پرش به محتوا

اشیره

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
  • اشیره
  • אשרה
  • بانوی اشیره دریا یا روز[۱]
  • 𐎗𐎁𐎕 𐎀𐎘𐎗𐎚 𐎌𐎎𐎌
پیکرهٔ اشیره، موزهٔ هخت، اسرائیل
نام‌های دیگر
مرکز فرهنگی غالبشام باستان (به خصوص اوگاریت و کنعان)
نماددرخت
همسر
زادگان۷۰ پسر (دین اوگاریتی)
۷۷ یا ۸۸ پسر (دین هیتی)

اَشیره یا اَشِیرا (عبری: אשרה)،[۲] اَثیرات یا اَثیرَتو (اوگاریتی: 𐎀𐎘𐎗𐎚) الهه مادر در ادیان باستانی سامی، به ویژه در فرهنگ اوگاریت بود که در دوران‌های مختلف با نام‌ها و مفاهیم گوناگون مورد پرستش قرار می‌گرفته است. در متون باستانی سامی، از جمله الواح گلی اوگاریت، به اشیره به عنوان همسر «اِل»، خدای برتر، اشاره شده است.[۳] در برخی از متون، او به عنوان «بانوی اثیرات دریا» نامیده می‌شود. اشیره همچنین با مفاهیم باروری، زایش و حمایت از خانواده مرتبط بود.[۴]

اشیره گاه «اِلات» نامیده می‌شد که صورت مؤنث ال بود،[۵] و لقب‌هایی مانند «مقدس»، «بانو» یا «زایندهٔ خدایان» داشت.[۶] در شمایل‌نگاری، اشیره اغلب با ویژگی‌های برجستهٔ جنسی به تصویر کشیده می‌شد که معمولاً با نقش‌مایه‌های درختی، مانند نخل خرما، همراه بود؛ امری که بر نقش او به‌عنوان الههٔ باروری تأکید می‌کند. برخی آثار باستانی، مانند پیکره‌های اشیرهٔ رِوادیم، او را در حال شیر دادن به کودکان یا با نمایش نمادهای جنسی نشان می‌دهند که بر جنبهٔ مادری و زایندگی او تأکید دارد. پرستش او همچنین ممکن است در «ستون‌های اشیره» بازتاب یافته باشد؛ اشیای آیینی‌ای که بارها در کتاب مقدس عبری ذکر شده‌اند. با این حال، میان پژوهشگران دربارهٔ این‌که آیا این ستون‌ها نمایانگر خود الهه بوده‌اند یا صرفاً نمادهای مقدس، اختلاف نظر وجود دارد.[۷][۸]

نفوذ اشیره در سرزمین‌هایی چون اسرائیل و یهودا، فلیسطیه، مصر و عربستان گسترش داشت و او در این مناطق با نام‌ها و نقش‌های گوناگون شناخته می‌شد. در اسرائیل باستان، ممکن است او همسر یهوه دانسته می‌شده باشد؛ چنان‌که برخی کتیبه‌های کشف‌شده در کنتیلت عجرود و خربت القوم چنین برداشتی را پیشنهاد می‌کنند. با این حال، تفسیر این کتیبه‌ها محل اختلاف است و برخی پژوهشگران معتقدند که این اشاره‌ها نه به خود الهه، بلکه به اشیای آیینی مربوط می‌شود.[۹][۱۰][۱۱] شباهت‌های او با الهه‌های دیگری مانند شَپَش، حاتور و قتش نشان می‌دهد که تصویر و ویژگی‌هایش بر فرهنگ‌های پیرامون تأثیر گذاشته است. اشیره همچنین با آیین‌های مقدس باروری مرتبط بوده که احتمالاً شامل مشارکت زنان صاحب‌مقام در فعالیت‌های آیینی می‌شده است؛ هرچند امروزه پیوند دادن این آیین‌ها با «فحشای معبدی» مورد تردید و بازنگری قرار گرفته است. با گذر زمان و در پی اصلاحات یکتاپرستانه، پرستش او سرکوب شد و در متون متأخر، اشاره‌ها به اشیره به‌جای آن‌که مستقیماً به‌عنوان یک الهه ترجمه شوند، بیشتر به صورت «بیشه‌ها» یا «درختان مقدس» برگردانده شدند.[۱۲][۱۳]

ریشه‌شناسی

[ویرایش]

نام اشیره، در زبان عبری به صورت‌ אשרה (تلفظ «اَشِیرا»‌) و در زبان اوگاریتی به شکل‌ 𐎀𐎚𐎗𐎚 (تلفظ‌ احتمالی «اَثیرات» یا «اَتیرَت») آمده‌است.[۱۴] معنای رایج واژهٔ šr در زبان‌های سامی شمال‌غربی به‌طور کلی «پادشاه»، «شاهزاده» یا «فرمانروا» است.[۱۵] از سوی دیگر، ریشهٔ سامی شمال‌غربی ʾṯr (که در عربی به‌شکل «أثر» درآمده) به معنای «گام برداشتن»، «راه رفتن» یا «بر جای گذاشتن رد پا» دانسته می‌شود.[۱۶] شماری از پژوهشگران کوشیده‌اند واژهٔ «اَثیرات» را به‌صورت اسم عام تفسیر کنند و معنای آن را به حوزهٔ حرکت و راه‌رفتن نسبت دهند، به‌ویژه با توجه به عنوان اوگاریتی rabat ʾAṯirat yam به معنای «بانوی بزرگ دریا» یا «بانویی که بر دریا گام می‌نهد» که تنها در چرخهٔ بعل ذکر شده‌است.[۱۷][۱۸]‌ با این حال، زبان‌شناسانی هشدار داده‌اند که نباید معنای هم‌صدا یا ریشه‌نما را به‌سادگی بر واژه‌های اسطوره‌ای تعمیم داد، زیرا نام اشیره به احتمال زیاد از لایه‌ای کهن‌تر از زبان اوگاریتی سرچشمه گرفته‌است.[۱۹] به گفتهٔ جان دی، عنوان rabat ʾAṯirat yam بیش از آنکه نامی توصیفی باشد، عنوانی آیینی است که بر مقام سلطنتی یا توانایی اسطوره‌ای او دلالت دارد، نه بر معنای واژهٔ پایه.[۲۰] در نتیجه، فرضیه‌هایی که کوشیده‌اند از این ترکیب برای بازسازی ریشهٔ واژهٔ «اشیره» استفاده کنند، همگی با مشکلات معناشناختی و واج‌شناسی روبه‌رو بوده‌اند.[۲۱] اگر این نام به‌راستی از منشاء اوگاریتی برمی‌آمد، انتظار می‌رفت شکل واژگانی و ساختار صوتی متفاوتی داشته باشد.[۲۲]

