرن بعد از زندگی موسی باز می‌گردد. در مقابل، مینیمالیست‌های کتاب مقدس مانند فیلیپ دیویس و نیلز پیتر لمچ، به سفر خروج به عنوان یک داستان تخیلی می‌نگرد که در زمان هخامنشیان یا حتی قبل‌تر و بدون هیچ اشاره‌ای به موسی تاریخی، ایجاد شده است.[۱۸][۱۹]

بحث پیرامون تاریخچه خروج مدت‌هاست که بدون هیچ نتیجه قطعی، در حال ادامه است. برای مثال مان‌تو در داستانی تحریف شده که توسط یوسفوس فلاویوس بیان شده است، می‌گوید که موسی در اصل یک کشیش از دین خارج شده به نام یوزارسیف بود که جزام را در خارج از آواریس گسترش داد.

برخی پژوهش‌گران کتاب مقدس گمان می‌کنند، حتی اگر داستان‌های کتاب مقدس چیزی را که بیشتر شبیه یک فرایند تدریجی مهاجرت و پیروزی می‌باشد، به شکل اتفاقی یک دفعه‌ای به تصویر بکشند، احتمالاً در زیر سنت خروج و سینا، هسته‌ای تاریخی بتوان یافت. بنابرین اصل «برده‌داری در مصر»، شرایط تاریخی کنترل امپریالیستی پادشاهی نوین مصر بر کنعان را بعد از فتوحات رامسس دوم بازتاب می‌کند، که تحت فشار مردمان دریا و فروپاشی عصر برنز به تدریج در طول قرن ۱۲ ام کاهش یافت؛ اسرائیل فینکلشتاین به ظهور شهرک‌ها در تپه مرکزی در حدود سال ۱۲۰۰ به عنوان اولین شهرک‌های اسرائیل اشاره می‌کند.[۲۰]

یک الگوی دوره‌ای از این شهرک‌های مرتفع، مربوط به فرهنگ اطراف، پیش‌نهاد می‌کند که کنعانیان امروزی، روش زندگی کشاورزی و عشایری را ترکیب کردند. زمانی که قوانین مصری با حمله مردمان دریا فروریختند، تپه مرکزی دیگر قادر به محافظت از جمعیت عظیم عشایر نبود، لذا آن‌ها از چادرنشینی به یک‌جانشینی روی آوردند.[۲۱][نیازمند شفاف‌سازی]

اما فینکلشتاین بیان می‌کند، در کتابی که در همان زمان بسیاری از محققان «خروج» بدان اشاره می‌کردند، مصر در قله شکوه خود به سر می‌برد، و دارای مجموعه‌ای از قلعه‌ها برای محافظت از مرزها و ایستگاه‌های بازرسی به مسیر کنعان بود. این بدان معناست که خروج در مقیاس ذکر شده در تورات غیرممکن بوده است.[۲۲]

درحالی که داستان عمومی خروج و فتح سرزمین موعود ممکن است در وقایع تاریخی ریشه داشته باشد، نقش موسی به عنوان رهبر بنی‌اسرائیل در این وقایع قابل اثبات نیست.[۲۳][۲۴][۲۵][۲۶] ویلیام دور با ریشه کنعانی بنی‌اسرائیل موافق است، ولی محتمل می‌شمارد که برخی مهاجران مصری به شکل موسی در ۱۲۵۰–۱۲۰۰ فرااردن را ترک کرده باشند.[۲۷]

مارتین نورث بیان می‌کند که دو گروه مختلف وقایع خروج و سینا را تجربه کرده‌اند، و هر یک از آن‌ها مستقل از دیگری، داستان خود را انتقال داده‌اند، او می‌نویسد، "داستان کتاب مقدس عبریانی از مصر به کنعان را دنبال می‌کند که از بافنده‌ای مشترک که زمینه‌ها و سنت‌هایی مختلف را پیرامون شخصیت موسی ایجاد می‌کند، ساخته شده است."[۲۸]

«فرضیه کنیت» که در سال ۱۸۷۲ توسط کرنلیوس تیله مطرح شده است، فرض می‌کند که تصویر موسی بازتاب یک کشیش مدین از یهوه است، که دین او به وسیله کنیت، از کنعان جنوبی (ادوم، موأب، مدین) به اسرائیل گسترش یافته است. این ایده بر اساس یک سنت قدیمی (ذکر شده در کتاب داوران) است که بیان می‌کند پدر قانونی موسی یک کشیش از یهوه بود، که یادواره‌ای از ریشه مدین خدا را حفظ می‌کرد. درحالی که نقش کنیت در انتقال فرقه بسیار قابل قبول است، دیدگاه تیل دربارهٔ نقش تاریخی موسی در تحقیقات مدرن کمتر مورد حمایت قرار گرفته است.[۲۹]

ویلیام آلبرات دیدگاه مطلوب‌تری درمقابل دیدگاه مربوط به موسی دارد، اساس داستان‌های کتاب مقدس را پذیرفته، اما تأثیر قرن‌ها انتقال شفاهی و کتبی را شناسایی کرده است، که موجب به دست آوردن لایه‌های یک‌پارچگی می‌شود.[۲۸]

موسی در سنت‌های دینی[ویرایش]

یهودیت[ویرایش]

در کتب کاذبه یهودی و دسته تفاسیر خاخامی معروف به میدراش، همانند کارهای قانون شفاهی یهودی، یعنی میشنا و تلمود، داستان‌های ارزشمند و اطلاعات اضافی دربارهٔ موسی وجود دارد. همچنین موسی در سنت یهودی چندین نام مستعار دارد. میدراش، موسی را به عنوان یکی از هفت شخصیت مقدسی می‌داند که نام‌های متفاوتی داشته است.[۳۰] نام‌های دیگر موسی عبارت بودند از: یکوتهیل (به وسیله مادرش)، آوی سوکو (به وسیله دایه‌اش) و شمائیاه بن نتانل (به وسیله مردم اسرائیل).[۳۱] همچنین نام‌های تویاه (به عنوان اولین نام)، و لاوی (به عنوان نام خانوادگی)، همان،[۳۲] مچوکیک (قانون‌گزار)،[۳۳] و اهل گاو ایش[۳۴] نیز به موسی نسبت داده شده‌اند.

مورخان یهودی مانند اپولموس که در اسکندریه زندگی می‌کردند، شاهکار آموزش الفبا به فنیقی‌ها را مشابه افسانه‌های تحوت به موسی نسبت داده‌اند.[۳۵] آرتاپانوس از اسکندریه نه تنها موسی را با توث/هرمس بلکه با موسائس از آتن (که او نامش را معلم اورفئوس می‌نامد) شناسایی می‌کند، و تقسیم مصر به ۳۶ منطقه را به او منسوب می‌نماید. او نام شاهزاده‌ای را که موسی را به عنوان فرزندخوانده فرعون منسوب می‌کند، آورده است.[۳۶]

منابع قدیمی به گمان موسی و گواهی موسی اشاره دارند. در قرن نوزدهم، فردی به نام آنتونیو سریانی متنی لاتین را در میلان پیدا کرد و نامش را گمان موسی گذاشت، اگرچه این متن به گمان موسی یا بخش‌هایی از گمان که نویسنده‌های باستانی گفته بودند، ارتباط نداشت، و این ظاهراً یک گواهی است. این واقعه که نویسنده‌های باستانی گفته‌اند، همچنین در نامه یهودا ذکر شده است.

یهودیان ارتدوکس موسی را موشه رابنو، اود هاشم، آوی هانویم زیا می‌نامند. او "رهبر ما موشه"، "بنده خداً و "پدر تمام پیامبران" توصیف شده است. از دیدگاه آن‌ها، موسی نه تنها تورات بلکه نسخه (کتبی و شفاهی) و مخفی را دریافت نمود. او همچنین به عنوان بزرگترین پیامبر شناخته می‌شود.[۳۷]

فراتر از دوره‌اش، با توجه به اینکه در همه‌جا ۱۲۰ سال به عنوان بیشترین سن برای فرزندان نوح درنظر گرفته شده، یهودیان معتقدند موسی نیز ۱۲۰ سال عمر کرده است.

مسیحیت[ویرایش]

برای مسیحیان موسی –که در مقایسه با عهد عتیق بیشتر در عهد جدید مورد اشاره قرار گرفته است- همان‌طور که آموزه‌های مسیح مورد اشاره و شرح قرار گرفته است، مظهر قوانین الهی می‌باشد. نویسندگان عهد جدید اغلب برای شرح مأموریت مسیح، رفتار و گفتار او را با موسی مقایسه می‌کنند. برای مثال، در اعمال رسولان، ۷: ۳۹–۴۳، ۵۱–۵۳، طرد موسی به وسیله یهودیانی که گوساله سامری را می‌پرستیدند، با طرد عیسی به وسیله یهودیان مرتبط است.

همچنین موسی در چند پیام از عیسی به تصویر کشیده شده است. زمانی که مطابق فصل سوم انجیل یوحنا او نقودیموس فریسی را در شب ملاقات نمود، او مار برنزی موسی را که بنی اسرائیل آن را می‌دیدند و مورد درمان قرار می‌گرفتند، با مرگ و رستاخیز خود برای درمان مردم مقایسه نمود. در بخش ششم، عیسی به این ادعای مردم که موسی در صحرا برای قومش گزانگبین فراهم کرد، اینگونه پاسخ داد که او موسی نبود، بلکه خداوند بود. عیسی بیان کرد که او به دست خدا غذای مردم را فراهم نموده است.

موسی، به همراه الیاس، در هر سه تغییر عیسی، در انجیل متی ۱۷، انجیل مرقیس ۹، و انجیل لوقا ۹، او را مشاهده نمود. مسیحیان بعدی تشابه‌های فراوان دیگری بین زندگی موسی و عیسی پیدا کردند، به قدری که عیسی به عنوان دومین موسی شناخته شد. برای مثال فرار مسیح از کشتار بی‌گناه (نقاشی)/کشتار توسط هیرودیس در بیت لحم مشابه فرار موسی از کشتار نوزادان عبری توسط فرعون می‌باشد. این تشابهات، برخلاف آن‌هایی که در بالا مورد اشاره قرار گرفته‌اند، در کتاب مقدس بیان نگشته‌اند. این مقاله را در نوع‌شناسی (الهیات) مشاهده کنید.

ارتباط او با مسیحیت مدرن کاهش نیافته است. برخی کلیساها موسی را یک قدیس می‌خوانند؛ و در تقویم مربوطه قدیس‌های کلیسای ارتدوکس شرقی، کلیسای کاتولیک و کلیساهای لوتریانی در ۴ سپتامبر به عنوان یک پیامبر برایش جشن می‌گیرند.[۳۸] در تقویم قدیسان کلیسای آپوستولیک ارمنی، در ۳۰ ژوئیه به عنوان پدر مقدس برایش جشن می‌گیرد.

مورمونیسم[ویرایش]

اعضای کلیسای عیسی مسیح (به طور محاوره‌ای به مورمون‌ها مشهورند) در حالت عمومی موسی را به دید سایر مسیحیان می‌نگرند. اما، علاوه بر قبول توانایی‌های مقدس موسی، مورمون‌ها شامل گزیده‌ای از کتاب موسی به عنوان بخشی از کتاب مقدسشان می‌باشند.[۳۹] اعتقاد بر این است که این کتاب ترجمه نوشته‌های موسی بوده و در مروارید گران‌قیمت (مورمونیسم) آمده است.[۴۰]

قدیسان بعدی به طور منحصر به فرد معتقدند که موسی بدون مرگ پا به بهشت گذاشته است. به علاوه، جوزف اسمیت و الیور کودری بیان کردند که در ۳ آوریل ۱۸۳۶، موسی را در معبد کریتلند دیده‌اند.[۴۱]

اسلام[ویرایش]

موسی بیش از هر شخص دیگری در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است و زندگی اش بیش از هر پیامبر دیگری نقل و بازگو شده است.[۴۲] در حالت عمومی، موسی مشابه محمد پیامبر اسلام است[۴۳] و «شخصیت او برخی از موضوعات اصلی دین اسلام را نمایش می‌دهند»، از جمله «دستور اخلاقی که ما باید خود را تسلیم خدا کنیم.»

موسی در قرآن هم به عنوان نبی و هم به عنوان رسول توصیف شده است، رسول نشان می‌دهد که او یکی از آن پیامبرانی بود که کتاب مقدس و قانون را برای مردم آورد.

