انسانانگاری
انسانانگاری، انسانوارگی، انساندیسی یا آنتروپومورفیسم (به انگلیسی: Anthropomorphism) به معنای تعبیر انسانگونه از هر گونه مفهوم یا چیزی است که لزوماً خصلت یا شکل انسانی نداشته باشد.[۱]

بهطور مثال، در معماری، برخی مفاهیم ریشهٔ انسانانگارانه دارند.[۲][۳] نسبت دادن خواص انسانی (مثل دست و پا و غیره) به خدا یا موجودات فضایی نیز نوعی انسانانگاری است.
در ادبیات
[ویرایش]متون مذهبی
[ویرایش]نمونههای مختلفی از شخصیتبخشی هم در کتاب مقدس عبری و هم در عهد جدید مسیحیان و همچنین در متون برخی از ادیان دیگر وجود دارد.
افسانهها
[ویرایش]
انسانانگاری که به آن تشخیص نیز گفته میشود، یک ابزار ادبی جاافتاده از دوران باستان است. داستان «شاهین و بلبل» در کتاب «کارها و روزها» اثر هزیود، قرنها پیش از افسانههای ازوپ آمده است. مجموعههایی از افسانههای مرتبط با هند، یعنی داستانهای جاتکه و پنچاتنترا نیز از حیوانات انساننما برای نشان دادن اصول زندگی استفاده میکنند. بسیاری از کلیشههای حیواناتی که امروزه رواج دارند، مانند روباه مکار و شیر مغرور را میتوان در این مجموعهها یافت. انسانانگاریهای ازوپ در قرن اوّل میلادی چنان رایج بودند که تفکر حداقل یک فیلسوف را تحت تأثیر قرار دادند:
و جذابیت دیگری در مورد او وجود دارد و آن این است که او حیوانات را در پرتوی دلپذیری قرار میدهد و آنها را برای بشر جذاب میکند؛ زیرا پس از اینکه از کودکی با این داستانها بزرگ شدیم و گویی از نوزادی با آنها تغذیه شدیم، نظرات خاصی در مورد حیوانات مختلف به دست میآوریم و برخی از آنها را حیوانات سلطنتی، برخی دیگر را احمق، برخی دیگر را شوخ و برخی دیگر را بیگناه میدانیم.
بلیناس حکیم خاطرنشان میکند که این افسانهها برای آموزش خرد از طریق داستانهایی که قرار است به عنوان داستان تخیلی تلقی شوند، خلق شده است و آنها را بهطور مطلوبی در مقابل داستانهای شاعران دربارهٔ خدایان قرار میدهد که گاهی اوقات به معنای واقعی کلمه تلقی میشوند. ازوپ، «با اعلام داستانی که همه میدانند حقیقت ندارد، حقیقت را بیان کرد؛ دقیقاً به این دلیل که ادعا نکرد وقایع واقعی را روایت میکند.»[۴]
قصههای پریان
[ویرایش]بنمایههای انسانانگارانه در قصههای پریان، از کهنترین نمونههای باستانی که در بافتی اسطورهای قرار دارند تا مجموعههای بزرگ برادران گریم و شارل پرو رایج بودهاند. در «داستان دو برادر» (مصر، قرن سیزدهم پیش از میلاد) چندین گاو سخنگو به تصویر کشیده شدهاند و در «پسوخه و کوپیدو» (روم، قرن دوم میلادی)، زفوروس، باد غرب، پسوخه را با خود میبرد. بعداً مورچهای دلش برای او میسوزد و به او کمک میکند.
ادبیات مدرن
[ویرایش]

با تکیه بر محبوبیت افسانهها و قصههای پریان، ادبیات کودکان در قرن نوزدهم با آثاری مانند «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» (۱۸۶۵) اثر لوئیس کارول، «ماجراهای پینوکیو» (۱۸۸۳) اثر کارلو کلودی و «کتاب جنگل» (۱۸۹۴) اثر رودیارد کیپلینگ که همگی از عناصر انسانانگارانه بهره میبردند، ظهور کرد. این روند در قرن بیستم نیز ادامه یافت و بسیاری از محبوبترین عناوین دارای شخصیتهای انساننما بودند.[۵] نمونههایی از این دست عبارتاند از: قصه پیتر خرگوشه (۱۹۰۱) و کتابهای بعدی بئاتریکس پاتر، باد در درختان بید اثر کنت گراهام (۱۹۰۸)، وینی پو (۱۹۲۶) و خانهای در زمین پو (۱۹۲۸) اثر ای.ای. میلن و شیر، کمد و جادوگر (۱۹۵۰) و کتابهای بعدی از مجموعه سرگذشت نارنیا اثر سی. اس. لوئیس.
