پرش به محتوا

گرویدن به یهودیت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

گرویدن به یهودیت (به عبری: גִּיּוּר یا به عبری: גֵּרוּת) فرایندی است که طی آن غیریهودیان دین یهود را می‌پذیرند و عضو جامعهٔ قومی-دینی یهودی می‌شوند. از این رو این فرایند هم به گرویدن به ادیان دیگر و هم به اعطای تابعیت شباهت دارد.[۱][۲] شیوه و الزامات گرویدن به یهودیت بسته به فرقهٔ حامی متفاوت است. افزون بر این، گرویدنی که بر اساس یک فرقهٔ یهودی انجام شده باشد، لزوماً مورد پذیرش فرقهٔ دیگری نیست.[۲] معمولاً — هرچند نه همیشه — گرویدن‌هایی که توسط فرقه‌های سخت‌گیرتر انجام می‌شود از سوی فرقه‌های کمتر سخت‌گیر پذیرفته می‌شود، اما نه برعکس. گاهی افرادی که در خانواده‌های یهودی بزرگ شده‌اند یا اصالت یهودی دارند اما به موجب تفسیرهای سختگیرانهٔ قانون سنتی یهود یهودی شناخته نمی‌شوند، به‌صورت رسمی اقدام به گرویدن می‌کنند.[۳]

برخی گروه‌ها آداب و رسوم یهودی را پذیرفته‌اند. برای نمونه، در روسیه گروه سوبوتنیک‌ها بیشتر جنبه‌های یهودیت را بدون گرویدن رسمی به کار بسته‌اند.[۴] با این حال، اگر سوبوتنیک‌ها یا هر کسی که گرویدن رسمی ندارد بخواهد با اعضای جامعهٔ یهودی سنتی ازدواج کند یا بر اساس قانون بازگشت به اسرائیل مهاجرت نماید، ملزم به گرویدن رسمی است.[۵]

اصطلاح‌شناسی

[ویرایش]

واژه گِر از ریشه سامی ג־ו־ר گرفته شده که مفهوم زندگی در بیگانه را می‌رساند. در کتاب مقدس عبری، گِر به معنای «بیگانه» یا «مقیم» است؛ مقیم در اینجا به بیگانه‌ای اطلاق می‌شود که در سرزمین یهودا ساکن شده‌است.[۶] مارک آنجل می‌نویسد:

واژه عبری گِر (که در دوران پس از کتاب مقدس به «پروسلیت» ترجمه شده) به معنای واقعی «ساکن» است و به غیراسرائیلیانی اشاره دارد که در میان اجتماع بنی‌اسرائیل زندگی می‌کردند. آنگاه که تورات به رأفت و دادگری نسبت به گِر فرمان می‌دهد، منظورش همین «ساکنان» است. سنت خاخامی واژه گِر را به عنوان اشاره به مُتَهوِّدین تفسیر کرده‌است…[۷]

شرح آنجل از معنای واقعی «گِر» به عنوان بیگانه، در آیاتی از کتاب مقدس مانند Lev ۱۹:۳۴ نمود می‌یابد:

بیگانه‌ای که نزد شما ساکن است، برای شما مانند بومی باشد و او را چون خویشتن دوست بدار؛ زیرا شما در سرزمین مصر بیگانه بودید: من پروردگار خدای شما هستم.

آیه دیگری که تفسیر شده به گرویدن غیریهودیان به یهودیت اشاره دارد، آیه ۱۷ از کتاب استر است، هرچند در آن هیچ فرایندی شرح داده نشده‌است.

واژه گِر در سِفر اعداد ۱۵ در هفتادگانی به صورت پروسیلوتوس (یونانی کوینه: προσήλυτος) و در تارگوم اونکلوس بر اعداد ۱۵:۱۵–۱۶ به صورت گیورا (آرامی یهودی فلسطینی: גיורא) آمده که در هر دو حالت دلالت بر تهوّد به یهودیت دارد.

مرد مُتَهوِّد به طور رسمی گِر نامیده می‌شود؛ اصطلاح برای زن مُتَهوِّده گیورِت (به عبری: גִּיוֹרֶת) است که در اعداد ۱۵:۱۵–۱۶ آمده. در یهودیت خاخامی، گِر یا گیورِت کاملاً یهودی شمرده می‌شود. در یهودیت قرائیم، اصطلاح گِر تنها به غیریهودی‌ای اشاره دارد که هنوز تهوّد نیافته، و پس از تهوّد دیگر گِر نامیده نمی‌شود.[۸]

در تلمود، گِر در دو معنا به کار می‌رود: گِر صِدِق (به عبری: גֵּר־צֶדֶק) به معنای «مُتَهوِّد نیکوکار» که همان پروسلیت یهودیت است، و گِر توشاو به معنای «بیگانه مقیم» که غیریهودی ساکن سرزمین اسرائیل است و قوانین هفت‌گانه نوح را رعایت کرده و از هرگونه بت‌پرستی بریده‌است.[۹]

در عبری نوین، اصطلاح مطلق گِر به گِر صِدِق اشاره دارد.[۱۰]

دیدگاه کلی

[ویرایش]
نقاشی نائومی که از روت و عورپه می‌خواهد به موآب بازگردند، اثر ویلیام بلیک، ۱۷۹۵
بخشی از تورات به زبان عبری، نسخه خطی شرقی شماره ۱٬۴۹۷ کتابخانه بریتانیا، شامل اعداد ۶:۳–۱۰، متعلق به قرن دوازدهم میلادی. سطرهای تورات با ترگم منسوب به تارگوم اونکلوس (که به یهودیت گرویده بود) در هم آمیخته‌اند

به گفته ابن میمون (ایسوری بیاه ۱۳:۱۴)، از آغاز تاریخ یهود، گروندگان پذیرفته می‌شدند و همسران بیگانه رهبران یهودی — چون سامسون و سلیمان — از میان گروندگان بودند. با این حال، وی (ایسوری بیاه ۱۳:۱۵) خاطرنشان می‌کند که در دوران اقتدار سیاسی یهودیان، مانند روزگار پادشاهان داوود (که بنا به فرضیه‌ها در سده‌های یازدهم یا دهم پیش از میلاد می‌زیسته) و سلیمان (میانه سده دهم پیش از میلاد)، باتئی دین (دادگاه‌های یهودی) کسانی را که ممکن بود نیت درستی نداشته باشند نمی‌پذیرفتند و آنان می‌بایست صبر می‌کردند و نیت خود را اثبات می‌کردند تا از نظر قانونی پذیرفته شوند.[۱۱]

با استثنای برجسته برخی جوامع یهودیان سوری (به‌ویژه جوامع بروکلین، نیویورک، و دیل، نیوجرسی[۱۲] همه گونه‌های اصلی یهودیت امروز به گروندگان صادق باز هستند[۱۳] و همه فرقه‌ها، گروندگانی را که در چارچوب همان فرقه گرویده‌اند می‌پذیرند. قواعد در میان فرقه‌ها تفاوت دارد، همان‌طور که پذیرش گروندگان از یک فرقه توسط فرقه دیگر نیز متفاوت است.

در یهودیت خاخامی، قوانین حاکم بر گرویدن (گِروت) بر پایه مجموعه قوانین و متون، از جمله بحث‌های تلمود، از طریق شولحان عاروخ و تفسیرهای پسین آن استوار است. (بسیاری از رهنمودهای پذیرش گروندگان بر کتاب روت و شیوه‌ای که روت از طریق مادرشوهرش، نائومی، به جامعه پیوست استوار است).[۱۱] این قواعد از سوی یهودیت ارتدکس و یهودیت محافظه‌کار الزام‌آور شمرده می‌شود.

در یهودیت، تبلیغ دینی نامطلوب شمرده می‌شود و گروت دینی نیز تا حدودی ناخوشایند تلقی می‌شود. سنتی کهن وجود داشت که بر پایه آن یک ربی حامی می‌بایست سه بار گروندگان بالقوه را دلسرد می‌کرد. اگر گروننده بالقوه برخواسته خود پابرجا می‌ماند، آنگاه ربی فرایند را آغاز می‌کرد.[۲] این رویه هیچ پایه محکمی در متن مکتوب ندارد و اگرچه ممکن است در برخی مناطق رایج بوده باشد، همه‌گیر نبوده‌است. این سنت در دوران مدرن کم‌رنگ شده‌است.[۱۴][۱۵]

برای گرویدن، اگر متقاضی مرد باشد باید ختنه شود و پیش از یک دیان مرکب از سه مرد یهودی که شومر شبات هستند، در میقوه غسل تعمید انجام دهد.[۱۵] همچنین باید میتزووت را بپذیرد (هرچند لزوماً متعهد به رعایت همه آن‌ها نیست).

امروزه این فرایند متمرکزتر شده‌است، به گونه‌ای که متقاضی گرویدن باید ربی و بت دین را از صمیمی‌بودن قصد خود متقاعد کند و معمولاً دوره مطالعاتی قابل توجهی در کار است. علاوه بر مطالعه، از متقاضیان انتظار می‌رود که در جامعه یهودی مشارکت فعال داشته باشند؛ از جمله شرکت در مراسم عبادی، شرکت در اعیاد و آیین‌ها، و برقراری روابط با دیگر یهودیان جامعه. سپس آنان آزموده می‌شوند و به طور رسمی پذیرفته می‌شوند و گروننده شتار گِیروت («گواهی گرویدن») دریافت می‌کند.[۱۶] با متمرکزتر شدن فرایند گرویدن در اسرائیل، تنها شمار محدودی از دادگاه‌های دائمی گرویدن وجود دارد که مورد قبول خاخام‌خانه بزرگ اسرائیل است. با این حال، ربی‌ها حاضرند گرویدن‌های غیرمتمرکز را برگزار کنند و یکدیگر را به رسمیت می‌شناسند. دو تن از برجسته‌ترین این ربی‌ها چاک دیویدسون و حاییم آمسالم هستند.

