پرش به محتوا

فیلون اسکندریه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
فیلو
تصویر خیالی از فیلون که در ۱۵۸۴ میلادی توسط هنرمند پرتره فرانسوی، آندره توت[الف] ترسیم شده است.
زادهٔح. 20 BCE
درگذشتح. 50 CE (age ح. 75)
دورهفلسفه دوران باستان
حیطهفلسفه یهودی
مکتبافلاطون‌گرایی میانه
علایق اصلی
فلسفه دینی
تأثیرگذار بر

فیلون[ب] اهل اسکندریه[پ] (‎/ˈfl/‎; یونانی باستان: Φίλων Phílōn; عبری: יְדִידְיָה הַכֹּהֵן‎، آوانگاری: Yedidia (Jedediah) کوهن; ح. 20 BCE – c. 50 CE) ‏(۳۰ قبل از میلاد–۵۰ میلادی) که به او فیلو جودیِس[ت] نیز گفته می‌شد، یک فیلسوف یهودِ هلنیستی اهل اسکندریه واقع در استان رومیِ مصر بود.

اعتقاد بر این است که اندیشهی فیلون تأثیر زیادی بر الهیات اولیه مسیحیت داشته و روش‌های او در تفسیر کتاب مقدس به‌طور گسترده توسط متفکران اولیه مسیحی پذیرفته شده بود. گرچه انجیل عبری در زمان او مقدس شمرده نمی‌شد، فیلون معتقد بود که تورات (پنج کتاب اول موسی) تحریف نشده و بدون هیچ خطایی بیانگر حقیقت است. با این حال، او معتقد بود که دو روش متفاوت برای تفسیر کتاب مقدس وجود دارد: تحت اللفظی و تمثیلی. بر اساس قواعد تفسیری فیلون، برخی آیات کتاب مقدس را نباید تحت اللفظی تفسیر کرد، زیرا در ظاهر، آنها لایق خداوند نیستند و حتی بی‌معنی و متناقضاند. از نظر فیلون رویکرد تمثیلی معتبرتر بود، گرچه فقط برای معدود افراد خاصی مقدور است. [۱]

افکار و عقاید

[ویرایش]

فیلون اسکندرانی منبع اصلی برای مشاهده نگرش یهودیان نسبت به جهان هلنیستی خود است. او آثار زیادی نوشت. بخش بزرگی از آثار او باقی مانده است. او یک یهودی عمیقاً متعهد بود، تحصیلات عالی در سنت یهودی و فلسفه هلنیستی داشت و علاوه بر این، در محافل نخبگان یهودیان و مقام‌های رومی ارتباط خوبی داشت و اعضای خانواده‌اش مناصب تجاری و سیاسی مهمی داشتند. او از دانش خود برای دفاع از ایمان یهودی خود استفاده کرد، و به نظر می‌رسد که در درجه اول، برای افزایش اعتماد به نفس یهودیان دیگر در میان فرهنگی بیگانه. برای این منظور، او از استدلال‌های فلسفه هلنیستی معاصر برای نشان دادن برتری یهودیان از طریق شرح قوانین و قهرمانان کتب مقدس یهود، به ویژه پنج کتاب اول آن، از سفر پیدایش تا سفر تثنیه، استفاده کرد. بررسی تمام شرح‌های او و ارتباط آنها با نحوه نگرش او به نگرش‌ها و رفتارهای جنسی در جهان خود امکان‌پذیر نیست. آنچه در ادامه می‌آید بر بخش‌هایی تمرکز دارد که او در آنها به شرح قوانین یهود می‌پردازد. او هنگام محکوم کردن زنا با دنیای هلنیستی خود هم‌نظر بود. او آن را «بزرگ‌ترین جنایت» می‌دانست، ادعایی که در طرد همسر پوتیفار توسط یوسف تکرار شد. او این موضوع را با این واقعیت تأیید کرد که در سنت کتاب مقدس، منع زنا در ده فرمان آمده و بعداً تقویت شده است او زنا را نتیجه شهوت بیش از حد و کنترل نشده می‌دانست. خطرات شهوت، موضوعی ثابت در نوشته‌های او بود؛ بنابراین، او موارد زیر را نوشت:

