ایشتار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ایشتار، موزه لور فرانسه

ایشتار نام یکی از الهه‌های آشوری است. ایشتار (عشتار) همتای اینانای سومری‌ها و مرتبط با الهه سامیان شمال غربی یعنی الهه عشتروت است. آنونیت، آستارته و آتارسامَین نام‌های دیگری برای ایشتار هستند. در اسطوره‌ها او را ایزدبانوی نشاط عشق می‌دانند. در اساتیر بابلی اشتار خدای عشق و باروری نیز هست روزی اشتار بر تموز عاشق می‌شود ولی تموز با حمله یک گراز از بین می‌رود و به دنیای مردگان برده می‌شود ، که بابلیان بآن دوزخ نام آرلو میدادند و ارشکیگال خواهر حسود ایشتار بر آن تسلط داشت. ایشتار به اندوه سخت گرفتار شد و تصمیم گرفت به ارلو سفر کند و با سوختن زخمهای تموز در یکی از چشمه‌های شفابخش زندگی را به وی باز گرداند. چون ایشتار به ارلو فرو می‌رود توسط خواهرش زندانی می‌شود زمین که از وجود او الهام نمیگرفت همه هنرها و راههای عشق ورزی را یکباره فراموش کرد جمعیت کم شد و خدایان که دریافتند قربانیهای زمین کاهش یافته پریشان شدند و فرمان دادند که ارشکیگال خواهرش ایشتار را آزاد کند و او به فرمان خدایان گردن نهاد. ولی ایشتار ببازگشتن زمین جز آنکه تموز را با خود همراه ببرد خرسندی نمیداد تا اینکه درخواست وی پذیرفته شد

ایشتار[ویرایش]

ایشتار اشتارته (עשתרת) در عبری به Ashtoreth ترجمه می‌شود. این الهه با جنگ، سکس و حاصلخیزی مرتبط بود. سمبل‌های ایشتار شیر، اسب، ابوالهول، فاخته و دایره‌ای بود که درون آن ستاره‌ای هشت پر که نشان سیاره ونوس بود، قرار داشت. این الهه به صورت گسست ناپذیری با ونوس گره خورده بود. از این رو می‌توان گفت که سمبل‌های این الهه و سیاره ونوس برهم منطبق‌اند.

مهرداد بهار، افسانه‌شناس در کتاب «از اسطوره تا تاریخ» دربارهٔ «اینانا» می‌نویسد:

«ایشتر یا اینانا خدای برکت بخشنده‌است. در کوه‌های لرستان روی کنده کاری‌های تیره‌های پیش از آریایی، نگاره‌های ایشتر چونان دارگونه (الهه) مادر و دارگونه جنگ موجود است. ارتش آشور وقتی به جنگ می‌رفت، «ایشتر» در برابر سپاهیان نمودار می‌شد و آن‌ها را به جنگ برمی‌انگیخت.»

در حماسه گیلگمش[ویرایش]

دروازه ایشتار در موزه پرگامون برلین

انو پدر و انتو مادر آسمانی وی هستند، ایشتار پس از پیروزی گیلگمش بر انکیدو، به سراغ گیلگمش رفته از او می‌خواهد جفت او باشد و نطفه خود را به وی ببخشد. ایشتار بارها و بارها با نشاط عشق بزرگان را به خواری کشیده بود. از همین رو گیلگمش درخواست وی را رد کرده، ننگ‌های ایشتار را به او یادآور می‌شود. ایشتار برآشفته به نزد پدر رفته و به تهدید نرگاو آسمانی را از پدر خود گرفته و به نبرد با گیلگمش می‌فرستد. گیلگمش در این نبرد نرگاو آسمانی را از پای درمی‌آورد و ران نرگاو را به سوی ایشتار می‌افکند.

منابع[ویرایش]