هلاخای محافظه‌کار رویکردی انعطاف‌پذیرتر نسبت به ارتدکس مدرن دارد. رویکرد آن در پذیرش اعتبار گرویدن‌ها بر این پایه است که آیا روند گرویدن از هنجارهای خاخامی پیروی کرده‌است یا نه، نه بر اساس اعتبار مجریان یا ماهیت تعهداتی که گروننده پذیرفته‌است. بر این اساس، ممکن است اعتبار برخی گرویدن‌های یهودیت اصلاح‌گرا و بازسازی‌خواه را بپذیرد، اما تنها در صورتی که شامل غسل در میقوه پیش از دادگاه خاخامی (بیت دین) و برای مردان، ختنه یا ختنه نمادین برای کسانی که از پیش ختنه شده‌اند (هاتافات دام بریت) باشد.[۱۷]

الزامات یهودیت اصلاح‌گرا برای گرویدن به شدت متفاوت و بسیار آسان‌گیرانه‌تر است. این فرقه اعلام می‌کند که «از کسانی که گرویدن را در نظر دارند انتظار می‌رود الهیات، آیین‌ها، تاریخ، فرهنگ و رسوم یهودی را بیاموزند و آداب یهودی را در زندگی‌شان جاری کنند. طول و شکل دوره مطالعاتی از ربی به ربی و از جامعه به جامعه فرق می‌کند. با این حال، اکنون اکثراً یک دوره آموزش پایه در یهودیت و مطالعه فردی با یک ربی، و نیز حضور در مراسم عبادی و مشارکت در زندگی خانگی و کنیسه‌ای الزامی است.»

اگرچه گرویدن نوزادی ممکن است در برخی شرایط — مثل فرزندخواندگی یا گرویدن والدین — پذیرفته شود، از کودکانی که گرویده‌اند معمولاً خواسته می‌شود پس از رسیدن به بلوغ دینی، که برای دختران ۱۲ و برای پسران ۱۳ سالگی است، تصمیم بگیرند که می‌خواهند یهودی بمانند یا نه. این معیار از سوی یهودیت ارتدکس و یهودیت محافظه‌کار اعمال می‌شود که هلاخا را الزام‌آور و هنجاری می‌دانند.[۱۸][۱۹]

بازسازی خواهی در یهودیت ارزش نمادین آیین گرویدن را ارج می‌نهد و از کسانی که از پدر و مادر یهودی متولد نشده‌اند و مایل به گرویدن هستند می‌خواهد که از این مناسک گذر کنند. برنامه مطالعاتی بازسازی‌خواهان برای متقاضی گرویدن — که ربی و جماعت تعیین می‌کنند با کدام فرد کار می‌کنند — شامل تاریخ، رعایت آیین‌ها، باورها و یادگیری انتخاب‌های آگاهانه است. پایان این فرایند با غسل تعمید آیینی برای مردان و زنان؛ ختنه یا هاتافات دام بریت (یک قطره خون نمادین) برای مردان (مگر در صورت وجود خطر جسمی یا روحی استثنایی)؛ یک بیت دین معتبر (در گرویدن‌های بازسازی‌خواه، گفتگو با سه «یهودی آگاه» که حداقل یکی از آن‌ها ربی باشد) و اغلب یک مراسم استقبال عمومی همراه می‌شود.[۲۰]

قرائیم تلمود را نمی‌پذیرد و از این رو الزامات متفاوتی برای گرویدن دارد. این فرقه که به طور سنتی مخالف تبلیغ دینی بود، اخیراً از این موضع خود عقب‌نشینی کرده‌است. در اول اوت ۲۰۰۷ (دهم مرداد ۱۳۸۶)، قرائیمیان گزارش شد که برای اولین بار در ۵۰۰ سال، اعضای جدیدی را به صف خود پذیرفتند. در مراسمی در کنیسه آن‌ها در شمال کالیفرنیا، ده بزرگسال و چهار صغیر پس از گذراندن یک سال مطالعه سوگند وفاداری به یهودیت یاد کردند. این گرویدن ۱۵ سال پس از آن صورت گرفت که شورای حکیمان قرائیم ممنوعیت چند صد ساله پذیرش گروندگان را لغو کرده بود.[۲۱]

یهودیت انسان‌گرا بر این باور است که واژه «گرویدن» برای فرایند یهودی‌شدن مناسب نیست، زیرا تغییر اعتقاد را تداعی می‌کند که برخلاف تغییرات رفتاری، انتخابی نیست. این تحول را بهتر است «귀تابعیت‌پذیری»، «وابستگی» یا «پذیرش» نامید که بیانگر دگرگونی در پیوندهای خانوادگی و آرمان‌های فرهنگی است، نه تغییر بنیادین در اعتقاد.[۲۲]

در دوران باستان

[ویرایش]

در دوران باستان، گرویدن به یهودیت به نظر می‌رسد فرآیندی داوطلبانه و فردی بوده باشد، نه برآمده از تلاش‌های سازمان‌یافتهٔ تبلیغی.[۲۳] گرچه برخی غیریهودیان — اعم از مردان و زنان — به دلیل جذابیت یهودیت یا برخی از عناصر آن به این دین می‌گرویدند، هیچ شواهد روشنی دال بر اینکه یهودیان به‌طور فعال در پی گرواندن دیگران بوده باشند وجود ندارد.[۲۳] پرسش دربارهٔ فعالیت تبلیغی یهودیان همچنان محل بحث است، اما شواهد موجود این ایده را پشتیبانی نمی‌کنند که یهودیان عمداً با هدف تبدیل کردن غیریهودیان به یهودی با آنان تماس می‌گرفتند.[۲۳]

دیدگاه‌های لویی فلدمن دربارهٔ تبلیغ فعال یهودی دگرگون شده‌است.[نیازمند توضیح بیشتر] او با اینکه یهودیت کلاسیک را نسبت به گروندگان پذیرا می‌داند، به‌ویژه از سدهٔ دوم پیش از میلاد تا سدهٔ اول میلادی، به فقدان رساله‌های تبلیغی یا نام خاخام‌هایی که در پی جذب گروندگان بوده باشند اشاره می‌کند و آن را دلیلی بر نبود تبلیغ فعال یهودی می‌شمارد.[۲۴]:۲۰۵–۰۶ فلدمن بر این باور است که گرویدن به یهودیت رایج بود و جمعیت یهودی هم در سرزمین اسرائیل و هم در تبعید زیاد بود.[۲۴]:۱۸۳–۲۰۳,۲۰۶ به گفتهٔ لستر ال. گراب، هرچند «اشارات گوناگونی به تبلیغ دینی در ادبیات دوران یونانی و رومی وجود دارد»، «بعید به نظر می‌رسد که یهودیان مأموریت بزرگی برای جذب گروندگان از میان مردم غیریهودی داشته باشند.»[۲۵]

برخی دیگر از مورخان بر این باورند که گرویدن به یهودیت در دوران رومی از نظر شمار محدود بود و تأثیر چندانی در رشد جمعیت یهودی نداشت؛ دلایل گوناگونی برای این امر وجود داشت، از جمله غیرقانونی بودن گرویدن مردان به یهودیت در جهان رومی از اواسط سدهٔ دوم. عاملی دیگر که گرویدن را در جهان رومی دشوار می‌ساخت، الزام هلاخایی ختنه بود؛ الزامی که مسیحیت در تبلیغ خود آن را به‌سرعت کنار گذاشت. خزانه یهود (Fiscus Judaicus)، مالیاتی که در سال ۷۰ میلادی بر یهودیان وضع شد و در سال ۹۶ میلادی مسیحیان از شمول آن خارج شدند، نیز از جذابیت یهودیت می‌کاست.[۲۶]

بحث اولیه دربارهٔ الزام ختنه

[ویرایش]

بر پایهٔ مقالهٔ دانشنامه یهودی دربارهٔ ختنه،[۲۷] در سدهٔ اول میلادی، پیش از تدوین میشنا، الزام ختنه برای گروندگان میان زیلوت‌ها و جناح‌های لیبرال در اسرائیل باستان موضوع بحث بود. جوشا بن حنانیا استدلال می‌کرد که گروندهٔ آینده به یهودیت، علاوه بر پذیرش باورها و قوانین یهودی، باید در میقوه (میقوه) غسل بگیرد. در مقابل، الیعزر بن هورکانوس ختنه را شرط گرویدن می‌دانست. اختلافی مشابه میان پیروان شمائی و پیروان هیلل دربارهٔ گروندهٔ فاقد غلفه از بدو تولد وجود داشت: پیروان شمائی خواهان ریختن قطره‌ای خون به نشانهٔ نمادین بریت میلا و ورود به عهد بودند، در حالی که پیروان هیلل آن را ضروری نمی‌دانستند.[۲۸]

در بحث‌هایی که دربارهٔ ضرورت ختنه برای کسانی که از مادر یهودی به دنیا آمده‌اند مطرح شد و به نوعی نیاز به ختنهٔ گروندگان را تأیید می‌کرد، میدراش چنین بیان می‌کند: «اگر پسرانت خدایی مرا بپذیرند [با پذیرفتن ختنه]، خدای آنان خواهم بود و آنان را به آن سرزمین خواهم آورد؛ اما اگر عهد مرا دربارهٔ ختنه یا شبات رعایت نکنند، وارد سرزمین موعود نخواهند شد» (میدراش پیدایش ربا، xlvi). «شبات‌گزارانی که ختنه نشده‌اند متجاوز هستند و سزاوار مجازات» (میدراش تثنیه ربا، i).