  1. منع زنا به این دلیل است که در وهله اول، ریشه در عشق به لذت دارد، لذتی که بدن‌های کسانی را که به آن می‌پردازند، سست می‌کند، رگ و پی روح را سست می‌کند و وسایل معاش را هدر می‌دهد، مانند آتشی خاموش‌نشدنی هر چه را که لمس می‌کند، می‌سوزاند و هیچ چیز سالمی در زندگی انسان باقی نمی‌گذارد.

او در ادامه اشاره کرد که چگونه مرد زناکار، دیگری را به این عمل سوق داده و همچنین عواقب خانوادگی و اجتماعی عمده‌ای داشته است. علاوه بر این، چنین افراط و تفریطی در ازدواج نامناسب بود: حال حتی لذت طبیعی نیز اغلب به شدت مورد سرزنش قرار می‌گیرد، زمانی که اشتیاق برای آن بیش از حد و سیری ناپذیر باشد، مثلاً وقتی که به شکل شکم پرستی حریصانه در می‌آید، حتی اگر هیچ‌یک از غذاهای خورده شده از نوع ممنوعه نباشد، یا دوباره میل شدید به زنان که توسط کسانی که در اشتیاق خود به رابطه جنسی، نه با همسران دیگران، بلکه با همسران خود رفتار بی‌عفتی دارند، نشان داده می‌شود.

به همین ترتیب، فیلون همچنین زنا با محارم، که از آن به عنوان یک رسم ایرانی یاد می‌کرد را محکوم می‌کرد. او از قانون سولون که ازدواج با خواهران ناتنی را مجاز می‌دانست، از اسپارتی‌ها به دلیل اجازه ازدواج با خواهران ناتنی اما نه با خواهران ناتنی، و از قانونگذار مصری که هر دو را مجاز می‌دانست، انتقاد می‌کرد. او در مورد سولون چنین نوشت: «او بلای سمی بی‌اختیاری را به بدن‌ها و روح‌ها ارزانی داشت و آزادی کامل به ازدواج با خواهران از هر درجه‌ای، چه متعلق به یکی از والدین برادرشان باشند و چه متعلق به هر دو، داد».

در مورد ازدواج بین قومی، فیلون از دنیای غیریهودی خود جدایی را پیشنهاد می‌کرد: «با عضوی از یک ملت بیگانه وارد ازدواج نشوید، مبادا روزی تسلیم نیروهای آداب و رسوم مخالف شوید و ناآگاهانه از مسیری که به تقوا منتهی می‌شود، گمراه شوید و به یک وحشی بی‌راهه تبدیل شوید». به همین ترتیب، او در مورد ممنوعیت رابطه جنسی در دوران قاعدگی نیز از آنها جدا شد: «هرگاه قاعدگی رخ می‌دهد، مرد نباید زن را لمس کند، بلکه باید در طول دوره از رابطه جنسی خودداری کند و به قانون طبیعت احترام بگذارد». با این حال، منطق این امر، منعکس کننده یک نگرانی مشترک بود: «او همچنین باید این درس را به خاطر داشته باشد که بذرهای زاینده نباید به خاطر یک لذت بی‌موقع، بی‌ثمر تلف شوند». منطق محکوم کردن رابطه جنسی با زنان نازا نیز مشابه بود.

فیلون برخی از شدیدترین محکومیت‌های خود را به روابط همجنس‌گرایان اختصاص داد. «بسیار بدتر از موارد فوق، شر دیگری است که به شهرها راه یافته است، یعنی لواط... در روزگاران گذشته، حتی اشاره به آن نیز ننگ بزرگی بود». بسیاری از اعتراضات او با منتقدان هم عصر خود مشترک بود، مانند هدر رفتن منی؛ بیماری شدن زنان؛ منفعل شدن مردان؛ از دست دادن قوهٔ مردانهٔ مردان، که در جهان روم بسیار مهم بود، و حتی هشدار در مورد ناتوانی جنسی در نتیجهٔ آن؛ و کاهش جمعیت شهرها.