هوستون اسمیت (۱۹۹۱)، ملاقاتی بین موسی و محمد را توصیف می‌کند. او بیان می‌دارد یکی از رویدادهای مهم زندگی محمد و در نتیجه مسلمانان ۵ وعده نماز روزانه است که ناشی از او می‌باشد.[۴۴]

موسی ۵۰۲ بار در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است؛ آیاتی که به موسی اشاره دارند عبارتند از: بقره ۴۹ تا ۶۱، الاعراف ۱۰۳ تا ۱۶۰، یونس ۷۵ تا ۹۳، اسراء ۱۰۱ تا ۱۰۴، طه ۹ تا ۹۷، الشعرا ۱۰ تا ۶۶، النمل ۷ تا ۱۴، قصص ۳ تا ۴۶، زخرف ۴۶ تا ۵۵، دخان ۱۷ تا ۳۱ و نازعات ۱۵ تا ۲۵ و بسیاری دیگر. اکثر رویدادهای مهم زندگی موسی که در کتاب مقدس نقل شده‌اند، به طور پراکنده در سوره‌های قرآن یافت می‌شوند، فقط داستان حضرت خضر و موسی در کتاب مقدس وجود ندارد.[۴۲]

درواقع، در قرآن در روایات متعددی به موسی و بنی اسراییل اشاره شده است.[۴۵]همچنین امام زمان نیز از جهت نجات دادن مظلومان و مستضعفان به موسی تشبیه شده است.[۴۶]

در داستان‌های مربوط به قرآن، خدا به یوکابد دستور می‌دهد تا موسی را در یک قایق کوچک قرار دهد و او را روانه نیل کند، بنابرین او موسی را به طور کامل به خداوند سپرد.[۴۲][۴۷] آسیه همسر فرعون (نه دخترش)، او را شناور در آب یافت. او فرعون را متقاعد کرد که او را به فرزندی بپذیرند، زیرا هیچ فرزند دیگری نداشتند.

قرآن بر مأموریت موسی برای دعوت فرعون به سوی خدا[۴۸] و نجات بنی‌اسرائیل[۴۲][۴۹] تأکید دارد. براساس قرآن، موسی بنی‌اسرائیل را به ورود به کنعان دعوت نمود، اما آن‌ها علاقه‌ای به جنگ با کنعانیان نداشتند، و از شکست خوردن می‌هراسیدند. موسی از خدا طلب بخشش نمود و عنوان کرد که او و برادرش هارون از بنی‌اسرائیل سرکش به دورند.[۵۰]

براساس سنت اسلامی، موسی در مقام نبی موسی در اریحا به خاک سپرده شده است.

موسی درآیات قرآن[ویرایش]

[۵۱]

بهائیت[ویرایش]

در بهائیت، موسی رساننده پیام حق است که به اندازه آن‌هایی که در سایر دوران‌ها ارسال شده‌اند، معتبر می‌باشد.[۵۲] یکی از القاب موسی در بهائیت، «کلیم‌الله» می‌باشد.[۵۳] موسی به عنوان هموار کننده راه بهاء‌الله و وحی نهایی‌اش، و معلم حقیقت توصیف شده است، که آموزه‌هایش درخور مردم دوران خود بوده است.[۵۴]

پذیرش‌های مدرن[ویرایش]

ادبیات[ویرایش]

رمان الواح قانون از توماس من، روایت‌کننده داستان خروج از مصر است که شخصیت اصلی آن موسی می‌باشد.

در فروید[ویرایش]

زیگموند فروید در آخرین کتاب خود، موسی و یکتاپرستی در سال ۱۹۳۹، بدیهی دانست که موسی یک اشراف‌زاده مصری و پیرو یکتاپرستی آخناتون بود. به دنبال تئوری مطرح شده توسط منتقدان امروزی، فروید اعتقاد دارد که موسی در صحرا به قتل رسید، و حس جمعی پدرکشی که همواره در قلب یهودیان قرار داشت، ایجاد شد. او نوشت، «یهودیت آیین پدر و مسیحیت آیین پسر شده بود.» ریشه مصری موسی و پیام‌هایش مورد توجه پژوهش‌گران فراوانی قرار گرفته است.[۵۵]

بر خلاف این دیدگاه، آیین موسی در تمام جنبه‌ها به جز ویژگی اصلی، یعنی پرستش خدای یگانه، با آیین آتون‌پرستی مختلف است،[۵۶] البته این موضوع برای مثال در مناجات بزرگ با آتن و مزامیر ۱۰۴ به طور گسترده‌ای مورد بحث قرار گرفته است.[۵۷][۵۸] تفسیر فروید از موسی تاریخی این است که او بین تاریخ‌نگاران مورد قبول واقع نشده است، و بسیاری به صورت شبه‌تاریخی به او می‌نگرند.[۵۹]

نقد[ویرایش]

در اواخر قرن ۱۸ ام، توماس پین دادارباور در کتاب عصر خرد دربارهٔ مدت قوانین موسی اظهار نظر نموده، و اینگونه بیان کرده است که "شخصیت موسی، همانطور که در کتاب مقدس ذکر شده، بسیار ترسناک است."[۶۰] او برای اثبات این موضوع به یکی از داستان‌های کتاب مقدس اشاره می‌کند. در قرن ۱۹ام، رابرت اینگرسول ندانم‌گرا نوشت "... که تمام این ندانم‌کاری‌ها، بدنامی‌ها، سنگ‌دلی‌ها و کارهای زشت که در کتب پنجگانه عهد عتیق ذکر شده‌اند، سخنان خداوند نیستند، بلکه، آن‌ها اشتباهات موسی می‌باشند."[۶۱] در قرن بیست و یکم، ریچارد داوکینز خدا ناباور، با توجه به روایتی از کتاب مقدس، به نتیجه رسید که، "نه، موسی الگویی برای اخلاق مدرن نیست."[۶۲]

هنر تجسمی[ویرایش]

موسی به دلیل قانون‌گزار بودن، در چند ساختمان دولتی در ایالات متحده به تصویر کشیده شده است. در کتابخانه ملی کنگره آمریکا یک مجسمه بزرگ از موسی در کنار مجسمه پولس قرار گرفته است. موسی یکی از ۲۳ قانون‌گزاریست که نقش‌برجسته مرمریاش در تالار مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا در کاخ کنگره قرار دارد. سایر ۲۲ قانون‌گزار رو به سمت موسی هستند که تنها نقش‌برجسته روبه‌جلوست.[۶۳][۶۴]

مجمه موسی اثر میکل آنژ

موسی هشت بار در کنده‌کاری حلقه سقف تالار بزرگ دیوان عالی نمایان شده است. تصویر او همراه تصویر سایر چهره‌های قدیمی مانند سلیمان، زئوس خدای یونانیان، و مینرو الهه عقل و هنر رومیان می‌باشد. سنگ‌فرش شرقی ساختمان دیوان عالی موسی را درحالی نمایش می‌دهد که دو لوح در دست دارد. این لوح‌ها ده فرمان حک شده بر درهای بلوطی دادگاه را نمایان می‌سازند، که به وسیله چهارچوب‌های برنزی احاطه شده‌اند. یک تصویر بحث برانگیز درست در بالای سر رئیس عدالت قرار گرفته است. در مرکز مجسمه ۴۰ فوتی اسپانیایی لوحی قرار دارد که اعداد رومی ۱ تا ۱۰ را با برخی اعداد مخفی نشان می‌دهد.[۶۵]

مجسمه میکل‌آنژ[ویرایش]

مجسمه موسی اثر میکل آنژ در کلیسای سن پیترو در وینکولی رم، یکی از شاهکارهای جهانیست. شاخ‌های بالای سر مجسمه موسی حاصل ترجمه غلط کتاب مقدس از عبری به کتاب مقدس ولگاته لاتین است. معنی واژه استعمال شده از کتاب خروج «شاخ» یا «تابش» می‌باشد. تحقیقات مؤسسه باستان‌شناسی آمریکا نشان می‌دهد که این واژه زمانی مورد استفاده قرار گرفت که موسی "بعد از دیدن شکوه ایزدی به سمت افرادش برگشت،" و چهره‌اش "تابان گشت."[۶۶] در آثار هنری اخیر یهودی اغلب تابش‌هایی از سر موسی خارج می‌شود.[۶۷]

یک نویسنده دیگر توضیح می‌دهد، "زمانی که سنت جروم عهد عتیق را به لاتین ترجمه کرد، فکر کرد که هیچ‌کس جز مسیح نباید پرتو نور تابش کند؛ لذا از ترجمه دوم استفاده نمود."[۶۸][۶۹] اما استیفن لنگ اشاره می‌کند که نسخه جروم موسی را با "تابش‌های شبیه به شاخ" توصیف کرد ولی بطور ناشیانه آن گونه ترجمه کرد که گویا شاخ دارد.[۷۰][۷۱] او همچنین اشاره کرد که به گفته جروم موسی بر روی یک تخت پادشاهی تکیه زده بود، در حالی که موسی نه پادشاه بوده و نه هرگز روی چنین تختی نشده بود.[۷۲][۷۳]

فیلم و تلویزیون[ویرایش]

موسی در فیلم صامت ده فرمان به کارگردانی دومیل، در سال ۱۹۲۳ به بازیگری تئودور روبرتز، در نقش او، به تصویر کشیده شد. در فیلم دیگری با همین نام، یعنی ده فرمان به کارگردانی سیسیل ب دومیل در سال ۱۹۵۶ با بازی چارلتون هستون به موسی پرداخته شده است. در سال ۲۰۰۶ نیز یک سریالی تلویزیونی با نام ده فرمان تولید شد.

برت لنکستر در سریال چند قسمتی موسی قانون‌گزار نقش موسی را بازی کرد. در فیلم تاریخ جهان، قسمت ۱، مل بروکس نقش موسی را بازی کرده است.[۷۴] بین کینگزلی در انیمیشن ده فرمان محصول سال ۲۰۰۷ گوینده است.

در انیمیشن شاهزاده مصر از محصولات شرکت دریم‌ورکس در سال ۱۹۹۸، موسی شخصیت اصلی است. گوینده نقش موسی ال کیلمر می‌باشد.[۷۵]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