با این حال دیدگاه مخالف در تلمود بابلی توسط جوشا بن حنانیا این‌گونه بیان شده‌است: «گروندهٔ مردی که غسل کرده اما ختنه نشده، یا ختنه شده اما غسل نکرده، گروندهٔ [معتبر] است.»[۲۹] شایان ذکر است که این دیدگاه بعداً در تلمود رد شد.

یوسف فلاوی در کتاب آثار باستانی یهودیان (کتاب بیستم، فصل دوم) داستان پادشاه ایزاتس از آدیابن را روایت می‌کند که تصمیم گرفت به توصیهٔ بازرگانی یهودی به نام آنانیاس از شریعت موسی پیروی کند. او قصد داشت ختنه شود، اما مادرش هلن، که خود آداب یهودی را پذیرفته بود، به این دلیل که رعایا تحمل نمی‌کردند که توسط کسی که چنین «آداب عجیب و بیگانه» ای دارد اداره شوند، او را از این کار منع کرد. آنانیاس نیز با این استدلال که پرستش خدا برتر از ختنه است، مخالفت کرد (روبرت آیزنمن در کتاب «جیمز برادر عیسی» ادعا می‌کند که آنانیاس همان پولس رسول است که دیدگاه‌های مشابهی داشت، هرچند این تفسیر تازه‌ای است که در پژوهش‌های اصلی پشتیبانی نمی‌شود) و اینکه خدا به خاطر ترس او از رعایایش او را خواهد بخشید. از این رو ایزاتس از این کار صرف‌نظر کرد. با این حال، بعداً «یهودی دیگری از جلیله به نام الیعزر» که در شریعت بسیار دانا بود، او را متقاعد کرد که خواندن شریعت یک چیز و عمل به آن چیز دیگری است و بدین‌ترتیب ایزاتس ختنه شد. وقتی هلن و آنانیاس از این موضوع باخبر شدند، سخت هراسیدند، اما همان‌گونه که یوسف فلاوی می‌نویسد، خدا از ایزاتس حمایت کرد. چون پادشاهی‌اش آرام و پربرکت بود، هلن از معبد دوم اورشلیم برای سپاسگزاری دیدن کرد و چون در آن زمان قحطی سختی بود، مقدار زیادی خوراک و کمک برای مردم اورشلیم آورد.[۳۰]

الزامات

[ویرایش]

آمورائیم که تلمود را پدیدآوردند، الزامات پایه‌ای برای گرویدن به یهودیت (کریتوت ۸ب) مقرر کردند که باید در حضور یک بِث‌دین (دادگاه خاخامی متشکل از سه مرد یهودی که سن آنان از سن بار میتصوا بیشتر باشد) انجام شده و به تأیید آن برسد. داوران بِث‌دین باید پایبند به احکام یهودی باشند. رویه متداول ارتدکس آن است که همه داوران ربی یا روحانیون ارتدکس باشند. امروزه الزامات گرویدن به یهودیت و مدت زمان لازم برای تکمیل آن، بسته به فرقه و حامی خاخامی متفاوت است. الزامات پایه‌ای که در تلمود مقرر شده‌اند عبارتند از:

  • ختنه (بریت میلا یا هاتافات دَم بریت) برای مردان. اگر مرد از پیش ختنه شده باشد، یک قطره خون به عنوان ختنه نمادین گرفته می‌شود.[۲]
  • غسل تعمید (تِویلا) در حمام آیینی (میقوه) برای هر دو جنس مرد و زن.[۲]
  • تقدیم قربانی مشخص (کوربان) در معبد (بیت‌المقدس) (این الزام در حال حاضر به عنوان بخشی از گرویدن نوین به یهودیت مورد نیاز نیست).

اجماع مراجع هلاخایی همچنین مستلزم آن است که فرد متقاضی گرویدن، وظایف کلاسیک قانون یهودی را درک کرده و رسماً بپذیرد. این مورد به صراحت در تلمود بیان نشده، اما توسط مفسران بعدی از آن استنباط شده‌است.[۳۱]

پس از تأیید برآورده شدن همه این الزامات، بِث‌دین «گواهی گرویدن» (شتار گیور) صادر می‌کند که تأیید می‌کند آن شخص اکنون یهودی است.

رویه‌های نوین

[ویرایش]

الزامات گرویدن به یهودیت در شاخه‌های گوناگون این دین تا اندازه‌ای با یکدیگر تفاوت دارند و از همین رو پذیرش یا نپذیرفتن گرویدن از سوی یک شاخه توسط شاخه‌ای دیگر، موضوعی است که اغلب با سیاست‌های دینی پیچیده همراه است. رد گرویدن‌های غیرارتدکسی از سوی یهودیت ارتدکس کمتر ریشه در نگرانی از خود فرایند گرویدن دارد، چراکه گرویدن‌های محافظه‌کارانه و حتی برخی گرویدن‌های اصلاح‌گرایانه از نظر مدت و محتوا بسیار به گرویدن‌های ارتدکسی شباهت دارند؛ بلکه بیشتر از این پیش‌فرض سرچشمه می‌گیرد که گرویدگان به اندازه کافی مطابق با استانداردهای شریعت یهودی به سبک ارتدکس آموزش ندیده‌اند.[۳۲] تفسیرهای متعارض دربارهٔ اعتبار گرویدن‌های غیرارتدکسی همچنین پیامدهایی برای گرویدگانی دارد که در پی کسب شهروندی اسرائیلی هستند، زیرا وضعیت شخصی در اسرائیل به‌شدت تحت تأثیر تصمیم‌های خاخام‌خانه بزرگ اسرائیل قرار دارد که گرویدن‌های غیرارتدکسی را به رسمیت نمی‌شناسد.[۳۳] افزون بر این، پژوهشگرانی چون هکر استدلال کرده‌اند که گرویدن‌های نوین به‌طور چشمگیری تحت تأثیر جنسیت گرویدگان است. این امر ناشی از صلاحیت قضایی دادگاه عالی خاخامی اسرائیل در زمینه وضعیت شخصی شهروندان اسرائیلی است که ازدواج‌های میان‌دینی را به رسمیت نمی‌شناسد و فرزندان پدران یهودی را در صورتی که مادر به یهودیت ارتدکس نگرویده باشد، یهودی تلقی نمی‌کند.[۳۴]

به‌طور کلی، غوطه‌وری در میقوه (mikveh) بخش مهمی از فرایند سنتی گرویدن است. اگر گرویدگان مرد باشند، ختنه نیز بخشی از فرایند سنتی گرویدن به‌شمار می‌رود. اگر مرد گروینده پیش از این ختنه شده باشد، آیینی موسوم به hatafat dam brit (برداشت نمادین یک قطره خون) انجام می‌شود.[۳۵] با این حال، شاخه‌های آزاداندیش‌تر یهودیت الزامات سهل‌گیرانه‌تری در زمینه غوطه‌وری و ختنه دارند.

بلوغ

[ویرایش]

کسی که در دوران کودکی گرویدن به یهودیت را آغاز می‌کند (پیش از ۱۲ سالگی برای دختران و ۱۳ سالگی برای پسران) ملزم است شرایط گرویدن را برآورده سازد، یعنی ختنه و میقوه، اما نیازی به انجام «پذیرش میتسوا» ندارد. در عوض، گرویدن al daat beth din صورت می‌گیرد، یعنی پذیرش از سوی بیت‌دین ناظر بر گرویدن انجام می‌شود.

کودک تا زمان بار/بت میتسوا به عنوان یهودی زندگی می‌کند و در آن هنگام این گزینه را دارد که گرویدن خود را رد کند. چنانچه پذیرفتند که به عنوان یهودی ادامه دهند، دیگر نمی‌توان گرویدن را پس گرفت.[۳۶]

دیدگاه یهودیت اصلاح‌گرا

[ویرایش]

در ایالات متحده، یهودیت اصلاح‌گرا این مفهوم را که هر گونه قاعده یا آیینی باید برای گرویدن به یهودیت ضروری شمرده شود، رد می‌کند. در اواخر سده نوزدهم میلادی، کنفرانس مرکزی خاخام‌های آمریکایی که سازمان رسمی خاخام‌های اصلاح‌گرای آمریکا است، به‌طور رسمی قطعنامه‌ای را به تصویب رساند که بر اساس آن پذیرش افراد تازه‌گرویده «بدون هیچ آیین آغازین، مراسم، یا رسمی» مجاز اعلام شد. (CCAR Yearbook 3 (1893), 73–95; American Reform Responsa (ARR), no. 68, at 236–237.)

اگرچه این قطعنامه بارها از سوی بسیاری از خاخام‌های اصلاح‌گرا با نگاهی انتقادی بررسی شده، همچنان سیاست رسمی یهودیت اصلاح‌گرای آمریکا به‌شمار می‌رود (CCAR Responsa "Circumcision for an Eight-Year-Old Convert" 5756.13 و سولومون فریهوف, Reform Responsa for Our Time، شماره ۱۵). بدین ترتیب، یهودیت اصلاح‌گرای آمریکا غسل تعمید آیینی در میقوه، ختنه، یا پذیرش میتزووت را به عنوان هنجار الزامی نمی‌داند. حضور در برابر بِث دین توصیه می‌شود، اما ضروری تلقی نمی‌گردد. از افراد تازه‌گرویده خواسته می‌شود که به معیارهای دینی تعیین‌شده توسط جامعه اصلاح‌گرای محلی متعهد باشند.[۳۷]

در عمل، شرایط گرویدن برای هر فرد توسط خاخامی که متقاضی را حمایت می‌کند تعیین می‌شود. معمولاً خاخام‌های اصلاح‌گرا از متقاضیان تازه‌گروی می‌خواهند که در یک دوره آموزشی یهودیت شرکت کنند—مانند دوره «آشنایی با یهودیت» —در عبادات کنیسه حضور یابند و برای مدتی به شیوه یهودیان زندگی کنند (هر چند که تفسیر این شیوه به صلاحدید خاخام است). یک دوره یک‌ساله رایج است، هرچند الزامات خاخام‌های مختلف متفاوت است. هنگامی که خاخام حامی احساس کند که متقاضی آماده است، ممکن است بِث دین تشکیل شود. سایر آیین‌ها مانند غسل در میقوه، ختنه (یا حتافت دم بریت)، و مراسم عمومی برای گرامیداشت گرویدن نیز به صلاحدید خاخام است.[۳۸][عدم مطابقت با منبع][۳۹]

دیدگاه‌های میان‌فرقه‌ای

[ویرایش]

در پاسخ به تنوع گسترده‌ای که در جامعه اصلاح‌گرا وجود دارد، جنبش یهودیت محافظه‌کار تلاش کرد رویکردی دقیق‌تر اتخاذ کند. کمیته قوانین و معیارهای یهود وابسته به یهودیت محافظه‌کار نظریه‌ای حقوقی صادر کرده که بر اساس آن گروش‌های اصلاح‌گرا تنها در صورتی معتبر شناخته می‌شوند که حداقل الزامات هلاخایی محافظه‌کاران را برآورده سازند؛ این الزامات شامل میلا و تویلا، حضور پیش روی یک بیت‌دین محافظه‌کار و گذراندن یک دوره آموزشی محافظه‌کارانه است. (Proceedings of Committee on Jewish Law and Standards: 1980–1985، صص. ۷۷–۱۰۱.)