قدیمی‌ترین اشارات شناخته‌شده به نامی هم‌ریشه با این الهه به حدود سدهٔ نوزدهم پیش از میلاد در میان‌رودان بازمی‌گردد؛ در متون اکدی از الهه‌ای به نام «اَشرَتوم» یا «اَشیرَتوم» (اکدی: 𒀭𒀸𒊏𒌈) یاد شده که همسر خدای آموری «امورو» معرفی می‌شود.[۲۳] باستان‌شناسان بر پایهٔ این شواهد، اشرتوم را بازتابی از یک سنت دینی مشترک سامی می‌دانند که بعدها در شکل اثیرات اوگاریتی تداوم یافت.[۲۴] برخی زبان‌شناسان بر این باورند که اشرتوم میان‌رودانی و اثیرات اوگاریتی از یک نیای مشترک اسطوره‌ای برخاسته‌اند، اما در بسترهای فرهنگی متفاوتی بازسازی شده‌اند.[۱۹][۲۰] در حالی‌که در اوگاریت، اثیرات به‌عنوان «مادر خدایان» و همسر ال، خدای بزرگ مجمع الهی، پرستش می‌شد، در میان‌رودان نقش اشرتوم محدودتر بود.[۲۵][۲۶] از دیدگاه تطبیقی، بیشتر پژوهشگران بر این باورند که هر دو چهره بازتاب یک کهن‌الگوی سامی از الههٔ مادر و باروری‌اند که در هر منطقه، رنگ و بوی فرهنگی ویژه‌ای یافته‌است.[۲۲]

نام اشیره گاهی به‌صورت ʾElat نیز در متون باستانی گواهی شده‌است،[۲۷] که شکل مؤنث واژهٔ ʾEl، به معنای «خدای بزرگ» در زبان‌های سامی شمال‌غربی است و بر پیوند نزدیک او با ایزد برتر کنعانی، ال، دلالت دارد.[۲۸] عنوان‌های او اغلب شامل واژگانی مانند qdš به معنای «مقدّس»، baʽlat (شکل مؤنث بعل، یعنی «بانوی فرمانروا») یا rbt (شکل مؤنث رب، به معنای «بانو» یا «سرور») هستند.[۲۹] در متون اوگاریتی، اشیره به‌ویژه با عنوان qnyt ʾilm، یعنی «زایندهٔ خدایان» یا «مادر خدایان» شناخته می‌شود.[۳۰] جان دی بر این باور است که لقب qnyt ʾilm احتمالاً بازتابی از باور دیرین سامی به یک الههٔ مادر جهانی است که وظیفهٔ زایش نسل ایزدان و استمرار حیات را بر عهده دارد.[۳۱][۳۲]

تعبیر

[ویرایش]
نقش برجسته‌ای از تپه حلاف که مردی را نشان می‌دهد که با استفاده از نردبان از درختی بالا می‌رود تا خوشه‌های خرما را بچیند. این درخت با نقش‌های برگ‌نخل تزئین شده است، که با شمایل‌نگاری اشیره مرتبط دانسته می‌شود.

اشیره الهه‌ای مهم در فرهنگ‌های سامی شمال‌غربی بود. با این حال واژهٔ اشیره، به‌ویژه در تنخ، به اشیای چوبی آیینی‌ای اطلاق شده که به‌عنوان «ستون‌های اشیره» شناخته می‌شوند. در این زمینه، اختلاف‌نظرهایی وجود دارد که آیا کتیبه‌هایی که به اشیره اشاره دارند، منظورشان خود الهه است، ستون اشیره،[۳۳] یا هر دو.[۳۴] وینتر معتقد است که نباید میان الهه و نماد او تفاوت قائل شد.[۳۵]

برخی پژوهشگران پیوند اولیه میان اشیره و حوا پیشنهاد کرده‌اند، بر اساس این هم‌زمانی که هر دوی آن‌ها در متون به‌عنوان «مادر همه زندگان» توصیف شده‌اند (در پیدایش ۳:۲۰).[۳۶] این ارتباط از طریق همانندسازی اشیره با «هپات» از شهر حلب مطرح شده است. هپات، که نامش ریشه در زبان‌های سامی شمال‌غربی دارد، در چندین فرهنگ آسیای غربی با خدایان طوفان هم‌پیوند بوده است، با وجود اینکه این فرهنگ‌ها زبان‌های متفاوتی داشتند. برای نمونه، هپات همراه خدای سامی هدد در حلب و اِبلا بوده، با تشّوب در آیین هوری، و با ترخونز در میان لوییان‌های آناتولی شریک بوده است.[۳۷][۳۸] اولیان بیان می‌کند که نام عبری اصلی حوّا، یعنی חַוָּה (Ḥawwā)، هم‌ریشه با «حوَّت» (ḥawwat) است؛ لقبی که برای الهه تانیت در سدهٔ نخست پیش از میلاد ثبت شده است.[۳۹] با این حال، برخی پژوهشگران دیگر ارتباط میان تانیت و اشیره، و همچنین بین اشیره و حوّا را رد می‌کنند.[۴۰] همچنین، در یکی از الواح جادوی نفرین‌کنندهٔ پونیکی، از ایزدبانویی فنیقی به نام حوَّت نام برده شده است.

گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد که «شِخینا» (به عربی سکینه) ــ که به‌عنوان جنبه‌ای زنانه از یهوه در نظر گرفته می‌شود ــ ممکن است یادگاری فرهنگی یا صورت تنزل‌یافته‌ای از اشیره باشد.‌[۴۱] جنبه‌ی زنانه‌ی دیگری نیز ممکن است در شخصیت‌بخشی زنانه به «حکمت» در کتاب امثال سلیمان دیده شود.[۴۲]

نماد‌شناسی

[ویرایش]
تندیس‌های سفالی‌ که در بافت‌های خانگی سرزمین یهودا در عصر آهن، به‌ویژه در قرون هشتم و هفتم پیش از میلاد، یافت شده است؛ این تندیس‌ها به‌طور گسترده به‌عنوان بازنمایی‌هایی از اشیره تفسیر شده‌اند.
تندیس کوچکی متعلق به سدهٔ سیزدهم پیش از میلاد که الههٔ اشیره را در حال شیر دادن به دوقلوهای الهی (احتمالاً شَحَر و شالیم) نشان می‌دهد. نمادهای اشیره، یعنی درخت مقدس و بز کوهی، بر ران‌های او دیده می‌شوند. این پیکره احتمالاً توسط زنان در هنگام زایمان در دست گرفته می‌شده است.