ترجمه از ویکی‌پدیا انگلیسی

  1. خروج ۷: ۷
  2. تثنیه ۳۴: ۷
  3. اعداد ۲۷: ۱۸
  4. Dozeman 2009, p. ۸۱–۸۲.
  5. Van Seters 2004, p. ۱۹۴.
  6. Ska 2009, p. ۲۶۰.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ ۷٫۴ Shmuel, Safrai, M. Stern (ed) The Jewish People in the First Century, Van Gorcum Fortress Press (1976)
  8. Hammer, Reuven. The Classic Midrash: Tannaitic Commentaries on the Bible, Paulist Press (1995) p. 15
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ Droge, Arthur J. Homer or Moses?: Early Christian Interpretations of the History of Culture, Mohr Siebeck (1989)
  10. Barclay, John M. G. Jews in the Mediterranean diaspora: from Alexander to Trajan (323 BCE - 117 CE), University of California Press (1996) p. 130
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ Feldman, Louis H. Josephus's Interpretation of the Bible, University of California Press (1998)
  12. Strabo. The Geography of Strabo, XVI 35, 36, Translated by H.C. Hamilton and W. Falconer, pp. 177-178,
  13. Tacitus, Cornelius. The works of Cornelius Tacitus: With an essay on his life and genius by Arthur Murphy, Thomas Wardle Publ. (1842) p. 499
  14. Tacitus, Cornelius. Tacitus, The Histories, Volume 2, Book V. Chapters 5, 6 p. 208.
  15. Josephus, Flavius. The works of Flavius Josephus: Comprising the Antiquities of the Jews, trans. by William Whiston, (1854) Book VIII, Ch. IV, pp. 254-255
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ Guthrie, Kenneth Sylvan. Numenius of Apamea: The Father of Neo-Platonism, George Bell & Sons (1917)
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ Blackham, Paul; ed. Paul Louis Metzger. Trinitarian Soundings in Systematic Theology, in essay: "The Trinity in the Hebrew Scriptures", Continuum International Publ. Group (2005) p. 39
  18. Stead, Michael R.; John W. Raine (2009). The Intertextuality of Zechariah 1-8: Ideals and Realities. T. & T.Clark Ltd. p. 42. ISBN 978-0-567-29172-1. 
  19. Meyers, Carol (2005). Exodus. Cambridge University Press. p. 3. ISBN 978-0-521-00291-2. 
  20. I Finkelstein and N. Na'aman, eds. , From Nomadism to Monarchy (Jerusalem: Israel Exploration Society, 1994)
  21. Finkelstein, Israel and Silberman, Neil Asher (2001). The Bible Unearthed. New York: Free Press. ISBN 0-684-86912-8. 
  22. Finkelstein, Israel and Silberman, Neil Asher (2001). The Bible Unearthed. New York: Free Press. ISBN 0-684-86912-8.
  23. Who Were the Early Israelites? by William G. Dever (William B. Eerdmans Publishing, Grand Rapids, MI, 2003)
  24. The Bible Unearthed by Neil Asher Silberman and Israel Finkelstein (Simon and Schuster, New York, 2001)
  25. "''False Testament''by Daniel Lazare (Harper's Magazine, New York, May 2002)". Harpers.org. Retrieved 2010-10-11. 
  26. "Archaeology and the Hebrew Scriptures". 
  27. Dever, William G. (2002). What Did the Biblical Writers Know and When Did They Know It?. Wm. B. Eerdmans Publishing Company. ISBN 0-8028-2126-X. 
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ "Moses." Encyclopædia Britannica. 2007. Encyclopædia Britannica Online
  29. DDD (1999:911).
  30. Midrash Rabbah, Ki Thissa, XL. 3-3, Lehrman, P.463
  31. Yalkut Shimoni, Shemot 166 to Chronicles I 4:18, 24:6; also see Vayikra Rabbah 1:3; Chasidah p.345
  32. Rashi to Bava Batra 15s, Chasidah p.345
  33. Bava Batra 15a on Deuteronomy 33:21, Chasidah p.345
  34. Rashi to Berachot 54a, Chasidah p.345
  35. Eusebius, Præparatio Evangelica ix. 26
  36. Eusebius, l.c. ix. 27
  37. "Judaism 101: Moses, Aaron and Miriam". Jewfaq.org. Retrieved 2010-03-02. 
  38. Great Synaxaristes: (یونانی) Ὁ Προφήτης Μωϋσῆς. 4 Σεπτεμβρίου. ΜΕΓΑΣ ΣΥΝΑΞΑΡΙΣΤΗΣ.
  39. Skinner, Andrew C. (1992), "Moses", in Ludlow, Daniel H, Encyclopedia of Mormonism, New York: Macmillan Publishing, pp. 958–959, ISBN 0-02-879602-0, OCLC 24502140 
  40. Taylor, Bruce T. (1992), "Book of Moses", in Ludlow, Daniel H, Encyclopedia of Mormonism, New York: Macmillan Publishing, pp. 216–217, ISBN 0-02-879602-0, OCLC 24502140 
  41. The Doctrine and Covenants 110:11
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ ۴۲٫۲ ۴۲٫۳ Annabel Keeler, "Moses from a Muslim Perspective", in: Solomon, Norman; Harries, Richard; Winter, Tim (eds.), [[Qur'an&source=gbs_search_s&cad=4&sig=ACfU3U1sEssZMSZaPhSSlzCosLopQbDrOQ#PPA55,M1 Abraham's children: Jews, Christians, and Muslims in conversation, by. T&T Clark Publ. (2005), pp. 55 - 66.
  43. Keeler (2005) describes Moses from the Muslim perspective:
    ”Among prophets, Moses has been described as the one ‘whose career as a messenger of God, lawgiver and leader of his community most closely parallels and foreshadows that of Muhammad’, and as ‘the figure that in the Koran was presented to Muhammad above all others as the supreme model of saviour and ruler of a community, the man chosen to present both knowledge of the one God, and a divinely revealed system of law’. We find him clearly in this role of Muhammad’s forebear in a well-known tradition of the miraculous ascension of the Prophet, where Moses advises Muhammad from his own experience as messenger and lawgiver. ”
  44. Smith, Huston. [[smith[[religion&ei=l7_lS4niMo7ylQTQxOXFCQ&cd=2#v=onepage&q=crucial%20events%20Muhammad's%20life&f=false The world's religions HarperCollins, (1991) p. 245
  45. «بررسی تطبیقی جایگاه موسی (ع) در قرآن و تورات». مجله نامه الهیات. بازبینی‌شده در ۱۷ مه ۲۰۱۴. 
  46. «شباهت امام عصر (عج) و حضرت موسی (ع)». فارس. بازبینی‌شده در ۱۷ مه ۲۰۱۴. 
  47. [قرآن قصص ۷]
  48. [قرآن نازعات ۱۷]
  49. [قرآن طه ۴۷]
  50. [قرآن مائده ۲۰]
  51. 103تا171اعراف-9تا101طه-3تا50قصص-75تا95یونس-40تا93بقره-153تا161نسا-20تا26مائده-5تا17ابراهیم-60تا82کهف-101تا104اسرا-7تا14نمل-35و36فرقان-51تا53مریم-23تا29غآفر-37تا48غآفر-45تا49مومنون-114تا122صافات-10تا68شعرا-15تا26نازعات-46تا56زخرف-17تا36دخان-37تا42ذاریات-124نحل-2تا8اسرا-163اعراف-58بقره-16تا20جاثیه-41تا46قمر-9تا12حاقه-5صف
  52. Historical Context of the Bábi and Bahá'í Faiths
  53. Paradise and Paradigm: Key Symbols in Persian Christianity and the Baháí̕ Faith, Christopher Buck - 1999
  54. The Bahá'í: The Religious Construction of a Global Identity - Page 256, Michael McMullen - 2000
  55. Assmann, Jan (1997). Moses the Egyptian: The Memory of Egypt in Western Monotheism. Harvard University Press. ISBN 0-674-58738-3.  See also Y. Yerushalmi's monograph on Freud's Moses.
  56. "Order of the Aten Temple". 
  57. Jan Assmann, op. cit.
  58. Atwell, James E. (2000). "An Egyptian Source for Genesis 1". Journal of Theological Studies 51 (2): 441–477. doi:10.1093/jts/51.2.441. 
  59. Bernstein, Richard J. (1998). Freud and the Legacy of Moses. New York: Cambridge University Press. ISBN 0-521-63096-7. 
  60. Thomas Paine The Age of Reason part II, 1796
  61. Robert G. Ingersoll, Some Mistakes of Moses chapter XXIX
  62. Robert G. Ingersoll, Some Mistakes of Moses chapter XXIX
  63. "Relief Portraits of Lawgivers: Moses. Architect of the Capitol". Aoc.gov. 2009-02-13. Retrieved 2010-03-02. 
  64. "Courtroom Friezes: North and South Walls: Information Sheet." Supreme Court of the United States. [۱]
  65. "In the Supreme Court itself, Moses and his law on display" Religion News Service
  66. MacLean, Margaret. (ed) Art and Archaeology, Vol. VI, Archaeological Institute of America (1917) p. 97
  67. MacLean, Margaret. (ed) Art and Archaeology, Vol. VI, Archaeological Institute of America (1917) p. 97
  68. Thomason, Dustin; Caldwell, Ian (2005). The Rule of Four. New York: Random House. p. 151. ISBN 0-440-24135-9. 
  69. Gross, Kenneth (2005). The Dream of the Moving Statue. Ithaca, NY: Cornell Univ. Press. p. 245. ISBN 0-271-02900-5. 
  70. Thomason, Dustin; Caldwell, Ian (2005). The Rule of Four. New York: Random House. p. 151. ISBN 0-440-24135-9. 
  71. Gross, Kenneth (2005). The Dream of the Moving Statue. Ithaca, NY: Cornell Univ. Press. p. 245. ISBN 0-271-02900-5. 
  72. Thomason, Dustin; Caldwell, Ian (2005). The Rule of Four. New York: Random House. p. 151. ISBN 0-440-24135-9. 
  73. Gross, Kenneth (2005). The Dream of the Moving Statue. Ithaca, NY: Cornell Univ. Press. p. 245. ISBN 0-271-02900-5. 
  74. "History of the World: Part I". 
  75. "Prince of Egypt". 
  • عاطف الزین، سمیح، داستان پیامبران علیهم السلام در قرآن، ترجمه علی چراغی، اول، تهران: ذکر، ۱۳۸۰، ISBN 964-307-163-4
  • کتاب مقدس عهد عتیق و عهد جدید، ترجمه فاضل خان همدانی، ویلیام گلن، هنری مرتن، تهران: اساطیر، ۱۳۷۹، ISBN 964-331-068-X
For other uses, see Moses (disambiguation).
Moses
Moses041.jpg
Moses and the tablets of law by Jusepe de Ribera.
Born c. 1400 B.C.E
Goshen, Lower Egypt
Died c. 1201 B.C.E
Mount Nebo, Moab
Nationality Israelite
Other names משה רבנו (Moses our Rabbi), Moshe
Known for Prophet
Spouse(s)

Zipporah

Cushite woman [1]
Children Gershom
Eliezer
Parent(s) Amram (father)
Jochebed (mother)
Relatives Aaron (brother)
Miriam (sister)

Moses (/ˈmzɪz, -zɪs/;[2] Hebrew: מֹשֶׁה‎, Modern Moshe Tiberian Mōšéh ISO 259-3 Moše; Syriac: ܡܘܫܐMoushe; Arabic: موسىMūsā; Greek: Mωϋσῆς Mōÿsēs in both the Septuagint and the New Testament) is a prophet in Abrahamic religions. According to the Hebrew Bible, he was a former Egyptian prince who later in life became a religious leader and lawgiver, to whom the authorship of the Torah is traditionally attributed. Also called Moshe Rabbenu in Hebrew (מֹשֶׁה רַבֵּנוּ, lit. "Moses our Teacher"), he is the most important prophet in Judaism.[3][4] He is also an important prophet in Christianity, Islam, Baha'ism as well as a number of other faiths.

According to the Book of Exodus, Moses was born in a time when his people, the Israelites, an enslaved minority, were increasing in numbers and the Egyptian Pharaoh was worried that they might ally with Egypt's enemies.[5] Moses' Hebrew mother, Jochebed, secretly hid him when the Pharaoh ordered all newborn Hebrew boys to be killed in order to reduce the population of the Israelites. Through the Pharaoh's daughter (identified as Queen Bithia in the Midrash), the child was adopted as a foundling from the Nile river and grew up with the Egyptian royal family. After killing an Egyptian slavemaster (because the slavemaster was smiting a Hebrew to death), Moses fled across the Red Sea to Midian, where he encountered the God of Israel speaking to him from within a "burning bush which was not consumed by the fire" on Mount Horeb (which he regarded as the Mountain of God).

God sent Moses back to Egypt to demand the release of the Israelites from slavery. Moses said that he could not speak with assurance or eloquence,[6] so God allowed Aaron, his brother, to become his spokesperson. After the Ten Plagues, Moses led the Exodus of the Israelites out of Egypt and across the Red Sea, after which they based themselves at Mount Sinai, where Moses received the Ten Commandments. After 40 years of wandering in the desert, Moses died within sight of the Promised Land.

Rabbinical Judaism calculated a lifespan of Moses corresponding to 1391–1271 (120 years) BCE;[7] Jerome gives 1592 BCE,[8] and James Ussher 1571 BCE as his birth year.[9][a] Moses may have flourished during c. 1400 BCE-C.1201 BCE.[12]

The current scholarly consensus is that Moses is a legendary figure and not a historical person.[13]

Name

The Biblical account of Moses' birth provides him with a folk etymology to explain the ostensible meaning of his name.[14][15] He is said to have received it from Pharaoh's daughter: "he became her son. She named him Moses (Moshe), saying, "I drew him out (meshitihu) of the water."[16][17] This explanation links it to a verb, mashah, meaning "to draw out", which makes the Pharaoh's daughter's declaration a play on words.[17][18] The princess made a grammatical mistake which is prophetic of his role in the future life, as someone who will "draw the people of Israel out of Egypt through the waters of the Red Sea."[19]

Several etymologies have been proposed. An Egyptian root msy, 'child of', has been considered as a possible etymology, arguably an abbreviation of a theophoric name, as for example in Egyptian names like Thutmoses (Thoth created him) and Ramesses (Ra created him),[14] with the god's name omitted. Another hypothesis would link it to an Egyptian word "to conceive". Abraham Yahuda, based on the spelling given in the Tanakh, argues that it combines 'water' or 'seed' and 'pond, expanse of water', thus yielding the sense of 'child of the Nile' (mw-še).[20]

The pun on his name in the Tanakh led to speculation in later Jewish tradition. The Hebrew etymology in the Biblical story may reflect an attempt to cancel out traces of Moses's Egyptian origins.[19] The Egyptian character of his name was recognized as such by ancient Jewish writers like Philo of Alexandria and Josephus.[19] Philo linked Mōēsēs (Μωησής) to the Egyptian(Coptic) word for water (mou/μῶυ), while Josephus, in his Antiquities of the Jews claimed that the second element, -esês, meant 'those who are saved'. The problem of how an Egyptian princess, known to Josephus as Thermutis (identified as Tharmuth)[17] and in later Jewish tradition as Bithiah,[21] could have known Hebrew puzzled medieval Jewish commentater like Abraham ibn Ezra and Hezekiah ben Manoah, known also as Hizkuni. Hizkuni suggested she either converted or took a tip from Jochebed.[22][23]

Biblical narrative

Moses rescued from the Nile, 1638, by Nicolas Poussin

Prophet and deliverer of Israel

Moses before the Pharaoh, a 6th-century miniature from the Syriac Bible of Paris
Moses strikes water from the stone, by Francesco Bacchiacca
Moses holding up his arms during the battle, assisted by Aaron and Hur; painting by John Everett Millais
Moses surveys Canaan from West of the Jordan, 1909 illustration

The Israelites had settled in the Land of Goshen in the time of Joseph and Jacob, but a new pharaoh arose who oppressed the children of Israel. At this time Moses was born to his father Amram, son of Kohath the Levite, who entered Egypt with Jacob's household; his mother was Jochebed (also Yocheved), who was kin to Kohath. Moses had one older (by seven years) sister, Miriam, and one older (by three years) brother, Aaron.[b]

Pharaoh had commanded that all male Hebrew children born be drowned in the river Nile, but Moses' mother placed him in an ark and concealed the ark in the bulrushes by the riverbank, where the baby was discovered and adopted by Pharaoh's daughter. One day after Moses had reached adulthood he killed an Egyptian who was beating a Hebrew. Moses, in order to escape Pharaoh's death penalty, fled to Midian (a desert country south of Judah).