او همچنین خطرات مدل موهایی را که اغوا می‌کنند، ذکر کرد: «ببینید که چگونه آشکارا موهای سر خود را می‌بافند و زینت می‌دهند، و چگونه صورت خود را با لوازم آرایشی و رنگدانه‌ها و مانند آن می‌سایند و رنگ می‌کنند، و خود را با مرهم‌های معطر خفه می‌کنند» (متن ۳٫۳۷). او مانند افلاطون، چنین رفتاری را خلاف طبیعت توصیف کرد.

و می‌توان مطمئن بود که عاشق چنین کسی، خود نیز مشمول همین مجازات خواهد بود. او در پی لذتی غیرطبیعی است و تمام تلاش خود را می‌کند تا با از بین بردن وسایل تولید مثل، شهرها را متروک و خالی از سکنه کند… او مانند یک کشاورز بد، با انجام اقداماتی برای جلوگیری از باردهی، مزارع عمیقاً خاک‌آلود و پربار را عقیم می‌گذارد، در حالی که خود شب و روز کار خود را روی خاکی صرف می‌کند که هیچ رشدی از آن انتظار نمی‌رود.

اما فراتر از آن، فیلون به سنت خود استناد کرد و به مجازات اعدام در لاویان ۲۰:۱۳ اشاره کرد، اما اصرار داشت که این مجازات فوراً اجرا شود (متن ۳:۳۸). فیلو همچنین به آنچه که او علل چنین فسادی می‌دانست، پرداخت: فکر می‌کنم دلیلش را باید در جوایزی که در بسیاری از ملت‌ها به هرزگی و زن‌صفتی اعطا می‌شود، جستجو کرد. مطمئناً، می‌توانید این هیبریدهای زن و مرد را ببینید که دائماً در بازار قدم می‌زنند، در جشن‌ها در صفوف مقدم هستند، به عنوان خادمان نامقدس امور مقدس منصوب می‌شوند، اسرار و مراسم تشرف را رهبری می‌کنند و آیین‌های دمتر را جشن می‌گیرند.

دلایل اعتراض فیلون در تصویر او از مردان سدوم (در جنوب کنعان) نیز منعکس شده است: «سرزمین سدومیان… مملو از گناهان بی‌شماری بود، به ویژه گناهانی که از شکم‌پرستی و شهوترانی ناشی می‌شد، و هر لذت ممکن دیگری را با چنان تهدید مهیبی تکثیر و گسترش می‌داد که سرانجام توسط قاضی همه چیز از بین رفت». فیلون با تأیید از مناندر نقل قول می‌کند: «سرآغاز اصلی شرارت‌ها، همان‌طور که به درستی گفته شده است، زیاده‌روی در خیر است». زیاده‌روی شامل نوشیدن بیش از حد نیز می‌شد: [که] قادر به تحمل چنین سیری نبودند، مانند گاو شیرده، قانون طبیعت را از گردن خود انداختند و خود را به نوشیدن عمیق مشروبات الکلی قوی و غذاهای لذیذ و اشکال ممنوعه مقاربت واداشتند… نه تنها در شهوت دیوانه‌وار خود برای زنان، ازدواج همسایگان خود را نقض می‌کردند، بلکه مردان نیز بدون احترام به طبیعت جنسی که شریک فعال با منفعل به اشتراک می‌گذارد، بر مردان سوار می‌شدند (نوشتهٔ ۱۳۵)... سپس، کم‌کم کسانی را که ذاتاً مرد بودند به تسلیم شدن در نقش زنان عادت دادند، آنها را با نفرین مهیب یک بیماری زنانه زینت دادند؛ زیرا نه تنها بدن‌های خود را با تجمل و شهوترانی اخته کردند، بلکه در روح خود نیز انحطاط بیشتری ایجاد کردند و تا آنجا که در آنها بود، تمام بشریت را فاسد کردند.