نمادهای متنوعی به اشیره نسبت داده شده‌اند. رایج‌ترین آن‌ها به‌مراتب، نماد درخت است؛[۴۳] تطابقی که قدمت آن به دوران نوسنگی بازمی‌گردد.[۴۴] اشیای آیینی مربوط به پرستش اشیره اغلب درخت‌هایی را به تصویر می‌کشند، و اصطلاحات «اشیریم» و «اشیروت» که در تنخ در زمینه پرستش اشیره به‌کار رفته‌اند، به‌طور سنتی به عنوان اشاره به درختان مقدسی به نام «ستون‌های اشیره» درک می‌شوند. یکی از رایج‌ترین درخت‌های مرتبط با اشیره در هنرهای تصویری، درخت نخل خرماست، درختی که در طول سال به‌طور قابل اعتمادی خوراک تولید می‌کند. برخی معتقدند این نماد به درختان زنده اشاره دارد، اما اولیان آن را یک نخل یا ستون غیرزنده و سبک‌پردازی‌شده می‌داند.[۴۵] بقایای یک درخت ارس که در یک گورستان ۷۵۰۰ ساله در ایلات کشف شده، توسط برخی به عنوان درخت اشیره تلقی شده است.[۴۶]

ارتباط اشیره با باروری تنها به پیوند او با درختان محدود نمی‌شد؛ او اغلب با ویژگی‌های جنسی برجسته به تصویر کشیده می‌شد.[۴۷] تندیس‌های اشیره، که اغلب با عنوان «پیکره‌های اشیره» شناخته می‌شوند، نمایانگر او به‌عنوان درخت هستند، چرا که بدن آن‌ها شبیه به تنه درخت ساخته شده است.[۴۸] این پیکره‌ها همچنین پیوند عمیق او با باروری را بازتاب می‌دهند، متناسب با جایگاهش به‌عنوان «الهه مادر». در پیکره‌های معروف به «مجسمه‌های ستونی یهودا»، اشیره همیشه با سینه‌های برجسته و آشکار به تصویر کشیده شده است. همین‌طور، پیکره معروف به «اشیره رواَدیم» پر از نمادپردازی جنسی نیرومند و صریح است: در آن، اشیره در حال شیر دادن به دو پیکره کوچک‌تر (احتمالا شحر و شالم) است و هم‌زمان با هر دو دست، مهبل خود را به‌طور کامل نمایان می‌کند.[۴۹] در بسیاری از این پیکره‌ها، ناحیه شرمگاهی با تمرکز نقطه‌هایی تزئین شده که نمایانگر موی تناسلی هستند،[۵۰] گرچه برخی نیز این الگو را به شکل چندمعنایی به صورت خوشه انگور تفسیر کرده‌اند.[۴۷] رحم نیز گاهی به‌عنوان نماد تغذیه‌کننده استفاده می‌شد، چرا که حیوانات اغلب در حال تغذیه مستقیم (گرچه به‌صورت انتزاعی) از مثلث تناسلی نمایش داده می‌شدند.[۵۱]

کتیبه‌ی اهدایی روی کوزه لاخیش واژه‌ی «اِلات» را دقیقاً بالای درخت قرار داده، که نشان می‌دهد آن درخت نمادی از الهه‌ی الات بوده است.[۵۲]

هسترین درباره ابریق لاخیش اشاره می‌کند که در میان گروهی از ظروف سفالی که در محل کشف شده‌اند، در یک جام به‌جای تصویر رایج درخت مقدس که در دو سوی آن بزهای کوهی یا پرندگان دیده می‌شوند، از نماد مثلث تناسلی استفاده شده که باز هم بزهای کوهی در دو طرف آن قرار دارند.[۵۳] به‌گفته هسترین، این جابه‌جایی میان درخت و مثلث تناسلی نشان می‌دهد که درخت در واقع نمادی از الهه باروری، یعنی اشیره، بوده است. هسترین بین این تصویر و بازنمایی‌های الهه مصری حاثور به‌شکل الهه درخت انجیر مصری شباهت‌هایی می‌بیند و پیشنهاد می‌کند که در دوران حاکمیت مصر بر فلسطین، آیین حاثور آن‌قدر گسترده شد که حاثور با اشیره یکی دانسته شد. دیگر نقش‌هایی که در ابریق دیده می‌شوند (مثل شیر، گوزن زرد و بزهای کوهی) نیز به‌نظر می‌رسد ارتباط نزدیکی با نمادهای مرتبط با اشیره داشته باشند.[۵۴]

اشیره احتمالاً با نقش‌مایه باستانی «سرور حیوانات» که در سراسر خاور نزدیک رایج بود نیز در ارتباط بوده است؛ نقشی که در آن، یک شخص یا ایزد میان دو حیوان روبه‌رو قرار دارد. به‌گفته بیولیو، تصاویری که ایزدبانویی را میان شیرها نشان می‌دهند، تقریباً بدون شک، بازنمایی‌هایی از الهه اشیره هستند.[۵۵] شیر ماده در خاورمیانه باستان، مانند کبوتر و درخت، به نمادی رایج برای ایزدبانوان تبدیل شده بود.[۵۶] شیرهای ماده در شمایل‌نگاری مرتبط با اشیره نقش برجسته‌ای دارند، از جمله در پایه محراب آیینی «تعنک» مربوط به قرن دهم پیش از میلاد که تصویر درخت را نیز در خود دارد. همچنین، یک سرِ پیکان عبری از قرن یازدهم پیش از میلاد کشف شده که روی آن نوشته شده: «بنده بانوی شیر»؛ عبارتی که به‌وضوح اشاره به اشیره دارد.[۵۶][۵۷]

اوگاریت

[ویرایش]
پلاک عاجی از اوگاریت که در آن، تصویر درخت در نقش سنتی «درخت و بزکوهی‌ها» با پیکره زنی (احتمالاً اشیره) جایگزین شده است.

در متون اوگاریتی، اشیره به شکل ʾṯrt (اوگاریتی: 𐎀𐎘𐎗𐎚)[۵۸] و تلفظ احتمالی «اَثیرات» یا «اَتیرَت» ظاهر می‌شود. او با عنوان ʾelat به‌معنای «الهه» شناخته می‌شود، که شکل مؤنث واژه‌ی خدای بزرگ، ال، است و قابل مقایسه با اللات در دین عربستان باستان است. همچنین او با عنوان qdš به‌معنای «مقدس» نیز نامیده شده است. یکی از القاب اصلی اثیرات در متون اوگاریتی qnyt ỉlm است که می‌توان آن را «آفریننده‌ی خدایان» ترجمه کرد. در این متون، اثیرات همسر ال است؛ و یک بار نیز به هفتاد پسر اثیرات اشاره می‌شود، که به احتمال زیاد همان هفتاد پسر ال هستند.[۵۹][۶۰]