There, on Mount Horeb, God revealed to Moses his name YHWH (probably pronounced Yahweh) and commanded him to return to Egypt and bring his Chosen People (Israel) out of bondage and into the Promised Land (Canaan).[25] Moses returned to carry out God's command, but God caused Pharaoh to refuse, and only after God had subjected Egypt to ten plagues did Pharaoh relent. Moses led the Israelites to the border of Egypt, but there God hardened Pharaoh's heart once more, so that he could destroy Pharaoh and his army at the Red Sea Crossing as a sign of his power to Israel and the nations.

From Egypt, Moses led the Israelites to Mount Sinai, where he was given ten commandments from God, written on stone tablets. However, since Moses remained a long time on the mountain, some of the people feared that he might be dead, so they made a golden statue of a calf and worshipped it, thus disobeying and angering God and Moses. Moses, out of anger, broke the tablets, and later ordered the elimination of those who had worshipped the golden statue, which was melted down and fed to the idolaters. He also wrote the ten commandments on a new set of tablets. Later at Mount Sinai, Moses and the elders entered into a covenant, by which Israel would become the people of YHWH, obeying his laws, and YHWH would be their god. Moses delivered laws of God to Israel, instituted the priesthood under the sons of Moses' brother Aaron, and destroyed those Israelites who fell away from his worship. In his final act at Sinai, God gave Moses instructions for the Tabernacle, the mobile shrine by which he would travel with Israel to the Promised Land.

From Sinai, Moses led the Israelites to the Desert of Paran on the border of Canaan. From there he sent twelve spies into the land. The spies returned with samples of the land's fertility, but warned that its inhabitants were giants. The people were afraid and wanted to return to Egypt, and some rebelled against Moses and against God. Moses told the Israelites that they were not worthy to inherit the land, and would wander the wilderness for forty years until the generation who had refused to enter Canaan had died, so that it would be their children who would possess the land.

When the forty years had passed, Moses led the Israelites east around the Dead Sea to the territories of Edom and Moab. There they escaped the temptation of idolatry, received God's blessing through Balaam the prophet, and massacred the Midianites, who by the end of the Exodus journey had become the enemies of the Israelites. Moses was twice given notice that he would die before entry to the Promised Land: in Numbers 27:13, once he had seen the Promised Land from a viewpoint on Mount Abarim, and again in Numbers 31:1 once battle with the Midianites had been won.

On the banks of the Jordan, in sight of the land, Moses assembled the tribes. After recalling their wanderings he delivered God's laws by which they must live in the land, sang a song of praise and pronounced a blessing on the people, and passed his authority to Joshua, under whom they would possess the land. Moses then went up Mount Nebo to the top of Pisgah, looked over the promised land of Israel spread out before him, and died, at the age of one hundred and twenty. More humble than any other man (Num. 12:3), "there hath not arisen a prophet since in Israel like unto Moses, whom YHWH knew face to face" (Deuteronomy 34:10). The New Testament states that after Moses' death, Michael the Archangel and the devil disputed over his body (Jude 1:9).

A Russian Orthodox icon of the prophet Moses, gesturing towards the burning bush; 18th-century (Iconostasis of Transfiguration Church, Kizhi Monastery, Karelia, Russia)
Moses lifts up the brass serpent, curing the Israelites from poisonous snake bites in a painting by Benjamin West

Lawgiver of Israel

William Blake's "Moses Receiving the Law"
Death of Moses by Alexandre Cabanel

Moses is honoured among Jews today as the "lawgiver of Israel", and he delivers several sets of laws in the course of the four books. The first is the Covenant code, Exodus 19–24, the terms of the covenant which God offers to Israel at the foot of Sinai. Embedded in the covenant are the Decalogue (the Ten Commandments, Exodus 20:1–17) and the Book of the Covenant (Exodus 20:22–23:19).[26] The entire Book of Leviticus constitutes a second body of law, the Book of Numbers begins with yet another set, and the Book of Deuteronomy another.

Moses has traditionally been regarded as the author of those four books and the Book of Genesis, which together comprise the Torah, the first and most revered section of the Jewish Bible.

Historicity

The current scholarly consensus is that Moses is a figure of legend, not of history.[13] Some scholars, like Frank Cross, consider it possible that a "Moses group" might have made a transit along the route from Egypt to Edom around the 13th-12th centuries.[27] No Egyptian sources mention Moses or the events of Exodus-Deuteronomy, nor has any archaeological evidence been discovered in Egypt or the Sinai wilderness to support the story in which he is the central figure.[28] The story of his being placed in a wicker basket covered with tar and pitch and left among reeds on the waters of the Nile (Exodus 2:3) picks up a familiar motif in Near Eastern mythological accounts of the ruler who rises from humble origins. Thus Sargon of Akkad's Sumerian account of his origins runs;

My mother, the high priestess, conceived; in secret she bore me

She set me in a basket of rushes, with bitumen she sealed my lid

She cast me into the river which rose over me.[29]
Memorial of Moses, Mount Nebo, Jordan

The tradition of Moses as a lawgiver and culture hero of the Israelites may go back to the 7th-century sources of the Deuteronomist, which might conserve earlier traditions. Kenneth Kitchen, a solitary voice among British Egyptologists,[30] argues that there is an historic core behind the Exodus, with Egyptian corvée labour exacted from Hebrews during the imperialist control exercised by the Egyptian Empire over Canaan from the time of the Thutmosides down to the revolt against Merenptah and Rameses III.[31] William Albright believed in the essential historicity of the biblical tales of Moses and the Exodus, accepting however that the core narrative had been overlaid by legendary accretions.[32] Biblical minimalists such as Philip R. Davies and Niels Peter Lemche regard all biblical books, and the stories of an Exodus, united monarchy, exile and return as fictions composed by a social elite in Yehud in the Persian period or even later, the purpose being to legitimize a return to indigenous roots.[33]

Despite the imposing fame associated with Moses, no source mentions him until he emerges in texts associated with the Babylonian exile.[32] A theory developed by Cornelius Tiele in 1872, which had proved influential, and still held in regard by modern scholars, argued that Yahweh was a Midianite god, introduced to the Israelites by Moses, whose father-in-law Jethro was a Midianite priest.[34] It was to such a Moses that Yahweh reveals his real name, hidden from the Patriarchs who knew him only as El Shaddai,[35] Against this view is the modern consensus that most of the Israelites were native to Palestine.[36] Martin Noth argued that the Pentateuch uses the figure of Moses, originally linked to legends of a Transjordan conquest, as a narrative bracket or late redactional device to weld together 4 of the 5, originally independent, themes of that work.[32][37] Manfred Görg,[38] and Rolf Krauss[39] the latter in a somewhat sensationalist manner,[40] have suggested that the Moses story is a distortion or transmogrification of the historical pharaoh Amenmose (ca. 1200 BCE), who was dismissed from office and whose name was later simplified to msy (Mose). Aidan Dodson regards this hypothesis as "intriguing, but beyond proof."[41]

The Exodus narrative, which in traditional chronology begins with the impossible date of 1496 BCE,[42] itself has resisted numerous attempts to verify it or ground it in archaeological digs, which have been abandoned as a "fruitless pursuit," since the evidence points to an indigenous origin for Israelites.[43] Attempts to locate the yam sūp (Reed sea/Red Sea) as described in Exodus have failed.[44] The figure of 600,000 adult males described in Exodus 12:37, or 603,550 at Exodus 38:26, would imply a total population of Israelites in flight through the desert for 40 years of 2 to 2.5 million people, when the total population of Egypt at the time was 3 to 4.5 million. Had such a catastrophic demographic outflow taken place, it would have been recorded in Egyptian writings.[42][44][45][46][47]

The name King Mesha of Moab has been linked to that of Moses:Mesha also is associated with narratives of an exodus and a conquest, and several motifs in stories about him are shared with the Exodus tale and that regarding Israel's war with Moab (2 Kings:3). Moab rebels against oppression, like Moses, leads his people out of Israel, as Moses does from Egypt, and his first-born son is slaughtered at the wall of Kir-hareseth as the firstborn of Israel are condemned to slaughter in the Exodus story, "an infernal passover that delivers Mesha while wrath burns against his enemies".[48]

An Egyptian version of the tale that crosses over with the Moses story is found in Manetho who, according to the summary in Josephus, wrote that a certain Osarseph, Heliopolitan priest, became overseer of a band of lepers, when Amenophis, following indications by Amenhotep, son of Hapu, had all the lepers in Egypt quarantined in order to cleanse the land so that he might see the gods. The lepers are bundled into Avaris, the former capital of the Hyksos, where Osarseph prescribes for them everything forbidden in Egypt, while proscribing everything permitted in Egypt. They invite the Hyksos to reinvade Egypt, rule with them for 13 years – Osarseph then assumes the name Moses - and are then driven out.[49]

Sources

Apart from a few scattered references elsewhere in the Jewish scriptures, all that is known about Moses comes from the books of Exodus, Leviticus, Numbers and Deuteronomy.[50] The majority of scholars consider these books to go back to the Persian period, 538–332 BCE.[51]

Moses in Hellenistic literature

The Moses Window at the Washington National Cathedral depicts the three stages in Moses' life.

Non-biblical writings about Jews, with references to the role of Moses, first appear at the beginning of the Hellenistic period, from 323 BCE to about 146 BCE. Shmuel notes that "a characteristic of this literature is the high honour in which it holds the peoples of the East in general and some specific groups among these peoples."[52]

In addition to the Judeo-Roman or Judeo-Hellenic historians Artapanus, Eupolemus, Josephus, and Philo, a few non-Jewish historians including Hecataeus of Abdera (quoted by Diodorus Siculus), Alexander Polyhistor, Manetho, Apion, Chaeremon of Alexandria, Tacitus and Porphyry also make reference to him. The extent to which any of these accounts rely on earlier sources is unknown.[53] Moses also appears in other religious texts such as the Mishnah (c. 200 CE), Midrash (200–1200 CE),[54] and the Qur'an (c. 610–53).

The figure of Osarseph in Hellenistic historiography is a renegade Egyptian priest who leads an army of lepers against the pharaoh and is finally expelled from Egypt, changing his name to Moses.