در کتاب «تأمل»، او ادامه داد: «در پس‌زمینه، دیگران هستند، جوانان بالغی که تازه ریش درآورده‌اند و کرک‌هایشان روی گونه‌هایشان شکوفه زده است، که اخیراً حیوانات خانگیِ بچه‌بازها شده‌اند.»

فیلون از این دیدگاه که همجنس‌گرایی برای برخی یک حالت طبیعی است، آگاه بود، اما مانند سایر یهودیان، آن را نه تنها بر اساس ممنوعیت‌های لاویان، بلکه بر اساس روایت خلقت در پیدایش ۱:۲۷ که طبق آن خداوند انسان‌ها را مرد و زن آفرید، و تلویحاً فقط مرد و زن آفرید (پیدایش ۱:۲۷)، رد می‌کند. فیلو روابط همجنس‌گرایانه بین مردان و بین زنان را محکوم می‌کرد؛ بنابراین، در مورد زندگی پس از طوفان نوح، او موارد زیر را نوشت: «اما پس از آنکه (طوفان) متوقف شد و به پایان رسید و آنها از شر نجات یافتند، او دوباره از طریق دستور (خروج از کشتی) به آنها دستور داد که برای تولید مثل عجله کنند، با تصریح اینکه مردان نباید با مردان و زنان نباید با زنان بیرون بروند، بلکه زنان باید با مردان باشند» (QG ۲:۴۹).

او از تجارت پسران برده که برای لواط خریداری می‌شدند، اطلاع داشت و در مورد یکی از این برده‌ها گزارش داد: «برای مثال، گفته می‌شود که با نگاه به یکی از خریداران، معتاد به زنانگی، که چهره‌اش نشان می‌داد هیچ چیز از مردانگی در مورد او وجود ندارد، به سمت او رفت و گفت: «تو باید مرا بخری، زیرا به نظر می‌رسد که به شوهر نیاز دارم».

او با استناد به اسطوره پاسیفائه، همسر پادشاه مینوس کرت، که با یک گاو نر جفت‌گیری کرد و در نتیجه آن مینوتور نیمه‌حیوان به دنیا آمد به سنت فرهنگی دنیای خود اشاره کرد و چنین اظهار نظر کرد: «احتمالاً اگر شهوت‌ها مهار نشوند، پاسیفائه‌های دیگری نیز وجود خواهند داشت و نه تنها زنان، بلکه مردان نیز دیوانه‌وار عاشق حیوانات وحشی خواهند شد که هیولاهای غیرطبیعی را به عنوان بناهای یادبود افراط‌گرایی‌های نفرت‌انگیز بشر تولید خواهند کرد». با این حال، هیچ اشاره‌ای به حیوان‌پرستی در جامعه معاصر نکرده است.

فیلون فاحشه‌ها را «یک آفت، یک بلا، یک نقطه طاعون» می‌دید - کسی که به جای اینکه مواهب طبیعی را زینت رفتار والا قرار دهد، آنها را فاسد کرده است و قانون یهود در مورد چنین مواردی را از آنچه که او هنجارهای دنیای خود می‌دانست، متمایز می‌کرد: در نزد ما، یک فاحشه حتی اجازه زنده ماندن ندارد و مجازات تعیین شده برای زنانی که به این تجارت می‌پردازند، مرگ است.[۲]

یادداشت‌ها

[ویرایش]
  1. André Thevet
  2. یا «فیلو» یا «فایلو»
  3. یا «فیلون اسکندرانی»
  4. Philo Judaeus

جستارهای وابسته

[ویرایش]

پانویس

[ویرایش]
  1. "Arguments for Creationism and Intelligent Design". Evolution, Creationism, and Intelligent Design: 59–76. 2010. doi:10.5040/9798400648694.ch-005.
  2. Loader, William (2018-08-28). ""Not as the Gentiles": Sexual Issues at the Interface between Judaism and Its Greco-Roman World". Religions (به انگلیسی). MDPI AG. 9 (9). doi:10.3390/rel9090258. ISSN 2077-1444.