به‌طور کلی، شاخه‌های یهودیت ارتدکس گروش‌های غیرارتدکس را یا ناکافی می‌دانند یا از نظر هلاخایی مشکوک تلقی می‌کنند و از این رو این گروش‌ها مورد پذیرش این شاخه‌ها نیستند. در مقابل، هم یهودیت محافظه‌کار و هم یهودیت اصلاح‌گرا فرایند گروش ارتدکس را معتبر می‌شمارند. از سال ۲۰۰۸ میلادی (۱۳۸۶ شمسی)، دادگاه‌های دینی حریدی ارتدکس در اسرائیل گروش‌های برخی ربی‌های ارتدکس را رد کرده‌اند، چرا که خاخام‌خانه بزرگ اسرائیل صلاحیت این ربی‌های ریاست‌کننده را به رسمیت نمی‌شناسد.[۴۰][۴۱]

اختلاف درون‌ارتدکسی

[ویرایش]

در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۶–۱۳۸۷)، بادتز تحت سیطره حریدی‌ها در اسرائیل هزاران گرویش انجام‌شده توسط خاخامی نظامی را باطل اعلام کرد. خاخام‌خانه بزرگ اسرائیل، که تنها مرجع رسمی دولتی در امور دینی است و از حمایت ربی عووادیه یوسف برخوردار بود، این ابطال را رد کرد و از این رو ابطال مزبور از نظر حقوق اسرائیل فاقد اعتبار قانونی شناخته شد.[۴۲]

دیدگاه‌های قرائیم

[ویرایش]

از سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵)، موتزت حخامیم (شورای حکیمان) از طریق دانشگاه یهودی قرائیم پذیرش گروندگان به یهودیت قرائیم را آغاز کرد. این فرایند شامل یک سال آموزش، ختنه (برای مردان) و ادای سوگندی است که روت ادا کرد:

כִּי אֶל-אֲשֶׁר תֵּלְכִי אֵלֵךְ, וּבַאֲשֶׁר תָּלִינִי אָלִין—עַמֵּךְ עַמִּי, וֵאלֹהַיִךְ אֱלֹהָי. בַּאֲשֶׁר תָּמוּתִי אָמוּת, וְשָׁם אֶקָּבֵר; כֹּה יַעֲשֶׂה יְהוָה לִי, וְכֹה יוֹסִיף—כִּי הַמָּוֶת, יַפְרִיד בֵּינִי וּבֵינֵךְ.

«هر جا که تو بروی من خواهم رفت و هر جا که تو بمانی من خواهم ماند؛ قوم تو قوم من و خدای تو خدای من خواهد بود. هر جا که تو بمیری من خواهم مرد و همان‌جا دفن خواهم شد. خداوند با من چنین کند و بیفزاید، اگر جز مرگ چیزی مرا از تو جدا کند.» Ruth ۱:۱۶–۱۷

تلاش‌ها برای حل مسئله «چه کسی یهودی است؟»

[ویرایش]

دهه ۱۹۵۰: پیشنهاد دادگاه دینی مشترک

[ویرایش]

در دهه ۱۹۵۰، یوسف بی. سولووایچیک و دیگر اعضای شورای خاخامی آمریکا مذاکرات خصوصی‌ای را با رهبران مجمع خاخامی یهودیت محافظه‌کار، از جمله سائول لیبرمن، آغاز کردند. هدف آنان تأسیس یک بِت دین ملی مشترک ارتدکس-محافظه‌کار برای همه یهودیان ایالات متحده بود. این نهاد می‌بایست معیارهای جمعی ازدواج و طلاق را وضع کند. الگوی پیشنهادی بر اساس خاخام‌خانه بزرگ اسرائیل بود که در آن تمام قضات ارتدکس می‌بودند اما جنبش محافظه‌کار آن را مشروع می‌شمرد. خاخام‌های محافظه‌کار در مجمع خاخامی یک «کنفرانس مشترک قوانین یهودی» ایجاد کردند و یک سال را صرف این تلاش کردند.[نیازمند منبع]

این طرح به دلایل گوناگون به نتیجه نرسید. به گفته خاخام ارتدکس لوئیس برنشتاین، مهم‌ترین دلیل شکست آن این بود که خاخام‌های ارتدکس اصرار داشتند مجمع خاخامی محافظه‌کار موافقت کند که خاخام‌های محافظه‌کار را به دلیل اقداماتی که پیش از تشکیل بِت دین جدید انجام داده بودند، از مجمع اخراج کند؛ اما مجمع از این کار سر باز زد.[۴۳] به گفته خاخام ارتدکس امانوئل راکمن، رئیس پیشین شورای خاخامی آمریکا، مهم‌ترین دلیل شکست فشار خاخام‌های حریدی ارتدکس بود که هرگونه همکاری میان ارتدکسی و محافظه‌کاری را ممنوع می‌دانستند. در سال ۱۹۵۶، خاخام هری هالپرن از «کنفرانس مشترک» گزارشی دربارهٔ فروپاشی این بِت دین نوشت. او می‌نویسد که مذاکرات میان فرقه‌های ارتدکس و محافظه‌کار به پایان رسیده و مورد توافق قرار گرفته بود، اما سپس شورای خاخامی آمریکا شرط جدیدی مطرح کرد: مجمع خاخامی باید «مجازات‌های سنگینی» بر خاخام‌های محافظه‌کار به خاطر اقدامات پیش از تشکیل بِت دین اعمال کند. هالپرن می‌نویسد که مجمع «نمی‌توانست به انضباط سخت‌گیرانه اعضای خود به خواست یک گروه بیرونی تن دهد.» او ادامه می‌دهد که هرچند تلاش‌های بعدی برای همکاری با ارتدکس‌ها صورت گرفت، نامه‌ای از سوی یازده رئیس ییشیوا منتشر شد که بر اساس آن، خاخام‌های ارتدکس از همکاری با خاخام‌های محافظه‌کار منع شده بودند.[۴۴]

۱۹۷۸–۱۹۸۳: برنامه دنور، نسب‌رسانی پدری

[ویرایش]

در دنور، کلرادو، یک بِت دین مشترک ارتدکس، سنتی، محافظه‌کار و اصلاح‌گرا برای ترویج معیارهای یکسان در گرویدن به یهودیت تشکیل شد. شماری از خاخام‌ها دارای «سِمیخا» از ییشیواهای ارتدکس بودند اما در کنیسه‌هایی بدون مخیتسا خدمت می‌کردند؛ این کنیسه‌ها «یهودیت سنتی» نامیده می‌شدند. در طول پنج سال، آن‌ها نزدیک به ۷۵۰ تن را به یهودیت وارد کردند. با این حال در سال ۱۹۸۳، بِت دین مشترک به دلیل تصمیم یک‌جانبه اصلاح‌گرایان آمریکایی برای تغییر تعریف یهودیت منحل شد:[۴۵]

این حرکت در پی قطعنامه‌ای دربارهٔ نسب‌رسانی پدری بود که همان سال از سوی کنفرانس مرکزی خاخام‌های آمریکایی تصویب شد. این تصمیم برای بازتعریف هویت یهودی، و همچنین تعیین دنور به عنوان یک جامعه آزمایشی برای تلاش جدید اصلاح‌گرایان در جذب دین‌گروان، خاخام‌های سنتی و محافظه‌کار را متقاعد کرد که دیگر نمی‌توانند در هیئت مشترک شرکت کنند… تصمیم ملی خاخامیت اصلاح‌گرا، خاخام‌های سنتی و محافظه‌کار را در موقعیتی دشوار قرار داد. آنان نمی‌توانستند در برنامه‌ای برای گرویدن با خاخام‌هایی که دیدگاه بسیار متفاوتی دربارهٔ هویت یهودی داشتند همکاری کنند. علاوه بر این، آنان نمی‌توانستند بر گرویدن‌هایی نظارت کنند که به دلیل تلاش برون‌رسانی اصلاح‌گرایان با شیوه‌ای ناسازگار با درک خود آنان از چگونگی ارتباط با دین‌گروان بالقوه، با فراوانی فزاینده‌ای انجام می‌شد.