در بسیاری از این داستانها، حیوانات را میتوان به عنوان نمایانگر جنبههایی از شخصیت و منش انسان در نظر گرفت. . یکی از آثار قابل توجه که مخاطب آن بیشتر بزرگسالان را هستند، «قلعه حیوانات» اثر جرج اورول است که در آن تمام شخصیتهای اصلی، حیواناتی انساننما هستند. نمونههای غیرحیوانی شامل داستانهای مجموعه راهآهن اثر ویلبرت اودری با محوریت توماس لوکوموتیو و دیگر لوکوموتیوهای انساننما میشود.
ژانر فانتزی که از بنمایههای اساطیری، افسانههای پریان و عاشقانه[۶] نشأت گرفته، گاهی اوقات حیوانات انساننما را به عنوان شخصیت دارد. پرفروشترین نمونههای این ژانر، هابیت[۷] (۱۹۳۷) و ارباب حلقهها (۱۹۵۵–۱۹۵۴)، هر دو نوشتهٔ جی. آر. آر. تالکین، کتابهایی با موجودات سخنگو مانند کلاغها، عنکبوتها و اژدهای اسماگ و انبوهی از گابلینها و الفهای انساننما هستند.
ریچارد آدامز در دهه ۱۹۷۰ رویکردی متمایز به نوشتار انسانانگارانه در پیش گرفت. نخستین رمان او، واترشیپ دون (۱۹۷۲)، خرگوشهایی را به تصویر میکشید که میتوانستند با زبان متمایز خود (لاپین) صحبت کنند. آدامز در رمانهای بعدیاش، سگهای طاعونزده (۱۹۷۷) و مسافر (۱۹۸۸)، به داستانسرایی انسانانگارانه بازگشت.[۸][۹]
تا قرن بیست و یکم، بازار کتابهای مصور کودکان بهطور گستردهای گسترش یافته بود. شاید اکثر کتابهای مصور نوعی انسانانگاری داشته باشند[۵][۱۰] نمونههای رایج آن کرم ابریشم بسیار گرسنه (۱۹۶۹) اثر اریک کارل و گروفالو (۱۹۹۹) اثر جولیا دونالدسون هستند.
انسانانگاری در ادبیات و سایر رسانهها منجر به ایجاد خردهفرهنگی به نام «فندوم فری» شد که داستانها و آثاری هنری شامل حیوانات انسانوار و بررسی و تفسیر انسانیت از طریق انسانانگاری را ترویج و خلق میکرد.
شخصیتهای انسانوار نیز از عناصر اصلی ژانر کمیک بودهاند. برجستهترین آنها «سندمن» اثر نیل گیمن بود که تأثیر زیادی در ژانر فانتزی بر نحوهٔ نگارش شخصیتهایی که تجسم فیزیکی دارند، گذاشت.[۱۱][۱۲] مانگا و انیمههای مختلف ژاپنی نیز از انسانانگاری به عنوان اساس داستانپردازی خود استفاده کردهاند. مثالها شامل اسکوئید گرل (ماهی مرکب انساننما)، هتالیا: نیروهای محور (کشورهای شخصیتپردازیشده)، آپوته!! (سلاحهای شخصیتپردازیشده)، آرپژ فولاد آبی (کشتیهای شخصیتپردازیشده) هستند.
در ادیان
[ویرایش]اصطلاح آنتروپومورفیسم به انسانوار دیدن اشیاء اشاره دارد و بهطور خاص در فلسفه و دینشناسی، به معنای توصیف موجودات غیرمادی و در رأس آنها خدا، در شکل و صورت انسانی است. در تصویرسازیهایی که در طول تاریخ از ساحت هستی صورت گرفته است، به وضوح میتوان گرایش به ارائهٔ تصویری انسانی از خدا را مشاهده کرد که گاه شکل و شمایل فیزیکی به خود میگیرد و گاه در ابعاد عاطفی و ادراکی بروز پیدا میکند.[۱۳] بهطور کل، انسانوار انگاری عناصر اسطورهای و نقد آن، تاریخی بسیار طولانی دارد.[۱۴] گزنوفانس روایت میکند که اهالی اتیوپی، خدا را موجودی سیاه تصور میکنند، اهالی تراکیا او را چشم آبی و مو قرمز میدانند و سپس میافزاید: «اگر گاوها و اسبها دست داشتند و نقاشی میکردند، خدا را به شکل اسب و گاو میکشیدند.»[۱۵] وی همچنین به شدّت هسیود و هومر را به دلیل صفات زشت اخلاقیای که به خدایان نسبت میدادند، مورد انتقاد قرار میدهد.