طبق گفته گیبسون، منابع پیش از سال ۱۲۰۰ قبل از میلاد تقریباً همیشه اشیره را با عنوان کامل rabat athirat yam (یا فقط به شکل rbt ʾṯrt) ذکر کرده‌اند.[۶۱] با این حال، طبق فهرست القاب اوگاریتی، این عبارت تنها در چرخه‌ی بعل دیده می‌شود.[۶۲] واژه‌ی rabat که احتمالاً ریشه‌ی اکدی دارد، به‌معنای «بانوی بزرگ» است.[۶۲] اشیره در متون اوگاریتی از پسرش یم، خدای دریا، در نبردش با بعل حمایت می‌کند. البته باید دقت کرد که نسبت دادن عنوان «خدای دریا» به یم ممکن است گمراه‌کننده باشد؛ چون یم در اصل «خود دریا» به‌شکل الهه‌گونه است، نه خدایی که بر دریا فرمانروایی کند. به همین دلیل، برخی لقب اثیرت را به‌صورت «بانوی اشیره‌ی دریا» ترجمه کرده‌اند؛[۶۳] و برخی دیگر: «او که بر دریا گام برمی‌دارد»،[۱] یا حتی «بانوی بزرگ که بر یم پای می‌گذارد».[۶۴] این تعابیر گاهی به ساختار اسطوره‌ای نبرد با آشوب پیوند داده شده‌اند، هرچند که خود اشیره یا یم معمولا نقش مستقیمی در این نبرد ندارند. پارک در سال ۲۰۱۰ پیشنهاد کرد که نام اثیرت ممکن است از ساختار نحوی اسم مفعولی مشتق شده باشد، به‌معنای «کسی که دیگران از او پیروی می‌کنند»، یعنی «زاینده» یا «آغازگر»، که با نقش او به‌عنوان «مادر خدایان» در اسطوره‌های اوگاریتی هم‌راستا است.[۶۵] این دیدگاه، پاسخی بود به تفسیر پیشین بنیامین مارگالیت، که نام او را به‌عنوان کسی که به‌معنای واقعی کلمه «در رد پای یهوه» حرکت می‌کند، تبیین کرده بود؛ تفسیری سخت‌گیرانه‌تر که با این حال، با کاربرد واژه‌ی اوگاریتی در «واژه‌نامه فرهنگ زبان اوگاریتی در سنت الفبایی» به‌عنوان واژه‌ای عادی نیز هم‌راستاست. بینگر برخی از این تفسیرها را خیالی و غیرقابل‌پذیرش می‌داند و در نهایت به تفسیر مسأله‌دار و مبهمی بازمی‌گردد که طبق آن، «یم» ممکن است به‌جای دریا، به‌معنای «روز» باشد؛ بنابراین لقب اشیره به‌صورت «بانوی روز» ترجمه می‌شود.[۶۶] ریشه‌ی مشترک سامی ywm- (بازسازی‌شده در زبان پیشاسامی)[۶۷] که در عبری به صورت יוֹם (yom) به‌معنای «روز» درآمده، در نسخه‌ی عبری مصوّت‌گذاری شده (نسخه‌ی ماسورتی) در مواردی با حذف حرف میانی -w- و گاهی با جانشینی آن با واکه‌ی کلاس A ظاهر شده است و به صورت yam تلفظ شده. این گونه‌نوشت‌ها، و نیز این واقعیت که جمع آن به‌صورت‌های yomim و yamim (عبری: יָמִים) خوانده می‌شود، اعتبار بیشتری به این ترجمه‌ی جایگزین می‌بخشند.[۶۸]

میان‌رودان

[ویرایش]
کتیبه نذری از «ایتور-اشدوم» که الهه‌ «اشراتوم» را فرا می‌خواند، از نمونه‌های مهم شواهد پرستش اشراتوم در میان‌رودان است. هر چند که نام‌های اشراتوم و اثیرات اوگاریتی ریشه یکسانی دارند، اما این دو الهه جایگاه‌های متفاوتی در پانتئون‌های خود داشتند.[۶۹]

الهه‌ای با ریشهٔ آموری به نام «اَشرَتوم» یا «اَشیرَتوم» (اکدی: 𒀭𒀸𒊏𒌈) در برخی متون اکدی میان‌رودانی، به‌ویژه در دورهٔ نفوذ آموریان در اوایل هزارهٔ دوم پیش از میلاد، شناخته شده است. پیوند او با سنت دینی آموری از آن‌جا تقویت می‌شود که در این متون به‌عنوان همسر خدای «اَمورو» معرفی می‌گردد.[۶۹] از این رو، موقعیت اشرتوم در مقام همسر امورو، نشانگر خاستگاه غرب‌سامی و پیوند او با هویت قومی و مذهبی آموریان است. اگرچه در پژوهش‌های زبان‌شناختی پذیرفته شده که نام اشرتوم با اشیره یا اثیرات هم‌ریشه است و هر دو احتمالاً به یک ریشهٔ سامی مشترک بازمی‌گردند، اما بیشتر پژوهشگران این دو الهه را از نظر الهیاتی و کارکرد اسطوره‌ای، یکی نمی‌دانند.[۶۹] شباهت نام و حتی تشابه ساختاری جایگاه آن‌ها — به‌عنوان همسر یک ایزد بلندمرتبه — لزوماً به معنای یگانگی شخصیت دینی‌شان نیست؛ زیرا هر یک در بستر فرهنگی و پانتئون خاص خود، نقش‌ها و ویژگی‌های متمایزی داشته‌اند. اشیره در سنت اوگاریتی و کنعانی، همسر «ال» و مادر خدایان به‌شمار می‌رود و شخصیتی محوری در ساختار کیهانی و شورای ایزدان دارد. او الهه‌ای مادرانه، میانجی و حافظ نظم الهی است و نقش او بیش از آن‌که با جذابیت جنسی تعریف شود، با باروری، مادری و اقتدار کیهانی پیوند دارد. در مقابل، اشرتوم در متون میان‌رودانی جایگاهی محدودتر و عمدتاً در ارتباط با امورو دارد و هرگز به مقام «مادر خدایان» در سطحی مشابه اشیره نمی‌رسد. افزون بر این، برخی پژوهش‌ها احتمال داده‌اند که اشرتوم ممکن است با جنبه‌هایی همچون زیبایی، جذابیت تنانه یا حتی باروری شهوانی در ارتباط بوده باشد، هرچند شواهد موجود در این زمینه محدود و غیرقطعی‌اند. در برابر، دربارهٔ اشیره در متون اوگاریتی یا کنعانی هیچ مدرک روشنی وجود ندارد که او را مستقیماً با شهوت یا زیبایی جسمانی پیوند دهد؛ بلکه تصویر غالب از او، تصویر یک الههٔ مادر مقتدر و کهن است.[۷۰]

هیتی‌‌ها

[ویرایش]

در میان هیتی‌ها، این الهه با نام‌های «اَشِرتوش» یا «اَشِردوش» (هیتی: 𒀀𒊺𒅕𒌈) ظاهر می‌شود؛ به‌ویژه در اسطوره‌ی اِلکونیرشا، که به‌معنای «اِل، آفریننده‌ی زمین» است و همسر او محسوب می‌شود. در این روایت، اشرتوش تلاش می‌کند با بعل، خدای طوفان، هم‌خواب شود.[۷۱] بخش بازمانده‌ی این اسطوره با صحنه‌ای آغاز می‌شود که در آن، شخصی پیام تهدیدآمیز اشرتوش را به بعل می‌رساند؛ تهدیدی که در آن گفته می‌شود: اگر با او هم‌خوابه نشود، آسیب خواهد دید. بعل سپس به سرچشمه‌ی رود فرات می‌رود، به سوی خیمه‌ی الکونیرشا، شوهر اشرتوش. الکونیرشا از او می‌پرسد که چرا آمده است، و بعل پاسخ می‌دهد که اشرتوش، همسرش، دخترانی جوان نزد او فرستاده تا پیشنهاد هم‌خوابگی او را برسانند، که بعل این درخواست را رد کرده، و پس از آن، اشرتوش او را تهدید کرده است. الکونیرشا در پاسخ می‌گوید: «برو و او را تهدید کن [...] و خردش کن». سپس بعل نزد اشرتوش می‌رود و به او می‌گوید: «من هفتاد و هفت فرزندت را کشتم. هشتاد و هشت‌تای دیگرشان را نیز کشتم». اشرتوش اندوهگین می‌شود، زنان نوحه‌گر تعیین می‌کند، و هفت سال به سوگواری می‌پردازد. پس از آن، در متنی تکه‌تکه‌شده، عباراتی مانند «خورد و نوشید» آمده است (احتمالاً بخشی از مراسم یادبود یا ضیافت شب‌بیداری)، و سپس بخش‌هایی از متن وجود ندارد که طول آن نامشخص است.[۷۲]