ورتهایمر، ملتی تقسیم‌شده[۴۵]

به طور مشخص، در سال ۱۹۸۳، کنفرانس مرکزی خاخام‌های آمریکایی قطعنامه‌ای تصویب کرد که نیاز به گرویدن رسمی را برای هر کسی با حداقل یک والد یهودی که اقدامات تأییدکننده هویت یهودی داشته باشد، رفع می‌کرد. این قطعنامه با موضع سنتی که گرویدن رسمی به یهودیت را برای فرزندان بدون مادر یهودی الزامی می‌دانست، تفاوت داشت.[۴۶] قطعنامه ۱۹۸۳ جنبش اصلاح‌گرای آمریکایی در جوامع اصلاح‌گرا خارج از ایالات متحده با واکنش‌های متفاوتی روبرو شد. به‌ویژه، جنبش اسرائیل برای یهودیت پیشرو نسب‌رسانی پدری را رد کرده و گرویدن رسمی را برای هر کسی بدون مادر یهودی الزامی می‌داند.[۴۷] با این حال در سال ۲۰۱۵، اکثریت مجمع خاخام‌های اصلاح‌گرای بریتانیا به نفع یک سند موضعی رأی دادند که پیشنهاد می‌کرد «افرادی که زندگی یهودی دارند و از نسب پدری یهودی برخوردارند، می‌توانند از طریق یک فرایند فردی به جامعه یهودی خوش‌آمد گفته شده و یهودی تأیید شوند.»[۴۸] مجمع خاخام‌های اصلاح‌گرای بریتانیا اعلام کرد که خاخام‌ها «قادر خواهند بود تصمیمات محلی — که توسط بِت دین تأیید می‌شود — مبنی بر تأیید وضعیت یهودی اتخاذ کنند.»[۴۸]

پایان برنامه بِت دین مشترک از سوی گروه‌های ارتدکس حریدی که این برنامه را نامشروع می‌دانستند، با استقبال روبرو شد. علاوه بر این، گروه‌های حریدی تلاش کردند خاخام‌های غیرارتدکس را از پیروی از الزامات سنتی دین‌گروان با بهره‌گیری از «میقوه» بازدارند. در دیدگاه حریدی، بهتر است اصلاً گرویدنی صورت نگیرد تا آنکه گرویدن غیرارتدکس انجام شود، زیرا از نظر آنان همه گرویدن‌های غیرارتدکس اصلاً گرویدن واقعی نیستند.[۴۹]

دهه ۱۹۸۰: پیشنهاد بِت دین مشترک اسرائیلی

[ویرایش]

در دهه ۱۹۸۰، خاخام ارتدکس مدرن نورمن لام، رئیس دانشگاه یشیوا، به همراه دیگر خاخام‌های ارتدکس آمریکایی و اسرائیلی، با خاخام‌های محافظه‌کار و اصلاح‌گرا همکاری کرد تا راه‌حلی برای مسئله «چه کسی یهودی است؟» بیابند. در سال‌های ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰، نخست‌وزیر اسرائیل اسحاق شامیر پیشقدم تلاشی برای حل این بن‌بست شد.[نیازمند منبع]

طرحی توسط الیاکیم روبنشتاین، دبیر کابینه اسرائیل، تهیه شد که ماه‌ها به طور محرمانه با خاخام‌هایی از یهودیت محافظه‌کار، اصلاح‌گرا و ارتدکس، از جمله اعضای هیئت علمی دانشگاه یشیوا با لام به عنوان «رئیس ییشیوا»، مذاکره کرد. برنامه‌ریزی بر آن بود که یک هیئت مشترک برای مصاحبه با کسانی که قصد گرویدن به یهودیت و «عَلیّا» (مهاجرت به دولت اسرائیل) داشتند، تشکیل شود و آنان را به یک بِت دین که داوطلب را بر اساس هالاخای سنتی وارد می‌کرد، ارجاع دهد. همه طرف‌های مذاکره به توافق رسیدند:[نیازمند منبع]

  1. گرویدن باید بر اساس هالاخا انجام شود
  2. بِت دین (دادگاه خاخامی) که بر گرویدن نظارت می‌کند، ارتدکس باشد و احتمالاً توسط خاخام‌خانه بزرگ اسرائیل منصوب شود
  3. در طول فرایند گفت‌وگوی سه‌جانبه برقرار باشد.

بسیاری از خاخام‌های اصلاح‌گرا از این اصل که بِت دین باید به طور دقیق هالاخایی و ارتدکس باشد ناخرسند بودند، اما پذیرفتند. با این حال هنگامی که این طرح علنی شد، شماری از خاخام‌های برجسته حریدی بیانیه‌ای صادر کردند و آن را «تحریف هالاخا» دانستند. خاخام موشه شِرِر، رئیس سازمان جهانی آگوداث اسرائیل، اعلام کرد: «بله، ما در پایان دادن به آن مضحکه نقش داشتیم و به آن افتخار می‌کنم.» نورمن لام این دخالت شِرِر را محکوم کرد و گفت این «مخرب‌ترین کاری بود که او [شِرِر] در طول چهل سال فعالیت خود انجام داد.»[۵۰]

خاخام لام می‌خواست این تنها آغاز راه‌حلی برای ناهمبستگی یهودیان باشد. او بیان کرد که اگر این طرح یکپارچه‌سازی گرویدن نابود نمی‌شد، می‌خواست آن را به حوزه طلاق‌های هالاخایی یهودی گسترش دهد و بدین‌ترتیب مسئله «مامزر» را پایان دهد.[۵۰]

۱۹۸۷: پیشنهاد بریختو

[ویرایش]

در سال ۱۹۸۷، خاخام سیدنی بریختو، خاخام آمریکایی-تبار بریتانیایی از جنبش یهودیت لیبرال بریتانیا، پیشنهادهایی برای سازش تاریخی میان جریان‌های پیشرو یهودیت و یهودیت ارتدکس منتشر کرد که بحث‌های گسترده‌ای برانگیخت. او از نظارت بِت دین ارتدکس بر حوزه‌های بحث‌برانگیز دفاع کرد. در عوض، خاخام‌های پیشرو از خاخامیت ارتدکس احترام، مقداری به رسمیت شناختن و نقشی در فرآیندهای بِت دین مربوط به یهودیان پیشرو به دست می‌آوردند.[۵۱] پیشنهادهای بریختو، خاخام جان لوی را ترغیب کرد که از چنین ابتکاری در ملبورن حمایت کند.[۵۱]

از جمله پیشنهادهای بریختو این بود که جریان‌های پیشرو یهودیت گرویدن‌های خود را متوقف کنند.[۵۲] در عوض، داوطلبان گرویدن آنان وضعیت خود را از یک بِت دین ارتدکس دریافت کنند.[۵۲] از بِت دین انتظار می‌رفت که از معمول خود انعطاف بیشتری نشان دهد و تنها آشنایی با آداب ارتدکس — نه التزام عملی به آن — را از داوطلبان بخواهد.[۵۲]

این پیشنهاد از سوی امانوئل یاکوبوویتس، بارون یاکوبوویتس، خاخام اعظم انجمن‌های یهودیان متحد کشورهای مشترک‌المنافع، رد شد. یاکوبوویتس استدلال کرد: «چگونه می‌تواند یک بِت دین ارتدکس گرویدنی را بدون قبالات میتزووت [پذیرش فرمان‌ها] تأیید کند؟»[۵۲]

با این حال در سال ۱۹۹۰، خاخام اعظم منتخب، جاناتان ساکس، با پیشنهاد موافق‌تر بود.[۵۲] او در نامه‌ای به بریختو نوشت: «به محض اینکه مقاله شما را خواندم… آن را به طور عمومی 'جسورانه‌ترین اظهار یک یهودی غیرارتدکس در این قرن' نامیدم. احساس کردم که این راهی واقعی برای پیشرفت است. دیگران دیدگاه من را نپذیرفتند.» او ادامه داد: «هنوز ۱۸ ماه تا تصدی پست من باقی است. اما باور دارم که هنوز می‌توانیم این راه را با هم بپیماییم. زیرا اگر پیش نرویم، بسیار نگران جامعه خودمان و عام یسرائیل هستم.»[۵۲]

۱۹۹۷: پیشنهاد کمیسیون نئمان

[ویرایش]

در سال ۱۹۹۷، مسئله «چه کسی یهودی است؟» بار دیگر در اسرائیل مطرح شد و رهبران ارتدکس مانند خاخام نورمن لام آشکارا از کمیسیون نئمان، گروهی متشکل از خاخام‌های ارتدکس، محافظه‌کار و اصلاح‌گرا که برای تهیه برنامه‌های مشترک گرویدن به یهودیت کار می‌کردند، حمایت کردند. در سال ۱۹۹۷، لام در شورای جهانی رهبری ارتدکس در گلِن اسپرینگز، نیویورک، سخنرانی‌ای ایراد کرد و از یهودیان ارتدکس خواست این تلاش را پشتیبانی کنند:

لام به شنوندگانش گفت که باید تلاش‌های رهبران غیرارتدکس را برای ادغام جدی‌تر آداب سنتی یهودی در زندگی پیروانشان ارزشمند بدانند و تشویق کنند. او گفت باید از تأسیس مدارس روزانه اصلاح‌گرا و محافظه‌کار استقبال کنند و آن را تهدیدی برای مدارس خود ندانند. در بسیاری از جوامع، مدارس روزانه ارتدکس یا مدارس روزانه اجتماعی با گرایش ارتدکس، شمار زیادی از دانش‌آموزان خانواده‌های غیرارتدکس دارند. جنبش‌های لیبرال باید قدردانی و تشویق شوند زیرا کاری یهودی انجام می‌دهند، حتی اگر به شیوه‌ای نباشد که یهودیان ارتدکس می‌خواهند. او گفت: «آنچه انجام می‌دهند چیزی است، و چیزی بهتر از هیچ است.» او در سخنرانی خود گفت: «من آشکارا به این تصور که گاهی در جامعه ارتدکس می‌یابیم حمله می‌کنم که 'گوی بودن بهتر است'" از یهودی غیرارتدکس بودن، در یک مصاحبه گفت.[۵۳]

کمیته پیشنهاد کرد که یک مؤسسه مشترک برای مطالعات یهودی تأسیس شود که دستاورد مشترک هر سه جریان یهودیت باشد. کمیته همچنین پیشنهاد کرد که خود فرآیندهای گرویدن در دادگاه‌های ویژه گرویدن برگزار شود که توسط همه مذاهب یهودیت به رسمیت شناخته شوند. هدف پیشنهاد جلوگیری از شکاف در میان مردم یهود، در عین ایجاد ترتیباتی دولتی برای گرویدن بود. در ۷ سپتامبر ۱۹۹۸ (۱۶ شهریور ۱۳۷۷)، دولت گزارش کمیسیون نئمان را تصویب کرد.