In Hecataeus

The earliest existing reference to Moses in Greek literature occurs in the Egyptian history of Hecataeus of Abdera (4th century BCE). All that remains of his description of Moses are two references made by Diodorus Siculus, wherein, writes historian Arthur Droge, "he describes Moses as a wise and courageous leader who left Egypt and colonized Judaea."[55] Among the many accomplishments described by Hecataeus, Moses had founded cities, established a temple and religious cult, and issued laws:

After the establishment of settled life in Egypt in early times, which took place, according to the mythical account, in the period of the gods and heroes, the first... to persuade the multitudes to use written laws was Mneves [Moses], a man not only great of soul but also in his life the most public-spirited of all lawgivers whose names are recorded.[56]

Droge also points out that this statement by Hecataeus was similar to statements made subsequently by Eupolemus.[56]

In Artapanus

The Jewish historian Artapanus of Alexandria (2nd century BCE), portrayed Moses as a cultural hero, alien to the Pharaonic court. According to theologian John Barclay, the Moses of Artapanus "clearly bears the destiny of the Jews, and in his personal, cultural and military splendor, brings credit to the whole Jewish people."[57]

Jealousy of Moses' excellent qualities induced Chenephres to send him with unskilled troops on a military expedition to Ethiopia, where he won great victories. After having built the city of Hermopolis, he taught the people the value of the ibis as a protection against the serpents, making the bird the sacred guardian spirit of the city; then he introduced circumcision. After his return to Memphis, Moses taught the people the value of oxen for agriculture, and the consecration of the same by Moses gave rise to the cult of Apis. Finally, after having escaped another plot by killing the assailant sent by the king, Moses fled to Arabia, where he married the daughter of Raguel [Jethro], the ruler of the district.[58]

Artapanus goes on to relate how Moses returns to Egypt with Aaron, and is imprisoned, but miraculously escapes through the name of YHWH in order to lead the Exodus. This account further testifies that all Egyptian temples of Isis thereafter contained a rod, in remembrance of that used for Moses' miracles. He describes Moses as 80 years old, "tall and ruddy, with long white hair, and dignified."

Some historians, however, point out the "apologetic nature of much of Artapanus' work,"[59] with his addition extra-biblical details, as with references to Jethro: the non-Jewish Jethro expresses admiration for Moses' gallantry in helping his daughters, and chooses to adopt Moses as his son.[60]

In Strabo

Strabo, a Greek historian, geographer and philosopher, in his Geography (c. 24 CE), wrote in detail about Moses, whom he considered to be an Egyptian who deplored the situation in his homeland, and thereby attracted many followers who respected the deity. He writes, for example, that Moses opposed the picturing of the deity in the form of man or animal, and was convinced that the deity was an entity which encompassed everything – land and sea:[61]

35. An Egyptian priest named Moses, who possessed a portion of the country called the Lower Egypt, being dissatisfied with the established institutions there, left it and came to Judaea with a large body of people who worshipped the Divinity. He declared and taught that the Egyptians and Africans entertained erroneous sentiments, in representing the Divinity under the likeness of wild beasts and cattle of the field; that the Greeks also were in error in making images of their gods after the human form. For God [said he] may be this one thing which encompasses us all, land and sea, which we call heaven, or the universe, or the nature of things....

36. By such doctrine Moses persuaded a large body of right-minded persons to accompany him to the place where Jerusalem now stands....[62]

In Strabo's writings of the history of Judaism as he understood it, he describes various stages in its development: from the first stage, including Moses and his direct heirs; to the final stage where "the Temple of Jerusalem continued to be surrounded by an aura of sanctity." Strabo's "positive and unequivocal appreciation of Moses' personality is among the most sympathetic in all ancient literature."[63] His portrayal of Moses is said to be similar to the writing of Hecataeus who "described Moses as a man who excelled in wisdom and courage."[63]

Egyptologist Jan Assmann concludes that Strabo was the historian "who came closest to a construction of Moses' religion as monotheism and as a pronounced counter-religion." It recognized "only one divine being whom no image can represent... [and] the only way to approach this god is to live in virtue and in justice."[64]

In Tacitus

The Roman historian Tacitus (c. 56–120 CE) refers to Moses by noting that the Jewish religion was monotheistic and without a clear image. His primary work, wherein he describes Jewish philosophy, is his Histories (c. 100), where, according to Murphy, as a result of the Jewish worship of one God, "pagan mythology fell into contempt."[65] Tacitus states that, despite various opinions current in his day regarding the Jews' ethnicity, most of his sources are in agreement that there was an Exodus from Egypt. By his account, the Pharaoh Bocchoris, suffering from a plague, banished the Jews in response to an oracle of the god Zeus-Amun.

A motley crowd was thus collected and abandoned in the desert. While all the other outcasts lay idly lamenting, one of them, named Moses, advised them not to look for help to gods or men, since both had deserted them, but to trust rather in themselves, and accept as divine the guidance of the first being, by whose aid they should get out of their present plight.[66]

In this version, Moses and the Jews wander through the desert for only six days, capturing the Holy Land on the seventh.[66]

In Longinus

The Septuagint, the Greek version of the Hebrew Bible, influenced Longinus, who may have been the author of the great book of literary criticism, On the Sublime. The date of composition is unknown, but it is commonly assigned to the late Ist century C.E.[67]

The writer quotes Genesis in a "style which presents the nature of the deity in a manner suitable to his pure and great being," however he does not mention Moses by name, calling him 'no chance person' (οὐχ ὁ τυχὼν ἀνήρ ) but "the Lawgiver" (θεσμοθέτης) of the Jews," a term that puts him on a par with Lycurgus and Minos.[68] Aside from a reference to Cicero, Moses is the only non-Greek writer quoted in the work, contextually he is put on a par with Homer,[69] and he is described "with far more admiration than even Greek writers who treated Moses with respect, such as Hecataeus and Strabo.[70]

In Josephus

In Josephus' (37 – c. 100 CE) Antiquities of the Jews, Moses is mentioned throughout. For example Book VIII Ch. IV, describes Solomon's Temple, also known as the First Temple, at the time the Ark of the Covenant was first moved into the newly built temple:

When King Solomon had finished these works, these large and beautiful buildings, and had laid up his donations in the temple, and all this in the interval of seven years, and had given a demonstration of his riches and alacrity therein; ...he also wrote to the rulers and elders of the Hebrews, and ordered all the people to gather themselves together to Jerusalem, both to see the temple which he had built, and to remove the ark of God into it; and when this invitation of the whole body of the people to come to Jerusalem was everywhere carried abroad, ...The Feast of Tabernacles happened to fall at the same time, which was kept by the Hebrews as a most holy and most eminent feast. So they carried the ark and the tabernacle which Moses had pitched, and all the vessels that were for ministration to the sacrifices of God, and removed them to the temple. ...Now the ark contained nothing else but those two tables of stone that preserved the ten commandments, which God spake to Moses in Mount Sinai, and which were engraved upon them...[71]

According to Feldman, Josephus also attaches particular significance to Moses' possession of the "cardinal virtues of wisdom, courage, temperance, and justice." He also includes piety as an added fifth virtue. In addition, he "stresses Moses' willingness to undergo toil and his careful avoidance of bribery. Like Plato's philosopher-king, Moses excels as an educator."[72]

In Numenius

Numenius, a Greek philosopher who was a native of Apamea, in Syria, wrote during the latter half of the 2nd century CE. Historian Kennieth Guthrie writes that "Numenius is perhaps the only recognized Greek philosopher who explicitly studied Moses, the prophets, and the life of Jesus..."[73] He describes his background:

Numenius was a man of the world; he was not limited to Greek and Egyptian mysteries, but talked familiarly of the myths of Brahmins and Magi. It is however his knowledge and use of the Hebrew scriptures which distinguished him from other Greek philosophers. He refers to Moses simply as "the prophet", exactly as for him Homer is the poet. Plato is described as a Greek Moses.[74]

In Justin Martyr

The Christian saint and religious philosopher Justin Martyr (103–165 CE) drew the same conclusion as Numenius, according to other experts. Theologian Paul Blackham notes that Justin considered Moses to be "more trustworthy, profound and truthful because he is older than the Greek philosophers."[75] He quotes him:

I will begin, then, with our first prophet and lawgiver, Moses... that you may know that, of all your teachers, whether sages, poets, historians, philosophers, or lawgivers, by far the oldest, as the Greek histories show us, was Moses, who was our first religious teacher.[75]

Moses in Abrahamic religions

Judaism

Prophet Moses
MosesStrikingTheRock GREBBER.jpg
Moses striking the rock
Prophet, Saint, Seer, Lawgiver, Apostle to Pharaoh, Reformer, 'One to Whom God Spoke',[c] 'Our Leader Moses',[d] Leader of the Exodus, Holy Forefather[e]
Born Goshen, Lower Egypt
Died Mount Nebo, Moab
Venerated in Judaism, Christianity, Islam
Feast Orthodox Church & Catholic Church: Sept 4
Attributes Tablets of the Law

There is a wealth of stories and additional information about Moses in the Jewish apocrypha and in the genre of rabbinical exegesis known as Midrash, as well as in the primary works of the Jewish oral law, the Mishnah and the Talmud. Moses is also given a number of bynames in Jewish tradition. The Midrash identifies Moses as one of seven biblical personalities who were called by various names.[76] Moses' other names were: Jekuthiel (by his mother), Heber (by his father), Jered (by Miriam), Avi Zanoah (by Aaron), Avi Gedor (by Kohath), Avi Soco (by his wet-nurse), Shemaiah ben Nethanel (by people of Israel).[77] Moses is also attributed the names Toviah (as a first name), and Levi (as a family name) (Vayikra Rabbah 1:3), Heman,[78] Mechoqeiq (lawgiver)[79] and Ehl Gav Ish (Numbers 12:3).[80]

Jewish historians who lived at Alexandria, such as Eupolemus, attributed to Moses the feat of having taught the Phoenicians their alphabet,[81] similar to legends of Thoth. Artapanus of Alexandria explicitly identified Moses not only with Thoth/Hermes, but also with the Greek figure Musaeus (whom he called "the teacher of Orpheus"), and ascribed to him the division of Egypt into 36 districts, each with its own liturgy. He named the princess who adopted Moses as Merris, wife of Pharaoh Chenephres.[82]

Ancient sources mention an Assumption of Moses and a Testimony of Moses. A Latin text was found in Milan in the 19th century by Antonio Ceriani who called it the Assumption of Moses, even though it does not refer to an assumption of Moses or contain portions of the Assumption which are cited by ancient authors, and it is apparently actually the Testimony. The incident which the ancient authors cite is also mentioned in the Epistle of Jude.

To Orthodox Jews, Moses is called Moshe Rabbenu, `Eved HaShem, Avi haNeviim zya"a: "Our Leader Moshe, Servant of God, Father of all the Prophets (may his merit shield us, amen)".[83] In the orthodox view, Moses received not only the Torah, but also the revealed (written and oral) and the hidden (the `hokhmat nistar teachings, which gave Judaism the Zohar of the Rashbi, the Torah of the Ari haQadosh and all that is discussed in the Heavenly Yeshiva between the Ramhal and his masters). He is also considered the greatest prophet.[84]

Arising in part from his age, but also because 120 is elsewhere stated as the maximum age for Noah's descendants (one interpretation of Genesis 6:3), "may you live to 120" has become a common blessing among Jews.

Christianity

Moses appearing at the Transfiguration of Jesus

For Christians, Moses—mentioned more often in the New Testament than any other Old Testament figure—is often a symbol of God's law, as reinforced and expounded on in the teachings of Jesus. New Testament writers often compared Jesus' words and deeds with Moses' to explain Jesus' mission. In Acts 7:39–43, 51–53, for example, the rejection of Moses by the Jews who worshiped the golden calf is likened to the rejection of Jesus by the Jews that continued in traditional Judaism.

Moses also figures in several of Jesus' messages. When he met the Pharisee Nicodemus at night in the third chapter of the Gospel of John, he compared Moses' lifting up of the bronze serpent in the wilderness, which any Israelite could look at and be healed, to his own lifting up (by his death and resurrection) for the people to look at and be healed. In the sixth chapter, Jesus responded to the people's claim that Moses provided them manna in the wilderness by saying that it was not Moses, but God, who provided. Calling himself the "bread of life", Jesus stated that He was provided to feed God's people.

Moses, along with Elijah, is presented as meeting with Jesus in all three Gospel accounts of the Transfiguration of Jesus in Matthew 17, Mark 9, and Luke 9, respectively. Later Christians found numerous other parallels between the life of Moses and Jesus to the extent that Jesus was likened to a "second Moses." For instance, Jesus' escape from the slaughter by Herod in Bethlehem is compared to Moses' escape from Pharaoh's designs to kill Hebrew infants. Such parallels, unlike those mentioned above, are not pointed out in Scripture. See the article on typology.

His relevance to modern Christianity has not diminished. Moses is considered to be a saint by several churches; and is commemorated as a prophet in the respective Calendars of Saints of the Eastern Orthodox Church, Roman Catholic Church, and Lutheran churches on September 4.[85][86][f] The Orthodox Church also commemorates him on the Sunday of the Forefathers, two Sundays before the Nativity.[88]

The Armenian Apostolic Church commemorates him as one of the Holy Forefathers in their Calendar of Saints on July 30.