پس از بخش گمشده، تهدیدهای اشرتوش علیه بعل دوباره تکرار می‌شود، این‌بار به صورت سوم شخص؛ اشرتوش نزد الکونیرشا شرح می‌دهد که چه قصدی دارد بر سر بعل بیاورد، و سپس می‌گوید که می‌خواهد با خود الکونیرشا هم‌خوابه شود. الکونیرشا به او پاسخ می‌دهد: «هر کاری می‌خواهی بکن». در ادامه، گفته می‌شود که آنات یا عشتروت مکالمه را شنید، و سپس او: «به جامی در دست الکونیرشا تبدیل شد، به جغدی بدل شد و بر دیوار (یا شانه‌ی) او نشست».[۷۳] احتمال داده شده که مترجم هیتی در اینجا بین دو معنای واژه‌ی سامی غربی kôs (که هم به‌معنای «جام» است و هم گونه‌ای جغد)، دچار اشتباه معنایی شده باشد. در ادامه، الکونیرشا و همسرش با یکدیگر می‌خوابند، و آنات/عشتروت چونان پرنده‌ای بر فراز بیابان پرواز می‌کند و به بعل هشدار می‌دهد که با اشرتوش شراب ننوشد. در اینجا لوح دوباره آسیب دیده، اما از بخش‌های باقی‌مانده می‌توان فهمید که بعل به دنیای زیرین (جهان مردگان) منتقل شده است و آنات/عشتروت همراه با خدایان دنیای زیرین تلاش می‌کنند زخم‌های بعل را درمان کنند – زخم‌هایی که احتمالاً نتیجه‌ی نقشه‌ی موفق اشرتوش بوده‌اند.[۷۴]

پس از بخش گمشده‌ی دیگری از متن، به نظر می‌رسد که بعل تحت آیینی برای جن‌گیری قرار می‌گیرد، که در آن جن‌گیرانی از امّورو و حنا یا شاید از شهر آنات شرکت دارند. اما این قسمت از متن به‌شدت آسیب دیده و ماهیت دقیق این آیین مشخص نیست. بخش پایانی اسطوره دیگر باقی نمانده است.[۷۵]

اسرائیل و یهودا باستان

[ویرایش]

شواهد باستان‌شناسی

[ویرایش]
«دست خربت القوم» نمادی از اشیره به‌عنوان نگهبان و حافظ است، اما هیچ فرضیه علمی‌ای دربارهٔ اینکه چرا این نماد به‌صورت وارونه ظاهر شده، وجود ندارد.[۷۶]

برداشت از اشیره به‌عنوان شریک یا همسر یهوه بحث‌های زیاد در میان پژوهشگران به‌راه انداخته است.[۷۷] در حالی که بعضی پژوهشگران سعی دارند پرستش اشیره را از آیین یهوه‌پرستی جدا بدانند،[۷۸][۷۹][۸۰][۸۱] بیشتر محققان به این نتیجه رسیده‌اند که اشیره و یهوه به‌عنوان یک زوج الهی در کنار هم پرستیده می‌شدند. شواهد احتمالی برای پرستش اشیره در پادشاهی اسرائیل و یهودا باستان، شامل نقش‌ها و نوشته‌هایی است که در دو مکان مربوط به حدود قرن نهم پیش از میلاد یافت شده‌اند. نخستین مورد، درون غاری در منطقه خربت القوم کشف شده است:[۸۲]

«اوریاهو گرامی این را نوشته است:

مبارک باد اوریاهو به‌دست یهوه، و [زیرا؟] او را از دست ستمگرانش به‌وسیله اشیره‌اش رهایی بخشیده است. [نوشته‌شده] به‌دست اونیاهو. ...به‌وسیله اشیره‌اش

...و »

مورد دوم در کوه کونتیلت عجرود کشف شده است.[۸۳][۸۴] در این محل، روی یکی از کوزه‌ها تصاویری از موجوداتی با ترکیب انسان و گاو دیده می‌شود،[۵۶][۸۵] همراه با چند نوشته که به عباراتی مانند «یهوه سامریه و اشیره‌اش» و «یهوه تیمان و اشیره‌اش» اشاره دارند.[۸۶] با این حال، شماری از پژوهشگران معتقدند واژه‌ی «اشیره» در این نوشته‌ها نه به الهه‌ای، بلکه به نوعی شیء یا نماد آیینی اشاره دارد. برخی از آن‌ها استدلال می‌کنند که چون شکل‌های مشابه واژه «اشیره» در کتیبه‌های فینیقی و آرامی هم‌دوره، به معنای «معبد» یا «پرستشگاه» آمده‌اند، ممکن است در این کتیبه‌های عبری هم همین معنا را داشته باشد.[۸۷][۸۸][۸۹] گروهی دیگر اما باور دارند که «اشیره» احتمالاً به درخت مقدسی اشاره دارد که در پرستش یهوه به کار می‌رفته، چرا که این معنا در متن عبری کتاب مقدس و در میشنا نیز برای این واژه آمده است.[۹۰][۹۱]

کتاب مقدس عبری

[ویرایش]

تنخ ثبت می‌کند که در طول دوره داوران و پادشاهان، بنی‌اسرائیل به پرستش اشیره ادامه دادند. در کتاب‌های پادشاهان، به پرستش خدایان متعدد کنعانی اشاره شده است: سلیمان برای بسیاری از خدایان معبد ساخت و گزارش شده که یوشیا اشیای آیینی مربوط به اشیره را از معبدی که سلیمان برای یهوه ساخته بود، بیرون آورد (دوم پادشاهان ۲۳:۴). پدربزرگ یوشیا، مناسه، تندیس اشیره یا شاید یک تیرک پرستشی مربوط به او را برپا کرده بود (دوم پادشاهان ۲۱:۷).[۹۲] واژه «اَشِیرا» در تنخ چهل بار آمده است، اما در بیشتر موارد به اشیای آیینی مانند درخت یا تیرک (ستون‌های اشیره) اشاره دارد:[۹۳]

در کنار مذبح یهوه خدایت، هیچ درختی برای خود به عنوان اشیره مکار.