در دین اسلام و آیات قرآن نیز صحبت از جسم بودن خدا شده است[۱۶] و اینکه مانند انسان میخندد، میگرید، دست[۱۷] و پا و چشم دارد و روز قیامت پای خود را داخل آتش جهنم میکند.[۱۸] با این حال، فلاسفه اسلامی اعتقاد دارند که خدا تعریفپذیر نیست؛ چون به حد و رسم شناخته نمیشود و ماهیت ندارد، یعنی خدا را نمیتوان دید و نمیتوان آن را وصف کرد.
جستارهای وابسته
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- ↑ anthropomorphism - Definition from the Merriam-Webster Online Dictionary
- ↑ Marco Frascari, Monsters of Architecture: Anthropomorphism in Architectural Theoryو Journal of Architectural Education (1984-), Vol. 46, No. 1 (Sep. , 1992), pp. 58-60
- ↑ A Note on Anthropomorphic Architecture - Nas and Brakus 7 (3): 260 - Space and Culture
- 1 2 Philostratus, Flavius (c. 210 CE). The Life of Apollonius بایگانیشده در ۳ مارس ۲۰۱۶ توسط Wayback Machine, 5.14. Translated by F.C. Conybeare. the Loeb Classical Library (1912)
- 1 2 "The top 50 children's books". The Telegraph. 22 February 2008. Archived from the original on 6 December 2019. Retrieved 2 April 2018. and Sophie Borland (22 February 2008). "Narnia triumphs over Harry Potter". The Telegraph. Archived from the original on 6 December 2019. Retrieved 2 April 2018.
- ↑ John Grant and John Clute, The Encyclopedia of Fantasy, p 621, شابک ۰−۳۱۲−۱۹۸۶۹−۸
- ↑ 100 million copies sold: BBC بایگانیشده در ۱۲ مه ۲۰۱۱ توسط Wayback Machine: Tolkien's memorabilia go on sale. 18 March 2008
- ↑ Pallardy, Richard (14 January 2016). "Richard Adams". Encyclopædia Britannica Online. Chicago, IL: Encyclopædia Britannica, Inc. Archived from the original on 22 April 2016. Retrieved 24 June 2016.
- ↑ Levy, Keren (19 December 2013). "Watership Down by Richard Adams: A tale of courage, loyalty, language". theguardian.com. Archived from the original on 20 August 2016. Retrieved 24 June 2016.
- ↑ Ben Myers (10 June 2008). "Why we're all animal lovers". The Guardian. Archived from the original on 18 January 2017. Retrieved 11 December 2016.
- ↑ Buxton, Marc (30 October 2013). "The Sandman: The Essential Horror Comic of the Nineties". Den of Geek. Archived from the original on 3 November 2013.
- ↑ Buxton, Marc (26 January 2014). "By Crom! The 10 Greatest Fantasy Comics of All-Time". Comic Book Resources. Archived from the original on 9 April 2014. Archive requires scrolldown
- ↑ Jevons, 1908: 573-578.
- ↑ Scholem, 2007: 188-191; Van Ess, 2000: 341-344.
- ↑ خراسانی، 1387: 162- 163 و 165- 168.
- ↑ Wesley Williams. Aspect Of The Creed Of Imam Ahamd Ibn Hanbal: A Study Of Anthropomorphism In Early Islamic Discourse. Int. J. Middle East Stud. 34 (2002), 441–463.
- ↑ بهطور نمونه با استناد بر آیاتی از قرآن همانند «یوم یکشف عن ساق» یا «یدالله فوق ایدیهم» (دست خدا بالاتر از دست آنهاست)
- ↑ «Volume 6, Book 60, Number 371». بایگانیشده از اصلی در ۷ ژانویه ۲۰۱۱. دریافتشده در ۱۲ دسامبر ۲۰۰۹.