Mormonism

Main article: Book of Moses

Members of The Church of Jesus Christ of Latter-day Saints (colloquially called Mormons) generally view Moses in the same way that other Christians do. However, in addition to accepting the biblical account of Moses, Mormons include Selections from the Book of Moses as part of their scriptural canon.[89] This book is believed to be the translated writings of Moses, and is included in the Pearl of Great Price.[90]

Latter-day Saints are also unique in believing that Moses was taken to heaven without having tasted death (translated). In addition, Joseph Smith and Oliver Cowdery stated that on April 3, 1836, Moses appeared to them in the Kirtland Temple in a glorified, immortal, physical form and bestowed upon them the "keys of the gathering of Israel from the four parts of the earth, and the leading of the ten tribes from the land of the north."[91]

Islam

Main article: Moses in Islam

Moses is mentioned more in the Quran than any other individual and his life is narrated and recounted more than that of any other Islamic prophet.[92] In general, Moses is described in ways which parallel the Islamic prophet Muhammad,[93] and "his character exhibits some of the main themes of Islamic theology," including the "moral injunction that we are to submit ourselves to God."

Moses is defined in the Qur'an as both prophet (nabi) and messenger (rasul), the latter term indicating that he was one of those prophets who brought a scripture and law to his people.

Smith 1991 describes an account in the Qur'an of meetings in heaven between Moses and Muhammad, which Huston states were "one of the crucial events in Muhammad's life," and resulted in Muslims observing 5 daily prayers.[94]

Moses is mentioned 502 times in the Qur'an; passages mentioning Moses include 2.49–61, 7.103–160, 10.75–93, 17.101–104, 20.9–97, 26.10–66, 27.7–14, 28.3–46, 40.23–30, 43.46–55, 44.17–31, and 79.15–25. and many others. Most of the key events in Moses' life which are narrated in the Bible are to be found dispersed through the different Surahs of Qur'an, with a story about meeting Khidr which is not found in the Bible.[92]

The Finding of Moses, painting by Sir Lawrence Alma-Tadema, 1904

In the Moses story related by the Qur'an, Jochebed is commanded by God to place Moses in an ark and cast him on the waters of the Nile, thus abandoning him completely to God's protection.[92][95] Pharaoh's wife Asiya, not his daughter, found Moses floating in the waters of the Nile. She convinced Pharaoh to keep him as their son because they were not blessed with any children.

The Qur'an's account has emphasized Moses' mission to invite the Pharaoh to accept God's divine message[96] as well as give salvation to the Israelites.[92][97] According to the Qur'an, Moses encourages the Israelites to enter Canaan, but they are unwilling to fight the Canaanites, fearing certain defeat. Moses responds by pleading to Allah that he and his brother Aaron be separated from the rebellious Israelites. After which the Israelites are made to wander for 40 years.[98]

According to Islamic tradition, Moses is buried at Maqam El-Nabi Musa, Jericho.

Baha'i Faith

Moses is one of the most important prophets in the Baha'i Faith. He is considered to be a messenger from God who is equally authentic as those sent in other eras.[99] An epithet of Moses in Baha'i scriptures is Interlocutor of God,[100][page needed] or alternatively the One Who Conversed with God.[101]

Important figures in the Baha’i religion, such as Abdul’l-Baha, have highlighted the fact that Moses, like Abraham, had none of the makings of a great man of history, but through God's assistance he was able achieve many great things. He is described as having been "for a long time a shepherd in the wilderness," of having had a stammer, and of being "much hated and detested" by the Pharaoh and the ancient Egyptians of his time. He is said to have been raised in an oppressive household, and to have been known, in Egypt, as a man who had committed murder – though he had done so in order to prevent an act of cruelty.[102]

Nevertheless, like Abraham, through the assistance of God, he achieved great things and gained renown even beyond the Levant. Chief among these achievements was the freeing of his people, the Hebrews, from bondage in Egypt and leading "them to the Holy Land." He is viewed as the one who bestowed on Israel 'the religious and the civil law' which gave them "honour among all nations," and which spread their fame to different parts of the world.[102]

Furthermore, through the law, Moses is believed to have led the Hebrews 'to the highest possible degree of civilization at that period.’ Abdul’l-Baha asserts that the ancient Greek philosophers regarded "the illustrious men of Israel as models of perfection." Chief among these philosophers, he says, was Socrates who "visited Syria, and took from the children of Israel the teachings of the Unity of God and of the immortality of the soul."[102]

Moses is further described as paving the way for Baha'ullah and his ultimate revelation, and as a teacher of truth, whose teachings were in line with the customs of his time.[103]

Modern reception

Politics and law

Statue of Moses at the Library of Congress

In a metaphorical sense in the Christian tradition, a "Moses" has been referred to as the leader who delivers the people from a terrible situation. Among the presidents known to have used the symbolism of Moses were Harry S. Truman, Jimmy Carter, Ronald Reagan, Bill Clinton, George W. Bush and Barack Obama, who referred to his supporters as "the Moses generation."[104]

Winston Churchill, in his essay called "Moses—the Leader of a People", published in 1931, used the story of Moses to convince the British population of its need for strong leadership, and that "human success depends on the favor of God."[105] He saw Moses as more than a metaphor, however, rejecting as "myth" the assertions that Moses was only a legendary figure.[105]

He described him as "the supreme law-giver, who received from God that remarkable code upon which the religious, moral, and social life of the nation was so securely founded… [and] one of the greatest human beings with the most decisive leap forward ever discernable in the human story."[106] Churchill also noted the relevance of the story of Moses to modern Britain: "We may believe that they happened to a people not so very different from ourselves..."[106]

In his essay, Churchill implied that the Ten Commandments were a primary set of laws, "Here [Mount Sinai] Moses received from [God] the tables of those fundamental laws which were henceforth to be followed, with occasional lapses, by the highest forms of human society."[106]

In subsequent years, theologians linked the Ten Commandments with the formation of early democracy. Scottish theologian William Barclay described them as "the universal foundation of all things… the law without which nationhood is impossible. …Our society is founded upon it.[107] Pope Francis addressed the U.S. Congress in 2015 stating that all people need to "keep alive their sense of unity by means of just legislation... [and] the figure of Moses leads us directly to God and thus to the transcendent dignity of the human being.[108]

American history

Pilgrims John Carver, William Bradford, and Miles Standish, at prayer during their voyage to America. Painting by Robert Walter Weir.
Pilgrims

References to Moses were used by the Puritans, who relied on the story of Moses to give meaning and hope to the lives of Pilgrims seeking religious and personal freedom in America. John Carver was the first governor of Plymouth colony and first signer of the Mayflower Compact, which he wrote in 1620 during the ship's three-month voyage. He inspired the Pilgrims with a "sense of earthly grandeur and divine purpose," notes historian Jon Meacham,[109] and was called the "Moses of the Pilgrims."[110] Early American writer James Russell Lowell noted the similarity of the founding of America by the Pilgrims to that of ancient Israel by Moses:

Next to the fugitives whom Moses led out of Egypt, the little shipload of outcasts who landed at Plymouth are destined to influence the future of the world.[111]

Following Carver's death the following year, William Bradford was made governor. He feared that the remaining Pilgrims would not survive the hardships of the new land, with half their people having already died within months of arriving. Bradford evoked the symbol of Moses to the weakened and desperate Pilgrims to help calm them and give them hope: "Violence will break all. Where is the meek and humble spirit of Moses?"[112] William G. Dever explains the attitude of the Pilgrims: "We considered ourselves the 'New Israel,' particularly we in America. And for that reason we knew who we were, what we believed in and valued, and what our 'manifest destiny' was."[113][114]

Founding fathers
First proposed seal of the United States, 1776

On July 4, 1776, immediately after the Declaration of Independence was officially passed, the Continental Congress asked John Adams, Thomas Jefferson, and Benjamin Franklin to design a seal that would clearly represent a symbol for the new United States. They chose the symbol of Moses leading the Israelites to freedom.[115] The founding fathers inscribed the words of Moses on the Liberty Bell: "Proclaim Liberty thro' all the Land to all the Inhabitants thereof." (Levit. 25)

Upon the death of George Washington in 1799, two thirds of his eulogies referred to him as "America's Moses," with one orator saying that "Washington has been the same to us as Moses was to the Children of Israel."[116]

Benjamin Franklin, in 1788, saw the difficulties that some of the newly independent American states were having in forming a government, and proposed that until a new code of laws could be agreed to, they should be governed by "the laws of Moses," as contained in the Old Testament.[117] He justified his proposal by explaining that the laws had worked in biblical times: "The Supreme Being… having rescued them from bondage by many miracles, performed by his servant Moses, he personally delivered to that chosen servant, in the presence of the whole nation, a constitution and code of laws for their observance.[118]

John Adams, America's 2nd president, stated why he relied on the laws of Moses over Greek philosophy for establishing the Constitution: "As much as I love, esteem, and admire the Greeks, I believe the Hebrews have done more to enlighten and civilize the world. Moses did more than all their legislators and philosophers.[109] Swedish historian Hugo Valentin credited Moses as the "first to proclaim the rights of man."[119]

Slavery and civil rights

Historian Gladys L. Knight describes how leaders who emerged during slavery time and after often personified the Moses symbol. "The symbol of Moses was empowering in that it served to amplify a need for freedom."[120] Therefore, when Abraham Lincoln was assassinated in 1865 after freeing the slaves, black Americans said they had lost "their Moses".[121] Lincoln biographer Charles Carleton Coffin writes, "The millions whom Abraham Lincoln delivered from slavery will ever liken him to Moses, the deliverer of Israel."[122] Similarly, Harriet Tubman, who rescued approximately seventy enslaved family and friends, was also described as the "Moses" of her people.[123]

In the 1960s, a leading figure in the civil rights movement was Martin Luther King, Jr., who was called "a modern Moses," and often referred to Moses in his speeches: "The struggle of Moses, the struggle of his devoted followers as they sought to get out of Egypt. This is something of the story of every people struggling for freedom."[124]

Literature

Thomas Mann's novella The Tables of the Law is a retelling of the story of the exodus from Egypt, with Moses as its main character.

In Freud

Sigmund Freud, in his last book, Moses and Monotheism in 1939, postulated that Moses was an Egyptian nobleman who adhered to the monotheism of Akhenaten. Following a theory proposed by a contemporary biblical critic, Freud believed that Moses was murdered in the wilderness, producing a collective sense of patricidal guilt that has been at the heart of Judaism ever since. "Judaism had been a religion of the father, Christianity became a religion of the son", he wrote. The possible Egyptian origin of Moses and of his message has received significant scholarly attention.[125][page needed][126]

Opponents of this view observe that the religion of the Torah seems different from Atenism in everything except the central feature of devotion to a single god,[127] although this has been countered by a variety of arguments, e.g. pointing out the similarities between the Hymn to Aten and Psalm 104.[125][page needed][128] Freud's interpretation of the historical Moses is not well accepted among historians, and is considered pseudohistory by many.[129][page needed]

Criticism of Moses

Moses' prominence in religious literature has made him a popular target for biblical critics, most of whom question his reputation as a just and compassionate leader, drawing attention to certain passages in which he appears to display a more brutal and unforgiving side. Given his holy status in the minds of Jews, Christians and Muslims, criticism of Moses' life and teachings has been for the most part by deists, agnostics and atheists.