سفر تثنیه ۱۶:۲۱، تورات

ارتباط اشیره با درختان در تنخ بسیار قوی است؛ برای نمونه گفته شده او زیر درختان یافت می‌شود (اول پادشاهان ۱۴:۲۳؛ دوم پادشاهان ۱۷:۱۰) و انسان‌ها او را از چوب می‌سازند (اول پادشاهان ۱۴:۱۵؛ دوم پادشاهان ۱۶:۳–۴). هرچه به زمان اصلاحات یوشیا دورتر می‌شویم، مفهوم اشیره گسترده‌تر می‌شود. در متون یهودی بعدی، درختان مختلفی مانند تاک، انار، گردو، مورت و بید به عنوان بخشی از اشیره یا نمادهای مرتبط با او معرفی شده‌اند.[۹۴] در نهایت، رهبران یکتاپرست به دلیل ارتباط اشیره با این درختان، تلاش کردند تا پرستش این درختان و نمادهایش را سرکوب کنند. در سفر تثنیه، فصل ۱۲، یهوه فرمان می‌دهد که زیارتگاه‌های اشیره نابود شوند تا پاکی پرستش خودش حفظ شود.[۹۵] بر اساس کتاب پادشاهان، ایزابل دختر ایتوبال اول از صور، صدها پیامبر برای بعل و اشیره همراه خود به دربار اسرائیل آورد.[۹۶]

کتاب ویلیام دیور با عنوان «آیا خدا همسر داشت؟» به مجسمه‌های ستون زنانه، نام «ملکه آسمان» و نان‌های مخصوص اشاره می‌کند. دیور همچنین به معبد تل عراد، سایت باستان‌شناسی معروف با کنیبینوئیدها و ماسبوت‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: «تنها الهه‌ای که نامش به‌خوبی در کتاب مقدس عبری (یا در کل اسرائیل باستان) ثبت شده، اشیره است».[۹۷]

مصر باستان

[ویرایش]

تلاش‌ها برای شناسایی اشیره در میان خدایان مصر باستان، با پذیرش محدود و همچنین جنجال‌هایی همراه بوده است. از دوره‌ی هجدهم پادشاهی مصر، الهه‌ای سامی به نام قِتش به‌معنای «مقدس» (که گاهی به‌صورت قُدشو نیز بازسازی می‌شود) به‌طور برجسته در منابع مصری ظاهر می‌شود. این سلسله پس از بیرون‌راندن بیگانگان مهاجم از دوران میانه‌ی مصر به قدرت رسید. در سال ۱۹۴۱، پژوهشگر فرانسوی، رنه دوسار، ارتباطی میان اشیره و قتش پیشنهاد کرد. پس از آن، مطالعات بیشتری تلاش کردند شواهدی برای هم‌ارزی قتش با اشیره ارائه دهند. با این حال، ویگینز چنین پیوندی را نمی‌پذیرد.[۹۸] اما تردید او مانع از آن نشد که پژوهشگران بعدی به مقایسه و یکسان‌انگاری میان اشیره و قتش ادامه دهند.[۵۲]

استدلال‌هایی که قتش و اشیره را یک الهه‌ی واحد می‌دانند، بر پایه‌ی این تصور نادرست استوارند که گویا اشیره، عشتروت و آنات تنها سه الهه‌ی برجسته در دین کنعانی بوده‌اند و با هم یک سه‌گانه‌ی الهی تشکیل می‌داده‌اند.‌[۹۹] با این حال، گرچه عشتروت و آنات در منابع اوگاریتی، مصری و دیگر مناطق معمولاً با یکدیگر در ارتباط نزدیک نشان داده شده‌اند،[۱۰۰][۱۰۱] هیچ‌گونه مدرک معتبری وجود ندارد که اشیره را با عشتروت یکی بداند یا نشان دهد که او با عشتروت و آنات در متون اوگاریتی پیوند نزدیکی داشته است.[۱۰۲] به‌دلیل نبود شواهد و ارجاعات روشن به الهه قتش به‌عنوان ایزدی مستقل در منابع اوگاریتی و دیگر منابع سوری-فلسطینی، بسیاری از پژوهشگران معاصر بر این باورند که قتش در اصل الهه‌ای مصری است که از دین و شمایل‌نگاری کنعانی تأثیر گرفته است؛ نه اینکه صرفاً یک الهه‌ی کنعانی باشد که به‌طور مستقیم توسط مصریان اقتباس شده، همان‌گونه که در مورد خدایانی مانند رشف و آنات دیده می‌شود.[۱۰۳][۱۰۴]

عربستان باستان

[ویرایش]

به نام «أثیرَت» (قتبانی: 𐩱𐩻𐩧𐩩)، این الهه در شماری از کتیبه‌های پیشااسلامی جنوب عربستان که تاریخ آن‌ها از میانه‌ی هزاره‌ی نخست پیش از میلاد تا میانه‌ی هزاره‌ی نخست میلادی است، شناسایی شده است.‌[۹۳][۱۰۵] از آن‌جا که گاه نام او در کنار خدایان ماه «وَدّ» و «عَمّ» آمده، احتمال دارد که در آن دوران، او را همسر یکی از این دو خدا، یا هر دوی آن‌ها، تصور می‌کرده‌اند[۱۰۶][۱۰۶]

یکی از سنگ‌نوشته‌های تیماء که در سال ۱۸۸۳ میلادی توسط شارل هوبر در واحه‌ی باستانی تیما در شمال‌غربی عربستان کشف شد و اکنون در موزه‌ی لوور نگهداری می‌شود، به دوران اقامت نبونعید در این منطقه (در سال ۵۴۹ پیش از میلاد) نسبت داده می‌شود. این سنگ‌نوشته به زبان آرامی نگاشته شده و در آن از سه ایزد یاد شده است: «صِلِمِ مَحرَم»، «شِنگَلا‌ء» و «اَشیره‌ء» که به‌عنوان خدایان شهر تیماء معرفی شده‌اند؛ با این حال، هنوز مشخص نیست که نام «اَشیره‌ء» در این کتیبه، شکل آرامی‌شده‌ای از نام اوگاریتی أثیرَت است یا اقتباسی دیرتر از شکل عبری أشیره یا صورت مشابه آن. در هر صورت، به گفته‌ی واتکینز، ریشه‌ی هر دو نام به واژه‌ی بازسازی‌شده‌ی نیاسامی *ʾṯrt بازمی‌گردد.[۱۰۷] ریشه‌ی عربی ʾṯr (همانند واژه‌ی أثر – ʾaṯar به‌معنای «رد پا» یا «نشانه») از نظر معنایی با واژه‌ی عبری ʾāšar (به‌معنای «گام برداشتن» یا «راه رفتن») مشابهت دارد. این شباهت معنایی، پایه‌ای برای تفسیر لقب اشیره به عنوان «بانوی دریا» بوده است؛ بدین صورت که او را «زنی که بر دریا گام برمی‌دارد» یا «زنی که بر یم می‌خرامد» دانسته‌اند.[۱۰۸]

پرستش اشیره تا زمان‌های متأخر نیز در مناطق دورافتاده‌ی جنوب عربستان ادامه یافت، چنان‌که در برخی کتیبه‌های قتبانی و معینی مربوط به دوره‌ی میلادی، شواهدی از پرستش او دیده می‌شود.[۱۰۹]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