یک سال بعد، مؤسسه مشترک مطالعات یهودی تأسیس شد و از آن زمان به عنوان مجری رسمی دولتی دوره‌های گرویدن در اسرائیل، از جمله دوره‌های گرویدن نظامی، عمل کرده‌است. در سال ۲۰۱۵، نام مؤسسه به «ناتیو — مرکز ملی مطالعات یهودی، هویت و گرویدن» تغییر یافت.

ابطال گرویدن

[ویرایش]

تحولی نوین در این زمینه ابطال گرویدن به یهودیت است که گاهی سال‌ها پس از انجام آن، به دلیل کاهش پایبندی دینی یا تغییر جامعه از سوی دین‌گرو، صورت می‌گیرد. چاک دیویدسون، متخصص ارتدکس مدرن در این بحران گرویدن، توضیح می‌دهد: «از قرون وسطا به بعد، بزرگ‌ترین خاخام‌ها به صراحت نوشته‌اند که حتی اگر دین‌گرو بلافاصله پس از گرویدن برود و بت بپرستد، آن شخص همچنان یهودی تلقی می‌شود.»[۵۴] توجیه ارائه‌شده برای این تغییر رویکرد این است که گرویدن اولیه اصلاً معتبر نبوده، زیرا از اقدامات بعدی دین‌گرو آشکار است که او در زمان گرویدن صادق نبوده‌است.

وضعیت سردرگمی در هویت یهودی در اسرائیل زمانی بدتر شد که خاخام حریدی ابراهیم شِرمَن از دادگاه عالی دینی اسرائیل (به عبری: בית הדין הרבני הגדול) اعتبار بیش از ۴۰٬۰۰۰ گرویدن یهودی را زیر سؤال برد؛ او حکمی از دادگاه خاخامی اشدود را تأیید کرد که گرویدن زنی را که برای بررسی نزد آنان آمده بود به دلیل آنکه از نظر آنان قادر به رعایت شریعت یهودی نبود، به طور قهقرایی باطل می‌کرد.[۵۵][۵۶]

این بحران عمیق‌تر شد آنگاه که خاخامیت اسرائیل اعتبار سربازانی را که در ارتش گرویدن داشتند زیر سؤال برد؛ این به آن معنا بود که سربازی که در نبرد کشته می‌شد، نمی‌توانست بر اساس شریعت یهودی به خاک سپرده شود.[۵۷] در سال ۲۰۱۰، خاخامیت با آغاز امتناع از به رسمیت شناختن دین‌گروان ارتدکس آمریکایی به عنوان یهودی، بی‌اعتمادی بیشتری به فرایند گرویدن ایجاد کرد.[۵۸] در واقع، نوه دختری ناحوم سوکولوف، صهیونیست برجسته، اخیراً «به اندازه کافی یهودی» تلقی نشد تا در اسرائیل ازدواج کند، زیرا نتوانست نسب مادری یهودی خود را برای چهار نسل اثبات کند.[۵۹]

پس از رسوایی‌ای که در آن خاخام آمریکایی بَری فرویندِل به اتهام نصب دوربین‌های مخفی در میقوه برای فیلم‌برداری از زنان دین‌گروی که در حال تعویض لباس بودند دستگیر شد، خاخامیت اعظم اسرائیل اعلام کرد که اعتبار تمام گرویدن‌های گذشته‌ای که فرویندل انجام داده بود را بررسی خواهد کرد؛ اما سپس به سرعت این تصمیم را پس گرفت و اعلام کرد که به شورای خاخامی آمریکا ارتدکس در تأیید اعتبار گرویدن‌ها می‌پیوندد.[۶۰]

در دسامبر ۲۰۱۴، یک دادگاه اسرائیلی حکم داد که گرویدن می‌تواند باطل شود. قاضی نیل هِندِل در حکم خود نوشت: «همان‌گونه که دادگاه مدنی اختیار غیرقابل سلب ابطال حکم قطعی را — در موارد بسیار نادر — دارد، دادگاه ویژه دینی گرویدن نیز همین اختیار را دارد. زیرا در غیر این صورت، احکامی که از ابتدا معیوب بوده‌اند را برای همیشه به رسمیت می‌شناختیم.»[۵۴]

پیامدها

[ویرایش]

هنگامی که یک تغییر دین معتبر به یهودیت انجام شود، نمی‌توان آن را لغو کرد. با این حال، یک بیت دین ممکن است حکم دهد که گرویدن از ابتدا باطل بوده؛ زیرا هرگز به‌درستی انجام نشده‌است. برای نمونه، اگر آیین میقوه به‌شکل نادرست برگزار شده باشد.[۶۱] در سال‌های اخیر، بسیاری از گرویدن‌های ارتدکس باطل شده‌اند. در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷)، بالاترین دادگاه مذهبی اسرائیل گرویدن ۴۰٬۰۰۰ یهودی را باطل اعلام کرد که بیشترشان از خانواده‌های مهاجر روسی بودند، هرچند پیش از آن یک خاخام ارتدکس گرویدن آن‌ها را تأیید کرده بود.[۶۲] بحث دربارهٔ اینکه چه بیت دینی برای گرویدن و لغو گرویدن معتبر است، موجب شکاف‌هایی در جهان ارتدکس شده‌است. این مسئله به‌طور ضمنی داوری‌ای دربارهٔ شخصیت و درستکاری خاخام‌های آن دادگاه مذهبی است. برای نمونه، هنگامی که خاخام بری فرونل به اتهام دوربین گذاشتن مخفیانه و فیلم‌برداری از زنانی که در میقوه‌ای که او سرپرستی می‌کرد دستگیر شد، خاخام‌خانه بزرگ اسرائیل در ابتدا تهدید کرد که گرویدن‌هایی را که فرونل در تأیید آن‌ها دست داشته بررسی و احتمالاً باطل خواهد کرد. بحران میان خاخام‌های آمریکایی و اسرائیلی هنگامی فروکش کرد که خاخام‌خانه بزرگ پذیرفت همه گرویدن‌های انجام‌شده توسط فرونل معتبر تلقی شوند.[۶۳]

روابط میان یهودیان و تازه‌گرویدگان

[ویرایش]

یهودیت دینی آشکارا تبلیغ‌گر نیست. یهودیت می‌آموزد که صالحان همه ملت‌ها جایی در جهان آینده دارند.[۶۴] همانند دیگر ادیان ابراهیمی، قانون یهودی خلوص نیت متقاضی گرویدن را می‌طلبد. با توجه به این ملاحظات، بیشتر مراجع در این زمینه بسیار محتاطانه عمل می‌کنند. در واقع، می‌خواهند مطمئن شوند که تازه‌گروینده می‌داند چه چیزی در پیش دارد و آیا این کار را با انگیزه‌ای صادقانه و مذهبی انجام می‌دهد. با این حال، در حالی که گرویدن به خاطر عشق به یهودیت بهترین انگیزه شمرده می‌شود، گرویدن برای پرهیز از ازدواج با غیریهود نیز رفته‌رفته پذیرش بیشتری می‌یابد.[۶۵]

سنتی وجود دارد که بر اساس آن باید متقاضی گرویدن سه بار رد شود تا صداقت او آزموده شود، هرچند بیشتر خاخام‌ها دیگر این سنت را رعایت نمی‌کنند.[۶۶] نه شورای خاخامی آمریکا و نه مجمع خاخام‌ها، که سازمان‌های پیشرو ارتدکس و محافظه‌کار در آمریکا هستند، این اقدام را در سیاست‌های گرویدن خود توصیه نمی‌کنند[۶۷][۶۸] و کنفرانس مرکزی خاخام‌های آمریکایی و اتحادیه یهودیت اصلاح‌گرا فعالانه با این رویه مخالفت می‌کنند.[۶۹][۷۰]

ملاحظات هلاخایی

[ویرایش]

هلاخا بدرفتاری با تازه‌گروینده را ممنوع می‌کند[۷۱] از جمله یادآوری به تازه‌گروینده که روزگاری یهودی نبوده‌است.[نیازمند منبع][۷۲] از این رو، در یهودیت میان کسانی که یهودی متولد شده‌اند و کسانی که از راه گرویدن یهودی شده‌اند، تمایز اندک یا هیچ تمایزی وجود ندارد. با این حال، با آنکه هلاخا حقوق تازه‌گروینده را محافظت می‌کند، برخی جوامع یهودی متهم شده‌اند که با تازه‌گروینده‌ها همچون یهودیانی درجه دوم رفتار می‌کنند. برای نمونه، بسیاری از جوامع یهودیان سوری گرویدن را ممنوع کرده و هیچ گرویدنی به یهودیت را نمی‌پذیرند، از جمله آنچه زیر نظر مراجع ارتدکس انجام شده‌است (که شاید تحت تأثیر فرقه‌هایی در سوریه مانند دروز باشد که تازه‌گروینده نمی‌پذیرند).[۷۳]