Thomas Paine and Numbers 31:13-18

In the late eighteenth century, the deist Thomas Paine commented at length on Moses' Laws in The Age of Reason. Paine considered Moses to be a "detestable villain", and cited Numbers 31:13–18 as an example of his "unexampled atrocities".[130] In the passage, the Jewish army had returned from conquering the Midianites, and Moses has gone down to meet it:

And Moses, and Eleazar the priest, and all the princes of the congregation, went forth to meet them without the camp; and Moses was wroth with the officers of the host, with the captains over thousands, and captains over hundreds, which came from the battle; and Moses said unto them, Have ye saved all the women alive? behold, these caused the children of Israel, through the counsel of Balaam, to commit trespass against the Lord in the matter of Peor, and there was a plague among the congregation of the Lord. Now, therefore, kill every male among the little ones, and kill every woman that hath known a man by lying with him; but all the women-children, that have not known a man by lying with him, keep alive for yourselves.[131]

The prominent atheist Richard Dawkins also made reference to these verses in his 2006 book, The God Delusion, concluding that Moses was "not a great role model for modern moralists".[132]

However, some Jewish sources defend Moses' role. The Chasam Sofer emphasizes that this war was not fought at Moses' behest, but was commanded by God as an act of revenge against the Midianite women,[133] who, according to the Biblical account, had seduced the Israelites and led them to sin. Rabbi Joel Grossman argued that the story is a "powerful fable of lust and betrayal", and that Moses' execution of the women was a symbolic condemnation of those who seek to turn sex and desire to evil purposes.[134] Alan Levin, an educational specialist with the Reform movement, has similarly suggested that the story should be taken as a cautionary tale, to "warn successive generations of Jews to watch their own idolatrous behavior".[135]

Figurative art

Moses is depicted in several U.S. government buildings because of his legacy as a lawgiver. In the Library of Congress stands a large statue of Moses alongside a statue of the Apostle Paul. Moses is one of the 23 lawgivers depicted in marble bas-reliefs in the chamber of the U.S. House of Representatives in the United States Capitol. The plaque's overview states: "Moses (c. 1350–1250 B.C.) Hebrew prophet and lawgiver; transformed a wandering people into a nation; received the Ten Commandments."[136]

The other twenty-two figures have their profiles turned to Moses, which is the only forward-facing bas-relief.[137][138]

Statue by Michelangelo Buonarotti — in Basilica San Pietro in Vincoli, Rome

Moses appears eight times in carvings that ring the Supreme Court Great Hall ceiling. His face is presented along with other ancient figures such as Solomon, the Greek god Zeus and the Roman goddess of wisdom, Minerva. The Supreme Court building's east pediment depicts Moses holding two tablets. Tablets representing the Ten Commandments can be found carved in the oak courtroom doors, on the support frame of the courtroom's bronze gates and in the library woodwork. A controversial image is one that sits directly above the chief justice's head. In the center of the 40-foot-long Spanish marble carving is a tablet displaying Roman numerals I through X, with some numbers partially hidden.[139]

Michelangelo's statue

Michelangelo's statue of Moses in the Church of San Pietro in Vincoli, Rome, is one of the most familiar masterpieces in the world.[citation needed] The horns the sculptor included on Moses' head are the result of a mistranslation of the Hebrew Bible into the Latin Vulgate Bible with which Michelangelo was familiar. The Hebrew word taken from Exodus means either a "horn" or an "irradiation." Experts at the Archaeological Institute of America show that the term was used when Moses "returned to his people after seeing as much of the Glory of the Lord as human eye could stand," and his face "reflected radiance."[140] In early Jewish art, moreover, Moses is often "shown with rays coming out of his head."[141]

Another author explains, "When Saint Jerome translated the Old Testament into Latin, he thought no one but Christ should glow with rays of light — so he advanced the secondary translation.[142][143] However, writer J. Stephen Lang points out that Jerome's version actually described Moses as "giving off hornlike rays," and he "rather clumsily translated it to mean 'having horns.'"[144] It has also been noted that he had Moses seated on a throne, yet Moses was never given the title of a King nor ever sat on such thrones.[145]

Film and television

Moses was portrayed by Theodore Roberts in Cecil B. DeMille's 1923 silent film The Ten Commandments. Moses appeared as the central character in the 1956 DeMille movie, also called The Ten Commandments, in which he was portrayed by Charlton Heston. A television remake was produced in 2006.

Burt Lancaster played Moses in the 1975 television miniseries Moses the Lawgiver.

In the 1981 comedy film History of the World, Part I, Moses was portrayed by Mel Brooks.[146]

Sir Ben Kingsley was the narrator of the 2007 animated film, The Ten Commandments.

Moses appeared as the central character in the 1998 DreamWorks Pictures' animated movie, The Prince of Egypt. He was voiced by Val Kilmer.[147]

Christian Bale portrayed Moses in Ridley Scott's 2014 film Exodus: Gods and Kings[148] which portrayed Moses and Rameses II as being raised by Seti I as cousins.

See also

Notes

  1. ^ Saint Augustine records the names of the kings when Moses was born in the City of God:
    • "When Saphrus reigned as the fourteenth king of Assyria, and Orthopolis as the twelfth of Sicyon, and Criasus as the fifth of Argos, Moses was born in Eygpt,..."[10]
    Orthopolis reigned as the 12th King of Sicyon for 63 years, from 1596–1533; and Criasus reigned as the 5th King of Argos for 54 years, from 1637–1583.[11]
  2. ^ According to Manetho the place of his birth was at the ancient city of Heliopolis.[24]
  3. ^ This title is held specifically in Islam.[citation needed]
  4. ^ This is a specifically Jewish title.[citation needed]
  5. ^ Moses is commemorated as a forefather, along with the patriarchs, in the Armenian Apostolic Church.[citation needed]
  6. ^ According to the Orthodox Menaion, September 4 was the day that Moses saw the Land of Promise.[87]