پانویس

[ویرایش]
  1. 1 2 Binger 1997, p. 44.
  2. "Asherah". The Columbia Electronic Encyclopedia. Columbia University Press. 2022. Retrieved October 7, 2022.
  3. Wyse-Rhodes, Jackie (2015). "Finding Asherah: The Goddesses in Text and Image". In Hulster, Izaak J. de; LeMon, Joel M. (eds.). Image, Text, Exegesis: Iconographic Interpretation and the Hebrew Bible. Bloomsbury Publishing. pp. 71–90. ISBN 978-0-567-58828-9.
  4. Lipiński, Edward (2005). "Athirat". Athirat. Encyclopedia of Religion. Retrieved December 26, 2020.
  5. Betlyon, John Wilson (1985). "The Cult of ʾAšerah/ʾĒlat at Sidon". Journal of Near Eastern Studies. 44 (1): 53–56. ISSN 0022-2968.
  6. Patai, Raphael (1965). "The Goddess Asherah". Journal of Near Eastern Studies. 24 (1/2): 37–52. ISSN 0022-2968.
  7. Wesler, Kit W. (2012). An Archaeology of Religion. University Press of America. p. 193. ISBN 978-0761858454. Archived from the original on 10 January 2022. Retrieved 3 September 2014.
  8. Wyse-Rhodes, Jackie (2015). "Finding Asherah: The Goddesses in Text and Image". In Hulster, Izaak J. de; LeMon, Joel M. (eds.). Image, Text, Exegesis: Iconographic Interpretation and the Hebrew Bible. Bloomsbury Publishing. pp. 71–90. ISBN 978-0-567-58828-9.
  9. Dever, William G. (1984). "Asherah, Consort of Yahweh? New Evidence from Kuntillet ʿAjrûd". Bulletin of the American Schools of Oriental Research (255): 21–37. doi:10.2307/1357073. ISSN 0003-097X. JSTOR 1357073. S2CID 163984447.
  10. Did God Have a Wife?: Archaeology and Folk Religion in Ancient Israel. Wm. B. Eerdmans Publishing. 2008. pp. 166–167. ISBN 978-0-8028-6394-2.
  11. Wyse-Rhodes, Jackie (2015). "Finding Asherah: The Goddesses in Text and Image". In Hulster, Izaak J. de; LeMon, Joel M. (eds.). Image, Text, Exegesis: Iconographic Interpretation and the Hebrew Bible. Bloomsbury Publishing. pp. 71–90. ISBN 978-0-567-58828-9.
  12. Sarah Iles Johnston, ed. Religions of the Ancient World, (Belnap Press, Harvard) 2004, p. 418; a book-length scholarly treatment is W.L. Reed, The Asherah in the Old Testament (Fort Worth: Texas Christian University Press) 1949; the connection of the pillar figurines with Asherah was made by Raphael_Patai in The_Hebrew_Goddess (1967)
  13. Summarized and sharply criticized in Raz Kletter's The Judean Pillar-Figurines and the Archaeology of Asherah (Oxford: Tempus Reparatum), 1996; Kletter gives a catalogue of material remains.
  14. Smith 2002, pp. 41–42.
  15. Pardee 2003, pp. 135–136.
  16. Fuller 2001, pp. 67–68.
  17. Smith 2001, pp. 85–87.
  18. Pardee 2003, pp. 137–139.
  19. 1 2 Smith 2002, pp. 42–44.
  20. 1 2 Day 2002, pp. 386–387.
  21. Wyatt 2001, pp. 70–71.
  22. 1 2 Fuller 2001, pp. 68–69.
  23. Wyatt 2001, pp. 67–68.
  24. Day 2002, pp. 385–387.
  25. Pardee 2003, pp. 140–141.
  26. Wyatt 2001, pp. 69–70.
  27. اسمیت 2001, pp. 88–89.
  28. دی 2002, pp. 387–388.
  29. پاردی 2003, pp. 139–141.
  30. وایِت 2001, pp. 71–72.
  31. دی 2002, pp. 388–389.
  32. فولر 2001, pp. 69–70.
  33. Keel, Othmar; Uehlinger, Christoph (1998-01-01). Gods, Goddesses, And Images of God. Edinburgh: Bloomsbury Publishing. ISBN 978-0-567-08591-7.
  34. Anthonioz, Stéphanie (2014). "Astarte in the Bible and her Relation to Asherah". In Sugimoto, David T. (ed.). Ishtar / Astarte / Aphrodite : Transformation of a Goddess. Orbis biblicus et orientalis. Vol. 263. Fribourg: Academic Press. pp. 125–139. ISBN 978-3-525-54388-7.
  35. Winter 1983, See §1.3.2 "Die Goettin & ihr Kultobjekt sind nicht zu trennen".
  36. Kien 2000, p. 165.
  37. Bach, Alice (1998). Women in the Hebrew Bible (1st ed.). Routledge. p. 171. ISBN 978-0-415-91561-8.
  38. Redford, Donald B. (1992). Egypt, Canaan, and Israel in Ancient Times. Princeton University Press. p. 270. ISBN 978-0-691-03606-9.
  39. Olyan 1988, p. 71.
  40. Day, John (2021). "The Serpent in the Garden of Eden: Its Background and Role". From Creation to Abraham: Further Studies in Genesis 1-11. Bloomsbury Publishing. p. 56. ISBN 978-0-567-70311-8.
  41. Walker, M. Justin (2016). "The Wings of the Dove are Covered with Silver: The (Absent) Presence of the Goddess in Psalm 68". Ugarit-Forschungen. 47: 303. ISSN 0342-2356.
  42. Amzallag, Nissim (2023). Yahweh and the Origins of Ancient Israel. New York: Cambridge University Press. p. 8. ISBN 978-1-009-31476-3. Proverbs... includes explicit references to a female divine being, an Asherah-like goddess personifying Wisdom and present beside YHWH at the early time of creation
  43. Taylor 1995, pp. 29–54.
  44. Ziffer, Irit (2010). "Western Asiatic Tree-Goddesses". Ägypten und Levante / Egypt and the Levant. 20: 411–430. doi:10.1553/AEundL20s411. ISSN 1015-5104. JSTOR 23789949.
  45. Olyan 1988.
  46. Rich, Viktoria Greenboim (2022-05-16). "7,500-year-old Burial in Eilat Contains Earliest Asherah". Haaretz.com. Retrieved 2023-11-29.
  47. 1 2 Stuckey 2002, p. 56.
  48. Taylor 1995, p. 30.
  49. Dever 2005, p. 188.
  50. Locatell, McKinny & Shai 2022, p. 585.
  51. Locatell, McKinny & Shai 2022, p. 584.
  52. 1 2 Locatell, McKinny & Shai 2022, p. 580.
  53. Hestrin, Ruth (1987). "The Lachish Ewer and the 'Asherah". Israel Exploration Journal. Israel Exploration Society. 37 (4): 215. ISSN 0021-2059. JSTOR 27926074.
  54. Hestrin, Ruth (1987). "The Lachish Ewer and the 'Asherah". Israel Exploration Journal. Israel Exploration Society. 37 (4): 215. ISSN 0021-2059. JSTOR 27926074.
  55. Beaulieu 2007, p. 303.
  56. 1 2 3 Dever 2005.
  57. Cornelius 2004, p. 28–29.
  58. DULAT I p 128
  59. see KTU 1.4 I 23.