بر اساس تفسیرهای ارتدکسی از هلاخا، تازه‌گروینده‌ها با شماری محدود از محدودیت‌ها روبه‌رو هستند. ازدواج میان یک زن تازه‌گروینده و یک کوهن (اعضای طبقه کاهنی) ممنوع است و فرزندان چنین پیوندی وضعیت کوهنی پدرشان را به ارث نمی‌برند. در حالی که یک یهودی زاده‌شده نمی‌تواند با مامزر ازدواج کند، تازه‌گروینده می‌تواند.[۷۴] نوادگان تازه‌گروینده‌ها می‌توانند خاخام شوند. برای نمونه، خاخام ربی مئیر بعل هانس نوه یک تازه‌گروینده پنداشته می‌شود. اکیبا بن یوسف نیز پسری بسیار نام‌آشنا از تازه‌گروینده‌ها بود. تلمود بسیاری از بزرگ‌ترین چهره‌های ملت یهود را فهرست می‌کند که یا از تازه‌گروینده‌ها نسب برده‌اند یا خود تازه‌گروینده بوده‌اند. آسنات، همسر یوسف (پسر یعقوب)، به‌عنوان یک تازه‌گروینده محتمل یاد شده‌است. میدراش‌هایی وجود دارد که گرویدن او و زنان دیگری را گواهی می‌دهند. این زنان عبارتند از هاجر، صفورا، شیفرا، پوعا، دختر فرعون، راحاب، روت و یاعیل.[۷۵] در واقع، داوود از روت، یک تازه‌گروینده به یهودیت، نسب می‌برد. (Ruth ۴:۱۳–۲۲) در جوامع ارتدکس و محافظه‌کار که تمایزات قبیله‌ای را حفظ می‌کنند، تازه‌گروینده‌ها «یسرائلیم» (بنی‌اسرائیل) می‌شوند؛ یهودیان عادی بدون هیچ تمایز قبیله‌ای یا یهودی درون‌گروهی. تازه‌گروینده‌ها معمولاً از آداب و رسوم جماعت خود پیروی می‌کنند؛ بنابراین، تازه‌گروینده‌ای که در یک کنیسه سفاردی نماز می‌گزارد، از آداب سفاردی پیروی می‌کند و عبری سفاردی می‌آموزد.[نیازمند منبع]

تازه‌گروینده نام عبری خود را هنگام گرویدن برمی‌گزیند، اما به‌طور سنتی به‌عنوان پسر یا دختر ابراهیم و سارا، نخستین پدر و مادر بزرگ تورات، شناخته می‌شود؛ اغلب با افزودن عنوان «اوینو» (پدر ما) و «ایمنو» (مادر ما). از این رو، تازه‌گروینده‌ای با نام عکیوا، برای مقاصد آیینی در کنیسه، «عکیوا بن اوراهام اوینو» خوانده می‌شود؛ در مواردی که نام مادر به‌کار می‌رود، مانند دعا برای بهبودی از بیماری، او «عکیوا بن سارا ایمنو» خوانده می‌شود.[۷۶]

دیدگاه‌های تلمود دربارهٔ تازه‌گروینده‌ها فراوان است؛ برخی مثبت و برخی منفی. گفته‌ای در تلمود تازه‌گروینده را «برای اسرائیل همچون زخمی دردناک» می‌خواند. بسیاری از تفسیرها این گفته را چنین توضیح می‌دهند که تازه‌گروینده‌ها می‌توانند بی‌التزام باشند و یهودیان را به بی‌التزامی بکشانند، یا آنقدر التزام نشان دهند که یهودیان زاده‌شده احساس شرم کنند.[۷۷]

یهودیان برگزیده

[ویرایش]

اصطلاح «یهودیان برگزیده» (Jews by choice) اغلب برای توصیف کسانی به کار می‌رود که آگاهانه به یهودیت گرویده‌اند و بسیاری از آن‌ها هیچ پیوند نیایی با قوم یهود ندارند. این اصطلاح معمولاً در برابر تعبیرهایی چون «یهودی از راه تولد» (Jew by birth) یا «یهودی از سر تصادف» (Jew by chance) قرار می‌گیرد. کنش گرویدن به یهودیت گاهی در چارچوب یهودیت ارتدکس از منظر تناسخ تفسیر می‌شود. بر پایه این دیدگاه در یهودیت، هنگامی که غیریهودیان به سوی یهودیت کشیده می‌شوند، دلیل آن این است که در زندگی پیشین خود یهودی بوده‌اند. چنین روح‌هایی ممکن است در طول زندگی‌های پیاپی «در میان ملت‌ها سرگردان» باشند تا سرانجام راه خود را به یهودیت بازیابند، از جمله از این راه که خود را در خانواده‌ای غیریهودی با نیایی یهودی «گم‌شده» می‌یابند.[۷۸][منبع بهتری نیاز است]

بنی آنوسیم

[ویرایش]

در دهه‌های اخیر، شماری از بنی آنوسیم تمایل تازه‌ای به گرویدن به یهودیت نشان داده‌اند. بنی آنوسیم، فرزندان یهودیانی هستند که به گرویدن اجباری به ادیان دیگر واداشته شده بودند.

واژه عبری برای گروندگان اجباری «آنوسی» (به معنای تحت‌اللفظی «مجبور [به گرویدن]») است و فرزندان این گروندگان «بنی آنوسیم» (به معنای تحت‌اللفظی «فرزندان مجبور [به گرویدن]») نامیده می‌شوند.

در روزگار معاصر، برجسته‌ترین و پرشمارترین گروه از بنی آنوسیم که به گرویدن مجدد به یهودیت روی آورده‌اند، سفاردی‌های بنی آنوسیم هستند؛ یعنی بازماندگان یهودیان سفاردی که در جریان تفتیش عقاید اسپانیا و پرتغال به پذیرش مسیحیت مجبور شدند. این افراد در سراسر شبه‌جزیره ایبری (اسپانیا و پرتغال) و ایبروآمریکا (کشورهای اسپانیایی‌زبان آمریکا به علاوه برزیل) پراکنده‌اند. شمار کسانی از این گروه که اکنون داوطلب گرویدن و در پی بازگشت فعالانه به یهودیت هستند، پیوسته رو به افزایش است.