Citations

  1. ^ Numbers 12:1
  2. ^ "Moses". Random House Webster's Unabridged Dictionary.
  3. ^ Deuteronomy 34:10
  4. ^ Maimonides, 13 principles of faith, 7th principle .
  5. ^ Exodus 1:10
  6. ^ Exod. 4:10
  7. ^ Seder Olam Rabbah[full citation needed]
  8. ^ Jerome's Chronicon (4th century) gives 1592 for the birth of Moses
  9. ^ The 17th-century Ussher chronology calculates 1571 BC (Annals of the World, 1658 paragraph 164)
  10. ^ St Augustine. The City of God. Book XVIII. Chapter 8 - Who Were Kings When Moses Was Born, And What Gods Began To Be Worshipped Then.
  11. ^ Hoeh, Herman L (1967), Compendium of World History (dissertation) 1, The Faculty of the Ambassador College, Graduate School of Theology, 1962 .
  12. ^ "Moses | Hebrew prophet". Encyclopedia Britannica. Retrieved 2016-04-20. 
  13. ^ a b William G. Dever 'What Remains of the House That Albright Built?,' in George Ernest Wright, Frank Moore Cross, Edward Fay Campbell, Floyd Vivian Filson (eds.) The Biblical Archaeologist, American Schools of Oriental Research, Scholars Press, Vol. 56, No 1, 2 March 1993 pp.25-35, p.33:'the overwhelming scholarly consensus today is that Moses is a mythical figure.'
  14. ^ a b Christopher B. Hays, Hidden Riches: A Sourcebook for the Comparative Study of the Hebrew Bible and Ancient Near East, Presbyterian Publishing Corp, 2014 p.116.
  15. ^ Naomi E. Pasachoff, Robert J. Littman, A Concise History of the Jewish People, Rowman & Littlefield, (1995) 2005 p.5.
  16. ^ Exodus 2:10
  17. ^ a b c Lorena Miralles Maciá, "Judaizing a Gentile Biblical Character through Fictive Biographical Reports:The Case of Bityah, Pharaoh's Daughter, Moses' Mother, according to Rabbinic Interpretations," in Constanza Cordoni, Gerhard Langer (eds.), Narratology, Hermeneutics, and Midrash: Jewish, Christian, and Muslim Narratives from Late Antiquity through to Modern Times, Vandenhoeck & Ruprecht/University of Vienna Press, 2014 pp.145-175 p.155.
  18. ^ Dozeman 2009, pp. 81–2.
  19. ^ a b c Franz V. Greifenhagen, Egypt on the Pentateuch's Ideological Map: Constructing Biblical Israel's Identity, Bloomsbury Publishing, 2003 pp.60ff.p.62 n.65.p.63.
  20. ^ Rivka Ulmer, Egyptian Cultural Icons in Midrash, de gruyter 2009 p.269.
  21. ^ Benjamin Edidin Scolnic, If the Egyptians Drowned in the Red Sea where are Pharaoh's Chariots?: Exploring the Historical Dimension of the Bible, University Press of America 2005 p.82.
  22. ^ Jeffrey K. Salkin, Righteous Gentiles in the Hebrew Bible: Ancient Role Models for Sacred Relationships, Jewish Lights Publishing, 2008 pp.47 ff., p.54.
  23. ^ Maurice D. Harris Moses: A Stranger Among Us, Wipf and Stock Publishers, 2012 pp.22-24
  24. ^ McClintock, John; James, Strong (1882), "Mo'ses", Cyclopaedia of Biblical, Theological and Ecclesiastical Literature, VI.— ME-NEV, New York: Harper & Brothers, pp. 677–87 .
  25. ^ Schmidt, Nathaniel (Feb 1896), "Moses: His Age and His Work. II", The Biblical World 7 (2): 105–19, esp. 108, It was the prophet's call. It was a real ecstatic experience, like that of David under the baka-tree, Elijah on the mountain, Isaiah in the temple, Ezekiel on the Khebar, Jesus in the Jordan, Paul on the Damascus road. It was the perpetual mystery of the divine touching the human. .
  26. ^ Hamilton 2011, p. xxv.
  27. ^ Israel Finkelstein, Amihai Mazar The Quest for the Historical Israel: Debating Archeology and the History of Early Israel, 2007, Society of Biblical Literature, Atlanta,p.95.
  28. ^ Meyers 2005, pp. 5–6.
  29. ^ Timothy D. Finlay, The Birth Report Genre in the Hebrew Bible, Forschungen zum Alten Testament, Vol.12 Mohr Siebeck, 2005 p.236
  30. ^ J.K. Hoffmeier, 'The Egyptian Origins of Israel: Recent Developments in Historiography,' in Thomas E. Levy, Thomas Schneider, William H.C. Propp (eds.) Israel's Exodus in Transdisciplinary Perspective: Text, Archaeology, Culture, and Geoscience, Springer, 2015 pp.196-208 p.202.
  31. ^ Kenneth Kitchen, On the Reliability of the Old Testament, Rev.ed. Wm. B. Eerdmans Publishing, 2003 pp.241ff.
  32. ^ a b c George W. Coats, Moses: Heroic Man, Man of God, A&C Black, 1988 pp.10ff (p.11 Albright; pp.29-30,Noth).
  33. ^ Michael R.Stead, The Intertextuality of Zechariah 1–8: Ideals and Realities, T&T Clark 2009 p.42
  34. ^ Judges 1:16;3:11; Numbers 10:29); Exodus 6:2-3
  35. ^ Mark S. Smith, The Early History of God: Yahweh and the Other Deities in Ancient Israel, Wm. B. Eerdmans Publishing, 2002 p.34.
  36. ^ Karel van der Toorn, Bob Becking, Pieter Willem van der Horst (eds.) Dictionary of Deities and Demons in the Bible, Wm. B. Eerdmans Publishing, 2nd edition 1999 p.912.
  37. ^ Eckart Otto, Mose: Geschichte und Legende, C.H.Beck, 2006 pp.25-27.
  38. ^ Manfred Görg, "Mose – Name und Namensträger. Versuch einer historischen Annäherung" in Mose. Ägypten und das Alte Testament, edited by E. Otto, Verlag Katholisches Bibelwerk, Stuttgart, 2000.
  39. ^ Rolf Krauss, Das Moses-Rätsel. Auf den Spuren einer biblischen Erfindung, Ullstein Verlag, München 2001.
  40. ^ Jan Assmann,'Tagsüber parliert er als Ägyptologe, nachts reißt er die Bibel auf,' Frankfurter Allgemeine Zeitung 2 February 2002.
  41. ^ Aidan Dodson, Poisoned Legacy: The Fall of the 19th Egyptian Dynasty American University in Cairo Press 2010 p.72.
  42. ^ a b K. L. Noll,Canaan and Israel in Antiquity: A Textbook on History and Religion, 2nd Edition A&C Black, 2012 pp.97-99
  43. ^ William G. Dever, What Did the Biblical Writers Know and When Did They Know It? William B. Eerdmans 2002 pp.98-99
  44. ^ a b Carol Meyers, Exodus, Cambridge University Press 2005 p.112 (population of 600,000 p.100)
  45. ^ Donald Redford, Egypt, Canaan, and Israel in Ancient Times, Princeton University press 1993 p.408.
  46. ^ Israel Finkelstein, Neil Asher Silberman, The Bible Unearthed: Archaeology's New Vision of Ancient Israel and the Origin of Sacred Texts, Simon and Schuster, 2002 pp.48-71 pp.62f.
  47. ^ Solomon Schimmel, The Tenacity of Unreasonable Beliefs: Fundamentalism and the Fear of Truth, Oxford University Press, USA, 2008 p.34.
  48. ^ Peter J. Leithart, 1 & 2 Kings, Brazos Press, 2006 pp.178ff., 181-2.
  49. ^ Jan Assmann, Moses the Egyptian: The Memory of Egypt in Western Monotheism, Harvard University Press, 2009 pp.31-34.
  50. ^ Van Seters 2004, p. 194.
  51. ^ Jean-Louis Ska, The Exegesis of the Pentateuch: Exegetical Studies and Basic Questions, Forschungen zum Alten Testament, Vol 66, Mohr Siebeck, 2009 p.260.
  52. ^ Shmuel 1976, p. 1102.
  53. ^ Shmuel 1976, p. 1103.
  54. ^ Hammer, Reuven (1995), The Classic Midrash: Tannaitic Commentaries on the Bible, Paulist Press, p. 15 .
  55. ^ 1989, p. 18.
  56. ^ a b Droge 1989, p. 18.
  57. ^ Barclay, John M. G. Jews in the Mediterranean Diaspora: From Alexander to Trajan (323 BCE – 117 CE), University of California Press (1996) p. 130
  58. ^ "Moses". Jewish Encyclopedia. Retrieved 2010-03-02. 
  59. ^ Feldman 1998, p. 40.
  60. ^ Feldman 1998, p. 133.
  61. ^ Shmuel 1976, p. 1132.
  62. ^ Strabo. The Geography, XVI 35, 36, Translated by H.C. Hamilton and W. Falconer, pp. 177–78,
  63. ^ a b Shmuel 1976, p. 1133.
  64. ^ Assmann 1997, p. 38.
  65. ^ Tacitus, Cornelius. The works of Cornelius Tacitus: With an essay on his life and genius by Arthur Murphy, Thomas Wardle Publ. (1842) p. 499
  66. ^ a b Tacitus, Cornelius. Tacitus, The Histories, Volume 2, Book V. Chapters 5, 6 p. 208.
  67. ^ Henry J. M. Day, Lucan and the Sublime: Power, Representation and Aesthetic Experience, Cambridge University Press, 2013 p.12.
  68. ^ Louis H. Felkdman, Jew and Gentile in the Ancient World: Attitudes and Interactions from Alexander to Justinian, Princeton University Press 1996 p.239.
  69. ^ Feldman, Louis H (1998), Josephus's Interpretation of the Bible, University of California Press, p. 133 .
  70. ^ Shmuel 1976, p. 1140.
  71. ^ Josephus, Flavius (1854), "IV", The works: Comprising the Antiquities of the Jews VIII, trans. by William Whiston, pp. 254–55 .
  72. ^ Feldman 1998, p. 130.
  73. ^ Guthrie 1917, p. 194.
  74. ^ Guthrie 1917, p. 101.
  75. ^ a b Blackham 2005, p. 39.
  76. ^ Midrash Rabbah, Ki Thissa, XL. 3-3, Lehrman, p. 463
  77. ^ Yalkut Shimoni, Shemot 166 to Chronicles I 4:18, 24:6; also see Vayikra Rabbah 1:3; Chasidah p.345
  78. ^ Rashi to Bava Batra 15s, Chasidah p. 345
  79. ^ Bava Batra 15a on Deuteronomy 33:21, Chasidah p. 345
  80. ^ Rashi to Berachot 54a, Chasidah p. 345
  81. ^ Eusebius, Præparatio Evangelica ix. 26
  82. ^ Eusebius, l.c. ix. 27
  83. ^ Honorifics for the dead in Judaism.
  84. ^ "Judaism 101: Moses, Aaron and Miriam". Jew FAQ. Retrieved 2010-03-02. 
  85. ^ Great Synaxaristes: (Greek) Ὁ Προφήτης Μωϋσῆς. 4 Σεπτεμβρίου. ΜΕΓΑΣ ΣΥΝΑΞΑΡΙΣΤΗΣ.
  86. ^ Holy Prophet and God-seer Moses. OCA - Lives of the Saints.
  87. ^ "September 4: The Holy God-seer Moses the Prophet and Aaron His Brother". In: The Menaion: Volume 1, The Month of September. Transl. from the Greek by the Holy Transfiguration Monastery. Boston, Massachusetts, 2005. p. 67.
  88. ^ THE SUNDAY OF THE HOLY FOREFATHERS. St John's Orthodox Church, Colchester, Essex, England.
  89. ^ Skinner, Andrew C. (1992), "Moses", in Ludlow, Daniel H, Encyclopedia of Mormonism, New York: Macmillan Publishing, pp. 958–959, ISBN 0-02-879602-0, OCLC 24502140 
  90. ^ Taylor, Bruce T. (1992), "Book of Moses", in Ludlow, Daniel H, Encyclopedia of Mormonism, New York: Macmillan Publishing, pp. 216–217, ISBN 0-02-879602-0, OCLC 24502140 
  91. ^ The Doctrine and Covenants 110:11
  92. ^ a b c d Keeler 2005, pp. 55–66.
  93. ^ Keeler 2005, pp. 55–56, describes Moses from the Muslim perspective:
    "Among prophets, Moses has been described as the one 'whose career as a messenger of God, lawgiver and leader of his community most closely parallels and foreshadows that of Muhammad', and as 'the figure that in the Koran was presented to Muhammad above all others as the supreme model of saviour and ruler of a community, the man chosen to present both knowledge of the one God, and a divinely revealed system of law'. We find him clearly in this role of Muhammad's forebear in a well-known tradition of the miraculous ascension of the Prophet, where Moses advises Muhammad from his own experience as messenger and lawgiver."
  94. ^ Smith, Huston (1991), The World's Religions, Harper Collins, p. 245 .
  95. ^ Quran 28:7
  96. ^ Quran 79:17–19
  97. ^ Quran 20:47–48
  98. ^ Quran 5:20
  99. ^ Historical Context of the Bábi and Bahá'í Faiths, Bahá'i .
  100. ^ Buck, Christopher (1999), Paradise and Paradigm: Key Symbols in Persian Christianity and the Baháí̕ Faith .
  101. ^ Effendi, Shoghi (1988). Epistle to the Son of the Wolf. Wilmette, Illinois: Baháí Publishing Trust. p. 104. ISBN 9780877430483. 
  102. ^ a b c Clifford, Laura (1937). Some Answered Questions. New York: Baha'i Publishing Trust. pp. 14–15. 
  103. ^ McMullen, Michael (2000), The Bahá'í: The Religious Construction of a Global Identity, p. 256 .
  104. ^ Ifil, Gwen (2009), The Breakthrough: Politics and Race in the Age of Obama, Random House, p. 58 .
  105. ^ a b "VII", A Kind of Dignity and Even Nobility: Winston Churchill's "Thoughts and Adventures", The imaginative Conservative, Aug 2013 .
  106. ^ a b c Churchill 1931.
  107. ^ Barclay, William (1998) [1973], The Ten Commandments, Westminster John Knox Press, p. 4 .
  108. ^ "Pope Francis addresses Congress", Vox, Sept. 24, 2015
  109. ^ a b Meacham 2006, p. 40.
  110. ^ Talbot, Archie Lee (1930), A New Plymouth Colony at Kennebeck, Brunswick: Library of Congress .
  111. ^ Lowell, James Russell (1913), The Round Table, Boston: Gorham Press, pp. 217–18, Next to the fugitives whom Moses led out of Egypt, the little shipload of outcasts who landed at Plymouth are destined to influence the future of the world. The spiritual thirst of mankind has for ages been quenched at Hebrew fountains; but the embodiment in human institutions of truths uttered by the Son of Man eighteen centuries ago was to be mainly the work of Puritan thought and Puritan self-devotion. …If their municipal regulations smack somewhat of Judaism, yet there can be no nobler aim or more practical wisdom than theirs; for it was to make the law of man a living counterpart of the law of God, in their highest conception of it. 
  112. ^ Arber, Edward (1897), The Story of the Pilgrim Fathers, Houghton, Mifflin & Co., p. 345 .
  113. ^ Dever 2006, pp. ix, 234.
  114. ^ Moses, Adolph (1903), Yahvism and Other Discourses, Louisville Council of Jewish Women, p. 93, [The pilgrims were clearly] animated by the true spirit of the Hebrew prophets and law-givers. They walked by the light of the Scriptures, and were resolved to form a Commonwealth in accordance with the social laws and ideas of the Bible. …they were themselves the true descendants of Israel, spiritual children of the prophets. .
  115. ^ Feiler 2009, p. 35.
  116. ^ Feiler 2009, p. 102.
  117. ^ Franklin, Benjamin (1834), Franklin, William Temple, ed., Memoirs (ebook) 2, Philadelphia: McCarty & Davis, p. 504 .
  118. ^ Franklin 1834, p. 211.
  119. ^ Shuldiner, David Philip (1999), Of Moses and Marx, Greenwood, p. 35 .
  120. ^ Knight, Gladys L. Icons of African American Protest Vol I, Greenwood (2009) p. 183
  121. ^ Hodes, Martha (2015). Mourning Lincoln. Yale University Press. pp. 164, 237. 
  122. ^ Coffin, Charles Carleton (2012) [1893], Abraham Lincoln (reprint), Ulan Press, p. 534 .
  123. ^ Jones, Joyce Stokes; Galvin, Michele Jones (1999–2012), Beyond the Underground. Aunt Harriet, Moses of Her People .
  124. ^ King, Martin Luther Jr (2000) [1957, 1968], The Papers, Univ. of California Press, p. 155,

    I want to preach this morning from the subject, 'The Birth of a New Nation.' And I would like to use as a basis for our thinking together, a story that has long since been stenciled on the mental sheets of succeeding generations. It is the story of the Exodus, the story of the flight of the Hebrew people from the bondage of Egypt, through the wilderness and finally, to the Promised Land. …The struggle of Moses, the struggle of his devoted followers as they sought to get out of Egypt.

    And I've looked over. And I've seen the promised land. I may not get there with you. But I want you to know tonight, that we, as a people, will get to the promised land.

      line feed character in |quote= at position 498 (help)
  125. ^ a b Assmann 1997.
  126. ^ Yerushalmi, Y, Freud's Moses (monograph) .
  127. ^ "Order of the Aten Temple". Atenism. 
  128. ^ Atwell, James E. (2000). "An Egyptian Source for Genesis 1". Journal of Theological Studies 51 (2): 441–77. doi:10.1093/jts/51.2.441. 
  129. ^ Bernstein, Richard J. (1998). Freud and the Legacy of Moses. New York: Cambridge University Press. ISBN 0-521-63096-7. 
  130. ^ Paine, Thomas (1796) The Age of Reason, part II.
  131. ^ Numbers 31:13–18
  132. ^ Dawkins, Richard (2006). The God Delusion Chapter 7. Bantam Press. ISBN 0-59305548-9
  133. ^ Aliya-by-Aliya Sedra Summary, Torah Tidbits, OU .
  134. ^ Grossman, Joel (2008), "Matot". Temple Beth Am Library Minyan.
  135. ^ Levin, Alan J. "Some messages are hard to deliver". My Jewish Learning.
  136. ^ "Moses relieve portrait", Architect of the Capitol
  137. ^ "Relief Portraits of Lawgivers: Moses". Architect of the Capitol. 2009-02-13. Retrieved 2010-03-02. 
  138. ^ Courtroom Friezes: North and South Walls: Information Sheet (PDF), Supreme Court of the United States .
  139. ^ "In the Supreme Court itself, Moses and his law on display", Religion News Service (Christian index) .
  140. ^ MacLean, Margaret. (ed) Art and Archaeology, Vol. VI, Archaeological Institute of America (1917) p. 97
  141. ^ Devore, Gary M. (2008). Walking Tours of Ancient Rome: A Secular Guidebook to the Eternal City. Mercury Guides. p. 126. ISBN 978-0-615-19497-4. 
  142. ^ Thomason, Dustin; Caldwell, Ian (2005). The Rule of Four. New York: Random House. p. 151. ISBN 0-440-24135-9. 
  143. ^ Gross, Kenneth (2005). The Dream of the Moving Statue. Ithaca, NY: Cornell Univ. Press. p. 245. ISBN 0-271-02900-5. 
  144. ^ Lang, J. Stephen (2003). What the Good Book Didn't Say: Popular Myths and Misconceptions About the Bible. New York: Citadel Press. p. 114. ISBN 0-8065-2460-X. 
  145. ^ Boitani, Piero (1999). The Bible and its Rewritings. Oxford: Oxford Univ. Press. p. 126. ISBN 0-19-818487-5. 
  146. ^ "History of the World: Part I". IMDb. 
  147. ^ "Prince of Egypt". IMDb. 
  148. ^ "Exodus: Gods and Kings". IMDB. 

Further reading

External links

Moses
Preceded by
NA
Lawgiver Succeeded by
Joshua