  60. Gibson, J. C. L.; Driver, G. R. (1978), Canaanite Myths and Legends, T. & T. Clark, ISBN 9780567023513
  61. Gibson, J. C. L.; Driver, G. R. (1978), Canaanite Myths and Legends, T. & T. Clark, ISBN 9780567023513
  62. 1 2 Rahmouni 2008, p. 278.
  63. Rahmouni 2008, p. 281.
  64. Wyatt 2003, p. 131ff.
  65. Park 2010, pp. 527–534.
  66. Binger 1997, pp. 42–93.
  67. Kogan, Leonid (2011). "Proto-Semitic Lexicon". In Weninger, Stefan (ed.). The Semitic Languages: An International Handbook. Walter de Gruyter. pp. 179–258. ISBN 978-3-11-025158-6.
  68. Numbers 6:5, Job 7:6
  69. 1 2 3 Wiggins 2007, p. 153.
  70. Wiggins 2007, pp. 153, 171–172.
  71. Hoffner, Harry A. (1998). Hittite myths. Scholars Press. p. 90. ISBN 978-0-7885-0488-4.
  72. Hoffner, Harry A. (1998). Hittite myths (به انگلیسی). Scholars Press. pp. 90–91.
  73. Hoffner, Harry (1965). "The Elkunirsa Myth Reconsidered". Revue Hittite et Asianique. 23 (76): 13. doi:10.3406/rhita.1965.1194.
  74. Hoffner, Harry A. (1998). Hittite myths (به انگلیسی). Scholars Press. pp. 90–91.
  75. Hoffner, Harry A. (1998). Hittite myths (به انگلیسی). Scholars Press. p. 92.
  76. Binger 1997.
  77. Wyse-Rhodes, Jackie (2015). "Finding Asherah: The Goddesses in Text and Image". In Hulster, Izaak J. de; LeMon, Joel M. (eds.). Image, Text, Exegesis: Iconographic Interpretation and the Hebrew Bible. Bloomsbury Publishing. pp. 71–90. ISBN 978-0-567-58828-9.
  78. Binger 1997, p. 108.
  79. "Bible's Buried Secrets, Did God Have a Wife?". BBC Two. 21 December 2011. Archived from the original on 15 January 2012. Retrieved 4 July 2012.
  80. Wesler, Kit W. (2012). An Archaeology of Religion. University Press of America. p. 193. ISBN 978-0761858454. Archived from the original on 10 January 2022. Retrieved 3 September 2014.
  81. Mills, Watson, ed. (1997) [1990]. Mercer Dictionary of the Bible (Reprint ed.). Mercer University Press. p. 494. ISBN 978-0-86554373-7. Archived from the original on 10 January 2022. Retrieved 5 November 2020.
  82. Stuckey 2002.
  83. Dever, William G. (1984). "Asherah, Consort of Yahweh? New Evidence from Kuntillet ʿAjrûd". Bulletin of the American Schools of Oriental Research (255): 21–37. doi:10.2307/1357073. ISSN 0003-097X. JSTOR 1357073. S2CID 163984447.
  84. Meshel, Zev (1986-01-01), "The Israelite Religious Centre of Kuntillet 'Ajrud, Sinai", Archaeology and Fertility Cult in the Ancient Mediterranean, Amsterdam: B.R. Grüner Publishing Company, pp. 237–240, doi:10.1075/zg.15.24mes (inactive 11 July 2025), ISBN 978-90-6032-288-8, S2CID 211507289, retrieved 2023-12-23{{citation}}: تمیزکاری شیوه یادکرد ۱: شناساگر شیء دیجیتال غیرفعال از ژوئیه ۲۰۲۵ (link)
  85. Hadley 2000, pp. 122–136.
  86. Bonanno, Anthony (1986). Archaeology and Fertility Cult in the Ancient Mediterranean: Papers Presented at the First International Conference on Archaeology of the Ancient Mediterranean, University of Malta, 2–5 September 1985. John Benjamins Publishing. p. 238. ISBN 9789060322888. Archived from the original on 18 January 2022. Retrieved 10 March 2014.
  87. Sass 2014, pp. 47–66.
  88. Ahituv 2014, p. 35.
  89. Puech, Émile (2015). "L'inscription 3 de Khirbet el-Qôm revisitée et l' 'Ashérah". Revue Biblique. 122 (1): 5–25. doi:10.2143/RBI.122.1.3149557. ISSN 2466-8583. JSTOR 44092312.
  90. Emerton, J. A. (1999). ""Yahweh and His Asherah": The Goddess or Her Symbol?". Vetus Testamentum. 49 (3): 315–337. doi:10.1163/156853399774228010. ISSN 0042-4935. JSTOR 1585374.
  91. Lemaire, André (2024). "Judahite Hebrew Epigraphy and Cult". Jerusalem Journal of Archaeology. 7: 43–72. doi:10.52486/01.00007.3. ISSN 2788-8819.
  92. Wyatt 1999, p. 102.
  93. 1 2 Wyatt 1999, p. 101.
  94. Danby, Herbert (1933). The Mishnah: Translated from the Hebrew With Introduction and Brief Explanatory Notes. Oxford: Oxford University Press. pp. 90, 176. ISBN 9780198154020.
  95. Deuteronomy 12: 3–4
  96. Coogan, Michael (2010). God and Sex. Twelve. p. 47. ISBN 978-0-446-54525-9.
  97. Dever 2005, p. 166.
  98. Wiggins, Steve A. (1991-01-01). "The Myth of Asherah: Lion Lady and Serpent Goddess". Ugarit-Forschungen: Internationales Jahrbuch für ...
  99. S. A. Wiggins, The Myth of Asherah: Lion Lady and Serpent Goddess, Ugarit-Forschungen 23, 1991, p. 387
  100. G. Del Olme Lete, KTU 1.107: A miscellany of incantations against snakebite [in] O. Loretz, S. Ribichini, W. G. E. Watson, J. Á. Zamora (eds), Ritual, Religion and Reason. Studies in the Ancient World in Honour of Paolo Xella, 2013, p. 198
  101. M. Smith, 'Athtart in Late Bronze Age Syrian Texts [in:] D. T. Sugimoto (ed), Transformation of a Goddess. Ishtar – Astarte – Aphrodite, 2014, p. 49-51
  102. S. A. Wiggins, A Reassessment of Asherah: With Further Considerations of the Goddess, 2007, p. 57, footnote 124; see also p. 169
  103. S. L. Budin, A Reconsideration of the Aphrodite-Ashtart Syncretism, Numen vol. 51, no. 2, 2004, p. 100
  104. I. Cornelius, Qudshu, Iconography of Deities and Demons in the Ancient Near East (electronic pre-publication), p. 1: "a goddess by the name of Q. is not known in the Ugaritic or any other Syro–Palestinian texts"
  105. Wiggins 2007, pp. 175ff.
  106. 1 2 Wiggins 2007, pp. 180–181.
  107. Watkins, Justin (2007). "Athirat: As Found at Ras Shamra". Studia Antiqua. 5 (1): 45–55. Archived from the original on 1 July 2019. Retrieved 10 July 2019.
  108. (the Arabic root يم yamm also means "sea")
  109. Ahituv (2014), p.  33: lists dates from 5th C BCE to 6th C AD.

منابع و برای مطالعه بیشتر

[ویرایش]