از آنجا که بسیاری از بنی آنوسیم (یعنی بازماندگان گروندگان اجباری) فاقد نسب‌نامه مادری یهودی پیوسته هستند یا مدارک مستند کافی برای اثبات آن ندارند — حتی اگر بتوانند تبار یهودی را از مسیرهای دیگری جز خط مستقیم مادری به اثبات رسانند — گرویدن به یهودیت به‌عنوان راهی برای بازگشت به این آیین رو به گسترش نهاده‌است.[۷۹]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. Craig R. Prentiss (ژوئن ۲۰۰۳). Religion and the Creation of Race and Ethnicity: An Introduction. NYU Press. ص. ۸۵. شابک ۹۷۸-۰-۸۱۴۷-۶۷۰۰-۹. "Thus, by converting to Judaism, the religion, a gentile becomes not only a Judahist—one who practices Judaism—but a Jew. Such a one is then part of the Jewish community as much as of the community of Judaism"
  2. 1 2 3 4 5 «Converting to Judaism». BBC. ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۱۸ نوامبر ۲۰۱۶.
  3. Heilman، Uriel (۶ اکتبر ۲۰۱۴). «So You Want to Convert to Judaism? It's Not That Easy». Haaretz. دریافت‌شده در ۱۸ نوامبر ۲۰۱۶.
  4. «Russian Saturday!». Molokane.org. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  5. «The Plight of Subbotniks». Jewish Russian Telegraph. ۲۵ نوامبر ۲۰۰۸. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ اوت ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  6. «Stranger». Bible Encyclopedia. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  7. Marc D. Angel (2005). "Choosing to Be Jewish", K'Tav Publishing.
  8. «Can a Ger become a Yisreeli?» (PDF). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۴ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۶ سپتامبر ۲۰۱۰.
  9. «Ger Toshav – A Look at the Sources for Contemporary Application:A Proposal for Intermarried and other Allies in our Midst». 7for70.com. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  10. «Converts – Conversion to Judaism». Judaism.about.com. ۱۱ ژوئن ۲۰۰۹. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ ژوئیه ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  11. 1 2 «Moments of Hisorerus». Flatbush Jewish Journal. ۱۳ مه ۲۰۱۰. بایگانی‌شده از اصلی در ۹ ژوئیه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۱۱.
  12. Chafets، Zev (۱۴ اکتبر ۲۰۰۷). «The Sy Empire». The New York Times. دریافت‌شده در ۸ دسامبر ۲۰۱۵.
  13. Thaler، Valerie S. «Jewish Attitudes Toward Proselytes». My Jewish Learning. دریافت‌شده در ۶ مه ۲۰۲۵.
  14. «Rabbi Ben Tsion Uziel's Compassionate but Pragmatic Approach to Halacha " Rabbi Michael Leo Samuel». rabbimichaelsamuel.com (به انگلیسی). ۱۱ فوریه ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۶ مه ۲۰۲۵.
  15. 1 2 «Conversion and Rabbinic incompetence – a response to Rabbi Chaim Navon». The Times of Israel (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۸ مارس ۲۰۱۸.
  16. «Who is a Jew? – Art History Online Reference and Guide». Arthistoryclub.com. ۲۹ ژانویه ۲۰۱۲. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  17. Heilman، Uriel (۲۱ اکتبر ۲۰۱۴). «10 FAQs about Jewish conversion». The Times of Israel.
  18. Robinson، George (۲۰۰۰). Essential Judaism: A Complete Guide to Beliefs, Customs and Rituals. New York: Simon & Schuster. صص. ۲۲۹–۲۳۲. شابک ۰-۶۷۱-۰۳۴۸۰-۴.
  19. «What is Conservative Judaism?». Shamash.org. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۸ اکتبر ۱۹۹۶. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  20. «FAQs on Reconstructionist Approaches to Jewish Ideas and Practices». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۸ فوریه ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۴ نوامبر ۲۰۱۴.
  21. «Karaites hold first conversion in 500 years». JTA Breaking News. ۲ اوت ۲۰۰۷. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ اکتبر ۲۰۰۸.
  22. «Becoming a Humanistic Jew». Society for Humanistic Judaism (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۵ اکتبر ۲۰۲۵.
  23. 1 2 3 Gruen، Erich S. (۲۰۰۲). «Roman perspectives on the Jews in the age of the Great Revolt». در Berlin، Andrea M.؛ Overman، J. Andrew. The First Jewish Revolt: Archaeology, History and Ideology. J. Andrew Overman. Abingdon, Oxon: Routledge. صص. ۳۲. شابک ۹۷۸-۰-۲۰۳-۱۶۷۴۴-۱.
  24. 1 2 Louis H. Feldman (۲۰۰۶). Judaism And Hellenism Reconsidered. Brill.
  25. A History of the Jews and Judaism in the Second Temple Period, Volume 4: The Jews under the Roman Shadow (4 BCE–150 CE), Library of Second Temple studies, London: Clark, 2021, p. 496, ISBN 978-0-567-70070-4
  26. Goodman، Martin (۲۶ فوریه ۲۰۱۰). «Secta and natio». The Times Literary Supplement. دریافت‌شده در ۲ اکتبر ۲۰۱۳.
  27. «Circumcision». Jewish Encyclopedia. Circumcision of Proselytes. دریافت‌شده در ۶ مه ۲۰۲۵.
  28. Babylonian Talmud, Shabbat 135a and Gerim 2:2, cited in The Way of the Boundary Crosser: An Introduction to Jewish Flexidoxy. Lanham, MD: Rowman & Littlefield, 2005. 214-19.
  29. Babylonian Talmud, Yevamot 46a and Gerim 1:6, cited in The Way of the Boundary Crosser: An Introduction to Jewish Flexidoxy. Lanham, MD: Rowman & Littlefield, 2005. 214-19
  30. Josephus F. Antiquities of the Jews - Book XX Chapter 2. دریافت‌شده در ۲۰ ژانویه ۲۰۱۱.
  31. «Conversion». Jewish Virtual Library. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  32. «Denominational Differences on Conversion». My Jewish Learning.
  33. Hacker، Daphna (۲۰۰۹). «Inter-Religious Marriages in Israel: Gendered Implications for Conversion, Children, and Citizenship». Israel Studies. ۱۴ (۲): ۱۷۸–۱۷۹. doi:10.2979/ISR.2009.14.2.178.
  34. Hacker، Daphna (۲۰۰۹). «Inter-Religious Marriages in Israel: Gendered Implications for Conversion, Children, and Citizenship». Israel Studies. ۱۴ (۲): ۱۸۰-۱۸۲. doi:10.2979/ISR.2009.14.2.178.
  35. «The Conversion Process». Conversion to Judaism Resource Center. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ فوریه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  36. «Converting Infants and Children to Judaism: A Guide for Parents». Conversion to Judaism Resource Center. بایگانی‌شده از اصلی در ۷ فوریه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  37. «Choosing Judaism». Reform Judaism. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ آوریل ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۷ آوریل ۲۰۱۵.
  38. «Choosing Judaism». Reform Judaism. ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۳.
  39. Sanghani، Radhika (۱۰ نوامبر ۲۰۱۵). «Zooey Deschanel is Jewish. These three women changed their religions for love too». The Telegraph. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۲ ژانویه ۲۰۲۲. Julie Grey, Zara Gluch and Hannah Martin all converted religions after falling in love
  40. «Israel's Conversion Laws Are About to Get Stricter». The Jewish Week. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۲۰ اوت ۲۰۱۹.
  41. «Thousands of conversions questioned - Israel Jewish Scene, Ynetnews». Ynetnews. Ynetnews.com. ۲ مه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  42. «Conversions, The Chief Rabbis and the RCA». Ynetnews. Ynetnews.com. ۲ مه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  43. Bernstein، Louis (۱۹۷۷). The Emergence of the English Speaking Orthodox Rabbinate. Yeshiva University.
  44. Proceedings of the CJLS of the Conservative Movement 1927–1970 Vol. II, p.850-852.
  45. 1 2 Wertheimer، Jack (۱۹۹۷). A People Divided: Judaism in Contemporary America. University Press of New England.
  46. «Reform Movement's Resolution on Patrilineal Descent (March 1983)». www.jewishvirtuallibrary.org.
  47. «The Establishment of Reform Judaism in Israel». بایگانی‌شده از اصلی در ۴ مارس ۲۰۱۶.
  48. 1 2 Lewis، Jerry (۱۷ ژوئیه ۲۰۱۵). «UK Reform rabbis accept patrilineal descent - Diaspora - Jerusalem Post». Jpost.com. دریافت‌شده در ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۵.
  49. Fifth Anniversary of the Mikveh of East Denver, Hillel Goldberg
  50. 1 2 Landau، David (۱۹۹۳). Piety & Power. Hill & Wang. ص. ۳۲۰.
  51. 1 2 Kleerekoper، Victor (۲۶ فوریه ۱۹۹۳). «Can we be one community?». The Australian Jewish News. دریافت‌شده در ۳ ژانویه ۲۰۲۵.
  52. 1 2 3 4 5 6 Cohen، Jeffrey (۱۸ نوامبر ۲۰۰۸). «How Chief Rabbis have battled against Reform». The Jewish Chronicle. دریافت‌شده در ۳ ژانویه ۲۰۲۵.
  53. Nussbaum Cohen، Debra (۵ دسامبر ۱۹۹۷). «Orthodox leader speaks out on Jewish unity, breaking long silence». Jewish Telegraphic Agency.
  54. 1 2 Borschel-Dan، Amanda (۱۸ دسامبر ۲۰۱۴). «Top court backs rabbis who revoked conversion over secular lifestyle: Israeli justices decide rabbis had the right to cancel Yonit Erez's conversion two years after she became Jewish». تایمز اسرائیل.
  55. Ellenson، David (سپتامبر ۲۰۰۸). «A Tragic Annulment» (PDF). The Jerusalem Report. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۲۷ مه ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۸.
  56. «Cancelled Conversion». Center for Women's Justice. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ مارس ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۱.
  57. «Amar Calls on Netanyahu to Quash Military Conversion Bill». The Jewish Week. ۱ دسامبر ۲۰۱۰. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ اکتبر ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  58. Mandel، Jonah (۶ ژانویه ۲۰۱۱). «'National religious rabbis … JPost - Jewish World - Jewish News». Jpost.com. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  59. «Sokolow's niece not 'Jewish' enough to get married here». هاآرتص.
  60. «Rabbi Freundel Conversions Are Valid, Israeli Chief Rabbinate Says». JTA. ۲۱ اکتبر ۲۰۱۴ به واسطهٔ Jewish Daily Forward.
  61. Walter Jacob؛ Moshe Zemer (۱۹۹۴). Conversion to Judaism in Jewish Law: Essays and Responsa. Berghahn Books. ص. ۴۹. شابک ۹۷۸-۰-۹۲۹۶۹۹-۰۵-۹.
  62. «Strains Grow Between Israel and Many Jews in the U.S.». New York Times. ۶ فوریه ۲۰۱۵.
  63. «Conversions Performed By Barry Freundel, Rabbi Arrested For Voyeurism, Still Legitimate: Israel Rabbinate». Huffington Post. ۲۲ اکتبر ۲۰۱۴.
  64. «Afterlife in Judaism». ReligionFacts. دریافت‌شده در ۶ مه ۲۰۲۵.
  65. Walter Jacob؛ Moshe Zemer (۱۹۹۴). Conversion to Judaism in Jewish Law: Essays and Responsa. Berghahn Books. ص. ۱۶۴. شابک ۹۷۸-۰-۹۲۹۶۹۹-۰۵-۹.
  66. «BBC – Converting to Judaism». ۲۰ ژوئیه ۲۰۰۶. دریافت‌شده در ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۸.
  67. «Geirus Policies and Standards that will Govern The Network of Regional Batei Din for Conversion» (PDF). ۳۰ آوریل ۲۰۰۷. دریافت‌شده در ۶ مه ۲۰۲۵.
  68. «Rabbinical Assembly: conversion resources». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ مه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۸.
  69. «CCAR: Guidelines for Rabbis Working with Prospective Gerim». ۲ فوریه ۲۰۰۵. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ دسامبر ۲۰۰۵. دریافت‌شده در ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۸.
  70. «Union for Reform Judaism – Converting to Judaism: Questions and Answers». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۸ اکتبر ۲۰۰۵. دریافت‌شده در ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۸.
  71. «Parshas Mishpatim». RabbiHorowitz.com. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  72. «Bava Metzia 58b:8». www.sefaria.org. دریافت‌شده در ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵.
  73. Chafets، Zev (۱۴ اکتبر ۲۰۰۷). «The Sy Empire». The New York Times. دریافت‌شده در ۱ آوریل ۲۰۱۰.
  74. «Lindemann vs. Myers The Transcript». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ دسامبر ۲۰۰۸.
  75. Kadari، Tamar. «Asenath: Midrash and Aggadah». Jewish Women's Archive.
  76. «Changing Your Name Upon Religious Conversion | UK Deed Poll». Ukdp.co.uk. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۲.
  77. Julian، Hana Levi. «Hearing on E1 Zone Construction Plan Postponed Again». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ دسامبر ۲۰۰۸.
  78. Jewish Tales of Reincarnation, By Yonasson Gershom, Yonasson Gershom, Jason Aronson, Incorporated, 31 January 2000
  79. «Index». دریافت‌شده در ۱۸ ژوئن ۲۰۰۹.[پیوند مرده]

پیوند به بیرون

[ویرایش]